شناسه خبر : 51559 لینک کوتاه
تاریخ انتشار:

گنج مرتع

کدام کشورها بهترین مراتع را دارند؟

 

آزاده چیذری / نویسنده نشریه 

مراتع جهان، به‌عنوان منابع حیاتی تامین علوفه، حفاظت خاک و پایداری اکوسیستم‌های خشک و نیمه‌خشک، نقشی کلیدی در اقتصاد کشاورزی و محیط‌ زیست باز می‌کنند. با‌این‌حال، بسیاری از مراتع در سراسر جهان به‌دلیل چرای بیش از ظرفیت، رفتار تخریبی دام‌ها، مدیریت ناکارآمد منابع، فشار جمعیت انسانی و دام، سیاست‌های اقتصادی نادرست و تغییر کاربری زمین تخریب شده‌اند. گزارش کنوانسیون مبارزه با بیابان‌زایی سازمان ملل متحد (UNCCD) می‌گوید، مراتع حدود ۵۴ درصد از کل زمین‌های جهان را تشکیل می‌دهند و از دو میلیارد کشاورز، دامدار و چوپان حمایت می‌کنند. این گزارش، آسیای مرکزی، چین و مغولستان را آسیب‌دیده‌ترین مناطق معرفی کرد، چرا که صنعتی شدن کشاورزی، جوامع سنتی دامدار را جابه‌جا کرده و فشار بیشتری بر منابع وارد کرده است. این گزارش می‌گوید، آفریقا، خاورمیانه و آمریکای جنوبی نیز شاهد تخریب گسترده بوده‌اند.

پنج کشوری که بیشترین مراتع را دارند، عبارت‌اند از: استرالیا (4 /۴ میلیون کیلومترمربع)، چین (چهار میلیون کیلومترمربع)، ایالات‌متحده (4 /2 میلیون کیلومترمربع)، برزیل (7 /1 میلیون کیلومترمربع) و آرژانتین (4 /1 میلیون کیلومترمربع). با‌این‌حال، بر اساس نسبت کل مساحت زمینی که یک کشور برای چرا استفاده می‌کند، مغولستان، بوتسوانا و اروگوئه به ترتیب با ۸۰ درصد، ۷۶ درصد و ۷۶ درصد از پوشش مراتع، بیشترین آسیب را از این پدیده می‌بینند. کشورهایی که بالاترین نرخ دامداری را دارند، عبارت‌اند از: مالزی با ۳۲۰ واحد دامی در هر کیلومترمربع، هند با ۲۷۲ واحد دامی در هر کیلومترمربع، کره شمالی با ۲۱۳ واحد دامی در هر کیلومترمربع و ویتنام با ۱۸۴ واحد دامی در هر کیلومترمربع.

در این گزارش می‌خواهیم ببینیم کدام کشورها بر اساس ارزش اقتصادی، بهترین مراتع را دارند و کدام کشورها در معرض از دست دادن مراتع خود هستند؟

71

گسترش زمین‌های مرتعی

مراتع، زیست‌بوم‌های انسانی هستند که با پوشش گیاهی علفی، بوته‌ای یا پوشیده از چمن مشخص می‌شوند و اغلب برای چرای دام‌ها مدیریت می‌شوند و محصولات حیوانی حیاتی مانند گوشت و شیر تولید می‌کنند. از نظر تاریخی در اکوسیستم‌های مختلف، از جمله مراتع، ساواناها و برخی جنگل‌ها، توسعه مراتع از زمان انقلاب صنعتی به طرزی چشمگیر افزایش یافته و از سه درصد به ۲۶ درصد از زمین‌های بدون یخ در سطح جهان گسترش یافته است. این افزایش ناشی از افزایش جمعیت انسانی و پیشرفت‌های تکنولوژیک است که به محصولات دامی بیشتری نیاز دارند و سبب تغییرات گسترده در اکوسیستم‌های طبیعی شده است.

از دیرباز، این مکان‌ها عمدتاً در علفزارهای طبیعی، ساواناها، استپ‌ها، تالاب‌ها، بوته‌زارهای باز و متراکم، جنگل‌های همیشه سبز گرمسیری، جنگل‌های همیشه سبز شمالی، جنگل‌های برگ‌ریز شمالی، جنگل‌های همیشه سبز سوزنی‌برگ معتدل، برخی بیابان‌ها و توندراها واقع شده‌اند. برای هزاران سال، حضور گسترده جمعیت‌های انسانی و فعالیت‌های آنها، این اکوسیستم‌ها را در سراسر جهان، چه عمدی و چه غیرعمدی، تغییر داده است. این اثرات با شیوه‌های کم‌تاثیر مانند شکار و جمع‌آوری غذا آغاز شد، اما در طول قرن‌ها، انسان‌ها ابزارهای زیادی را توسعه داده و کنترل کردند که به آنها امکان استفاده دائمی از زمین‌ها برای کشاورزی، جنگل‌داری، دامداری و سکونتگاه‌ها را داد. این فعالیت‌ها بسیاری از فرآیندهای طبیعی و به همراه آنها ترکیب و ساختار گیاهان و جانوران و همچنین چرخه‌های هیدرولوژیک و بیوشیمیایی را در مقیاس‌های محلی، منطقه‌ای و جهانی تغییر داد.

