شناسه خبر : 50827 لینک کوتاه
تاریخ انتشار:

آینده تحریم‌ها

غرب از تحریم‌ها علیه ایران چه انتظاری دارد؟

 

محمدحسین باقی / نویسنده نشریه 

در طول چهار دهه گذشته، تحریم‌های اقتصادی یکی از ویژگی‌های برجسته سیاست ایالات‌متحده در قبال ایران بوده است. ایالات‌متحده تحریم‌های یک‌جانبه و چندجانبه متعددی را برای منزوی کردن ایران اعمال کرده است. این تحریم‌ها نه‌تنها تاثیرات اقتصادی بلکه تاثیرات سیاسی و روانی هم به‌جا گذاشته است. در این گزارش تلاش شده نه‌تنها به دلایل وضع تحریم‌ها پاسخ داده شود بلکه تلاش شده تا «انتظار غرب از تحریم»ها هم توضیح داده شود. یکی از دلایل این تحریم‌ها مسئله برنامه هسته‌ای است که غرب حاضر به پذیرش آن نیست.

1- فشار اقتصادی؛ تحمیل درد غیرنظامی

فرضیه اساسی تحریم‌ها (به‌ویژه اقتصادی) این است که فشار اقتصادی خارجی، فشار سیاسی را در داخل کشور هدف ایجاد می‌کند و دولت را وادار به رعایت خواسته‌های قدرت‌های خارجی تحریم‌کننده می‌کند. بر اساس این استدلال سختی اقتصادی تحریم (که از آن با عنوان «جنگ اقتصادی» هم یاد می‌شود) به‌طور همزمان رفاه اجتماعی شهروندان را تضعیف و منابع دولت را محدود می‌کند. جنگ اقتصادی نارضایتی سیاسی را تشدید و حکومت را فلج می‌کند و درنهایت به تحولاتی غیرمنتظره منجر می‌شود. از این منظر، تحریم‌های اقتصادی به‌عنوان ابزارهای موثر کشورداری، اجباری برای دستیابی به «منافع سیاسی» با تحمیل «درد غیرنظامی» بدون توسل به نیروی نظامی تلقی می‌شوند.

تحریم‌های اقتصادی، اقتصاد ایران را کوچک کرد، رکود اقتصادی را افزایش داد، باعث افزایش بیکاری و تورم شد، دسترسی، مقرون‌به‌صرفه بودن و کیفیت خدمات بهداشتی را بدتر کرد و بسیاری از ایرانیان را به زیر خط فقر کشاند. درد اقتصادی ناشی از تحریم‌ها در درجه اول توسط کسانی لمس می‌شود که نفوذ کمتری در سیاست دارند. اگرچه همه ایرانیان تحت‌تاثیر منفی تحریم‌ها قرار گرفتند و هزینه‌های واقعی خود را در آموزش، بهداشت، حمل‌ونقل و سرگرمی برای تامین هزینه‌های مسکن فزاینده ناشی از آن کاهش دادند، اما فقط بخش کوچکی از جامعه ضررهای کمتری از تحریم متحمل شدند.

«هادی کحال‌زاده» بر این باور است که از نظر تاثیر بشردوستانه، تحریم‌های اقتصادی رفاه اجتماعی ایران را تحت فشار قرار داده، طبقه متوسط ایران را فلج کرده، بخش قابل‌توجهی از جامعه را به فقر کشانده و دسترسی به مایحتاج اولیه زندگی، از‌جمله غذای مغذی، مراقبت‌های پزشکی و دارو را تضعیف کرده است. به‌طور‌کلی، شوک‌های اقتصاد کلان مانند تحریم‌های اقتصادی، رفاه خانوارها را از طریق دو کانال تغییر می‌دهند: شوک‌های بازار کار و قیمت. احتمال بیشتری دارد که خانوارها در طول شوک‌های اقتصاد کلان از اخراج /تعدیل، کاهش ساعات کاری و درآمد پایین در رنج باشند زیرا این موارد منبع اصلی درآمد آنها را تهدید می‌کند.

درعین‌حال، تورم هزینه‌های خانوارها را افزایش و ارزش واقعی درآمد آنها را کاهش می‌دهد و از قدرت خرید آنها می‌کاهد. خانوارها انواع مختلفی از استراتژی‌های مقابله‌ای را برای مواجهه با کسری بودجه و قدرت خرید ضعیف خود اتخاذ می‌کنند. آنها ممکن است استراتژی‌های مبتنی بر رفتار مانند هموارسازی الگوهای مصرف، جست‌وجوی شغل اضافی یا مهاجرت را اتخاذ کنند. خانوارها ممکن است استراتژی‌های مبتنی بر دارایی مانند استفاده از پس‌انداز، فروش دارایی‌ها یا گرفتن وام را انتخاب کنند. از طرف دیگر، آنها ممکن است از جامعه یا شبکه خود کمک‌های غیررسمی و رسمی دریافت کنند و استراتژی‌های مبتنی بر کمک را دنبال کنند.

