چرای مازاد
بررسی راهکارهای کاهش فشار بر مراتع در گفتوگو با ابوالقاسم حسینپور
ابوالقاسم حسینپور، مدیرکل دفتر امور مراتع سازمان منابع طبیعی کشور، با اشاره به وسعت ۸۳ میلیونهکتاری مراتع ایران، فشار دام مازاد بر ظرفیت را از مهمترین عوامل تخریب مراتع میداند و جمعیت دام را بیش از دو برابر ظرفیت مجاز ۳۷ میلیونواحدی اعلام میکند. وی تعادل میان دام و مرتع، تناسب جمعیت بهرهبردار، استفاده چندمنظوره از مراتع با فعالسازی سایر کارکردهای مرتعی در قالب طرحهای مرتعداری تلفیقی، تنوعبخشی به معیشت بهرهبرداران و هویتگذاری دام را از جمله راهکارهای اساسی کاهش فشار و حفظ مراتع میداند.
♦♦♦
از نظر کمی، مراتع ایران چه مختصات و ویژگیهایی دارند؟ وضعیت کمی این زیستبوم و چالشهای ساختاری آن، چه پیامدهایی برای مدیریت پایدار و بهرهبرداری بهینه از منابع طبیعی کشور دارد؟
مرتع، بزرگترین زیستبوم ایران است که بیش از ۵۰ درصد پهنه سرزمینی ما را دربر گرفته است. اگر موضوعات آن را بخواهیم در قالب استراتژیهایی که در بخش مرتع مطرح است خلاصه کنیم، شاید بتوان در سه کلیدواژه بیان کرد؛ اول، بحث حفاظت از مرتع، دوم، بحث مدیریت و بهرهبرداری و سوم، بحث اصلاح و احیای مراتع. مقولهها و موضوعات مختلف مرتع را میتوان در این سه بخش سازماندهی و برنامهها و اقدامات را پیگیری کرد. طبیعتاً مهمترین بخش، حفاظت از مرتع است که در این بخش موضوعاتی مثل حفاظت از رویشگاههای مرتعی، حفظ ذخایر ژنتیک گیاهی کشور و حمایت و حفاظت ویژه از گونههای در معرض خطر انقراض و توسعه ذخیرهگاههای مرتعی و حفاظت و قرق مراتع از موارد مهم صیانت از این ثروت عمومی است. همچنین، تخریب و تصرف عرصههای ملی مرتعی اعم از دستاندازی و تجاوز به عرصههای منابع طبیعی در سطح مراتع مطرح است و بحث تغییر کاربری و تبدیل مراتع که از حیث تغییر غیراصولی کاربری اراضی اهمیت دارد. اینها از موضوعاتی هستند که در بحث حفاظت از مرتع مهم هستند. در بخش مدیریت مرتع، بحث ممیزی مراتع، ساماندهی بهرهبرداران و مدیریت چرای دام متناسب با ظرفیت مراتع کشور، از موضوعات کلیدی هستند. همچنین بهرهبرداریهای فرعی و جانبی با توجه به استعداد مرتع و استفاده از سایر ظرفیتها و کارکردهای آن در این حوزه جای میگیرد. در بخش اصلاح و احیا نیز که عنوان آن گویای موضوع است، عملیات اصلاحی و احیایی، از جمله عملیات بیولوژیک و بیومکانیک مطرح میشود که تقویت پوشش گیاهی مراتع و افزایش تولید علوفه را بهدنبال دارد. اینها همه مواردی هستند که بهعنوان ارکان اصلی حفظ، احیا و بهرهبرداری از مراتع دستهبندی میشوند و هر یک در جای خود تابع سیاستها، برنامهها و اقدامات مشخصی است که طیف متنوعی در ذیل آنها قابلتعریف است. عوامل تخریب مراتع کشور با این ملاحظات و درک پیچیدگیهای اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی قابلبررسی است.
