فرصت در بحران
آیا بارشها، کشاورزی را تقویت میکند؟
درحالیکه تهران و برخی از کلانشهرهای ایران خود را برای سالی خشک و احتمالاً جیرهبندی آب آماده میکنند، بارانهای سیلابی در غرب کشور سفرههای کشاورزی را رنگین کرده است. مناطق جنوبی و البته برخی از مناطق مرکزی و شمال شرقی کشور نیز برخلاف سنوات قبل، از نعمت بارش بهرهمند بودند. این تناقض اقلیمی، تصویر روشنی از وضعیت ناپایدار منابع آبی کشور در سال آبی جاری ترسیم میکند؛ وضعیتی که یک روی آن تهدیدی جدی برای مصارف شهری و صنعتی است و روی دیگرش، فرصتی تازه برای احیای کشاورزی و دامداری در برخی مناطق. اما پرسش اصلی اینجاست؛ آیا این بارشها که در برخی مناطق فرصتساز بودهاند، میتوانند کشاورزی و دامداری سال آینده ایران را از رکود و بحران نجات دهند؟ برای یافتن پاسخ، باید به تحلیل عمیقتری از الگوهای بارش، چالشهای مدیریت منابع آب و راهکارهای برونرفت از این مخمصه پرداخت.
آمارها نشان میدهند که نوسانات اقلیمی به الگوی غالب دهه اخیر تبدیل شده است. مجتبی آشینه، رئیس گروه مدیریت مصرف، تقاضا و بهرهوری آب در شرکت مدیریت منابع آب ایران، با اشاره به ناپیوستگی بارشها هشدار میدهد که تغییر در الگوهای بارش، پایداری منابع آب کشور را با چالشی جدی مواجه کرده است. اگرچه در برخی استانهای واقع در کریدور غربی کشور شامل کرمانشاه، کردستان، آذربایجان غربی و لرستان بارشهای مناسبی رخ داده، اما توزیع زمانی و مکانی نامنظم، ارزش این نعمت را کاهش داده است. به گفته آشینه، تمرکز بارشها در دورههای کوتاهمدت و وقوع بارشهای شدید و سیلابی به افت ذخایر سدها و آبهای زیرزمینی منجر میشود. نتیجه این وضعیت، کاهش تغذیه آبخوانها و بهدنبال آن، بیثباتی در تولید و کاهش قابلیت پیشبینی در برنامهریزی کشاورزی است. به عبارت دیگر، حتی اگر مجموع بارش سالانه در سطح مناسبی قرار داشته باشد، نحوه وقوع آن میتواند کشاورزی را با ریسک بالایی مواجه کرده و هزینههای تامین آب را افزایش دهد.
کسری مخازن و نیاز به تحول در کشاورزی
در شرایطی که مخازن آبی کشور با کسری مواجه هستند، بخش کشاورزی بهعنوان بزرگترین مصرفکننده آب، نیازمند یک تحول ساختاری اساسی است. به باور آشینه، اتکای بیرویه به منابع آب زیرزمینی که اکنون با برداشت حدود ۱۵۰ میلیارد مترمکعبی بیش از ظرفیت طبیعی مواجه است، پیامدهایی چون فرونشست زمین، شور شدن منابع و کاهش پایداری زیستمحیطی را به همراه داشته است. برای مقابله با این وضعیت، ضروری است که سیاستهای مدیریت منابع آب و کشاورزی بهگونهای تنظیم شود که پایداری تولید حفظ شود. یکی از راهبردهای کلیدی، جایگزینی محصولات پرآببر با محصولات کممصرفتر و متناسب با اقلیم مناطق مرکزی است. توسعه کشت گلخانهای، استفاده از پسابهای تصفیهشده و استقرار نظام مدیریت تخصیص آب بر اساس ارزش اقتصادی هر مترمکعب آب میتواند به بهبود بهرهوری و حفظ تعادل میان عرضه و تقاضا کمک کند. در این مسیر، باید تمرکز سیاستگذاری از حفظ سطح زیرکشت به سمت حفظ ارزش تولید و افزایش بهرهوری آب تغییر یابد.
در بخش اصلاح الگوی کشت و بهویژه نظامهای آبیاری، کشاورزی کشور با سهم بالای مصرف آب نیازمند یک تحول ساختاری است. توسعه سامانههای آبیاری هوشمند و قطرهای باید از مرحله شعار فراتر رود و در سطح اجرایی و میدانی بهصورت گسترده پیادهسازی شود. همچنین، تعیین سقف برداشت منابع آب زیرزمینی و اعمال محدودیتهای واقعی در بهرهبرداری، یک گام ضروری برای جلوگیری از تشدید کسری مخزن است. آشینه بر این نکته تاکید میکند که هر محصولی نباید در هر منطقهای کشت شود؛ این اصل ساده ولی راهبردی، بنیاد اصلاح الگوی کشت و افزایش تابآوری نظام کشاورزی در برابر کمآبی است. حرکت به سمت کشاورزی قراردادی و منطقهای بر مبنای مزیت نسبی، ظرفیت اقلیمی و منابع آب هر حوضه میتواند از هدررفت منابع جلوگیری کند.