در ایران، اثرات تورم و بیکاری در همه اقشار جامعه به‌طور یکسان احساس نشده است. برای مثال، کارمندان بخش غیررسمی در معرض خطر بیشتری برای از دست دادن شغل یا سایر منابع درآمد خود بوده‌اند، درحالی‌که کارمندان رسمی، به‌دلیل قانون کار ایران، کمتر در معرض این خطر قرار دارند زیرا منابع دولتی به نوعی پشتیبان درآمدی آنهاست. به همین ترتیب، تورم بالا بیشتر خانوارهای با درآمد کم و متوسط را تحت‌تاثیر قرار می‌دهد. در این میان، خانوارهایی که سرپرست آنها کارمندان غیررسمی یا زنان هستند، بیشترین آسیب را از شوک‌های قیمتی می‌بینند. تحریم‌های اقتصادی به تورم دامن زده و درآمد نفتی ایران را کاهش داده و دسترسی به ذخایر خارجی را محدود کرده و این به کسری بودجه و کمبود ارز خارجی منجر شده است. تورم بالا، قدرت خرید واقعی خانوارها را کاهش می‌دهد و به کسری بودجه عمیق‌تر خانوارها منجر می‌شود.

2- تحریم‌ها؛ جایگزینی به جای ابزار نظامی

«سلیمان آلتیپارماک» و «کامرون جی. تیس»، استادان دانشگاه ایالتی میشیگان، بر این باورند که تحریم‌ها به‌عنوان یک ابزار سیاست خارجی، جایگزینی برای نیروی نظامی و ابزارهای دیپلماتیک در نظر گرفته می‌شوند. هنگامی که این ابزار به‌طور موثر استفاده شود، هدف آن تغییر رفتار کشور هدف است. بااین‌حال، در عوض، کشورهای هدف ممکن است با کشورهای غیرتحریم‌شده همکاری کنند تا اثرات تحریم‌ها را کاهش دهند. استفاده از تحریم‌ها به‌عنوان ابزاری برای سیاست خارجی تا چه حد ناشی از احساسات است؟ این احساسات چگونه صرف نظر از موفقیت یا اثربخشی تحریم‌ها، با سیاست‌های خارجی گسترده‌تر یا برنامه‌های سیاسی داخلی تعامل دارند؟ احساسات نقش مهمی در دیپلماسی سیاست خارجی و در تاثیرگذاری بر سیاست و ساختار جهانی ایفا می‌کنند. علاوه بر این، سیاست‌گذاران ممکن است با تمرکز زیاد توجه خود بر برخورد با دشمنان منتخب خود، انتخاب‌های جانبدارانه‌ای انجام دهند.

«آلتیپارماک-تیس» بر این باورند که تحریم‌های اقتصادی اشکالی از کشورداری هستند که تصمیم‌گیرندگان سیاست خارجی می‌توانند از آنها برای تغییر سیاست‌های کشور هدف استفاده کنند. این دیدگاهی است که تحریم‌ها را به‌عنوان یک ابزار یا وسیله می‌بیند که با توجه به هزینه‌های بالای مداخله نظامی می‌تواند به‌عنوان جایگزینی برای قدرت نظامی تفسیر شود. با وجود این، اغلب مشاهده می‌شود که تحریم‌ها در دستیابی به اهداف سیاست خارجی اثربخشی محدودی دارند. اگرچه تحقیقات فراوانی در مورد اثرات سیاسی، اقتصادی و بشردوستانه تحریم‌ها انجام شده است -که برخی از آنها موفق و موثر بوده‌اند- شواهدی نیز وجود دارد که نشان می‌دهد تحریم‌ها می‌توانند به روابط میان تحریم‌کننده و تحریم‌شونده آسیب برسانند.

تصمیم‌گیرندگانی که تحریم‌ها را اعمال می‌کنند ممکن است دچار یک خطای ساده شوند و آن این است که خود را به‌عنوان قاضی در نظر می‌گیرند، درحالی‌که وضعیت خصومت پایدار در جریان است. به باور «آلتیپارماک-تیس»، در این زمینه، ایدئولوژی تنبیهی نیز از درون دچار اختلاف می‌شود. مجازات و بازدارندگی نمایانگر دیدگاه‌های اساساً متضاد در مورد مجازات هستند. مجازات مبتنی بر قانون تلافی است درحالی‌که بازدارندگی، با هدف جلوگیری از جرم در آینده انجام می‌شود. «نوسال» به‌درستی تحریم‌های بین‌المللی را به‌عنوان نوعی مجازات بین‌المللی در نظر می‌گیرد که شامل درک تلافی‌جویانه است. بنابراین، تحریم‌ها در غیاب یک مرجع بالاتر مشروع، به‌عنوان یک اقدام تنبیهی بین‌المللی عمل می‌کنند. نوسال در تحقیق خود (1989) در مورد اهداف مختلف مجازات (اجبار، پیشگیری و تلافی)، به این ایده می‌پردازد که همه منطق‌های مرتبط با مجازات به‌راحتی قابل‌درک نیستند.

