کارآفرین تنها
هوش مصنوعی و پیدایش تکشاخ یکنفره
سارا ویلیام، یک مهندس نرمافزار یا به گفته خودش حتی کسی که بتواند درباره هوش مصنوعی صحبت کند، نیست. اما پس از مرگ پدرش جرقه ساخت یک بنگاه نوپای هوش مصنوعی زایشی در ذهنش زده شد. او قصد دارد به کمک افرادی مانند خودش بیاید تا ناراحتیهایشان را مدیریت و امور درگذشتگانشان را رفعورجوع کنند. میتوانید این کسبوکار را برنامهریزی برای مراسم عزاداری بنامید.
بنگاه او که سولاس (Solace) نام دارد بیشتر یک بنگاه نوپاست که مراحل اولیه زندگی را میگذراند تا یک کسبوکار جاافتاده. اما بهجز خودش هیچ انسان دیگری در ساخت بنگاه به او کمک نمیکند. او به یک مرکز پرورش هوش مصنوعی به نام اودوس (Audos) پیوست که به سارا گفت ایدهای نویدبخش دارد. روباتهای مرکز به معرفی کسبوکارش در فضای آنلاین و اینستاگرام کمک کردند و اگر ایده او موفق شود در گردآوری سرمایه هم به او کمک میکنند و در توسعه محصول، فروش، بازاریابی و امور اداری از او پشتیبانی خواهند کرد. هوش مصنوعی موسس همکار شرکت اوست. خانم ویلیام میگوید: «نمیتوانم توصیف کنم هوش مصنوعی تا چه اندازه فرد را توانمند میکند.» سیلیکونولی مطابق رسوم خودش عنوانی را ابداع کرده است که موسسان تکنفرهای مانند خانم ویلیام را توصیف میکند. آنها «تکآفرین» نام گرفتهاند. محافل فناوری در حال گمانهزنی بر سر آن هستند که کدامیک از این تکآفرینان احتمالاً اولین تکشاخ یکنفره را تاسیس میکند. تکشاخها بنگاههایی غیربورسی هستند که بیش از یک میلیارد دلار ارزش دارند. برخی امیدوارند که هوش مصنوعی زایشی هزینه راهاندازی کسبوکار را آنقدر پایین بیاورد که هرکس بتواند بهراحتی یوتیوبر شدن، کارآفرین شود. این امیدواری همانند نسیمی از هوای آزاد در فضای متمرکز آمریکا تلقی میشود. با این حال، اینکه آیا افرادی مانند خانم ویلیام میتوانند از چنگال غولهای فناوری بگریزند خود پرسشی دیگر است. انقلابهای فناوری روش کسبوکار بنگاهها را دگرگون میکنند. افزایش نقش دستگاهها به همراه توسعه شبکههای حملونقل در اواخر قرن 19 به ظهور شرکتهای غولآسا منجر شد. رونالد کوز، اقتصاددان بریتانیایی در مقاله سال 1937 خودش با عنوان «ماهیت بنگاه» بیان میکند که وجود آنها گواهی بر کارآمدی یکپارچگی و مدیریت کار در درون چهارچوبهای کسبوکار است تا برونسپاری فعالیتها به بازار. اما این وضعیت به لطف ارتباطات دیجیتال تغییر کرده است. اکنون شرکتها به آسانی میتوانند فرآیند تولید و وظایف اداری را به کشورهایی که هزینه کمتری دارند برونسپاری کنند. همچنین، آنها میتوانند برای بازاریابی به سکوهای اینترنتی مانند گوگل و برای رایانش به خدمات وب آمازون مراجعه کنند.
پیدایش هوش مصنوعی میتواند روندها را تسریع کند، درست همانگونه که عوامل نیمهخودکار سیلیکونولی موجب میشوند بنگاهها همان حجم کار را با کارکنان کمتری به انجام رسانند. هنریک وردلین (Henrik Werdelin)، موسس هکار اودوس میگوید که پیدایش رایانش ابری در 20 سال گذشته به او کمک کرد تا چندین کسبوکار جدید را تنها با کشیدن کارت اعتباری راهاندازی کند. او هوش مصنوعی را موج بعدی در آزادسازی میداند. به گفته او، «شما به کدنویسی یا مهارت در فتوشاپ نیاز ندارید، چون میتوانید از هوش مصنوعی بخواهید به شما کمک کند». او امیدوار است این امر به پیدایش سیلی از بنگاههای نوپا منجر شود که افرادی مانند خانم ویلیام تاسیس میکنند. افرادی که هیچ پیشزمینهای در فناوری ندارند، اما مشکلات واقعی را که باید حل شوند شناختهاند.