خشکسالیهای متوالی تنها به مزارع خسارت نمیزند، بلکه زنجیره دامداری را نیز تحت تاثیر قرار داده است. کاهش تولید علوفه طبیعی در نتیجه کمبود بارش، هزینه خوراک دام را افزایش داده، به کاهش جمعیت دام و رشد قیمت گوشت و لبنیات در بازار مصرف منجر شده است. در کنار آن، فشار بیشازحد بر مراتع و تخریب پوشش گیاهی بهعنوان پیامد ثانویه خشکسالی، پایداری اکوسیستم مرتعی را نیز تهدید میکند. راهکارهای پیشنهادی در این زمینه شامل توسعه کشت علوفههای کمآببر، مدیریت اصولی چرای مراتع، بهکارگیری نهادههای جایگزین و اصلاح نژاد دامهای مقاوم به خشکی است.
با وجود تمام هشدارها، بارشهای مناسب در برخی مناطق کشور را باید فرصتی برای ترمیم بخشی از خسارات ناشی از خشکسالیهای اخیر تلقی کرد. چنانچه این منابع بهصورت اصولی ذخیره و مدیریت شوند، میتوانند ذخایر سطحی و زیرزمینی را تقویت کنند، افزایش تولید دیم را در پی داشته باشند و فشار بر مناطق بحرانی را کاهش دهند. این اثر بهویژه در کریدور غربی کشور شامل استانهای کرمانشاه، کردستان، آذربایجان غربی و لرستان بارز است؛ مناطقی که کشت دیم سهم بالایی از تولیدات کشاورزی دارد و مدیریت صحیح منابع آب در آنها میتواند نقش مهمی در امنیت غذایی کشور ایفا کند.
هشدار جهانی درباره ورشکستگی آبی
درحالیکه ایران با تناقض بارشها و چالشهای مدیریت منابع آب دستبهگریبان است، زنگهای خطر در سطح جهانی نیز به صدا درآمده است. گزارش جدید سازمان ملل متحد که بهتازگی منتشر شده، از ورود زمین به عصر «ورشکستگی آبی» خبر میدهد؛ وضعیتی بحرانی که در آن مصرف افسارگسیخته انسان و گرمایش جهانی دستبهدست هم دادهاند تا ذخایر حیاتی آب را به مرز نابودی بکشانند. این گزارش که از سوی موسسه آب، محیط زیست و سلامت دانشگاه سازمان ملل متحد تهیه شده، تاکید میکند که اصطلاحاتی مانند «تنش آبی» یا «بحران آب» دیگر واقعیت تلخ امروز را بهدرستی بازتاب نمیدهند؛ واقعیتی که در سراسر جهان «شکنندگی، جابهجایی و درگیری» را رقم میزند.
کاوه مدنی، رئیس این موسسه و نویسنده اصلی گزارش، با نگاهی تخصصی وضعیت فعلی را چنین تحلیل میکند: «حساب جاری ما که همان آبهای سطحی است، اکنون خالی شده است. حساب پساندازی هم که از نیاکانمان به ارث برده بودیم، یعنی آبهای زیرزمینی و یخچالهای طبیعی، همگی در حال تخلیه هستند. ما امروز در حال مشاهده علائم بالینی ورشکستگی آبی در سراسر جهان هستیم.» این گزارش با هشدار درباره نابودی ۵۰ درصد از دریاچههای بزرگ جهان از اوایل دهه ۱۹۹۰، خشک شدن دهها رودخانه بزرگ پیش از رسیدن به دریا، و تخریب ۴۱۰ میلیون هکتار از تالابهای طبیعی در پنج دهه گذشته، تصویری تکاندهنده از آینده منابع آبی سیاره ترسیم میکند. نکته تاملبرانگیز اینکه ۷۰ درصد از آبخوانهای عمده جهان روند افت بلندمدت را نشان میدهند و بسیاری از این تغییرات ساختاری، عملاً بازگشتناپذیر توصیف شدهاند.
