الگوی زومرها
رفتار اقتصادی نسل جوان در گفتوگو با شاهین چراغی
بسیاری از متولدان نسل زد بر این باورند که با مشکلاتی بهمراتب سختتر از مشکلات نسل جوان در دهه 60 یا اوایل دهه 70 مواجه هستند و اگر کمی تامل کنیم، انگار این گزاره فراتر از نقزدنهای متداول نسلی است. در دو دهه گذشته، منابعی وجود داشت که ناکارآمدیهای سیاستگذار در پس استفاده از آن منابع پنهان میشد، اما حالا کشورمان با کمبود همان منابع مواجه شده است. این بدان معناست که «زد» ناچار است توامان که بیثباتی در کشور را تحمل میکند، عواقب سوءاستفاده نادرست پدران و پدران آنها از منابع را بچشد. شاهین چراغی، عضو پیشین شورای عالی بورس، در همین باره میگوید: «نسلی که در این تنشهای سیاسی و اقتصادی کشور جوان است و تازه باید شروع به کار کردن کند، متضرر است.»
♦♦♦
به باورتان تفاوت الگوی تولید ثروت نسل زد با نسلهای قبلی در چیست؟
تغییراتی که طی یک دهه گذشته در کشورمان رخ داده، متمایز است؛ به نحوی که در کمتر نقطهای از جهان میتوان نظیر این تغییر را پیدا کرد. این تغییر از آن حیث متمایز است که دو اتفاق همزمان در ساختار درونی کشورمان افتاده است؛ از یکسو پیشرفت فناوری و تکنولوژی در تمام جهان معادلات را عوض کرده و در سوی دیگر نیز بازار سرمایه در دهه گذشته، رشد خوبی را تجربه کرده است. دلیل تاکید بر این نکته آن است که بازار سرمایه در بسیاری از کشورها، قدمتی چندصدساله دارد. قدیمی بودن بازار سرمایه در این کشورها باعث شده که فعالیت در بورس با فرآیندی تدریجی شکل گیرد و بعد از رشد تکنولوژی نیز مردم بهتدریج اقدام به سرمایهگذاری در بازارهای متعدد کردند. این در حالی است که ایران طی یک دهه پیشین، رشد تکنولوژی و بازار سرمایه را توامان تجربه کرده است. همزمانی این دو رخداد با یکدیگر سبب شده در این دوره جهش رخ دهد. در همین حین، نسل جوان یا همان نسل زد نیز علاقهای به سرمایهگذاری سنتی ندارد و از این الگوی سرمایهگذاری فاصله گرفتهاند. برای مثال در بحث رمزارزها یا توکنایز کردن داراییها، روند توسعه هر روز شتاب بیشتری میگیرد. بسیاری از کسبوکارها بهطور کامل در فضای مجازی شکل گرفته و گسترش یافتهاند و در نتیجه، الگوهای سرمایهگذاری نیز دستخوش تغییر شده است. اگر پیشتر فردی قصد خرید دارایی همانند ملکی یا ساختمانی داشت، رویکرد غالب مبتنی بر مالکیت کامل بود و معمولاً تاکید میشد که ششدانگ دارایی به سرمایهگذار تعلق داشته باشد. با ظهور و گسترش توکنسازی داراییها، معادلات و الگوهای سنتی مالکیت و سرمایهگذاری در حال تغییر است. نکتهای را نیز باید یادآور شد و آن هم ورود زنان به حوزههای کسبوکار، بهویژه عرصه سرمایهگذاری است. به هر حال، با وجود محدودیتهایی که دستکم طی چهار دهه گذشته در کشورمان وجود داشته، جهشی قابلتوجهی در این حوزه رخ داده است. در بازار سرمایه زنان جوان در ورود به کسبوکارهای جدید و یافتن مسیرهای تازه جسارت به خرج داده که با مردان برابری میکند. این تحولات، الگوی رایج را دستخوش تغییر کرده است. بهگونهای که امروز در بسیاری از کسبوکارهای بزرگ، زنان یا سهامدارند، یا خودشان بنیانگذار و راهانداز کسبوکار هستند. همچنین در شرکتهای سرمایهگذاری، کارگزاریها و شرکتهای تامین سرمایه، زنان بهعنوان مدیران عملیاتی و مدیران توانمند حضور دارند. نسبتها نشان میدهد که از یکسو حضور نسل جوان، از سوی دیگر رشد فناوری و از طرفی بلوغ بازار سرمایه، همگی شرایطی را فراهم کردهاند که نسلی جدید شکل گیرد. نسلی که اکنون در بازارها حضور دارد در موقعیتهای اجرایی قرار گرفته و در آینده نیز این ساختار بیشتر تثبیت میشود.