کریم لاکانی از مدرسه کسبوکار هاروارد یکی از طرفداران سرسخت این دیدگاه است. او هماکنون دوره رهبری را برای مدیران اجرایی ارائه میدهد که در آن آنها از هوش مصنوعی برای راهاندازی یک شرکت غذای آماده ظرف 90 دقیقه استفاده میکنند. آنها تحقیق درباره مشتریان، ساخت دستور تهیه غذاها، پیدا کردن تامینکنندگان و طراحی بستهبندی را با کمک هوش مصنوعی زایشی انجام میدهند. آقای لاکانی و نویسندگان همکارش در مقاله اخیر خود یک آزمایش میدانی را به اجرا گذاشتند و از 776 فرد حرفهای در یک شرکت کالاهای مصرفی خواستند تا بهتنهایی یا در تیمهای دونفره یک مشکل واقعی کسبوکار را با یا بدون هوش مصنوعی زایشی حل کنند. مشخص شد که هوش مصنوعی بیشتر یک همکار تیمی است تا یک ابزار. اکنون که دوران پول رایگان به پایان رسیده است کارآفرینان تلاش میکنند راههایی برای کاهش هزینهها بیابند. پیتر واکر از شرکت کارتا که در مدیریت سهام مالکانه به بنگاههای نوپا کمک میکند میگوید که موسسان قبلاً با افتخار درباره تعداد زیاد کارکنان تحت مدیریت خود صحبت میکردند، اما اکنون تعداد کم کارکنان را مایه افتخار میدانند. طبق دادههای شرکت کارتا، مدت زمان بین تاسیس شرکت و استخدام اولین کارمند از کمتر از شش ماه در سال 2022 به بیش از 9 ماه در سال 2024 رسیده است. البته هنوز در مراحل اولیه هستیم. عوامل هوش مصنوعی هنوز زیرکی کامل را ندارند. آزمایشگاه هوش مصنوعی انتروپیک در ماه ژوئن نتایج آزمایشی را انتشار داد که در آن مدل کلود سانت راهاندازی یک دستگاه فروش را در یکی از ادارات مرکزی بر عهده دارد. هدف روبات اجتناب از ورشکستگی بود. کلود سانت در شناسایی تامینکنندگان و پذیرش تقاضاهای کاربران خوب عمل کرد، اما نتوانست از فرصتهای درآمدزا استفاده کند، دچار توهم شد، تخفیفهای زیادی ارائه داد و نتوانست درآمدزایی کند. ممکن است عوامل دیگری مانع رشد کارآفرینی مبتنی بر هوش مصنوعی شوند. با وجود رشد اینترنت، رسانههای اجتماعی، خدمات نرمافزاری و رایانش ابری در دهههای اخیر، تشکیل کسبوکار در سالهای قبل از همهگیری سرعت اندکی داشت که عمدتاً به خاطر پیر شدن جمعیت بود. این فشار جمعیتی در آینده تشدید خواهد شد. هوش مصنوعی زایشی بهرغم وعدههای درخشان مشکلاتی هم برای کارآفرینان پدید میآورد. فناوری موانع ورود کسبوکارهای جدید را برمیدارد، اما سرعت تقلید از نظریهها را بالا میبرد. اگر موسس بنگاه مهارت منحصربهفردی در حوزه خود نداشته باشد نمیتواند برتری رقابتی خود را حفظ کند. علاوه بر این، چند غول فناوری و آزمایشگاه انحصار تهیه ابزارهای هوش مصنوعی را در دست دارند. برای مثال میتوان به پیدایش رایانش ابری در دهه 2010 اشاره کرد که در انحصار غولهای فناوری بود. آن زیرساختار زندگی را برای بنگاههای نوپا تسهیل کرد، اما آنها را به شرکتهای بزرگی وابسته کرد که سهم زیادی از ارزش خلقشده از سوی بنگاهها را نصیب خویش میکردند. سهم آمازون، گوگل و مایکروسافت از سود خالص کل در آمریکا از دو درصد در یک دهه قبل به هفت درصد در سال گذشته رسید. احتمال دیگر آن است که غولهای فناوری ایدههای برتر بنگاههای کوچک را از آن خود کنند. ایده خانم ویلیام هنوز ابتدایی است، اما ممکن است روزی به سراغش بیایند و بگویند ما سولاس را میخواهیم. او میگوید: در آن زمان من همانند هر کارآفرین دیگر میگویم، «باشد. فروخته شد».