شناسه خبر : 51429 لینک کوتاه
تاریخ انتشار:

معمای اژدها

چرا سه هزار فرمانده از ارتش چین کنار گذاشته شدند؟

 

محمدحسین باقی / نویسنده نشریه 

شی جین پینگ، رهبر چین، می‌گوید که «خطر» و «فرصت بزرگ» اغلب با هم می‌آیند. این موضوع، اکنون که او فرماندهی عالی ارتش چین را از بین برده و خلئی ایجاد کرده که انتظار می‌رود با نسل جدیدی از وفاداران دست‌چین‌شده پر شود، در مورد او کاملاً صادق است. تصفیه ژنرال ارشد چین، ژانگ یوشیا، نمایش خیره‌کننده‌ای از تسلط خودکامانه شی بر ارتش -منبع نهایی قدرت برای رهبران چین- بود. اما تهی شدن رهبری ارتش آزادی‌بخش خلق، جاه‌طلبی دیرینه شی برای تحت کنترل درآوردن تایوان (در صورت لزوم با زور) را نیز پیچیده می‌کند. نگرانی مبرم شی این است که چگونه این تحولات، بر نقطه عطف ۲۰۲۷ که او برای نوسازی ارتش و همچنین -به گفته برخی از مقامات اطلاعاتی آمریکا- برای به‌دست آوردن توانایی حمله موفقیت‌آمیز به تایوان تعیین کرده است، تاثیر خواهد گذاشت.

کریس باکلی، گزارشگر نیویورک‌تایمز، بر این باور است که برکناری سریع ژنرال ژانگ و یکی دیگر از فرماندهان ارشد، ژنرال لئو ژنلی، از سوی شی، که به «نقض شدید نظم و قانون» متهم شده‌اند، به رهبر چین اختیار تام می‌دهد تا گروه جدیدی از فرماندهان را انتخاب کند. ده‌ها ژنرال و دریاسالار در طول سه سال گذشته، بازداشت یا ناپدید شده‌اند. بر اساس برخی روایت‌ها، تاکنون سه هزار نفر از مقام‌های ارشد و میانی ارتش چین، پاکسازی و تصفیه شده‌اند. جان کالوِر، تحلیلگر سابق سیا که اکنون عضو ارشد غیرمقیم در موسسه بروکینگز است، معتقد است: «شی همه چیز را پاک کرده است.» او بر این باور است که «شی اصلاحات تدریجی را آزمود درحالی‌که تا حد زیادی به ارتش آزادی‌بخش خلق، برای مدیریت امور نظامی اعتماد داشت. سال گذشته، او به این نتیجه رسید که این کار شکست خورده است. چیزی کاملاً جدید در راه است».

اما شی احتمالاً به سال‌ها زمان نیاز دارد تا نسل جدیدی از افسران جوان را که بتواند به آنها اعتماد کند، پرورش دهد. برخی از کارشناسان معتقدند که تاخیر و اختلال ناشی از آن می‌تواند اهداف نظامی شی را به عقب برگرداند و اعتماد او را به اینکه ارتش آزادی‌بخش خلق، قادر به مطیع کردن تایوان در سال‌های آینده خواهد بود، تضعیف کند. کالور استدلال کرد که به نظر می‌رسد همین حالا هم آشفتگی‌ها باعث کند شدن حرکت ارتش شده است. این تحلیلگر سابق سیا، خاطرنشان کرد که به نظر می‌رسد برخی از رزمایش‌های عمومی که هرسال برگزار می‌شوند، به تعویق افتاده‌اند. از نظر کالور، رهبر چین ممکن است در مورد تایوان مرددتر شود، نه متخاصم‌تر. کالور گفت: «برای شی جین‌پینگ، تایوان بحرانی است که باید از آن اجتناب کند، نه فرصتی که بخواهد از آن استفاده کند.»

