شناسه خبر : 51614 لینک کوتاه

ردپای آب

گفت‌وگو با عباس کشاورز درباره چشم‌انداز کشاورزی ایران

ردپای آب

در شرایطی که استان‌های تهران، البرز، قم، قزوین و... کاهش بارندگی ۷۰درصدی را تجربه می‌کنند، برخی مناطق در جنوب، غرب و حتی شمال شرق کشور روند بارشی مثبتی داشتند. ادامه روند کنونی و نوسان بارش نه‌تنها امنیت غذایی، که آینده سکونت در بسیاری از مناطق کشور ازجمله فلات مرکزی را با تهدید جدی مواجه خواهد کرد. عباس کشاورز، معاون پژوهشی مرکز ملی مطالعات آب اتاق بازرگانی ایران، با اشاره به نوسانات بارشی سال آبی جاری، هشدار می‌دهد که بحران آب کشاورزی کشور، بیش از آنکه ناشی از کاهش بارندگی باشد، نتیجه انباشت اشتباهات مدیریتی و بی‌توجهی به ظرفیت‌های اکولوژیک سرزمین است. وی با تاکید بر افزایش دمای دوبرابری در بخش‌های مرکزی نسبت به میانگین جهانی، راهکار برون‌رفت از این وضعیت را اصلاح الگوی کشت بر مبنای شاخص ردپای آب، کاهش سطح زیرکشت محصولات پرمصرفی مانند برنج و گوشت قرمز، ارتقای بهره‌وری و توسعه کشت‌های گلخانه‌ای دانست.

    ♦♦♦

 در سال آبی جاری، بارش‌ها در ایران نوسانات زیادی داشته است. برخی از مناطق کشور تاکنون بارش‌های خوبی دریافت کرده‌اند، اما بخشی دیگر ازجمله تهران، در وضعیت بسیار وخیمی قرار دارند. این موضوع حتی در گزارش‌های سازمان هواشناسی و مراکز مرتبط نیز منعکس شده است. از دیدگاه شما، نوسان نامنظم بارش‌ها در سال جاری چگونه می‌تواند بر تامین آب کشاورزی و عملکرد محصولات زراعی در سال آینده تاثیر بگذارد؟ با این وضعیتی که اکنون با آن مواجه هستیم، سال آینده کشاورزی کشور با چه شرایطی روبه‌رو خواهد شد؟

