سود سرما
چگونه ارزش اقتصادی سرد شدن هوا را محاسبه کنیم؟
در نگاه عمومی، سرد شدن هوا و ورود به فصل سرما اغلب به عنوان عاملی مزاحم، پرهزینه یا حتی بحرانزا تلقی میشود، چون مصرف انرژی را افزایش میدهد، حملونقل را مختل میکند و فشارهایی بر زندگی روزمره وارد میآورد. این نگاه باعث شده نقش سرما در سیاستگذاریها و تصمیمهای اقتصادی عمدتاً در قالب هزینه دیده شود، نه منفعت. در حالی که شواهد محیط زیستی و کشاورزی نشان میدهد سرما بخشی ضروری از چرخههای طبیعی است که نبود یا تضعیف آن میتواند پیامدهای اقتصادی قابل توجهی به همراه داشته باشد.
سرد شدن هوا به تنظیم اکوسیستمها، کاهش طبیعی آفات و بیماریها، تامین نیاز سرمایی بسیاری از محصولات کشاورزی و ذخیرهسازی طبیعی منابع آب از طریق برف و یخبندان کمک میکند. با این حال، این کارکردها بهندرت به صورت مستقیم ارزشگذاری اقتصادی میشوند و اغلب تنها زمانی مورد توجه قرار میگیرند که در اثر گرمتر شدن زمستانها، زیانهای ناشی از کاهش محصول، افزایش مصرف سموم، افت منابع آب یا آسیب به تنوع زیستی آشکار شود. در چنین شرایطی، هزینههای جایگزین کردن خدماتی که پیشتر به طور طبیعی از طریق سرما تامین میشدند، به مراتب بالاتر از آن چیزی است که در محاسبات اولیه دیده میشود.
اقتصاددانان آمریکایی، ویلیام مَسترز از دانشگاه پردو و مارگارت مکمیلان از دانشگاه تافتس، چگونگی تاثیر آبوهوای سرد را بر نرخ رشد اقتصاد تجزیهوتحلیل کردند. طبق پژوهشهای آنها که در مجله رشد اقتصاد منتشر شده است، سرما به دو دلیل بر اقتصاد تاثیر مثبت میگذارد. اول، مناطق سردسیر از نظر تاریخی کشاورزی توسعهیافتهتر و متنوعتری داشتهاند. نویسندگان این موضوع را به شرح زیر توضیح میدهند: یخبندانها جمعیت آفات کشاورزی، بهویژه حشرات، را تنظیم میکنند. آنها همچنین تشکیل خاکهای حاصلخیزتر را ترویج میدهند (عجیب است که بسیاری از گیاهان کشاورزی، مانند سیبزمینی و گندم، ابتدا در آبوهوای گرم کشت شدند، اما در آبوهوای معتدل عملکرد بالاتری دارند). علاوه بر این، یخ و برفی که در زمستان ظاهر میشوند، خطر خشکسالی را کاهش میدهند. دوم، در آبوهوای سرد، میکروارگانیسمهای بیماریزا بهسرعت گسترش نمییابند، در نتیجه اپیدمیها را مهار میکنند. این دو عامل، پایه و اساس قابل اعتمادی برای توسعه موفق سایر صنایع ایجاد کردهاند.
سازمانهای دولتی، پژوهشگران و بازرگانان مختلف اکنون بیشتر و بیشتر بر مناطق سردسیر تمرکز میکنند و نقش آن را به عنوان یک کل در اقتصاد ملی و بینالمللی برجسته میکنند. بااینحال، منابع طبیعی مناطق سردسیر اغلب نادیده گرفته میشوند. متاسفانه، دمای پایین و سرما، هنوز نه از نظر مفید بودن و استفاده از آن برای اهداف بشریت، بلکه بیشتر از نظر هزینههای کاهش آن، برای مثال تاثیر منفی دما بر فعالیتهای اقتصادی، شرایط نامساعد و راندمان پایین اقتصادی، در نظر گرفته میشود.
