شناسه خبر : 51549 لینک کوتاه
تاریخ انتشار:

اتوپیای سوئدی

چرا کتاب‌های یوهان نوربرگ را منتشر می‌کنیم؟

 

محمد طاهری / سردبیر 

سوئد کشوری است که برخی روشنفکران ایرانی به شیوه حکمرانی آن علاقه نشان می‌دهند و زمانی که می‌خواهند نمونه‌ای از یک کشور توسعه‌یافته غیرسرمایه‌داری معرفی کنند، از این کشور نام می‌برند و اغلب، تصورشان این است که سوئد بر پایه نظامی سوسیالیستی اداره می‌شود. این برداشت تا حدی ناشی از نقش تاریخی حزب سوسیال‌دموکرات در شکل‌گیری پایه‌های حکمرانی سوئد و گسترش دولت رفاه در این کشور است. بااین‌حال، ساختار اقتصادی سوئد در دهه‌های اخیر به‌روشنی بر پایه اقتصاد بازار، مالکیت خصوصی، آزادی تجارت و رقابت شکل گرفته است.

سوئد در کنار نظام گسترده تامین اجتماعی و خدمات عمومی، یکی از بازترین اقتصادهای اروپا را دارد. شاخص‌های مربوط به آزادی اقتصادی، سهولت کسب‌وکار، حمایت از حقوق مالکیت و آزادی تجارت خارجی نشان می‌دهد که این کشور از نظر ساختاری به اقتصادهای بازارمحور نزدیک است. بسیاری از صنایع بزرگ سوئد در فضای رقابتی و خصوصی فعالیت می‌کنند و نقش دولت عمدتاً در تنظیم‌گری و ارائه خدمات عمومی تعریف می‌شود، نه در مالکیت مستقیم ابزار تولید. 

در واقع، تجربه سوئد بیش از آنکه نمونه‌ای از سوسیالیسم باشد، مصداقی از ترکیب اقتصاد بازار آزاد با نظام رفاه اجتماعی گسترده است.

لیبرالیسم سوئدی

برخلاف تصور روشنفکران ایرانی، دفاع از اندیشه آزادی، تجارت آزاد و مبارزه با انحصار و تمرکز دولتی، سنتی ریشه‌دار در کشورهای اسکاندیناوی، به‌ویژه در سوئد است. سنتی که از «آندرس کیودنیوس» آغاز شده و تا روزگار ما با اندیشمندانی چون «یوهان نوربرگ» ادامه یافته است. در قرن هجدهم، کیودنیوس با نقد نظام امتیازها و محدودیت‌های تجاری، از آزادی مبادله و برابری حقوق اقتصادی دفاع کرد. استدلالش این بود که شکوفایی کشورها از دل آزادی افراد برمی‌خیزد، نه از نظارت‌های گسترده حکومتی. در قرن بیستم و بیست‌ویکم نیز، همزمان با گسترش دولت رفاه، بحث‌ها درباره حدود و کارآمدی مداخله دولت ادامه یافت. بحران اقتصادی دهه ۱۹۹۰ در سوئد، به اصلاحات ساختاری مهمی ختم شد که شامل آزادسازی بازارها، تقویت رقابت، افزایش استقلال بانک مرکزی و بازنگری اساسی در سیاست‌های اقتصادی بود. همین چهارچوب‌ها هستند که در حال حاضر این امکان را فراهم کرده‌اند تا صنایع رقابتی، نوآوری و رشد پایدار اقتصادی در سوئد تداوم داشته باشد.