95

3- تحریم و بازی سرزنش

یکی از تاثیرات تحریم دامن زدن به شکاف سیاسی در ایران است. نیروهای سیاسی در ایران وارد «بازی سرزنش» شده و یکدیگر را به‌دلیل نزدیکی به غرب محکوم می‌کنند. الجزیره در گزارشی می‌نویسد، تحریم‌ها اقتصاد ایران را که از قبل دچار بحران بود، بیش از پیش تضعیف می‌کند. این مسئله همراه با افزایش ناامیدی عمومی، دولت را زیر فشار قرار داده و باعث می‌شود اختلافات از «زیر» به «سطح» بیاید. الجزیره بر این باور است که دولت ایران برای تقویت حس همبستگی ملی، مبادرت به استفاده از احساسات ملی‌گرایانه می‌کند؛ رویکردی که شاید مورد قبول برخی نیروهای ارزش‌مدار نباشد؛ نیروهایی که به جای تاکید بر «ملیت» بر «دیانت» تاکید می‌ورزند. الجزیره بر این باور است که تحریم‌ها باعث می‌شود برخی نیروهای سیاسی در ایران جناح مقابل را به دلیل نزدیک شدن به غرب سرزنش کند چراکه این گروه غرب را باعث و بانی گرفتاری‌های اقتصادی ایران می‌داند.

با وجود این، مردم به‌صورت روزانه درد اقتصادی را لمس می‌کنند. به گزارش الجزیره، طی روزها و هفته‌های اخیر چند چهره برجسته سیاسی که از قضا در برنامه هسته‌ای ایران نقش داشتند به صدر رسانه‌ها آمده‌اند. حسن روحانی که مخالفانش او را به‌‌دلیل تمایلش به غرب «خائن» خطاب کرده‌اند یکی از این چهره‌هاست که به‌دلیل رویکرد نزدیکی به غرب موردحمله جناح تندروی سیاسی در ایران قرار گرفته است. «زاخاری لوب»، از شورای روابط خارجی آمریکا، معتقد است که تحریم‌های بین‌المللی ضربه شدیدی به اقتصاد ایران وارد کرده‌اند. این امر کوچک شدن اقتصاد ایران و بریدن آن از اقتصاد بین‌الملل را به همراه داشته است. به‌طور نمونه، جیکوب لو، وزیر خزانه‌داری ایالات‌متحده، در آوریل ۲۰۱۵ تخمین زد که اقتصاد ایران ۱۵ تا ۲۰ درصد کوچک‌تر از آن چیزی است که اگر تحریم‌ها در سال ۲۰۱۲ تشدید نمی‌شدند، می‌بود و تنها ۱۶۰ میلیارد دلار درآمد نفتی ازدست‌رفته را به همراه داشت. علاوه بر این، بیش از ۱۰۰ میلیارد دلار دارایی ایران در حساب‌های مسدودشده در خارج از کشور نگهداری می‌شود. به باور او، تحریم‌های ایران بیش از آنکه ریشه‌های اقتصادی داشته، منشأ سیاسی دارد و آن منشأ هم همان پرونده هسته‌ای ایران است.

از دیگر پیامدهای تحریم، افزایش هزینه‌های سلامت در سطح ملی است. یک تحلیل نشان می‌دهد که کارگران غیررسمی و خانوارهای بیکار، فقر سلامت را با نرخی -حداقل- چهار برابر بیشتر از بقیه تجربه می‌کنند. فقر سلامت زمانی اتفاق می‌افتد که یک خانوار غیرفقیر به دلیل هزینه‌های مراقبت‌های بهداشتی از جیب خود، به فقر دچار شود. آمارها نشان می‌دهد در طول شوک‌های اقتصادی، ایرانیان هزینه‌های مراقبت‌های بهداشتی خود را کاهش می‌دهند.

4- تحریم‌ها و تعمیق همکاری سیاسی میان تهران-مسکو

«جورجیو کافیرو»، استادیار دانشگاه جورج تاون، بر این باور است که تحریم‌های غرب ایران را به آغوش دشمنان غرب مانند روسیه می‌کشاند و باعث می‌شود چرخش استراتژیک تهران به سمت شرق تسریع شود؛ تغییری که در دولت دوم ترامپ شتاب بیشتری گرفته است. او معتقد است با وجود بی‌اعتمادی مداوم، ایران و روسیه بازیگران عملگرایی هستند. تا زمانی که غرب به‌دنبال سیاست‌های انزوا باشد، همکاری اقتصادی عمیق‌تر میان تهران و مسکو پیامد منطقی آن است. ایران و روسیه با تمایل به مقابله با نفوذ ایالات‌متحده، آماده‌اند تا همکاری‌های دوجانبه و چندجانبه خود را تعمیق بخشند. ایران و روسیه در بحبوحه تحریم‌ها، روابط خود را تقویت می‌کنند.

