ترامپ مات پوتین
آیا شطرنج قدرتها در اجلاس آلاسکا دست برتر روسیه را رو کرد؟
جمعه بعدازظهر 24 مردادماه 1404، روسای جمهور آمریکا و روسیه در پایگاه هوایی «المندورف-ریچاردسون» در خاک آمریکا با یکدیگر دیدار کردند. ترامپ و پوتین با پا گذاشتن بر روی فرش قرمز از میان ردیفهایی از جنگندههای آمریکایی عبور کردند. ولادیمیر پوتین، رئیسجمهور روسیه، که برای اولینبار در یک دهه گذشته پا به ایالاتمتحده گذاشته بود، با چهار جنگنده آمریکایی به داخل آلاسکا اسکورت شد. رئیسجمهور روسیه در حالی که همتای آمریکاییاش بر روی فرش قرمز منتظر بود، به سوی ترامپ گام برداشت. «کِیتی راجرز» در گزارشی برای نیویورکتایمز، ترامپ را «یک صحنهگردان مادرزاد» مینامد که از تماشای آن لحظه و تمام توجهی که به سوی خود جلب میکرد، لذت میبرد. قبل از اینکه پوتین به ترامپ برسد، رئیسجمهور آمریکا برای مهمانش دست زد. این سلام دوستانه روی فرش قرمز به این معنا نبود که این دو نفر میتوانند به توافق صلحی برای پایان دادن به جنگ اوکراین برسند. البته نمیشد به توافق رسید در حالی که ولودیمیر زلنسکی، رئیسجمهور اوکراین، حضور نداشت و نیروهای روسیه همزمان با این دیدار، حملات سختی را علیه اوکراین آغاز کرده بودند.
اما استقبال ترامپ نشان داد که او چقدر برای پوتین ارزش قائل بود؛ رهبری که بیشتر کشورهای غربی به دلیل تهاجمی که صدها هزار نفر را کشته است، از او دوری کردهاند. در حین قدم زدن روی فرش قرمز، ترامپ به جلو نگاه کرد و دستانش را دراز کرد. به نظر میرسید ترامپ قصد دارد در عرض چند ثانیه، مشهودترین (و تهدیدآمیزترین) جلوههای قدرت آمریکا را به نمایش بگذارد: یک نمایش نظامی. همانطور که به سمت جایگاه میرفتند، هر دو ایستادند تا به یک جنگنده «بی 2» که بالای سرشان پرواز میکرد، نگاه کنند. پوتین چندبار به بالا نگریست. این صحنه در پایگاه مشترک المندورف-ریچاردسون در آلاسکا، مکانی که با عجله برای این جلسه سازماندهی شده بود، رخ داد. ترامپ و پوتین از جایگاه آبیرنگ که با عبارت «آلاسکا ۲۰۲۵» مزین شده بود، بالا رفتند.
به نوشته راجرز، گزارشگر نیویورکتایمز، خبرنگاران شروع به همهمه کرده و پرسشهایی مطرح کردند. یک روزنامهنگار از «ای.بی.سینیوز» فریاد زد: «آقای رئیسجمهور پوتین، آیا کشتن غیرنظامیان را متوقف خواهید کرد؟» این پرسش البته پرسشی نبود که پوتین از آن خوشش بیاید. او چهرهای عجیب به خود گرفت؛ چیزی بین ناله و پوزخند و سپس به گوش خود اشاره کرد، انگار که میخواهد مشکل شنواییاش را در قالب پانتومیم بیان کند. در این لحظه، ترامپ مهمان خود را به سمت لیموزین ریاستجمهوری که منتظرش بود، هدایت کرد. آنها از کنار چندین جنگنده
«اف-22» عبور کردند. این جنگنده همانی است که خلبانان برای مقابله با تهدیدات روسیه از آن استفاده میکنند. هر دو آنها سوار بر خودرو رئیسجمهور ایالاتمتحده -که به «هیولا» معروف است- شده و برای چند دقیقه تنها شدند. این یک اتفاق غیرمعمول بود که مانند بسیاری از رویدادهای این بازدید، با پروتکلها مطابقت نداشت. در اتاقی در داخل پایگاه، این دو رئیسجمهور جلوی یک بنر آبیرنگ که عبارت «بهدنبال صلح» روی آن نقش بسته بود، نشستند. این دو در کنار مشاوران سیاست خارجی خود، آرام نشستند. پوتین با پاهای باز و دستهای گرهکرده نشسته بود. رهبر روسیه چشمان خاکستری خود را پایین نگه داشته بود و تنها زمانی که روزنامهنگاران در برابرش شروع به تکان دادن خود میکردند، آنها را بالا میبرد. ترامپ هم به نوبه خود، به ردیف دوربینها و خبرنگاران و چراغها خیره شده بود.