جای خالی در راس فرماندهی ارتش، شی را با انتخابی روبه‌رو می‌کند که چشم‌انداز جنگ بر سر تایوان را شکل می‌دهد. کارشناسان گفتند اینکه او کدام افسران را ارتقا می‌دهد و چقدر به آنها اعتماد دارد، می‌تواند نحوه مدیریت یک فرماندهی عالی بازسازی‌شده چین را در بحران آینده تعیین کند. برخی از تحلیلگران می‌گویند خطر این است که فرماندهان جدید ممکن است اعتمادبه‌نفس و اختیار لازم برای ارائه ارزیابی‌های نظامی صریح به شی را نداشته باشند. درو تامپسون، مقام سابق پنتاگون که در سال ۲۰۱۲ میزبان ژنرال ژانگ و دیگر افسران ارشد چینی در سفری به ایالات‌متحده بود، گفت: «اگر شی جین‌پینگ توصیه‌های بدی دریافت کند، اگر به‌دلیل اینکه چاپلوسانی به او می‌گویند آنچه می‌خواهد بشنود، نه آنچه نیاز دارد، دچار اشتباه محاسباتی می‌شود. این خطر شماره یک است.» به نظر می‌رسید ژنرال ژانگ به‌ویژه به شی نزدیک بود. هر دو فرزندان فرماندهان انقلابی ارتش هستند که در کنار یکدیگر جنگیده‌اند. شی، ژنرال ژانگ را ارتقا داد و او را به متحدی در تلاش‌هایش برای پاکسازی و تبدیل ارتش به یک نیروی قرن بیست‌ویکم تبدیل کرد. رئیس‌جمهور چین، ژنرال ژانگ را در سال ۲۰۲۲، حتی پس از سن بازنشستگی، به‌عنوان معاون رئیس کمیسیون مرکزی نظامی حفظ کرد و او را به‌جایگاه ارشدترین فرمانده تمام‌وقت چین ارتقا داد. ژنرال ژانگ به‌طور آشکار، مدافع سرسخت ماموریت شی برای قرار دادن تایوان تحت حاکمیت پکن بود. سارا بران، مدیر ارشد امور چین و تایوان در شورای امنیت ملی، گفت که وقتی ژنرال ژانگ در سال ۲۰۲۴ با مقامات آمریکایی ملاقات کرد، موضع سرسختانه‌ای اتخاذ کرد. بران افزود: «او هشدار روشنی در مورد تایوان و چهارچوب دفاعی از تجمیع نظامی قوای چین ارائه داد؛ چین به‌دنبال جنگ با ایالات‌متحده نیست، اما اگر ایالات‌متحده جنگی را آغاز کند، چین تا آخر خواهد جنگید.»

معلوم نیست چرا شی دست به اقدام علیه این دو ژنرال زد. سرمقاله‌ای در روزنامه ارتش چین نشان داد که آنها به فساد و تضعیف فرماندهی شی متهم شده‌اند، اما این روزنامه جزئیات بیشتری ارائه نکرد. برخی از تحلیلگران گفتند که چنین عباراتی نشان می‌دهد که شکاف بین شی و ژنرال ژانگ، ممکن است ناشی از اختلاف نظر یا اصطکاک بر سر نحوه اجرای اهداف شی باشد. ژنرال ژانگ به‌عنوان معاون ارشد رئیس کمیسیون مرکزی نظامی بر عملیات نظارت داشت، درحالی‌که ژنرال لئو، به‌عنوان فرمانده ستاد مشترک، به‌شدت در برنامه‌ریزی برای رزمایش‌ها و عملیات‌ها مشارکت داشت.

تامپسون، مقام سابق پنتاگون گفت که سقوط همزمان آنها با اتهامات یکسان، نشان می‌دهد که شی ممکن است آنها را به‌عنوان افرادی که علیه او تبانی کرده‌اند، دیده باشد. وی افزود: در حلقه داخلی شی «بی‌احترامی‌های کوچک می‌توانند به اختلافات بزرگی تبدیل شوند. اگر شی جین‌پینگ نسبت به اختلافاتی که با ژانگ داشت حساس بود، حتی اختلافات نسبتاً کوچک نیز می‌توانستند در ذهن خود شی به یک تهدید یا توهین تبدیل شوند». شی با حذف بسیاری از رهبران نظامی قبلی چین، نشان داده که می‌خواهد نسل جدیدی از ژنرال‌ها را بسازد که از شکست‌هایی که در اسلاف خود می‌بیند، پاک باشند. در حال حاضر نشانه‌هایی از این گذار دیده می‌شود. در ماه دسامبر، او فرماندهان جدیدی را برای دو منطقه عملیاتی، از جمله منطقه نظامی شرقی که مسئول عملیات در اطراف تایوان است، منصوب کرد.

کمی بیش از یک هفته پس از این انتصاب‌ها، منطقه شرقی دو روز رزمایش خطرناک در اطراف تایوان برگزار کرد. به نظر می‌رسد شی می‌خواهد نشان دهد که با وجود همه هرج‌ومرج‌ها در فرماندهی نظامی، اشتباه است که فکر کنیم ارتش آزادی‌بخش خلق نمی‌تواند (در صورت دستور او) بجنگد. دیوید فینکلشتاین، محقق برجسته و متخصص ارتش چین، گفت که ارتش چین حتی در وضعیت سیاسی آسیب‌دیده خود، احتمالاً آماده انجام عملیات خواهد بود. او در مصاحبه‌ای گفت که آمادگی برای لشکرکشی‌ها و رزمایش‌های نظامی بر عهده فرماندهی‌های مشترک منطقه‌ای است و حداقل تا حدی این آمادگی‌ها را از آشوب‌های پکن مصون نگه می‌دارد. فینکلشتاین با اشاره به مقر حزب کمونیست چین در پکن گفت: «مردم تایوان باید فرض کنند که باید آنچه برای دفاع ملی خود لازم است را انجام دهند و آن را به تحولات سیاسی خارج از ژونگ‌نان‌های گره نزنند».

