روز صفر
کدام شهرهای جهان در آستانه خروج از چرخه زیست انسانی هستند؟
بسیاری از شهرها و مناطق جهان بهدلیل تغییرات اقلیمی، گرمای شدید، بالا آمدن سطح دریاها، فرونشست زمین، خشکسالی، سیل، آلودگی و فروپاشی اکوسیستم، به طرزی فزاینده در معرض خطر غیرقابل سکونت شدن قرار دارند. برخی از آنها در حال حاضر با این مشکل دستوپنجه نرم میکنند، درحالیکه برخی دیگر در دهههای آینده با تهدیدهای جدی روبهرو خواهند شد.
دانشمندان میگویند پیشبینی میشود که تا سال ۲۰۷۰، سه میلیارد نفر در مناطقی زندگی کنند که غیرقابل سکونت شدهاند (مناطق سیاه در شکل).
طبق مطالعهای که در PNAS در سال ۲۰۲۰ منتشر شد، یکسوم جمعیت جهان میتوانند تنها در ۵۰ سال آینده در اقلیمی مشابه صحرای بزرگ آفریقا زندگی کنند. این بدان معناست که تا سال ۲۰۷۰، 5 /3 میلیارد نفر میتوانند با میانگین دمای اواسط دهه ۸۰ میلادی، «خارج از منطقه آسایش بشریت» زندگی کنند. در کمتر از ۵۰ سال، بخشهای بزرگی از شمال آمریکای جنوبی، آفریقای مرکزی، هند و شمال استرالیا برای زندگی انسان بسیار گرم خواهند شد. شتاب گرمایش جهانی اما نشان میدهد که این مهلت رو به کاهش است.
هنگامی که این مناطق برای زندگی انسان بسیار گرم شوند، تخمین زده میشود که سه میلیارد نفر مجبور به ترک خانههای خود در بزرگترین مهاجرتی که جهان تاکنون به خود دیده است، شوند که طی سه دهه آینده ادامه خواهد یافت.
در نزدیکی خانهها، سطح خشکسالی در سراسر مدیترانه در اسپانیا و ایتالیا و جاهای دیگر در حال حاضر نگرانکننده است. سال 2024 گرمترین سال ثبتشده بود و با توجه به اینکه دمای دریا رکوردهای سال گذشته را شکسته است، امسال قرار است بدتر هم باشد. درحالیکه اروپا غیرقابل سکونت نخواهد شد، اما دما در دهههای آینده به طرز ناراحتکنندهای بالا خواهد رفت.
پیتر داینز، اقلیمشناس، میگوید: «اگر این منطقه، تابستانی را که انتظار داریم، با دمای بیسابقه جهانی تجربه کند، این شرایط خشکسالی حتی شدیدتر خواهد شد.» و بهعنوان نشانهای از اتفاقات آینده، حتی اگر اروپا تا 30 سال دیگر سکونتپذیر باقی بماند، پیامدهای اقتصادی گرمایش جهانی تاثیر شدیدی بر کیفیت زندگی خواهد داشت و امنیت غذایی این قاره را تهدید میکند.
اما این فاجعه، تنها گریبان اروپا را نگرفته است. افزایش گرما و رطوبت ناشی از تغییرات اقلیمی، افراد بیشتری را به خارج از شرایط آبوهوایی ایدهآل برای فیزیولوژی انسان سوق میدهد. در حال حاضر، حدود ۶۰۰ میلیون نفر در خارج از شرایط آبوهوایی قابل سکونت زندگی میکنند و با هر درجه گرمایش آینده، تخمین زده میشود که ۱۰ درصد از جمعیت جهان به آنها ملحق خواهند شد.
برخی از مناطق، که در جنوب جهان متمرکز شدهاند، بیشتر از سایرین در معرض گرما و رطوبت شدید قرار دارند. این جمعیتها همچنین از زیرساختهای تطبیقی (مانند تهویه مطبوع) برای پشتیبانی از ادامه سکونتپذیری بیبهرهاند.

تهدید بقا
در بیشتر تاریخ بشر، شهرها در جایی ظهور کردهاند که آبوهوا، آب و جغرافیا زندگی را ممکن میکردند. بااینحال، امروزه تعداد فزایندهای از شهرها در سراسر جهان به شرایطی نزدیک میشوند که پایههای زندگی شهری را به چالش میکشد. تغییرات اقلیمی، تخریب محیط زیست و توسعه ناپایدار در حال همگرایی هستند تا سکونت را در برخی از شهرها بهطور فزایندهای دشوار -یا حتی خطرناک- کنند. «غیرقابل سکونت» لزوماً به معنای متروکه شدن یکشبه نیست، بلکه به معنای مکانهایی است که زندگی روزمره بهدلیل گرما، سیل، کمبود آب، آلودگی یا خرابی زیرساختها ناامن، غیرقابل دسترس یا ناپایدار میشود. در ادامه به عواملی اشاره شده است که سبب میشود زیست انسانی یک شهر در معرض نابودی قرار گیرد.