اول) چاپلوسی روسا از یکدیگر
«پیتر بیکر» در گزارش دیگری برای نیویورکتایمز نوشت، روسایجمهور آمریکا و روسیه در نشست آلاسکا به هیچ توافقی برای پایان دادن به جنگ در اوکراین دست نیافتند. این نشست بیش از آنکه بر پایان دادن به جنگ متمرکز باشد، بر چاپلوسی طرفین از یکدیگر تمرکز داشت. این دو به گرمی با یکدیگر خندیدند و صحبت کردند. آنها در این پایگاه نظامی آمریکا یکدیگر را بهشدت تحسین کردند. ترامپ گفت: «ما امروز واقعاً پیشرفت بزرگی داشتیم. من همیشه رابطه فوقالعادهای با رئیسجمهور پوتین، با ولادیمیر داشتهام.» پوتین هم از ترامپ بهعنوان «همسایه عزیز» یاد کرد که میتواند با او تجارت کند. او به زبان روسی گفت: «من و رئیسجمهور ترامپ ارتباط بسیار خوب، تجاری و قابل اعتمادی برقرار کردهایم.»
رئیسجمهور روسیه حتی پیشنهاد داد که ترامپ در پایتخت روسیه به دیدار او برود. پوتین با لحنی شکسته به زبان انگلیسی گفت: «دفعه بعد در مسکو.» ترامپ پاسخ داد: «اوه، این یکی جالب است. نمیدانم. کمی در موردش بحث خواهم کرد، اما میتوانم احتمال وقوعش را ببینم.» این دیدار یک قمار دیپلماتیک بزرگ از سوی ترامپ بود. برخی این را یک پیروزی برای پوتین میبینند؛ کسی که سه سال است به دلیل جنگ اوکراین از سوی غرب طرد شده عملاً یک انزوای دیپلماتیک را از سر میگذراند. پوتین هیچ تعهد علنی برای توقف حمله به اوکراین نداد و با این حال، با او بهعنوان یک دوست ارزشمند رفتار شد. ترامپ همتای روس خود را به خاطر شروع جنگ سرزنش نکرد و بدون اشاره به تحریمهایی که تنها چند ساعت قبل تهدید کرده بود در صورت عدم توافق اعمال خواهد کرد، آنجا را ترک کرد.
تصاویر منتشرشده از دیدار آلاسکا در تاریخ اجلاسهای ایالاتمتحده و روسیه قابل توجه بود. پوتین که از سال ۲۰۰۷ به جز جلسات سازمان ملل در ایالاتمتحده حضور نداشته و از سال ۲۰۲۲ تحت تحریمهای این کشور بوده است، به یک پایگاه نظامی در خاک آمریکا دعوت شد که در خط مقدم دفاع از خاک این کشور در برابر تجاوز احتمالی روسیه قرار دارد. دموکراتها ادعا کردند که میزبانی از پوتین در چنین شرایطی پیام خطرناکی ارسال میکند. سناتور کریس مورفی، دموکرات از ایالت کانکتیکت، روز جمعه (24 مرداد) در برنامه «مورنینگ جو» از شبکه اماسانبیسی گفت: «این عکس گرفتن به خودی خود اساساً جنایات جنگی را مشروعیت میبخشد و به دیگر مستبدان در سراسر جهان این پیام را میدهد که میتوانند از مجازات قتل غیرنظامیان قسر در بروند و همچنان با رئیسجمهور ایالاتمتحده عکس بگیرند.»