29

مشت آهنین یا پاکسازی «چوب مرده»

از زمانی که شی جین پینگ در سال 2013 رئیس‌جمهور جمهوری خلق چین شد، بسیاری از تحلیلگران متقاعد شده‌اند که او قادر مطلق است و قدرت و اقتدار او بدون چالش است. برای چنین ناظرانی، پاکسازی رهبری نظامی چین، از جمله ژنرال ارشد ژانگ یوشیا، و دیگران، نمونه دیگری از پاکسازی «چوب مرده» به‌وسیله شی و ریشه‌کن کردن فاسدان یا افراد ناکارآمد در رده‌های بالای ارتش آزادی‌بخش خلق بود. دنیس وایلدر، استاد دانشگاه‌های جرج تاون و تگزاس و دستیار ویژه رئیس‌جمهور و مدیر ارشد شرق آسیا در شورای امنیت ملی (2009-2005)، در مقاله‌ای در فایننشال‌تایمز نوشت، بااین‌حال، رویدادهای اخیر نشان می‌دهد که این ارزیابی به طرز خطرناکی اشتباه است.

نخست، این ارزیابی، پارانویای دیرینه شی را نادیده می‌گیرد؛ کسی که ادعا می‌کند دست شیطانی سازمان سیای آمریکا را در پشت هر ناآرامی داخلی، از جنبش دانشجویی میدان تیان‌آن‌من در سال ۱۹۸۹ گرفته تا اعتراضات طرفدار دموکراسی در هنگ‌کنگ یا ناآرامی‌های اویغور، تشخیص داده است. این‌بار، در واقع ممکن است دلیل خوبی برای شی وجود داشته باشد که احساس پارانوئید کند، زیرا رهبران حزب، قضاوت او را در برکناری ژانگ زیر سوال می‌برند. دوم و مهم‌تر از آن، این ارزیابی، تنش‌های اجتناب‌ناپذیر بین نخستین و دومین نهاد قدرتمند در نظام کمونیستی چین، یعنی حزب و ارتش را نادیده می‌گیرد.

واقعیت این است که از زمان تاسیس جمهوری خلق در سال ۱۹۴۹، هر رهبر غیرنظامی، حتی مائو تسه‌تونگ، رابطه‌ای ناآرام با ارتش آزادی‌بخش خلق داشته است. تاریخ پر از مواردی است که ارتش، عقلانیت رهبری غیرنظامی را زیر سوال برده است. برای مثال، در سال ۱۹۵۸، پنگ دهوای، فرمانده نیروهای ارتش آزادی‌بخش خلق در جنگ کره، عقلانیت برنامه جهش بزرگ اقتصادی مائو را زیر سوال برد. او به نامه‌هایی از سربازانش استناد کرد که در آنها نوشته شده بود خانواده‌هایشان از گرسنگی در حال مرگ هستند. فقط یک نظامی جرات می‌کرد رهبر حزب را تا این حد آشکارا زیر سوال ببرد. اما این هیچ محافظتی در برابر خشم مائو به‌دنبال نمی‌آورد؛ پنگ تصفیه شد.

در ژانویه ۲۰۱۱، به شیوه‌ای نه‌چندان دراماتیک اما به همان اندازه گویا، ارتش آزادی‌بخش خلق ظاهراً نارضایتی خود را از نحوه مدیریت روابط ایالات‌متحده و چین به‌وسیله «هو جین تائو»، رئیس‌جمهور و دبیرکل وقت حزب، در جریان سفر رابرت گیتس، وزیر دفاع وقت آمریکا، به پکن نشان داد. همان‌طور که گیتس می‌گوید، ارتش آزادی‌بخش خلق، در یک قدرت‌نمایی قابل‌توجه، برای اولین‌بار جنگنده جدید J-20 خود را تنها چند ساعت قبل از ملاقات آمریکایی‌ها با هو، به نمایش گذاشت. یکی از دستیاران گیتس به او گفت: «این تقریباً بزرگ‌ترین «لعنت به تو» است که می‌توانی بگیری.» هو خجالت کشید و تنها مرد حاضر در اتاق که از این آزمایش خبر داشت، نماینده ارتش چین بود.

هیچ مدرکی وجود ندارد که نشان دهد ژنرال ژانگ، شی را به چالش کشیده باشد. همچنین هیچ نشانه‌ای از اختلاف نظر بین این دو وجود نداشته است. در واقع، شی، ژانگ را به کمیسیون مرکزی نظامی ارتقا داد و تابه‌حال برای اداره ارتش آزادی‌بخش خلق به او تکیه کرده است. خب، چه اتفاقی افتاد؟ به نظر می‌رسد که شی، تابستان گذشته، وقتی ژانگ توانست دو ژنرالی را که شی شخصاً در راس ساختار فرماندهی نظامی منصوب کرده بود، از کمیسیون مرکزی نظامی چین حذف کند، نگران شده بود. هی ویدونگ و میائو هوا، فرماندهان نظامی در جبهه تایوان بودند، زمانی که شی رهبر حزب در همان منطقه بود.