امتناع روسیه از رعایت تحریم‌ها، حداقل تا حدی، به ایران کمک می‌کند تا از فشار اقتصادی فزاینده عبور کند. تجارت و همکاری دوجانبه در بخش‌های مختلف، ازجمله انرژی هسته‌ای، با اجرای پیمان مشارکت جامع استراتژیک میان دو کشور که به امضای پوتین-پزشکیان رسید عمیق‌تر خواهد شد. در راستای سیاست «نگاه به شرق» ایران، تهران معتقد است سرنوشت ژئوپولیتیک این کشور با روسیه، چین و دیگر قدرت‌های غیرغربی مانند پاکستان، جمهوری‌های آسیای میانه و کره شمالی همراستاست. از دیدگاه تهران، تحریم‌های غرب، دیدگاه دیرینه این کشور مبنی بر غیرقابل اعتماد بودن قدرت‌های غربی را بیشتر تایید می‌کند. علاوه بر این، حمایت اروپا، به‌ویژه آلمان، از اسرائیل در طول جنگ 12روزه اخیر -و البته حملات نظامی ایالات‌متحده به تاسیسات هسته‌ای ایران- صداهایی را که در تهران به دنبال یافتن «درک جدیدی» با پایتخت‌های غربی بودند، به‌شدت تضعیف کرد.

به‌رغم همسویی فزاینده، موانع اصلی در تبدیل مشارکت تهران-مسکو به یک اتحاد کامل همچنان پابرجاست. مهم‌ترین آنها، رابطه جدی و عملگرایانه روسیه با اسرائیل است که تحت رهبری پوتین و نتانیاهو تقویت شده است. تمایل کرملین برای حفظ روابط قوی با پادشاهی‌های خلیج فارس نیز منبع دیگر تنش است. علاوه بر این، واکنش روسیه به جنگ 12روزه، تمایل مسکو به حفظ تعادل بین اسرائیل، کشورهای عربی و ایران را برجسته کرد. مسکو حملات اسرائیل به ایران را محکوم کرد و خواستار کاهش تنش شد، اما هیچ اقدام ملموسی در حمایت از ایران انجام نداد.

بااین‌حال، تهران همچنان به دنبال نزدیک‌تر شدن به روسیه برای دستیابی به نیازهای اقتصادی و نظامی خود است. با امتناع مسکو از اجرای تحریم‌های سازمان ملل، ایران برای همکاری بیشتر در زمینه اشتراک‌گذاری اطلاعات، پشتیبانی فنی و فناوری پیشرفته نظامی به دولت پوتین روی آورده، درحالی‌که ایران روی روسیه برای تسهیل بیشتر همکاری دفاعی میان ایران و جمهوری‌های مختلف شوروی سابق از تاجیکستان تا بلاروس حساب می‌کند. با نگاهی به آینده، افزایش همگرایی ایران و روسیه، تلاش‌های غرب برای منزوی کردن تهران را تضعیف خواهد کرد. همزمان با تعمیق هماهنگی‌های اقتصادی، نظامی و دیپلماتیک هر دو کشور، آنها نه‌تنها برای کاهش اثربخشی تحریم‌های غرب، بلکه برای به چالش کشیدن معماری گسترده‌تر نظم جهانی به رهبری ایالات‌متحده نیز تلاش می‌کنند.

5- تحریم‌ها و فروپاشی دیپلماسی غرب

بازگشت تحریم‌های ایران، فروپاشی یک توافق دیپلماتیک را رقم زد که یک دهه برای آن مذاکره شده بود. اعمال مجدد تحریم‌ها نه‌تنها انزوای ایران، بلکه تلاش‌های دیپلماتیک ضعیف قدرت‌های بزرگ اروپایی را نیز برجسته می‌کند. «سیدرا شوکات»، محقق، بر این باور است که قدرت‌های اروپایی با تکیه بر زور و همسویی با استراتژی «فشار حداکثری» واشنگتن، اعتماد را از بین برده، برداشت‌ها از ناتوانی خود در حفظ توافق‌های معتبر را افزایش داده و تحریم‌ها را به نمادی از شکست دیپلماتیک تبدیل کرده‌اند. این محقق بر این باور است که به ایران به‌طور سیستماتیک خیانت شده است. حملات هماهنگ ایالات‌متحده و اسرائیل در ژوئن ۲۰۲۵ به تاسیسات هسته‌ای ایران در طول مذاکرات، هرگونه اعتماد باقی‌مانده به نیات غرب را از بین برد.