این جلسه که با عجله ترتیب داده شده بود، قرار بود بنبستی را بشکند که ترامپ در کارزار انتخاباتیاش وعده پایان دادن به آن ظرف 24 ساعت را داده بود. اجلاس آلاسکا، هفتمین ملاقات حضوری میان ترامپ و پوتین و اولین ملاقات حضوری در دوره دوم ریاستجمهوری این آمریکایی بود. بیکر، گزارشگر نیویورکتایمز، در بخش دیگری از گزارش خود به «اقدامی نادر» در این نشست اشاره کرد و آن اجازه ترامپ به مهمان روس خود بود تا نخستین سخنران باشد. پوتین با تایید سخنان ترامپ به شکلی ماهرانه کوشید تا با احساسات میزبان خود بازی کند. پوتین گفت: «امروز میشنویم که رئیسجمهور ترامپ میگوید: «اگر من رئیسجمهور بودم، جنگی رخ نمیداد.» فکر میکنم این سخن درستی است. من این را تایید میکنم.» اما پوتین همچنان اصرار داشت و دارد که هر راهحل پایداری باید به «علل ریشهای» جنگ بپردازد؛ عبارتی که در گذشته وی از آن برای تاکید بر شرایط غیرقابل قبول غرب، از جمله عقبنشینی ناتو از مرزهای روسیه و بیاثر کردن تهدید اوکراین، از آن استفاده کرده است. او ادعا کرد که اوکراین ممکن است «از طریق تحریکات یا دسیسههای پشت پرده» هرگونه تلاش صلح را مختل کند. در حقیقت، میخواست توپ را به زمین اوکراین بیندازد و زلنسکی را مقصر تداوم جنگ جلوه دهد.
ترامپ هم به نوبه خود از «جلسه بسیار سازنده» و «نکات زیادی که مورد توافق قرار گرفت» سخن گفت. چاپلوسی این افسر سابق کا.گ.ب. بیتردید موثر افتاد. ترامپ پس از آلاسکا در مصاحبهای با «شان هانیتی» از فاکسنیوز، اظهار داشت که از شنیدن سخنان پوتین مبنی بر اینکه اگر ترامپ بود، این جنگ اتفاق نمیافتاد، «بسیار خوشحال» است. او همچنین بار پایان دادن به جنگ را از دوش رهبر روسیه که آغازگر جنگ بود برداشت و اظهار داشت که پوتین «میخواهد مشکل را حل کند» و «اکنون واقعاً بر عهده رئیسجمهور زلنسکی است که آن را به سرانجام برساند». پوتین تعدادی از مدیران تجاری را با خود آورد به این امید که نظر ترامپ را برای احیای روابط اقتصادی جلب کند. ترامپ گفت: «تا زمانی که جنگ را حلوفصل نکنیم، تجارتی در کار نخواهد بود.»
ترامپ گفت که انتظار دارد امتیازات ارضی بخشی از یک توافق صلح پایدارتر باشد که پس از آتشبس موقت حاصل میشود، اما اذعان کرد که کییف باید موافقت کند. او گفت: «من باید بگذارم اوکراین این تصمیم را بگیرد. فکر میکنم آنها تصمیم مناسبی خواهند گرفت، اما من اینجا نیستم که برای اوکراین مذاکره کنم.» ترامپ همچنین گفت که «احتمال» تضمینهای امنیتی برای اوکراین از سوی ایالاتمتحده بهعنوان بخشی از توافق صلح نهایی وجود دارد، اما «نه به شکل عضویت در ناتو» که نقطه کلیدی اختلاف میان مسکو و کییف است. رهبر روسیه تنها مستبدی نبود که ترامپ روز جمعه از انزوای دیپلماتیک آزادش کرد. رئیسجمهور در مسیر خود به آلاسکا، با رئیسجمهور بلاروس، الکساندر لوکاشنکو، یکی از دیرپاترین دیکتاتورهای حاکم در جهان و اروپا و متحد اصلی پوتین، تماس گرفت و از «رئیسجمهور بسیار محترم بلاروس» به خاطر آزادی ۱۶ زندانی که ماه گذشته عفو شده بودند، تشکر کرد. دولت بلاروس سپس گزارش داد که لوکاشنکو از ترامپ برای دیدار از این کشور دعوت کرده و این دعوت پذیرفته شده است. کاخ سفید این موضوع را تایید نکرد، اما ترامپ در شبکههای اجتماعی نوشت که «مشتاق دیدار با رئیسجمهور لوکاشنکو در آینده هستم».
