شناسه خبر : 51538 لینک کوتاه

زیان‌دیده بزرگ

کوبا پس از ونزوئلا چه وضعیتی پیدا کرد؟

 

محمدحسین باقی / نویسنده نشریه 

«دو خبر برای شما دارم؛ یکی خوب و یکی بد.» این اولین کلماتی بود که النا گارسیا، طراح وب ۲۸ساله، صبح روز ۳ ژانویه شنید؛ ساعاتی پس از عملیات نظامی ایالات‌متحده که به ربودن رئیس‌جمهور ونزوئلا، نیکلاس مادورو و همسرش، سیلیا فلورس، منجر شد. او با تعجب از خواب پرید. دوستش گفت: «خبر خوب این است که آب رسیده است. خبر بد این است که آنها مادورو را ربوده‌اند و این یعنی امسال مطمئناً خاموشی خواهیم داشت.» کمبود آب در بیشتر نقاط کوبا فراگیر است. در «ویلا پانامریکانا»، محله‌ای در هاوانا که گارسیا در آن زندگی می‌کند، آب شیرین هفته‌ای یک‌بار به‌دست مردم می‌رسد. بااین‌حال، در مقایسه با بقیه شهر، این محله نسبتاً ممتاز است؛ نسبت به سایر مناطق، کمتر دچار قطعی برق می‌شود.

داریل پراداس، تحلیلگر الجزیره، نوشت، تا اوایل ژانویه 2026، کوبا توانسته بود برای پشتیبانی به ونزوئلا تکیه کند؛ برای مثال، از طریق ارسال سوخت مورد نیاز برای راه‌اندازی شبکه برقش. این وضعیت، در سوم ژانویه تغییر کرد. با برکناری مادورو، کوبا یکی از نزدیک‌ترین متحدان خود را در نیم‌کره غربی از دست داد. ۱۱ ژانویه، دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور آمریکا، اعلام کرد که ونزوئلا دیگر نفت یا پول به کوبا نخواهد داد. انتظار می‌رود تهدید پایان حمایت ونزوئلا، اقتصاد کوبا را با ویرانی بیشتری مواجه کند و احتمالاً باعث ناآرامی شود. البته فعلاً -از زمان حمله آمریکا به ونزوئلا- خیابان‌های هاوانا آرام بوده‌اند و دولت کوبا متعهد به حفظ روابط با ونزوئلا شده است. در مقابل، بحث‌ها در رسانه‌های اجتماعی در مورد آنچه در آینده رخ خواهد داد، در جریان است.

آماندا تررو، استاد ارتباطات در دانشگاه هاوانا، گفت: «افرادی هستند که از تهاجم می‌ترسند و افرادی خواستار آن هستند.» او توضیح داد که کشور درگیر «عدم اطمینان در مورد آینده» است. این استاد افزود: «مردم حتی در حال برنامه‌ریزی برای خروج از کشور هستند.» مشکلات اقتصادی کوبا و رهبری سیاسی‌اش مدت‌هاست که به منبع ناامیدی عمومی تبدیل شده است. مانند ونزوئلا، این کشور کارائیبی مدت‌هاست که به‌وسیله یک دولت چپ‌گرا اداره می‌شود که به دلیل سرکوب مخالفان مورد انتقاد است.

شکاف سیاسی میان ایالات‌متحده و کوبا، به اعمال تحریم‌های تنبیهی در دهه ۱۹۶۰ منجر شد که تا به امروز ادامه دارد و اقتصاد این جزیره را تضعیف کرده است. دولت کوبا تمایل خود را برای برقراری روابط بهتر با ایالات‌متحده نشان داده است و در سال ۲۰۱۴، رائول کاسترو، رهبر وقت، با باراک اوباما، همتای آمریکایی خود، به یک تنش‌زدایی مختصر روی آورد. اما انتخابات اول ترامپ در سال ۲۰۱۶ به این نزدیکی پایان داد. از زمان اولین دوره ریاست‌جمهوری او، ایالات‌متحده، کوبا را با محدودیت‌های اقتصادی فزاینده‌ای زیر فشار قرار داده که به یکی از بدترین بحران‌های اقتصادی در تاریخ این جزیره منجر شده است. کوبا تا حدودی به لطف توافق با ونزوئلا توانست در برابر این فشارها مقاومت کند.

از سال ۲۰۰۰، این کشور آمریکای جنوبی [ونزوئلا] در ازای هزاران پزشک، پرستار، معلم و سایر متخصصان کوبایی که برای کار به این کشور اعزام شده‌اند، نفت یارانه‌ای به این جزیره ارسال کرده است. درحالی‌که واردات نفت ونزوئلا به کوبا در سال‌های اخیر کاهش یافته است، اما این کشور [ونزوئلا] همچنان به‌عنوان یک راه نجات برای همتای کارائیبی خود [کوبا] عمل کرده است. کمبود سوخت در سال‌های اخیر به خاموشی‌ها دامن زده است، که برخی از آنها بیش از ۱۲ ساعت در روز به طول می‌انجامد. کوبا امروز قادر به تولید کمتر از نیمی از برق مورد نیاز کشور است. خشم از قطعی برق و همچنین کمبود غذا و دارو، به اعتراضات گسترده در سال ۲۰۲۱ منجر شد و هزاران نفر علیه دولت تجمع کردند.

