شناسه خبر : 50115 لینک کوتاه
تاریخ انتشار:

تقدم معیشت بر پوشش

چرا سخنان استاندار مازندران جنجالی شد؟

 

هدا احمدی / نویسنده نشریه 

14مهدی یونسی رستمی، استاندار مازندران، در مراسم گرامیداشت روز خبرنگار در نوشهر گفته بود: «تا وقتی مردم گرسنه‌اند، به [لایحه] عفاف و حجاب اعتقادی ندارم.» همین صراحت لهجه و محتوای جنجالی سخنان یونسی باعث شد به‌سرعت سخنرانی‌اش در فضای سیاسی و رسانه‌ای ایران فراگیر شود. این عبارت کوتاه، که اولویت‌بندی دغدغه معیشت مردم را بر اجرای لایحه عفاف و حجاب موردتاکید قرار می‌دهد، موجی از انتقادها را به همراه داشت و با واکنش‌های متعصبانه و متضاد مواجه شد. برخی این سخنان را به معنای نادیده گرفتن ارزش‌ها تفسیر کردند و برخی دیگر آن را بیان شجاعانه واقعیتی دانستند که بسیاری از مسئولان در خفا به آن اذعان دارند، اما از ترس تبعاتش، آن را علنی نمی‌کنند. یونسی رستمی پس از این اظهارات و در واکنش به انتقادها، توضیح داد سخنانش به‌درستی منتقل نشده و منظور او نفی ارزش‌های اسلامی یا حجاب نبوده، بلکه بر ضرورت اولویت‌بندی در سیاست‌گذاری‌ها تاکید داشته است. او تصریح کرد در شرایط کنونی، با توجه به دغدغه معیشت مردم و متوسط تورم بالا، تمرکز اصلی مسئولان باید بر رفع ناترازی‌ها در اقتصاد و بهبود وضع زندگی مردم باشد. به گفته او، اجرای لایحه عفاف و حجاب در چنین شرایطی نیازمند ظرافت، تدبیر و زمان‌شناسی است. استاندار با تاکید بر پایبندی به ارزش‌های اسلامی تاکید کرده، «مگر می‌شود در جامعه اسلامی به شئونات دینی بی‌تفاوت بود؟» اما اولویت کنونی را معیشت مردم می‌داند که مطالبه اصلی جامعه نیز هست. این سخنان با واکنش‌های شدید مواجه شد. مجتبی زارعی، نماینده مجلس، با لحن تندی در شبکه اجتماعی ایکس نوشت: «حالا که به‌زور منصب حرف زدی، می‌گوییم غلط کردی که استاندار استانی شدی که ۱۴هزار شهید دارد.» او حتی اظهار کرد که اگر دربان استانداری بود، اجازه ورود یونسی را نمی‌داد. همچنین، برخی چهره‌های سیاسی و مذهبی، ازجمله رئیس دفتر عقیدتی سیاسی فرمانده کل قوا، این اظهارها را خلاف شرع و قانون خواندند و خواستار عزل استاندار شدند. در مقابل، برخی دیگر، همانند برخی کاربران در فضای مجازی، سخنان استاندار را بازتابی از حکمت‌های سنتی ایرانی و اسلامی دانستند که نیازهای اولیه مردم را مقدم بر مسائل دیگر می‌دانند. به‌عنوان مثال، یکی از کاربران به نقل از مولانا و ضرب‌المثل «شکم گرسنه، دین و ایمان ندارد» از این دیدگاه حمایت کرد. به نظر می‌رسد این عبارت‌ها نشان‌دهنده شکاف عمیق در اولویت‌بندی مسائل کشورمان است. گروهی بر این باورند که رسیدگی به معیشت مردم باید مقدم بر سیاست‌های فرهنگی باشد، در‌حالی‌که گروه دیگر بر اجرای همزمان هر دو تاکید دارند. سخنان استاندار، فارغ از حاشیه‌ها، به این دلیل درست تلقی می‌شود که واقعیت ملموسی را بیان کرد. در شرایطی که مردم با مشکلات اقتصادی دست‌وپنجه نرم می‌کنند، سیاست‌های فرهنگی بدون پشتوانه معیشتی ممکن است اثربخشی لازم را نداشته باشند. صراحت کلام، هرچند جنجال‌آفرین، می‌تواند گامی به سوی شفافیت بیشتر در بیان چالش‌ها در داخل باشد، جایی که بسیاری از مسئولان از ترس انتقاد یا از دست دادن جایگاه، از گفتن حقیقت خودداری می‌کنند. این ماجرا نه‌تنها جدال بر سر یک عبارت، بلکه نشانه‌ای از ضرورت بازنگری در اولویت‌های سیاست‌گذاری در ایران است.