دوم) نشست آلاسکا و اروپای مضطرب
پس از اجلاس جنجالی آلاسکا، اروپاییهای مضطرب (از جمله اوکراینیها) معتقدند که بدترین اتفاق نیفتاده است. ترامپ موافقت نکرد که بخشهایی از اوکراین را به روسیه -حداقل هنوز- واگذار یا کمکهای اروپا به کییف را محدود کند. اما این بدان معنا نیست که رهبران اروپایی کاملاً آسودهخاطر هستند. برخی مقامهای اروپایی گفتند که ترامپ پس از دیدار با پوتین و ارائه گزارش به رهبران اروپایی، اکنون معتقد است که اگر اوکراین موافقت کند که قلمرو بیشتری را در منطقه دونباس شرقی واگذار کند، میتوان بهسرعت به یک معاهده صلح دست یافت و این مسئولیت را بر دوش ولادیمیر زلنسکی گذاشت. گذشته از این، ترامپ در مصاحبه با فاکسنیوز با اشاره به اوکراین گفت: «روسیه یک قدرت بسیار بزرگ است، و آنها [اوکراینیها] نیستند.» او افزود: «اکنون واقعاً به عهده رئیسجمهور زلنسکی است که این کار را انجام دهد. من میگویم که کشورهای اروپایی باید کمی درگیر شوند.» زلنسکی تردید دارد که یک پیمان صلح جدی بتواند به سرعتی که رئیسجمهور آمریکا فکر میکند، اتفاق بیفتد. استیون ارلانگر، در گزارشی برای نیویورکتایمز نوشت، نتیجه جلسه کوتاه آلاسکا، با مذاکرات بیشتر که احتمالاً در پیش خواهد بود، یک مشکل اساسی را برای اروپاییها آشکار میکند: آنها هیچ استراتژی از خود برای پایان دادن به جنگ ندارند، چه رسد به شکست دادن مسکو. در عوض، آنها برای همگام شدن با مواضع متغیر ترامپ، در تلاش بودند تا او را به خطوط قرمز خاصی که از حاکمیت اوکراین و امنیت اروپا محافظت میکند، پایبند نگه دارند.
برای ترامپ، جنگ اوکراین، که او دائم زلنسکی را مقصر آن میداند، مانعی برای رابطه مطلوب با پوتین است. اما برای اروپا، سرنوشت اوکراین از اهمیت استراتژیک برخوردار است. اگر اوکراین فرو بپاشد، رهبران نظامی و سیاسی اروپا پیشبینی میکنند که روسیه در چند سال آینده تلاش خواهد کرد تا ناتو را به محک آزمون بگذارد و در خاک اروپا پیشروی کند. اگر بتوان جلوی روسیه نظامیشده را گرفت -یا حتی آن را عقب راند- ممکن است بتوان جاهطلبیهای پوتین برای براندازی نظم پساجنگ سرد و بازسازی امپراتوری شوروی را پایان داده یا به تاخیر انداخت. به نوشته ارلانگر، این یک اقدام عمدی بود که سرگئی لاوروف، وزیر امور خارجه روسیه، با یک سویشرت مزین به «CCCP» (که نام اتحاد جماهیر شوروی به سیریلیک است) به هتل خود در آلاسکا رسید. اروپاییها که برای بازسازی سیستم دفاعی خود عجله دارند و از تعهد ترامپ به ناتو و دفاع جمعی (چه برسد به حاکمیت اوکراین) مطمئن نیستند، سعی میکنند در مواجهه با پیشرویهای آهسته روسیه در دونباس موقعیت خود را حفظ کنند. شکست دادن روسیه فراتر از توان آنها به نظر میرسد. همانطور که «ژرار آرو»، سفیر سابق فرانسه در واشنگتن، اشاره میکند، اروپاییها حاضر نیستند برای اوکراین با روسیه بجنگند.
«آناتول لیون»، از موسسه کوئینسی برای دولتمداری مسئولانه که یک موسسه تحقیقاتی در واشنگتن است، گفت: «باور ندارم که اروپاییها اصلاً استراتژی خاصی داشته باشند.» او افزود: «تا امسال، زمانی که ترامپ این روند صلح گیجکننده را آغاز کرد، آنها چیزهایی را مطالبه میکردند که هرگز قرار نبود اتفاق بیفتد، مانند خروج کامل روسیه از تمام سرزمینهای اوکراین.» اکنون اروپاییها، به پیروی از ترامپ، به این سمت تغییر جهت دادهاند که بپذیرند روسیه برای آیندهای قابل پیشبینی، 20 درصد از اوکراین را که قبلاً فتح کرده است، حفظ کند. کاری که اروپاییها میخواهند انجام دهند این است که اطمینان حاصل کنند روسیه در آنجا متوقف خواهد شد.