شکل‌گیری این وضعیت بدون شک، مدیون اندیشمندان لیبرال و به‌طور مشخص، آندرس کیودنیوس است. کشیش، اقتصاددان و سیاستمدار عصر روشنگری که در بخش فنلاند پادشاهی سوئد زندگی می‌کرد. او از نخستین مدافعان جدی آزادی تجارت، حقوق مدنی و محدودسازی قدرت دولت در شمال اروپا به‌شمار می‌آید و برخی او را پیشگام لیبرالیسم اقتصادی در اسکاندیناوی می‌دانند. کیودنیوس، در خانواده‌ای روحانی به دنیا آمد و افزون بر الهیات، به علوم طبیعی، پزشکی و اقتصاد نیز علاقه‌مند بود و ذهنی تجربی و داده‌محور داشت. زندگی و فعالیت در مناطق نسبتاً محروم پادشاهی سوئد باعث شد از نزدیک با پیامدهای سیاست‌های تجاری محدودکننده و امتیازهای انحصاری آشنا شود و به نقد آنها بپردازد. شهرت اصلی او به‌سبب رساله معروفش با عنوان «منفعت ملی» است. او در این اثر، با استدلالی روشن و مبتنی بر منافع عمومی، از آزادی تجارت، حذف امتیازهای انحصاری و کاهش مداخلات دولت دفاع کرد و معتقد بود، اگر افراد آزاد باشند منافع شخصی خود را دنبال کنند، درنهایت «نفع ملی» نیز افزایش می‌یابد. این ایده‌ها پیش از انتشار کتاب «ثروت ملل» آدام اسمیت مطرح شده بود و شباهت‌هایی با مفهوم «دست نامرئی» دارد.

کیودنیوس فقط یک نظریه‌پرداز نبود و در پارلمان سوئد نیز حضوری فعال داشت. یکی از مهم‌ترین دستاوردهایش، نقش‌آفرینی در تصویب قانون آزادی مطبوعات سوئد در سال ۱۷۶۶ بود که از نخستین قوانین آزادی مطبوعات در جهان به‌شمار می‌آید. او همچنین از آزادی مذهبی برای اقلیت‌ها، برابری حقوق اقتصادی و رفع محدودیت‌های صنفی حمایت کرد.

اندیشه کیودنیوس بر این باور استوار بود که رفاه عمومی نه از طریق کنترل گسترده حکومت‌ها، بلکه از راه آزادی اقتصادی، رقابت و حاکمیت قانون حاصل می‌شود. هرچند نام او به اندازه متفکران علم اقتصاد چون آدام اسمیت شناخته‌شده نیست، اما در تاریخ اندیشه اقتصادی اسکاندیناوی جایگاهی ویژه دارد و امروز نیز در فنلاند و سوئد به‌عنوان یکی از پیشگامان آزادی‌های اقتصادی و مدنی مورد احترام است.

با این مقدمه، سراغ یوهان نوربرگ می‌رویم که ادامه‌دهنده سنت آندرس کیودنیوس در دفاع از آزادی اقتصادی، رقابت و بازار آزاد است. انتشارات دنیای اقتصاد تاکنون دو کتاب از او را به فارسی روانه بازار کرده است. نوربرگ متولد ۱۹۷۳ در سوئد است و نویسنده، پژوهشگر و مستندساز شناخته‌شده‌ای است که عمده شهرتش به دفاع از اقتصاد بازار، جهانی‌شدن و پیشرفت انسانی مربوط می‌شود. او در رشته تاریخ اندیشه‌ها در دانشگاه استکهلم تحصیل کرده و تا امروز از طریق پژوهش‌های مستقل، فعالیت در اندیشکده‌ها و انتشار آثار متعدد، به یکی از چهره‌های شاخص جریان لیبرالیسم کلاسیک در اروپا تبدیل شده است. نوربرگ در رسانه‌های معتبر، درباره اقتصاد جهان، سرمایه‌داری، کاهش فقر و نقش آزادی‌های اقتصادی و اجتماعی در توسعه کشورها اظهارنظر می‌کند و سعی دارد تصویری داده‌محور و خوش‌بینانه از پیشرفت بشری ارائه دهد. از مهم‌ترین آثار او دو کتاب «در دفاع از سرمایه‌داری» و «مانیفست سرمایه‌داری» است که به فاصله 20 سال از هم نوشته شده‌اند و هر دو کتاب را انتشارات دنیای اقتصاد منتشر کرده است. این کتاب‌ها ادامه‌دهنده مسیر کیودنیوس در دفاع از بازار آزاد و نقش آزادی اقتصادی در رشد و پیشرفت انسان هستند، با این تفاوت که نوربرگ از داده‌ها و شاخص‌های مدرن برای نشان دادن روندهای جهانی استفاده می‌کند.

