پس از بلوا
در سال 1405 چه تحولات سیاسی پیشرو داریم؟
چشمانداز سیاسی ایران در سال ۱۴۰۵ در امتداد روندهای داخلی و تحولات پرتنش منطقهای شکل میگیرد و از همینرو ترکیبی از فرصتها و چالشهای جدی را پیشروی ساختار سیاسی و جامعه قرار میدهد. سال ۱۴۰۴ با مجموعهای از فشارهای اقتصادی، رقابتهای سیاسی داخلی و افزایش مطالبات اجتماعی به پایان رسید، اما رخداد تعیینکننده در واپسین ماههای آن، جنگ تحمیلی اسفندماه ۱۴۰۴ بود که با حملات نظامی از سوی ایالاتمتحده آمریکا و اسرائیل علیه ایران آغاز شد و فضای سیاسی را بهطور چشمگیری دگرگون کرد. این رخداد نهتنها معادلات امنیتی و منطقهای را تغییر داد، بلکه بر روند سیاست داخلی، تصمیمگیریهای اقتصادی و الگوهای مشارکت سیاسی در آستانه سال ۱۴۰۵ تاثیر عمیقی گذاشت.
در سطح داخلی، انتظار میرود که پیامدهای سیاسی و روانی این جنگ کوتاه و پرتنش، موجب تقویت گفتمان امنیت ملی و انسجام در برخی سطوح حاکمیتی شود. هرچند دولت و نهادهای تصمیمگیر در تلاش برای مدیریت شرایط پس از بحران، بیشتر بر ثبات سیاسی، کنترل پیامدهای اقتصادی و جلوگیری از تشدید نارضایتیهای اجتماعی تمرکز داشتند. بااینحال فشارهای اقتصادی ناشی از تحریمها، هزینههای امنیتی و آسیبهای احتمالی زیرساختی میتواند چالشهای تازهای برای سیاستگذاری در سال ۱۴۰۵ ایجاد کند. همین مسئله ممکن است دولت و سایر نهادهای اجرایی را ناگزیر کند تا در حوزه سیاستهای اقتصادی، به سمت تصمیمات واقعگرایانه و اصلاحات محدود حرکت کنند. از طرفی هم، فضای سیاسی احتمالاً تحتتاثیر رقابتهای جناحی برای بازتعریف موقعیتها پس از این بحران نیز قرار میگیرد. تجربه چنین درگیری میتواند بهانهای برای برخی جریانهای سیاسی باشد تا رویکردهای سختگیرانه در حوزه سیاست خارجی و امنیتی را تقویت کنند، درحالیکه بخشی دیگر از نیروهای سیاسی ممکن است بر ضرورت کاهش تنشهای بینالمللی و فعال شدن دیپلماسی تاکید کنند. این دو رویکرد میتواند در سال ۱۴۰۵ به یکی از محورهای اصلی مباحث سیاسی و رسانهای تبدیل شود.
در سطح اجتماعی نیز تحولات اسفند ۱۴۰۴ بر رفتار و مطالبات جامعه اثرگذار است. تجربه تهدید خارجی در برخی موارد موجب افزایش حس همبستگی ملی میشود اما همزمان اگر فشارهای اقتصادی ادامه پیدا کند، ممکن است مطالبات معیشتی و اجتماعی با شدت بیشتری مطرح شوند. نسل جوان، فعالان مدنی و گروههای اجتماعی مختلف همچنان خواهان بهبود شرایط اقتصادی، شفافیت در حکمرانی و افزایش کارآمدی مدیریتی هستند. این مطالبات میتواند سیاستگذاران را در سال ۱۴۰۵ به سمت ارائه پاسخهای سریع یا اجرای برخی اصلاحات محدود سوق دهد. همچنین در عرصه مدیریت شهری و نهادهای محلی، رقابت برای نفوذ در شوراهای شهر و ساختارهای تصمیمگیری محلی میتواند بر فضای سیاسی در کشورمان اثر بگذارد.
شوراهای شهر به دلیل ارتباط مستقیم با مسائل روزمره شهروندان، به عرصهای برای رقابت جریانهای سیاسی تبدیل شدهاند و احتمال دارد در سال جدید نیز محل بروز اختلاف دیدگاهها درباره نحوه مدیریت منابع، خدمات شهری و سیاستهای اجتماعی باشند. درعینحال سال ۱۴۰۵ برای ایران سالی است که سیاست داخلی در سایه تجربه جنگ اسفند ۱۴۰۴، فشارهای بینالمللی، رقابتهای جناحی و مطالبات اجتماعی شکل میگیرد. نحوه مدیریت این عوامل تعیین میکند که فضای سیاسی به سمت ثبات و بازسازی حرکت کند یا با پیچیدگیها و تنشهای تازهای روبهرو شود.