بیش از ۵۰ درصد آب مورد نیاز کشاورزی کشور از منابع آب زیرزمینی تامین می‌شود. اگرچه در حالت تعادل می‌توانیم از آنها استفاده کنیم، اما از نظر تولید، ۹۲ درصد تولیدات ما به آبیاری وابسته است. برای مثال، فرض کنید ۱۰۰ گرم محصول تولید می‌شود، اما آنچه کشور را به‌طور اساسی دچار چالش می‌کند، اتفاقات سالانه نیست؛ بلکه مسائلی است که در طول زمان انباشته شده‌اند. یعنی ما اشتباهاتمان را تکرار کرده‌ایم؛ مثل بیماری که در مراحل اولیه مشکلش جدی به‌نظر نمی‌رسد و به پزشک مراجعه نمی‌کند، اما به‌تدریج به مرحله سخت می‌رسد. بنابراین، این بی‌توجهی، بی‌تدبیری، مقطع‌نگری یا مسئولیتِ به‌درستی تعریف‌نشده، باعث شده که وضعیت به اینجا برسد. تا زمانی که قنات‌ها به‌عنوان منبع آبی مورد استفاده مردم بودند، آیا مردم نگران تغییرات بارندگی بودند؟ بارندگی‌ها هیچ‌گاه یکسان نبوده و اقلیم همیشه نوسان داشته، اما وقتی مردم با طبیعت رابطه‌ای پایدار داشتند، مراقب بالادست و پایین‌دست بودند و به ‌اندازه نیاز از آب برداشت می‌کردند، همه چیز در تعادل بود. وقتی این تعادل را برای منافع مقطعی خودمان بر هم زدیم، باید آماده تنش‌های اقلیمی در زندگی‌مان باشیم. بارندگی بلندمدت کشور ۲۵۰ میلی‌متر بوده که در ۱۴ سال اخیر به ۲۳۰ میلی‌متر کاهش یافته است. این ۲۰ میلی‌متر کاهش، یعنی حدود 8 یا ۹ درصد، خیلی معنا‌دار نیست. طبقه‌بندی خشکسالی وقتی معنا پیدا می‌کند که ۲۵ درصد بارندگی کم شود. پس چرا ما به این تلاطم افتاده‌ایم؟ این امر، نتیجه انباشت اشتباهات و استمرار تکرار آنهاست. ما از آب‌های زیرزمینی مرتب اضافه‌برداشت کردیم و هرچه پیش رفتیم، بدتر شد. مشاوران وزارت نیرو، دولتمردان و سیاست‌گذاران همیشه فکر می‌کردند مشکل، سهم انسان‌هاست؛ سهم کشاورزی، صنعت یا شرب. درحالی‌که آب مصرف‌کننده ندارد؛ مصرف‌کننده اصلی از نظر هیدرولوژیک، کشاورزی است. ما کشاورزی را فارغ از ظرفیت آبی کشور توسعه دادیم و وزارت نیرو هم یا کنار ما ایستاده یا رفته سد ساخته است. از نظر من، آنچه اکنون تولید و سرزمین را تهدید می‌کند، افزایش دماست. نمی‌گویم بارندگی مهم نیست. بارندگی نقش خودش را دارد و نقش مهمی هم هست. اما چرا در بخش‌های مرکزی کشور، دما بیش از دو برابر متوسط جهانی بالا رفته؟ این اثرش خیلی بیشتر است. وقتی هوا گرم می‌شود، تعرق گیاه بالا می‌رود، حتی اگر بارندگی همان ۲۵۰ میلی‌متر باشد. بنابراین، بحران آب، بحران کشاورزی و بحران تولید، تنها ناشی از کاهش بارندگی نیست. بلکه بیشتر ناشی از انباشت اشتباهات ماست. اگر این انباشت را برنگردانیم، نمی‌دانم اصلاً می‌توانیم در این سرزمین و در خیلی از مناطق دیگر بمانیم یا نه.

 نکته‌ای که در سخنان شما نیز تا حدی به آن اشاره شد، این است که اگر بخواهیم بخش‌بندی کنیم، تنوع سرزمینی ایران، مزیتی است که از ابعاد مختلف قابل‌بحث است. با توجه به کمبود بارش و بحران آب که فرمودید، انباشت مشکلات به بدتر شدن وضعیت منجر و  اشتباهات در بخش کشاورزی خودش را نشان داده است. با توجه به صحبت‌های شما در مورد بخش مرکزی، چه استراتژی‌هایی برای جلوگیری از کاهش تولید کشاورزی داریم؟

