فقر مخرب
آیا فقرا محیط زیست را بیشتر تخریب میکنند؟
کوهستانهای پوشیده از جنگل، معادن غنی، درههای پرآب، دشتهای مملو از گیاه و زیستگاههای طبیعی پر از هیاهوی حیات وحش، تصویری دلپذیر از طبیعتی دستنخورده به ما نشان میدهد. اگر صد سال به عقب برگردیم، جغرافیای بکر ایران، از رشتهکوههای زاگرس تا ارتفاعات هیرکانی، از دشتهای فلات مرکزی تا سواحل جنوب، با کمترین تخریب انسان مواجه بوده است. اکنون اما، بسیاری از دشتها فرونشسته، همه تالابها و دریاچهها خشکیده، کوهستانها زیر انباری از زباله متعفن شده، جنگلها سوخته و تراشیده شده است. گونههای حیات وحش ایران از صد سال پیش تا اکنون، 90 درصد از جمعیت خود را از دست داده و برخی گونهها نیز برای همیشه منقرض شدهاند. ایران اکنون یکی از در مخاطرهترین طبیعتهای جهان است. منابع آب زیرزمینی مصرف شده، بخش مهمی از جنگلهای طبیعی از دست رفته و دشتها به کانونهای فرسایش بادی بدل شدهاند. همه این تخریب، محصول چیست؟ بخش اندکی از این تخریب، محصول تغییرات اقلیمی و روندهای طبیعی است. بخش مهمی اما، نتیجه تصمیمات سیاستی ازجمله سیاست خودکفایی برای دستیابی به تولید داخلی است. و درنهایت باید گفت درصد مهمی از تخریبها و مصرف منابع، دستاورد فقر است. فقر جوامع انسانی و درنتیجه مصرف منابع برای رفع نیازها.
باید در نظر داشت که مشکل فقیر شدن جوامع از کمبود منابع آغاز میشود. کمبود منابع، آغاز محدودیت و درنهایت تخریب است. اگر اکوسیستم زاگرس را بهعنوان یک نمونه قابلمشاهده در ایران در نظر بگیریم، متوجه میشویم که در طول کمتر از یک قرن، چطور طبیعتی زاینده و پویا به یکی از شکنندهترین اکوسیستمهای جهان تبدیل شده است. زاگرس به دلیل ماهیت طبیعی و امکانهای بالقوه برای تامین مواد غذایی، همواره یک زیستگاه انسانی نیز بوده است، اما با افزایش جمعیت و روندهای غلط توسعه در کشور در چندده سال اخیر، عملاً مصرف شده است. جنگلهای بلوط، تبدیل به سوخت اجاقها شد و گیاهان و جانوران وحشی و بهطور کلی اکوسیستم در طول چندده سال، مواد غذایی مردمان زاگرس را تامین کرد.
فقدان یک سیاست بلندمدت توسعهگرا و مبتنی بر پایداری منابع و طبیعت، زاگرس را به یکی از مخروبههای تاریخ معاصر تبدیل کرد. و مخروبهای که برجای گذاشته، فقر است. مردمانی فقیر و نادیده انگاشتهشده که برای بقا مجبور به مصرف منابع طبیعی و منابع پایه و حیاتی شدهاند و اکنون ساختار تصمیمگیری کشور، فهم درستی از مسئله آنها ندارد و این روند قهقرایی مصرف بیرویه را متوقف نکرده است. البته کم و بیش، دیگر اکوسیستمهای ایران نیز از چنین بحرانی رنج میبرند.
کتاب «فقر احمق میکند» اثر الدار شفیر و سندهیل مولاینیتن، ثابت میکند که «فقر ساختار روانی متمایزی را برای افراد متفاوت در تلاش برای مدیریت بهینه آنچه نیاز دارند ایجاد میکند. کمیابی به شکلی اعجابآور ذهن همه را تحتتاثیر قرار میدهد». مولاینیتن و شفیر، متکی به آخرین یافتههای علوم رفتاری و اقتصاد، تبیین میکنند که چطور ابعاد مختلف زندگی ما تحتتاثیر ذهنیت کمیابی است. آنها همچنین توضیح میدهند که چطور سازمانها و تکتک افراد میتوانند کمیابی را مهار کنند تا به موفقیت و رضایت بیشتری دست یابند. تخریب محیط زیست ناشی از فقر جوامع محلی یا سیاستهای تحت فشار دولتها، از نمونههای قابل راستیآزمایی ایده ذهنیت کمیابی است.
