شناسه خبر : 50158 لینک کوتاه
تاریخ انتشار:

راهنمای یک اقتصاددان برای تصمیم‌های بزرگ زندگی

نیاز به چک‌آپ جدید

 ترجمه: جواد طهماسبی

زمان چک‌آپ سالانه شما فرارسیده است. پس از یک انتظار بی‌پایان و ورق زدن نشریات قدیمی سرانجام نام شما را می‌خوانند. یک فرد حرفه‌ای با لبان خندان منتظر شماست. فقط این‌بار اتاق بوی ضدعفونی‌کننده نمی‌دهد و فضای آن را بوی حلال‌هایی پر کرده است که در ماژیک‌های وایت‌برد استفاده می‌شوند. به جای تخت تاشو یک پایانه بلومبرگ در پشت پرده‌ای ظریف وجود دارد که با هر حرکت بازار به رنگ سبز یا قرمز درمی‌آید. اقتصاددان به‌زودی شما را می‌بیند.  جان مینارد کینز که خود اقتصاددان چندان فروتنی نبود، چنین می‌نویسد: «اقتصاددانان باید به‌گونه‌ای رفتار کنند که عموم مردم آنها را به چشم افرادی متواضع و شایسته همانند دندانپزشکان ببینند. اگر آنها بتوانند کاری کنند که مردم حرفه آنها را مشابه همتایان سفیدپوششان ببینند همه چیز عالی خواهد شد.» البته کینز به اجماعی فن‌سالارانه درباره چگونگی اداره اقتصاد اشاره می‌کرد، نه به آن نوع مراقبت و توجه فردی که یک متخصص پزشکی ارائه می‌دهد. اما اگر اقتصاددانان این نظریه را جدی بگیرند چه خواهد شد؟ آیا مراجعه به یک اقتصاددان می‌تواند زندگی شما را بهتر کند؟ اولین پرسش به‌محض ورود شما این است که مشکل چیست: درآمد یا شادمانی؟ خبر خوب آن است که پول بیشتر شما را خوشحال‌تر می‌کند. زمانی اقتصاددانان بر این باور بودند که در نقطه‌ای از زندگی منافع حاصل از رفاه ناشی از درآمد بالا متوقف می‌شوند. مطالعه‌ای که در سال 2010 انجام شد این نقطه را معادل درآمد 75 هزار دلار در سال (110 هزار دلار امروزی) می‌داند. اما پژوهش ماتیو کیلینگزورث (Killingsworth) از دانشگاه پنسیلوانیا این نظریه را رد می‌کند. او متوجه شد که برای تمامی افراد به‌جز اقلیتی کوچک، رفاه با افزایش درآمد بالا می‌رود و هیچ حد بالایی برای آن وجود ندارد. بنابراین مطالعات اقتصادی نوین گفته کینگزلی آمیس (Kingsley Amis) رمان‌نویس بریتانیایی را تایید می‌کند که نوشته بود، «چیزهای خوب بهتر از چیزهای بد هستند و این راه را پایانی نیست». اما حتی اگر نقطه‌ای وجود داشته باشد که در آن پول بیشتر شما را شادمان‌تر نمی‌کند باز هم اکثر مراجعان یک اقتصاددان می‌توانند از مزایای درآمد بالاتر به دیگر اشکال غیرمربوط با شادمانی بهره‌مند شوند. بهتر آن است که اقتصاددانان بر امور ملموس تمرکز کنند و امور غیرمادی را به کشیش‌ها بسپارند. 

در مورد بسیاری از بیماران، اقتصاددان ممکن است نگاهی به چارت آنها بیندازد و بگوید،‌ «اگر من بودم از اینجا شروع نمی‌کردم». محل تولد فرد بیشترین تاثیر را بر نتایج زندگی او دارد. حدود 83 درصد از جمعیت جهان که در کشورهای غیرثروتمند زندگی می‌کنند اقبال خوبی ندارند. اما حداقل نسخه تجویزی بسیار ساده است؛ «اگر می‌توانید مهاجرت کنید». بازدهی مهاجرت بسیار بالاست. مقاله سال 2016 مایکل کلمنس (Clemens) و همکارانش مزایای مهاجرت از جهان فقیر به آمریکا را برای یک مرد 30ساله دارای تحصیلات دبیرستانی محاسبه می‌کند. این مزایا پس از لحاظ سطوح مختلف قیمتی به حدود 14 هزار دلار در سال می‌رسد و احتمال دارد به فرزندان هم منتقل شود. در واقع، معمای پیش‌روی اقتصاددانان آن است که چرا تعداد اندکی از مردم مهاجرت می‌کنند؟ (حصارهای مرزی عامل بزرگی نیستند).