در دفاع از سرمایه‌داری

در کوران رقابت‌های انتخاباتی سال 2016 آمریکا، هفته‌نامه اکونومیست مقاله‌ای از «یوهان نوربرگ» منتشر کرد. او در پاسخ به نظرات «برنی سندرز» استدلال کرده بود که سوئد بعد از 20 سال آزمودن الگوهای چپ در سال‌های 1970 تا 1990 و مشاهده طلیعه‌ای از رکود فراگیر و طولانی‌مدت، راه خود را اصلاح کرده و سیاست‌های کلان این کشور، اکنون به‌صورت کامل مبتنی بر اقتصاد آزاد است و فقط در بازتوزیع ثروت تفاوت‌هایی با آمریکا دارد. این مقاله، افراد زیادی را با «یوهان نوربرگ» و آثارش آشنا کرد، ازجمله دو برادر به نام‌های طاهر نوروزی و سعید نوروزی که متوجه شدند استدلال‌ها و مثال‌های کتاب «در دفاع از سرمایه‌داری» می‌تواند برای خواننده ایرانی آموزنده باشد و به همین دلیل تصمیم به ترجمه کتاب گرفتند. کتاب توضیح می‌دهد که در سال‌های اخیر کشورهای ثروتمند، غنی‌تر شده‌اند، اما این پیشرفت به قیمت فقیر شدن کشورهای توسعه‌نیافته یا جهان‌سوم نیست. طبق آمار رسمی، فقر مطلق در دهه‌های اخیر به‌صورت پیوسته روند کاهشی داشته است. به‌ویژه در آسیا که تا دهه 50، از فقیرترین نقاط زمین بود، وضع به‌کلی دگرگون شده است. صدها میلیون نفر که شاید تا 20 سال پیش در فقر مطلق زندگی می‌کردند و حتی به نان شب نیز محتاج بودند، امروزه از این فقر رهایی یافته و توانسته‌اند به حدود متوسطی از رفاه دست یابند.

نوربرگ در این کتاب می‌نویسد: «در کشورهای مدرن، زندگی مردم به‌شدت به اقتصاد جهانی گره خورده است، مردم موزهای اکوادور را می‌خورند، از نوشیدنی‌های فرانسوی می‌نوشند، فیلم‌های آمریکایی تماشا می‌کنند، از بریتانیا کتاب سفارش می‌دهند، برای کمپانی‌هایی که در آسیا و اروپا فروش دارند کار می‌کنند، تعطیلاتشان را در تایلند می‌گذرانند و برای بازنشستگی در آفریقای جنوبی سرمایه‌گذاری می‌کنند. و همه اینها به خواست و اختیار خودشان صورت می‌گیرد و این شرکت‌ها نیستند که آنها را وادار به چنین کاری کنند.» از نظر نوربرگ، جهانی‌شدن باعث شده تا کشاورزان فقیر هندوستان، خانه‌هایشان را نه با خشت و گل که با آجر بسازند و لباس و کفش به تن کنند، شهرشان سیستم فاضلاب داشته باشد و خیابان‌های شهرشان بوی خوب بدهد. بسیاری از آنها شاید تا 30 سال پیش حتی نمی‌دانستند که در چه کشوری زندگی می‌کنند. این تحولات البته گاهی باعث ایجاد تنش‌هایی در خانواده شده و ممکن است اثرات بدی در پی داشته باشند، اما قطعاً قابل‌مقایسه با مخاطراتی که کودکان و خانواده‌ها را قبل از فرآیند جهانی‌سازی تهدید می‌کرد، نیستند. خطراتی مانند مرگ فرزندان به‌دلیل در دسترس نبودن دارو یا جدا کردن فرزندان از خانواده به‌وسیله اربابان برای کار یا حتی فروش آنها به‌عنوان جایگزین قرض خانواده.

