از حاشیه به متن
بازار رمزارزها در چه مسیری قرار دارد؟
بلاکچین، بیتکوین، کریپتو، دیفای، اتریوم، وَلِت. این واژهها را احتمالاً این مدت زیاد شنیدهاید؛ واژههایی که یک دهه پیش شاید به گوش کسی در ایران آشنا نبود. نفوذ دنیای بلاکچین و رمزارزها اما این روزها آنقدر زیاد شده که حتی اسپانسر برخی از برنامههای تلویزیونی پرمخاطب صرافیهای حوزه رمزارزند. البته این روند صرفاً داخلی نیست و صرافیهای رمزارزی در جایجای دنیا در حال معرفی بیشتر خود و خدماتشان به کاربران و سرمایهگذاران خرد هستند. یکی استادیوم بسکتبال NBA را به نام خود درمیآورد و دیگری مسابقات بزرگ شطرنج برگزار میکند. همه اینها یعنی بازار رمزارزها به متن اقتصاد جهانی ورود کرده و حتی رسواییهای مالی و نشتهای اطلاعاتی هم جلودار حرکت روبه جلوی آن نیست.
ارزش بازار رمزارزها در سال ۲۰۲۵ از مرز چهار هزار میلیارد دلار گذشت، رکوردی که نشاندهنده بلوغ و ورود جدی این صنعت به عرصه اقتصاد مدرن است. دیگر رمزارزها داراییهای حاشیهای و مورد علاقه طیف کوچکی از سرمایهگذاران نیستند و بهسرعت در حال تبدیل شدن به بخشی یکپارچه از نظام مالی، فناوری و حتی زیرساختهای فیزیکی جهان هستند. اگرچه شاید ارزش بازار این حوزه هنوز در مقیاس سرمایهگذاریهای بزرگ عدد ناچیزی باشد اما شمار کاربران و فعالان حوزه رمزارز نشان از گستره نفوذ این ابزار سرمایهگذاری نوین دارد. گزارش «State of Crypto» تصویری روشن از این تحول ارائه میدهد و مسیر آتی را ترسیم میکند: ادغام عمیقتر با اقتصاد سنتی، بلوغ زیرساختی و خلق مدلهای اقتصادی کاملاً جدید.
نهادهای مالی سنتی؛ از تردید به رقابت
سال ۲۰۲۵ را برای رمزارزها میتوان «سال پذیرش نهادی» نامید. غولهای مالی مانند ویزا، بلکراک، فیلیلیتی و جی.پی. مورگان، که زمانی رمزارزها را به دیده تردید مینگریستند، اکنون بهسرعت در حال ارائه یا برنامهریزی برای عرضه محصولات رمزارزی مستقیم به مصرفکنندگان هستند. دلایل مختلفی موجب این تحول شدهاند که از میان آنها میتوان به موارد زیر اشاره کرد:
شفافیت مقرراتی: تصویب قوانینی مانند «GENIUS Act» و «CLARITY Act» در آمریکا، چهارچوبی روشن برای فعالیت نهادها فراهم کرده است. این وضوح، مانع بزرگ سرمایهگذاری و نوآوری را برداشته است.
تقاضای بازار: وجود حدود ۷۱۶ میلیون نفر دارنده رمزارز در جهان (با رشد ۱۶درصدی نسبت به سال قبل)، بازاری بسیار بزرگ و جذاب را برای نهادهای مالی به نمایش میگذارد. این رشد نسبت به هر بازار سرمایهگذاری دیگری بیشتر بوده است.
ابزارهای سرمایهگذاری نوین: محصولات مبادلهای (ETFs) مانند صندوقهای بیتکوین بلکراک، با جذب ۱۷۵ میلیارد دلار سرمایه، راهی کمریسک و مطمئن برای ورود سرمایه نهادی به بازار فراهم کردهاند. این نهادها اکنون حدود ۱۰ درصد از عرضه بیتکوین و اتریوم را در اختیار دارند.
روند روبه رشد بازار رمزارزها این نوید را میدهد در سالهای آتی که خدمات خرید، فروش و نگهداری رمزارزها بهطور کامل در اپلیکیشنهای بانکی و کارگزاریهای سنتی ادغام خواهد شد، رمزارزها بهعنوان یک «کلاس دارایی» جدید در کنار سهام و اوراق قرضه، به بخشی استاندارد از سبد سرمایهگذاری افراد و نهادها تبدیل میشوند.