به گفته تررو، وضعیتی مشابه می‌تواند تکرار شود. تررو گفت: «هر اعتراضی در درجه اول به‌دلیل مسائل اقتصادی، انگیزه خواهد داشت. اگر مردم کمی مهلت داشته باشند، صرف‌نظر از اینکه تصمیمات سیاسی مطلوب هستند یا خیر، خیالشان راحت خواهد بود. اما مشکل این است که مردم هیچ کمکی دریافت نمی‌کنند، زیرا برق، آب یا غذایی وجود ندارد.» بااین‌حال، ساکنان هاوانا نسبت به این ایده که ترامپ می‌تواند سرنگونی دولت در کوبا را مشابه ونزوئلا آغاز کند، ابراز تردید کردند. گارسیا، طراح وب، توضیح داد که در فضای آنلاین، درخواست‌هایی برای مداخله دیده است. گارسیا گفت: «درخواست حمله، بدترین خواسته‌ای است که می‌توان داشت. کاملاً واضح است که آنچه مردم می‌خواهند تغییراتی است که نمی‌دانند چگونه به آن دست یابند و این مسیری است که فکر می‌کنند آسان است.»

در هفته‌های پس از حمله ۳ ژانویه، دولت ترامپ اظهارات مبهمی در مورد اهداف خود نسبت به این کشور کارائیبی بیان کرده است. برخی تهدید کرده‌اند. مارکو روبیو، وزیر امور خارجه ترامپ، ساعاتی پس از حمله گفت: «ببینید، اگر من در هاوانا زندگی می‌کردم و در دولت بودم، نگران می‌شدم.» سایر گفته‌ها، حاکی از موضعی منفعلانه‌تر بود. خود ترامپ اعلام کرد که منتظر خواهد ماند تا عواقب برکناری مادورو، اقتصاد کوبا را تضعیف کند. ترامپ اوایل این ماه در هواپیمای ایرفورس وان گفت: «کوبا همیشه به خاطر ونزوئلا زنده مانده است. حالا دیگر آن پول به آنها نمی‌رسد. به نظر می‌رسد کوبا آماده سقوط است. نمی‌دانم که آیا آنها مقاومت خواهند کرد یا خیر.»

در همین حال، دولت هاوانا با سرپیچی پاسخ داده است. در 11 ژانویه، میگل دیاز-کانل، رئیس‌جمهور کوبا، در ایکس نوشت که کشورش آماده دفاع از خود «تا آخرین قطره خون» است. مشخص نیست که چه تعداد از کوبایی‌ها مایل به انجام این کار هستند. لازارو گومز، راهنمای تور 38ساله، گفت: «باید تعامل دیپلماتیک وجود داشته باشد نه جنگ. اما ایالات‌متحده نباید چیزی را به ما تحمیل کند. ما به‌عنوان کوبایی، دوست نداریم تهدید شویم.»

اما چشم‌انداز یک کوبای بی‌ثبات می‌تواند پیامدهای ناخواسته‌ای برای دولت ترامپ داشته باشد. بحران اقتصادی اخیر به خروج بی‌سابقه‌ای از این جزیره در اوایل دهه 2020 منجر شد. تقریباً 10 درصد از جمعیت کوبا این جزیره را ترک کردند. به گفته کارشناسان، تکرار این مهاجرت گسترده می‌تواند تلاش‌های ترامپ را برای کاهش مهاجرت به ایالات‌متحده پیچیده کند. کارلوس آلزوگاری، تحلیلگر سیاسی و سفیر بازنشسته کوبا، معتقد است که اگر دولت کوبا سقوط کند، ایالات‌متحده باید با عواقب آن مقابله کند؛ به‌ویژه ازآنجاکه کوبا تنها 145 کیلومتر (90 مایل) از ساحل آن فاصله دارد. آلزوگاری معتقد است که دولت ترامپ در نتیجه این امر، موضع خود را تعدیل کرده است. او خاطرنشان کرد که روبیو، به‌عنوان یک تندرو که از تغییر رژیم در کوبا حمایت کرده است، زمانی گفته بود که فقط برای مذاکره در مورد «سقوط دولت» به هاوانا خواهد آمد.

