طبق معمول صعودی
بازار ارز به کدامسو میرود؟
در کوچهپسکوچههای این روزهای بازار تهران یک زمزمه به گوش میرسد؛ بازار در رکود قرار دارد. بازار ارز تهران بااینحال که طی بیش از سه هفته گذشته در دامنه مشخص قیمتی یعنی 107 هزار تومان نوسان میدهد و میشود گفت که در دوره باثبات خود است روزهای طوفانی را در سال 1404 به خود دید. حال سوال اینجاست که بازار ارز به کدامسو میرود؟ روزهای طوفانی در راه است یا اینکه در چرخه رکود میماند؟
برای پاسخ به این سوال در ابتدا باید مروری بر قیمت دلار در سالیان گذشته و مقایسهای با سال 1404 داشته باشیم تا چشمانداز روشنتری از روند قیمت دلار بهدست بیاوریم.
قیمت دلار در سال 1404 و مقایسه آن با سالهای قبل بازار ارز در سال 1404 برخلاف سالهای گذشته شاهد دو بار سقفزنی قیمتی بوده که جالب توجه است. از این منظر شاهد یک تغییر پارادایم در بازار ارز بودیم، به این صورت که در سالهای گذشته چرخه اوج و فرود بازار ارز نشان میداد که قیمت دلار بعد از یک سقفزنی و هیجان، به دوره رکود حداقل یکساله میرفت و قیمت دلار آنچنان توان رشد نداشت و دوباره بعد از حداقل یک سال استراحت و تنفس دوباره جان میگرفت و سقف جدیدی به ثبت میرساند. اما بعد از سال 1402 این تغییر پارادایم در بازار شکل گرفت که دوره استراحت یا زمان تنفس بازار، کم و کمتر شد.
بازار ارز، امسال همانطور که گفته شد دو بار سقف قیمتی به ثبت رساند؛ اولین سقف قیمتی با شروع سال 1404 رقم خورد که قیمت دلار در روزهای بینالتعطیلین نوروز، برای اولین بار پنجرقمی شد و به بالای 100 هزار تومان رفت. بااینحال که بازار ارز در آن روزها به واسطه تعطیلات نوروزی کمعمق بود قیمت دلار تا حوالی 107 هزار تومان بالا رفت. بعد از این سقفزنی اخبار مثبت سیاسی موجب فروکش کردن تب دلار شد.
در فروردینماه اخبار مذاکرات ایران و آمریکا به بازار مخابره شد و قیمت دلار با افت 27 هزارتومانی از سقف فروردینماه تا کف 80 هزار تومان پایین آمد. سیگنال مثبت از مذاکرات اما فقط تا دو دور اول مذاکره در بازار موج میزد اما بعد از دور سوم و مواضع طرفین مذاکره، فعالان بازار شاهد اختلاف در این دور بودند. در آن دوره به نظر میرسید در دو دور اول به کلیات پرداخته شده و بازار سرخوش بود اما از دور سوم شاهد چرخش در مواضع طرفین بودیم، بهگونهای که توصیف فعالان بازار از دور سوم مذاکرات این بود که شیطان در جزئیات نهفته است.
بعد از گذشت دور سوم مذاکرات که در تاریخ ششم اردیبهشت 1404 شکل گرفت در هفته دوم این ماه قیمت دلار از کف 80 هزار تومان به سمت 90 هزار تومان حرکت کرد اما دوباره با شکلگیری دورهای بعدی مذاکرات، با اخبار مثبت و منفی، بین کف 80 هزار تومان تا 87 هزار تومان نوسان داد. البته بعد از جنگ 12روزه بین اسرائیل و ایران مشخص شد که گمان بازار درست بود و مذاکرات غیرمستقیم بین ایران و آمریکا به سرانجام نرسید. بعد از پنج دور مذاکره، در تاریخ 22 خرداد جنگ 12روزه بین ایران و اسرائیل شکل گرفت و دوباره شاهد التهاب در بازار بودیم. در دوره جنگ بازار تعطیل بود اما نرخهایی که مخابره میشد تا حوالی 100 هزار تومان برای هر دلار آمریکا بود. اما بعد از جنگ 12روزه مجدداً شاهد افت در بازار بودیم و قیمت دلار به زیر 90 هزار تومان رفت و تا ابتدای شهریور نتوانست از 93 هزار تومان عبور کند.