شجاعت در بیان

اظهارات مهدی یونسی رستمی، استاندار مازندران، درباره تقدم معیشت بر اجرای لایحه عفاف و حجاب، واکنش‌های گسترده و بعضاً متعصبانه را در عرصه سیاسی و رسانه‌ای کشورمان برانگیخت. عبارت کوتاه او که گفته بود «تا وقتی مردم گرسنه‌اند، به [لایحه] عفاف و حجاب اعتقادی ندارم»، به‌سرعت از سطح اظهارنظر شخصی فراتر رفت و به موضوع ملی بدل شد. حسین مرعشی، دبیرکل حزب کارگزاران سازندگی ایران، ضمن دفاع از صراحت استاندار، تحلیل کلی‌تری از شرایط سیاسی و اجتماعی ارائه می‌دهد و بر ضرورت گفت‌وگوی سازنده، پرهیز از تندروی و توجه هم‌زمان به معیشت و ارزش‌های فرهنگی تاکید دارد. از نگاه مرعشی، موضوع فراتر از یک جمله یا موضع فردی است. ماجرا نمودی از شکاف‌های ریشه‌دار در اولویت‌بندی سیاست‌های کشورمان است؛ شکافی که میان معیشت و فرهنگ، میان مردم و حاکمیت و حتی در درون جریان‌های سیاسی شکل گرفته است. او بر این باور است که اگرچه دغدغه معیشت اولویت دارد، اما مسئله اصلی نحوه مواجهه با اختلاف‌نظرها و ضرورت تقویت انسجام ملی است.

درک شرایط

مرعشی در واکنش به هجمه‌های شکل‌گرفته علیه استاندار مازندران، نخست بر این نکته تاکید می‌کند که باید احترام به جایگاه و شخصیت مدیران عالی کشورمان رعایت شود. از دید او، وقتی مسئله‌ای میان استاندار و رئیس‌جمهور یا سایر نهادهای تصمیم‌گیرنده در سطح کلان حل‌وفصل می‌شود، دیگر ضرورتی ندارد که مقام‌های استانی به شکلی سخن بگویند که گروهی از کنشگران اجتماعی و فرهنگی را تحریک کرده و به موضع‌گیری‌های تند وادارند. او با انتقاد از لحن برخی نمایندگان مجلس و فعالان سیاسی در مواجهه با این موضوع، می‌گوید این نوع ادبیات، به جای حل مسئله، به عاملی برای افزایش تشنج در فضای سیاسی و اجتماعی تبدیل می‌شود. به باور مرعشی، وقتی نماینده‌ای در مجلس و استانداری در دولت، هر دو جزئی از نظام جمهوری اسلامی‌اند، شایسته نیست که به جای گفت‌وگو و تفاهم، در برابر هم صف‌آرایی کنند. مرعشی تصریح می‌کند در شرایط حساس منطقه‌ای، به‌ویژه با وجود تهدیدهای دشمنان خارجی و رژیم صهیونیستی، انسجام و پرهیز از اختلاف‌افکنی اهمیت دوچندان دارد. او بر این نکته پای می‌فشارد که تشدید اختلاف‌های داخلی، نه‌تنها کمکی به حل چالش‌ها نمی‌کند، بلکه فرصت‌های دشمنان برای ضربه زدن به ایران را افزایش می‌دهد.