استیبلکوینها؛ ستون فقرات اقتصاد زنجیرهای
هیچ نشانهای از بلوغ صنعت رمزارز قویتر از رشد انفجاری استیبلکوینها نیست. این داراییهای دیجیتال که ارزش آنها به داراییهای پایه مانند دلار آمریکا گره خورده، از کاربرد اولیه خود در تسویه معاملات سفتهبازی فراتر رفته و اکنون به «شریانهای حیاتی» اقتصاد روی زنجیره تبدیل شدهاند.
حجم تراکنش استیبلکوینها در یک سال گذشته حیرتانگیز بوده و در این مدت این ارزهای دیجیتال ۴۶ هزار میلیارد دلار حجم تراکنش داشتهاند
(۹ هزار میلیارد دلار با تعدیل حذف فعالیت روباتها). این رقم از حجم تراکنشهای پیپال پنج برابر بیشتر است و با ویزا رقابت میکند.
استیبلکوینها با در اختیار داشتن بیش از ۱۵۰ میلیارد دلار از خزانهداری آمریکا، به هفدهمین دارنده بزرگ اوراق قرضه دولتی این کشور تبدیل شدهاند. درحالیکه تقاضای جهانی برای بدهی آمریکا رو به کاهش است، استیبلکوینها به یک منبع تقاضای پایدار و در حال رشد تبدیل شده و نقشآفرینی دلار در اقتصاد جهانی را تقویت میکنند. از سوی دیگر پیشبینی میشود ارزش بازار استیبلکوینها تا سال ۲۰۳۰ به بیش از سه هزار میلیارد دلار برسد.
با اینحال به نظر میرسد مسیر تبدیل استیبلکوینها به زیرساخت اصلی برای پرداختهای فرامرزی، حقوق و دستمزد، تجارت بینالمللی و حتی کمکهای بشردوستانه در حال مهیا شدن است. سرعت تراکنش (کمتر از یک ثانیه) و هزینه ناچیز (کمتر از یک سنت) آنها، در حال ایجاد تحولی شگرف در سیستمهای پرداخت است.
بلوغ زیرساخت: مقیاسپذیری و حریم خصوصی
تمام این فعالیتهای اقتصادی تنها به لطف پیشرفتهای چشمگیر در زیرساخت بلاکچین ممکن شده است. سرعت تراکنش در شبکههای اصلی بلاکچین به ۳۴۰۰ تراکنش در ثانیه رسیده است که ۱۰۰ برابر بیشتر از پنج سال پیش است و با ظرفیت شبکههایی مانند استرایپ یا ناسداک برابری میکند. لایههای دوم اتریوم (مانند آربیتروم و بیس) هزینه تراکنش را از ۲۴ دلار در سال ۲۰۲۱ به کمتر از یک سنت کاهش دادهاند.
از سوی دیگر با گسترش استفادههای نهادی و شخصی، نیاز به حریم خصوصی دوباره در کانون توجه قرار گرفته است. پروژههایی مانند زیکش و ریلگان شاهد رشد چشمگیر فعالیتها هستند و حتی پکسوس در حال توسعه یک استیبلکوین خصوصی (USAD) است. حریم خصوصی دیگر یک گزینه لوکس نیست، بلکه یک الزام برای پذیرش گستردهتر است.
امنیت کوانتومی تهدید رایانههای کوانتومی که میتوانند به الگوریتمهای رمزنگاری فعلی نفوذ کنند، جدی گرفته شده است. راهاندازی «رودمپهای پساکوانتومی» توسط بلاکچینها، اقدامی ضروری برای حفاظت از حدود ۷۵۰ میلیارد دلار بیتکوین در برابر این تهدید آینده است.

اقتصاد واقعی روی زنجیره: فراتر از سفتهبازی
صنعت رمزارز در حال گذار از مرحله سفتهبازی محض به سوی خلق ارزش اقتصادی واقعی است.
توکنسازی داراییهای سنتی مانند اوراق خزانهداری، صندوقهای بازار پول و املاک، پلی بین مالی سنتی و رمزارزها ایجاد کرده است. بازار این داراییها با رشد چهاربرابری در دو سال، به ۳۰ میلیارد دلار رسیده است.