گزارش تصویری نشریه گاردین که با همکاری دانشمندان کالج دانشگاهی لندن (UCL) تهیه شده، ابعاد این بحران را در قاره اروپا نیز به تصویر کشیده است. تحلیل دادههای ماهوارهای دو دهه اخیر نشان میدهد که بخشهای وسیعی از ذخایر آب شیرین در جنوب و مرکز اروپا، از اسپانیا و ایتالیا گرفته تا لهستان و بخشهایی از بریتانیا، با سرعتی نگرانکننده در حال خشک شدن هستند. این در حالی است که میزان برداشت از آبهای زیرزمینی در اتحادیه اروپا بهرغم کاهش کلی مصرف آب سطحی، شش درصد رشد داشته که عمدتاً ناشی از نیازهای کشاورزی و شرب است. این گزارش زنگ خطری است که نشان میدهد حتی مناطق پیشرفته جهان نیز در برابر بحران آب مصون نیستند و نیازمند تحولی بنیادین در مدیریت منابع آبی هستند.
چالش ناترازی در سدهای کشور
در داخل کشور، آمارهای رسمی از وضعیت بحرانی ذخایر آبی حکایت دارد. بر اساس اعلام شرکت مدیریت منابع آب ایران، در حال حاضر سدهای کشور با ۴۱ درصد پرشدگی وارد ماه پایانی زمستان شدهاند و میزان ذخایر آبی نسبت به سال گذشته پنج درصد کاهش یافته است. این در حالی است که حجم آب ورودی به سدها از ابتدای سال آبی جاری تا دوم اسفندماه، با رشد ۲۱درصدی نسبت به مدت مشابه سال قبل به ۱۰ میلیارد و ۹۳۰ میلیون مترمکعب رسیده، اما برداشتهای مستمر مانع از بهبود وضعیت مخازن شده است.
وضعیت در استان تهران بسیار بحرانیتر است. راما حبیبی، معاون آب منطقهای تهران، با اعلام آخرین وضعیت منابع آبی استان تهران به رسانهها گفته است: متاسفانه امسال بارش قابلتوجهی در استان تهران نداشتهایم و به نظر میرسد شرایط خشکسالی همچنان در این استان ادامه دارد. با توجه به پنج سال خشکسالی متوالی، میتوان گفت که در حال حاضر وارد سال ششم خشکسالی شدهایم. از ابتدای سال آبی امسال تاکنون، میزان بارندگی در استان تهران تنها ۷۶ میلیمتر بوده است که نسبت به مدت مشابه سال گذشته، حدود ۱۰ میلیمتر کاهش نشان میدهد. این در حالی است که در مقایسه با میانگین بلندمدت که میزان بارشها حدود ۲۸۰ میلیمتر در سال است، امسال با ۵۸ درصد عقبماندگی مواجه هستیم که بیانگر تداوم شرایط خشکسالی در استان تهران است. او به وضعیت بحرانی ذخایر سدهای پنجگانه تامینکننده آب استان تهران اشاره کرد و گفت: در حال حاضر، حجم آب ذخیرهشده در این سدها حدود ۱۳۰ میلیون مترمکعب است، درحالیکه سال گذشته در همین زمان، این رقم حدود ۲۸۳ میلیون مترمکعب بود. به عبارت دیگر، ذخایر آبی سدهای استان تهران به کمتر از نصف سال گذشته کاهش یافته است. این در حالی است که میزان ذخایر آب در شرایط نرمال و میانگین بلندمدت، حدود ۴۶۰ میلیون مترمکعب برآورد میشود؛ بنابراین میتوان گفت ذخایر آب استان تهران نسبت به سالهای نرمال به یکچهارم تقلیل یافته است. حبیبی در پایان تاکید کرد: این اعداد و آمارها نشاندهنده ادامه خشکسالی در استان تهران است و متاسفانه تاکنون بارندگی مفیدی رخ نداده که بتواند این وضعیت را بهبود ببخشد.
الگوهای بارش و پیچیدگیهای اقلیمی
درک وضعیت فعلی و آینده بارشهای کشور بدون توجه به پدیدههای بزرگمقیاس اقلیمی ممکن نیست. یکی از مهمترین این پدیدهها، النینو است که بخشی از نوسانات اقیانوسی-جوی محسوب میشود و با گرم شدن غیرعادی سطح آبهای اقیانوس آرام مرکزی و شرقی همراه است. با وجود باور عمومی که النینو را با ترسالی در ایران مرتبط میداند، کارشناسان نسبت به بزرگنمایی نقش این پدیده هشدار میدهند. صادق ضیاییان، رئیس مرکز ملی پیشبینی و مدیریت بحران مخاطرات وضع هوا، با رد این بزرگنماییها تاکید میکند: همبستگی النینو با بارشهای ایران حدود ۶۰ درصد است؛ بارها و سالها بوده که پدیده لانینا بوده و ما ترسالی داشتهایم، یا النینو بوده و ما خشکسالی داشتهایم. بنابراین یک عامل خیلی موثر نیست و یکی از دهها عامل دیگری است که موجب بارش بر روی کشور ما میشود. الان فعلاً در فاز لانینا هستیم و در ماههای آینده، احتمال زیاد در فصل زمستان و بهار در فاز خنثی باشیم. تحلیل شاخصهای همرفت مانند Madden-Julian Oscillation (موج عظیم از ابر بارانزا) نیز نشان میدهد که در شرایط فعلی، شاخص همرفت در وضعیت نامطلوبی قرار دارد و صعود بخار بهدرستی شکل نمیگیرد. بااینحال، چشمانداز بلندمدت حاکی از آن است که اواخر اسفند و ایام نوروز، با ورود یک موج عظیم از ابر و بارش به اعداد بزرگی برسیم.