تقدم معیشت

مرعشی با وجود انتقاد به نحوه بیان استاندار، اصل مضمون سخنان او را قابل‌دفاع می‌داند. او بر این باور است که یونسی رستمی شجاعت به خرج داده و حقیقتی را بیان کرده که در ذهن بسیاری از مردم و حتی مسئولان جا خوش کرده است. از دید مرعشی، معیشت و اقتصاد در شرایط کنونی اولویت نخست در کشورمان است و بی‌توجهی به آن می‌تواند زمینه‌ساز افزایش شکاف اجتماعی شود. او توضیح می‌دهد که بسیاری از کنشگران اجتماعی و فرهنگی به‌طور ناخودآگاه این مسئله را به‌عنوان محور بحث‌های خودشان قرار داده‌اند. چراکه هرگاه موضوعی همانند حجاب اجباری پررنگ می‌شود، جامعه بلافاصله به دو بخش موافق و مخالف تقسیم می‌شود و این تقسیم‌بندی‌ها، شکاف میان مردم و حاکمیت را تشدید می‌کند. به باور مرعشی، چرخه تکرارشونده یکی از ریشه‌های اصلی بحران در کشورمان است: هر بار که موضوع فرهنگی با رویکرد سخت‌گیرانه مطرح می‌شود، به جای تقویت انسجام اجتماعی، باعث افزایش دوگانگی‌ها می‌شود. او تاکید می‌کند باید پذیرفت، در جامعه‌ای که با چالش‌های اقتصادی دست‌وپنجه نرم می‌کند، سیاست‌های فرهنگی سخت‌گیرانه نمی‌تواند کارآمد باشد.

ضرورت گفت‌وگو

یکی از محورهای اصلی تحلیل مرعشی، تاکید بر گفت‌وگوی سازنده و پرهیز از برخوردهای متعصبانه است. او بر این باور است که جامعه ایران هنوز به بلوغی نرسیده که اختلاف‌نظرهای سیاسی، اجتماعی و فرهنگی را با سعه‌صدر مدیریت کند. به همین دلیل، هر اختلافی به تنش و التهاب بدل می‌شود. مرعشی بر این نکته تاکید می‌کند که همه گروه‌ها (چه در سطح مدنی یا حکومتی) باید به اهمیت شنیدن صدای دیگران پی ببرند. او بر این باور است حتی اگر گروه کوچکی در جامعه طرفدار حجاب اجباری باشد، یا برعکس، مخالفان آن وزن بیشتری داشته باشند، هیچ‌کدام نباید حذف یا نادیده گرفته شوند. جامعه رشدیافته، جامعه‌ای است که همه صداها در آن تحمل و شنیده شوند. از نظر مرعشی، برخوردهای متعصبانه (چه از سوی مدافعان سخت‌گیر حجاب و چه از سوی مخالفان تندرو) نشانه‌ای از رشدنیافتگی اجتماعی است. او می‌گوید: تا زمانی که نتوانیم ظرفیت تحمل دیدگاه‌های متفاوت را در جامعه نهادینه کنیم، همواره با موج‌های تازه از التهاب و شکاف مواجه هستیم. او برای رفع این چالش، بازگشت به ادبیات و فرهنگ ایرانی-اسلامی را پیشنهاد می‌کند. فرهنگی که بر مدار میانه‌روی، مدارا و احترام متقابل شکل گرفته است. مرعشی بر این باور است تنها با بازسازی این فرهنگ و تربیت دوباره جامعه براساس آن، می‌توان به سمت جامعه‌ای متوازن و آرام حرکت کرد.

راهبرد ملی

مرعشی در جمع‌بندی تحلیلش، بر اهمیت انسجام ملی تاکید می‌کند. او بر این باور است که مسائل اقتصادی و معیشتی بدون همکاری و تفاهم میان نهادهای تصمیم‌گیر و گروه‌های اجتماعی حل نمی‌شود. از دید او، انسجام نه یک شعار، بلکه ضرورت حیاتی برای عبور از شرایط بحرانی است. مرعشی هشدار می‌دهد هرگونه تشدید اختلاف میان نهادهای حکومتی، تنها به بی‌اعتمادی بیشتر مردم منجر می‌شود. او یادآور می‌شود تجربه‌های گذشته نشان داده‌اند سیاست‌های یک‌جانبه و بدون اجماع (حتی اگر به‌طور موقت اجرا شوند) در بلندمدت شکست می‌خورد. به باور او، اگر مدیران و سیاست‌گذاران کشور نتوانند زبان مشترک حل مسائل را بیابند، جامعه در چرخه تنش و بی‌ثباتی اسیر می‌شود. در مقابل، اگر گفت‌وگوی سازنده و تحمل متقابل جایگزین برخوردهای متعصبانه شود، می‌توان امید داشت شکاف‌های اجتماعی کاهش یابد. مرعشی ماجرای سخنان استاندار مازندران را نه صرفاً خطای لفظی یا موضع‌گیری شخصی، بلکه نمادی از ضرورت بازنگری در شیوه حکمرانی می‌داند. او تاکید می‌کند شجاعت در بیان واقعیت‌ها باید با تدبیر در سیاست‌گذاری و پرهیز از تشنج همراه شود. تنها در این صورت است که می‌توان به سمت جامعه‌ای حرکت کرد که هم ارزش‌های دینی‌اش محفوظ بماند و هم معیشت مردم بهبود یابد.