مسئله اصلی این است که نبود چهارچوبی روشن برای سنجش ارزش اقتصادی سرما باعث شده تصمیمگیریها در حوزه کشاورزی، مدیریت منابع آب و سازگاری با تغییرات اقلیمی بر پایه درک ناقصی از منافع واقعی فصل سرما انجام شود. تا زمانی که سرما فقط همچون یک عامل هزینهزا دیده شود، نه یک خدمت اکوسیستمی با ارزش اقتصادی قابل اندازهگیری، سیاستها ممکن است ناخواسته به تضعیف چرخههای طبیعی و افزایش هزینههای بلندمدت منجر شوند.
ارزش اقتصادی هوای سرد به طور فزایندهای در سیاستهای اقلیمی اهمیت پیدا میکند، زیرا روندهای گرمایش تهدیدی برای کاهش این مزایا و افزایش هزینههای ناشی از گرمای شدید هستند. ایجاد تعادل میان این پویاییها برای برنامهریزی اقتصادی و سازگاری با اقلیم در آینده ضروری است.
چگونه ارزش اقتصادی سرما را محاسبه کنیم؟

دلتنگ برفیم!
سالهاست که دیگر شاهد زمستانهایی پربرف همراه با سرمای زیاد نیستیم. برای برخی این ممکن است خوشایند باشد، اما برای کسانی که برای شغل یا تفریح به یک زمستان واقعی وابسته هستند، نبود زمستان میتواند بسیار سخت باشد. یکی از مستقیمترین و قابل اندازهگیریترین سهم اقتصادی هوای سرد در سال ۲۰۲۵، از گردشگری زمستانی و صنایع مرتبط حاصل میشود.
همه ما در سالهای اخیر شاهد رویدادهای شدید آبوهوایی بودهایم- اغلب در حیاط خلوت خانه خودمان. آبوهوای شدید به خانهها آسیب رسانده و به زندگیها پایان داده است. زمستانها تقریباً بدون برف و کولاک بوده است- در برخی مناطق کولاک و در برخی دیگر فقط گردوغبار در تمام طول فصل. این الگوهای آبوهوایی کاملاً متفاوت، برای کسانی که تغییر فصلها را در فضاهای بزرگتر مشاهده میکنند، نگرانکننده بوده است. برای کسانی که معیشت آنها به یک فصل زمستان قابل پیشبینی وابسته است، غیرقابل پیشبینی بودن و کمبود برفی میتواند به کاهش شدید درآمد منجر شود، که یک شاخص اقتصادی اولیه از چگونگی تغییرات آبوهوایی است.
در بسیاری از شهرهایی که به گردشگری زمستانی متکی هستند، برف «ارز رایج» است و انتظار میرود تغییرات اقلیمی به زمستانهای گرمتر، کاهش بارش برف و کوتاهتر شدن فصلهای برفی منجر شود. این کار به معنای ویرانی اقتصادی برای صنعت ورزشهای زمستانی است که عمیقاً به بارش برف سنگین و قابل پیشبینی وابسته است. برای مثال، صنعت گردشگری زمستانی ایالاتمتحده که ارزش آن میلیاردها دلار است، پیش از این تاثیر مستقیم کاهش برف انباشته زمستانی و افزایش میانگین دمای زمستان را احساس کرده است. در سراسر ایالاتمتحده، دمای زمستان از سال ۱۸۹۵ به میزان 16 /0 درجه فارنهایت در هر دهه افزایش یافته و از سال ۱۹۷۰ نرخ گرمایش بیش از سه برابر شده و به 55 /0 درجه فارنهایت در هر دهه رسیده است. علاوه بر این، قویترین روند گرمایش زمستانی در نیمه شمالی ایالاتمتحده رخ داده است، جایی که برف نقش اقتصادی مهمی در فصل زمستان آنها ایفا میکند.