الف) شهرهای ساحلی و بالا آمدن دریاها
یکی از قابل مشاهدهترین تهدیدها، افزایش سطح دریاست که بهطور نامتناسبی بر شهرهای ساحلی و دلتا تاثیر میگذارد. جاکارتا، اندونزی، اغلب بهعنوان سریعترین ابرشهر در حال غرق شدن در جهان شناخته میشود. استخراج بیشازحد آبهای زیرزمینی باعث شده است که بخشهایی از شهر سالانه چند سانتیمتر فرونشست کند، درحالیکه بالا آمدن دریاها خطرات سیل را افزایش میدهد. تمام محلهها مرتب دچار آبگرفتگی میشوند و همین امر اندونزی را به برنامهریزی برای ساخت یک پایتخت جدید واداشته است.
به همین ترتیب، داکا، بنگلادش، با ترکیبی از طغیان رودخانهها، طوفانها، افزایش سطح دریا و نفوذ آب شور مواجه است. میلیونها نفر از ساکنان درست بالای سطح دریا زندگی میکنند و حتی افزایش اندک ارتفاع آب، خانهها، منابع آب آشامیدنی و سیستمهای بهداشتی را تهدید میکند. نتیجه، جابهجایی تدریجی به جای تخلیه ناگهانی است.
در کشورهای ثروتمندتر نیز، شهرها مصون نیستند. میامی، ایالاتمتحده، با عبور آب دریا از بستر سنگ آهک متخلخل، «سیلهای آفتابی» مکرر را تجربه میکند. این کار جادهها، ساختمانها و سیستمهای فاضلاب را تضعیف میکند. شهرهای تاریخی مانند ونیز، ایتالیا، بُعد دیگری را نشان میدهند: میراث فرهنگی در معرض خطر. با وجود موانع عظیم سیل، جزرومدهای بالاتر و طوفانهای شدیدتر تعداد رخدادهای سیل را افزایش میدهند و ساختمانها و زیرساختها را میفرسایند. حتی اگر ونیز از نظر فیزیکی زنده بماند، شرایط برای ساکنان دائمی همچنان رو به وخامت است.
ب) گرمای شدید و آستانه بقای انسان
گرما بهعنوان یکی از عوامل تعیینکننده در غیرقابل سکونت بودن شهرها در حال ظهور است. دانشمندان هشدار میدهند که بخشهایی از جهان به دمای «هوای تر»1 نزدیک میشوند- ترکیبی از گرما و رطوبت که فراتر از آن بدن انسان نمیتواند خود را خنک کند.
شهرهای جنوب آسیا و خاورمیانه، بهویژه آسیبپذیر هستند. کراچی، پاکستان و کلکته هند، مرتب امواج گرمایی مرگبار همراه با رطوبت بالا را تجربه میکنند. در این شرایط، حتی افراد سالم نیز بدون دسترسی به تهویه مطبوع و برق قابل اعتماد در معرض خطر هستند.
در خاورمیانه، شهرهایی مانند بصره (عراق)، شهر کویت و بخشهایی از دوحه با دمای تابستانی بیش از ۵۰ درجه سانتیگراد مواجه هستند. قطع برق در طول امواج گرما میتواند به سرعت کشنده شود. درحالیکه این شهرها ممکن است از نظر اقتصادی مهم باقی بمانند، کار در فضای باز، نگهداری زیرساختها و حتی فعالیتهای روزمره به طرزی فزاینده خطرناک میشوند.
گرما همچنین بر شهرهای مناطق نیمهگرمسیری و معتدل تاثیر میگذارد. فینیکس، ایالاتمتحده، اکنون هر تابستان، هفتهها گرمای شدید را ثبت میکند که سیستمهای انرژی را به محدودیتهای خود میرساند و مرگومیر ناشی از گرما را بالا میبرد. جزایر گرمایی شهری -که ناشی از بتن، آسفالت و کمبود پوشش گیاهی هستند- این مشکل را بهویژه در محلههای کمدرآمد تشدید میکنند.