تخریب مراتع در ایران لزوماً ناشی از عوامل طبیعی مانند میزان بارش و تغییرات اقلیمی نیست. میخواهم از شما بهعنوان مدیرکل دفتر امور مراتع سازمان منابع طبیعی و آبخیزداری کشور بپرسم چه عواملی بهعنوان دلایل اصلی تخریب مراتع در ایران شناسایی شدهاند؟
عوامل زیادی در تخریب مراتع کشور دخیل هستند. واقعیت این است که دلایل اصلی تخریب مراتع ایران از بعد غیراقلیمی یا غیرطبیعی عمدتاً به دلایل انسانی و بهرهبرداریها مربوط است. بخش عمده مراتع ایران در پهنه اقلیمی خشک و نیمهخشک قرار گرفته و تحت تاثیر پارامترهای اقلیمی و بهویژه تغییر اقلیم است که علاوه بر نوسانات بارندگی و تغییرات دمایی ناشی از شرایط خشکسالی، بحثهای بلندمدت مربوط به تغییرات اقلیمی نیز مطرح است. این پدیدهها رویشگاههای مرتعی کشور را تحت تاثیر قرار میدهد، جابهجایی و محدود شدن رویشگاهها، مهاجرت گونهها به عرضهای جغرافیایی و ارتفاعات بالاتر رخ میدهد و شرایط برای استمرار حیات و بقای برخی گونهها که از ذخایر ژنتیکی کشور محسوب میشوند، پیچیده و دشوار میشود. این موضوعات از نظر حفاظت از مرتع در برابر تغییرات اقلیمی و شرایط طبیعی بسیار اهمیت دارند. همچنین وقوع پدیدههای حدی اقلیمی و رویدادهای طبیعی نظیر رکوردهای دمایی و کاهش بارشها از جمله مواردی است که باید مورد توجه قرار گیرد.
اما در بحث عوامل غیرطبیعی، یکی از موضوعاتی که وجود دارد بحث تغییر کاربری است. تخصیص عرصههای مرتعی به سایر کاربریها، چنانچه متناسب با نیاز کشور و بر اساس آمایش سرزمین صورت پذیرد، باعث تخریب نمیشود. اما کاربریها و تخصیصها، چه در حوزه معادن و چه در سایر واگذاریها، خواهناخواه آثاری بر مراتع برجای میگذارد؛ هم از حیث کاهش سطح مرتع و هم از حیث تاثیرگذاری بر خود رویشگاه مرتعی که این اتفاقات در آن رقم میخورد. اینها از جمله دلایلی هستند که میتوانند به تضعیف و تخریب مناطق منجر شوند. بحث بعدی، شدت بهرهبرداری یا فشار بهرهبرداری بر مراتع کشور است. در شرایط فعلی، ظرفیت مراتع کشور در شرایط نرمال معادل ۳۷ میلیون واحد دامی است. این ظرفیت به مراتع اجازه میدهد بدون آسیب رساندن به ذخایر پوشش گیاهی و خاک عرصه مرتعی کشور، از آن بهرهبرداری شود. اما در شرایط کنونی، شدت بهرهبرداری بیش از ظرفیت مراتع کشور است. این فشار، یکی از عوامل مهم و یکی از دلایل اصلی تخریب محسوب میشود. ساماندهی، کنترل پروانهها و بهرهبرداری مجاز، در دستور کار سازمان منابع طبیعی کشور قرار دارد. اتفاقاً اکنون در مقطعی هستیم که بهدنبال تشکیل کارگروه ملی مدیریت چرای دام و ساماندهی کوچ هستیم تا تقویم بهرهبرداری بهطور کامل رعایت شود. بهرهبرداری از مراتع کشور، بهویژه در بحث زمان ورود دام به مرتع و شروع استفاده از مراتع یا تقویم کوچ، باید متناسب با شرایط طبیعی و شرایط اکولوژیک حاکم بر مراتع باشد. در راستای حفظ مراتع کشور، این تاریخها تعیین میشود و باید رعایت شود. زمان ورود و خروج دام و رعایت ظرفیت چرایی مراتع از موضوعات اساسی در حفظ سلامت مرتع بهشمار میرود. بحث دیگری که در بهرهبرداری بیش از ظرفیت مطرح است، بهرهبرداری غیرمجاز از برخی محصولات گیاهان دارویی، صنعتی و خوراکی است. چنانچه این موارد رعایت نشود، برخی از گونههای ارزشمند که بهره اقتصادی خوبی دارند، ممکن است مورد سودجویی قرار گیرند. این مسئله ایجاب میکند که بهرهبرداریها متناسب با ظرفیت و مطابق آنچه در طرحهای مرتعی و طرحهای بهرهبرداری از محصولات فرعی بهویژه گیاهان دارویی پیشبینی شده، صورت پذیرد تا آسیب به مراتع کشور وارد نشود و سوداگری و سودجویی از عرصهها باعث آسیب زدن به اصل منبع طبیعی یعنی مراتع ما نشود. خوشبختانه بهرهبرداران گیاهان دارویی را به احیای رویشگاه مکلف کردهایم. چنانچه احیا انجام نشود، مجوز بهرهبرداری و صادرات محصولات گیاه دارویی صادر نخواهد شد. این امر منوط به احیای عرصه مورد بهرهبرداری، شده است؛ چه در طرحهای مرتعداری و چه بهرهبرداری در قالب طرحهای بهرهبرداری محصولات فرعی.