تحلیل حسین مرعشی از جنجال اخیر درباره سخنان استاندار مازندران، تصویر روشنی از وضع کنونی کشورمان ارائه می‌دهد: جامعه میان دغدغه‌های معیشتی و مطالبات فرهنگی گرفتار شده و نبود ظرفیت گفت‌وگوی سازنده، شکاف را عمیق کرده است. او ضمن تاکید بر اهمیت اولویت‌بندی درست و توجه به معیشت مردم، بر این باور است راه برون‌رفت از بحران نه در حذف دیدگاه‌ها، بلکه در تحمل متقابل و گفت‌وگوی مدنی است. او شجاعت استاندار را در بیان واقعیت اجتماعی می‌ستاید، اما هشدار می‌دهد نحوه بیان این واقعیت باید به‌گونه‌ای باشد که به انسجام ملی لطمه نزند. به بیان دیگر، آنچه امروز بیش از هر چیز نیاز کشورمان است، بازگشت به فرهنگ گفت‌وگو، پرهیز از برخوردهای متعصبانه و ایجاد انسجام در سیاست‌گذاری است. تنها در چنین فضایی است که می‌توان امید داشت مشکلات اقتصادی و اجتماعی کشورمان حل شود و جامعه ایران به سوی بلوغ و آرامش حرکت کند.

15

اولویت‌های متعارض

به هر سو جدال لفظی اخیر بر سر سخنان استاندار مازندران، فقط حاشیه سیاسی زودگذر نبود، بلکه به تعبیر ناظران، انعکاسی از دو نگاه متقابل به اداره کشورمان است. آنچه از دل این ماجرا بیرون آمد، پرسش اساسی بود: در شرایط امروز ایران، باید ابتدا به دغدغه‌های معیشتی پاسخ داد یا همزمان بر کنترل مسائل فرهنگی نیز پای فشرد؟ تحلیلگران بر این باورند که بدون سامان یافتن اقتصاد، هر تلاش در عرصه فرهنگ و اجتماع عقیم می‌ماند. از نظر آنان، وقتی مردم توان تامین ضروری‌ترین نیازهایشان را ندارند، سخن گفتن از اجرای سخت‌گیرانه سیاست‌های فرهنگی، نوعی بی‌اعتنایی به واقعیت‌های روزمره محسوب می‌شود. در برابر این دیدگاه، عده‌ای بر این باورند که فرهنگ و اقتصاد از هم جدایی‌ناپذیرند. به باور آنان، اگر در دوران دشواری‌های اقتصادی، نظارت بر مسائل فرهنگی و اجتماعی کاهش یابد، جامعه دچار خلأ ارزشی می‌شود که پیامدهای آن می‌تواند حتی اقتصاد را نیز متزلزل کند. این جریان فکری بر ضرورت حرکت همزمان در دو مسیر تاکید دارد و هشدار می‌دهد غفلت از یکی، بنیان دیگری را سست می‌کند. با وجود این دو نگاه متفاوت، صاحب‌نظران بر نکته مشترکی انگشت می‌گذارند: شرایط فعلی ایران با واقعیت تلخی روبه‌رو است. آنان می‌گویند سیاست‌های فرهنگی، هرچقدر هدفمند و درست طراحی شود، در بستر بحران معیشتی کارایی لازم را ندارد. جامعه‌ای که زیر فشار اقتصادی قرار دارد، پذیرش کمتری برای طرح‌های اجتماعی سخت‌گیرانه نشان می‌دهد و چه‌بسا نسبت به آن واکنش منفی دارد.