رویدادهای بیسابقه
حسین مرعشی، دبیرکل حزب کارگزاران سازندگی، سال ۱۴۰۴ را سالی پرچالش و پرحادثه خواند و گفت کشورمان با رویدادهای بیسابقهای مواجه شد که تاثیرات اقتصادی، سیاسی و اجتماعی گستردهای داشت. وی در تحلیلش به موضوع جنگ تحمیلی 12روزه اشاره کرده و میگوید که هرچند ایران توانست از حریم و امنیت خودش دفاع کند و پاسخ مناسبی به حملات اسرائیل بدهد اما شهادت سرداران و دانشمندان برجسته کشورمان یکی از تلخترین حوادث سال گذشته بود. مرعشی این وقایع را نمونهای از حرمتشکنیهای بیسابقه اسرائیل و آمریکا علیه ایران دانست و خاطرنشان کرد که پاسخ ایران، هرچند کوتاه و محدود به 12 روز، توانست از بروز جنگ گسترده جلوگیری کند.
او همچنین به تنشهای مداوم ایران و آمریکا و تاثیر آن بر مذاکرات هستهای اشاره کرد و گفت که در سال گذشته، ایران در وضعی میان جنگ و صلح قرار داشت که مدیریت کشور را دشوار میکرد. وی شرایط اقتصادی را نیز پرهزینه و دشوار خواند و میگوید دولت نتوانست به شکل کامل کالاها و خدمات اساسی مردم را تامین کند. افزایش قیمت ارز و تورم سنگین، فشار شدیدی بر معیشت مردم وارد کرد و بسیاری از خانوادهها با کاهش قدرت خرید و افزایش هزینههای زندگی مواجه شدند. مرعشی اشاره کرد که این تورم بیسابقه، بهویژه در مواد غذایی، یکی از مشکلات اصلی سال گذشته بود. مرعشی به حوادث تلخ دیماه ۱۴۰۴ نیز پرداخت و یادآور شد که غافلگیری نهادهای امنیتی و خشونتهای گسترده در این حوادث باعث کشته شدن چند هزار نفر شد. او تاکید کرد که این یکی از تلخترین اتفاقها پس از انقلاب بود و شکاف جدی میان دولت و مردم ایجاد کرد. شکافی که باعث شد بخشی از جامعه به حدی ناامید شوند که به مداخله خارجی چشم بدوزند، امری که برای کشور خطرناک است.
نگاه دبیرکل حزب کارگزاران سازندگی به سال ۱۴۰۵ نیز بر سه موضوع اصلی استوار است. نخست، حلوفصل مسائل بینالمللی ایران، بهویژه مذاکرات هستهای، که در صورت موفقیت میتواند زمینه کاهش فشار تحریمها و بهبود اقتصاد را فراهم کند. مرعشی هشدار میدهد که اگر این مسائل به نتیجه نرسد، تورم سنگین و فشار اقتصادی بر مردم ادامه مییابد، هرچند با مدیریت مناسب بانک مرکزی میتوان بخشی از تورم را کنترل کرد. دومین اولویت به گفته مرعشی، جذب منابع خارجی و ترمیم کابینه با مدیران جسور و کارآمد است. وی توضیح داد که بدون جذب سرمایه خارجی، کاهش تورم و تحریک رشد اقتصادی دشوار است و ادامه فشار بر زندگی مردم، احتمال سقوط اقتصادی را افزایش میدهد.
سومین اولویت، بازسازی روابط میان دولت و مردم است. مرعشی تاکید کرد که گام نخست در این مسیر، ایجاد فضای مشارکت سیاسی و امنیت برای فعالان سیاسی و مردم است تا اعتماد عمومی به صندوق رای بازگردد. او افزود که شکاف میان دولت و ملت، هماکنون جدی است و تنها با بازسازی این روابط و کاهش هزینههای زندگی مردم، میتوان امید و آرامش را به جامعه بازگرداند. وی بر اهمیت جبران آسیبدیدگان، حفظ کرامت مردم و مبارزه جدی با فساد تاکید کرد و یادآور شد که مجموعهای از این اقدامات میتواند پایهای برای ترمیم اعتماد میان مردم و دولت باشد. وی بر این باور است، تنها با مدیریت عاقلانه، شفافیت و همکاری جمعی میتوان به سمت ثبات اقتصادی و سیاسی حرکت کرد و فشارهای سالهای گذشته را کاهش داد.