همه اینها به معنای برف کمتر و تعداد کمتر افراد در دامنه کوههاست. دسامبر ۲۰۱۱ تا فوریه ۲۰۱۲، چهارمین زمستان گرم ثبتشده از سال ۱۸۹۶ و سومین زمستان با کمترین میزان پوشش برف از سال ۱۹۶۶ بود، زمانی که ماهوارهها شروع به ردیابی پوشش برف کردند. انجمن ملی مناطق اسکی (NSAA) برای فصل اسکی ۲۰۱2-۲۰۱1 گزارش داد که صنعت پیستهای اسکی «چالشبرانگیزترین فصل خود را از سال ۱۹۹2-۱۹۹1 تجربه کرد». طبق نظرسنجی پایان فصل NSAA، ۵۰ درصد از پیستهای اسکی دیر باز شدند و ۴۸ درصد زودتر بسته شدند و هر منطقه کاهش تعداد روزهای فعالیت را تجربه کرد.
تا فصل اسکی ۲۰10-۲۰09، ۸۸ درصد از پیستهای متعلق به انجمن ملی مناطق اسکی از برفسازی برای تکمیل پوشش برف طبیعی استفاده میکردند. برفسازی در زمستانهای کمبارش، پیستها را سرپا نگه میدارد، اما سالانه ۵۰۰ هزار دلار هزینه دارد و تا ۵۰ درصد از هزینههای انرژی پیستها را مصرف میکند. با گرم شدن هوا به مرور زمان فرآیند برفسازی به طور فزایندهای چالشبرانگیز خواهد شد.
در فصل زمستان ۲۰۲5-۲۰۲4 چین، انتظار میرفت بیش از ۵۲۰ میلیون سفر در طول فعالیتهای تفریحی زمستانی انجام شود که بیش از ۶۳۰ میلیارد یوآن (معادل ۸۸ میلیارد دلار) درآمد گردشگری ایجاد کند. این شامل اسکی، فعالیتهای برفی، جشنوارهها و هزینههای مهماننوازی میشود.
«اقتصاد زمستانی» چین اکنون یک بخش اقتصادی ملی بزرگ محسوب میشود و تولید و فروش تجهیزات و خدمات ورزشی زمستانی به طرز چشمگیری در حال گسترش است. این نشان میدهد که هوای سرد نهتنها به یک رکود فصلی، بلکه به یک محرک اقتصادی فعال تبدیل شده است؛ از استراحتگاهها و هتلها گرفته تا تولید تجهیزات و رویدادهای فرهنگی.
در مجموع، جامعه ورزشهای برفی برخی از اولین و ملموسترین تاثیرات تغییرات اقلیمی را مشاهده کرده است. این تاثیرات از کاهش برف انباشته و ذوب شدن یخچالهای طبیعی گرفته تا جنگلهای آلپی در حال مرگ و کوتاهتر شدن فصل زمستان متغیر بوده است. تغییرات اقلیمی در حال وقوع است و ما هر روز شاهد اثرات آن هستیم. آسیب به محیط زیست با آسیب به اقتصادهای محلی و مشاغل فردی همراه است. استراحتگاهها، هتلها، رستورانها، مغازهها و هزاران کسبوکار کوچک دیگر همگی برای حفظ پویایی و رفاه خود به ورزشهای زمستانی متکی هستند. صنعت گردشگری زمستانی، تاثیر زیادی بر اقتصاد ملی دارد.
بنابراین، باید از یکی از بزرگترین داراییهایمان، یعنی آبوهوای پایدار، محافظت کنیم. بدون آن، صنعت پرجنبوجوش ورزشهای زمستانی، اقتصاد جوامع کوهستانی در همه جا، و سبک زندگی ارزشمند زمستانی، نهتنها برای ما، بلکه برای فرزندانمان نیز از بین خواهد رفت. زمستانی که ما میشناسیم، در حال گذر است و ما نمیتوانیم منتظر بمانیم. باید از زمستانهای خود و به همراه آن، از شیوه زندگی هزاران نفر، صنعت جهانی ورزشهای زمستانی و کسبوکارهای محلی محافظت کنیم.