فعال شدن مجدد تحریم‌ها در درجه اول نشان‌دهنده شکست اروپا در تضمین دستاوردهای دیپلماتیک است. اولین ضربه این تحریم‌ها بر مردم عادی ایران وارد می‌شود. کاهش ارزش پول، بیکاری و رکود اقتصادی تشدید خواهد شد. بخش بانکی ایران با انزوای بیشتری روبه‌رو می‌شود. تهران که از سال ۲۰۱۸ تحریم‌های ایالات‌متحده را تحمل کرده است، با تکیه فزاینده بر استراتژی نگاه به شرق خود برای تعمیق روابط اقتصادی و دیپلماتیک با چین و روسیه، خود را با شرایط وفق داده است.

بخش انرژی دوباره زیر فشار قرار خواهد گرفت، اما این موضوع تا حد زیادی به میزان شدت اعمال تحریم‌های ثانویه از سوی ایالات‌متحده، به‌ویژه علیه چین، یکی از بزرگ‌ترین خریداران نفت ایران، بستگی دارد. شاید نگران‌کننده‌ترین احتمال پس از بازگشت تحریم‌ها، حملات مجدد اسرائیل علیه زیرساخت‌های هسته‌ای ایران باشد. با بازگشت تحریم‌ها، اسرائیل ممکن است بار دیگر به دنبال راه‌حل نظامی باشد و خطر تشدید تنش در منطقه را افزایش دهد.

اعمال مجدد تحریم‌ها، نشان‌دهنده فروپاشی اعتماد و تعمیق بیشتر شکاف میان ایران و غرب است. برای ایران، این تحریم‌ها این تصور را تقویت می‌کند که وعده‌های غرب غیرقابل‌اعتماد و دیپلماسی یک تله است. برای اروپا، این اقدام، نفوذ محدودش را برجسته می‌کند، زیرا به جای دنبال کردن راه‌حل‌های مستقل، به‌طور فزاینده‌ای به سمت رویکرد واشنگتن متمایل می‌شود. درنهایت، تحریم‌ها بیش از آنکه مسیر استراتژیک تهران را تغییر دهند، مردم عادی ایران را مجازات خواهند کرد.

«سیلویا بولتوک»، متخصص مسائل بین‌الملل در «SpecialEurasia» هم می‌نویسد، تحریم‌ها باعث شده اقتصاد ایران در وضعیت «نه جنگ و نه صلح» قرار گیرد. این تعلیق، برنامه‌ریزی و سرمایه‌گذاری بلندمدت تجاری را فلج کرده است. رهبران تجاری و مقام‌های اقتصادی ایران هشدار می‌دهند که اقتصاد از فضای «ریسک‌پذیری» به فضای «عدم اطمینان کامل» تغییر یافته است و این امر اساس بخش تولیدی کشور را تهدید می‌کند. این کارشناس معتقد است فشار ناشی از تحریم‌ها و دسترسی محدود به ریل‌های مالی جهانی، تهران را به بررسی ترتیبات جایگزین (تسویه‌حساب‌های غیردلاری، تهاتر، سوآپ ارزی منطقه‌ای) ترغیب کرده است. پیشنهاد همکاری «استیبل کوین» با پشتوانه طلا با روسیه (که اغلب به‌عنوان «توکن خلیج فارس» شناخته می‌شود)، در صورت پیگیری، تلاشی استراتژیک برای دور زدن تحریم‌های غرب و تثبیت مجدد پرداخت‌های فرامرزی خواهد بود.

6- کارگران ایرانی در لبه پرتگاه

امیر یک نویسنده ۳۴ساله محتوای وب‌سایت در تهران، می‌گوید تشدید تحریم‌ها سیاست تعدیل نیرو را به‌دنبال دارد. امیر می‌گوید تعدیل نیرو شخصاً بر او تاثیر خواهد گذاشت. در کنار تشدید تحریم‌ها، جنگ 12روزه هم مزید بر علت شد تا پیامدهای اقتصادی سخت‌تری بر ایرانیان تحمیل شود. نشریه «د نیو هیومنترین» در گزارشی نوشت، در یکی از روزها، هنگامی که امیر در حال چک کردن پیام‌هایش در کامپیوتر بود، ای‌میلی از منابع انسانی شرکتش دید که می‌گفت به دلیل فشارهای مالی و عدم قطعیت اقتصادی در حال تعدیل نیرو است. قرارداد او در پاییز تمدید نشد. او گفت: «هرگز فکر نمی‌کردم این اتفاق برای من بیفتد. نمی‌دانم چطور هزینه‌های زندگی‌ام را تامین کنم. با دوستانم تماس گرفته‌ام، رزومه‌ام را از طریق سایت‌های کاریابی به چند جا فرستاده‌ام، اما واقعیت این است که هیچ موقعیت شغلی خوبی وجود ندارد. شرکت‌های بزرگ و معتبر استخدام نمی‌کنند.»