ج) کمبود آب و فروپاشی شهری
بعضی از شهرها نه بهدلیل آب زیاد، بلکه بهدلیل کمبود آب، غیرقابل سکونت میشوند. کیپ تاون، آفریقای جنوبی، در سال ۲۰۱۸ به «روز صفر» نزدیک شد، زمانی که شیرهای آب شهری بهدلیل خشکسالی طولانیمدت تقریباً بسته شدند. اگرچه این بحران بهطور موقت برطرف شد، اما الگوهای اقلیمی نشان میدهند که تنش آبی باز خواهد گشت.
در چِنای هند، مخازن آب بارها خشک شدهاند و ساکنان را مجبور کردهاند به کامیونهای آب و تامینکنندگان خصوصی تکیه کنند. این موضوع به نابرابری، تنش اجتماعی و خطرات بهداشت عمومی دامن میزند. کمبود آب همچنین بر شهرهای ایران، مکزیک و بخشهایی از غرب ایالاتمتحده تاثیر میگذارد، جایی که سفرههای آب زیرزمینی سریعتر از آنکه بتوانند دوباره پر شوند، تخلیه میشوند.
وقتی آب غیرقابل اعتماد میشود، شهرها برای عملکرد خود به مشکل بر میخورند. بیمارستانها، مدارس، صنایع و سیستمهای بهداشتی همگی به تامین مداوم آب وابسته هستند. در یک نقطه خاص، فعالیت اقتصادی کند میشود، پیامدهای بهداشتی وخیمتر میشود و ساکنان شروع به ترک شهر میکنند.
د) آلودگی و شرایط زندگی سمی
بعضی از شهرها بهدلیل آلودگی مزمن، نه بلایای حاد آبوهوایی، از سکنه خالی میشوند. دهلی، هند، مرتب سطح آلودگی هوا را بسیار فراتر از حد ایمن، بهویژه در زمستان، ثبت میکند. قرار گرفتن طولانیمدت در معرض آلودگی هوا بیماریهای تنفسی و قلبی-عروقی را تشدید میکند و امید به زندگی را کمرنگ میکند.
بهطور مشابه، شهرهایی مانند لاهور، تهران و اولانباتور از دود مداوم ناشی از ترافیک، صنعت، جغرافیا و مصرف انرژی رنج میبرند. درحالیکه آلودگی بهتنهایی ممکن است موجب تخلیه فوری نشود، اما پیوسته سلامت عمومی را تهدید میکند، کیفیت زندگی را کاهش میدهد و پایداری شهرها را برای نسلها دشوارتر میکند.
ه) خطرات ترکیبی و شکنندگی اجتماعی
خطرناکترین موقعیتها در جایی به وجود میآیند که چندین خطر همپوشانی دارند. لاگوس، نیجریه، با افزایش سطح دریا، سیل، گرمای شدید و رشد انفجاری جمعیت روبهروست که همه در شرایط سرمایهگذاری محدود در زیرساختها قرار دارند. سکونتگاههای غیررسمی در مناطق مستعد سیل آسیبپذیرتر هستند.
در آمریکای لاتین، شهرهایی مانند لیما کمبود آب، خطر لرزهای و تنش آبوهوایی را با هم ترکیب میکنند. در بخشهایی از آمریکای مرکزی، آبوهوای شدید مرتبط با تغییرات اقلیمی به فروپاشی شهری و فشارهای مهاجرت کمک میکند.
در این زمینهها، غیرقابل سکونت بودن فقط زیستمحیطی نیست؛ بلکه اجتماعی و سیاسی نیز هست. ضعف حاکمیتی، نابرابری و نبود برنامهریزی، فروپاشی را سرعت میدهد. در این مرحله، یک شهر ممکن است هنوز روی نقشه وجود داشته باشد، اما نقش آن بهعنوان خانهای پایدار برای میلیونها نفر به خطر میافتد.
بدون کاهش شدید تغییرات اقلیمی، برنامهریزی شهری هوشمندانهتر و سرمایهگذاری در تابآوری، فهرست شهرهای روی لبه پرتگاه همچنان رو به افزایش خواهد گذاشت. در بسیاری از موارد، آینده شهرها در مورد بقا در مقابل فروپاشی نیست، بلکه در مورد این است که چه کسی میتواند بماند و در چه شرایطی.