رابطه فقر و تخریب محیط زیست یکی از موضوعات موردعلاقه اقتصاددانان برای پژوهش است. فرض این است که خانوارهای کمبرخوردار برای گذران زندگی، بیشتر به منابع طبیعی و محیط زیست وابستگی دارند. مرتضی افقه، یعقوب اندایش، سیدامین منصوری و آذین خرمزاده چهار اقتصاددانی هستند که برای یافتن پاسخ این فرضیه، مقالهای در مجله «مطالعات توسعه اجتماعی-اقتصادی» منتشر کردهاند. نتایج تحقیق آنها نشان میدهد افزایش نرخ فقر، فشار زیستمحیطی را بهطور معنادار تشدید میکند درحالیکه رشد درآمد سرانه، بهبود کیفیت نهادی و اجرای موثر مقررات، آثار کاهنده دارند. همچنین، قیمت یارانهای پایین انرژی بهجای ایجاد انگیزه برای مصرف کارآمد، به افزایش مصرف سوختهای آلاینده و درنتیجه تخریب بیشتر میانجامد.
نویسندگان پژوهش «بررسی اثر فقر بر تخریب محیط زیست در استانهای ایران» تاکید دارند «این پژوهش با بهرهگیری از دادههای فصلی 31 استان ایران، طی دوره 1390 تا 1399 و رهیافت گشتاورهای تعمیمیافته پانلی رابطه فقر و تخریب محیط زیست را بررسی میکند. برای سنجش تخریب، شاخصی ترکیبی از شش بعُد آلودگی، System-GMM هوا، کاهش کیفیت آب، فرسایش خاک، جنگلزدایی، کمبود منابع آبی و تغییر اقلیم ساخته شد.»
نتایج این پژوهش نشان میدهد، افزایش نرخ فقر، فشار زیستمحیطی را بهطور معنادار تشدید میکند. درحالیکه رشد درآمد سرانه، بهبود کیفیت نهادی و اجرای موثر مقررات، آثار کاهنده دارند. همچنین، قیمت یارانهای پایین انرژی بهجای ایجاد انگیزه برای مصرف کارآمد، به افزایش مصرف سوختهای آلاینده و درنتیجه تخریب بیشتر میانجامد. بر این اساس، اصلاح ساختار یارانههای انرژی، تقویت سازوکارهای حکمرانی و توسعه فرصتهای معیشتی سبز در استانهای فقیر، میتواند مسیر کاهش تخریب را هموار کند.
آنطور که در مقدمه این پژوهش تاکید شده، پژوهشگران پس از سال 1399 دادههای کافی برای بررسی در اختیار نداشتهاند و نتوانستهاند این روند را بهطور کامل تکمیل کنند. فقر پایدار و تخریب محیط زیست، دو چالش به هم پیوستهاند که چشمانداز توسعه پایدار را تهدید میکنند. بر اساس آخرین برآوردهای بانک جهانی، در سال 2023، حدود 8 /6 درصد از جمعیت جهان زیر خط فقر شدید زندگی میکنند. درحالیکه انتشار جهانی CO2 به رکورد تاریخی 36 گیگاتن رسیده است. این همگرایی بحران در اقتصادهای منابعمحور حادتر است؛ جایی که فشار برای رشد اقتصادی فقرزُدا، غالباً به فرسایش سرمایه طبیعی میانجامد.
ایران، بهعنوان کشوری هیدروکربورمحور با نظام یارانهای گسترده، مصداق بارز این پارادوکس است. دادههای مرکز آمار ایران نشان میدهد نرخ فقر مطلق خانوار از 2 /24 درصد در 1396 به 5 /28 درصد در 1402 افزایش یافته است. همزمان، رتبه شاخص عملکرد زیستمحیطی کشور به 134 از میان 180 کشور تنزل یافته است (مرکز آمار ایران، 1403). در سطح استانی، عدم تقارن توسعه سبب شده استانهای غنی از منابع (خوزستان، کرمان) با بالاترین نرخ فرسایش خاک و آلودگی هوا مواجه باشند، حال آنکه استانهای کمبرخوردار با فقر چندبعُدی دستوپنجه نرم میکنند (سازمان حفاظت محیط زیست، 1403).