اقتصاد سرما
هوای سرد اغلب در درجه اول به عنوان محدودیتی برای فعالیتهای انسانی، همراه با تقاضای بیشتر انرژی، چالشهای حملونقل و مشکلات مربوط به سلامتی، برداشت میشود. بااینحال، از دیدگاه اقتصادی و زیستمحیطی، هوای سرد نقش حیاتی و اغلب دستکم گرفتهشدهای در حفظ بخشهای مختلف اقتصاد جهانی بازی میکند. از کشاورزی و منابع آب گرفته تا سیستمهای انرژی، گردشگری، بهداشت عمومی و بهرهوری صنعتی، آبوهوای سرد و سرمای فصلی خدمات طبیعی ارائه میدهند که ارزش اقتصادی بلندمدت ایجاد میکند. درک این مزایا در دوران تغییرات اقلیمی، جایی که از دست دادن فصول سرد باعث آسیبپذیریهای اقتصادی جدید میشود، به شکل روزافزون مهم است.
1- هوای سرد و اقتصاد کشاورزی
یکی از مهمترین مزایای اقتصادی هوای سرد در کشاورزی نهفته است. بسیاری از محصولات برای چرخههای رشد سالم به قرار گرفتن در معرض سرما وابسته هستند. میوههایی مانند سیب، گیلاس، هلو و انگور برای شکستن خواب (تغییر طبیعی یا مصنوعی در رویان بذر به منظور تحریک آن برای جوانهزنی) و تضمین گلدهی یکنواخت و عملکرد بالا به تعداد مشخصی از ساعات سرما در طول زمستان نیاز دارند. بدون دورههای سرمای کافی، بهرهوری محصول کاهش مییابد و مستقیم بر درآمد کشاورزان و زنجیرههای تامین مواد غذایی تاثیر میگذارد.
زمستانهای سرد همچنین مانند یک سازوکار طبیعی کنترل آفات عمل میکند. دمای پایین جمعیت حشرات، علفهای هرز و عوامل بیماریزای محصولات کشاورزی را که در غیر این صورت در تمام طول سال زنده میمانند، کاهش میدهد. این موضوع وابستگی کشاورزان به آفتکشهای شیمیایی را کاهش میدهد، از هزینههای تولید و آسیبهای زیستمحیطی میکاهد و در عین حال ایمنی مواد غذایی را بهبود میبخشد. از نظر اقتصادی، هوای سرد یک سرویس اکوسیستم رایگان فراهم میکند که از کشاورزی پایدار پشتیبانی میکند.
علاوه بر این، چرخههای انجماد-ذوب با شکستن لایههای فشرده و افزایش نفوذ آب، ساختار خاک را بهبود میبخشند. خاکهای سالمتر به عملکرد بهتر محصول و کاهش هزینههای خاکورزی مکانیکی منتهی میشوند و تابآوری اقتصادی در سطح مزرعه را بیشتر تقویت میکنند.
۲- منابع آب و سیستمهای ذخیرهسازی طبیعی
هوای سرد برای امنیت آب ضروری است؛ عاملی که زیربنای کشاورزی، صنعت و اقتصاد شهری است. بارش برف و تودههای برف به عنوان مخازن طبیعی عمل میکنند، به این شکل که آب را در طول زمستان ذخیره کرده و به تدریج در طول بهار و تابستان آزاد میکنند. این آزادسازی مداوم، بهویژه در مناطق وابسته به سیستمهای کوهستانی، از آبیاری، تامین آب آشامیدنی و تولید برقآبی پشتیبانی میکند.