شاید هرگز نفهمیم چه چیزی باعث شد ژانگ آنها را برکنار کند یا اینکه آیا شی در آن زمان به این کار تن داده بود یا خیر. گمانه‌زنی‌هایی وجود دارد که آنها به نفع رویکرد نظامی تهاجمی‌تر در برخورد با تایوان استدلال می‌کردند. برخی منابع چینی معتقدند که ژانگ، به‌عنوان یک سرباز قدیمی که در جنگ در مرز ویتنام تجربه داشت، باور نداشت که ارتش آزادی‌بخش خلق آماده تغییر رویکرد خود باشد. همچنین ممکن است ژنرال‌های جوان‌تر صرفاً ایده‌های متفاوتی در مورد نوسازی و سیاست نظامی داشته باشند. اما به نظر می‌رسد که شی، پس از حذف رقبایش در کمیسیون مرکزی نظامی، نگران انباشت قدرت بی‌حدوحصر ژانگ شده است. اتهامات مطرح‌شده علیه ژانگ شامل این ادعا می‌شود که او «به‌شدت سیستم مسئولیت رئیس را زیر پا گذاشته و به آن آسیب رسانده است»، که اشاره‌ای آشکار به‌جایگاه شی، به‌عنوان فرمانده کل ارتش آزادی‌بخش خلق است.

شی احتمالاً از خود پرسیده است که آیا او هدف بعدی ژانگ خواهد بود، یا اینکه ژانگ ممکن است سعی کند مانع از چهارمین دوره پنج‌ساله رهبری او شود. ژانگ به‌عنوان عضوی از دفتر سیاسی و همچنین افسر ارشد یونیفرم‌پوش، می‌توانست در طول سال آینده با سایر اعضای دفتر سیاسی و بزرگان بازنشسته حزب برای انجام این کار همکاری کند. بدتر از آن، این احتمال نیز وجود دارد که ژانگ مخالفت خود را با تلاش شی برای آماده‌سازی ارتش برای نبرد در تنگه تایوان تا سال 2027 ابراز کرده باشد. حقیقت هرچه باشد، اما این خطر وجود دارد که سقوط ژانگ باعث نگرانی نخبگان حزب در مورد قضاوت و رهبری شی شود. برای مثال، آنها می‌توانند او را تحت فشار قرار دهند تا جانشینی تعیین کند -کاری که او تاکنون از انجام آن اکراه داشته است- یا به‌دنبال ترتیبات تقسیم قدرت باشند که به رهبران جوان‌تر اجازه می‌دهد به میدان بیایند. از سال ۲۰۱۳، شی با مشت آهنین بر چین حکومت کرده است. اما حذف ژانگ ممکن است زیاده‌روی اقتدارگرایانه بوده باشد. یک چیز مسلم است؛ جرم واقعی ژانگ، فساد یا رهبری بی‌کفایت نبود. این بود که او بیش از حد قدرتمند شد تا شی نتواند تحمل کند.

زلزله سیاسی در پکن

شی جین‌پینگ، دستور نابودی کامل فرماندهی عالی خود را صادر کرد. در 24 ژانویه 2026، وزارت دفاع چین اعلام کرد که ژنرال ژانگ یوشیا و ژنرال لئو ژنلی، رئیس ستاد ارتش، به‌دلیل نقض جدی نظم و قانون حزب -که معمولاً کد رژیم برای فساد است- تحت بازجویی قرار گرفته‌اند. حتی یک گزارش مطبوعاتی غربی می‌گوید که ژانگ، اسرار هسته‌ای را برای ایالات‌متحده فاش کرده است. اعلامیه مختصر این وزارتخانه، بزرگ‌ترین زلزله سیاسی را که از زمان سرکوب میدان تیان‌آن‌من در سال ۱۹۸۹، سران ارتش آزادی‌بخش خلق را تحت تاثیر قرار داده بود، پنهان کرد. این اعلامیه همچنین اوج پاکسازی افسران به‌وسیله شی بود که تمام گوشه و کنار ارتش آزادی‌بخش خلق را در بر گرفته و در چند سال گذشته به جز یک افسر ارشد، همه را از بین برده است. کریستوفر کی. جانسون، تحلیلگر ارشد سابق چین در آژانس اطلاعات مرکزی آمریکا، در مقاله‌ای در «فارن افرز» نوشت، اگرچه این اقدام یک شوک تلقی شد، اما بذر آن در اکتبر 2025 در پلنوم حزب کمونیست چین (CCP) کاشته شد. آن جلسه، برکناری معاون رئیس «کمیسیون مرکزی نظامی» (CMC) -نهاد عالی تصمیم‌گیری نظامی چین- که با ژانگ همکاری داشت و یکی دیگر از اعضای برجسته کمیسیون مذکور را که در آن زمان به‌عنوان مسئول ارشد سیاسی ارتش آزادی‌بخش خلق خدمت می‌کرد، رسمیت بخشید.

