شناسه خبر : 50842 لینک کوتاه
تاریخ انتشار:

بازار پرسود

آیا بازار طلا به سوددهی ادامه می‌دهد؟

 

حسن حسین‌نیا  / تحلیلگر ارشد بازارهای مالی 
مریم محبی / تحلیلگر ارشد بازارهای مالی 

در جهان بی‌ثبات امروز، طلا دیگر صرفاً یک فلز گران‌بها نیست؛ بلکه زبانی جهانی برای بیان نااطمینانی‌ها، ترس‌ها و حتی امیدهای بشر است. در هر دوره‌ای که سایه بحران بر اقتصاد یا سیاست جهانی افتاده، درخشش طلا بیش از پیش شده است. سرمایه‌گذاران، دولت‌ها و بانک‌های مرکزی همگی به آن به‌عنوان پناهگاهی امن نگاه می‌کنند؛ دارایی‌ که نه با تغییر دولت‌ها رنگ می‌بازد و نه با سقوط بازارها نابود می‌شود. در واقع، طلا از معدود دارایی‌هایی است که می‌تواند در همنشینی با بحران، ارزش خود را بازآفرینی کند.

بازگشت طلا به صدر توجه جهانی

در سال‌های اخیر، طلا بار دیگر به کانون توجه بازگشته است. رشد تورم جهانی، جنگ‌های تجاری و تنش‌های نظامی از شرق اروپا تا خاورمیانه، موجب شدند تا بسیاری از بازیگران اقتصادی، از شرکت‌های سرمایه‌گذاری گرفته تا بانک‌های مرکزی، سیاست‌های خود را به سمت افزایش ذخایر طلا تغییر دهند. چین در این میان نقش پررنگی ایفا کرده است. خریدهای پی‌درپی بانک مرکزی این کشور، هم جنبه مالی دارد و هم سیاسی. پکن به‌خوبی آگاه است که در جهانی با سلطه دلار، تنوع‌بخشی به ذخایر ارزی‌اش می‌تواند قدرت مانور اقتصادی و سیاسی‌اش را افزایش دهد.

از سوی دیگر، تقاضای فزاینده برای طلا تنها ناشی از تصمیمات دولت‌ها نیست. در سطح خرد نیز، سرمایه‌گذاران فردی در سراسر جهان به این نتیجه رسیده‌اند که در برابر تورم بالا و بی‌ثباتی بازارهای سهام، طلا بهترین راه حفظ ارزش دارایی است. همین رفتار جمعی موجب شکل‌گیری موجی از تقاضا در بازارهای جهانی شد که به رشد پرشتاب قیمت این فلز انجامید.

تاثیر سیاست بر بازار طلا

یکی از مهم‌ترین رویدادهایی که اخیراً مسیر طلا را تحت‌تاثیر قرار داده، تحولات سیاسی در ایالات‌متحده است. بازارها از هم‌اکنون نسبت به سیاست‌های دولت جدید و پیامدهای آن بر اقتصاد جهانی واکنش نشان می‌دهند. تجربه گذشته نشان داده است که سیاست‌گذاری اقتصادی دولت آمریکا، چه در قالب افزایش تعرفه‌های تجاری و چه در قالب سیاست‌های انبساطی پولی، می‌تواند تاثیری مستقیم بر روند قیمت طلا بگذارد.

در دوره پیشین ریاست‌جمهوری ترامپ، جهان شاهد آغاز جنگ‌های تجاری گسترده‌ای میان آمریکا و قدرت‌های اقتصادی دیگر از جمله چین، هند و اتحادیه اروپا بود. این سیاست‌ها، که با شعار حمایت از تولید داخلی توجیه می‌شدند، عملاً موجب افزایش بی‌اعتمادی و کاهش ثبات در تجارت جهانی شدند. در‌نتیجه، تقاضا برای طلا به‌عنوان دارایی امن افزایش یافت. امروز نیز با بازگشت فضای مشابه، نگرانی از تکرار چنین سیاست‌هایی بار دیگر در حال جان گرفتن است و طلا، طبق قاعده تاریخی خود، از این نگرانی‌ها تغذیه می‌کند.

