محدودیت تجاری و قوه ابتکار
سلطه چین بر مواد معدنی حساس
آشوب و هراس درست پس از برقراری محدودیتها آغاز شد. زمانی که چین صادرات عناصر خاک کمیاب را در ماه آوریل متوقف کرد تولیدکنندگان و سیاستمداران سرتاسر جهان بهسرعت آژیر هشدار را به صدا درآوردند. چین بیش از 90 درصد خاکهای کمیاب پالایششده جهان را عرضه میکند. این مواد در ساخت آهنرباهای قدرتمندی استفاده میشوند که تقریباً در داخل همه چیز دارای موتورهای برقی، از جارو برقی گرفته تا خودروها کاربرد دارند. همچنین از آنها در محصولات دارای فناوری بالا از قبیل تلفنهای هوشمند و هواپیماهای جنگنده استفاده میشود. برخی خودروسازان تولید را کاهش دادند و یکی از مدیران گفت که صنعت در وضعیت هراس قرار دارد. اورسولا فون در لاین، رئیس کمیسیون اروپا با عصبانیت علیه «سلطه» و «باجگیری» چین صحبت کرد.
در نگاه نخست به نظر میرسد که راهبرد استفاده از خاکهای کمیاب به عنوان یک سلاح کارگر افتاده و شی جین پینگ، رئیسجمهور چین به آنچه میخواهد رسیده است. پس از برقراری مجدد جریان خاکهای کمیاب، رئیسجمهور آمریکا اهرمهای کنترل فروش برخی از تراشههای انویدیا را برداشت و افزایش سنگین تعرفههای واردات را به تاخیر انداخت. چین و آمریکا در 11 آگوست پیمان تجاری خود را تمدید کردند. خانم فون درلاین در ماه جولای با تواضع تمام به پکن رفت و تلاش کرد محدودیتها را کاهش دهد. اما اسلحه خاک کمیاب چین در درازمدت نتیجه معکوس خواهد داد.
نظارتهای جدید فقط نشانهای از زرادخانه اقتصادی جدید چین هستند. این کشور پس از یک منازعه سیاسی با ژاپن در سال 2010 صادرات خاکهای کمیاب را به آنجا متوقف کرد. در اختلاف سیاسی سال 2020 با استرالیا نیز عوارض واردات نوشیدنی و گوشت گاو را از استرالیا بالا برد. اما اکنون به نظر میرسد که آقای شی نظامی از کنترل صادرات را به اجرا گذاشته است که از قدرت چین در زنجیره جهانی عرضه سوءاستفاده میکند. طرح صدور مجوز برای بیش از 700 کالا، از جمله تجهیزات تولید و مواد معدنی حساس از ماه دسامبر به اجرا گذاشته شد. مقامات مصرفکننده نهایی محصولات را رهگیری میکنند و میتوانند مجوزها را ابطال کنند. با وجود اینکه صادرات خاکهای کمیاب در هفتههای اخیر از سر گرفته شد فروش آن به خودروسازان غربی هنوز ممنوع است. هدف کاملاً آشکار است. آقای شی قصد دارد زنجیرههای تامین را بومی کند تا دیگر برای واردات نهادههای حساس به دشمنان وابسته نباشد. این تلاش زمانی شدت گرفت که آمریکا صادرات تراشههای پیشرفته به چین را ممنوع کرد. همچنین، آقای شی امیدوار است که بتواند از کنترل چین بر زنجیرههای عرضه به عنوان منبع اعمال قدرت بر دیگران استفاده کند. او تا آوریل 2020 میگفت که وابستگی دیگران به چین میتواند عاملی بازدارنده علیه خارجیانی باشد که «بهطور مصنوعی عرضه را متوقف میکنند».
اما مشکل پیشروی آقای شی آن است که کنترل صادرات پیامدهایی ناخواسته دارد. شرکتها و کارآفرینانی که با ممنوعیتها روبهرو میشوند، در فضای کمبود راههایی برای دور زدن آنها پیدا میکنند. سلطه چین بر خاکهای کمیاب از کنترل انحصاری ذخایر جهانی یا پیچیدگی فناوری فرآیند پالایش آنها ناشی نمیشود، بلکه محصول کارایی و مقیاس است. هرچه این کشور بیشتر از خاکهای کمیاب (یا دیگر کالاهای تجاری) به عنوان سلاح استفاده کند دیگران انگیزه بیشتری برای یافتن کالاهای جانشین پیدا خواهند کرد، در نتیجه قدرت چین در آینده کمتر خواهد شد.