این برکناری‌ها، طلسم هدف قرار دادن راس ارتش آزادی‌بخش خلق از سوی شی را شکست. علاوه بر این، این برکناری‌ها قدرت کمیسیون مرکزی نظامی را از آخرین اصلاحات آن در سال ۲۰۲۲ به نصف کاهش دادند. پلنوم، این کرسی‌ها را خالی گذاشت و از انتصاب‌هایی که معمولاً با چنین تجدیدقوایی همراه بود، صرف نظر کرد. این موضوع در آن زمان گیج‌کننده بود، اما اکنون منطقی به نظر می‌رسد؛ این مسئله، این پیام را مخابره می‌کرد که کار انجام نشده و کارهای بیشتری در راه است. بخش عمده‌ای از تحلیل‌های مربوط به چرخه پاکسازی‌ها، این اقدام را نشانه‌ای از کنترل ضعیف شی بر ژنرال‌هایش یا بی‌اعتمادی او به آنها تفسیر می‌کنند. برخی دیگر ادعا می‌کنند که این نبردی میان جناح‌های رقیب پشت دیوارهای بلند ارتش آزادی‌بخش خلق است و شی به‌عنوان یک ناظر منفعل  در آن حضور دارد.

 تخریب کل کمیته مرکزی نظامی به‌وسیله او، شواهد محکمی را در نگاه اول ارائه می‌دهد که این چهارچوب‌ها فاقد قدرت توضیحی هستند. اما آنها همچنین بزرگ‌ترین دارایی شی -یعنی استعداد برنامه‌ریزی بلندمدت و صبورانه که با حملات برق‌آسای سیاسی همراه است- را انکار می‌کنند. شی غیبگو نیست و با آشکار شدن کارزار ضدفسادش با تحولات غیرمنتظره سازگار شده است. بااین‌حال، ادعاهایی مبنی بر اینکه او از عمق فساد ارتش آزادی‌بخش خلق بی‌اطلاع بوده یا فرماندهانش او را تحت فشار قرار می‌دهند، نادیده گرفتن یک خط داستانی روشن از هماهنگی و کنترل مداوم شی بر این روند است.

وقتی این تکانه در داخل ارتش آزادی‌بخش خلق فروکش کند، شی باید به فکر جمع ‌کردن تکه‌های پازل باشد. او می‌تواند با حفظ سکون فعلی در فرماندهی عالی تا کنگره بیست‌ویکم حزب در سال آینده، خشم مداوم خود را نشان دهد یا یک بازنگری کامل‌تر در چهارچوب نهادی رژیم برای نظارت بر آنچه «ارتش حزب» می‌نامد، اعمال کند. محاسبات شی می‌تواند با افکاری در مورد اعلام جانشینی‌اش در کنگره بعدی حزب (مدتی پس از آن یا حتی قبل از آن) شکل بگیرد. در واقع، این شاید تنها راهی باشد که شی احتمالاً ژانگ را به‌عنوان یک تهدید دیده است. این بازنگری هر شکلی که به خود بگیرد، مطمئناً بر اقتدار بی‌چون‌و‌چرای شی تاکید خواهد کرد، زیرا او سال آینده به یک دوره پنج‌ساله چهارم فکر می‌کند.

با پیشرفت این روند، خارجی‌ها ممکن است برای این قضاوت وسوسه شوند که هرج‌ومرج در داخل ارتش آزادی‌بخش خلق به این معنی است که اقدام نظامی علیه تایوان یا در دریای چین جنوبی، از دستور کار خارج شده است. بااین‌حال، این امر ویژگی بارز پاکسازی -بی‌صبری فزاینده شی جین‌پینگ از ناتوانی ارتش آزادی‌بخش خلق در اطاعت از دستور او برای «جنگیدن و پیروزی در جنگ‌ها»- و همچنین پیشرفتی را که چین در گسترش مجموعه گزینه‌های خود برای نیروی نظامی قهری به‌دست آورده است، نادیده می‌گیرد. با توجه به وسواس او برای ثبات در داخل (که درنهایت ارتش آزادی‌بخش خلق آن را تضمین می‌کند)، شی جین‌پینگ از این تغییر و تحولات گسترده و مخرب صرف‌نظر می‌کرد، مگر اینکه شی مردی عجول باشد و عجله به خرج دهد. این به معنای آن نیست که او به سمت جنگ می‌تازد، اما خارجی‌ها با تردید در عزم او برای دستیابی به «جوان‌سازی بزرگ ملت چین» خطر جدی را به جان می‌خرند.

