هزینه تجارت
بررسی تهدید تعرفهای ترامپ بر اقتصاد در گفتوگو با محسن جلالپور
سالهاست که فعالان اقتصادی در کشورمان، در برهه حساس کنونی قرار دارند. برهه حساسی که در آن باید مدام نگران دستاندازهای خارجی و گلوگاههای داخلی باشند. فعالان اقتصادی همواره باید اخبار را چک کنند، مبادا که سیاستگذار بخشنامه خلقالساعه جدیدی وضع کرده باشد یا اینکه تحریم جدید علیه ایران وضع شده باشد. فعالان اقتصادی از نگرانی جدیدی نیز رنج میبرند؛ احتمال وضع تعرفههای تجاری علیه شرکای تجاری ایران. دونالد ترامپ (رئیسجمهور آمریکا) چند روز پیش، تهدید کرد که اگر کشوری با ایران همکاری کند، ممکن است اقدام به وضع تعرفه علیه آن کشورها کند. محسن جلالپور، فعال اقتصادی و کارآفرین خوشنام قدیمی، در گفتوگو با «تجارت فردا» توضیح میدهد که تعرفه علیه شرکای تجاری ایران ممکن است تمام فعالیت اقتصادی در این کشور را منجمد کند.
♦♦♦
کارشناسان در سالهای گذشته مدام به سیاستگذاران هشدار میدادند که چنانچه تغییری در ریل سیاستگذاری روی ندهد، تمام واحدهای اقتصادی به حالت نیمهتعطیل میرسند و روز موعودی که کارشناسان پیشتر درباره آن هشدار دادهاند، فرا میرسد. در هفته گذشته، ترامپ تهدید کرد که 25 درصد تعرفه برای شرکای تجاری ایران وضع میکند. درصورتیکه این تهدید به ورطه عمل برسد، چه میشود؟
فعالان اقتصادی هرازچندگاهی، با یکدیگر درباره شرایط بینالمللی کشورمان صحبت میکنند. احتمالاً برای شما جالب باشد که بدانید چنانچه ترامپ بهجای تحریم، اقدام به اعمال فشارهای نظامی یا جنگ کند، کشورمان کمتر از برهه کنونی آسیب میبیند. اگر واقعاً این تهدید عملی شود و هر کشور خارجی که با ایران دادوستد کند، مشمول 25 درصد تعرفه تجاری شود، دیگر کشوری یا دولتی حاضر نیست به تعاملش با ایران ادامه دهد. این را بدون تعارف بگویم که هیچ کشوری تعامل با ایران را در اولویت، نسبت به تعامل با آمریکا قرار نمیدهد. اگر ایران بخواهد نسبت به آمریکا در اولویت قرار بگیرد، باید چندده برابر آمریکا با آن کشورها در ارتباط باشد، حال آنکه چنین نیست. تمام تعاملات ایران با کشورهای اروپایی در بهترین حالت، سالانه 700 میلیون تا دو میلیارد دلار مراوده تجاری است. این در حالی است که یک کشور اروپایی در متوسطترین حالت بیش از 100 میلیارد دلار مراوده تجاری با آمریکا دارد. طبیعی است که کشور اروپایی حاضر نباشد این میزان از مراوده و ارتباط را از دست دهد که در عوض، ارتباط تجاری با ایران را حفظ کند.
یعنی شرکتهای خصوصی در این کشورها نیز حاضر به ادامه همکاری با ایران نیستند؟
چنانچه شرکتهای بخش خصوصی در کشورهایی که با آنها ارتباط داریم، خواهان این باشند که کماکان به ارتباطشان با ایران ادامه دهند، دولتها اجازه چنین اقدامی را نمیدهند. اعمال 25درصدی تعرفه بر مبادی تجاری کشوری، شوخیبردار نیست و ممکن است آثار تورمی مخربی در اقتصاد بهجای بگذارد. این اقدام ترامپ شرکای تجاری را مجبور به قطع همکاری با ایران میکند و ممکن است حتی روابط تجاری ایران با کشوری همچون چین را نیز خدشهدار کند. تنها کشوری که احتمالاً تحتتاثیر این تعرفهها قرار نگیرد، روسیه است که پیشتر تحت تحریم قرار گرفت. بنابراین تمام کشورهای جهان از شرق تا غرب و کشورهای آمریکای شمالی، با احتیاط بیشتری با شرکتهای ایرانی تعامل میکنند. میزان مراوده تجاری ایران حتی با کشورهای عربی نیز آنقدر زیاد نیست که آنها بخواهند ارتباط با کشورمان را در اولویت قرار دهند. امیدوارم این تهدید صرفاً در حد سخن باقی بماند و عملیاتی نشود. اگر چنین شود صادرکنندگان و واردکنندگان همگی امکان ارتباط با جهان خارج را از دست میدهند. عملی شدن چنین تهدیدی تمام راههای ارتباطی تجاری ایران را قفل میکند.