اما آلزوگاری متوجه یک تغییر شده است، «در روزهای اخیر، روبیو هنگام صحبت در مورد کوبا عنصر جدیدی را معرفی کرده است: ثبات». برای مثال، در 9 ژانویه، روبیو در جلسه‌ای با مدیران نفتی گفت که ایالات‌متحده «علاقه‌ای به یک کوبای بی‌ثبات ندارد». او اشاره کرد که این انتخاب با دولت کوبا خواهد بود که آیا به‌دنبال رفاه باشد یا تسلیم «فروپاشی سیستماتیک و اجتماعی» شود. ترامپ خود با استفاده از پلت‌فرم رسانه اجتماعی خود اعلام کرد که پذیرای مذاکره است و از کوبا خواسته «قبل از اینکه خیلی دیر شود، به توافق برسد». بااین‌حال، چشم‌انداز اقتصادی کوبا بدون ونزوئلا همچنان نامشخص است و برخی از ساکنان خود را برای بدترین شرایط آماده می‌کنند.

31

شریان حیاتی کوبا بسته شده است

تحریم 64ساله ایالات‌متحده علیه کوبا ممکن است بسیار شدیدتر شود. دولت ترامپ تحویل حدود 27 تا 35 هزار بشکه در روز، نفت ارزان ونزوئلا به این جزیره را قطع کرده و کشورهایی را که ممکن است به فکر پر کردن این جای خالی باشند، تهدید به اعمال تعرفه می‌کند. کریستوفر ساباتینی، پژوهشگر ارشد برنامه آمریکای لاتین، ایالات‌متحده و آمریکای شمالی در اندیشکده چتم هاوس، بر این باور است که پایان این شریان حیاتی نفتی در حالی رخ می‌دهد که کوبا بدترین بحران اقتصادی خود را از زمان انقلاب ۱۹۵۹ تجربه می‌کند؛ بحرانی که باعث خاموشی‌های مداوم برق، کاهش ذخایر ارزی و کمبود مواد غذایی و سوخت شده است.

دونالد ترامپ گفته است که به دولت کوبا به رهبری میگل دیاز-کانل پیشنهاد معامله داده و دو دولت در حال مذاکره هستند. رژیم کمونیست کوبا با یک انتخاب ناممکن روبه‌رو است: یا تسلیم خواسته‌های کاخ سفید شود؛ برای مثال، به آزادی زندانیان سیاسی و برگزاری انتخابات روی آورد یا به استفاده از سرکوب متوسل شود که می‌تواند به هرج‌ومرج یا مهاجرت گسترده بینجامد. این انتخاب، به آنچه دولت ترامپ ارائه می‌دهد بستگی دارد. تحریم ایالات‌متحده -که در «قانون دموکراسی کوبا» در سال ۱۹۹۲ و دوباره در «قانون آزادی و همبستگی دموکراتیک کوبا» در سال ۱۹۹۶ (قانون آزادی کوبا) به قانون تبدیل شده است- محدودیت‌های قانونی را بر آنچه رئیس‌جمهور ایالات‌متحده می‌تواند به‌عنوان امتیاز تضمین کند، اعمال می‌کند. اکثریت جمهوری‌خواه کوبایی-آمریکایی نیز حرفی برای گفتن خواهد داشت.

همه اینها با یک یادآوری، اگر نگوییم هشدار، همراه است؛ کوبا ونزوئلا نیست. هر اندازه هم که ترامپ با مداخله ۳ ژانویه خود که به برکناری رئیس‌جمهور نیکولاس مادورو و همسرش و حفظ رژیم و کابینه‌اش منجر شد، احساس جسارت کند، عوامل دخیل در کوبا، چالشی کاملاً متفاوت برای «دکترین دونرو» ایجاد می‌کنند. کوبا بر ذخایر عظیم نفتی تکیه ندارد و هیچ ثروت معدنی دست‌نخورده‌ای هم ندارد. تغییر دولت، هیچ برد اقتصادی بزرگی برای ایالات‌متحده به ارمغان نمی‌آورد. حتی صنعت شکری که کوبای قبل از انقلاب را ساخت، فروپاشیده است. کوبا، با وجود روابط نزدیکش با روسیه و چین، تهدیدی برای امنیت ملی آمریکا محسوب نمی‌شود.

در عوض، این امر عمدتاً ناشی از ایدئولوژی و بقایای جنگ سرد است که در آن ۶۶ سال، ۱۳ رئیس‌جمهور ایالات‌متحده نتوانستند دشمن ادعایی را در ۹۰مایلی سواحل فلوریدا سرنگون کنند. برخلاف دولت آشفته و فاسد ونزوئلا، کشور کوبا بیش از 60 سال حکومت بی‌وقفه تحت رهبری فیدل کاسترو و سپس برادرش رائول را تجربه کرده که به حزب کمونیست اجازه تسلط و بازسازی دولت را داده است. ذهن مقامات دولتی و «نیروهای مسلح انقلابی» (FAR) کوبا با افسانه انقلاب شست‌وشو داده شده و از تغییر می‌ترسند. مالکیت «نیروهای مسلح انقلابی» بر حوزه‌های کلیدی اقتصاد -از جمله گردشگری و خدمات مالی که زیر نظر شرکت‌های بزرگ هلدینگ ادغام شده‌اند- به تضمین وفاداری آنها کمک می‌کند. در درون رژیم، محل دقیق قدرت مشخص نیست. دیاز کانل، رهبر نسبتاً جوانی است، حداقل در مقایسه با «تاریخی‌ها» که از سال ۱۹۵۹ کشور را اداره کرده‌اند. او یک کارمند حزبی است که در سال ۲۰۱۸ به‌وسیله رژیم ایدئولوژیک شکست‌خورده برای جایگزینی رائول کاستروی ۹۴ساله برگزیده شد و اکنون خود را در موقعیت دشواری می‌بیند. میراث کاسترو بر او سایه افکنده است و درحالی‌که او هنوز هم لفاظی‌های آتشین ضد یانکی ارائه می‌دهد، قفسه‌های خالی فروشگاه‌های مواد غذایی دولتی نشان می‌دهد که انقلاب دیگر رمقی ندارد.