«مایکل سی. کیمِیج»، استاد تاریخ در دانشگاه کاتولیک آمریکا، در مورد ریشههای جنگ در اوکراین گفت: «اروپاییها از غیرقابل پیشبینی بودن ترامپ، عدم همدردی او با اروپا و اوکراین و علاقه عجیب او به پوتین آگاه هستند.» پروفسور کیمیج گفت، اما آنها به ترامپ نیز نیاز دارند. او افزود: «اروپا همیشه در نهایت به ترامپ واکنش نشان میدهد و در حلقههای فعالیتهای ترامپ گرفتار میشود. بنابراین به نظر میرسد که تدوین یک استراتژی برای اروپا غیرممکن است.» با این حال، پروفسور کیمیج استدلال کرد که در زیر این آشوب، استراتژی قدیمی جنگ سرد وجود دارد که نوسازی شده است: مهار در درازمدت، از جمله انزوای اقتصادی روسیه. اما در کوتاهمدت، مهار به کمک به اوکراین (با کمبود نیرو و روحیه ضعیف) برای ایجاد یک خط دفاعی بستگی دارد که بتواند پیشرفت مداوم روسیه را متوقف کند؛ هرچند کُند و پرهزینه باشد. این مسئله، همراه با نوع فشار اقتصادی و سیاسی که فقط ایالاتمتحده میتواند ارائه دهد، ممکن است پوتین را متقاعد کند که تا حد امکان «امتیاز به دست آورده» و زمان پایان دادن به جنگ فرا رسیده است. اما این تلاش اکنون دشوارتر است، چرا که ترامپ حمایت خود را از روایت پوتین ابراز میکند و بهرغم تهدیدهای متناوب، هیچ نشانهای از اعمال فشار بر او نشان نمیدهد.
«آندره کِندال-تیلور»، تحلیلگر سابق اطلاعاتی آمریکایی، گفت: «علاقه ترامپ به روسیه و تحسین پوتین و تمایل او به کنار آمدن با یک رهبر بزرگ دیگر و انجام معاملات است. به همین دلیل است که ما شاهد بودهایم که او از تحمیل هرگونه هزینه معناداری بر روسیه اجتناب میکند.» از نظر «الکساندر گابویف»، مدیر مرکز اوراسیای کارنگی روسیه، تنها راه عملی برای موفقیت اوکراین این است که خود روسیه با «انداختن نیروها در چرخ گوشت، دچار کمبود نیرو شود». او گفت، «اوکراین میتواند به آرامی خاک خود را مبادله کند تا به فرسایش روسیه ادامه دهد، اما این کار یک یا دو سال دیگر طول خواهد کشید»؛ البته تا زمانی که واشنگتن به اشتراکگذاری اطلاعات عملیاتی ادامه دهد و اوکراین از درون فرو نپاشد.
گابویف گفت، حتی یک آتشبس طولانیمدت، مانند نمونه کره یا قبرس، برای بقیه اوکراین بهتر از یک توافق بد خواهد بود: «بنابراین میتوانید یک اوکراین مستقل و دارای حاکمیت داشته باشید که بدون وتوی روسیه، به غرب وابسته باشد، اما به ناتو یا اتحادیه اروپا وابسته نباشد.» اما گابویف تاکید کرد که برای تحقق این امر، اروپا باید فشار اقتصادی بر روسیه را افزایش و به تامین تسلیحات فراوان برای اوکراین ادامه دهد و به گفته او، ترامپ را در کنار خود نگه دارد. لیون هم بر این باور است که اگر در نهایت اروپاییها زلنسکی را برای جلوگیری از توافق صلح، هرچند نامطلوب، تحت فشار قرار دهند، آنها خود را به حمایت نامحدود از اوکراین بدون ایالاتمتحده متعهد خواهند کرد؛ کاری که رایدهندگان خودشان بهطور فزایندهای تمایلی به انجام آن ندارند.