تغییر الگوی رفتاری زنان نسل زد را ناشی از چه عاملی میدانید؟
بعد از انقلاب محدودیتهایی برای فعالیت زنان ایجاد شد. به هر حال باید واقعیتی را قبول کرد و آن هم اینکه تقریباً همین الان هم زنان نمیتوانند به برخی مناصب وارد شوند یا در آن فعالیت کنند. برای مثال در کابینه دولت نیز بعد از گذشت سالها وزیر زن منصوب شد یا اینکه بسیاری از سمتهای عالی نیز در چند دهه گذشته به خانمها اختصاص نیافت. همین امر به ایجاد شرایطی منجر شد که در آن زنان و بهویژه زنان نسل زد، تمایل بیشتری به کسبوکارهای آزاد پیدا کنند. آنان نیز مانند هر انسان دیگری دوست داشتند در محیطی فعالیت کنند که بتوانند در آن پیشرفت کنند. چنانچه با ظرافت بیشتری نگاه کنید در حوزه پزشکی نیز همین تغییر رخ داده است. نسل زد و زنان این نسل در حوزههایی که خودشان میتوانستند کسبوکارشان را انتخاب کنند و نیازی به استخدام شدن نداشتند، درخشان عمل کردند و آن حوزهها را نیز بهشدت توسعه دادهاند. زنان نسل زد همچنین جایگاه و رتبه علمی بالایی در این بخشها یافتهاند و در مواردی از مردان پیشی گرفتهاند. چهار دهه محدودیت بعد از انقلاب یا نبود وزیر زن، مدیرکل زن یا استاندار زن الگوی کاری زنان نسل زد را تغییر داده است. بااینحال، وجود اشتباهات فردی یا محدودیتهای ساختاری، به معنای نادیده گرفتن ظرفیتهای گسترده این نسل نیست. واقعیت آن است که پتانسیل جوانان در کشورمان، بهویژه حضور پررنگ زنان در حوزههای سرمایهگذاری، کسبوکار، تولید و خدمات قابلتوجه است. در بسیاری از فعالیتهای خدماتی، زنان نهتنها نقشآفرین، بلکه صاحب کسبوکار و توسعهدهنده پلتفرمهای مستقل هستند. این میزان از حضور، حتی در مقیاس جهانی نیز قابلتامل است، زیرا بسیاری از این فعالیتها بدون حمایتهای گسترده شکل گرفته و زنان توانستهاند جایگاه قابلتوجهی در سطوح مختلف مدیریتی و اجرایی بهدست آورند. در فضای مجازی نیز نمونههای متعددی از ورود زنان به حوزههایی دیده میشود که پیشتر بهعنوان مشاغل مردانه شناخته میشدند.
به نظرتان چرا نسلهای قدیم با مسکن ثروتمند شدند، ولی نسل جدید به بازارهای مالی پناه برد؟
بهدلیل اینکه فضای کسبوکار در کشورمان، بهویژه در این چند سال گذشته، عمدتاً براساس رانت پیش رفته است. به هر حال این نسل جوان دسترسی به رانت ندارد و همین امر باعث شد که نسل جوان یا همان نسل زد، ترجیح دهد در فضای شفافتر بازارهای مالی فعالیت و سرمایهگذاری کند.