آینده تاریک
نادیده گرفتن این موضوع هر روز سختتر میشود که برخی از بزرگترین شهرهای جهان به آرامی در حال تبدیل شدن به مکانهایی هستند که مردم دیگر نمیخواهند در آنها زندگی کنند. گرمای غیرقابل تحمل و کاهش منابع آب به این معناست که این احتمالات در آیندهای نه چندان دور اتفاق خواهند افتاد. این اتفاق سریعتر از آنچه بیشتر ما تصور میکردیم در حال رخ دادن است. برخی از این شهرها عبارتاند از:
1- عدن، یمن
پیشبینی میشود تا سال ۲۰۳۰، عدن (Aden) حدود ۱۰۷ روز در سال، دمای ترِ بیش از ۳۲ درجه سانتیگراد را تجربه کند که بهطور خطرناکی، بسیار بالاست. این افزایش فشار گرما، همراه با مراقبتهای بهداشتی محدود، کمبود آب و ناامنی غذایی، خطرات جدی برای سلامت عمومی ایجاد میکند و میتواند بحران انسانی یمن را که از قبل هم شدید بوده است، بدتر کند.
2- میامی، ایالاتمتحده آمریکا
خیابانهای میامی ممکن است تا پایان قرن غرق شوند. بالا آمدن آب دریاها بیش از ۳ /3 میلیون نفر از ساکنان را تهدید میکند، بهویژه در مناطق کمارتفاع مانند میامی-دِید و بِروارد. پایه سنگ آهک متخلخل کمکی نمیکند؛ آب دریا میتواند از زمین بالا بیاید و سدهای سنتی مقابله با سیل را در مقایسه با سایر شهرها کماثرتر کند.
3- لاگوس، نیجریه
لاگوس تا ۱۰۸ ساعت در سال بالاتر از آستانههای گرمای کشنده را تجربه میکند و همچنین بهدلیل موقعیت کمارتفاع خود در یک تالاب، در برابر افزایش سطح دریا آسیبپذیر است. طبق گزارش سازمان ملل متحد و چندین مطالعه تابآوری اقلیمی، ترکیبی از رشد سریع جمعیت، زیرساختهای ضعیف و قرار گرفتن در معرض سواحل، این شهر را در میان ابرشهرهای آفریقا قرار میدهد که بیشترین تهدید آبوهوایی را متحمل میشوند.
4- شانگهای، چین
شانگهای نیروگاه مالی چین و یک کانون آبوهوایی آینده است. تا اواخر قرن بیست و یکم، ممکن است بیش از ۳۲۰ ساعت در سال با سطح گرمای تهدیدکننده زندگی مواجه شود. انتظار میرود دمای هوای تر در این شهر بهطور منظم از حد مجاز فراتر برود که ناشی از ترکیبی از رطوبت، آلودگی و تشدید گرمای شهری است.
5- جاکارتا، اندونزی
جاکارتا بهدلیل استخراج بیشازحد آبهای زیرزمینی در حال غرق شدن است و با سیلهای بیامان روبهروست. دولت اندونزی قصد دارد پایتخت خود را به کالیمانتان شرقی منتقل کند تا از بدترین سناریو جلوگیری کند: بیشتر شمال جاکارتا تا اواسط قرن در آب غرق خواهد شد.
6- بندرعباس، ایران
پیشبینی میشود که بندرعباس در کشورمان تا سال ۲۱۰۰ تحت سناریوهای انتشار بالای گازهای گلخانهای، چندین برابر از دمای هوای ترِ بحرانی ۳۵ درجه سانتیگراد فراتر برود. مطالعات نشان میدهد که این شهر در حال حاضر بالاترین تنش گرمایی تابستانی ایران را ثبت میکند و دمای هوای تر به 1 /37 درجه سانتیگراد میرسد.
7- داکا، بنگلادش
داکا، در بنگلادش، با شرایط آبوهوایی نامتعارف بیگانه نیست. این شهر با تهدیدهای فزاینده ناشی از گرمای کشنده و سیلهای بیامان روبهروست. پیشبینیهای آینده حاکی از آن است که سالانه بیش از ۳۴۰ ساعت شرایط گرمایی خطرناک در انتظار مردم خواهد بود. با اضافه شدن جمعیت بیشازحد و فرسایش مکرر کناره رودخانهها، داکا به نمونه بارز شهری دچار بحران آبوهوایی تبدیل میشود.
8- نیواورلئان، ایالاتمتحده آمریکا
نیواورلئان هنوز از سایه طوفان کاترینا رهایی نیافته است. حتی افزایش متوسط سطح دریا به میزان سه فوت میتواند یکسوم شهر را زیر آب ببرد. موجهای طوفان و سیلهای جزرومدیِ بیشتر به این معناست که کل محلهها، بهویژه محلههای پایینتر، میتوانند ناپدید شوند. فرسایش ساحلی و ناپدید شدن تالابها، این شهر نمادین را هر سال آسیبپذیرتر میکند.