در مقایسه با بارندگی، ذوب برف، تامین آب قابل پیشبینیتر و مدیریتپذیرتری را فراهم میکند. دمای سرد همچنین تلفات تبخیر از دریاچهها، مخازن و خاکها را کاهش میدهد و در دسترس بودن موثر آب شیرین را افزایش میدهد. در مناطق خشک و نیمهخشک، این نقش هوای سرد میتواند از نظر اقتصادی تعیینکننده باشد.
یخچالهای طبیعی و مناطق دارای برف طولانیمدت، که به وسیله آبوهوای سرد حفظ میشوند، از میلیونها نفر در پاییندست حمایت میکنند. ارزش اقتصادی این ذخیره آبِ وابسته به سرما شامل تولیدات کشاورزی، تولید انرژی و کاهش هزینههای مرتبط با کمبود آب و مدیریت خشکسالی است.
۳- سیستمهای انرژی و بهرهوری اقتصادی
در حالی که هوای سرد تقاضا برای گرمایش را افزایش میدهد، اما مزایای اقتصادی مرتبط با انرژی مهمی نیز ارائه میدهد. در بسیاری از مناطق، هزینههای سرمایش در فصول گرم از هزینههای گرمایش بیشتر است. آبوهوای سرد نیاز به تهویه مطبوع را کاهش میدهد، در مصرف برق صرفهجویی میکند، تقاضای اوج مصرف انرژی را پایین میآورد و فشار بر شبکههای برق را کم میکند.
برخی از صنایع مستقیم از دمای سرد بهرهمند میشوند. مراکز داده، تاسیسات ذخیرهسازی سرد، کارخانههای فرآوری مواد غذایی و انبارهای دارویی، در آبوهوای سردتر، جایی که دمای طبیعی هزینههای تبرید را کاهش میدهد، با کارایی بیشتری کار میکنند. این امر بر موقعیت جغرافیایی قطبهای اصلی صنعتی و فناوری در مناطق سردسیر تاثیر گذاشته است.
آبوهوای سرد همچنین سرمایهگذاری در ساختمانهای با بهرهوری انرژی بالا، سیستمهای گرمایش منطقهای و فناوریهای عایقبندی را تشویق میکند. این نوآوریها باعث ایجاد شغل، تحریک بازارها و بهبود بهرهوری انرژی در درازمدت میشود و بازده اقتصادی بسیار فراتر از فصل زمستان به همراه دارد.
۴- گردشگری زمستانی و توسعه منطقهای
آبوهوای سرد محرک اصلی اقتصاد گردشگری جهانی است. گردشگری زمستانی -از جمله اسکی، اسنوبورد، اسکیت روی یخ، جشنوارههای زمستانی و گردشگری شفق قطبی- سالانه میلیاردها دلار درآمد ایجاد میکند. کشورهایی مانند سوئیس، اتریش، کانادا، نروژ، ژاپن و فنلاند برای درآمد فصلی و اشتغال بهشدت به آبوهوای سرد متکی هستند.
گردشگری زمستانی از یک شبکه اقتصادی گسترده پشتیبانی میکند: مهماننوازی، حملونقل، تولید تجهیزات، ساختوساز و خدمات محلی. در بسیاری از مناطق کوهستانی و شمالی، گردشگری فصل سرد از کاهش جمعیت روستایی جلوگیری کرده و از معیشت جامعه حمایت میکند.
گردشگری هوای سرد، فراتر از درآمد مستقیم، سرمایهگذاری در زیرساختها، مانند جادهها، فرودگاهها و ارتباطات از راه دور را تشویق میکند که در تمام طول سال به اقتصادهای محلی سود میرساند.
۵- ذخیرهسازی مواد غذایی، زنجیرههای تامین و تجارت
آبوهوای سرد نقش حیاتی در نگهداری و لجستیک مواد غذایی ایفا میکند. به طور طبیعی دمای پایین، فساد را کاهش میدهد، ماندگاری را افزایش میدهد و از هزینههای ذخیرهسازی و حملونقل محصولات کشاورزی و شیلات میکاهد. از نظر تاریخی، آبوهوای سرد با حفظ مواد غذایی قبل از اختراع یخچالهای مدرن، تجارت از راه دور را ممکن میکرد.