مرعشی تاکید کرد که سال ۱۴۰۵، سالی سرنوشتساز برای ایران است و دولت، جامعه و سیاستمداران باید با اراده و همدلی، هم مسائل بینالمللی و هم مشکلات داخلی را مدیریت کنند تا کشور بتواند مسیر توسعه و ثبات را دنبال کند و شرایط زندگی مردم بهبود یابد. دبیرکل حزب کارگزاران در تحلیلش درباره وضع ایران و تهدیدات خارجی تاکید کرد در شرایط فعلی، ضرورت دارد همه اختلافات داخلی کنار گذاشته شود و کشور در برابر دشمنانی سرسخت و لجوج همانند ترامپ و نتانیاهو متحد و یکپارچه عمل کند. او خاطرنشان کرد که اختلاف سلیقهها میان نیروهای سیاسی، گروههای اجتماعی و حتی میان حاکمیت و مردم باید برای مقابله با تهدیدهای خارجی موقتاً به حاشیه رود و گامهای اولیه برای اتحاد ملی از سوی حاکمیت برداشته شود، تا سپس کنشگران سیاسی و اجتماعی بتوانند نقش خودشان را ایفا کنند. مرعشی تاکید کرد که ایران باید همچون ملت استوار و متحد در برابر تجاوز خارجی ایستادگی کند و اجازه ندهد نغمههای شومی که یادآور دوران تاریخی شهریور ۱۳۲۰ و دخالت بیگانگان در امور داخلی است، بار دیگر تکرار شود. او افزود که تاریخ نشان داده تلاش برای تحمیل اراده خارجی بر ایران نتیجهای جز ضعف و شکست نداشته است و اکنون نیز نباید اجازه داده شود که سیاستمداران و رهبران خارجی با ادبیات تحقیرآمیز و اقدامات تجاوزکارانه، بر ایران تسلط پیدا کنند.

توسعه پساجنگ
مرعشی سه نکته در شرایط پس از جنگ و برای تضمین ثبات و توسعه مطرح کرد. نخست، حلوفصل مسائل بینالمللی و ایجاد روابط معقول و متوازن با جهان است. به گفته او، تنظیم روابط خارجی بهگونهای که اقتصاد ایران زیر فشار بینالمللی آسیب نبیند، شرط لازم برای کاهش مشکلات داخلی است. ایران نباید ضعیف باشد. کشوری با اقتصاد قوی و انسجام ملی میتواند در مقابل تهدیدهای خارجی مقاومت و استقلال و تمامیت ارضی را حفظ کند. دومین اولویت، بازگرداندن مردم به صحنه سیاسی و اقتصادی است. مرعشی توضیح داد در کشوری که بخش بزرگی از جامعه در انتخابات شرکت نمیکند، نمیتوان متحد و مقتدر باقی ماند و شکاف میان دولت و مردم به دشمنان امکان نفوذ و بهرهبرداری میدهد. او تاکید کرد جلب رضایت مردم، حلوفصل دلخوریها و ایجاد مشارکت واقعی در اقتصاد و سیاست، تنها راه بازسازی اعتماد و قدرت ملی است. اقتصاد قوی، به گفته مرعشی، مردم قوی میسازد و مردم قوی نیز حاکمان و نیروهای مسلح مقتدر را شکل میدهد که امنیت و استقلال کشور را تضمین میکند.