باید همگی به اتفاق بپذیریم که هوای کشور را گرم‌تر کرده‌ایم. انسان‌ها هوا را گرم کرده‌اند. هم الگوی بارندگی عوض شده، هم میزانش. شدت خشکسالی‌ها، سیل‌ها و تغییرات اقلیمی کاملاً مشهود است. ۷۰ سال پیش هواشناسی‌ها این را می‌گفتند، اما خیلی‌ها باور نمی‌کردند. هنوز هم تعداد معدودی باور نمی‌کنند، اما الان دیگر این تغییرات محسوس است. ما باید چه کار کنیم؟ هنر انسان این است که خودش را با شرایط وفق بدهد. باید تقدیر را بپذیریم و شرایط را مدیریت کنیم. باید آرایش کشت، الگوی کشت، انتخاب محصول و حمایت از محصولات را بر مبنای شاخص ردپای آب انجام دهیم. مثلاً برای تولید یک کیلو گوشت قرمز در کشور، ۱۵ تن آب مصرف می‌شود. پس تولید گوشت قرمز نباید جزو اهداف کشاورزی کشور باشد. دولت‌های سیزدهم و چهاردهم، هرچند شاید نتوان گفت که به‌طور مشخص چنین رویکردی داشته و دارند، اما در برنامه‌های خود وام در اختیار افراد قرار می‌دهند و از کشت محصولات پرمصرفی مانند برنج حمایت می‌کنند. برنج در سطح جهانی، محصولی با نیاز آبی بالا شناخته می‌شود. در شرایط اقلیمی ایران، کشت برنج در تمامی نقاط کشور توجیه‌پذیر نیست. در مناطق کم‌آب، خشک و مناطقی با بارندگی سالانه کمتر از ۶۰۰ میلی‌متر، کشت برنج نباید انجام شود. برای نمونه، کشت برنج در خوزستان بازدهی بسیار پایینی دارد؛ به ازای هر مترمکعب آب مصرفی، تنها ۳۰ تا ۴۰ گرم برنج تولید می‌شود. در مقابل، با صرف همین میزان آب می‌توان حدود ۸۰۰ گرم ذرت تولید کرد. این پرسش مطرح است که چرا باید به کشت محصولی با بازدهی پایین ادامه داد؟ علاوه بر اصلاح الگوی کشت، تغییر رویکرد در قبال خاک نیز ضروری است. رفتار کنونی ما با خاک، که همچنان با آگاهی از پیامدهای منفی آن ادامه دارد، به تخریب این سرمایه ملی می‌انجامد. کاهش حاصلخیزی، افزایش فرسایش، کاهش ظرفیت نگهداری رطوبت و نیاز به مصرف انرژی بیشتر برای جبران این خسارات، از جمله نتایج این رویکرد است. پرسش اینجاست که چرا با وجود آگاهی از کمبود آب، همچنان بر این شیوه‌ها اصرار داریم؟ لازم است خاک را غنی‌تر کرده و آن را به‌عنوان یک سرمایه ملی گرامی بداریم. باید در اشتباهات گذشته در تعامل با خاک و عملیات کشاورزی مخرب بازنگری کنیم. در شرایط کم‌آبی، ناگزیر به کاهش سطح زیر کشت و پذیرش رویکردی نوین هستیم. توسعه کشت‌های گلخانه‌ای و محیط‌های کنترل‌شده برای تولید طیف وسیعی از محصولات، راهبردی است که باید دنبال شود. اما پرسش اساسی اینجاست که برنامه مشخصی برای این منظور وجود دارد؟ یکی از مهم‌ترین چالش‌ها که در مقاله‌ای نیز به آن پرداخته‌ام، شکاف عمیق میان عملکرد فعلی و ظرفیت عملکردی محصولات است. برای مثال، پژوهشگران دانشگاهی تاکید دارند که با تکنولوژی موجود، امکان برداشت ۹ تن گندم آبی در هکتار وجود دارد. این در حالی است که متوسط عملکرد فعلی به‌سختی به چهار تن می‌رسد. هدف‌گذاری برای دستیابی به حداکثر ظرفیت ممکن چندان واقع‌بینانه نیست، اما پرسش این است که چه کسی و چه زمانی به‌دنبال کاهش این شکاف بوده است؟ کدام برنامه‌ریز و مسئولی متعهد می‌شود که طی یک بازه زمانی پنج‌ساله، عملکرد گندم را لااقل به 5 /5 تن در هکتار ارتقا دهد. این رویکرد باید برای سایر محصولات مانند برنج نیز دنبال شود. بررسی روند عملکرد محصولات در سه دهه اخیر (گندم، جو، برنج، پنبه، حبوبات) نشان می‌دهد که نقش ما در ارتقای عملکرد نه‌تنها مثبت نبوده، که در مواردی منفی نیز بوده است. شعار متاسفانه کارساز نیست. بروید ببینید که برنج، گندم، جو، پنبه، نخود، عدس، هر چه بگویید، اینها در ۲۰ یا 30 سال گذشته، دستاوردشان چه شده؟ کی، چقدر اضافه شده؟ اصلاً چیزی نیست. فقط هر جا خواستیم مسئولان سیاسی را راضی کنیم، سطح زیر کشت را زیاد کردیم. باز هم سطح را زیاد کردیم، اکولوژی را به هم زدیم، تولید از بین رفته، واردات هم که زیاد شده است. مثلاً سطح زیر کشت گندم در ادواری به ۲ /۷ تا ۲ /۸ میلیون رسیده، همه این سال‌ها بلافاصله واردات بالا رفته است. یعنی زیاد مصرف کردیم به امید تولید، ولی آب بیشتر، کود بیشتر، پول بیشتر، هزینه نهاده بیشتر از آن طرف می‌آید. محصولات باغی هم که واویلاست.