حتی امروزه، فصول سرد، تلفات پس از برداشت را کاهش میدهد، که یک چالش اقتصادی عمده در سیستمهای غذایی جهانی است. نرخ پایینتر فساد به سود بیشتر برای تولیدکنندگان، قیمت پایینتر برای مصرفکنندگان و بهبود امنیت غذایی منجر میشود.
در شیلات، محیطهای آب سرد از گونههای باارزش اقتصادی حمایت و تجزیه را کند میکنند و کیفیت محصول و ارزش بازار را بهبود میبخشند.
۶- زیرساخت، ساختوساز و دوام طبیعی
در مناطق سردسیر، زمین یخزده سطوح پایداری را برای حملونقل و ساختوساز سنگین، بهویژه در مناطق شمالی و قطب شمال، مهیا میکند. برای مثال، جادههای یخی، استخراج معدن، استخراج نفتوگاز و تحویل کالا به جوامع دورافتاده را با هزینههای بسیار کمتری نسبت به زیرساختهای دائمی امکانپذیر میکنند.
دمای سرد همچنین پوسیدگی و خوردگی بیولوژیک را کند میکند و طول عمر ساختمانها، خطوط لوله و مواد ذخیرهشده را افزایش میدهد. این کار هزینههای نگهداری و جایگزینی را کاهش میدهد و صرفهجویی اقتصادی بلندمدت به همراه دارد.
7- بهداشت عمومی و بهرهوری نیروی کار (دستاوردهای اقتصادی غیرمستقیم)
از دیدگاه اقتصاد کلان، هوای سرد میتواند مزایای اقتصادی غیرمستقیم مرتبط با سلامت به همراه داشته باشد. درحالیکه سرمای شدید خطراتی را به همراه دارد، آبوهوای معتدل سرد از بسیاری از تلفات بهرهوری مرتبط با گرمای شدید، مانند استرس گرمایی، کمآبی بدن و کاهش ظرفیت نیروی کار، جلوگیری میکند.
شرایط سرد همچنین شیوع برخی بیماریهای منتقله از طریق ناقل، مانند مالاریا و تب دنگی را محدود میکند و هزینههای مراقبتهای بهداشتی و تلفات بهرهوری را کاهش میدهد. کاهش بار بیماری به بازارهای کار قویتر و ثبات اقتصادی میانجامد.
8- ارزش اقتصادی استراتژیک، زیستمحیطی و بلندمدت
هوای سرد از صنایع استراتژیک مانند جنگلداری، معدن و استخراج انرژی، بهویژه در مناطق شمالی، پشتیبانی میکند. سرمای فصلی امکان دسترسی به مناطق غیرقابل دسترس را فراهم میکند و هزینههای عملیاتی را کاهش میدهد.
از نظر زیستمحیطی، آبوهوای سرد به حفظ تنوع زیستی، تنظیم سیستمهای آبوهوایی جهانی و حفظ اکوسیستمهایی که از شیلات، کشاورزی و گردشگری پشتیبانی میکنند، کمک میکند. این مزایای بلندمدت، نوعی سرمایه طبیعی را نشان میدهند که ارزش اقتصادی آن زمانی آشکار میشود که سیستمهای سرد به دلیل روند گرمایش از بین بروند.