در همین حال، آلخاندرو، پسر رائول کاسترو، همچنان در قدرت است و نقشی مبهم در وزارت کشور بر عهده دارد. ظاهراً او به مذاکره‌کننده اصلی رژیم تبدیل شده است. گزارش‌های تاییدنشده ادعا می‌کنند که او با ایالات‌متحده در حال گفت‌وگو بوده است، اگرچه این ادعاها محل تردید هستند. شش دهه کنترل و سرکوب تمامیت‌خواهانه، جامعه کوبا را اتمیزه کرده است. هیچ رهبری دموکراتیکی که از مشروعیت مردمی یک انتخابات برخوردار باشد، در انتظار نیست. جامعه سیاسی و مدنی کوچک و مستقل کوبا همچنان از نظر داخلی دچار تفرقه و انزواست. بسیاری از کسانی که با رژیم کمونیستی مخالفند، آنجا را ترک کرده‌اند. از زمان انقلاب، بین دو تا سه میلیون کوبایی با فرار به ایالات‌متحده، اسپانیا و کشورهای آمریکای لاتین از خشونت عریان و شکست اقتصادی گریخته‌اند.

این مهاجرت به‌عنوان سوپاپ اطمینان مناسبی برای رژیم کوبا عمل کرده و ناراضی‌ترین شهروندان را از زندگی سیاسی و مدنی در این جزیره دور کرده است. همچنین یک نیروی سیاسی بزرگ و با انگیزه‌های سیاسی بالا در ایالات‌متحده ایجاد کرده است. جامعه بزرگ کوبایی-آمریکایی دهه‌ها برای بازگشت به جزیره منتظر مانده است. بسیاری می‌خواهند شاهد فروپاشی رژیم کمونیستی و گذار به دموکراسی باشند، مانند آنچه در اروپای شرقی در سال ۱۹۸۹ و اوایل دهه ۱۹۹۰ رخ داد. این یک خطر سیاسی برای ترامپ است. محدودیت‌های قانونی در مورد آنچه دولت او می‌تواند در هرگونه معامله بالقوه با رژیم کوبا به شهروندان کوبایی و مهاجران کوبایی ارائه دهد، وجود دارد. «قانون آزادی» ۱۹۹۶، تحریم ایالات‌متحده را به‌عنوان قانون تایید کرد.

همچنین مجموعه‌ای از شرایط را باید افزود که هر رئیس‌جمهور در آینده باید تایید کند که برای لغو تحریم از سوی کنگره، برآورده شده‌اند. این شرایط عبارت‌اند از برکناری همه کاستروها از دولت، آزادی زندانیان سیاسی، بازگشت آزادی انجمن‌ها و آزادی بیان و گام‌های معتبر برای انتخابات چندحزبی. تغییر رهبری به سبک ونزوئلا طبق قانون ایالات‌متحده برای برقراری مجدد روابط اقتصادی معنادار کافی نخواهد بود. هرگونه وعده رژیم -با یا بدون رهبری فعلی- برای آزادی نهایی زندانیان سیاسی، کاهش محدودیت‌های آزادی‌های اساسی و برگزاری انتخابات آزاد و عادلانه، با شک و تردید مشروع فعالان دموکراتیک و حقوق بشر کوبایی-آمریکایی‌های غیرحزبی مواجه خواهد شد.

سناریوی دیگر حتی مشکل‌سازتر است. بیش از یک دهه پیش، یک فرمانده سابق فرماندهی جنوبی ایالات‌متحده گفت که فوری‌ترین خطر امنیتی، قیام مردمی در جزیره است که کوبایی-آمریکایی‌های ماجراجو را به سفر به کوبا برای پیوستن به معترضان و تسریع گذار به دموکراسی سوق می‌دهد؛ اقدامی که باعث خشونت از سوی نیروهای امنیتی کوبا می‌شود. اگر این امر بر شهروندان آمریکایی در کوبا تاثیر بگذارد، فشار بر نیروهای آمریکایی برای مداخله در جزیره، به منظور دفاع از شهروندانش افزایش می‌یابد. این به نوبه خود می‌تواند یک درگیری گسترده‌تر را رقم بزند.