اگر به خاطر داشته باشید، عدهای در برهههای قبلی، مدام ادعا میکردند که تحریم بر اقتصاد ایران هیچ اثری ندارد. اکنون که بحث تعرفه داغ شده، شاهد اظهارنظرهای مشابه درباره تعرفههای تحمیلی هستیم. تفاوت جنگ تعرفهای با تحریم در چیست؟
نخست اینکه آن عدهای که بر این باور بودند که تحریمها کاغذپاره است و اثری بر اقتصاد کشورمان ندارد، دچار خطا شده بودند یا اینکه نمیخواستند قبول کنند که تحریمها تمام زندگی مردم را تحتالشعاع قرار داده است. اینکه در مقطعی عنوان میشد که تحریمها کاغذپاره است، غلط است، زیرا آمار رسمی داخلی نیز خبر از افزایش هزینه و محدودیت در صادرات و واردات برخی کالاها بهدلیل تحریمها میدهد. درعینحال، باید به خاطر داشت که در همه حوزهها و صنایع تحریم نبودیم. برای مثال در حوزه مواد غذایی یا دارویی تحریم محسوب نمیشدیم و برخی کالاها به کشورمان وارد میشد. یعنی حتی در زمان تحریم نیز کشورمان با شرکای خودش روابط تجاری متشکل از صادرات و واردات داشت. ایران در حوزه محصولات گلخانهای و دارویی نیز واردات انجام میداد و هیچگاه بهطور کامل زیر تحریم نبوده است. در زمان تحریم امکان ارتباط با سایر کشورها وجود داشت و اگر کشور به کالای اروپایی نیاز داشت، حتی پس از اعمال تحریمها نیز با پرداخت هزینههای زیاد، قادر به تامین آن میشد. حال آنکه تعرفه سازوکار دیگری دارد و با تحریم متفاوت است. تعرفه سبب میشود شرکای تجاری مایل به دادوستد با کشور نباشند. چنانچه امروز سیاستهای ترامپ سبب شود کل اقتصاد به دلیل عملکرد یا وضع بنگاه خاصی، با تعرفههای سنگین مواجه شود، این مسئله بهمراتب فشار بیشتری به اقتصادمان تحمیل میکند. در صورت وقوع چنین وضعی، تمام ارکان صادرات ایران دچار مشکل میشود، خریداران خارجی دیگر تمایلی به همکاری با کشورمان ندارند و کشورهای دیگر نیز حاضر به پذیرش این سطح از گرفتاری نیستند. در نتیجه، واردات نیز با مشکل مواجه میشود و ناچار هستیم برای دور زدن محدودیتها، هزینههای بالایی بپردازیم.
حدود سه هفته از زمانی که اصناف و بازاریان نسبت به نرخ متزلزل دلار لب به اعتراض گشودند، گذشته است؛ با این اوصاف بعد از آن همه اتفاق، اوضاع اکنون آرام شده است؛ به نظرتان کسبوکارها بعد از از سر گذراندن تمام این اتفاقات، چه معضلاتی پیشرویشان میبینند؟
چالش کسبوکارها زیاد است اما اصلیترین مسئلهای که کسبوکارها در حال حاضر با آن مواجهاند، «غیرقابلپیشبینی بودن محیط کسبوکار» است. هیچیک از کسبوکارها از وضع و حال آینده اطلاعی ندارند. البته بیثباتی محیط کسبوکار منوط به اتفاقاتی که به آن اشاره کردید، نیست. واحدهای اقتصادی، پیش از رخ دادن اعتراضها نیز با مشکل مذکور مواجه بودهاند. اکنون که باهم صحبت میکنیم، ساعت 12 ظهر است و بهعنوان فعال اقتصادی اطلاع ندارم که تا ساعت 13 ظهر قرار است چه اتفاقی در فضای اقتصاد ایران رخ دهد. منظور این است که چشمانداز کسبوکارها برای برنامهریزی امور از سال به ماه، از ماه به هفته و از هفته به روز رسیده است. اکنون فعالان اقتصادی ناچارند هر ساعت، اخبار را چک کنند و برای کسبوکارشان برنامهریزی کنند. البته این مسئله، معضل جدیدی نیست اما در برهه کنونی به نقطه اوج رسیده است. کسبوکارها به غایت بیتصمیمی و غیرقابلپیشبینی بودن رسیدهاند.