بحث را با ماهیت نقطه قدرت چین آغاز میکنیم. خاکهای کمیاب بر خلاف نامشان نسبتاً فراواناند و کمتر از نیمی از ذخایر شناختهشده جهانی آنها در چین قرار دارد. پالایش آنها کاری پردردسر و آلاینده است، اما به اندازه ساخت تراشههای پیشرفته پیچیدگی فنی ندارد. بنابراین سلطه چین بر خاکهای کمیاب به اندازه سلطه غرب بر تراشههای پیشرفته اهمیت ندارد و آسانتر میتوان از زیر بار آن رها شد. در حقیقت، آمریکا تا دهه 1980 بزرگترین عرضهکننده مواد معدنی بود. سلطه چین از آنجا آغاز شد که این کشور حاضر بود پیامدهای محیط زیستی بیشتری را بپذیرد و پس از آن اندازه فعالیتهایش را روزبهروز بزرگتر کرد تا بتواند خاکهای کمیاب را با هزینه کمتری استخراج کند. تلاش چین برای محدود کردن جریان خاکهای کمیاب باعث شد دیگران به دنبال جایگزین باشند. پس از مناقشه سیاسی سال 2010، ژاپن در استخراج خاکهای کمیاب و افزایش ذخایر خود سرمایهگذاری کرد. ژاپن هنوز خاکهای کمیاب را از چین وارد میکند، اما وابستگی آن به چین از 90 به 60 درصد کاهش یافته است. اوایل امسال، پنتاگون سهام شرکت معدنی MP Materials در کالیفرنیا را خرید و شرکت اپل هم با آن یک قرارداد امضا کرد. در مجموع، انتظار میرود که 22 پروژه جدید معدنی تا سال 2030 راهاندازی شوند. نظریه جدید اقتصاد زمین (Geoeconomic) میگوید که حتی یک کاهش اندک در سلطه چین بر خاکهای کمیاب میتواند قدرت این کشور را به میزان قابل ملاحظهای کمتر کند. شاید کاهش سهم چین از 90 به 80 درصد زیاد به نظر نرسد، اما به معنای دو برابر شدن اندازه منابع جایگزین عرضه خواهد بود و به مشتریان چین فضای مانور بیشتری میدهد. با این حال، ممکن است این متنوعسازی سالها به طول انجامد. دولتهای غربی برای تسریع آن چه کاری میتوانند انجام دهند؟ البته آنها وظیفه دارند زنجیرههای عرضه نظامی خود را ایمن کنند. آنها همچنین میتوانند فرآیند صدور مجوز معدن را سادهتر (این فرآیند در آمریکا چند دهه طول میکشد) و در قوانین محیطزیستی بازنگری کنند. کاهش موانع تجاری نیز به دیگر نقاط جهان امکان میدهد از روش چین در افزایش توانمندی و اندازه تقلید کنند. اما اشتباه است که دولتها بخواهند از کل اقتصاد در برابر کمبودها محافظت کنند. نوآوری قدرتمندترین راه مقابله با کمبودهاست. دقت کنید که چگونه ممنوعیت صادرات تراشهها از سوی آمریکا باعث شد شرکتهای هوآوی و دیپسیک تکنیکهای جدیدی را توسعه دهند، یا چگونه بحران کمبود کبالت در سال 2022 به سرعت فروکش کرد، چون سازندگان خودروهای برقی راههایی برای کار بدون این فلز ابداع کردند. به همین ترتیب، بنگاههای نوپای غرب بر روی بازیافت خاکهای کمیاب و توسعه روشهای جایگزین برای ساخت آهنربا و موتورهای برقی کار میکنند. دو خودروساز اروپایی رنو و بیامدبلیو خودروهایی تولید کردهاند که در موتورهایشان از خاکهای کمیاب استفاده نمیکنند. دیگر شرکتها میتوانند از آنها تقلید کنند. شاید محدودیتهای چین در این دوران گذار برای خودروسازان مشکلآفرین باشد، اما در درازمدت همواره جایگزینهایی وجود دارد.
بنابراین، هر چه چین بیشتر از اسلحه خاک کمیاب استفاده کند قدرت آن کمتر خواهد شد. از قدیم، قوه ابتکار و فرآیندهای شرکتی همواره بر کنترل جریان کالاها پیروز شدهاند. چین خودش این درس را هنگام واکنش بنگاههای فناوریاش به کنترل صادرات تراشههای آمریکا آموخت. اکنون یک بار دیگر باید آن درس را مرور کند.