سقوط اقتصادی؟

با وجود برکناری مادورو، چشم‌ها همچنان به توافق بین واشنگتن و دولت موقت دلسی رودریگز در کاراکاس دوخته شده است. اما نیم‌نگاهی نیز کوبا را نشانه رفته است. برای رهبران کمونیست این جزیره، آیا از دست دادن منابع نفتی از حامیان قدیمی چاویستا می‌تواند ضربه نهایی باشد؟ مایکل جی. بوستامانته، صاحب کرسی مطالعات کوبا در دانشگاه میامی در مقاله‌ای در جورنال آو دموکراسی نوشت، انتظارات و پیش‌بینی‌ها با پیشنهاد ترامپ مبنی بر اینکه کوبا «به نظر می‌رسد آماده سقوط است» افزایش یافته است. بازخورد رسانه‌های اجتماعی دیاسپورای کوبایی پر از تصاویری است که به‌وسیله هوش مصنوعی ساخته شده و نمایی از افق هاوانا را نشان می‌دهد که به تقلید از گسترش برج‌های لوکس مسکونی میامی ترسیم شده است. روزگاری از «بهشت کوبا» سخن می‌راندند، اما شاید این‌بار اوضاع متفاوت باشد. کوبا در آسیب‌پذیرترین موقعیت اقتصادی خود در بیش از 30 سال گذشته قرار دارد. ذخایر اندک مشروعیت داخلی دولت کوبا در پی تغییر نسلی، اصلاحات اقتصادی ناشیانه، مهاجرت حداقل ۱۳ درصد از جمعیت و سرکوب اعتراضات گسترده در ۱۱ جولای ۲۰۲۱، دود شده و به هوا رفت.

با توجه به اینکه واشنگتن نه‌تنها قادر به قطع نفت ونزوئلاست، بلکه تهدید می‌کند که هر کشور دیگری را که به ارسال تدارکات به این جزیره ادامه می‌دهد -به‌ویژه مکزیک- با وضع تعرفه مجازات می‌کند، ایالات‌متحده از اهرم فشار فوق‌العاده‌ای برخوردار است. دیپلمات‌های کوبایی اصرار دارند که مردم این جزیره ترجیح می‌دهند «در دریا غرق شوند» تا اینکه خواسته‌های آمریکا را بپذیرند. اما چنین ادعاهایی کاملاً با اکثریت خسته‌ای که بی‌تردید از بهبود زندگی روزمره استقبال می‌کنند، بی‌ربط است. بااین‌حال، اگر توانایی مقامات کوبایی برای بسیج مقاومت ضد امپریالیستی کاهش یافته باشد، مسیر از فقر اقتصادی به تحول سیاسی همچنان مبهم و از نظر بشردوستانه بالقوه ویرانگر است. با توجه به فروپاشی جامعه مدنی کوبا و چندپارگی گروه‌های مخالف، تغییر آشکار رژیم احتمالاً مستلزم تحمیل این موضوع از خارج است. برای جلوگیری از یک تعهد بلندمدت طولانی، واشنگتن ممکن است ترجیح دهد با یکی از افراد داخلی دولت کوبا معامله کند. صرف‌نظر از این نگاه، هر گذار سیاسی که از تحولات داخلی برنخیزد، یا کوبایی‌ها را به‌عنوان بازیگران اصلی بازسازی ملی قرار ندهد، با علامت سؤال بزرگی در مورد مشروعیت بلندمدت آن متولد خواهد شد.

آسیب‌پذیری حاد کوبا در برابر فشار ایالات‌متحده از زمان برکناری مادورو ناشی از وابستگی ساختاری آن به سوخت وارداتی است. سال‌ها، محموله‌های ونزوئلا -۱۰0 هزار بشکه در روز در اوج خود- سهم قابل‌توجهی از تولید برق، حمل‌ونقل و فعالیت‌های صنعتی را پوشش می‌داد. با کاهش جریان نفت در کنار فروپاشی ونزوئلا، هاوانا به تامین‌کنندگان جایگزین، از جمله مکزیک و روسیه، تکیه کرد. در سال ۲۰۲۵، کوبا با کاهش سطح مصرف، روزانه حدود ۱۰۰ هزار بشکه نفت نیاز داشت که ۴۰ هزار بشکه آن از تولید داخلی، ۳۵ هزار بشکه از ونزوئلا و ۲۰ هزار بشکه از مکزیک تامین می‌شد و این هنوز برای جلوگیری از چندین خاموشی سراسری کافی نبود.

بنابراین، از دست دادن منابع ونزوئلا و مکزیک، یک شوک سیستماتیک است. دولت ترامپ با مسدود کردن محموله‌های آینده، تهدید به فلج کردن زیرساخت‌های زندگی روزمره کرده است. قطعی برق در هاوانا در حال حاضر 12 تا 15 ساعت در روز است. کمبود سوخت، تولید مواد غذایی، حمل‌ونقل عمومی و اقدامات درمانی در بیمارستان‌ها را فلج کرده است. روسیه اعلام کرده که ارسال برخی از محموله‌های نفتی‌اش ادامه خواهد یافت و چینی‌ها به این جزیره کمک می‌کنند تا ظرفیت انرژی خورشیدی را گسترش دهد. اما هیچ تامین‌کننده جایگزین مشخصی که با هاوانا سازگار باشد و بتواند در مقیاس بزرگ وارد عمل شود، وجود ندارد و کوبا نمی‌تواند هزینه جایگزینی نفت ازدست‌رفته را با قیمت‌های بازار جهانی جبران کند.