داستان امیر در سراسر ایران، درحالی‌که کسب‌وکارها با تورم بالای درصدی و کاهش ارزش ریال دست‌وپنجه نرم می‌کنند، در حال تکرار است. مشکلات اقتصادی و بیکاری جوانان مدت‌هاست که چالش‌های مداومی در ایران بوده و گاهی اوقات به محرک اعتراضات بزرگ تبدیل شده است. اما رکود فعلی به‌طور غیرمعمول ناگهانی و عمیق بوده است. تحریم‌ها باعث شده شرکت‌ها با سرعت نگران‌کننده‌ای مشاغل را از دست بدهند. طبق گزارش صندوق بین‌المللی پول، نرخ بیکاری از هشت درصد در سال گذشته به 5 /9 درصد افزایش یافته است.

«د نیو هیومنترین» افزود: یک نظرسنجی در ماه آگوست از اتاق بازرگانی تهران، مقیاس بحران اقتصادی فعلی ایران را آشکار می‌کند. تقریباً ۳۳ درصد از شرکت‌های مورد‌بررسی اعلام کردند که قصد دارند تعدادی از کارکنان خود را تعدیل کنند، درحالی‌که ۳۶ درصد در حال بررسی تعطیلی بخشی یا تمام فعالیت‌های خود هستند. این گزارش نشان می‌دهد بخش‌های تولید و فناوری اطلاعات بیشترین آسیب را دیده‌اند، به‌طوری‌که به ترتیب ۶۹ درصد و ۶۳ درصد از این شرکت‌ها، افت نقدینگی بیش از ۵۰ درصد را تجربه کرده‌اند.

شوک‌های اقتصادی اخیر یک بحران انسانی چندوجهی را نیز دربر می‌گیرند. سال‌ها تورم بالا، که عمدتاً ناشی از تحریم‌هاست، هزینه سبد غذایی اساسی خانوار را فراتر از حداقل دستمزد برده و بسیاری از خانواده‌ها را مجبور کرده برای پوشش سایر هزینه‌های ضروری، از هزینه‌های تغذیه خود بکاهند. دسترسی به مراقبت‌های بهداشتی نیز تحت فشار است. اگرچه دارو از تحریم‌ها معاف است، اما بسیاری از شرکت‌های داروسازی به‌دلیل مشکلات مربوط به تراکنش‌های مالی، بیمه و ریسک عمومی، به ایران دارو نمی‌فروشند. اگرچه ادعا می‌شود تحریم‌های بین‌المللی برای دستیابی به اهداف سیاسی طراحی شده‌اند، اما فوری‌ترین و ملموس‌ترین تاثیر آنها از طریق عموم مردم احساس می‌شود. گزارش اخراج‌های گسترده افزایش یافته است.

97

7- تضعیف طبقه متوسط

محققان می‌گویند؛ طبقه متوسط ایران، که مدت‌ها نیروی اعتدال سیاسی، ثبات و رشد اقتصادی بود، زیر فشار تحریم‌های غرب به‌سرعت در حال کوچک شدن است. در پی آن، شکاف ثروت رو به افزایش است. این بدین معناست که تعداد بیشتری از ایرانیان با درآمد کم دست‌وپنجه نرم می‌کنند، درحالی‌که یک گروه کوچک از نخبگان در حال پیشرفت هستند. برآوردها نشان می‌دهد که نارضایتی از تحریم بین طبقات اجتماعی آشکار است و ناامیدی که جمعیت جوان و تحصیل‌کرده احساس می‌کند، بیش از هر زمان دیگری محسوس است. اگر نرخ بیکاری را بر این وضعیت بیفزایید، افق روشنی نمایان نیست.

سی‌ان‌ان در گزارشی نوشت، الهام، معلم مدرسه‌ای در تهران، می‌گوید: «شما می‌توانید تفاوت میان ثروتمندان و فقرا را بیش از هر زمان دیگری احساس کنید؛ همه‌چیز گران شده است، چه نان باشد چه مرغ. در همین حال، برخی را در کافی‌شاپ‌های لوکس و رستوران‌های لوکس می‌بینید.» قیمت کالاهای اساسی افزایش یافته و نرخ تورم سالانه طبق آمار صندوق بین‌المللی پول در ماه اکتبر 4 /42 درصد بوده است. به گفته مغازه‌داران و ساکنان، در جنوب تهران، قیمت کالاهای اساسی خانوار مانند برنج تقریباً چهار برابر شده است.