9- شیکاگو، ایالاتمتحده آمریکا
شیکاگو که به زمستانهای بسیار سردش شهره است، در معرض گرمای شدید تابستان نیز قرار دارد. در سال ۱۹۹۵، بیش از ۷۰۰ نفر در اثر موج گرمای کشنده جان خود را از دست دادند. دانشمندان هشدار میدهند که چنین رویدادهایی ممکن است در هر زمانی دوباره رخ دهند، بهخصوص با توجه به اینکه تغییرات اقلیمی تابستانهای گرمتر و مرطوبتر غرب میانه را تشدید میکند. ارتقای زیرساختها همچنان حیاتی، اما کند است.
10- دوبی، امارات متحده عربی
آینده سوزان دوبی بهسرعت در حال فرا رسیدن است. تا سال ۲۰۷۰، دمای روزانه میتواند به ۱۱۳ درجه فارنهایت برسد، و دمای هوای تر نزدیک یا بالاتر از سطوح کشنده خواهد بود. در حال حاضر، تابستان در این شهر اغلب به معنای ماندن در خانه است. بدون مداخلههای اساسی، کار در فضای باز، گردشگری و حتی زندگی روزمره میتواند تا اواسط قرن با محدودیتهای خطرناکی روبهرو شود.
11- پکن، چین
پکن از چندین جهت در حال گرم شدن است. این شهر تا سال ۲۱۰۰، با بیش از ۱۲۰ ساعت گرمای شدید سالانه روبهرو خواهد شد و با آلودگی هوای خفهکننده دستوپنجه نرم خواهد کرد. مه غلیظ به بخشی از زندگی روزمره تبدیل شده و میزان بیماریهای تنفسی را افزایش میدهد.
12- هانوی، ویتنام
طبق الگوهای اقلیمی، هانوی، پایتخت ویتنام، تا سال ۲۱۰۰ میتواند بیش از ۱۰۰ روز در سال را با شاخص گرمای بالای ۵۴ درجه سانتیگراد تجربه کند. شهرنشینی سریع و اثر جزیره گرمایی شهری در حال حاضر دمای شهر را یک تا دو درجه سانتیگراد افزایش میدهد.
13- کراچی، پاکستان
کراچی از قبل با بلایای مرتبط با گرما آشنا بوده است. در سال ۲۰۱۵، دما به بالای ۱۱۳ درجه فارنهایت رسید و تنها در عرض چند روز بیش از هزار نفر را قربانی کرد. تا پایان قرن، این شهر ممکن است سالانه بیش از ۴۵۰ ساعت گرمای کشنده داشته باشد. قطعی مداوم برق و مسکن نامناسب، دستیابی به تابآوری اقلیمی را دشوارتر میکند.
14- خارطوم، سودان
خارطوم، که در محل تلاقی نیل سفید و آبی واقع شده است، تا پایان قرن میتواند سالانه بیش از ۱۰۰ ساعت بالاتر از آستانه ایمنی هوای تر را تجربه کند. طبق ارزیابیهای IPCC، این شهر از تشدید گرما و تنش آبی رنج میبرد که بیثباتی سیاسی و اقتصادی را در سودان وخیمتر میکند.
15- بانکوک، تایلند
بانکوک با گرما از بالا و پایین دست بهگریبان است. پایتخت تایلند به آرامی در حال فرو رفتن در آب است، درحالیکه الگوهای اقلیمی نشان میدهند که تا سال ۲۱۰۰ بیش از ۱۰۰ ساعت در سال گرمای بالقوه کشنده را تحمل خواهد کرد. رطوبت بالا و گردش هوای ضعیف، اثرات این وضعیت را بدتر میکند.

رنج ناعادلانه
در نگاه نخست، ممکن است بهنظر برسد که خطرات اقلیمی فرصتهای برابر هستند. بسیاری از رویدادهای شدید آبوهوایی مرتبط با گرمایش جهانی، از نظر درآمد یا تولید ناخالص داخلی یک کشور، گزینشی و انتخابی نیستند. ما این را در سالهای اخیر با موج گرما و سیلهای بزرگ در اروپا دیدهایم.
بااینحال، کشورهای با درآمد بالاتر عموماً منابع بیشتری برای مقابله با خطرات اجتنابناپذیر آبوهوایی دارند. کشورهای کمدرآمد این منابع را ندارند؛ و در تمام این کشورها، این خطرات یک تهدید وجودی بهشمار میآیند و در حال حاضر باعث خسارات و رنج نامتناسبی برای آسیبپذیرترین افراد میشوند.