دومین سقف قیمتی دلار در 10 روز ابتدایی پاییز در حالی رقم خورد که اقتصاد ایران یک دوره جنگ 12روزه در ابتدای تابستان به خود دید و همچنین مکانیسم ماشه در هفته اول مهرماه فعال شد. شروع این دور از هیجان در بازار از ابتدای شهریور با اخبار احتمالی فعال شدن مکانیسم ماشه بود که بازار ارز فعال شدن مکانیسم ماشه را در قیمت ارزشگذاری کرد. قیمت دلار در شهریورماه از سد محکم خود در 93 هزار تومان عبور کرد. در روز ششم مهرماه 1404 مکانیسم ماشه فعال شد و قیمت دلار توانست از سقف ابتدای سال بگذرد و در 16 مهر سقف تاریخی جدیدی در حوالی 117 هزار تومان به ثبت برساند.
پس از این سقف قیمت دلار عقبنشینی کرد و طی نزدیک به چهار هفته در دامنه محدود نوسان داد. به واسطه این نوسان محدود فعالان بازار مدعیاند نقدینگی در بازار کم شده و بازارها به رکود رفتهاند. توصیف فعالان بازار، آرامش بعد از طوفان در قیمتهاست.
مولفهها و متغیرهای کلیدی بازار ارز
برای دستهبندی متغیرهای کلیدی اثرگذار در نرخ ارز میتوان دو دسته در نظر گرفت: عوامل داخلی و عوامل خارجی.
1- عوامل داخلی: از تورم و کسری بودجه تا ذخایر ارزی و صادرات نفت
1- تورم و کسری بودجه: برای بررسی اثر تورم بر بازار ارز در ابتدا باید به این سوال پاسخ دهیم که افزایش نرخ ارز علت تورم است یا معلول؟ برای پاسخ به این سوال کارشناسان نظرهای متفاوتی دارند و برای رسیدن به آدرس دقیق آن با پیچیدگی درونزایی پول یا برونزایی پول مواجه هستیم، اما بر کسی پوشیده نیست که نظریه برابری قدرت خرید بیانگر این است که تداوم تورمهای بالا ناشی از عدم تعادلهای بودجهای و فشارهای فرابودجهای است که درنهایت به افزایش نرخ ارز بهصورت مستقیم منجر میشود.
با این پیشفرض از سال 97 تا به امروز ما در ایران سه دولت با رویکردهای متفاوت داشتیم. اول دولت روحانی، دوم دولت مرحوم رئیسی و سوم دولت پزشکیان. در طول این بازه زمانی هم انواع وزیر اقتصاد و روسای بانک مرکزی نقش اصلی سیاستگذاری اقتصادی را داشتند و اقسام سیاستهای ارزی از جمله راهاندازی نظام یکپارچه ارزی یا همان سامانه نیما، فروش ارز 4200تومانی، ارز 28 هزار و 500تومانی، فروش ارز با کارت ملی در قالب دو هزار دلار و پنج هزار دلار به هر فرد در سال، فروش ارز مسافرتی، توقف بازار متشکل ارزی و ایجاد مرکز جدید مبادله ارز و طلا و... اتخاذ شده است. بااینحال همچنان در سمت غیررسمی بازار شاهد نوسان قیمت در دلار هستیم که بهوضوح نشان میدهد نرخ ارز با متغیرهای بنیادی اقتصاد کشور رابطه دارد که میتوان گفت در نرخ تورم نهفته است.