شبکههای زیرساخت فیزیکی غیرمتمرکز به جاهطلبانهترین عرصه رمزارزها تبدیل شده است. پروژههایی مانند هلیوم، که شبکههای مخابراتی 5G را بهصورت غیرمتمرکز اداره میکنند، نشان میدهند که بلاکچین میتواند برای مدیریت و تامین مالی زیرساختهای فیزیکی جهان مورد استفاده قرار گیرد. پیشبینی میشود این دسته تا سال ۲۰۲۸ به بازار 5 /3 تریلیوندلاری برسد.
بازارهای پیشبینی و NFTها نیز در حال یافتن کاربردهای غیرسفتهبازی خود هستند. حجم معاملات بازارهای پیشبینی پس از انتخابات سال ۲۰۲۴ آمریکا نهتنها کاهش نیافته، بلکه پنج برابر افزایش یافته است. از سوی دیگر، تعداد خریداران فعال ماهانه NFT درحالیکه حجم کلی بازار از اوج خود فاصله دارد، در حال رشد است که نشاندهنده تغییر رفتار از سفتهبازی به سمت «کلکسیونداری» است.
همگرایی رمزارز و هوش مصنوعی: یک پیوند استراتژیک
دو تحول بزرگ تکنولوژیک عصر ما در حال همگرایی هستند تا یکدیگر را تکمیل کنند. اقتصاد عاملهای خودمختار هوش مصنوعی برای انجام تراکنشهای خرد، دسترسی به APIها و تسویهحساب به یک زیرساخت مالی بدون مجوز و خودکار نیاز دارد. پروتکلهایی مانند x402 در حال تبدیل شدن به ستون فقرات مالی این «اقتصاد عاملها» هستند که پیشبینی میشود تا سال ۲۰۳۰ به ۳۰ تریلیون دلار برسد.
درحالیکه صنعت هوش مصنوعی حول چند غول فناوری متمرکز شده است، بلاکچینها یک ضدوزن غیرمتمرکز ارائه میدهند. سیستمهای هویت غیرمتمرکز مانند Worldcoin میتوانند «اثبات انسان بودن» را فراهم کرده و به مبارزه با باتها کمک کنند.
بلاکچین میتواند سوابق مالکیت و منشأ دادههای آموزشی مدلهای هوش مصنوعی و مدیریت مجوزهای IP را شفاف کند.
در حقیقت ما شاهد ظهور یک اکوسیستم هستیم که در آن عاملهای هوش مصنوعی بهعنوان مشارکتکنندگان فعال در اقتصادهای غیرمتمرکز عمل میکنند، خدمات ارائه میدهند، هزینه دریافت میکنند و بدون نیاز به کنترل متمرکز، با یکدیگر تعامل خواهند داشت.
رمزارزها در ایران
آخرین گزارش مدونی را که در خصوص رمزارزها در ایران انجام شده «ارز دیجیتال» انجام داده که البته مربوط به سال 1403 میشود. بر اساس یافتههای این پژوهش، ارزهای دیجیتال به شکلی گسترده و قابلتوجه در لایههای مختلف جامعه ایران نفوذ کردهاند و از یک پدیده نوظهور به یک گزینه متداول سرمایهگذاری تبدیل شدهاند.
بر اساس نظرسنجی انجامشده، بیش از 89 درصد از جامعه هدف (افراد بالای ۱۸ سال با دسترسی به اینترنت) با مفهوم ارزهای دیجیتال آشنا هستند. این آشنایی محدود به کلانشهرها نیست و در استانهای مختلفی مانند خوزستان و مازندران (با ۹۵ درصد آشنایی) گسترش یافته است. از جمعیت 2 /53میلیونی هدف، حدود ۲۱ میلیون نفر (بیش از 39 درصد) سابقه سرمایهگذاری در این بازار را دارند.
سرمایهگذاران عمدتاً جوان هستند؛ بهطوری که ۶۸ درصد آنان کمتر از ۴۰ سال دارند و گروه سنی 4۰-3۰ سال بخش اعظم جامعه سرمایهگذار را تشکیل میدهند. از نظر جغرافیایی، استانهایی مانند کردستان و هرمزگان بالاترین نرخ مشارکت را دارند. ارزهای دیجیتال با سهم 9 /41 درصد محبوبترین گزینه سرمایهگذاری در بین بازارهای مالی مختلف (مانند بورس، طلا، فارکس و املاک) در ایران هستند.