از این منظر، آنچه استاندار مازندران بر زبان آورد، بازتاب حقیقتی بود که بسیاری از مسئولان، هرچند در جلسات خصوصی به آن اذعان، اما در عرصه عمومی کمتر جرات بیانش را دارند. همین صراحت، گرچه جنجال آفرید، اما می‌تواند آغازگر فضای تازه‌ای برای گفت‌وگو درباره اولویت‌ها باشد. تعدادی از تحلیلگران می‌گویند جامعه ایران نیازمند شفافیت بیشتر در بیان مشکلات است. به باور آنان، زمانی که مدیران و سیاست‌گذاران به دلیل ترس از واکنش‌ها، از گفتن واقعیت‌ها طفره می‌روند، نتیجه چیزی جز بی‌اعتمادی عمومی نخواهد بود. به همین دلیل، سخن استاندار را می‌توان زنگ هشداری تلقی کرد که بر لزوم بازنگری در شیوه سیاست‌گذاری تاکید دارد. این ماجرا نشان داد کشورمان در برابر دوراهی مهم قرار گرفته است: یا باید برای مدتی تمرکز اصلی را بر بهبود وضع معیشت گذاشت، حتی اگر برخی پروژه‌های فرهنگی به حاشیه برود یا باید همچنان دو حوزه را همزمان و با نسبت برابر دنبال کرد، به این امید که جامعه توان تحمل فشارهای مضاعف را داشته باشد. حال پرسش اساسی این است که کدام رویکرد در عمل پیروز می‌شود؟ آیا تصمیم‌گیران آماده‌اند برای پاسخ به نیازهای اقتصادی مردم، انعطاف بیشتری در عرصه‌های دیگر نشان دهند؟ یا برعکس، حفظ سیاست‌های فرهنگی را به‌عنوان اولویت غیرقابل‌تعویق قلمداد می‌کنند، حتی اگر هزینه‌های آن بر زندگی روزمره مردم سنگینی کند؟

تحلیلگران تاکید می‌کنند هر دو راه، چالش‌های خاص خودش را دارد. نادیده گرفتن سیاست‌ها در حوزه فرهنگ می‌تواند به شکاف ارزشی و تضعیف انسجام اجتماعی منجر شود. در مقابل، اصرار بر اجرای سخت‌گیرانه سیاست‌های فرهنگی در زمانی که مردم با مشکلات معیشتی دست‌وپنجه نرم می‌کنند، خطر تشدید نارضایتی و کاهش سرمایه اجتماعی را به همراه دارد. به نظر می‌رسد راه‌حل پایدار در ایجاد نوعی توازن نهفته باشد. یعنی نه کنار گذاشتن کامل سیاست‌های فرهنگی و نه بی‌توجهی به اقتصاد، بلکه طراحی مدلی که در آن بهبود معیشت به‌عنوان بستر اصلی دیده شود و سیاست‌های فرهنگی نیز با درک شرایط اقتصادی جامعه و با رویکردی تدریجی و واقع‌بینانه دنبال شود. در نهایت، ماجرای اخیر بیش از آنکه دعوا بر سر یک عبارت باشد، نشانه‌ای از بحران اولویت‌گذاری در ایران است. جامعه در شرایطی قرار دارد که منابع و توان مدیریتی محدود است و نمی‌توان همه اهداف را با شدت پیش برد. بنابراین، اجبار به انتخاب و اولویت‌بندی اجتناب‌ناپذیر است. اینکه کدام جریان در نهایت ناچار می‌شود از بخشی از خواسته‌هایش کوتاه بیاید (چه مدافعان تقدم معیشت و چه طرفداران اجرای همزمان حجاب و اقتصاد) پرسشی است که آینده سیاست‌گذاری در ایران به آن پاسخ می‌دهد. آنچه مسلم است، ادامه وضع موجود و نادیده گرفتن واقعیت‌های معیشتی جامعه، هزینه‌های سنگین‌تر برای کشورمان در پی دارد. 

دراین پرونده بخوانید ...

پربیننده ترین اخبار این شماره

پربیننده ترین اخبار تمام شماره ها