2- ذخایر ارزی و صادرات نفت: در اقتصاد ایران، نفت نهتنها سوخت موتور صنعتی بلکه ستون فقرات درآمد ارزی نیز محسوب میشود. صادرات نفتی و میعانات قسمت مهمی از منابع ارزی ایران را تشکیل میدهد و شاخصهای اقتصادی در کشورهای نفتی نشان میدهد که افت درآمدهای حاصل از صادرات نفت و گاز در این کشورها موجب چالشهایی در مدیریت بازار ارز شده است. در این کشورها با کاهش درآمدهای نفتی، یا پول ملی آنها در برابر دلار بهشدت تضعیف شده یا به ناچار مجبور به حراج بخش بزرگی از منابع ارزی برای حفظ نرخ برابری شدهاند. کاهش درآمدهای نفتی میتواند از دو مسیر انجام پذیرد؛ مسیر اول کاهش قیمت نفت و دوم کاهش صادرات نفت است. البته کارشناسان در اینباره با توجه به تحریمهای خارجی علیه اقتصاد ایران معتقدند چالش اصلی نه کاهش قیمت، بلکه تداوم سطح صادرات تحت فشار تحریمها و ضرورت حفظ روابط با خریداران نفت ایران خواهد بود.
با بررسی روند نرخ ارز از دهه 90 شمسی در ایران، کاملاً به این مهم دست پیدا میکنیم که هر زمان صادرات نفتی و درآمدهای حاصل از آن افزایش داشته بازارساز قدرت کنترلگری بالاتری هم در بازار ارز داشته و روند نرخ متعادل دنبال شده است. اما در سالهایی مانند ابتدای دهه 90 که اقتصاد ایران با تحریمهای سازمان ملل روبهرو شد و در سال 97 که ترامپ از برجام خارج شد روند افزایش نرخ ارز هم شتابان شده است.
آخرین برآوردها از صادرات نفت ایران نشان میدهد که بعد از جنگ 12روزه در ماه سپتامبر به بالاترین حد خود در سال یعنی 3 /2 میلیون بشکه در روز رسیده که عدد قابلتوجهی است. طبق این برآورد به نظر میرسد درآمد ارزی از این ناحیه نهتنها کاهش نیافته بلکه رشد هم داشته است، نکته مبهم در این گزارشها، قیمت به فروشرسیده نفت ایران یا تخفیف قیمت به خریداران و نشتی برگشت ارز حاصل از صادرات نفت به خاطر تحریمهاست.
صادرات غیرنفتی و برگشت ارز حاصل از این صادرات هم در سالهای اخیر مورد توجه بوده و توانسته به بازارساز در مدیریت بازار ارز کمک کند. افت برگشت ارز حاصل از صادرات از این حوزه اغلب به نرخگذاری دستوری ربط دارد. هر زمان که شکاف بازار ارز آزاد و قیمت دلار در سمت رسمی که فعلاً بازار ارز تجاری است افزایش یافته برگشت ارز حاصل از صادرات غیرنفتی نیز کاهش داشته که موجب نوسان در بازار ارز حتی بهصورت محدود میشود.

2- عوامل خارجی: تحریمها و مذاکرات هستهای و روابط بینالملل
اثر تحریم بر سفره خانوار و درنهایت بر بازار ارز بر کسی پوشیده نیست و از ابتدای دهه 90 اقتصاد ایران انواع تحریمهای بینالمللی را به خود دیده است. با این تجربه تحریم از سال 97 راههای دور زدن آن نیز کمکم پیدا شد و ایران توانست نفت خود را به کشورهای دیگر از جمله چین صادر کند. بااینحال همچنان اثر منفی تحریم بر اقتصاد ایران و دور ماندن آن از میلیاردها دلار ارز حاصل از صادرات نفتی در نبود تحریم مورد توجه است.
در مقابل هر زمان که اخبار حاکی از روابط دوستانه بینالمللی ایران با سایر کشورها بوده شاهد وضعیت خوب در شاخصهای کلان اقتصادی و قیمت دلار بودهایم. بهعنوان مثال از سال 92 با پیروزی حسن روحانی در انتخابات ریاستجمهوری آن سال و چشمانداز مذاکرات و روابط بینالمللی که در انتها به برجام ختم شد شاهد کنترل قیمت ارز بودیم و در مقابل هم جهش خاص ارزی در قیمت دلار نداشتیم. که این شرایط و احوالات تا سال 96 و تا قبل از روی کار آمدن ترامپ برقرار بود.