تضعیف اروپا و آسیب رساندن به روابط فراآتلانتیک یکی دیگر از اهداف روسیه است. «اولریش اسپک»، تحلیلگر آلمانی، گفت اگر سیاست جو بایدن در قبال اوکراین، تقویت این کشور و مجبور کردن پوتین به آمدن پای میز مذاکره بود، شکست خورد، زیرا هم ایالاتمتحده و هم اروپا خیلی کند یا خیلی ترسو بودند، کمک نظامی خیلی کمی ارائه دادند و خیلی دیر کردند. اکنون روسیه مایل به مذاکره برای جلب رضایت ترامپ است، اما اوکراین ضعیفتر است و پوتین معتقد است که در حال پیروزی در جنگ است. اسپک افزود: «این یک شکست برای غرب است.» او افزود: «اول و مهمتر از همه شکست اروپاست. اروپاییها با وجود داشتن منابع عظیم، کار بسیار کمی برای حمایت از اوکراین انجام دادند.»
سوم) بازی ترامپ با پوتین شکست خورد
دونالد ترامپ با دعوت از پوتین به آلاسکا با انتقادهای زیادی روبهرو شد. رهبر روسیه هیچ تعهدی نداد، جز تداوم حمله و تصرف بیشتر خاک اوکراین در صورت لزوم. «مایکل هرش»، ستوننویس فارن پالیسی، در همین زمینه نوشت، بهرغم سخنان محبتآمیز پوتین نسبت به ترامپ -و توصیف ترامپ از او بهعنوان یک شریک «فوقالعاده»- اما روسها هیچگونه تغییری در مورد موضع اساسی خود مبنی بر اینکه اوکراین قلمرو روسیه است و در این مورد مصالحه نخواهند کرد، ارائه ندادند. با وجود این، ترامپ بهترین تفسیر خود را از همه چیز ارائه داد. او گفت: «تا زمانی که معاملهای صورت نگیرد، معاملهای وجود ندارد.» معمولاً چنین جلسات پرمخاطرهای فقط زمانی ترتیب داده میشوند که نشانههای معقولی از سازش از سوی هر دو طرف وجود داشته باشد. با این حال، ترامپ به خاطر رویکردی که در قبال پوتین در پیش گرفته بود و در ازای آن هیچ چیزی دریافت نکرد، مورد انتقاد بسیاری قرار گرفت. به نظر میرسید پوتین مشتاق بود به غرور ترامپ و ادعای او مبنی بر اینکه اگر بود، جنگ اوکراین در نمیگرفت، دامن بزند.
این دو رهبر احتمال مذاکرات آینده را باز گذاشتند. بسیاری از کارشناسان معتقدند که پس از بیش از سه سال جنگ، باید نوعی دیپلماسی را امتحان کرد. «جرج بیبی»، رئیس سابق تحلیل روسیه در سازمان سیا، گفت: «اگر یک سال پیش را به خاطر بیاورید، واشنگتن واقعاً اجازه هیچ بحثی را در مورد چگونگی شکلگیری یک توافق دیپلماتیک برای جنگ اوکراین نداد. گویی این کار کفر محسوب میشد. حالا حداقل داریم در موردش صحبت میکنیم. بخشی از آن به این دلیل است که ترامپ چنین بحثی را ممکن کرده است. بخشی هم به این دلیل است که ما داریم به این واقعیت اذعان میکنیم که اوکراینیها در یک جنگ فرسایشی نمیتوانند بیش از روسها دوام بیاورند.» بیبی و دیگر کارشناسان سیاست خارجی گاهی از جو بایدن انتقاد میکردند که تقریباً در را به روی مذاکره با پوتین بست.
اگر ترامپ بدون رضایت اوکراین یا همکاری اروپا به هر یک از خواستههای پوتین تن دهد، بدون شک ترامپ را با «نویل چمبرلین» در مونیخ در سال ۱۹۳۸ یعنی زمانی که نخستوزیر بریتانیا در برابر آدولف هیتلر تسلیم شد، یا حداقل با «فرانکلین دی. روزولت»، رئیسجمهور ایالاتمتحده، در اجلاس یالتا در سال ۱۹۴۵ مقایسه خواهند کرد (روزولت متهم به تن دادن به خواستههای استالین برای تقسیم اروپا بود). با این حال، توجه به این نکته نیز مهم است که این لحظه نه به مونیخ شباهت دارد و نه به یالتا. برخلاف هیتلر، پوتینِ بهشدت ضعیفشده قصد ندارد به اروپای غربی لشکرکشی کند و از دیوار ناتو عبور کند یا حتی کنترل بیشتر اوکراین را به دست بگیرد، چه برسد به دیگر کشورهای سابق بلوک شرق. پوتین پیش از این بارها اعلام کرده که از حفظ کنترل کریمه (که در سال ۲۰۱۴ با کمترین اعتراض غرب به خاک خود ضمیمه کرد) و همچنین بخشهای شرقی اوکراین که اکنون به دشواری در اختیار دارد، راضی است.