در مطالعهای که پیش از انقلاب با عنوان «قانون اصل 4 ترومن» انجام شد، بر عدم رعایت ملاحظات زیستی از سوی اقتصاددانان و کارشناسان توسعه در مدیریت مراتع و منابع طبیعی تاکید شده بود. در آن پژوهش، گونه «بز» بهعنوان یکی از عوامل کلیدی تخریب مراتع در ایران معرفی شده است. توجیه این مسئله نیز آن بود که رفتار تغذیهای و نیازهای این دام با ظرفیتهای بازسازی طبیعت در ایران همخوانی ندارد و مراتع کشور، توان تحمل این حجم از دام یا بزها را نداشتند. پرسش این است که در مطالعات داخلی طی این سالها و دهههای اخیر، آیا به گونههای خاصی از دام اشاره شده که تخریبزا هستند؟
کشور ما چیزی حدود ۸۳ میلیون هکتار مرتع دارد که بیش از پنج میلیون هکتار آن مراتع درجه یک، بیش از ۲۰ میلیون هکتار مراتع درجه دو و چیزی در حدود ۵۷ میلیون هکتار آن مراتع درجه سه یا همان مراتع ضعیف و کمتراکم را تشکیل میدهند. معیشت بیش از یک میلیون خانوار بهرهبردار وابسته به مراتع است که در قالب بیش از ۴۵ هزار سامانه عرفی مورد بهرهبرداری قرار میگیرد. ظرفیت سالانه تولید علوفه مراتع در شرایط نرمال بیش از ۱۰ میلیون تن است که میتواند در یک فصل چرا، کفاف تغذیه ۳۷ میلیون واحد دامی را بدهد. اما درباره اینکه بز را یکی از عوامل تهدید معرفی کنیم، باید گفت قطعاً دام مازاد بر ظرفیت مراتع، یکی از عوامل آسیبزننده به زیستبوم مراتع کشور است. اما مراتع کشور با توجه به شرایط اقلیمی متفاوت و موقعیت مناطق مختلف، برای نوع خاصی از دام مناسباند. برخی مراتع درجه یک بهویژه گراسلندها، برای دامهای سنگین مثل گاو، شایستگی دارند و بیشتر این نوع دامها در آنها چرا میکنند. برخی مراتع فقیر ممکن است مراتع شتری باشند و بر اساس نوع گونهها و ظرفیت آنها، شرایط محیطی برای دام شتر مناسب است. برخی مراتع نیز به لحاظ نوع گونههای گیاهی و شرایط اقلیمی مناسب تعلیف گوسفند هستند و بعضی مراتع هم بیشتر بز در آنها چرا میکند. اگر متناسب با ظرفیت مراتع از مرتع استفاده شود و شایستگی و ظرفیت آن رعایت شود، آسیبزننده نخواهد بود، منوط به اینکه استانداردها و ضوابط و مقررات مربوط به مدیریت مراتع در ارتباط با بهرهبرداری از آن نوع دام رعایت شده باشد. بنابراین معرفی یک نوع دام خاص بهعنوان عامل کلی تخریب و تعمیم آن به تمامی مراتع کشور، شاید چندان با واقعیت منطبق نباشد. اما در مواردی که مرتع برای نوع خاصی از دام مناسب نباشد یا ظرفیت آن رعایت نشود، همان دام میتواند عامل تخریب آن مرتع خاص باشد.
دفتر امور مراتع و بهطور کلی سازمان منابع طبیعی، برای مدیریت مراتع و کاهش فشار بر مراتع در ایران چه سیاستهایی را دنبال میکنند؟
آنچه در سیاستهای سازمانی تعقیب میکنیم این است که در راستای کاهش فشار بر مراتع، طرحهای تلفیقی و استفاده چندمنظوره از مراتع صورت پذیرد و با تنوعبخشی به سبد معیشت بهرهبرداران، وابستگی صرف آنان به علوفه و دام کاهش یابد که این امر خود از فشار بر مراتع میکاهد. چنانچه ظرفیتهایی نظیر گیاهان دارویی وجود داشته باشد، باید متناسب با استعداد و ظرفیت مرتع مورد بهرهبرداری قرار گیرد. فعالیتهایی مانند زنبورداری، گردشگری و سایر کارکردهای همساز با اکوسیستم که در عرصههای طبیعی کشور قابلیت اجرا دارند، میتوانند فعال شده و فشار ناشی از چرای دام را کاهش دهند. دوم، توسعه دامداریهای صنعتی و نیمهصنعتی و کاهش دامهای وابسته به مرتع از طریق صدور مجوز برای بهرهبرداران جهت پرورش بخشی از دام خود در محیطهای بسته، از دیگر راهکارهایی است که در سیاستهای دستگاه ما گنجانده شده و دستگاههای مرتبط نیز مکلف به همکاری در جهت مدیریت پایدار مراتع هستند. در رویکردهای نوین سازمان و دفتر امور مراتع، علاوه بر موارد فوق در جهت اقتصادی کردن طرحها، ارتقای اندازه اقتصادی مراتع همسو با اهداف ساماندهی جمعیت بهرهبردار نیز در دستور کار قرار دارد.