این پاکسازی‌ها نشانه‌ای از تعهد مجدد شی به این جاه‌طلبی است. موفقیت او در وادار کردن دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور آمریکا به آتش‌بس در سال گذشته، برنامه سیاسی و اقتصادی او را تایید کرد و به شی اطمینان داد که اکنون زمان آن رسیده که دیدگاه خود را به کرسی بنشاند. بااین‌حال، این بار، رویکرد او دیپلماسی و اعلامیه‌های گستاخانه «گرگ جنگجو» («شرق در حال ظهور و غرب در حال افول است» و موارد دیگر) در سال‌های اولیه حکمرانی‌اش را که باعث واکنش ایمن جهانی شد، تکرار نخواهد کرد. در عوض، او بر پروژه‌های داخلی خود برای ایجاد یک اقتصاد مستحکم و اطمینان از اینکه ارتش آزادی‌بخش خلق می‌تواند در صورت اجتناب‌ناپذیر شدن اقدام نظامی، به موفقیت دست یابد، تمرکز خواهد کرد. این چالش‌های دلهره‌آور، او را در کوتاه‌مدت خواهان ثبات با واشنگتن خواهد کرد، اما او و چین را تا پایان این دهه و پس از آن، به رقیبی حتی قدرتمندتر تبدیل خواهد کرد.

این استدلال که پاکسازی گسترده شی، نشان‌دهنده تسلط ضعیف بر ارتش آزادی‌بخش خلق است، بر فرضیات نادرستی استوار است. یکی از این فرضیات این است که او از همان قوانین مدنی-نظامی که اسلاف پس از مائوی او پیروی می‌کردند، پیروی می‌کند، به‌طوری‌که ارتش آزادی‌بخش خلق یک نهاد کاملاً بسته است که شی جین‌پینگ تنها از طریق چانه‌زنی دقیق و تخصیص بودجه مداوم برای امتیازات نظامی و گسترش توانایی رزمی می‌تواند به آن دسترسی پیدا کند. یک فرضیه مرتبط این است که ارتش آزادی‌بخش خلق یک نهاد عمدتاً خودگردان است که در آن افسران ارشد تصمیم می‌گیرند. این فرضیات به شی جین‌پینگ حق نمی‌دهند. این فرضیات، پویایی موجود قبل از به قدرت رسیدن او را توصیف می‌کنند، و انحصار ارتش آزادی‌بخش خلق بر اطلاعات و تخصص نظامی-فنی استقلال قابل‌توجهی به او می‌داد. اما شی از آن زمان سخت تلاش کرده است تا ارتش آزادی‌بخش خلق را به زانو درآورد و نشانه‌های روشنی وجود دارد که این تلاش‌ها نتیجه می‌دهد.

در اوایل، شی تغییرات گسترده‌ای را در ساختار فرماندهی ارتش آزادی‌بخش خلق اعلام کرد. این نوسازی، شبکه‌های نهادی را که تلاش‌های قبلی برای اعمال تغییرات مشابه را خنثی کرده بودند، از هم پاشید. سپس شی شروع به تبلیغ سیستم مسئولیت‌پذیری رئیس محورِ به اصطلاح «کمیسیون مرکزی نظامی» برای رسمیت بخشیدن به کنترل خود -و حزب- بر ارتش کرد؛ در تضاد کامل با رویه‌های قبلی که در آن زیردستان یونیفرم‌پوش کنترل زیادی بر اربابان غیرنظامی فرضی خود داشتند. در سال ۲۰۱۶، او فرمانده کل ارتش آزادی‌بخش خلق شد و فرماندهی عملیاتی مستقیم را به‌جای کنترل اداری، در دست گرفت. یک سال بعد، در نوزدهمین کنگره حزب، شی رده‌های کمیسیون مرکزی نظامی را از ۱۱ نفر دست‌وپاگیر، به هفت نفر کاهش داد و اختیارات خود را متمرکز کرد. توهین نهایی در پلنوم اکتبر گذشته رخ داد، جایی که شی با تحقیر فرماندهان و کمیسرها، بالاترین مقام انضباطی ارتش آزادی‌بخش خلق را به سمت معاون رئیس کمیسیون مرکزی نظامی منصوب کرد و مغالطه «خودنظارتی» ارتش آزادی‌بخش خلق را در هم شکست. جای تعجب نیست اگر ژانگ فکر می‌کرد که این یک پل ارتباطی فراتر از حد معمول است، اما آن افسر آخرین ژنرال باقی مانده است که نمک بیشتری بر زخم بود.