سومین اولویت، تقویت قدرت دفاعی و آمادگی در برابر تهدیدهای نظامی است. مرعشی به دو جنگ اخیر ایران اشاره کرد و گفت تجربه سال گذشته نشان داد که ضعف در کشورمان میتواند دشمنان را جسور و امنیت مردم و مرزها را تهدید کند. او تصریح کرد که دشمنان ایران، حتی با منابع مالی و نظامی، توان ایجاد خسارت گسترده ندارند، اما ایران باید همواره آماده دفاع و بازدارندگی باشد تا هیچکس جرات تهدید این سرزمین را پیدا نکند. او در تحلیلش با اشاره به نقش سیاستمداران خارجی همانند ترامپ، افزود که آنان با محدودیت منابع و مسئولیت در برابر مالیاتدهندگان داخلی، توان ایجاد تاثیر گسترده بر ایران را ندارند و هدف اصلیشان صرفاً ایجاد تنفر و اختلاف است. بنابراین ایران با اتحاد ملی، تقویت اقتصاد، مشارکت مردم و آمادگی دفاعی میتواند نهتنها استقلالش را حفظ کند، بلکه دشمنان را از هرگونه سوءاستفاده باز دارد. مرعشی تاکید کرد که استمرار وحدت داخلی و تمرکز بر اولویتهای ملی، مسیر توسعه و امنیت ایران را تضمین میکند. او گفت که اتحاد در برابر تهدیدهای خارجی، بازگرداندن مردم به صحنه سیاسی و اقتصادی و تقویت دفاع ملی، سه رکن اساسی برای آینده است. استاندار سابق کرمان پیشبینی میکند که سال ۱۴۰۵ سالی حساس و تعیینکننده برای ایران است، زیرا کشور همچنان با فشارهای خارجی و آثار اقتصادی سالهای گذشته مواجه است. او تاکید میکند که موفقیت ایران در این سال، پیش از هر چیز وابسته به حفظ وحدت داخلی و کنار گذاشتن اختلافات میان نیروهای سیاسی و اجتماعی است. تنها با ایجاد جبهه ملی متحد در برابر تهدیدهای خارجی میتوان امنیت و تمامیت ارضی کشورمان را تضمین کرد. مرعشی میگوید اقتصاد و مشارکت مردم، محور توسعه در سال پیشرو است. اگر دولت بتواند با بازگرداندن مردم به صحنه سیاسی و اقتصادی، اعتماد عمومی را جلب کند و زمینه مشارکت واقعی را فراهم آورد، فشارهای اقتصادی کاهش مییابد و شکاف میان ملت و حکومت ترمیم میشود. تقویت اقتصاد ملی، به باور او، زمینه را برای افزایش قدرت دفاعی، انسجام ملی و مقاومت در برابر نفوذ دشمنان فراهم میکند.
از نظر وی، روابط بینالمللی ایران نقش تعیینکنندهای در موفقیت سال ۱۴۰۵ دارد. حلوفصل مسائل هستهای و کاهش فشار تحریمها، درصورتیکه با تدبیر و برنامهریزی همراه باشد، میتواند منابع مالی و فرصتهای اقتصادی را افزایش دهد و شرایط بهتری برای رشد و توسعه فراهم کند. مرعشی بر این باور است که سال ۱۴۰۵ میتواند سال ثبات و پیشرفت باشد، به شرط آنکه دولت، نیروهای سیاسی و مردم با همدلی و اراده مشترک، اقتصاد را تقویت کرده، مشارکت اجتماعی را افزایش دهند و از استقلال و هویت ملی ایران حفاظت کنند. او هشدار میدهد که هرگونه کوتاهی در این مسیر، شکاف میان مردم و حکومت و ضعف اقتصادی را بیشتر میکند و کشور را در معرض تهدیدهای خارجی قرار میدهد.
پاتک دشمن
در سالهای گذشته، ایران یکی از پیچیدهترین دورههای سیاسی و اقتصادی را پشت سر گذاشته است. علیرضا خجستهپور، قائممقام دبیرکل و عضو هیات اجرایی حزب جامعه اسلامی مهندسین بر این باور است که تحریمهای گسترده خارجی، فشارهای اقتصادی و جنگ روانی رسانهای باعث شد شرایط زندگی برای مردم دشوارتر از همیشه شود. به باور او دولت تلاش میکرد در همین فضای محدود و پرتنش، مسیر بهبود تدریجی شرایط اقتصادی و اجتماعی را هموار کند. برنامههایی برای کنترل تورم، افزایش تولید داخلی، گسترش همکاریهای منطقهای و تقویت زیرساختها در دستور کار قرار گرفته بود تا مردم بتوانند سال ۱۴۰۵ را با امید بیشتری آغاز کنند. به باور او، در اسفندماه ۱۴۰۴ و درحالیکه کشور در آستانه ورود به سالی تازه قرار داشت، تحولات ناگهانی و تلخی رخ داد که مسیر برنامهها را تحتتاثیر قرار داد. تجاوز نظامی آمریکا و اسرائیل به ایران، حمله به برخی زیرساختها و شهادت رهبر معظم انقلاب و تعدادی از مقامات ارشد کشورمان، فضای کشورمان را وارد مرحلهای تازه از چالش و مقاومت کرد. با وجود این شرایط، از نگاه او مدیریت سریع و تلاش برای حفظ ثبات کشور باعث شد جامعه دچار آشوب و بیثباتی نشود. خجستهپور تاکید میکند که دولت چهاردهم از همان آغاز فعالیت با واقعیتی سخت روبهرو بود. اقتصادی که سالها زیر فشار تحریمهای