از نظر تاریخی، مردم دام‌ها را برای تولید غذا، مستقیم به‌عنوان گوشت و لبنیات و غیرمستقیم به‌عنوان نیروی حیوانی که تولید زمین‌های زراعی را افزایش می‌داد، مدیریت می‌کردند. در قرن هجدهم، دام‌ها در مقیاس‌های محلی مدیریت می‌شدند، زیرا فناوری و امکانات حمل‌ونقل ضعیف بود و دام‌ها به دسترسی به منابع غذایی در مناطقی که محدودیت‌های بیماری اجازه این فعالیت‌ها را می‌داد، وابسته بودند. به همین دلیل، مراتع از نظر جغرافیایی نزدیک به سکونتگاه‌های انسانی نگه داشته می‌شدند و به‌سختی در سراسر جهان گسترش می‌یافتند. با‌این‌حال، در طول قرن‌های بعد، افزایش قابل‌توجهی در جمعیت انسان در سراسر جهان و همچنین رشد و توسعه فناوری رخ داد. به‌دلیل این عوامل، تقاضا برای محصولات دامی، توزیع مراتع را تقریباً در هر گوشه‌ای از زمین گسترش داد تا محصولات کافی برای حفظ جمعیت روبه‌رشد تولید شود. در نتیجه، مکان و گسترش مراتع دستخوش تغییراتی مهم شد. افزایش این زیست‌بوم، فشار زیادی را در تمام سرزمین‌های وحشی، عمدتاً در زیست‌بوم‌های خشک‌تر آمریکا، استرالیا، آسیای مرکزی و جنوب آفریقا، همچنین در زیست‌بوم‌های مرطوب‌تر جنگلی جنوب صحرای آفریقا، آمریکای مرکزی و اوراسیا، وارد کرد. در نتیجه افزایش استفاده انسان از منابع طبیعی، گسترش جهانی مراتع از زمان انقلاب صنعتی به‌طور قابل‌توجهی افزایش یافته و از سه درصد پوشش زمین بدون یخ قبل از سال ۱۷۰۰، به ۲۶ درصد در سال ۲۰۰۰ رسیده است.

به‌دلیل این تحولات، مراتع اکنون به یکی از گسترده‌ترین زیست‌بوم‌های انسانی تبدیل شده‌اند که بیش از ۲۶ درصد از زمین‌های بدون یخ جهان را در مساحتی حدود ۳۵ میلیون کیلومترمربع اشغال کرده‌اند، از جمله مناطق وسیعی که قبلاً در آمریکای شمالی، آمریکای جنوبی و استرالیا چرای دام در آنها کم بود یا اصلاً وجود نداشت. در بسیاری از مناطق، مراتع گسترش یافته‌اند تا تقریباً تمام زمین‌هایی را که می‌توانند چرا شوند و هیچ فعالیت دیگری در آنها وجود ندارد، اشغال کنند.

به جز مناطق لخت واقع در بیابان‌های خشک یا سرد یا در جنگل‌های متراکم، مراتع تا حدودی در تمام مناطق جهان وجود دارند. در آمریکای شمالی، بخش بزرگی از این قاره به‌عنوان چراگاه در نظر گرفته شده است، به‌جز در مناطقی مانند شمال کانادا و گرینلند، که دمای به‌شدت پایین مانع از این کاربری زمین می‌شود. همچنین سیستم‌های کوهستانی ناهموار کوه‌های راکی ​​در غرب آمریکای شمالی، هم سییِرا مادره شرقی و هم سییِرا مادره غربی در مکزیک، رشته‌کوه‌های آند و پاتاگونیا در امتداد ساحل جنوب غربی آمریکای جنوبی و ارتفاعات برزیل مکان‌های دشواری برای حفظ تولید دام بوده‌اند. جنگل‌های بارانی آمازون نیز یکی از معدود مکان‌های جهان به‌شمار می‌آید که به چراگاه تبدیل نشده است.

