اثر فقر بر نارضایتی
چرا ملکشاهیها عصبانی شدند؟
فقر در جوامع روستایی بهویژه اجتماعات روستاییِ کشورهای در حال توسعه فراگیر بوده و آن را به یک چالش جهانی تبدیل کرده است. به همین خاطر فقرزدایی و تامین معیشت پایدار روستایی یکی از اهداف اصلی توسعه پایدار روستایی است؛ چرا که عدم توفیق برنامههای توسعه روستایی برونزا و از بالا به پایین باعث شد رویکرد معیشت پایدار با اقبال روبهرو شود. در این رویکرد بر اجتماع محلی و داراییهای اجتماع محلی و معیشت و منابع معیشتی جوامع روستایی تمرکز میشود. هدف اصلی این رویکرد اتکا به داراییها و سرمایههای اصلی (انسانی، اجتماعی، مالی، طبیعی و فیزیکی) موجود در روستا به عنوان منابع اولیه و اساسی تامین معاش روستایی است. هدف از کاهش فقر نیز افزایش تواناییهای جامعه، خانواده و فرد برای بهبود سیستمهای معیشتی آنها و افزایش توانمندی مردم برای تامین نیازهای اساسی و حل مشکلات خود از این طریق و افزایش کیفیت زندگیشان است.
معیشت در اجتماعات روستایی ارتباط تنگاتنگی با زمینه اجتماعی و شرایط محیطی دارد. هرگونه تغییر در نگرش اجتماع به زندگی و شرایط محیطی میتواند تغییر سبک زندگی و شیوه تامین معیشت را بهدنبال داشته باشد. در همین راستا حسین حیدری، جواد مداحی، سعید کبیری، اسماعیل جهانیدولتآباد و مرتضی قلیچ سال گذشته در پژوهش خود، بهدنبال بررسی «نقش تحولات اجتماعی و تغییرات محیطی در دگرگونی الگوی معیشت در جوامع روستایی» بودند.
هدف این مقاله مطالعه نقش تغییرات اجتماعی و شرایط محیطی بر جهتگیری تامین معیشت در روستاهای شهرستان ملکشاهی، استان ایلام، بود. یافتههای پژوهش نشان داد که تغییرات اجتماعی مثل سبک زندگی، کیفیت زندگی، تغییر نگرش به زندگی، جذابیت سبک زندگی شهری، اولویت آینده فرزندان و ضرورت تحصیل آنان، گسترش ناامنی و تغییرات محیطی همچون خشکسالی، کمبود منابع آبی، نامرغوب بودن زمین برای کشاورزی به عنوان علل تغییر رویکرد تامین معیشت؛ اقتصادی نبودن فعالیتهای سنتی به دلایلی چون نبود زیرساختهای مناسب، مشاع بودن زمینهای کشاورزی و ناتوانی در بازاریابی به عنوان شرایط زمینهای و در نهایت، بهرهوری پایین، افزایش قاچاق دام به عراق و دزدی و ناامنی به عنوان شرایط مداخلهای در تغییر نظام معیشت روستایی در روستاهای شهرستان ملکشاهی موثر بودهاند.
نتایج همچنین نشان داد که تغییرات فرهنگی، اجتماعی و تغییرات محیطی نقش محوری در تغییر تامین معیشت و شیوه معیشتی داشته است. این عوامل باعث تغییرات قابل توجه در حوزه اشتغال و شیوه تامین معیشت مردم منطقه شده است. افول دامداری سنتی و شکلگیری دامداری نیمهتجاری، سبب مهاجرت، تمایل به فعالیت در بخش اداری، رواج باغداری و رواج ساخت خانهباغ در روستاها شده است.
اقلیمهای آسیبپذیر
فقر در جوامع روستایی ارتباط تنگاتنگی با نوع معیشت و منابع معیشتی موجود در این جوامع دارد؛ معیشت مشتمل بر داراییهای مالی و اجتماعی، قابلیتها و فعالیتهای مورد نیاز برای یک شیوه زندگی است. پایداری معیشت زمانی محقق میشود که این قابلیتها و داراییها، در زمان حال و آینده حفظ شود و بهبود پیدا کند؛ بهطوریکه منابع طبیعی پایه و محیط زیست را برای آیندگان از بین نبرد و از بروز شوکها و استرس، جلوگیری کند.