یوهان نوربرگ، در تبیین اقتصاد سرمایه‌داری یا اقتصاد مبتنی بر بازار، مجموعه‌ای از مولفه‌های اساسی را برمی‌شمارد که به باور او چهارچوب عملکرد این نظام را شکل می‌دهند. از نظر او، سرمایه‌داری پیش از آنکه صرفاً به معنای «سرمایه» باشد، نظمی نهادی است که بر قیمت‌های آزاد، رقابت، آزادی انتخاب، مبادله داوطلبانه، مالکیت خصوصی و انگیزه سود استوار است. مهم‌ترین مولفه، شکل‌گیری قیمت از طریق سازوکار عرضه و تقاضاست. در این نظام، قیمت‌ها از سوی دولت تعیین نمی‌شوند، بلکه حاصل تعامل آزاد خریداران و فروشندگان در بازاری گسترده‌اند. بازار باید به اندازه‌ای باز و رقابتی باشد که هیچ بنگاه یا شرکتی نتواند به‌تنهایی قیمت را تعیین یا دستکاری کند. به همین دلیل، یکی از وظایف مهم دولت‌ها در اقتصادهای توسعه‌یافته، مقابله با انحصار و جلوگیری از تمرکز قدرت اقتصادی است تا سازوکار قیمت‌ها مختل نشود.

مولفه مهم دیگر، رقابت است. در اقتصاد سرمایه‌داری، بنگاه‌ها برای جذب مشتری، نیروی کار متخصص و سرمایه با یکدیگر رقابت می‌کنند. این رقابت سبب کاهش هزینه‌ها، بهبود کیفیت کالا و خدمات، تنوع بیشتر محصولات و شکل‌گیری نوآوری می‌شود. نوآوری در این چهارچوب نه امری تصادفی، بلکه نتیجه فشار رقابتی و تلاش برای بقا و پیشی گرفتن از رقباست. سومین مولفه، آزادی اقتصادی است. افراد در این نظام آزادند کالا و خدمات مورد نیاز خود را انتخاب کنند، شغل و کارفرمای خویش را برگزینند و در صورت تمایل آن را تغییر دهند. از سوی دیگر، کسب‌وکارها نیز در انتخاب تامین‌کنندگان، نوع تولید و نحوه عرضه محصولات، آزادی دارند. این آزادی تصمیم‌گیری، بنیان پویایی و انعطاف‌پذیری اقتصاد بازار به‌شمار می‌رود. چهارمین عنصر، تبادل داوطلبانه است. در اقتصاد بازار، مبادلات بر اساس رضایت طرفین صورت می‌گیرد. خریدار و فروشنده تنها زمانی وارد معامله می‌شوند که هر دو احساس کنند از این مبادله سود خواهند برد. بنابراین، مبادله نشانه‌ای از منفعت متقابل است و نه اجبار. پنجمین مولفه، مالکیت خصوصی است. در نظام سرمایه‌داری، مالکیت افراد حقیقی و حقوقی بر دارایی‌هایشان محترم شمرده می‌شود و امنیت حقوق مالکیت تضمین می‌شود. این مالکیت نه‌تنها شامل دارایی‌های فیزیکی، بلکه دارایی‌های نامشهود مانند حق تالیف، ثبت اختراع و برند نیز می‌شود. امنیت مالکیت، پیش‌شرط سرمایه‌گذاری و برنامه‌ریزی بلندمدت است. عنصر دیگر، انگیزه ناشی از سود است. در اقتصاد آزاد، افراد و بنگاه‌ها می‌توانند سرمایه خود را در فعالیت‌های مختلف به کار گیرند. اگر تصمیم آنان موفقیت‌آمیز باشد، سود حاصل پاداش ریسک‌پذیری و انتخاب درست آنان است و اگر شکست بخورند، زیان آن را نیز خود متحمل می‌شوند. سود در این معنا نه صرفاً منفعت شخصی، بلکه سیگنالی برای تخصیص بهینه منابع در اقتصاد است.

درنهایت، نوربرگ به اهمیت جریان اطلاعات در بازار اشاره می‌کند. هرچند در عمل اطلاعات هرگز کاملاً کامل و متقارن نیست، اما سازوکار قیمت‌ها و رقابت به انتشار و آشکارسازی اطلاعات کمک می‌کند. قیمت‌ها خود حامل اطلاعات درباره کمیابی، ترجیحات و فرصت‌ها هستند و به بازیگران اقتصادی کمک می‌کنند تصمیم‌های آگاهانه‌تری بگیرند.

از نگاه نوربرگ، سرمایه‌داری نظمی است که در آن آزادی انتخاب، رقابت و مالکیت خصوصی در چهارچوب حاکمیت قانون عمل می‌کنند و از طریق انگیزه سود و مبادله داوطلبانه، منابع را به سوی کارآمدترین کاربردها هدایت می‌کنند.