اکنون وضعیت بارش در کشور البته متفاوت است. بررسیها نشان میدهد استان تهران با کاهش ۴۷درصدی بارش نسبت به میانگین بلندمدت، در کنار استانهای مرکزی، قم، قزوین و البرز، بیشترین افت بارندگی را تجربه کردهاند. استان قم با ثبت 5 /45 میلیمتر بارش در سال آبی جاری نسبت به میانگین بلندمدت 7 /84میلیمتری، رکورددار کاهش بارندگی محسوب میشود. در سوی دیگر، بارشهای مناسب در کریدور غربی کشور فرصتی برای احیای کشاورزی دیم فراهم کرده، اما کارشناسان هشدار میدهند که با توجه به تغییرات اقلیمی و افزایش دما، حتی این بارشها نیز نمیتوانند کسری انباشتهشده سالهای اخیر را جبران کنند. ضیاییان در اینباره میگوید: یادمان نرود که ما پاییز کمبارشی داشتیم و حتی اگر بارش نرمال یا فرانرمالی هم در برخی مناطق کشور اتفاق بیفتد، جبران کمبود بارشهای پاییزه و سال گذشته را نمیکند.
پیامدهای راهبردی و چشمانداز آینده
پاسخ به پرسش اصلی در مورد وضعیت کشاورزی در سال آینده یکپارچه نیست. در مناطقی که از بارش مناسب برخوردار بوده و مدیریت صحیحی بر منابع اعمال شود، سال پرباری در انتظار کشاورزان دیمکار خواهد بود. اما در مناطق مرکزی، سال آینده تحت تاثیر کاهش بارندگی و احتمال جیرهبندی آب، سالی سخت برای کشاورزی آبی و صنعت وابسته به آب خواهد بود. کاوه مدنی، کارشناس ارشد مسائل آب که پیشتر در مسند معاونت سازمان حفاظت محیط زیست ایران فعالیت میکرد، در گفتوگوهای متعدد با رسانههای داخلی از جمله خبرآنلاین با نگاهی به تجربه ایران تاکید دارد که کشور ما پس از تجربه خشکترین پاییز خود در نیمقرن اخیر، اکنون با میراث تلخ سدسازیهای بیرویه و چاههای عمیق دستوپنجه نرم میکند. این اقدامات دریاچه ارومیه، بزرگترین دریاچه خاورمیانه را به مرز نابودی کامل کشانده و ذخایر زیرزمینی کشور را بلعیده است. وی بر این باور است که کلید مدیریت وضعیت نه در پروژههای پرهزینه فیزیکی، بلکه در شفافیت و سنجش دقیق منابع نهفته است. وقتی آماری از دارایی خود نداریم، مدیریت آن غیرممکن است. نمیتوانیم چیزی را که اندازهگیری نمیکنیم، مدیریت کنیم. فرستادن موشک برای بارورسازی ابرها زمانی که حتی حجم آب موجود در سیستم را نمیدانیم، تنها فرار روبهجلو است. درنهایت، دستیابی به پایداری در منابع آب و کشاورزی، مستلزم نگاهی یکپارچه، سیاستگذاری مبتنی بر ارزش اقتصادی آب، و گذار تدریجی از الگوهای سنتی تولید به الگوهای بهرهور و دانشمحور است. تجربه جهانی نشان میدهد که صرفاً وعده ساخت سدهای بزرگ یا پروژههای عظیم انتقال آب، بدون اصلاح رفتار مصرفکننده و بازنگری در الگوهای کشت، نمیتواند بحران را حل کند. در عصر ورشکستگی آبی، بشر ناگزیر است یاد بگیرد که در جهانی با آب کمتر، به شکلی هوشمندانهتر زندگی کند. در غیر این صورت، سفرههای کشاورزی و سفرههای مردم، هر دو در معرض تهدید باقی خواهند ماند.