در روستاهایی که برای امرار معاش به کشاورزی تکیه دارند، دارای اقتصاد تکمحصولی هستند و در انزوای جغرافیایی بهسر میبرند، تغییرات معیشتی شدیدتری اتفاق میافتد. تغییرات معیشتی در جوامع روستایی با دو عامل محیط و سبک زندگی در ارتباط است؛ بنابراین از یک طرف شناخت ارتباط میان محیط و اجتماع و میزان وابستگی اجتماع به آن میتواند به فهم و درک تغییرات اجتماعی بهویژه در حوزه تامین معیشت کمک کند. میزان آب و بارندگی، پوشش گیاهی، حاصلخیزی خاک، رطوبت و... از عواملی هستند که بر نحوه و کیفیت تامین معیشت تاثیر دارند و تغییرات اقلیمی و شرایط محیطی مثل خشکسالی، سیل، کمبود آب و... میتواند باعث تغییر الگوی ارتباط با محیط شود و نحوه تامین معیشت مردم، بهویژه در مناطق روستایی را تغییر دهد.
تولید محصولات کشاورزی در کشورهای در حال توسعه همچون ایران، نسبت به تغییرات اقلیم آسیبپذیری بیشتری دارد، زیرا انعطافپذیری این کشورها نسبت به تغییرات تکنولوژی و سرمایه، بهعنوان سایر عوامل موثر بر تولید کشاورزی، کمتر است. از طرف دیگر، سبک زندگی و تحولات و تغییرات نگرشی نیز نقش بسیار پررنگی در رابطه میان انسان و محیط و میزان وابستگی انسان به محیط دارد.
پژوهشهای مختلفی درباره این عوامل و تاثیر آن بر معیشت و تغییرات معیشتی انجام شده است. برای نمونه، رفیعفر و قربانی (۲008) در بررسی تاثیر طبیعت و محیط بر روند تغییرات معیشتی در ایل بختیاری به این نتیجه رسیدند که تحول کوچندگی و روی آوردن به یکجانشینی در زاگرس، بهعنوان راهبردی انطباقی به شرایط نوپدید زیستمحیطی در ارتفاعات، باعث تغییر در زیرساخت معیشت شده است. مطالعات خارجی نیز تاییدکننده تاثیر تغییرات اجتماعی و شرایط محیطی طبیعی بر تغییرات معیشتی است. بنابراین تنوع معشیتی از یک سو تحت تاثیر عوامل مختلفی چون شرایط اجتماعی، شرایط محیطی و اقلیمی، فرصتهای شغلی، کیفیت نیروی انسانی، سیاستهای کلان دولتی و... قرار دارد و از سوی دیگر، باعث افزایش تابآوری اجتماعی و حتی مشارکت اجتماعی میشود.
شهرستان ملکشاهی یکی از مناطق روستایی شهرستان ایلام است که با توجه به طبیعت خشن و کوهستانی، دامداری سنتی و متکی بر مرتع از گذشتههای دور، یکی از فعالیتهای اصلی ساکنان آن بوده و منبع اصلی تامین معیشت مردم این منطقه به شمار میرفته است؛ ولی در سالهای اخیر تغییرات سبک زندگی و تغییرات ارزشی در کنار عواملی چون خشکسالیهای دامنهدار، کم شدن بهرهوری و غنای مراتع و همچنین خشک شدن رودخانهها، چشمهها و به طور کلی کمبود منابع آبی باعث ایجاد تغییراتی در الگوی معیشت مردم این منطقه شده است. این پژوهش بر آن است تا تغییرات صورتگرفته در معیشت روستاهای شهرستان ملکشاهی را بررسی و تحلیل کند. اینکه علت این تغییرات چه بوده است؟ اجتماع محلی چه استراتژیهایی در مواجهه با این پدیده بهکار گرفتهاند و این تغییرات چه پیامدهایی بهدنبال داشته است؟ و در نهایت اینکه تغییرات حادث چه تاثیری بر الگوی معیشت مردم و اجتماع روستایی شهرستان ملکشاهی داشته است؟

یافتههای پژوهش
مقوله نهایی حاصل از بررسیها در این پژوهش، «افول دامداری سنتی و حرکت به سمت دامداری نیمهتجاری» است. نتایج مصاحبهها نشان داد که چهار عامل گسترش خشکسالی و کمآبی، تخریب پوشش گیاهی و فقر مراتع، تغییر نگرش مردم و گسترش یکجانشینی، بالا بودن هزینه علوفه و تغذیه دام و اقتصادی نبودن نگهداری دام در طویله نقش محوری داشته و از پیشرانهای اصلی ایجاد تغییر در حوزه دامداری هستند.