30

کمبود قدرت

این ایده که گروه‌های ارشد نظامی درحالی‌که شی نظاره‌گر است، یکدیگر را پاکسازی می‌کنند، باورپذیری را به چالش می‌کشد. اول از همه، این فرضیه بر آن است که پاکسازی‌های چند سال گذشته یک رشته واحد را تشکیل می‌دهند، و اخراج‌های سال ۲۰۲۳ در نیروی موشکی ارتش آزادی‌بخش خلق، آغاز حمله به ژانگ بوده است. طبق این نظریه، این حمله از سوی یک گروه رقیب که در یک واحد کلیدی ارتش آزادی‌بخش خلق مخالف تایوان خدمت می‌کرد، صورت گرفته است. اما در واقع، این موج ناگهانی پاکسازی‌ها به دلایل مختلفی رخ داده که از یک رقابت خاص ناشی نمی‌شود یا به یک دلیل خاص نیست. اخراج‌های نیروی موشکی به فسادهای رایج مرتبط با توسعه سریع اخیر نیروهای هسته‌ای مرتبط است، همان‌طور که پاکسازی بعدی دو وزیر دفاع سابق که قبلاً فرماندهی نیروی موشکی را بر عهده داشتند و بر تدارکات ارتش آزادی‌بخش خلق نظارت داشتند، نیز به همین منوال بود. رهبران ادعایی واحد تایوان با فاصله چند ماه از یکدیگر برکنار شدند -که نشان می‌دهد پرونده‌هایشان مستقل بوده- برخلاف پاکسازی همزمانِ ژانگ و لئو.

علاوه بر این، برکناری ژانگ بهترین ردیه را ارائه می‌دهد که یک رویارویی سخت داخلی ارتش آزادی‌بخش خلق، پاکسازی را توضیح می‌دهد. این نظریه، ژانگ را به‌عنوان یکی از غول‌های ارتش آزادی‌بخش خلق تصویر می‌کند که ترکیب تجربه جنگی و رفتار خشن، او را به مهره‌ای تبدیل کرده که شی جین‌پینگ نمی‌تواند به او دست یابد. تابستان گذشته شایعاتی در محافل مهاجران چینی وجود داشت مبنی بر اینکه ژانگ خواهان برکناری شی جین‌پینگ یا حتی جایگزینی او بود. اما این موضوع با توجه به حرفه ژانگ و مدیریت ماهرانه شی جین‌پینگ بر او، رد می‌شود.

ژانگ یک «شاهزاده» است؛ اصطلاحی برای فرزندان انقلابیون ارشد حزب کمونیست چین. ژانگ در زمانی از پله‌های قدرت بالا رفت که پیشرفت شغلی شاهزاده‌ها به‌وسیله افراد انقلابی قدرتمندی که در آن زمان بر کشور حاکم بودند، به‌طور مصنوعی کند بود. شی، که او نیز یک شاهزاده بود، در حرفه خود با موانع مشابهی روبه‌رو شد. ترس بزرگان باعث شد که ژانگ تنها در اواخر دهه 50 زندگی‌اش به مقام ژنرالی برسد -که برای یک فرد معمولی با رشد سریع در ارتش آزادی‌بخش خلق دیر بود - و حتی آن پست در فرماندهی منطقه‌ای کم‌اعتبار آن زمان ارتش آزادی‌بخش خلق بود. بنابراین، شی با دادن یک کرسی در کمیسیون مرکزی نظامی در سال ۲۰۱۲، حرفه ژانگ را احیا کرد و شی دوباره از ژانگ حمایت کرد و تحقیقات سال ۲۰۲۳ را چنان تنظیم کرد که دوره مدیریت ژانگ را در بر نگیرد. بااین‌حال، شی بعداً با پاکسازی یکی از زیردستان سابق ژانگ، تیر خلاص را شلیک کرد و نشان داد که شی در رابطه آنها نفوذ دارد. خلاصه اینکه، ارتش آزادی‌بخش خلق چین امروز دیگر آن سازمان آزاد و بی‌قیدوبند سابق نیست. سربازان قدیمی دوران انقلاب رفته‌اند و شی، با رویکرد روشمند و صبورانه خود، در مدیریت فرزندان آنها مهارت نشان داده است.

چهارچوب بهتر برای درک پاکسازی نظامی شی، در نظر گرفتن آن به‌عنوان یک فرآیند گام‌به‌گام است که در طول سه دوره ریاست‌جمهوری او آشکار شده است. وقتی او این تلاش را آغاز کرد، هنوز در حال تحکیم قدرت بود. بنابراین بر از بین بردن شبکه‌های افسران و رقبای بالقوه تمرکز کرد. وقتی او میزان فساد را ثبت کرد، حتی برای جلوگیری از فلج کردن عملیاتی ارتش آزادی‌بخش خلق چین و به خطر انداختن ثبات رژیم، بر تلاش برای پاسخگویی خط بطلان کشید. او از شکستن آن بخش‌های ارتش آزادی‌بخش خلق چین -نیروهای موشکی، طراحی و تهیه سلاح و ستاد کل- که در صورت اجتناب‌ناپذیر بودن اقدام نظامی به آنها نیاز داشت، محتاط بود.