در مجموع، هوای سرد چیزی فراتر از یک چالش فصلی است؛ بلکه یک دارایی اقتصادی حیاتی است. اقلیمهای سرد با حمایت از کشاورزی، امنیت آب، بهرهوری انرژی، گردشگری، سیستمهای غذایی، زیرساختها و بهداشت عمومی، به طور قابل توجهی به اقتصادهای منطقهای و جهانی کمک میکنند و خدمات اقتصادی ضروری ارائه میدهند که اغلب تا زمانی که ناپدید نشوند، نامرئی هستند. ازآنجاکه تغییرات اقلیمی فصلهای سرد را در بسیاری از نقاط جهان کاهش میدهد، شناخت و ارزشگذاری اهمیت اقتصادی هوای سرد برای سیاستگذاری آگاهانه، توسعه پایدار و تابآوری اقتصادی بلندمدت حیاتی است. با برنامهریزی و سازگاری مناسب، هوای سرد میتواند به جای اینکه مانع توسعه شود، تابآوری، پایداری و ثبات اقتصادی بلندمدت را افزایش دهد.
با تقویت اقتصادهای گردشگری فصلی، آبوهوای سرد به مناطق کمک میکند تا از رکود کلاسیک «خارج از فصل» که مقاصد معتدل اغلب از آن رنج میبرند، جلوگیری کنند. روستاهای کوهستانی، شهرهای دورافتاده منطقه قطب شمال و استراحتگاههای آلپ با بهرهگیری از فعالیتهای زمستانی، اقامت، حملونقل و خدمات غذایی مرتبط با تفریحات هوای سرد، پایداری در تمام طول سال را تضمین میکنند.
اکوسیستمهایی که از طریق آبوهوای سرد شکل میگیرند (برای مثال، جنگلهای شمالی، تالابهای توندرا) همچنین خدمات ترسیب کربن، تنوع زیستی و زیستگاهی را ارائه میدهند که برای تنظیم آبوهوا و اکوتوریسم ارزش بلندمدت دارند.
در پایان، اقتصادهای هوای سرد، یک پارادوکس مهم از اقلیم مدرن را نشان میدهند: درحالیکه میانگین دما افزایش مییابد، سردترین شرایط همچنان از طریق الگوهای گردشگری و انرژی اهمیت اقتصادی دارند، حتی اگر فراوانی آنها در درازمدت کاهش یابد.

شهرهای زمستانی
شهر زمستانی یا شهرهای زمستانی مفهومی برای جوامع در عرضهای جغرافیایی شمالی است که آنها را تشویق میکند تا سیستمهای حملونقل، ساختمانها و پروژههای تفریحی خود را حول ایده استفاده از زیرساختهایشان در هر چهار فصل، از جمله زمستان، به جای فقط سه فصل دیگر، برنامهریزی کنند.
در جوامع و مناطقی که مفهوم پذیرش زمستان رواج یافته، تاثیر چشمگیری بر زندگی ساکنان داشته است، بهویژه از نظر بهبود زیستپذیری زمستانی، افزایش گردشگری و تقویت اقتصاد در دورانی که به طور سنتی یک دوره رکود اقتصادی محسوب میشد. این مفهوم به بسیاری از جوامع کمک کرده است تا فرصتهایی را که زمستان ارائه میدهد، ببینند و به بسیاری از ساکنان شمال کمک کرده است تا بپذیرند که زمستان میتواند زمان لذتبخشی از سال باشد و همه نیازی به نقل مکان به مناطق گرمتر از نوامبر تا می ندارند.