بخشی از اصناف و بازاریان در روزهای آغاز اعتراضات اقدام به اعتصاب کردند و این مسئله باعث نگرانیهای فراوان شد. چگونه میتوان این موضوع را تحلیل کرد، سیاستگذاری که اینچنین نگران تعطیلی و اعتصاب فعالان اقتصادی و اصناف است با سیاستهای خلقالساعهاش، سبب تشدید نااطمینانی در محیط کسبوکار شده است؟
10 روز است که ناچار شدهایم تمام فعالیتهایمان را تعطیل کنیم. این تعطیلات ناخواسته، تنها گریبانگیر ما نیست و تمام سازمانها و نهادهایی که با آنها کار میکنیم نیز بهناچار، کارشان را تعطیل کردهاند، چرا که فضای فعالیت غیرقابلپیشبینی شده است. واحدهایی که فروشنده نهادههای تولید هستند، واحدهایی که خریدار کالای نهایی هستند، واحدهایی که مسئولیت لجستیک کالا را بر عهده دارند و درنهایت نهادهایی که باید اقدام به فرآوری کالاها کنند، همگی درگیر مولفه غیرقابلپیشبینی بودن اقتصاد در این روزها هستند.
قطع اینترنت چگونه و چقدر میتواند نااطمینانی را تشدید کند؟
فعالان اقتصادی همچنان که با چالش نااطمینانی مواجه بودند، امکان ارتباط با سازمانها و نهادهای مربوطه را نداشتند. این امر بهویژه درباره کسبوکارهایی صادق است که به واسطه فعالیتشان با خارج از ایران هم ارتباط دارند. تا پیش از این، راههای ارتباطی متعددی برای خارج از ایران وجود داشت. برای مثال میشد از مجاری ارتباطی همچون ایمیل، واتساپ، تلگرام، گوگلمیت و دیگر پلتفرمهای بینالمللی استفاده کرد، اما با قطع اینترنت، تمام این ارتباطات مختل شد. کسبوکارها هفت روز تمام حتی امکان برقراری ارتباط تلفنی نیز نداشتند. طرفحساب آلمانی که سالهاست با مجموعه ما ارتباط دارد نیز متوجه وضع بغرنج در ایران شده است. تا جایی که این شرکت اعلام کرد اتفاقات اخیر، زنگ هشدار برای آنها بوده است. بر اساس اطلاع این شرکت آلمانی، آنها متوجه شدهاند که همکاری با ایران نمیتواند درازمدت باشد، چراکه هرلحظه ممکن است ارتباط ایران با کشورهای خارجی قطع شود. اینکه تمام مجاری ارتباطی در کشورمان با جهان هفت روز تمام قطع شد، برای همه غیرقابل باور است. این در حالی است که شرکت مذکور تعامل طولانیمدت 40ساله داشت و سالها به اشکال گوناگون (اعتباری و نقدی) این بدهبستان وجود داشت. بعد از هفت روز، امکان ایجاد ارتباط تلفنی میسر شد و مجبور شدیم به سبک و سیاق 40 سال پیش، با «خط تلفن دو صفر» و دستگاه فاکس تعامل خارجی برقرار کنیم. دستگاه فاکس را دوباره بهکار انداختیم اما طرف خارجی حاضر نیست مانند 40 سال گذشته دستگاه فاکس را به دفتر مدرن بازگرداند. در زمانهای که ایمیل، گوگلمیت و دیگر ابزارهای جدید وجود دارد، هیچ یک از شرکای بینالمللی حاضر نیستند به شیوه گذشته با بنگاههای ایرانی تعامل کنند، زیرا تمام این دستگاههای قدیمی از رده خارج شدهاند.