خشکسالی و کمبود آب، تغییرات سبک زندگی و بهرهوری پایین دامداری را میتوان از مهمترین علل کاهش تمایل به دامداری در شهرستان ملکشاهی نام برد. خشکسالی در دو دهه اخیر صدمات جبرانناپذیری به محیط زیست شهرستان ملکشاهی وارد کرده است. جهانی شدن باعث تغییرات بسیاری در سبک زندگی مردم در اقصی نقاط جهان شده است. سبک زندگی سنتی که پیش از این کاملاً بر محور محیط میچرخید و بر اساس داشتههای محیط طبیعی شکل گرفته بود، با گسترش ارتباطات جهانی، بهویژه حملونقل کالا بهشدت دگرگون شد. نیازهای جدیدی سربرآورد که قبلاً وجود نداشت. وابستگی به محیط کم شد و افراد میتوانستند نیازهای جدید خود را از طریق بازارهایی که این خدمات را ارائه میکردند تامین کنند. در جریان تحولات، زندگی عشایری و کوچنشینی نهتنها جذابیت خود را از دست داد، بلکه به نماد عقبماندگی و ضدارزش تبدیل شد. شهرستان ملکشاهی از این مسئله تاثیرات زیادی گرفته است.
پیش از این و در جامعه سنتی تحصیلات و آموزش اهمیت چندانی نداشت و خانوادهها نیز نیازی به تحصیل فرزندان احساس نمیکردند. بچهها در کنار خانواده متولد شده و رشد میکردند و در نهایت کار دامداری را ادامه میدادند. ولی در یک قرن گذشته نگرش اساسی در این زمینه در جامعه ایجاد شده و روزبهروز بر اهمیت تحصیلات افزوده شده است. امروزه اشتغال در مراکز اداری و خدماتی دارای ارزش است و خانوادهها ترجیح میدهند فرزندانشان امکان آموزش داشته باشند و مدارج تحصیلی را طی کنند.
مسئله مهم دیگر، عدم رغبت زنان برای زندگی در کوه و صحراست. آنها دوست دارند در یک خانه مسقف سکونت داشته باشند و از امکانات زندگی یکجانشینی بهرهمند شوند. جایی که آب لولهکشی و سالم، امکان استحمام و نظافت، برق، گاز، آشپرخانه مجهز با امکان پخت غذاهای متنوع فراهم باشد. خود زنان ترجیحشان زندگی در شهر است تا روستا یا چادر. امروز جوانها و نسل جدید نیز تمایلی به تحمل زندگی پرمشقت چادرنشینی و روستانشینی ندارند. جذابیتهای زندگی شهری، تمرکز امکانات و انواع تسهیلات، در کنار فرصتهای اشتغال در شهر باعث شده اکثر جوامع روستایی و عشایری به فکر مهاجرت و زندگی در مناطق شهری باشند.
شاید یکی از مهمترین علتهای کاهش دامداران، بهصرفه نبودن نگهداری دام و درآمد پایین آن باشد. نگهداری سنتی و استفاده از چراگاه اگرچه بخشی از هزینههای خوراک را تامین میکند و هزینه نگهداری را کاهش میدهد، ولی این امر نیازمند این است که علوفه به اندازه در مرتع وجود داشته باشد تا گله بتواند تغذیه مناسب داشته باشد. عدم تغذیه مناسب باعث کاهش وزن برهها و گوسفندان شده و قیمت آنها را کاهش میدهد. حتی اگر گله تغذیه مناسبی نداشته باشد میزان باروری آن کاهش پیدا کرده و تولد برهها بهشدت کاهش پیدا میکند. با توجه به کاهش غنای مراتع، بازدهی دامداری بهشدت کاهش پیدا کرده و نیازمند علوفه تولیدی هستند. این مسئله باعث افزایش هزینه نگهداری دام شده است. علاوه بر این، خشک شدن رودخانهها و چشمهها، خشک شدن مراتع و بازدهی بسیار پایین آنها، از بین رفتن کشت دیم و کشاورزی متکی به آب باران، نمونههای کوچکی از پیامدهای خشکسالی هستند. شهرستان ملکشاهی نیز با توجه به وابستگی شدید به آب باران و رودخانهها و چشمهها آسیب جدی از این ناحیه دیده است.