کشورهایی که در ادامه آمدهاند، در معرض بالاترین خطرات آبوهوایی قرار دارند:
۱۰- مالی
بخش عمدهای از مالی -دوسوم کشور- پوشیده از بیابان است. طبق گزارشها، این منطقه همچنان در حال گرمتر شدن است: از سال ۱۹۶۰، میانگین دمای سالانه 7 /0 درجه سانتیگراد افزایش یافته که موجب خشکسالی بیشتر و الگوهای بارندگی کمتر قابل پیشبینی شده است. بانک جهانی تخمین میزند که رویدادهای مرتبط با ال نینو میتواند فراوانی و تاثیر خشکسالیها را در چند دهه آینده افزایش دهد. این موضوع بهنوبه خود میتواند موجب افزایش خرابی محصولات کشاورزی بهدلیل گرما و هجوم آفات، از بین رفتن تنوع زیستی، تنش آبی بیشتر و مهاجرت اقلیمی شود. درگیریهای مداوم در مالی که از سال ۲۰۱۲ آغاز شد، توانایی این کشور را برای مقابله با مسائل زیستمحیطی فعلی و جبران خطرات ناشی از شرایط اضطراری آینده، بیشتر کاهش داده است.
۹- لیبریا
لیبریا به دلایلی مختلف از جمله سطح بالای فقر، وابستگی بیشازحد به بخشهای اقتصادی حساس به آبوهوا (از جمله کشاورزی، ماهیگیری، معدن و جنگلداری) و نبود زیرساخت برای مقابله با تعداد فزایندهای از بلاهای طبیعی و موارد اضطراری، در رتبه نهم شاخص GAIN قرار دارد (یک شاخص جهانی رایگان که آسیبپذیری فعلی یک کشور را در برابر اختلالهای اقلیمی اندازهگیری کرده و آمادگی کشور را برای بهرهبرداری از سرمایهگذاری بخش خصوصی و دولتی برای اقدامات تطبیقی ارزیابی میکند). وابستگی بیشازحد به صنایعی مانند کشاورزی و جنگلداری به این معناست که بسیاری از مردم با مشکلاتی روبهرو خواهند شد، زیرا این رویدادهای طبیعی، کسبوکار معمول را مختل میکنند.
در لیبریا، این موضوع همچنین به این معناست که این فعالیتها در حال افزایش اثرات تغییرات اقلیمی در کشور هستند، زیرا مردم بیشازحد به شیوههای ناپایدار قطع درختان که سبب جنگلزدایی شده، تکنیکهای کشاورزی که با آبوهوا سازگار نیستند و استخراج غیرقانونی شن و ماسه که موجب آسیبپذیری ویژه خط ساحلی کشور در برابر فرسایش شده است، متکی هستند. سطح دریاها در این کشور در حال حاضر شروع به افزایش کرده است و بانک جهانی پیشبینی میکند که افزایش بیشتر، ۶۷۵ هزار نفر دیگر را تا سال ۲۰۳۰ در معرض خطر قرار خواهد داد.
۸- سومالی
چند دهه درگیری، بیثباتی سیاسی و کاهش زیرساختها در سومالی، توانایی این کشور را برای مقابله با رویدادهای اقلیمی فزاینده و شدید، بهشدت تحلیل برده است. این موضوع در سالهای اخیر با بدترین خشکسالی شاخ آفریقا در ۴۰ سال گذشته که میلیونها سومالیایی را نیازمند کمکهای بشردوستانه و در معرض خطر قحطی قرار داد، آشکار شد. بیش از ۶۰ درصد از سومالیاییها دامدار هستند، یعنی توانایی آنها برای زنده ماندن به بارانهای مداوم و کافی برای سالم و سیر نگه داشتن گلههایشان بستگی دارد. به همین ترتیب، کشاورزان سومالی ۶۵ درصد از تولید ناخالص داخلی این کشور را تشکیل میدهند.
یکی از دلایلی که نشان میدهد سومالی در مواجهه با بحران اقلیمی آیندهای تاریک خواهد داشت، جنگ داخلی مداوم است. در طول چند دهه گذشته، درگیری مانع از توسعه و نگهداری زیرساختهای مستحکم و همچنین ایجاد حکومت برای پاسخگویی به بلایای طبیعی شده است. در همین رابطه، مشارکت سومالی در کنوانسیونهای بینالمللی محیط زیست پایین است و بخش عمدهای از زیستبوم این کشور محافظت نشده است. این موضوع به مسائل زیستمحیطی مانند ماهیگیری بیشازحد ، جنگلزدایی، قطع غیرقانونی درختان، تخلیه زبالههای سمی و تجارت زیانآور زغال چوب دامن زده است.