شکاف فزاینده ثروت و نابرابری مانند زخمی چرکین است که می‌تواند به نارضایتی عمیق اجتماعی منجر شود. کارشناسان بر این باورند که تحریم‌ها به مثابه «مجازات طبقه متوسط» در ایران است. ایران به‌دلیل جمعیت‌شناسی خود، که شامل «طبقه متوسط بزرگ، تحصیل‌کرده و در حال رشد» است، جایگاه منحصربه‌فردی در میان کشورهای تحریم‌شده دارد. اهل نظر بر این باورند که تحریم‌های غربی «به قلب ساختار اجتماعی مدرن ایران حمله کرده‌اند». ایجاد طبقه متوسط ایرانی -متشکل از کارمندان دولت، معلمان و متخصصان- یک قرن در حال شکل‌گیری بوده است. طبقه متوسط در ایران فراتر از نقش خود در سیاست، مولد کارآفرینی نیز بوده و برخی از موفق‌ترین استارت‌آپ‌ها را به‌ وجود آورده است. اما بسیاری از جوانان ایرانی می‌گویند که اکنون فرصت‌های کمی می‌بینند.

علی، ۳۴ساله ساکن تهران، می‌گوید: «من زمان زیادی را صرف این می‌کنم که آیا از ایران بروم یا نه. به این فکر می‌کنم که کجا باید بروم و حتی از کجا می‌توانم ویزا بگیرم. من در اسنپ رانندگی می‌کنم و هنوز هم برایم سخت است. مطمئن نیستم با این تعداد کم شغل چه کار دیگری می‌توانم انجام دهم.» علی، مانند بسیاری از ایرانیان، دوران سختی را پشت سر گذاشته است. او که در رشته مهندسی کامپیوتر تحصیل کرده، برای یافتن کار در رشته خود با مشکل مواجه بوده است. نگرانی‌های او از زمانی که اسرائیل و ایالات‌متحده در ماه ژوئن به ایران حمله کردند افزایش یافته است.

به گزارش سی‌ان‌ان، تحلیلگران می‌گویند آسیب‌های سیاسی ناشی از سال‌ها تحریم را می‌توان در جامعه ایران مشاهده کرد. سینا طوسی، عضو ارشد اندیشکده مرکز سیاست بین‌الملل مستقر در ایالات‌متحده، گفت: «تحریم‌ها بازیگران اقتصادی مستقل را تضعیف کرده و درعین‌حال بازیگران وابسته به دولت و بخش‌های دیگر را تقویت کرده است.» طوسی گفت: «تحریم‌ها با هدایت منابع به بازیگرانی که از انزوا سود می‌برند، موازنه را به سمت جناح‌های مبتنی بر کنترل و رویارویی تغییر داده و قدرت تندروها را تثبیت کرده‌اند.»

طبقه متوسط از نظر تاریخی نیرویی از اعتدال و ثبات در ایران است که شکاف‌های جامعه را پر و با افراط‌گرایی مقابله می‌کند. برخی کارشناسان بر این باورند که «طبقات متوسط از امنیت اقتصادی و آموزش لازم برای حمایت از آزادی‌های مدنی و پاسخگویی سیاسی برخوردارند. تحقیقات نشان می‌دهد تحریم‌ها به‌طور سیستماتیک این امنیت را از بین برده‌اند. وقتی مردم مشغول امرارمعاش روزانه هستند، ظرفیت آنها برای مشارکت سیاسی سازمان‌یافته و بلندمدت به‌شدت کاهش می‌یابد.»

«محمد فرزانگان» بر این باور است که با کاهش طبقه متوسط، شاهد شروع شکل‌گیری یک گروه کوچک و نخبه خواهیم بود که از تحریم‌ها سود می‌برند. آنها در بالا مصون هستند و در پایین، شاهد «فقرای جدید» هستیم. او می‌گوید: «تحریم‌ها، همراه با فساد، مانند رابین هودِ معکوس عمل می‌کنند و از طبقه متوسط و فقیر برای غنی‌سازی قدرتمندان استفاده می‌کنند.» این امر مشارکت سیاسی را به‌طور کامل از بین نمی‌برد، اما آن را تغییر می‌دهد. فرزانگان می‌گوید: «مطالبه طبقه متوسط به فریاد برای بقا و نان تغییر کرده است.»

مسئله دیگر این است که سوق یافتن مردم به فقر، وابستگی آنها به خدمات دولتی را افزایش می‌دهد. تحریم‌ها منبع اصلی درآمد دولت، یعنی صادرات نفت و توانایی دولت را برای تامین میلیون‌ها ایرانی فقیر از طریق شبکه‌های تامین اجتماعی محدود کرده است. فرزانگان بر این باور است که بازسازی طبقه متوسط، اگرچه ممکن است، اما یک «چالش نسلی» است و با برداشته شدن تحریم‌ها به این زودی‌ها قابل مرتفع شدن نیست.