توصیه‌های دیگر به این بستگی دارند که سن شما چقدر است و قبلاً چه اشتباهاتی مرتکب شده‌اید. تعداد اندکی از تصمیمات بزرگ مربوط به رفتن به دانشگاه، رشته تحصیلی، انتخاب شغل، ازدواج و ویژگی‌های همسر بیشتر از دیگران اهمیت دارند. تحصیل دانشگاهی عمدتاً یک سرمایه‌گذاری مناسب تلقی می‌شود. اندیشکده «موسسه مطالعات مالی» در سال 2020 به این نتیجه رسید که با لحاظ متغیرهای مربوط به ویژگی‌های فردی و مالیات، تحصیل دانشگاهی درآمد فرد را در طول زندگی‌اش تا 20 درصد بالا می‌برد. اما این بازدهی به رشته تحصیلی شما بستگی دارد: رشته‌های هنرهای خلاق هیچ مزیت مالی ایجاد نمی‌کنند. در مقابل، پزشکان و اقتصاددانان مرد افزایش دستمزد حدود 500 هزار پوند در طول عمر را تجربه خواهند کرد.  اقتصاددان باید به شما بگوید که اگرچه سطوح دستمزدی تفاوت زیادی در میان مشاغل دارند سهم بزرگی از این تفاوت نه به نوع کار شما، بلکه به شرکتی که در آن کار می‌کنید بستگی دارد. بنابراین بهترین کار آن است که برای یک کارفرمای ابرستاره کار کنید. شرکت‌های دارای اتحادیه معمولاً دستمزد بالاتری نسبت به همتایان فاقد اتحادیه می‌پردازند، اما اگر شما فردی بلندپرواز هستید می‌توانید به سراغ گروه دوم بروید. اتحادیه‌ها معمولاً تضمین می‌کنند که افراد دارای عملکرد پایین دستمزدی بالاتر و دارندگان عملکرد خوب دستمزدی کمتر از آنچه سزاوار آن‌اند دریافت کنند.  وقتی بحث روابط عاطفی پیش می‌آید باید گفت که ازدواج‌های دیرهنگام پایداری بیشتری دارند، اما یک اقتصاددان این پدیده را «اثر انتخاب» می‌نامد. زمان‌بندی ازدواج به‌خودی‌خود اثری ندارد، بلکه مهم آن است که فرد منتظر یک شریک مناسب بماند. پژوهش‌ها همچنین نشان می‌دهد که بهتر است فرزندآوری با تاخیر صورت گیرد، اما «اثر انتخاب» در اینجا مفهومی ندارد. هرچه وقفه شغلی یک زن (به خاطر فرزندآوری) دیرتر اتفاق بیفتد، تاثیر آن بر درآمد طول عمر او کمتر خواهد بود. اقتصاددان برای مراجعان کهنسال توصیه‌های کمتری دارد. پس‌انداز برای بازنشستگی زمانی ارزشمندتر است که زود آغاز شود. اقتصاددان ماژیک وایت‌برد خود را برای شرح بهره مضاعف برای جوانان در دست می‌گیرد. کهنسالان زمان زیادی برای بهبود توان درآمدزایی خود ندارند، بنابراین باید بر زندگی شادتر تمرکز کنند. تنهایی بزرگ‌ترین ریسک است. شاید در اینجا کسب مدرک در رشته هنرهای خلاق مفید باشد. 

توصیه اکثر متخصصان

تمام این حرف‌ها با یک نکته احتیاطی همراه هستند: پژوهش‌های اقتصادی معمولاً با میانگین‌ها کار می‌کنند. بسیاری از توصیه‌ها عمومی هستند و برای یک فرد طراحی نمی‌شوند. توصیه‌های یک دندانپزشک از قبیل مسواک بزن، از نخ دندان استفاده کن، شکر نخور و از سیگار پرهیز کن نیز همین ویژگی را دارند. اما حداقل یک دندانپزشک می‌تواند کارهای درمانی انجام دهد و خرابی‌های پس از اشتباهات را ترمیم کند. اقتصاددان ابزاری برای درمان یک رشته تحصیلی نامناسب یا رزومه کاری ضعیف ندارد. آنها می‌توانند توصیه‌های مفیدی به افرادی که شغلشان را از دست داده‌اند ارائه دهند. مثلاً بگویند، «بازآموزی خوب است، اما دقت کن چه رشته‌ای انتخاب می‌کنی» یا «اگر کل منطقه دچار مشکل شده است کسانی که زودتر مهاجرت می‌کنند کمتر آسیب می‌بینند». اما آنها مستقیماً کمکی نمی‌کنند. اگر اقتصاددانان بخواهند مطابق استعاره کینز پیش بروند به چیزی بیشتر از داده نیاز دارند. آنها نیازمند ابزار خواهند بود. 

دراین پرونده بخوانید ...

پربیننده ترین اخبار این شماره

پربیننده ترین اخبار تمام شماره ها