در همین حال، رفتار فدرال‌رزرو آمریکا به‌عنوان مهم‌ترین نهاد پولی جهان یکی از کلیدی‌ترین محرک‌های قیمت طلا محسوب می‌شود. سیاست‌های این نهاد در حوزه نرخ بهره، مستقیماً بر ارزش دلار و در‌نتیجه بر اونس جهانی اثر می‌گذارد. طی ماه‌های اخیر، فدرال‌رزرو با احتیاط گام‌هایی در جهت کاهش نرخ بهره برداشته است؛ اقدامی که از منظر بازارها نشانه ورود اقتصاد آمریکا به مرحله کندی رشد تلقی می‌شود. کاهش نرخ بهره معمولاً به تضعیف دلار و افزایش قیمت طلا می‌انجامد، چراکه هزینه نگهداری این فلز را در مقایسه با سایر دارایی‌ها کاهش می‌دهد.

دلار و نقش آن در تعادل جهانی طلا

رابطه دلار و طلا از قدیم رابطه‌ای معکوس بوده است. هنگامی که دلار تقویت می‌شود، طلا در حاشیه قرار می‌گیرد و برعکس، تضعیف دلار معمولاً زمینه‌ساز رشد بهای طلاست. در حال حاضر، شاخص جهانی دلار در موقعیتی ایستاده که به نظر نمی‌رسد پتانسیل صعود جدی داشته باشد. سیاست‌های انبساطی اقتصادی دولت آمریکا با هدف افزایش رشد و اشتغال، به‌صورت طبیعی از ارزش دلار می‌کاهد. در کنار آن، تمایل سیاست‌گذاران برای حمایت از صادرات و کاهش نرخ بهره، انگیزه سرمایه‌گذاری در اوراق قرضه را کاهش داده و در نتیجه، جریان سرمایه به سمت بازارهای کالا و فلزات گران‌بها روانه شده است.

در چنین فضایی، بسیاری از تحلیلگران بر این باورند که اقتصاد جهانی در آستانه دوره‌ای جدید از تورم مزمن همراه با رشد پایین قرار دارد. ترکیب این دو متغیر معمولاً به نفع دارایی‌هایی است که در برابر کاهش ارزش پول مقاوم‌اند؛ و طلا در صدر این فهرست قرار دارد.

چشم‌انداز جهانی طلا؛ میان تردید و امید

اگرچه طلا در ماه‌های گذشته رشد قابل‌توجهی را تجربه کرده است، اما بازار همچنان نسبت به آینده آن دوگانه رفتار می‌کند. از یک‌سو، تداوم خرید بانک‌های مرکزی، کاهش نرخ بهره و نااطمینانی سیاسی در سطح جهان، چشم‌انداز صعودی را تقویت می‌کند. از سوی دیگر، احتمال آرام‌تر شدن فضای ژئوپولیتیک یا بهبود شاخص‌های اقتصادی آمریکا می‌تواند موجب توقف موقت روند رشد شود. بااین‌حال، تجربه تاریخی نشان داده که حتی در صورت تثبیت موقت قیمت‌ها، طلا دیر یا زود مسیر افزایشی خود را از سر می‌گیرد، زیرا ماهیت آن به‌عنوان سپر محافظ دارایی‌ها با ساختار اقتصاد مدرن در تضاد نیست، بلکه مکمل آن است.

درنهایت، باید پذیرفت که در جهانی با تورم بالا، بدهی‌های عظیم دولتی و جنگ‌های تجاری، حفظ ارزش پول بدون اتکا به دارایی‌هایی نظیر طلا تقریباً ناممکن است.

سه ضلع اثرگذار بر بازار داخلی

در بازار ایران، طلا تحت تاثیر سه عامل اصلی حرکت می‌کند: نرخ ارز، قیمت اونس جهانی و انتظارات تورمی. هر سه عامل، اگرچه در ظاهر از یکدیگر مستقل‌اند، اما در عمل پیوندی عمیق دارند و تغییر در یکی از آنها به‌سرعت سایر متغیرها را نیز متاثر می‌کند.