به باورتان نسل جدید بیشازحد ریسکپذیر است یا مجبور بوده ریسک کند؟
فضای کسبوکار در سالهای گذشته عموماً مبتنی بر رانت بوده است. از آنجاکه نسل جوان به این رانتها دسترسی ندارد، مجبور است جسارت بیشتری به خرج دهد. برخی از جوانان از ریسک کردن سود میبرند و برخی دیگر نیز ضرر میکنند. آنچه در این میان مهم است، این است که فضای عمومی در کشورمان سبب شده نسل زد ریسکپذیر شود. آنها به دلیل شرایط خاص اقتصادی، چارهای جز ریسک کردن ندارند. چنانچه دقت کنید، بخش قابلتوجهی از صنایع، شرکتها و حوزههای کسبوکار، عمدتاً از انواع رانت بهرهمند بودهاند. این رانتها شامل رانت ارزی، رانت انرژی و سایر اشکال تخصیص منابع بودهاند. آنچه امروز نیز وجود دارد، دسترسی به منابع مالی است که در قالب توزیع منابع تعریف میشود. برای نمونه، کافی است به تسهیلات بانکی یا استفاده از ارز ارزان توجه کنیم که گاه حدود ۲۰ درصد با بازار آزاد تفاوت دارد. در این میان، بخش قابلتوجهی از نیروی جوان در کشورمان به چنین امکاناتی دسترسی نداشته و ناگزیر شده است به نسلی پرجنبوجوش و تلاشگر تبدیل شود. این نسل به اجبار کوشیده گلیم خودش را (هر طور که هست) از آب بیرون بکشد و این روند عملاً محقق شده است. این نسل ناچار بود به شکلی ریسکپذیر عمل کند، چراکه شرایط اجتماعی، سیاسی و اقتصادی چنین الزامی را بر این نسل تحمیل کرده است. ریسکپذیری انتخابی آگاهانه برای همسطحسازی با همنسلان نبوده، بلکه مسیر حرکت را بهگونهای ناخودآگاه کانالیزه کرده است.
نسلهای پیشین عموماً ریسکگریز شناخته میشوند، حال آنکه این نسل با مصرف صرف منابع طبیعی ریسک بزرگی به نسلهای بعدشان تحمیل کرد و فضای رانتی اقتصاد نیز فرهنگ استفاده صرف بدون در نظر گرفتن آینده را تشدید کرد. به باورتان بهجز فضای رانتی، چه عاملی سبب شد نسل زد بیمحابا در بازارهای گوناگون سرمایهگذاری کنند؟
نسل زد از زمانی که نوجوان یا «تینیجر» هستند، به بازار کار وارد میشوند. ورود زودهنگام و تجربه بازارهای گوناگون از سنین پایین، نوع دیدگاه نسل زد نسبت به سرمایهگذاری را تغییر میدهد. این نسل حتی الگوی کسبوکار و زندگی متفاوتی نسبت به نسلهای قبل از خودش دارد. این نسل به مسئله تملک داراییها فکر نمیکند و به حوزههای پرریسک هم وارد میشود. اگر به رفتارهای این نسل توجه کنید متوجه میشوید آنها ریسکپذیرند. بهرغم اینکه مردم پیشتر ریسکگریز بودند، نسل جدید در هر حوزهای و در هر موردی ریسکپذیر است. شاهد این گزاره نیز رفتار، گفتار و باور آنها در حوزههای اجتماعی، اقتصادی و سیاسی است. آنها بهروشنی این ریسکها را متحمل میشوند. البته پیشرفت تکنولوژی نیز مردم را ریسکپذیر میکند و همه این موارد دستبهدست هم میدهد تا شرایط به این نحو پیش برود.
بهنظرتان این گزاره نسل زد که میگویند «در زمانی که پدر و مادرهایشان کسبوکار را شروع کردند، سرمایهگذاری و پسانداز کردن ساده بود» صحیح است یا اینکه آنها دچار سادهانگاری شدهاند؟ بیثباتی در الگوی رفتار سرمایهگذاری نسل زد چیست؟
نسلی که در تنشهای سیاسی و اقتصادی جوان است و تازه باید شروع به کار کردن کند، متضرر میشود. بسیاری از صنایع مختلف نوپایی که تازه شکل گرفته و مدام آسیب میبینند، ثمره تلاش همین جوانهای نسل زد است. این شرکتها همانند نهالهای جوانی هستند که نیاز به مراقبت و نگهداری دارند اما متاسفانه در هر برههای، اولین گروهی که از اتفاقات مختلف آسیب میبیند، همین شرکتها هستند. از سوی دیگر، قطع کردن اینترنت تمام کسبوکارها و بهویژه کسبوکارهای نوپا و فناورانه را با مشکل مواجه کرده است، چراکه تمام کسبوکارها مبتنی بر سازوکار شبکه بازاریابی و مارکتینگ هستند یا اینکه به پلتفرمها وابستگی دارند. البته کسبوکارهای سنتی نیز به شبکههای مدرن بهروز و پلتفرمها نیازمندند. در شرایط فعلی تمامی کسبوکارها با مشکل مواجه شدهاند و از معضلات سیاسی و اقتصادی تاثیر سوء گرفتهاند.