شاید بهترین نتیجه ممکن برای اجلاس آلاسکا میتواند این موارد باشد: الف- آتشبس طولانیمدت در امتداد خطوط مقدم فعلی، با این تفاوت که مسائل ارضی -احتمالاً برای دههها- به حالت تعلیق درآید؛ ب- یک مدل آینده میتواند شبیه به متارکه جنگ بین کره شمالی و کره جنوبی باشد؛ ج- مدل دیگر میتواند شامل اعطای کنترل دوفاکتو به روسیه بر اوکراین اشغالی، مشابه حکومت دوفاکتو -اما نه به رسمیت شناختهشده بینالمللی- اسرائیل بر کرانه باختری اشغالی باشد. به گزارش تایمز لندن، این ایده ظاهراً در مذاکرات میان استیو ویتکاف و همتایان روسیاش مطرح شده است. اما ظاهراً هیچکدام از طرفین در بحث در مورد این ایدهها به جایی نرسیدهاند.
بهرغم سیگنالهای ضدونقیضی که از سوی دولت ترامپ ارسال میشود (در جریان مبارزات انتخاباتی ۲۰۲۴، ترامپ میگفت که این درگیری را ظرف ۲۴ ساعت حل خواهد کرد، اما پس از روی کار آمدن بارها از پوتین و زلنسکی ابراز ناامیدی کرد) ترامپ خود را «صلحطلب»ی نامیده است که آشکارا آرزوی دریافت جایزه نوبل را داشته است. ترامپ روز پنجشنبه (23 مرداد) در دفتر خود در کاخ سفید گفت: «من در شش ماه گذشته، کمی بیش از شش ماه، شش جنگ را حل کردهام و به آن بسیار افتخار میکنم.» با این حال، نشست آلاسکا کمکی به آرمان او نکرد.
چهارم) پوتین در رویای شکوه ازدسترفته
«اندرو هیگینز»، رئیس دفتر سابق نیویورکتایمز در مسکو بر این باور است که ولادیمیر پوتین، رئیسجمهور روسیه، پس از نشست آلاسکا به روشنی اعلام کرد که عمیقترین نگرانیاش پایان سه سال و نیم جنگ نیست. بلکه نگرانیاش چیزی است که او آن را «وضعیت پیرامون اوکراین» مینامد؛ نام رمزی برای فهرستی از گلایههای پوتین از شکوه ازدسترفته کشورش. پوتین پس از اجلاس آلاسکا خواستار «تعادل عادلانه در حوزه امنیتی اروپا و جهان بهطور کلی» شد. او گفت که تنها همین مسئله است که «ریشههای بحران» در اوکراین را از بین میبرد؛ اصطلاحی که کرملین برای توصیف جایگاه تضعیفشده روسیه از زمان شکست جنگ سرد و فروپاشی شوروی در سال ۱۹۹۱ و پایان هژمونی مسکو بر اروپای شرقی به کار میبرد.
پوتین مستقیم به جنگ اشاره نکرد و فقط گفت که «صمیمانه علاقهمند» به متوقف کردن «آنچه اتفاق میافتد» است، زیرا روسها و اوکراینیها «ریشههای یکسانی دارند» و «برای ما، این یک تراژدی و درد بزرگ است». لوریناس کاسیوناس، وزیر دفاع سابق لیتوانی، گفت: «پوتین و روسیه تجدیدنظرطلب هستند؛ آنها نمیتوانند بپذیرند که جنگ سرد را باختهاند. آنها هنوز در فضای جنگ سرد سیر میکنند.» کاسیوناس افزود، پوتین هرگز نامی از جنگ به میان نمیآورد و در عوض به «وضعیت پیرامون اوکراین» اشاره میکند تا «همه چیز را یک توطئه غربی علیه روسیه که صرفاً از اوکراین بهعنوان یک مهره و ابزار استفاده میکنند، به تصویر بکشد». ترامپ پس از آلاسکا در تلاش برای التیام غرور جریحهدارشده پوتین به دلیل جایگاه رو به افول کشورش پس از جنگ سرد، در مصاحبهای با «شان هانیتی» از فاکسنیوز، جایگاه روسیه را در سلسلهمراتب جهانی بزرگ جلوه داد. او با نادیده گرفتن چین و اتحادیه اروپا گفت: «ما شماره ۱ هستیم و آنها شماره۲ در جهان.»