نرخ ارز؛ آینه‌ای از واقعیت اقتصاد ایران

نرخ دلار در بازار آزاد ایران، نه‌تنها یکی از شاخص‌های کلیدی ثبات اقتصادی کشور به شمار می‌آید، بلکه به نوعی دماسنجی برای سنجش اعتماد عمومی به سیاست‌های کلان اقتصادی نیز هست. از آنجا که ایران سال‌هاست با ساختار چندنرخی ارز مواجه است، نرخ آزاد بیش از سایر نرخ‌ها می‌تواند بازتابی واقعی از وضعیت عرضه و تقاضای ارز در بازار باشد؛ بازاری که به‌شدت از سیاست‌های خارجی، شرایط صادرات نفت، و تصمیمات دولت در حوزه مالی و پولی تاثیر می‌پذیرد.

در کشوری که بخش عمده‌ای از درآمدهای ارزی از محل فروش نفت تامین می‌شود، هرگونه تغییر در سطح صادرات یا نحوه دسترسی به منابع ارزی، مستقیماً مسیر حرکت دلار را تغییر می‌دهد. تحریم‌های مالی و بانکی، محدودیت‌های نقل‌وانتقال پول و دشواری در بازگشت ارز حاصل از صادرات، در سال‌های اخیر باعث شده‌اند که نرخ ارز به متغیری حساس و غیرقابل پیش‌بینی تبدیل شود. همین حساسیت بالا سبب می‌شود که کوچک‌ترین نشانه از گشایش یا تشدید محدودیت‌ها، بلافاصله در قیمت دلار و به دنبال آن در بازار طلا منعکس شود.

اما اثرگذاری نرخ ارز تنها به حوزه تجارت خارجی محدود نمی‌شود. ساختار بودجه‌ای و مالی دولت نیز نقشی بنیادین در جهت‌دهی به نرخ دلار دارد. کسری بودجه مزمن، که ریشه در وابستگی تاریخی به درآمدهای نفتی و ناکارآمدی نظام مالیاتی دارد، دولت را ناگزیر از تامین مالی از مسیرهای تورم‌زا کرده است. استقراض از بانک مرکزی، برداشت از صندوق توسعه ملی، یا انتشار اوراق بدهی بدون پشتوانه واقعی درآمدی، همگی منجر به رشد نقدینگی و کاهش ارزش پول ملی می‌شوند. در چنین شرایطی، دلار به‌عنوان نماد حفظ ارزش دارایی در برابر تورم عمل می‌کند و سرمایه‌های خرد و کلان به سمت بازار ارز و طلا حرکت می‌کنند.

این چرخه تکرارشونده، یعنی رشد نقدینگی، افزایش انتظارات تورمی و تضعیف ارزش پول ملی، درنهایت موجب شکل‌گیری نوعی بی‌اعتمادی ساختاری به ریال شده است. در ذهن بسیاری از مردم، دلار و طلا نه صرفاً ابزار سرمایه‌گذاری، بلکه سپری دفاعی در برابر سیاست‌های غیرقابل پیش‌بینی اقتصادی هستند. همین ذهنیت جمعی، خود به عاملی برای تداوم نوسانات ارزی تبدیل شده است؛ چراکه با کوچک‌ترین نشانه از ناپایداری اقتصادی، تقاضا برای ارز و طلا جهش پیدا می‌کند و موج جدیدی از تورم را رقم می‌زند.

در کنار این عوامل درونی، نباید از نقش تحولات سیاسی و بین‌المللی در تعیین مسیر نرخ ارز غافل شد. مذاکرات هسته‌ای، تغییر رویکرد دولت‌های غربی نسبت به ایران، یا حتی تحولات داخلی ایالات‌متحده می‌توانند مستقیماً بر انتظارات فعالان اقتصادی تاثیر بگذارند. در دوره‌هایی که امید به کاهش تنش‌های سیاسی افزایش می‌یابد، بازار ارز اندکی آرام می‌گیرد؛ اما هر زمان که نشانه‌ای از تشدید فشارهای خارجی یا ابهام در آینده روابط بین‌المللی دیده می‌شود، بازار بلافاصله واکنش نشان می‌دهد.