از منظر نظری، پیوند چندلایه میان فقر، حکمرانی و محیط زیست دیرزمانی است که موردتوجه اقتصاددانان منابع قرار دارد. از مدل مالتوسی تا الگوهای رشد اندروویان، توزیع نامتقارن درآمد بهعنوان منشأ فشار بر محیط زیست معرفی شده است. مطالعات تجربی اخیر نیز نشان دادهاند که کیفیت نهادی با تغییر کشش فقر میتواند مسیر تخریب را خمیده کند. در مورد ایران، قیمت اداری انرژی که نزدیک به 74 درصد پایینتر از میانگین منطقهای است، انگیزه برای مصرف کارای انرژی را تضعیف کرده و از طریق انتشار آلایندهها بر محیط زیست اثر تشدیدکننده دارد.
پژوهشگران در این مطالعه تلاش کردهاند با تلفیق رهیافت اقتصاد محیط زیست و اقتصاد نهادی، به این پرسش پاسخ دهند که «فقر تا چه اندازه و تحت چه سازوکارهایی بر تخریب چندبعُدی محیط زیست استانهای ایران، طی دوره 1390 تا 1399 اثر میگذارد؟»
رابطه میان فقر و محیط زیست، نخستینبار بهعنوان موردی بحثبرانگیز در کنفرانس سازمان ملل متحد درباره محیط زیست انسانی واقع در سوئد در سال 1974 مطرح شد، جایی که نخستوزیر وقت هند، گاندی، علت آلودگی را در مرحله اول، فقر دانست. در این گزارش، بیان شد که افزایش جمعیت و عدم دسترسی به زمین، فشاری بر فقیران تحمیل میکند که آنها را به بهرهبرداری غیراصولی از محیط حاشیهای روستاها و شهرها، برای بقا در کوتاهمدت مجبور میکند و این روند باعث تخریب منابع خواهد شد. این روند خود در فرآیندی گردشوار، مجدداً باعث ایجاد فقر و تهدید بقا در بلندمدت خواهد شد.
طبق چرخه فقر-محیط زیست قشرهای فقیر دهکهای پایین درآمدی، نسبت به قشر متمول دهکهای بالای درآمدی، به منابع طبیعی وابستگی افزونتری دارند؛ چراکه اگر در آنها امیدی به دستیابی به انواع دیگر منابع وجود نداشته باشد، منابع طبیعی در دسترس خود را سریعتر ویران میکنند. میتوان گفت اثرات آلودگی محیط زیست، مثلاً آلودگی هوای منبعث در یک مکان، محدود به همان ناحیه نیست. آلایندههایی که در یک ناحیه منتشر میشود، به مرور زمان از آن ناحیه خارج و بر سایر نواحی زمین تاثیر میگذارد. این اثرات جهانیاند و همه افراد را در بر میگیرد.
انرژیهای مدرن میتوانند از مهمترین عوامل در کاستن آلودگی محیط زیست باشند و اثرات مخرب آن را بکاهند. بهکارگیری انرژیهای پاک و نو در زندگی افراد، علاوه بر افزودن بهرهوری، میتوانند سوختهای پاکتری برای اهدافی مانند پختوپز جایگزین سوختهای سنتی کرده و با کاهش آلودگی حاصل از آن، در جهت کاهش تخریب محیط زیست قدم بردارند. هرچند پس از انقلاب صنعتی بهویژه در دو دهه اخیر، استفاده بیشتر انرژی، باعث افزایش متوسط بهرهوری عوامل تولید شد ولی استفاده از انرژی از طریق تاثیرات آلودهکننده خود، باعث تخریب محیط زیست شد. زیرا سهم وسیع گازهای گلخانهای انتشاریافته در دنیا بهصورت گاز دیاکسیدکربن است که ناشی از مصرف سوختهای فسیلی است. بنابراین انرژی، بیشترین سهم را در تحلیل شرایط محیط زیست دارد. از اینرو سیاست انرژی و سیاست محیط زیست رابطه نزدیکی با هم دارند.
در ادبیات داخلیِ فقر و محیط زیست، سه گرایش اصلی دیده میشود. نخست، مطالعات مبتنی بر مشاهدات میدانی در روستاها و منابع طبیعی است. بررسی پژوهشگران نشان میدهد فقر اقتصادی و اجتماعی خانوارهای مرتعنشین زابل با بوتهکنی برای سوخت و نگهداری دام مازاد، تخریب مرتع را تشدید میکند.

یک پژوهش دیگر نیز در دهستان جلالوند کرمانشاه، رابطه دوطرفه «فقر و تخریب» را تایید میکند و کمرنگ بودن حمایت دولت از منابع طبیعی را عامل تقویتکننده این چرخه میداند. همچنین پژوهشگر دیگری بُعد دانشی و فرهنگی فقر را برجسته کرد؛ استفاده بیرویه از کود شیمیایی و دفع غیربهداشتی زباله در سکونتگاههای روستایی البرز، موجب فرسایش خاک و آلودگی آب میشود.