7- افغانستان
بین سالهای 1950 تا 2010، دمای هوا در افغانستان 8 /1 درجه سانتیگراد بالا رفته است. میزان بارندگی در این کشور 40 درصد کاهش یافته و برنامه جهانی غذا، خشکسالی (هم مربوط به بارندگی و هم مربوط به ذوب برف) را تهدیدی فعلی برای امنیت غذایی این کشور که تا حد زیادی به کشاورزی متکی است، معرفی میکند. چشمانداز خوشبینانه آبوهوایی برای افغانستان همچنان شامل حداقل افزایش دمای 4 /1 درجه سانتیگراد تا سال 2050 خواهد بود. بدترین سناریو موجب افزایش شش درجه سانتیگراد تا پایان این قرن خواهد شد.
بحران انسانی جاری در افغانستان، که بخش عمدهای از آن ناشی از بیثباتی سیاسی است، همچنین به این معناست که این کشور برای پاسخگویی به تعداد فزایندهای از رخدادهای زیستمحیطی، تجهیزات کافی ندارد. سال گذشته، ۲۶ استان از ۳۴ استان این کشور تحت تاثیر آبوهوای شدید قرار گرفتند، از جمله سومین سال متوالی خشکسالی که بحران ملی آب را رقم زده و ۱۰ میلیون نفر را تحت تاثیر قرار داده است.
۶- سودان
شاخص ابتکار سازگاری جهانی قبل از شروع جنگ در آوریل ۲۰۲۳ محاسبه شد که یک بحران انسانی تمامعیار را در این کشور نشان میداد. حتی در سال ۲۰۱۶، جوز لِلیوِلد، دانشمند آبوهوا، زنگ خطر غیرقابل سکونت شدن این کشور را بهدلیل افزایش دما به صدا درآورد. در سال ۲۰۱۹، صلیب سرخ آن را یکی از ۱۰ کشور آسیبپذیر در برابر تغییرات اقلیمی نامید.
این کشور در طول سالها از بیابانزایی و جنگلزدایی زیادی در رنج بوده است. طبق گفته نوتردام، سودان اکنون برای تامین آب خود تا حد زیادی به منابع بینالمللی وابسته است، که این موضوع وابستگی این کشور را به کشاورزی، هم بهعنوان منبع غذا و هم یک صنعت بزرگ، در مواجهه با کمبود جهانی آب، به طرز باورنکردنی خطرناک میکند.
اگر درگیری در سودان ادامه یابد، تاثیر زیادی بر توانایی این کشور در آمادهسازی و مقابله با شوکهایی مانند خشکسالی و برنامهریزی برای نوآوریهای بلندمدت برای سکونتپذیری آینده کشور خواهد گذاشت.
۵- گینه بیسائو
گینه بیسائو، کشوری کوچک در غرب آفریقا، درست در شمال غربی لیبریا، تقریباً ۳۵۰ کیلومتر خط ساحلی، ۸۸ جزیره و تعدادی مصب از اقیانوس اطلس دارد. این بدان معناست که سیل خطری مکرر است، بهخصوص در فصل بارندگی (معمولاً از جولای تا سپتامبر). سال گذشته، بارانهای شدید و استثنایی ۸۰ درصد از کشاورزان این کشور را تحت تاثیر قرار داد و به بحران غذایی دامن زد که موجب شد کشور برای جبران کسری، بیش از ۱۲۰ هزار تن غذا وارد کند.
بالا آمدن سطح دریا ۷۰ درصد از جمعیت را تهدید میکند و افزایش شوری ناشی از اقیانوس (یکی دیگر از تهدیدهای زیستمحیطی) موجب کاهش تولید برنج -یکی از محصولات اصلی این کشور- شده است. با توجه به اینکه تقریباً ۶۵ درصد از جمعیت کشور زیر خط فقر زندگی میکنند، این مشکلات شرایط وخیمی را ایجاد میکند.
۴- جمهوری دموکراتیک کنگو
در قرن نوزدهم، جمهوری دموکراتیک کنگو از بسیاری از منابع طبیعی خود محروم شد. همچنین وقتی در سال ۱۹۶۰ استقلال خود را به دست آورد، ثبات یا زیرساخت بسیار کمی داشت. این امر نهتنها جمهوری دموکراتیک کنگو را برای دههها بحران آماده کرد، بلکه به لطف منافع شرکتهای معدنی در این کشور، آن را در مقابله با حوادث بزرگ آبوهوایی و همچنین آلودگی مداوم منابع طبیعی ناتوان کرد!