خارجی قرار داشت و نیازمند اصلاحات جدی و برنامهریزی دقیق بود. به گفته او، در چنین شرایطی سیاستهای دولت بر چند محور تقویت تولید داخلی، کاهش وابستگی به درآمدهای نفتی، گسترش تجارت با کشورهای همسایه و ایجاد ثبات نسبی در بازارهای مالی متمرکز است. خجستهپور در ادامه توضیح میدهد که در حوزه اقتصادی تلاشهایی برای مهار تورم و مدیریت بازار ارز انجام شد. دولت سعی کرد با حمایت از تولیدکنندگان داخلی، تسهیل صادرات و جذب سرمایهگذاری در بخشهای صنعتی و فناوری، بخشی از فشارهای ناشی از تحریمها را جبران کند. در کنار آن، پروژههای زیرساخت مهمی در حوزه انرژی، حملونقل و مسکن در حال اجرا بود تا هم اشتغال ایجاد و هم زمینه رشد اقتصادی فراهم شود. از نگاه او، توجه به مسائل اجتماعی نیز در دستور کار قرار داشت. طرحهایی برای حمایت از اقشار کمدرآمد، افزایش خدمات رفاهی و توسعه خدمات درمانی و آموزشی دنبال میشد. هدف این برنامهها آن بود که فشارهای اقتصادی کمتر بر دوش مردم سنگینی کند و جامعه بتواند با امید بیشتری به آینده نگاه کند. خجستهپور یادآور میشود که اگر این روند ادامه پیدا کند، سال ۱۴۰۵ میتواند سالی باشد که نشانههایی از بهبود تدریجی در اقتصاد دیده شود. افزایش همکاریهای منطقهای، تقویت روابط اقتصادی با کشورهای آسیایی و رشد برخی صنایع داخلی نشانههایی بود که امید به آینده را تا حدی تقویت میکرد.
تجاوز نظامی
خجستهپور میگوید در شرایطی که کشور در حال آماده شدن برای آغاز سال جدید بود، در اسفندماه ۱۴۰۴ حملات نظامی آمریکا و اسرائیل به برخی نقاط ایران فضای منطقه را بهشدت متشنج کرد. به گفته او، این حملات که با هدف ضربهزدن به زیرساختهای حیاتی انجام شد، خسارتهایی به برخی تاسیسات و مراکز مهم وارد کرد. او مینویسد هدف اصلی حملات تنها آسیب نظامی یا ترور و شهادت مقامهای عالیرتبه کشورمان نبود، بلکه تلاش میشد با ایجاد شوک سیاسی و اجتماعی، شرایط داخلی دچار آشوب و بیثباتی شود. خجستهپور اضافه میکند که حمله به زیرساختها بخشی از همین راهبرد تلقی میشد. به باور او، طراحان این حملات تصور میکردند اگر فشار اقتصادی و اجتماعی بر مردم افزایش پیدا کند، ممکن است نارضایتیهای گستردهای شکل بگیرد و جامعه به سمت ناآرامی کشیده شود. به باور او، در عمل چنین سناریویی محقق نشد. جامعه ایران که تجربه سالهای طولانی فشار و بحران را پشت سر گذاشته بود، واکنشی متفاوت نشان داد. بسیاری از مردم با وجود نگرانیها و مشکلات، ترجیح دادند از ثبات در کشورمان حمایت کنند و اجازه ندهند شرایط به سمت آشوب و هرجومرج حرکت کند. عضو هیات اجرایی حزب جامعه اسلامی مهندسین همچنین اشاره میکند که نهادهای مختلف نیز تلاش کردند با مدیریت سریع بحران، روند اداره کشور دچار اختلال جدی نشود.
مدیریت بحران
قائممقام دبیرکل حزب جامعه اسلامی مهندسین میگوید پس از رخدادهای تلخ در اسفندماه ۱۴۰۴، یکی از مهمترین مسائل پیشرو، حفظ ثبات سیاسی و ادامه روند اداره امور بود. به گفته او، تشکیل شورای موقت رهبری باعث شد خلأ مدیریتی در بالاترین سطح ایجاد نشود و روند تصمیمگیریها بدون مشکل انجام شود. او همچنین توضیح میدهد که نهادهای اجرایی و امنیتی تلاش کردند خدمات عمومی، تامین کالاهای اساسی و فعالیتهای اقتصادی با کمترین اختلال ادامه یابد. در چنین فضایی مجلس خبرگان نیز مسئولیت بررسی و معرفی رهبر جدید را در چهارچوب قانونی بر عهده داشت تا ساختار رهبری دوباره تثبیت شود. از نگاه او، این روند نشان داد که ساختارهای قانونی و سیاسی برای مدیریت شرایط بحرانی طراحی شدهاند و میتوانند در زمانهای دشوار نیز کارکردشان را حفظ کنند. نشانهها حاکی از آن است که سال ۱۴۰۵ میتواند همچنان فرصتی برای بازسازی و حرکت دوباره باشد. به باور خجستهپور، تجربه کشورهای مختلف نشان میدهد که بحرانهای بزرگ گاهی میتوانند به نقطهای برای بازنگری در سیاستها و تقویت همبستگی ملی تبدیل شوند. اگر دولت بتواند برنامههای اقتصادی را با تمرکز بیشتری بر تولید داخلی، توسعه فناوری و گسترش همکاریهای منطقهای ادامه دهد، احتمال دارد بخشی از خسارتهای واردشده جبران شود. همچنین سرمایه اجتماعی و همبستگی مردم در شرایط دشوار میتواند عاملی مهم در عبور از بحران عمل کند.