گرایش دوم به برآوردهای استانی یا ملّیِ منحنی کوزنتس زیستمحیطی بازمیگردد. پژوهشی قدیمی در دهه 80 نشان داد شدت انرژی، درآمد سرانه و شهرنشینی انتشار CO2 را افزایش میدهد. پژوهشی دیگر انجام شده که میگوید در یک مدل بردار خطا برای دوره طولانی از سال 96 تا سال 70، رابطه U وارونِ درآمد آلودگی را نشان میدهد. اما فقر تنها بهعنوان متغیر کنترلی وارد شد و اثر مستقیم آن اندازهگیری نشد. مطالعه دیگری در سال 1401 با رگرسیون چارکی نشان داد کشش فقر بر آلودگی در صدکهای بالای توزیع درآمد، به مراتب بزرگتر است؛ نتیجهای که ناهمگنی استانی را برجسته میکند.
سومین گرایش بر نقش سیاست انرژی و کیفیت حکمرانی تمرکز دارد. پژوهش دیگری دریافته مصرف سوختهای فسیلی و آزادسازی تجاری محرک اصلی انتشار CO2 در ایران است و اثر کاهنده مجذور درآمد همچنان ضعیف است. پژوهشگران با وارد کردن شاخص ترکیبی حکمرانی برای 24 استان نشان دادند کیفیت نهادی کشش تخریب نسبت به فقر را تقریباً نصف میکند. در سطح خرد، پژوهشگران در سال 1402 نشان دادند گران شدن گاز شهری، خانوارهای کمدرآمد کلانشهرها را به استفاده از چوب و زغال سوق میدهد و پدیده «بازگشت آلاینده» رخ میدهد.
برآیند این پژوهشها حاکی است که بیشتر مطالعات داخلی، یا بر یک بعد منفرد از آلودگی تمرکز کردهاند یا تعامل سهگانه فقر، قیمت یارانهای انرژی و کیفیت نهادی را کنار گذاشتهاند. افزون بر این، روشهای ایستای پانلی و فقدان ابزارهای قوی مسئله درونزایی را بهطور کامل حل نکرده است. پژوهش حاضر با تدوین شاخص چندبعدی تخریب، بهکارگیری برآوردگر پانل پویا و مدلسازی تعامل فقر، قیمت انرژی و حکمرانی، دقیقاً برای پر کردن این خلأ طراحی شده است. سازمان ملل متحد و بانک جهانی در سال 2002، در پژوهش «ارتباط کاهش فقر و مدیریت زیستمحیطی» و با بررسی روابط فقر و محیط زیست نشان دادند فقیرترین افراد جامعه، همواره در معرض ابتلا به حجم بالایی از انواع بیماریهایی هستند که از طریق هوا و آب آلوده تولید میشود. در این گزارش بیان شده است که چگونه فقرا بهطور مستقیم به منابع طبیعی و خدمات آن وابستهاند و چگونه تخریب محیط زیست، میتواند معیشت آنها را تهدید کند. پژوهشگران این تحقیق به «ارزیابی رابطه میان فقر و آب در مناطق روستایی کشور چین» با تاکید بر ابعاد توسعه در بین 534 خانوار پرداخته و نشان دادند بین دسترسی به آب و احتمال رهایی از فقر، رابطه مثبتی وجود دارد. تحلیلگران با «تحلیل رابطه میان مدیریت منابع آب کشاورزی و فقر» نشان دادهاند که سرمایهگذاری در بخش مدیریت منابع آب به منظور افزایش بهرهوری آب، اصلیترین گام در کاستن اثر منفی کمبود آب بر فقر روستایی است.
درنهایت، پژوهشگران این مطالعه معتقدند فقر، تاثیر مثبتی بر تخریب محیط زیست دارد. این مسئله، فرضیه اصلی پژوهش را که تاثیر مثبت فقر بر تخریب است تایید میکند. همچنین قیمت حاملهای انرژی نیز تاثیر مثبت و معناداری بر تخریب دارد. برخلاف آن، کیفیت نهادی، مقررات بازدارنده و درآمد سرانه تاثیر منفی بر تخریب محیط زیست داشته، به این معنا که ارتقای این متغیرها میتواند به بهبود وضعیت محیط زیست منجر شود.