تا پیش از این تصور میشد قطع اینترنت سبب میشود فعالان اقتصادی از جدیدترین رخدادهای اقتصادی جهان اطلاعی نداشته باشند اما به نظر میرسد مسئله پیچیدهتر از این حرفهاست. به نظرتان مطلع نبودن از رویدادها و تحولات چه اثری بر روند تجارت کشورمان میتواند بگذارد؟
فعالان اقتصادی هر چقدر هم که فعالیتشان را بینیاز از زنجیره ارزش جهانی تصور کنند، باز هم باید از روند تحولات آگاه باشند؛ زیرا تمام تصمیمگیریها و برنامهریزیها منوط به کسب اطلاع از فضای بینالمللی است. فعالان اقتصادی در کشورمان در جریان بازارهای جهانی نیستند و نمیدانند رقبای آنها در جهان چه اقدامی میکنند یا استراتژی آنها برای فعالیت چیست. این در حالی است که فعالان اقتصادی داخلی حتی در جریان رخدادهای داخلی نیز نیستند. در روزهای اول که سایتهای داخلی با زحمت بهاصطلاح بالا میآمدند، برخی فعالان اقتصادی از قیمت ارز اطلاعی نداشتند. قطعی اینترنت آثار سوء متعددی بر کسبوکارها دارد. نااطمینانی در محیط کسبوکارها پیش از قطعی اینترنت زیاد بود و اختلال در جریان گردش آزاد اطلاعات، بر نااطمینانیها میافزاید.
تمام این گرفتاریها در حالی بر سر کسبوکارها آوار شده که آنها هنوز در شوک تورم و افزایش قیمت نهادهها بودند. حالا هم که نگران احتمال اعمال تعرفههای آمریکا علیه شرکای تجاری کشورمان هستند.
بله، حتی قبل از اتفاقات اخیر نیز در چند ماه گذشته، تورم فزاینده بود. در طول چند هفته گذشته انتظارات تورمی از همیشه بیشتر بود و تولیدکنندگان در فشار قرار داشتند. تمام نیروی کار در کسبوکارها نسبت به حقوق و دستمزد ناراضی شدهاند و البته که حق دارند. روند صعودی تورم سبب شده که کالاهای اساسی موردنیاز آحاد جامعه در کمتر از یک هفته، بیش از سه برابر افزایش قیمت داشته باشد. کارفرمایان از یکسو با این معضل مواجهاند و از سوی دیگر ناچار به پرداخت مالیاتهای بودجهای هستند که در سالهای گذشته، بهشکل غیرمتعارف افزایش یافته است و عمدهترین منبع درآمدی دولت را تشکیل میدهند. کارشناسان برآورد میکنند حدود 60 تا 70 درصد درآمدهای دولتی، مبتنی بر مالیات است. این در حالی است که اداره کار، رفاه و تامین اجتماعی هم تمام فشار مشکل کارگران را بر دوش کارفرما میگذارد. بهطور کلی ادارههای دولتی همگی بهدنبال تامین مالی و وصول پولشان هستند. آنها اصلاً به امورات جاری در کشورمان و معضلات کسبوکارها توجه نمیکنند. از سوی دیگر، سیاستهای انقباضی دیکتهشده به بانکها نیز باعث شده روزبهروز از میزان تسهیلات ارائهشده به کسبوکارها کاسته شود و چنانچه کسبوکاری موفق به دریافت تسهیلات شود نیز ناچار است 20 تا 40 درصد از آن میزان تسهیلات را در همان بانک بلوکه کند. به زبان ساده باید گفت کسبوکارها در چنان تنگنایی قرار گرفتهاند که امکان مواجه شدن با آن را ندارند.
پیشتر از این هم محیط کسبوکار در مواجهه با چالشهای جدی قرار داشت. بهنظرتان اینبار وضع از دفعات قبل بدتر شده است؟
بهعنوان فعال اقتصادی هرگز چنین وضعی را تجربه نکرده بودم، چراکه در این مدت بنگاههای اقتصادی از هر طرف متحمل فشار سنگینی بودهاند. فشارها از مبادی گوناگون بر دوش بنگاهها سنگین شده است و واحدهای اقتصادی عملاً فلج شدهاند؛ نااطمینانی در فضای کسبوکار توامان با تمام این فشارها، راه تنفس کسبوکارها را مسدود و نیمهتعطیل کرده است.