خجستهپور بر این باور است که بازسازی زیرساختهای آسیبدیده و تقویت توان اقتصادی میتواند بهتدریج شرایط زندگی مردم را بهبود ببخشد، هرچند مسیر پیشرو ساده نیست. بااینحال به باور او تجربه نشان داده جامعه ایران در برابر فشارهای بیرونی توانایی سازگاری و بازسازی دارد. وی نتیجه میگیرد که بسیاری از تحلیلگران بر این باورند که اگر ثبات سیاسی حفظ شود و برنامههای اقتصادی بهطور جدی ادامه یابد، سال ۱۴۰۵ میتواند با وجود آغاز دشوار، در ادامه به سالی تبدیل شود که نشانههایی از ترمیم اقتصادی و اجتماعی در آن دیده شود، سالی که در آن کشور پس از عبور از یکی از سختترین مقاطع، بار دیگر مسیر امید و پیشرفت را دنبال کند. انسجام و وحدت ملی در هر کشوری یکی از مهمترین سرمایههای اجتماعی به شمار میآید. سرمایهای که در زمانهای آرام کمتر دیده میشود اما در روزهای دشوار و بحرانها ارزش واقعی را نشان میدهد. از نگاه خجستهپور، جامعهای که بتواند در شرایط سخت کنار یکدیگر بایستد، اختلافها را کنار بگذارد و منافع ملی را بر منافع فردی ترجیح دهد، توان عبور از بسیاری از بحرانها را دارد. تجربههای تاریخی نشان داده ملتهایی که از همبستگی و وحدت برخوردارند، در سختترین فشارهای خارجی نیز میتوانند مسیرشان را ادامه دهند و آینده بهتری بسازند. به گفته او، وقتی کشوری با تهدیدهای بیرونی، فشارهای اقتصادی یا بحرانهای سیاسی روبهرو میشود، نخستین هدف دشمنان آن کشور ایجاد شکاف در جامعه است. آنان تلاش میکنند اعتماد عمومی را کاهش دهند، میان گروههای مختلف اختلاف ایجاد کنند و فضای ناامیدی را گسترش دهند. زیرا اگر جامعهای دچار تفرقه شود، مدیریت بحران برای آن دشوار است.
خجستهپور بر این باور است که اگر مردم با وجود تفاوت دیدگاهها و سلیقهها در مسائل اساسی کنار یکدیگر بایستند، بسیاری از این تلاشها بیاثر میشود. از نگاه او، وحدت ملی به معنای یکسان فکر کردن همه مردم نیست، بلکه به معنای پذیرش تنوع دیدگاهها در چهارچوب منافع مشترک است. در جامعه پویا، طبیعی است که افراد و گروههای مختلف نظرات متفاوتی درباره سیاست، اقتصاد یا فرهنگ داشته باشند. آنچه اهمیت دارد این است که در مسائل اساسی مانند امنیت، استقلال ملی و آرامش اجتماعی، درک مشترک وجود داشته باشد. بنابراین چنین درکی باعث میشود اختلافهای داخلی به بحران تبدیل نشود و جامعه بتواند مسیر پیشرفت خودش را حفظ کند.
او همچنین اعتماد میان مردم و نهادها را یکی از پایههای مهم انسجام ملی میداند. به باور او هرچه این اعتماد بیشتر باشد، جامعه در شرایط سخت با آرامش بیشتری واکنش نشان میدهد. شفافیت در تصمیمگیریها، توجه به مطالبات مردم و تلاش برای بهبود شرایط زندگی شهروندان میتواند به تقویت اعتماد کمک کند. خجستهپور در پایان یادآور میشود: نقش رسانهها، نخبگان و شخصیتهای اجتماعی در تقویت وحدت ملی مهم است. به گفته او سخنان و تحلیلهای آنان میتواند به آرامش جامعه کمک کند یا برعکس باعث افزایش تنش و اختلاف شود.