گزارش آبوهوا و توسعه ۲۰۲۳ جمهوری دموکراتیک کنگو نشان میدهد که تهدید تغییرات اقلیمی یک فرضیه نیست، زیرا این کشور شاهد افزایش سیل و خشکسالی است که هر دو تاثیر قابلتوجهی بر بحران گرسنگی این کشور دارند. نرخ بالای فقر و فقدان زیرساختهای لازم برای تابآوری نیز نشان میدهد که اثرات مداوم گرمایش جهانی عواقب عظیمی برای آسیبپذیرترین مردم کنگو به همراه خواهد داشت.
۳- اریتره
این کشور کوچک و ساحلی در شاخ آفریقا، از سال ۱۹۶۰ شاهد افزایش دمای 7 /1 درجه سانتیگراد بوده است. این موضوع بهنوبه خود افزایش خشکسالی و بالا آمدن سطح دریا، از بین رفتن تنوع زیستی و کاهش تولید مواد غذایی را در پی داشته است. شاخص GAIN خاطرنشان میکند که ظرفیت سازگاری این کشور پایین است، یعنی توانایی جبران خطر ناشی از تغییرات شدید آبوهوایی فعلی و آینده را ندارد.
۲- جمهوری آفریقای مرکزی
بیش از یک دهه درگیری در جمهوری آفریقای مرکزی تاثیری ماندگار بر اکوسیستم این کشور و همچنین منابع و سازوکارهای مقابله، برای صدها هزار غیرنظامی داشته است. برخلاف بسیاری از کشورهای این فهرست، جمهوری آفریقای مرکزی در واقع بسیار سرسبز و خرم است، بااینحال با چالشهای زیستمحیطی زیادی روبهروست. بخشهایی از شمال و غرب این کشور با چالشهای مشابهی در مناطق «ساحل» و «دریاچه چاد»، از جمله بیثباتی و خشونت سیاسی و همچنین کمبود منابع برای دامداران در این منطقه، مواجه هستند.
در آبوهوای گرمسیری جنوب، این کشور در سالهای اخیر سیلهای ویرانگری را تجربه کرده است، از جمله سیلی که در سال ۲۰۲۲ در پایتخت، بانگی، رخ داد و بیش از دو هزار خانه را ویران کرد. منابع آب آلوده (ناشی از سیل و همچنین صنعت معدن با نظارت ضعیف کشور) باعث افزایش بیماریهای ناشی از آب شده است.
۱- چاد
چاد در حال حاضر در رتبه آخر شاخص GAIN جای دارد، که آن را در رده چهارمین کشور آسیبپذیر در برابر حوادث طبیعی و دومین کشوری که آمادگی اندک برای مقابله با اثرات آنها دارد طبقهبندی میکند. در طول ۵۰ سال گذشته، افزایش دما، خشکسالی و استفاده بیشازحد از منابع طبیعی موجب شده است که ۹۰ درصد از دریاچه چاد -بزرگترین دریاچه این کشور- ناپدید شود و آن را به یک کانون گردوغبار تبدیل کند. حوضه دریاچه چاد بهدلیل بارانهای شدید بیشتر فرسایش یافته و ازآنجاکه زمینهای بیابانی برای جذب آب آماده نیستند، مستعد سیل نیز هستند؛ با کمبود جادههای آسفالته در کشور، این سیلها میتوانند دسترسی بشردوستانه را پس از یک وضعیت اضطراری دشوار یا ناممکن کنند.
برخی از مهمترین مسائل زیستمحیطی برای چادیها بر گرسنگی و مراقبتهای بهداشتی متمرکز است. کشاورزی ۸۰ درصد از نیروی کار کشور را به خود اختصاص داده و بیش از ۵۰ درصد از تولید ناخالص داخلی کشور را تشکیل میدهد. بااینحال، بحران آبوهوا این بخش را بسیار ناپایدارتر کرده است، که باعث میشود مردم هم معیشت و هم منابع غذایی خود را از دست بدهند. بحران گرسنگی میتواند به سرعت به بحرانهای بهداشتی تبدیل شود و این کشور به ازای هر هزار نفر، کمتر از یک متخصص پزشکی آموزشدیده (پزشک، پرستار یا ماما) دارد. همچنین پس از پذیرش نزدیک به نیممیلیون پناهنده از همسایهاش سودان، با استرس بیشتری روبهرو شده است.
پینوشت:
1- دمایی است که بخشی از هوا میتواند داشته باشد اگر با تبخیر آب در آن تا حد اشباع سرد شود. به عبارت دیگر، دمای هوای تر در اتاقی بسته و عایق، پس از تبخیر آب تا حدی است که رطوبت هوا به حد اشباع برسد.