ناامیدی و خشم در کوبا فراوان است. سال‌ها سرکوب، اختلافات داخلی و مهاجرت گسترده، ظرفیت سازمانی جامعه مدنی را از بین برده است. منتقدان سرسخت اکنون در خارج از کشور زندگی می‌کنند، درحالی‌که کسانی که باقی مانده‌اند با نظارت مداوم یا حبس روبه‌رو هستند. نیروهای امنیتی بدون شک دسترسی کافی به نفت باقی‌مانده را حفظ خواهند کرد. گروه‌های تبعیدی، به نوبه خود، به همان اندازه که برای نفوذ و توجه رقابت می‌کنند، متکثر نیز هستند. با روی کار آمدن مارکو روبیو به‌عنوان وزیر امور خارجه، آمریکایی‌های کوبایی‌تبار هرگز تا این حد در دولت فدرال ایالات‌متحده نفوذ نداشته‌اند. اما برخلاف دوران دهه 1990، هیچ سازمان یا رهبر واحدی وجود ندارد که بتواند ادعا کند از طرف کل جامعه مهاجران صحبت می‌کند.

به عبارت دیگر، هیچ چهره‌ای مانند ماچادو، چهره ونزوئلایی، وجود ندارد که کوبایی‌ها در داخل و خارج از جزیره بتوانند دور او جمع شوند. یک نیروی سیاسی که قادر به‌جایگزینی دولت کوبا باشد، منسجم نشده است. با وجود این عدم شفافیت، بسیاری از سیاست‌گذاران آمریکایی، رهبران مهاجران و چهره‌های مخالف، رنج‌های انسانی را به‌عنوان ابزاری برای تغییر سیاسی پذیرفته‌اند. در کنار کمپین فشار نفتی، مقامات جنوب فلوریدا از دولت ترامپ خواسته‌اند که تمام پروازها و حواله‌های مالی از ایالات‌متحده به این جزیره را قطع کند. برخی دیگر از وزارت خزانه‌داری خواسته‌اند تا مجوزهایی را که به مشاغل آمریکایی اجازه می‌دهد مواد غذایی، دارو و سایر محصولات را تحت استثناهای تحریم ایالات‌متحده صادر کنند، به حالت تعلیق درآورد.

بااین‌حال، برای اینکه چگونه سختی‌ها باعث تسریع سقوط دولت می‌شود، هنوز یک نظریه روشن وجود ندارد. آیا درد اقتصادی جمعی باعث ناآرامی‌های گسترده خواهد شد؟ شکاف نخبگان؟ فروپاشی کامل دولت؟ با چه هزینه انسانی؟ اگر هدف، محروم کردن دولت کوبا از منابع است، هدف قرار دادن حواله‌ها به نظر عجیب می‌آید. این روزها، بیشتر این کمک‌ها در قالب بسته‌های هدیه غیرنقدی غذا و دارو از طریق بخش خصوصی کوبا ارسال می‌شوند و جریان‌های ارزی تا حد زیادی از طریق گذرگاه‌های خارجی و حساب‌های بانکی خارج از سیستم مالی کوبا باقی می‌مانند.

آیا دولت ایالات‌متحده باید محموله‌های احتمالی نفت ونزوئلا را که اکنون کنترل می‌کند، برای گرفتن امتیازات سیاسی تدریجی از هاوانا، معلق نگه دارد؟ به‌جای پرداختن به اینکه چه میزان درد قابل‌قبول است یا برای چه مدت، لفاظی‌های عمومی در میان مهاجران به سمت اطمینان‌بخشی‌های مبهم گرایش دارد: «تغییر در راه است... ما فقط باید کمی فشار بیاوریم.» بااین‌حال، همه اعضای مهاجران از استراتژی مجازات جمعی استقبال نمی‌کنند. در یک پست در رسانه‌های اجتماعی، جیمی خاویر ویگا آلونسو، متخصص جوان کوبایی که چند سال پیش به اسپانیا مهاجرت کرد، اصرار داشت که قطع عرضه نفت نه بر صاحبان قدرت، بلکه بر مادرانی که قادر به آشپزی نیستند، سالمندانی که با بیماری دست‌وپنجه نرم می‌کنند و کودکانی که در کمبود بزرگ می‌شوند، تاثیر خواهد گذاشت. او ملتمسانه می‌گفت: «درد مردم ما هرگز نباید به پول رایج تبدیل شود.»