اگرچه تجربه کلی کاربران از سرمایهگذاری در ارزهای دیجیتال عمدتاً سودآور بوده است، اما این بازار پرریسک توصیف شده و بخشی از کاربران نیز زیانهای قابلتوجهی را تجربه کردهاند. سرمایهگذاری بلندمدت (HODL) و معاملات کوتاهمدت، روشهای غالب درآمدزایی هستند. تحلیلها نشان میدهد کاربران موفقتر تمایل بیشتری به استفاده از روشهای پیچیدهتری مانند سهامداری (Staking) و آربیتراژ دارند.
کاربران ایرانی با چالشهای متعددی روبهرو هستند که اصلیترین آن تحریمهای بینالمللی و محدودیت دسترسی به صرافیهای بزرگ جهانی (مانند بایننس و کوینبیس) است. پس از آن، مشکلات اینترنتی و چالشهای امنیتی (مانند کلاهبرداریهای مبتنی بر مهندسی اجتماعی و پروژههای تقلبی) در ردههای بعدی قرار دارند. در استفاده از صرافیهای داخلی نیز، تنوع کم ارزها و کارمزدهای بالا بهعنوان مهمترین چالشها از نگاه کاربران مطرح شدهاند.
این صنعت نوظهور اکنون سهم قابلتوجهی در اقتصاد ایران دارد. بر اساس دادههای رسمی، گردش مالی ماهانه صرافیهای ارز دیجیتال در نیمه اول سال ۱۴۰۳ بهطور متوسط ۳۵هزار میلیارد تومان برآورد شده است. این رقم در مقایسه با تولید ناخالص داخلی (GDP) کشور، نشان میدهد صنعت ارزهای دیجیتال سهمی حدود 83 /1 درصد از اقتصاد ایران را به خود اختصاص داده است. حضور ۲۱۸ کارگزار فعال نیز نشان از شکلگیری یک اکوسیستم کسبوکاری پویا دارد.
بااینحال وضعیت بازار رمزارز ایران در میانهای از تمرکز شدید، شکنندگی ساختاری و چالشهای نظارتی قرار دارد. نوبیتکس بهعنوان بازیگر مسلط، سهم عمدهای از بازار را در اختیار دارد و این تمرکز، اکوسیستم را بهشدت در برابر بحرانهای امنیتی و اقتصادی آسیبپذیر کرده است.
حمله سایبری اخیر به این صرافی که به سرقت حدود ۹۰ میلیون دلار منجر شد، تنها یک شکست فنی نبود، بلکه یک بحران اعتماد سیستماتیک را آشکار کرد و نشان داد که شکست یک بازیگر اصلی میتواند کل بازار را با اختلال جدی مواجه کند. ارزیابی عملکرد صرافیهای بزرگ ایران نشان میدهد که امنیت هنوز در اولویت بسیاری از این پلتفرمها قرار ندارد. ضعفهای بزرگی همچون عدم استفاده از سختافزارهای امنیتی برای محافظت از کلیدهای خصوصی، نبود سیاستهای امنیتی شفاف، فقدان برنامههای منظم برای کشف آسیبپذیریها و عدم انتشار عمومی آدرس کیف پولها، شکافی جدی با استانداردهای جهانی را نشان میدهد. از سوی دیگر، کمبود شفافیت در دادهها و مدیریت نیز به چشم میخورد. بسیاری از صرافیها در انتشار اطلاعات مربوط به ساختار مالکیت، گزارشهای عملکرد و دادههای معاملاتی کامل و قابل دسترسی از طریق رابطهای برنامهنویسی، شفافیت لازم را ندارند. این امر، تصمیمگیری آگاهانه برای کاربران و تحلیل دقیق بازار را با مشکل مواجه کرده است. در پی بحران نوبیتکس، واکنش نظارتی بانک مرکزی بهصورت اعمال «قرنطینه ساعتی» برای محدود کردن فعالیت صرافیها ظاهر شد.
همچنین، الزامات جدیدی مانند اشتراکگذاری دادههای کاربران با شرکت شاپرک مطرح شده که نگرانیهایی درباره حریم خصوصی و انطباق با عرف جهانی به همراه دارد. درنهایت، چشمانداز آینده بازار رمزارز ایران در گرو عبور از این بحرانها از طریق افزایش شفافیت فنی و مالی، ارتقای استانداردهای امنیتی، طراحی چهارچوبهای نظارتی متعادل و کاهش وابستگی به یک بازیگر واحد است. این بحران به مثابه یک زنگ بیدارباش عمل کرده و نشان داده که بقای بلندمدت این بازار مستلزم حرکت به سمت شفافیت، پاسخگویی و حرفهایگری است.