افول سنت
نگهداری دام سبک یعنی میش و بز از دیرباز فعالیت غالب اهالی و ساکنان روستاهای شهرستان ملکشاهی است. به همین خاطر اکثر دامداران کوچرو هستند و شش ماه از سال (از اواسط اسفند تا اوایل پاییز) در ملکشاهی و شش ماه از سال (از اوایل پاییز تا اواسط اسفند) را در مهران و روستاهای اطراف آن سپری میکنند. به همین خاطر برای تغذیه دام خودوابستگی کمتری به علوفه دارند. با وجود این، در سه دهه گذشته عوامل متعددی باعث کاهش تمایل مردم به گلهداری و کاهش تعداد دامداران شده است. تحلیل نتایج مصاحبهها نشان داد که عوامل درونی، طبیعی، محیطی، فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی در تحول و تغییرات حوزه دامداری در شهرستان ملکشاهی نقش داشتهاند. عوامل درونی بیشتر شامل مشکلات و مسائل مرتبط با دامداری است که باعث کاهش تمایل به نگهداری دام شده است. از آن جمله میتوان به تلفات و مشکلات مرتبط با دام، نداشتن زیرساخت نگهداری دام مثل نداشتن دامداری و سرپناه و انبار علوفه و عدم دسترسی به خوراک دام اشاره کرد. عوامل طبیعی مسائل و مشکلات مرتبط با محیط است که مانع گسترش دامداری شده و دامداران را برای تامین نیازهای خود از جمله تامین علوفه و آب در تنگنا قرار داده است. از جمله مسائل محیطی میتوان به خشکسالیهای متوالی، کمبود آب و عدم دسترسی به منابع خوراک دام، تخریب مرتع و... اشاره کرد. مشکلات بازاریابی و فروش و اقتصادی نبودن شغل دامداری نیز تمایل به اشتغال در سایر بخشهای اقتصادی را افزایش داده است. دور بودن از بازار، نیاز مالی در طول سال و نداشتن منابع تامین مالی، فروش برههای نابالغ به خاطر نیاز مالی، فروش دام به دلالان، فاسد شدن فرآوردههای لبنی، تلف شدن دامها و... از جمله عواملی هستند که صرفه اقتصادی دامداری سنتی را کاهش داده است. عنصر مهم دیگر موثر بر کاهش تمایل به دامداری؛ تغییرات فرهنگی، اجتماعی است. تغییرات سبک زندگی، سختی و مشقت زندگی در کوهستان، اهمیت تحصیل فرزندان و نبود امکان تحصیل و آموزش مناسب در منطقه، عدم دسترسی به امکانات اولیه زندگی و تسهیلات رفاهی، عدم دسترسی به تسهیلات بهداشتی و... از مهمترین نمونههای تغییرات فرهنگی، اجتماعی و سبک زندگی است. در کنار عوامل فوق، ناامنی و افزایش دزدی، اختلاف قیمت میان ایران و عراق، و افزایش قاچاق دام به عراق در کنار پایین بودن میزان بهرهوری، نقش مهمی در کاهش تمایل به ادامه دامداری سنتی داشته است.
مجموع این تحولات در نهایت سبب مهاجرت گسترده جوانان و ظهور برخی مشاغل دیگر شده است. در این میان تمایل به دامداری نیمهتجاری افزایش پیدا کرده و نشانههایی از ورود دام سنگین به منطقه و تمایل مردم به تغییر رویه در دامداری قابل مشاهده است. هر چند فقر مالی و نداشتن سرمایه همچون مانعی برای یکجانشینی و فراهم کردن زیرساختهای دامداریِ متمرکز عمل کرده و توسعه این نوع دامداری را بهشدت کند کرده است.
برآیند تحولات نشان میدهد که تمایل به یکجانشینی به دلیل تغییرات فرهنگی از سوی زنان و نسل جوان بهشدت بالاست و انتظار میرود در آینده روند یکجانشینی با سرعت بیشتری ادامه پیدا کند. افول دامداری سنتی و سیر نزولی آن با توجه به شرایط طبیعی از جمله خشکسالی و تغییرات فرهنگی، اجتماعی و سبک زندگی امری اجتنابناپذیر است. با وجود این، اقداماتی چون ارائه تسهیلات برای ساخت خانه و مسکن، ارائه تسهیلات و کمکهزینه به دامداری و جایگاه نگهداری دام، ارائه تسهیلات آموزشی مانند مدارس شبانهروزی برای کودکان یا تسهیل رفتوآمد کودکان عشایر و روستاها به مدارس موجود در شهرهای نزدیک یا مراکز دهستان، ارائه خدمات پزشکی و درمانی سیار به روستاییان، ارائه خدمات و امکانات بهداشتی مثل تامین آب شرب، تامین آب دام، ارائه خدمات درمانی دامی و واکسیناسیون منظم دامها، افزایش امنیت عمومی در شهرستان، کمک به تسطیح اراضی و تفکیک مالکیت زمین، تعمیر و ترمیم راههای ارتباطی میان مزارع و میان روستاها و شهرستان و... میتواند به حفظ شغل دامداری و ماندگاری روستاییان در روستاهای ملکشاهی کمک کند.