51

مانیفست سرمایه‌داری

چند سال بعد، یوهان نوربرگ که در محافل اقتصادی و رسانه‌ای جهان شهرتی به هم زده، در ایران هم طرفداران زیادی پیدا می‌کند. انتشار کتاب «در دفاع از سرمایه‌داری» از سوی انتشارات دنیای اقتصاد، نوربرگ را میان علاقه‌مندان ایرانی اندیشه لیبرال معروف می‌کند. محمد معمار که مدیری موفق در بخش خصوصی است، پس از آشنایی با افکار نوربرگ، تصمیم به ترجمه کتاب «مانیفست سرمایه‌داری» می‌گیرد. کتابی که در جهان نگاه‌ها را به خود جلب کرده است.

نوربرگ در کتاب «مانیفست سرمایه‌داری» ادامه‌ای درخشان بر اثر 20 سال پیش خود، «در دفاع از سرمایه‌داری جهانی»، ارائه می‌کند. او با همان صراحت و دقت همیشگی، این‌بار نشان می‌دهد که چرا بازار آزاد و جهانی‌سازی نه‌تنها تهدیدی برای بشریت نیستند، بلکه بزرگ‌ترین نیروی رهایی‌بخش تاریخ معاصر بوده‌اند. نوربرگ با استناد به داده‌ها و تجربه‌های جهانی، توضیح می‌دهد چگونه گشایش اقتصادها و آزادی تجارت، میلیاردها نفر را از فقر بیرون کشیده، امید به زندگی را افزایش داده و بستر خلاقیت و نوآوری را برای نسل‌های جدید فراهم کرده است.

نوربرگ، سرمایه‌داری را نه سازوکار ثروت‌اندوزی برای عده‌ای محدود، بلکه نظامی می‌داند که به هر فرد فرصت می‌دهد با ایده، تلاش و ریسک‌پذیری خود ارزش بیافریند و دیگران را نیز از منافع آن بهره‌مند کند. نیروهایی که در غیاب آزادی اقتصادی خفه می‌شوند، اما در فضای رقابت و مالکیت خصوصی می‌توانند جهان را متحول کنند.  او با داده‌ها و شواهد گسترده توضیح می‌دهد که هرجا دولت عقب نشسته و مردم آزاد شده‌اند تا تصمیم بگیرند، رشد، نوآوری و رفاه شکوفا شده است و رها کردن نیروهای بازار، بیش از هر سیاست دولتی، میلیون‌ها انسان را از فقر بیرون آورده است.

او همچنین با نگاهی شفاف و غیرشعاری به موضوع محیط‌ زیست می‌پردازد و نشان می‌دهد که درست برخلاف تصور رایج، دولت‌گرایی و مداخله‌های سنگین، نه زمین را نجات داده‌اند و نه منابع را حفظ کرده‌اند. بلکه تنها جوامعی که آزاد و ثروتمند شده‌اند، توانسته‌اند طبیعت خود را پاک‌تر، کارآمدتر و پایدارتر کنند. از دید نوربرگ، پیشرفت فناوری، مالکیت خصوصی و نهادهای بازار آزاد، ابزار واقعی حفاظت از طبیعت‌اند؛ نه سیاست‌های بسته و کنترل‌گر دولتی.

برای مخاطب ایرانی، این ترجمه که با اجازه نویسنده برای چاپ فارسی کتاب منتشر شده است، فرصتی فراهم می‌آورد تا با زبانی ساده و روان اما دقیق با مفاهیمی مانند آزادی اقتصادی، مالکیت خصوصی، کارآفرینی و گشایش جهانی آشنا شود. مفاهیمی که غالباً کمتر در مناظره‌ها به همراه شواهد آماری و مقایسه‌های بین‌المللی مطرح می‌شوند. این کتاب می‌تواند هم به‌عنوان مقدمه‌ای برای تفکر آزادی اقتصادی و هم به‌عنوان نگاهی انتقادی به جریان‌های چپِ نو باشد که بر شاخص‌هایی چون «عدالت» و «برابری» تمرکز دارند و نقش بازار آزاد را کمرنگ می‌بینند. 

دراین پرونده بخوانید ...