در مجموع، نرخ ارز در ایران بیش از آنکه تابع عرضه و تقاضای واقعی در بازار باشد، بازتابی از مجموعه‌ای از انتظارات، نگرانی‌ها و تصمیمات سیاست‌گذار است. هرچند کنترل مقطعی نرخ دلار از طریق تزریق منابع ارزی یا اعمال سیاست‌های کنترلی ممکن است در کوتاه‌مدت ثبات ظاهری ایجاد کند، اما تا زمانی که ریشه‌های بنیادی ضعف پول ملی یعنی ساختار بودجه‌ای ناپایدار، وابستگی ارزی، و بی‌ثباتی سیاست خارجی اصلاح نشود، نرخ ارز همچنان در نقش آینه‌ای از نارسایی‌های اقتصاد ایران عمل خواهد کرد.

در چنین شرایطی، طلا به‌عنوان دارایی جایگزین، جایگاه ویژه‌ای در ذهن و رفتار اقتصادی ایرانیان یافته است. هر نوسان در نرخ دلار، بی‌درنگ به تغییر در قیمت طلا منجر می‌شود و این رابطه آن‌چنان تنگاتنگ است که گاه می‌توان مسیر آینده طلا را صرفاً از روی رفتار دلار پیش‌بینی کرد. از این منظر، نرخ ارز نه‌تنها بازتاب واقعیت اقتصاد، بلکه عامل جهت‌دهنده به سایر بازارهای مالی از جمله طلا، بورس و حتی مسکن محسوب می‌شود؛ بازاری که هر تغییر در سیاست‌های پولی و ارزی را بی‌درنگ در خود بازتاب می‌دهد.

اونس جهانی؛ تپش بازار داخلی

اگرچه نرخ ارز عامل تعیین‌کننده نهایی قیمت طلا در ایران است، اما اونس جهانی نیز نقش مهمی در جهت‌دهی به بازار دارد. هرگونه نوسان در بازارهای جهانی، چه ناشی از تصمیم فدرال‌رزرو باشد و چه از درگیری‌های نظامی، درنهایت به بازار داخلی منتقل می‌شود. این انتقال ممکن است با تاخیر یا تعدیل انجام شود، اما تاثیر آن انکارناپذیر است. به همین دلیل، سرمایه‌گذاران ایرانی نه‌تنها بازار داخل بلکه تحولات جهانی را نیز به‌دقت دنبال می‌کنند.

در حال حاضر، روند کلی اونس جهانی همچنان صعودی ارزیابی می‌شود. تمایل کشورها به ذخیره بیشتر طلا، نگرانی از رکود اقتصادی جهانی و سیاست‌های پولی انبساطی بانک‌های مرکزی، همه از عواملی هستند که به رشد بیشتر قیمت‌ها دامن می‌زنند.

انتظارات تورمی؛ نیروی پنهان بازار ایران

سومین و شاید پرنفوذترین عامل در بازار ایران، انتظارات تورمی است. جامعه‌ای که سال‌ها با تورم دورقمی زندگی کرده، نسبت به آینده ارزش پول ملی بدبین است. همین بدبینی مزمن، باعث می‌شود که تقاضا برای طلا حتی در دوره‌های ثبات نسبی نیز کاهش نیابد. در واقع، در اقتصاد ایران طلا نه‌فقط وسیله‌ای برای سرمایه‌گذاری، بلکه نوعی بیمه روانی است؛ بیمه‌ای در برابر بی‌ثباتی‌های اقتصادی و سیاسی.

هرچند کاهش احتمالی تنش‌های بین‌المللی یا ثبات نسبی در نرخ ارز می‌تواند به تعدیل موقت قیمت‌ها منجر شود، اما تا زمانی که ریشه‌های تورم ساختاری در اقتصاد باقی بمانند، میل جامعه به خرید و نگهداری طلا فروکش نخواهد کرد.