شی در دوره دوم ریاست‌جمهوری خود، از پاکسازی افسران ارشد خودداری کرد، حتی با وجود اینکه مشکل فساد به وضوح ادامه داشت؛ واقعیتی که گاهی اوقات به‌عنوان گواهی بر ناآگاهی او از اقدامات داخلی ارتش آزادی‌بخش خلق چین مطرح می‌شد. اما در واقع، توجه او جای دیگری بود. دستگاه‌های امنیتی و اطلاعاتی غیرنظامی با شبکه‌ای پیچیده از فساد مواجه بودند که همین امر به آغاز کارزاری چندساله علیه آنها انجامید؛ کارزاری که به بازداشت شمار زیادی از مقامات بلندپایه امنیتی منجر شد. شی آگاه بود که حمله همزمان به ارتش آزادی‌بخش خلق و نهادهای امنیتی ممکن نیست، ازاین‌رو راهبردی تدریجی اتخاذ کرد.

وقتی شی با شروع دوره سوم ریاست‌جمهوری‌اش توانست دوباره بر ارتش آزادی‌بخش خلق تمرکز کند، منجلاب فساد در نیروی موشکی نشان داد که او نمی‌تواند با سهل‌انگاری از پس آن برآید. با آنکه این تحقیق در اواخر ۲۰۲۳ به‌صورت فزاینده‌ای در صنایع دفاعی گسترش یافت، روشن شد که سامانه تدارکات نیز باید تصفیه شود. اخراج‌های مجزای دو مقام کمیسیون مرکزی نظامی در پلنوم اکتبر گذشته، نقطه عبور از آخرین خط قرمز بود و این امر، در کنار اختلافات ظاهری میان شی و ژانگ بر سر مسائل پرسنلی، شی را به پاکسازی فراگیر و کنار گذاشتن ژانگ و لئو سوق داد.

تصفیه‌های فراگیر در سطوح فرماندهی و نیروهای زیرمجموعه کمیسیون مرکزی نظامی حاکی از آن است که شی برای یافتن افسرانی عاری از فساد، دست به پالایشی عمیق در میان نسل‌ها زده است؛ افسرانی که احتمالاً از سازوکارهای ترفیع مبتنی بر پرداخت که در دهه‌های پیش از به قدرت رسیدن او -و چه‌بسا پس از آن- رایج بود، مصون مانده‌اند. در نتیجه، ژنرال‌های کم‌سابقه‌تر به‌سرعت به مناصبی گمارده می‌شوند که پیشتر نیازمند سابقه‌ای  بسیار طولانی‌تر بود.

سیاست‌گذاران آمریکایی ممکن است این پاکسازی‌ها را به‌مثابه به تاخیر انداختن حمله چین علیه تایوان یا در دریای چین جنوبی تفسیر کنند. ترامپ همچنین می‌تواند نتیجه بگیرد که چالش‌های داخلی شی جین‌پینگ به ایالات‌متحده در نشست‌های ترامپ-شی که برای اواخر امسال برنامه‌ریزی شده است، و اولین آن در ماه آوریل برگزار می‌شود، اهرم فشار می‌دهد. اما این یک اشتباه خواهد بود. همزمان با تشدید آخرین جنگ تجاری ایالات‌متحده و چین از آوریل تا اکتبر ۲۰۲۵، شی جین‌پینگ بارها و بارها تصمیم گرفت ترامپ را تحقیر کند، حتی زمانی که نتیجه نامشخص بود و موقعیت شی جین‌پینگ شکننده به نظر می‌رسید. آشفتگی در ارتش آزادی‌بخش خلق ممکن است بخشی از اعتمادبه‌نفس چینی‌ها را که از تعامل اکتبر او با ترامپ در کره جنوبی ناشی می‌شد، از بین برده باشد، اما شی جین‌پینگ هنوز می‌داند که سلاح‌های قدرتمندی مانند عناصر خاکی کمیاب دارد که اگر ترامپ او را بیش از حد تحت فشار قرار دهد، از آنها استفاده کند.

مطمئناً، هرج‌ومرج در فرماندهی عالی، تاثیرات عملیاتی در لحظه خواهد داشت. اما این موضوع، گزینه‌های شی را کمتر از آنچه برخی ناظران خارجی ممکن است فکر کنند، محدود می‌کند؛ ارتش آزادی‌بخش خلق اکنون چندین گزینه نظامی دارد. همان‌طور که در «فارن افرز» آمده، ارتش آزادی‌بخش خلق از اوایل سال ۲۰۰۸ آمادگی خود را برای شلیک موشک به اطراف تایوان -و شاید حتی بمباران این جزیره- برای جلوگیری از آنچه آن را «فعالیت‌های استقلال‌طلبانه تایوان» می‌دانست، اعلام کرد. سیاست‌گذاران و برنامه‌ریزان نظامی ایالات‌متحده باید پاکسازی گسترده افسران ارتش چین از سوی شی جین‌پینگ را نشانه‌ای از بی‌صبری او در قبال عدم موفقیت ارتش آزادی‌بخش خلق در برآورده کردن الزامات عملیاتی‌اش بدانند. 

دراین پرونده بخوانید ...