آقای کشاورز، با توجه به تفاوت‌های بارش در سال جاری نسبت به سال‌های گذشته، وضعیت چگونه ارزیابی می‌شود؟ درحالی‌که پیشتر خشکسالی تقریباً همه مناطق کشور را دربر می‌گرفت، امسال شاهد پراکندگی متفاوتی هستیم. برای نمونه، غرب کشور و برخی استان‌ها شرایط مطلوب‌تری دارند و در برخی مناطق نسبت به میانگین و حتی نسبت به سال قبل وضع وخیم است. با توجه به این شرایط، این پرسش مطرح است که پراکندگی نامتوازن بارش‌ها در سال آبی جاری چه تاثیری بر روند رشد و عملکرد محصولات کشاورزی به‌ویژه گندم و جو در استان‌های مختلف خواهد داشت؟

اکنون که در آغاز اسفندماه قرار داریم، در مناطق گرمسیری از جمله ایلام، خوزستان، بوشهر، هرمزگان، جنوب کرمان، جنوب فارس و جنوب سیستان و بلوچستان، عملاً دوره بهره‌مندی از بارش‌های پاییزه برای کشت سپری شده است. در این مناطق، گندم وارد مرحله خوشه‌دهی و اصطلاحاً «باد کردن» شده و محصول جو نیز حدود دو تا سه هفته است که به گل نشسته است.

بارندگی در استان‌های هرمزگان، کرمان و بوشهر وضعیت مطلوبی داشته و این استان‌ها بین ۷۰ تا ۱۲۰ درصد بارندگی میانگین دریافت کرده‌اند؛ کرمان ۸۰ درصد و بوشهر ۷۵ درصد بارندگی دریافت کرده که در مقایسه با سال‌های قبل بهبود داشته است. این مناطق از قطب‌های تولید گندم و جو به‌شمار می‌روند و کشت‌های زمستانه در آنها انجام می‌شود. بااین‌حال، از نظر عملکرد محصول، شرایط چندان مناسب نبوده است. اگرچه کمبود آب به‌دلیل بارندگی، کیفیت را کاهش و هزینه‌ها را افزایش می‌دهد، اما این مسئله تاثیر چندانی بر تولید گندم و جو ندارد. باید توجه داشت که هرمزگان و کرمان مناطق مناسبی برای کشت گندم نیستند. از سوی دیگر، خوزستان به‌عنوان منطقه‌ای گرمسیری، ۶۳ درصد بارندگی دریافت کرده که نسبت به سال گذشته که ۴۰ درصد کاهش بارندگی داشت، بهبود چندانی نداشته و همچنان ۴۰ درصد منفی است. مناطق گرمسیری دیگر از جمله داراب تا حاشیه خلیج فارس مانند لار، قیر و کارزین و... بارندگی ۶۰درصدی را تجربه کرده‌اند. در مقابل، شمال استان فارس، کردستان، گلستان (نزدیک به ۶۰ درصد) و خراسان رضوی بارندگی‌های خوبی داشته‌اند. استان‌های غربی و جنوب غربی نیز بارندگی‌های عالی و استثنایی را تجربه کرده‌اند. اما مناطقی مانند چالدران و حتی ارومیه در آذربایجان غربی، کردستان، شمال فارس، گلستان، کرمانشاه و خراسان رضوی همچنان با کمبود بارندگی مواجه‌اند و رشد محصولات در این مناطق وابسته به بارندگی باقی مانده است.