انجمن «شهرهای زمستانی قابل سکونت» در سال ۱۹۸۲ از سوی گروهی از مردم از سراسر آمریکای شمالی تشکیل شد و زمانی در مینیاپولیس، اتاوا و انکوریج شعبه داشت. اعضا شامل شهرها، برنامهریزان، معماران، مهندسان و سایر افراد علاقهمند از سراسر جهان بودند. از سال ۱۹۸۲ تا ۲۰۰۵، این انجمن کنفرانسهایی را ترتیب داد، کتابها و فصلنامه «شهرهای زمستانی» را منتشر کرد. «انجمن شهرهای زمستانی قابل سکونت»، یک سازمان غیرانتفاعی که به دست گروهی متعهد اما کوچک از داوطلبان اداره میشود، در نهایت برای حفظ ماموریت خود تلاش کرده است. ماموریت این انجمن اکنون از طریق تلاشهای موسسه شهرهای زمستانی احیا شده است که اعضای آن شامل شهرداریها، رهبران جامعه و متخصصان طراحی از سراسر جهان هستند. موسسه معماری آمریکا و موسسه معماری سلطنتی کانادا در نشریه سال ۱۹۸۶ خود با عنوان «شهرهای زمستانی قابل سکونت»، شهرهای زمستانی را «مکانهایی که میانگین دمای ژانویه در آنها ۳۲ درجه فارنهایت (صفر درجه سانتیگراد) یا سردتر است و عموماً در عرض جغرافیایی بالای ۴۵ درجه قرار دارند» تعریف کردند. تعاریف یک شهر زمستانی از آن زمان تغییر کرده و بیشتر بر مفهوم تفکر شهر زمستانی تمرکز کرده است تا تکیه بر دماها و جغرافیای خاص یک شهر.
کتاب «شهرهای زمستانی قابل سکونت» که در سال ۱۹۸۶ در ادمونتون منتشر شد، زمینه و پیشینه محکمی از رابطه شهر با زمستان ارائه میدهد. این کتاب بر فقدان ادبیات در مورد طراحی شهرهای زمستانی تاکید میکند و تلاش میکند منبعی جامع برای شهرهای زمستانی، در زمانی که این موضوع نسبتاً جدیدتر بود، ارائه دهد. این کتاب ریشههای تاریخی ادمونتون را تشریح و ادعا میکند: «شهرهای شمالی در غرب تقریباً به طور کامل در قرن بیستم از سوی سازندگان خصوصی و دولتی که روی املاک خود کار میکردند، برای پاسخگویی به نیازهایشان ساخته شدند.» این تمرکز بر نیازهای خصوصی و فردگرایانه، شهرها را بیارتباط، پراکنده و فاقد تجهیزات لازم برای مقابله با زمستان کرده است.
اغلب گفته شده است که بسیاری از جوامع در عرضهای جغرافیایی شمالی در انکار آبوهوای شمالی خود زندگی میکنند. به عنوان شاهد، آنها به این واقعیت اشاره میکنند که بسیاری از شهرهای شمالی تقریباً به همان روشی طراحی شدهاند که شهرهای جنوبی /گرمسیری طراحی شدهاند.
جوامع شمالی یا «شهرهای زمستانی» فرصتهای زیادی برای کاهش اثرات منفی فصل زمستان دارند و درعینحال جنبههای مثبت بسیاری را برای ایجاد محیطی پرجنبوجوش، پایدار و قابل سکونت برای آیندهای مرفه تقویت میکنند. پایداری شهرهای زمستانی نیازمند رویکردی خلاقانه است که به مشکلات برف و سرما بپردازد و در عین حال مزایا، فرصتها و زیباییهای فصل زمستان را افزایش دهد. یک رویکرد مثبت، نگرش ساکنان را بهبود میبخشد و توانایی جامعه را در جذب مشاغل و ساکنان جدید تقویت میکند.
زمستان اغلب یک نیروی منفی که باعث ایجاد ناراحتی و هزینه اضافی میشود، تلقی میشود، که بخشی از آن به دلیل برنامهریزی و ساخت شهرها و ساختمانهایی است که گویی در مکانی جنوبی و گرمتر قرار دارند.
برنامهریزی شهری و شهرکی، طراحی سایت، مهندسی حملونقل و زیرساختها و معماری، همگی میتوانند از طریق بهکارگیری اصول طراحی «شهر زمستانی» که با طبیعت سازگار هستند، نه در مقابل آن، بهرهمند شوند تا زمستان را به بخش مثبتی از سبک زندگی چهار فصل تبدیل کنند. هدف، ایجاد زیستپذیری، کاهش ناراحتی انسان، ارتقای بهرهوری انرژی و پایداری اقتصادی مکانهای شمالی است.