در مجموع بازار ارز ایران مثل تمامی بازارها یک طرف عرضه دارد و یک طرف تقاضا. هر زمان که اوضاع اقتصادی و عوامل خارجی و داخلی مطلوب بوده بازارساز با عرضه مناسب ارز توانسته پاسخگوی تقاضا باشد اما بهمحض ورود یک سیگنال منفی از سمت عوامل ذکرشده در بالا هم عرضه دستخوش کاهش شده و در مقابل تقاضا نیز افزایش یافته است. در کوتاهمدت انتظارات فعالان بازار به قیمت دلار نوسان داده و در بلندمدت متغیرهای کلان اقتصادی.
همچنین افزایش تقاضای فصلی تجار نیز در نوسان قیمت دلار نقش داشته است. این تقاضای فصلی در کنار نمایان شدن اثر تورم بر درآمدهای خانوار در نیمه دوم سال موجب شده تا شاهد جهشهای قیمتی دلار در این بازه زمانی باشیم. یکی از مهمترین تقاضاها برای بازار ارز، تقاضای ژانویه است که شرکتها یا واردکنندگان برای تسویه ارزی با سایر کشورها باید انجام دهند. هر زمان که منابع ارزی بازارساز مناسب بوده و توانسته به این تقاضا پاسخ دهد جهش ارزی شکل نگرفته است و برعکس. حال با تمام این تفاسیر به این سوال مهم بپردازیم که بازار ارز به کدامسو میرود؟
پیشبینی بازارها همواره موضوع اصلی برای فعالان بازار بوده و کار سادهای نیست، اما آدرس سرراست برای این موضوع، روند بلندمدت قیمت دلار در ایران است که فقط جاده یکطرفه صعودی را همراه با نوسانهای جزئی طی کرده است. بااینحال تحلیلگران سناریوهای مختلفی برای این سوال طراحی میکنند: سناریوی خوشبینانه، محتمل و بدبین. از جمله سناریوهایی که در بازار ارز مهم تلقی شده و غالباً سایر سناریوها با آن منطبق بوده پیشبینی اتاق بازرگانی ایران از شاخصهای کلان اقتصادی ایران با سه سناریوی ذکرشده بود. طبق شاخصهای کلانی که اتاق بازرگانی با سناریوهای خوشبینانه، محتمل و بدبینانه برای بازار ارز متصور بوده قیمت دلار در پایان سال در حالت خوشبینانه در حوالی 115 هزار تومان نوسان خواهد داد. نرخی که پایینتر از سقف قیمت دلار در پاییز به ثبت رسیده است. اما در سناریوی محتمل و بدبینانه نرخهای پیشبینیشده برای بازار ارز حداقل 22 درصد بالاتر از نرخ فعلی ارز است.
نقش بازارساز
نکته مهم برای به وقوع پیوستن این سناریوها نقش بازارساز ارزی است. از سال 1403 با افزایش واردات طلا به کشور، یک نگاه جدید در بازار شکل گرفته که بازارساز با روی آوردن به عرضه طلا و سکه در تلاش برای کنترل بازار است. بانک مرکزی از سال گذشته تا به امروز 133 مرحله حراج شمش طلا، 88 مرحله حراج سکه و پنج مرحله پیشفروش سکه انجام داده است. طبق اخبار دو مرحله پیشفروش سکه در تاریخهای 24 تا 26 آبانماه خواهیم داشت. با این سیاست بازارساز توانسته نقدینگی سرگردان در بازارها را جمعآوری کند. اما میتوان گفت این سیاست بازارساز در مجموع به مسکن برای بازار تبدیل شده چرا که ریشه نوسان بازارها از سمت شاخصهای کلان اقتصادی و انتظارات شارژ میشود.