 با توجه به وضعیت بارش‌ها در استان‌های مختلف، ارزیابی شما از شرایط مناطق مرکزی و استان‌های البرز، تهران، قم، قزوین و... چیست و چه چالش‌هایی پیش‌روی کشاورزان قرار دارد؟

از نظر اکولوژیک، وضعیت تهران و برخی استان‌های مرکزی خراب است. بارندگی نقش بسیار مهمی در کشت دارد و استان‌هایی مثل البرز، تهران، قم، استان مرکزی و همدان، وضعیت بسیار نامناسبی را تجربه می‌کنند. در بخش کشاورزی و جمعیت، استان البرز نسبت به پارسال ۳۰ درصد کاهش بارندگی داشته و امسال نیز تاکنون ۴۰ تا ۶۰ درصد منفی است. تهران، قزوین و قم هر کدام ۷۰ درصد کاهش بارندگی دارند و شرایطی بحرانی‌ را پشت سر می‌گذارند. استان‌های مرکزی و همدان نیز وضعیت مطلوبی ندارند. سایر استان‌ها بین ۳۰ تا ۵۰ درصد بارندگی دریافت کرده‌اند. این آمار مربوط به بارندگی سالیانه است. البته هنوز وقت داریم، چراکه معمولاً بیش از ۲۵ درصد بارش سالیانه در این موقع از سال نازل نمی‌شود. در ۱۵ روز آینده نیز ظاهراً بارش خوبی در پیش است که می‌تواند تا حدودی وضعیت را بهبود ببخشد. نکته مهم دیگر این است که نباید صرفاً به میزان بارندگی توجه کرد، بلکه باید پرسید آیا کشاورزان توانسته‌اند کود و نهاده‌های مورد نیاز را تامین کنند؟ برای مثال، قیمت کود فسفاته یک میلیون و 500 هزار تومان است، درحالی‌که اگر ۴۰۰ هزار تومان هم باشد، باز هم توان پرداخت آن برای کشاورزان دشوار است. با تغییراتی که دولت به هر دلیلی بر نرخ ارز برای کالاهای وارداتی اعمال کرد، قیمت‌ها جهش پیدا کرده و این پرسش مطرح است که آیا کشاورزان نقدینگی کافی برای این هزینه‌ها دارند؟ وضعیت روشن است. صرف کاشت محصول به دست کشاورزان کافی نیست؛ مثلاً قیمت جو از ۲۵ هزار تومان به ۵۰ هزار تومان رسیده و هزینه‌ها را افزایش داده است. واردکنندگان نهاده‌ها نیز معترض‌اند و می‌گویند هزینه خوراک افزایش یافته و باید نقدینگی در اختیارشان قرار گیرد تا بتوانند نیاز خوراک دام و طیور را تامین کنند. کشاورز نباید زمین را رها کند. اما تامین نقدینگی چگونه ممکن است؟ آیا همه چیز مطلوب است؟ بارندگی در برخی استان‌ها تاثیری مستقیم بر کشاورزی دیگر استان‌ها دارد. برای نمونه، خوزستان به‌عنوان بزرگ‌ترین استان کشاورزی کشور از نظر زمین و آب، وابسته به استان‌های لرستان، کردستان، مرکزی، کرمانشاه، همدان و کهگیلویه است. کهگیلویه ۵۰ درصد بارندگی داشته است. اگر این استان‌ها بارندگی مناسبی نداشته باشند، تامین آب خوزستان با مشکل مواجه خواهد شد. بنابراین ارزیابی وضعیت نیازمند بررسی‌هایی دقیق‌تر است. جبهه بارشی که اکنون در راه است، امیدوارکننده است، اما باید تا ۲۰ یا ۲۵ اسفند صبر کرد تا نتیجه دقیق‌تری به‌دست آید. از سوی دیگر، باید به بخش خصوصی با دید مثبت نگریست؛ چراکه این بخش توانمند، باسواد و دغدغه‌مند است و می‌تواند نقش موثری در مدیریت شرایط و کمک به کشاورزان ایفا کند. 

دراین پرونده بخوانید ...