بازارهای رقیب؛ فرصت یا تهدید؟

در شرایط کنونی، بازارهای موازی طلا، مانند مسکن، خودرو و بورس، یا با رکود معاملاتی روبه‌رو هستند یا از نوسانات سیاست‌گذاری آسیب می‌بینند. رکود تورمی در بخش مسکن موجب شده که نقدشوندگی پایین این بازار، جذابیت خود را از دست بدهد. بازار سرمایه نیز اگرچه در مقاطع کوتاه‌مدت رشدهایی را تجربه می‌کند، اما بی‌اعتمادی عمومی و نوسانات شدید مانع از حضور پایدار سرمایه‌گذاران خرد شده است.

در نتیجه، طلا همچنان به‌عنوان گزینه‌ای قابل‌اعتماد باقی مانده است. سهولت خریدو‌فروش، نقدشوندگی بالا و سابقه تاریخی در حفظ ارزش، عواملی‌ هستند که این بازار را نسبت به سایر گزینه‌ها برتری می‌دهند. حتی با وجود مالیات‌های جدید یا محدودیت‌های معاملاتی، میل عمومی به طلا در ایران کاهش نیافته است؛ زیرا در ذهن بسیاری از مردم، طلا نه‌فقط کالایی اقتصادی، بلکه نمادی از ثبات در دنیایی بی‌ثبات است.

مسیر آینده طلا

با کنار هم گذاشتن مجموعه‌ای از عوامل جهانی و داخلی، می‌توان گفت چشم‌انداز بازار طلا همچنان صعودی است، اما با حاشیه نااطمینانی بالا. در سطح بین‌المللی، سیاست‌های پولی انبساطی و تمایل دولت‌ها به تحریک رشد اقتصاد، موجب کاهش ارزش دلار و در نتیجه افزایش بهای اونس جهانی شده است. تداوم نااطمینانی سیاسی، تشدید درگیری‌های منطقه‌ای و ابهام در آینده روابط تجاری قدرت‌های بزرگ نیز به‌عنوان سوخت روانی این روند عمل می‌کند. تا زمانی که جهان در فضای پرریسک فعلی باقی بماند، طلا همچنان جذاب‌ترین پناهگاه برای سرمایه‌گذاران محتاط خواهد بود.

در داخل کشور نیز، ترکیب ساختار مزمن تورمی، کسری بودجه، رشد نقدینگی و چندنرخی بودن ارز، شرایطی را رقم زده که در آن کاهش پایدار قیمت طلا چندان محتمل نیست. هرچند ممکن است در مقاطع کوتاه‌مدت با انتشار اخبار مثبت سیاسی یا افزایش عرضه ارز، بازار شاهد افت موقت قیمت‌ها باشد، اما بنیان‌های اقتصادی موجود همچنان در جهت تقویت قیمت‌ها عمل می‌کنند. به بیان دیگر، حتی اگر نرخ جهانی طلا ثبات نسبی داشته باشد، تضعیف ارزش ریال به‌تنهایی می‌تواند بازدهی این بازار را در داخل کشور حفظ کند.

بااین‌حال، باید توجه داشت که سوددهی بازار طلا لزوماً به معنای رشد مداوم و بی‌وقفه نیست. این بازار، به‌ویژه در شرایط فعلی، می‌تواند در بازه‌های زمانی کوتاه با نوسانات شدید همراه باشد. سیاست‌های ناگهانی دولت در حوزه ارزی، تغییر نرخ بهره در اقتصادهای بزرگ یا حتی تحولات ژئوپولیتیک می‌توانند مسیر قیمت را به‌صورت موقت دگرگون کنند.

در افق بلندمدت اما، مادامی‌که تورم مهار نشده، سیاست‌های مالی انضباط‌پذیر نشده و ساختار ارزی کشور اصلاح نشده است، طلا جایگاه خود را به‌عنوان یکی از معدود پناهگاه‌های امن حفظ خواهد کرد. شاید پاسخ کوتاه به پرسش «آیا بازار طلا همچنان سودده است؟»، این باشد: بله، اما نه بدون نوسان. طلا بیش از آنکه مسیر هموار سودآوری باشد، آینه‌ای از واقعیت‌های ناپایدار اقتصاد ایران است؛ بازاری که در دل هر شوک، فرصتی برای پایداری ارزش نهفته دارد.

دراین پرونده بخوانید ...