او نتیجه میگیرد که انسجام ملی شعار نیست، بلکه رفتاری جمعی است که در زندگی روزمره مردم شکل میگیرد. از نگاه خجستهپور، هنگامیکه شهروندان به یکدیگر احترام بگذارند، برای منافع عمومی ارزش قائل شوند و در زمانهای سخت از جامعه حمایت کنند، این انسجام به واقعیت ملموس تبدیل میشود. واقعیتی که میتواند در میان بحرانها نیز امید را زنده نگه دارد و مسیر عبور از مشکلات و ساختن آیندهای بهتر را هموار کند.
تحولات سیاسی
عضو هیات اجرایی حزب جامعه اسلامی مهندسین میگوید با نزدیک شدن به پایان سال ۱۴۰۴، معادلات و پیشبینیها دچار تغییر شده است. به گفته او، سال ۱۴۰۵ را میتوان سال «تدبیر و مقاومت هوشمندانه» در برابر موج جدیدی از فشارهای ترکیبی دانست. مهمترین تحولات پیشبینیشده در سه موضوع افزایش فشارهای راهبردی با محور پرونده هستهای، انتخابات شوراها و آزمون جدید احزاب و تمرکز بر اقتصاد مقاومتی و معیشت مردم است. در داخل، بحث اصلی بودجه ۱۴۰۵ و چگونگی مدیریت منابع در شرایط تحریم است. رویکرد دولت و مجلس باید بر مبنای عدالت، شفافیت و هدایت منابع به سمت تولید و اشتغال باشد. البته این مسیر با چالشهایی همانند تخصیص بهینه یارانهها و جلوگیری از قاچاق همراه است که نیازمند نظارت هوشمندانه و استفاده از فناوریهای نوین است.
کارآمدی حکمرانی
از نظر خجستهپور، رابطه میان اقتصاد (حکمرانی اقتصادی) و سیاست (مشروعیت سیاسی) دوسویه است. به گفته او کارآمدی اقتصادی بهعنوان پشتوانه مشروعیت نهتنها مطالبه عمومی، بلکه تکلیف شرعی و انقلابی برای مسئولان است. اگرچه آرمانهای انقلاب اسلامی منبع اصلی مشروعیت نظام است، اما توانایی دولت در تامین معیشت مردم و کاهش مشکلات اقتصادی، نشاندهنده پایبندی به این آرمانها و وفای به عهد با ملت است. ناکارآمدی در این حوزه میتواند به ابزاری برای جنگ نرم دشمن تبدیل شود. از دید او در نگاه عدالتگرایانه، حکمرانی اقتصادی زمانی کارآمد است که بتواند عدالت را در جامعه برقرار کند. صرف رشد اقتصادی بدون توزیع عادلانه آن، نهتنها مشروعیتآفرین نیست، بلکه میتواند به شکاف طبقاتی و بیاعتمادی دامن بزند. بنابراین، سیاستهای اقتصادی باید بهگونهای طراحی شوند که اقشار ضعیف و متوسط جامعه را کانون حمایت قرار دهند. خجستهپور همچنین میگوید، نگاه انتقادی به بودجه ۱۴۰۵ ناظر بر همین نکته است. نباید اجازه داد که فشار معیشتی، سرمایه اجتماعی نظام را تحلیل ببرد. هم باید از منابع کشورمان در برابر حیفومیل صیانت و هم با تدبیر، از وارد آمدن شوکهای قیمتی به سفره مردم جلوگیری کرد.
تشدید شکافها
خجستهپور با اشاره به اینکه دشمنان قسمخورده این کشور با تمام توان تلاش میکنند با پروژه «ایرانهراسی» و «ناامیدسازی»، اختلافات داخلی را تشدید کنند، بر این باور است، رسانههای معاند و شبکههای اجتماعی با دامنزدن به دوقطبیهای کاذب (مثل جناحبندیهای سیاسی) به دنبال القای ناکارآمدی نظام هستند. هوشیاری مردم و نخبگان در تشخیص این توطئهها، بزرگترین سد در برابر این امواج است.
از نگاه این فعال سیاسی، تعامل سازنده و بهرهگیری از ظرفیتها، سناریوی مطلوب است. در این سناریو، حاکمیت با بازگشایی مسیرهای قانونی برای مشارکت جوانان در عرصههای مختلف از جمله اقتصاد دانشبنیان، شرکتهای خلاق و تشکلهای مردمی، زمینه بروز استعدادهای آنان را فراهم میکند. لایحه جدید قانون احزاب میتواند بستری برای فعالیتهای سیاسی جوانان باشد. حمایت از شرکتهای دانشبنیان از راهکارهای مهم در این زمینه است. این رویکرد باعث شکلگیری امید در جامعه، افزایش بهرهوری و شکلگیری نسل کارآمد برای پیشرفت کشور میشود. خجستهپور درباره سناریوی بیتوجهی و انفعال بر این باور است، نادیده گرفتن دغدغههای بحق جوانان و پاسخ ندادن به پرسشهای آنان، میتواند آنان را به سمت فضاهای مجازی و رسانههای معاند سوق دهد. این سناریو، هدررفت سرمایه انسانی و افزایش مهاجرت نخبگان را به دنبال دارد که ضربهای جبرانناپذیر به پیکره کشور است.