پایگاه «آکسفورد هیومن رایتس هاب» بر این باور است که اگرچه تحریم‌های اقتصادی می‌تواند به کشور هدف خسارت وارد کند، اما اغلب برای ساکنان آن کشور پرهزینه است. چشمگیرترین تاثیر تحریم‌های اقتصادی بر زندگی غیرنظامیان، نقض حقوق اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی ساکنان کشور هدف است. در نتیجه اعمال تحریم‌های اقتصادی یک‌جانبه ایالات‌متحده، مردم ایران با تهدیدات بشردوستانه، به‌ویژه عدم دسترسی به داروها، لوازم پزشکی، فقر، تورم بالا و بیکاری بالا مواجه شده‌اند. همه اینها مربوط به «حق برخورداری از سطح زندگی مناسب» است که در ماده 11(1) میثاق بین‌المللی حقوق اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی سازمان ملل (1966) آمده است، که به معنای ایجاد حداقل حق برخورداری از غذا، پوشاک و مسکن در سطح کافی است.

آنچه مسلم است این است که تحریم‌های شدید به زندگی غیرنظامیان آسیب رسانده و بنابراین از هدف اصلی خود -تمرکز انحصاری بر «تلاش برای تغییر سیاست‌های هسته‌ای و منطقه‌ای ایران»- دور شده‌اند. بررسی سابقه تحریم‌ها نشان می‌دهد در بیشتر موارد، تحریم‌های اقتصادی تاثیر اقتصادی قابل‌توجهی داشته‌اند، اما موفقیت سیاسی آنها قابل‌توجه نبوده است. بررسی‌ها نشان می‌دهد تحریم‌های اقتصادی ایالات‌متحده به دلیل عدم رعایت اصول اساسی حقوق بشر، در دستیابی به اهداف سیاست خارجی شکست خورده‌اند. همان‌طور که توسط کمیته حقوق اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی سازمان ملل متحد (CESCR) تایید شده است، لازم است «بین هدف اصلی اعمال فشار سیاسی و اقتصادی بر یک کشور برای ترغیب او به رعایت قوانین بین‌المللی و تحمیل رنج جانبی بر آسیب‌پذیرترین گروه‌های درون کشور هدف، تمایز قائل شویم». تاثیرات بشردوستانه تحریم‌های اقتصادی از منظر حقوق بین‌الملل هیچ توجیهی ندارد. صرف‌نظر از علل، استفاده از تحریم‌های شدید از سوی دولت ایالات‌متحده به‌عنوان یک اقدام سیاسی برای مجازات ایران، باعث رنج ایرانیان شده است.

8- غرب از تحریم‌ها چه انتظاری دارد؟

در پایان بد نیست به این پرسش پرداخته شود که اساساً هدف از تحریم‌ها چیست. اگرچه در لابه‌لای این گزارش توضیحاتی داده شد اما به‌طور مختصر می‌توان اشاره کرد که: اول، این تحریم‌ها به دلیل برنامه هسته‌ای ایران اعمال می‌شود. این تحریم‌ها ناشی از اختلاف میان غرب و تهران بر سر پایبندی به توافق هسته‌ای ۲۰۱۵ است. این تحریم‌ها بر این است که ایران را از غنی‌سازی اورانیوم در هر سطحی، پرتاب موشک‌های بالستیک با قابلیت کلاهک هسته‌ای و انتقال دانش فنی موشک‌های بالستیک منع کند. به گزارش نیویورک‌تایمز، مقام‌های ایرانی تحریم‌ها را ابزاری برای تغییر رژیم می‌نگرند. مسعود پزشکیان، رئیس‌جمهور ایران، در یک نشست خبری با خبرنگاران در نیویورک گفت: «غرب می‌خواهد ما را سرنگون کند. اگر شما جای ما بودید، چه می‌کردید؟» «نیسان رفعتی»، تحلیلگر ارشد ایران در گروه بین‌المللی بحران، می‌گوید که تحریم‌های سازمان ملل «فشار قابل‌توجه بر اقتصاد ایران را تشدید می‌کند». غرب می‌کوشد با استفاده از «قایق توپ‌دار» و استفاده از زور ایران را به مدار غرب بکشاند. به نوشته نیویورک‌تایمز، مشاهده پهپادهای ایرانی در اوکراین باعث شده غرب به تلافی در پرونده هسته‌ای ایران بپردازد.

رهبران غربی معتقدند یک رژیم تحریم بی‌رحمانه، ایران را مجبور به پذیرش هزینه‌های اقتصادی ادامه برنامه هسته‌ای خواهد کرد. آنها همچنین معتقدند تحریم‌های شدید، سایر کشورها را از دنبال کردن چنین برنامه‌ای بازمی‌دارد. بااین‌حال، موفقیت تحریم‌های فعلی علیه ایران را نمی‌توان به‌راحتی سنجید. این تحریم‌ها، ایران را باز نداشته است. در عوض، تحریم‌ها باعث شده رهبران ایران برای برآوردن نیاز این کشور به سرمایه خارجی، به چین و روسیه روی آورند. 

دراین پرونده بخوانید ...