به‌دلیل این نگرانی‌ها، به نظر می‌رسد برخی در واشنگتن، فشار را پایه‌ای ناپایدار برای تغییر می‌دانند. برخی دیپلمات‌ها علاقه خود را به یافتن یک «رودریگز کوبایی» -یک فرد داخلی در رژیم که با او برای مذاکره در مورد انتقال قدرت کنترل‌شده، مذاکره کنند- نشان داده‌اند. اخیراً مقاله‌ای در ABC اسپانیا، نسخه نگران‌کننده‌تری از همین احتمال را ارائه می‌دهد. این گزارش ادعا می‌کند که پسر رائول کاسترو در مکزیک مشغول گفت‌وگوهای مقدماتی با مقامات «سیا» در مورد گشودن اقتصاد کوبا به روی سرمایه ایالات‌متحده است؛ در ازای اینکه، شاید، برخی از رهبران کوبا (از جمله پدر کاسترو اسپین) موافقت کنند که به تبعید بروند اما مانند ونزوئلا، اجازه دهند بخش عمده‌ای از دولت کوبا باقی بماند. در این میان، اما و اگرهایی مطرح  شده است.

پیام‌های عمومی نشان‌دهنده این تنش است. روبیو در جلسه پرسش و پاسخ سنا گفت که ایالات‌متحده «دوست دارد شاهد تغییر رژیم [در کوبا] باشد.»، سپس بلافاصله افزود: «این بدان معنا نیست که ما قرار است تغییری ایجاد کنیم.» این ابهام زمانی تقویت شد که کریستوفر لاندو، معاون وزیر امور خارجه، با رزا ماریا پایا، فعال مخالف کوبایی، دیدار کرد. او پس از آن در توئیتی نوشت: «ایالات‌متحده بالاخره نقش رهبری قدرتمندی را در ایجاد ثبات در منطقه ما ایفا می‌کند.»

صرف‌نظر از این، موانع سیاسی برای تکرار بازی ونزوئلا بسیار زیاد است. هیچ چهره آشکاری از رژیم کوبا، اقتدار واقعی درون سیستم را با اعتبار اصلاح‌طلبانه ترکیب نمی‌کند. رهبری کوبا از نظر تاریخی، به‌جای پرورش مراکز قدرت مستقل، مخالفت‌های داخلی را از طریق مجازات، انضباط و چرخش قدرت، مدیریت کرده است. مراکز قدرتی که وجود دارند -یعنی خانواده کاسترو یا ارتش کوبا و شرکت هلدینگ عظیم آن GAESA، که در تمام بخش‌های کلیدی درآمدزای اقتصاد کوبا ذی‌نفع است- با توجه به ارتباطشان با امنیت کشور، شرکای نامطلوبی برای آمریکایی‌های کوبایی‌تبار خواهند بود.

واشنگتن اشتیاق کمی برای دخالت نظامی پایدار نشان داده است. بااین‌حال، در بحبوحه یک فاجعه انسانی واقعی یا خلأ رهبری، فشار برای اقدام بسیار زیاد خواهد بود. واشنگتن از طریق تحریم‌های مستقیم و اثرات فراسرزمینی آنها (به‌ویژه بر معاملات مالی و بانکداری)، کنترل قابل‌توجهی بر سرنوشت کوبا اعمال می‌کند. با وجود این، تغییر رژیم تحمیلی از خارج، خطراتی به‌دنبال دارد؛ دولتی که نه از اجماع ملی مذاکره‌شده یا تحول داخلی، بلکه از تحمیل خارجی، زاده شده است. آنچه نادیده گرفته شده است، یک معماری معتبر برای تغییر سیاسی است؛ معماری‌ که بازیگران کوبایی را متمرکز کند، جامعه مدنی را بازسازی کند و مشروعیت نهادی ایجاد کند، نه اینکه برای انجام کار بازسازی به فروپاشی متکی باشد. در غیاب این عناصر، فشار، خطر فاجعه انسانی، چانه‌زنی‌های ناپایدار نخبگان یا پیامدهای تحمیلی خارجی را به همراه دارد که به یک بحران می‌پردازند و در‌عین‌حال بحران دیگری را ایجاد می‌کنند.

32

بزرگ‌ترین آزمون بقای هاوانا

دولت کمونیستی کوبا با بزرگ‌ترین آزمون بقای خود از زمان فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی روبه‌رو است. بعد از عملیات نظامی ۳ ژانویه آمریکا برای دستگیری رئیس‌جمهور ونزوئلا، فشار بر کوبا افزایش یافته است. این کشور اعلام کرد که ۳۲ نفر از شهروندانش در این حمله کشته شده‌اند. ترامپ از آن زمان عملاً دسترسی کوبا به نفت ونزوئلا را قطع کرده، دولت آن را «تهدیدی غیرمعمول و فوق‌العاده» نامیده و متعهد شده است که بر هر کشوری که به آن نفت عرضه کند، تعرفه وضع کند. میگل دیاز-کانل، رئیس‌جمهور کوبا، این اقدام را محکوم کرد و گفت: «تسلیم شدن یک گزینه نیست.» او از آن زمان بارها گفته است که دولت آماده مذاکره با واشنگتن است، البته «بدون فشار یا پیش‌شرط».