وی همچنین به سناریوی مقابله صرف هم اشاره میکند. براین اساس نگاه صرفاً مقابلهای به مطالبات مدنی جوانان و بستن فضاهای نقد سازنده، تنها به رادیکالشدن خواستهها و تعمیق شکاف نسلی میانجامد. این سناریو، پرهزینهترین گزینه است و میدان را برای سوءاستفاده دشمن باز میکند. راه صحیح، ترکیب هوشمندانه ارزشها و نیازهای روز است. باید ضمن تقویت هویت دینی و انقلابی جوانان، میدان برای فعالیت و پیشرفت آنان در چهارچوب قانون و با رعایت خطوط قرمز نظام باز باشد. خجستهپور تاکید میکند، رقابت جناحی ذات سیاست است، اما زمانی که از مسیر منافع ملی خارج شود، به آفت تبدیل میشود. پیامدهای منفی رقابت مخرب شامل تضعیف کارآمدی، بیاعتمادی عمومی و تاخیر در تصمیمگیری است. البته سازوکارهای کاهش این آثار شامل «تقویت نظارت و شفافیت»، «حاکمیت منافع ملی بر منافع جناحی» و «تقویت احزاب قانونی و کارآمد» است.

سناریوی محتمل
خجستهپور درباره سناریوی محتمل در سال 1405 میگوید، با نگاهی به مجموعه شواهد و با اتکا به تجربه چهار دهه گذشته، محتملترین سناریو برای سال ۱۴۰۵، تداوم مقاومت فعال و اصلاحات درونساختاری تدریجی است. این سناریو را میتوان سناریوی عبور هوشمندانه از بحران نامید. این پیشبینی شامل یک، شاخص فشار خارجی (تهدید و گفتوگو) است. همزمانی تهدیدات نظامی و فشار حداکثری با پیشنهادهای مذاکره از سوی غرب، نشاندهنده بلاتکلیفی راهبردی دشمن است. آنها از یکسو از قدرت بازدارندگی ایران میترسند و از سوی دیگر، از نفوذ منطقهای آن واهمه دارند. این وضع، فضایی را ایجاد میکند که ایران میتواند با صبر راهبردی و دیپلماسی فعال، ضمن خنثیسازی فشارها، منافع خودش را پیگیری کند. دو، شاخص تحرکات اجتماعی (مطالبهگری) است. سطح مطالبات معیشتی و سیاسی در جامعه، بهویژه در میان جوانان، بالاست. تجربه نشان داده که این مطالبات عمدتاً در چهارچوب نظام و با هدف اصلاح امور مطرح میشود، نه براندازی. بنابراین، هوشمندی حاکمیت در پاسخ به این مطالبات از طریق اصلاحات تدریجی و گشایشهای کنترلشده (همانند اصلاح قانون احزاب و بسترسازی قانونی برای دریافت صداهای انتقادی و تجمعات) میتواند انرژی جامعه را در مسیر سازنده هدایت کند. سه، شاخص گفتمان نخبگانی است. هشدارهای مکرر اقتصاددانان از جناحهای مختلف درباره بحرانهای پیشرو، نشاندهنده اجماع نخبگانی برای اصلاح در میان نخبگان است. این فشار فکری، میتواند بهتدریج به اجماع عملیاتی برای انجام اصلاحات ضروری در ساختارهای ناکارآمد اقتصادی منجر شود.
سال ۱۴۰۵ سالی مهم برای عبور از گردنههای سخت است. خوشبینی این تحلیل نه از سر سادهاندیشی، بلکه به پشتوانه تجربه تاریخی ملتی است که در سختترین شرایط نیز ایستادگی کرده و به توانایی برای غلبه بر مشکلات ایمان دارد. مسیر درست، تلفیق مقاومت در برابر زیادهخواهی خارجی با اصلاح نقاط ضعف داخلی است. این راهبرد که برگرفته از منویات مقام معظم رهبری و آرمانهای عدالتطلبانه و دلسوزانه برای وطن است، تنها ضامن عبور موفقیتآمیز از گردنههای تاریخی است.