با توجه به ظرفیت مراتع کشور که گفتید حدود 37 میلیون دام است، اکنون چه تعداد دام در مراتع ایران چرا میکنند؟
آمارهای مختلفی در این زمینه ارائه میشود. مرجع اصلی آمار در این حوزه، بخشهای متولی امور دام در کشور هستند. در منابع مختلف، اعداد متفاوتی بیان میشود. آنچه بیشتر مورد اشاره قرار میگیرد این است که جمعیت دام موجود بیش از دو برابر ظرفیت مجاز مراتع است. در برخی منابع تا 2 /2 برابر ظرفیت مجاز نیز ذکر شده است. البته این اعداد در سالهای مختلف متفاوت است اما قطعبهیقین دام موجود بیش از ظرفیت مراتع کشور است. موضوع هویتگذاری دام در دستور کار معاونت امور دام وزارت جهاد کشاورزی قرار دارد. بر اساس ماده ۱۸ قانون نظام جامع دامپروری، مقرر شده است که دامها شناسایی و هویتگذاری شوند. این امر در بخش دامهای سنگین در حال اجراست. پیشنهاد ما این است که در بخش دامهای سبک وابسته به مراتع نیز با حمایت دولت و از طریق استفاده از تراشهها یا میکروچیپها و شناسنامههای الکترونیکی اقدام شود. یکی از مشکلات اساسی در مدیریت دام در عرصههای مرتعی و کنترل آن، فقدان هویتگذاری دامهاست. زمانی که دام فاقد هویت مشخص باشد، تشخیص دام مجاز از غیرمجاز با دشواری همراه است. این امر یکی از چالشهای مدیریت دام در سطح مراتع است که باعث اعمال نشدن مدیریت صحیح و در نتیجه فشار بر مراتع میشود. این مسئله حتی در موارد قاچاق دام نیز مصداق دارد. بنابراین هویتگذاری دام از ضروریات اجتنابناپذیر است. هویتگذاری دام میتواند نقش موثری در کاهش فشار دام و جلوگیری از تخریب مراتع ایفا کند. این موضوع هماکنون در دستور کار وزارت جهاد کشاورزی قرار دارد.
برای حفظ مراتع کشور، اگر بخواهیم خیلی ساده و راحت صحبت کنیم، چه باید کرد؟
اول از همه، برای حفظ مراتع کشور به تقویت دستگاه متولی ادارهکننده مراتع و بهطور کل منابع طبیعی کشور بهعنوان دستگاهی حاکمیتی نیازمندیم. هم از حیث جایگاه و ساختار سازمانی باید تقویت شود و هم از نظر اعتبارات باید ارتقا یابد. یکی از مشکلات موجود، اعتبارات اندک این بخش است. با این گستره عظیم کشور، واقعاً این اعداد ناچیز، کار را دشوار میکند. خوشبختانه با پیگیریهای انجامشده و حمایت مراجع تصمیمگیر و برنامهریز، اعتبارات مرتع با رشد مواجه است، اما با توجه به گستره وسیع مراتع، هنوز با نیاز واقعی بسیار فاصله دارد. آنچه در حوزه تقنین باید به آن پرداخته شود، موضوع حفظ کاربری مرتع است. این امر با ارزشگذاری واقعی مرتع معنا پیدا میکند. اگر مراتع ما بر اساس خدمات اکولوژیک، زیستبومی، بازاری و... ارزشگذاری واقعی پیدا کنند و این ارزشگذاری در سبد مالی دولت بنشیند، قانون هر درخواستی را که برای تبدیل مرتع یا تغییر کاربری آن ارائه میشود، به شکلی نظاممند ساماندهی خواهد کرد. هرگونه استفاده غیرمرتعی از عرصهها در این چهارچوب تعریف میشود و قانونگذار با تعیین ارزش واقعی، مشخص میکند کدام مرتع باید باقی بماند و کدامیک برای توسعه کشور میتواند تغییر کاربری یابد. اگر این موضوع به شکل نظاممند نهادینه شود، دیگر مراتع ارزشمند کشور تحت تشخیصها و سلیقههای گوناگون تبدیل نخواهند شد و ارزشهای واقعی آنها حفظ میشود. آنجا که باید برای کشور مرتع بماند و خدمات اکوسیستمی آن استمرار یابد، محفوظ خواهد ماند.