این کشور هشدار داده که به‌دلیل کمبود سوخت، خطوط هوایی بین‌المللی دیگر نمی‌توانند در این کشور سوخت‌گیری کنند. دولت کوبا که درگیر یک بحران اقتصادی فلج‌کننده است، اقدامات سهمیه‌بندی را برای محافظت از خدمات ضروری و سهمیه‌بندی سوخت برای بخش‌های کلیدی اتخاذ کرده است. طبق گزارش‌ها، این طرح شامل محدودیت‌هایی در فروش سوخت، تعطیلی برخی از مراکز گردشگری، کوتاه کردن روزهای مدرسه و کاهش هفته کاری در شرکت‌های دولتی به چهار روز، از دوشنبه تا پنجشنبه، می‌شود. پار کوماراسوامی، استاد مطالعات آمریکای لاتین در دانشگاه ناتینگهام بریتانیا، به «سی‌ان‌بی‌سی» گفت: «وضعیت فعلی در کوبا به همان اندازه دهه 1990 جدی است، زمانی که کوبا ناگهان مجبور شد بدون حمایت بلوک شرق زنده بماند.»

کوماراسوامی گفت که تهدیدات تعرفه‌ای ترامپ برای بسیاری از کشورها بازدارنده بوده است. مکزیک کمک‌های بشردوستانه ارسال کرده، اما ارسال نفت را به حالت تعلیق درآورده است، زیرا تلاش می‌کند ضمن اجتناب از تعرفه‌های ترامپ، رابطه خود را با هاوانا حفظ کند. کوماراسوامی گفت که «البته ناامیدی از مشکلات زندگی روزمره وجود دارد»، اما «بسیاری از کوبایی‌ها مصمم هستند که در برابر تهدیدات علیه حاکمیت ملی خود مقاومت کنند و موج جدیدی از میهن‌پرستی پدیدار شده است.» ایرکانادا متعاقباً در بحبوحه کمبود سوخت، تمام پروازهای خود به کوبا را لغو کرد. گردشگری، منبع درآمد قابل‌توجهی برای دولت کوباست که با کمبود بودجه مواجه است و این کشور یک مقصد محبوب تعطیلات زمستانی برای گردشگران کانادایی است.

به گفته رابرت مانک، رئیس شرکت تحقیقات ریسک آمریکا در «وریسک مپل‌کرافت»، برخلاف بحران‌های قبلی، رژیم کوبا فاقد شرکای خارجی است که بتوانند برای کمک وارد عمل شوند. مانک گفت: «ایالات‌متحده با افزایش ریسک، دسترسی کوبا به ارز خارجی را نیز محدود کرده و نیکاراگوئه را تحت فشار قرار داده تا سفر بدون ویزا برای کوبایی‌ها را پایان دهد.» مانک افزود، تعهد دولت برای افزایش استفاده از منابع محدود انرژی تجدیدپذیر، احتمالاً «خیلی کم و خیلی دیر» است. وی افزود که با توجه به اینکه تولید انرژی داخلی این جزیره بسیار کمتر از آن چیزی است که برای روشن نگه داشتن چراغ‌ها نیاز دارد، احتمال وقوع ناآرامی‌های مدنی وجود دارد.

مانک گفت: «فروپاشی سریع خدمات اساسی، رژیم را برای یافتن یک راه‌حل مذاکره زیر فشار قرار خواهد داد.» وی افزود که «شانس» برای کناره‌گیری دیاز-کانل از قدرت در ماه‌های آینده در یک گذار مدیریت‌شده به سبک مادورو «در حال کاهش است»، اما احتمال بیشتری وجود دارد که «رژیم سعی کند تا انتخابات میان‌دوره‌ای ایالات‌متحده در ماه نوامبر، به سختی از این وضعیت عبور کند.» کاهش ذخایر نفتی کوبا باعث شد سازمان ملل متحد در مورد احتمال «فروپاشی» بشردوستانه هشدار دهد.

به گفته هلن یافه، متخصص کوبا و استاد اقتصاد سیاسی آمریکای لاتین در دانشگاه گلاسکو، اسکاتلند، اقدامات اضطراری کوبا باید آزمونی حیاتی برای بلوک کشورهای در حال توسعه بریکس تلقی شود. یافه گفت: «این احتمالاً مهم‌ترین آزمون کنونی برای بریکس است... اگر بریکس نتواند از یک عضو محافظت، دفاع و حمایت کند، پس چه ارزشی دارد؟» کوبا در ژانویه سال گذشته «کشور شریک» گروه بریکس شناخته شد و روابط خود را با کشورهایی مانند برزیل، روسیه و چین تقویت کرد. در واقع، هر یک از این سه کشور در روزهای اخیر به دنبال ارائه حمایت به کوبا بوده‌اند. 

دراین پرونده بخوانید ...