رسانههای تحت کنترل کرملین و کارشناسان ملیگرا از پذیرش مجدد روسیه در باشگاه کشورهای مورد احترام شادمان شدند. «الکساندر دوگین»، نظریهپرداز روس، در تلگرام نوشت: «من انتظار چنین نتیجه خوبی را نداشتم. به همه ما به خاطر یک اجلاس بینقص تبریک میگویم. باشکوه بود. برای بردن همه چیز و از دست ندادن هیچ چیز. فقط الکساندر سوم میتوانست این کار را انجام دهد.» اشاره او به تزار مرتجع قرن نوزدهم بود که اصلاحات لیبرال پدرش را لغو کرد. «آندری کلیشاس»، سناتور ملیگرا، با تاکید بر اینکه روسیه در میدان نبرد دست بالا را دارد و «سرزمینهای بیشتری را آزاد میکند»، افزود: «معماری جدیدی از امنیت اروپایی و بینالمللی در دستور کار است و همه باید آن را بپذیرند.»
اینکه این معماری جدید دقیقاً چگونه خواهد بود، مشخص نیست، اما ستون اصلی آن بازگرداندن روسیه به موقعیت جنگ سرد بهعنوان یک هژمون منطقهای و قدرت جهانی است که ایالاتمتحده با آن بهعنوان یک قدرت برابر رفتار کند، همانطور که در کنفرانس یالتا در سال ۱۹۴۵ بود. بخش اصلی تلاش پوتین برای تغییر شکل نظم پس از جنگ سرد، تلاش او برای تضعیف یا نابودی روابط فراآتلانتیکی بوده است که پس از جنگ جهانی دوم ایجاد شده و از سال ۱۹۹۱ با پذیرش کشورهای کمونیست سابق در اروپای شرقی به ناتو گسترش یافته است. در این راستا، حمله به اوکراین نتیجه معکوس داده و حضور ناتو را در نزدیکی مرزهای روسیه افزایش داده است. فنلاند که ۸۳۰ مایل مرز با روسیه دارد، در سال ۲۰۲۳ دههها عدم تعهد نظامی را کنار گذاشت تا به اتحاد ناتو بپیوندد. سوئد نیز به این اتحاد پیوست.
پنجم) ترکشهای پس از آلاسکا؛ دیدار زلنسکی و رهبران اروپا از کاخ سفید
ولادیمیر زلنسکی، رئیسجمهور اوکراین، روز دوشنبه (27 مرداد) به همراه هیاتی از رهبران اروپایی به کاخ سفید رفت. ترامپ و زلنسکی چندین ساعت با گروهی از رهبران اروپایی که برای حمایت از رئیسجمهور اوکراین به واشنگتن رفته بودند گفتوگو کردند. بخش عمدهای از بحث بر چگونگی ارائه ضمانتهای امنیتی برای اوکراین برای پایان جنگ متمرکز بود. این در حالی است که ترامپ خواستار برگزاری یک نشست سهجانبه با زلنسکی و پوتین شد. «مگی هابرمان»، «دیوید ای. سنگر» و «جیم تاکرسلی» در گزارش سهشنبه 28 مرداد در نیویورکتایمز نوشتند، اما نشانههای اندکی از پیشرفت دیده میشد. هرگونه اقدامی به سوی پایان جنگ مستلزم تلاش پیگیرانه ترامپ، امتیازاتی از سوی زلنسکی و تمایل به توقف حمله به اوکراین از سوی پوتین است. پس از جلسات، ترامپ با پوتین تماس گرفت. «یوری اوشاکوف»، دستیار سیاست خارجی پوتین، گفت که رئیسجمهور روسیه و ترامپ 40 دقیقه صحبت و توافق کردند که مذاکرهکنندگان ارشد بیشتری برای مذاکرات مستقیم میان روسیه و اوکراین منصوب شوند. ترامپ گفت که اقداماتی را برای برگزاری نشستی بین زلنسکی و پوتین در مکانی که بعداً مشخص خواهد شد، آغاز کرده است و پس از آن، نشستی سهجانبه برگزار خواهد شد که او در آن شرکت خواهد کرد.