بهنظرتان خطای رفتاری نسل زد در الگوهای سرمایهگذاری چیست؟
نمیتوان بهسادگی گفت که نسل زد چه خطاهایی داشته یا دارد. این نسل، نسلی جوان است که در هیچ حوزهای تمایلی به تبعیت از الگوهای سنتی ندارد، چه در سبک زندگی اجتماعی و چه در حوزههایی مانند سرمایهگذاری. به همین دلیل، نسلی ریسکپذیر و بهشدت جسور به شمار میرود. درعینحال، با توجه به شرایط خاص در کشورمان، دسترسی به ابزارهای نوین، از جمله رمزارزها، بهمراتب سادهتر شده و این نسل نیز عموماً بهروزتر از نسلهای پیشین است.
نسل زد دسترسی بیشتری به ابزارهای دیجیتال و آموزش مالی دارد، آیا فراگیر شدن دسترسی توانسته کمبود فرصتهای ساختاری همانند اشتغال پایدار و نرخ تورم فزاینده را جبران کند؟
یکی از موضوعهای قابلبحث، مسئله آگاهی و میزان دسترسی به اطلاعات است. در بسیاری از دورهها، سطح آگاهی عمومی نسبت به تحولات روز جهان، محدود بوده است. البته این وضع، پدیدهای جهانی بود و تا پیش از گسترش فناوریهای نوین، در اغلب کشورها دیده میشد. با ظهور فناوری و گسترش ابزارهای ارتباطی، معادله تغییر کرد. فناوری شرایطی ایجاد کرد که مردم در بسیاری موارد، از مسئولان بهروزترند. حتی ممکن است مسئولان در حوزه سیاسی، بهدلیل محدودیت زمان برای مطالعه و تحلیل رویدادها، از برخی تحولات عقب بمانند. درحالیکه مردم، به واسطه دسترسی گسترده به دادهها و اطلاعات، در کوتاهترین زمان ممکن در جریان اخبار قرار میگیرند. اطلاعات با سرعتی کمسابقه منتشر میشود و همین امر، قدرت تحلیل و تشخیص را در سطح عمومی افزایش داده است. در نتیجه، شرایطی بهوجود آمده که جامعه پیشرو عمل میکند. این روند، محدود به کشور خاصی نیست. در سطح جهانی نیز گسترش سریع اطلاعات و تبادل دیدگاهها در فضای مجازی، موجب شده تحلیلها متنوع و چندلایه شوند. مردم، بهدلیل حضور مستمر در جریان دادهها، توان ارزیابی و مقایسه بیشتری یافتهاند و این مسئله، ساختارهای سنتی ارتباط میان جامعه و حاکمیت را دستخوش تغییر کرده است. در چنین بستری، نسل زد نسلی است که در آینده میتواند نقشی تعیینکننده ایفا کند. پیشرفت فناوری ممکن است مسیری را طی کند که توسعه با شیبی منطقی و قابلپیشبینی، ادامه یابد. نسلی که امروز در ایران حضور دارد، در بازه زمانی نسبتاً کوتاه، تغییراتی بنیادین را تجربه کرده است؛ از تلفنهای هوشمند همراه گرفته تا پیامرسانهایی همانند واتساپ و حتی فناوریهای مبتنی بر هوش مصنوعی. شاید در 10 سال آینده، شدت جهشهای فناوری به اندازه دهه گذشته نباشد. پیشبینی شخصیام این است که سرعت تحولات تکنولوژیک، هرچند ادامه دارد، اما ممکن است از شتاب فوقالعاده سالهای گذشته اندکی فاصله بگیرد. بااینحال، ترکیب عواملی همانند نو بودن بازار سرمایه، ظهور الگوهای جدید سرمایهگذاری در جهان، رشد فناوری و حضور جمعیت جوان، شرایطی ویژه ایجاد کرده است. این شرایط، از منظر تحلیلی، میتواند فرصت تلقی شود. نسل جوان، با اتکا به خلاقیت، جسارت و تسلط بر ابزارهای دیجیتال، ظرفیت ایجاد جهش در حوزههای مختلف را دارد. اگر توانمندیها در قالب نرمافزارها، اپلیکیشنها و الگوهای نوین سرمایهگذاری متبلور شود، میتوان انتظار تغییرات مثبت و ساختاری در بازار سرمایه و سایر بخشهای اقتصادی را داشت.