در آفریقا نیز سناریو مشابه است؛ بیشتر قاره به‌جز صحرای بزرگ آفریقا در شمال و جنگل‌های گرمسیری در مرکز آفریقا، چراگاه دام بوده است. در اوراسیا، شرایط آب‌وهوایی شدید و پیچیدگی سیستم کوهستانی مانند رشته‌کوه هیمالیا، صحرای گُبی، مناطق اسکاندیناوی و سیبری، همچنین جنگل‌های بارانی گرمسیری در منتهی‌الیه جنوب شرقی قاره آسیا، این مناطق را از استفاده از زمین به‌عنوان چراگاه ناتوان کرده است، درحالی‌که بقیه جهان عملاً به مراتع تبدیل شده است.

بهره‌وری زمین‌های مرتعی در مکان‌های مختلف کره زمین متفاوت است و عمدتاً به وسیله شرایط آب‌وهوایی و خاک تعریف می‌شود. چرای مدیریت‌شده ترجیحاً در مناطقی به‌کار می‌رود که بسیار خشک‌تر و پایدارتر از میانگین بیوم (زیست‌بوم) هستند، درحالی‌که مناطقی با بارندگی و تغییرات دمایی زیاد، به شدت بر تولید پوشش گیاهی، ظرفیت چرا و شرایط زندگی انسان تاثیر می‌گذارند. ساواناها، علفزارها، بوته‌زارها و بیابان‌ها بیشترین میزان سیستم‌های چرای مدیریت‌شده را پشتیبانی می‌کنند. این بیوم‌های خشکی حدود ۵۱ درصد از کل مساحت زمین (۶۷ میلیون کیلومترمربع) را پوشش می‌دهند و ۷۸ درصد از مراتع جهانی زمین را پشتیبانی می‌کنند. سایر بیوم‌ها نیز از سیستم‌های چرای مدیریت‌شده پشتیبانی می‌کنند، اما به نسبت کمتر. برای مثال، جنگل‌ها و بیشه‌های پهن‌برگ معتدل برگ‌ریز و همیشه‌سبز معتدل، سیستم‌های چرا را پشتیبانی می‌کنند و حدود 7 /1 میلیون کیلومترمربع از جنگل‌های پهن‌برگ گرمسیری همیشه‌سبز (معادل ۱۰ درصد از کل جنگل‌های گرمسیری کره زمین) برای چرای مدیریت‌شده پاکسازی شده‌اند. امروزه مساحت مراتع در مناطق وحشی مانند حوضه آمازون، کنگو و جنگل‌های بارانی جنوب شرقی آسیا سالانه در حال گسترش است.

تولید فاجعه

اگرچه سیستم‌های چرای مدیریت‌شده هزاران سال است که در سراسر جهان توسعه یافته‌اند، اما گسترش مکانی و شدت سیستم‌های چرا در سه قرن گذشته افزایش بسیار یافته است. توسعه مراتع نه‌فقط تحت تاثیر طیف پیچیده‌ای از شرایط محیطی، بلکه در اثر بسیاری از عوامل اجتماعی و اقتصادی است که نقش مهمی در گسترش و فشار بر منابع دارند. در طول تاریخ بشر، مراتع در شرایط مختلفی مدیریت شده‌اند و زمین در تعداد زیادی از ایالت‌ها باقی مانده است. مراتع به روش‌های مختلفی بر اساس حقوق مالکیت و دسترسی مدیریت شده‌اند. از نظر تاریخی، سه نوع اصلی از تصرف زمین شناخته شده است: خصوصی (متعلق به یک فرد یا یک شرکت)، اشتراکی و عمومی. تعامل این مدیریت به‌طور کلی برای اکوسیستم مضر است، زیرا مجموعه‌ای پیچیده و ناکافی از قوانین از سوی مقامات دولتی و محلی که وانمود می‌کنند استفاده از منابع طبیعی را کنترل می‌کنند، اعمال می‌شود. این پیچیدگی عموماً باعث درگیری میان ذی‌نفعانی می‌شود که ادعای دسترسی به مراتع را دارند.

با‌این‌حال، همه سیستم‌ها یا شیوه‌های چرا سبب این اثرات منفی نمی‌شوند. دام‌های اهلی (گاو، اسب و بز) بسته به شدت چرا و محل، ممکن است تاثیرات مثبت، خنثی یا منفی بر ساختار و ترکیب پوشش گیاهی داشته باشند. در مناطقی که شدت چرا کم تا متوسط ​​است، زیستگاه سم‌داران وحشی، این تاثیر می‌تواند در تحریک رشد برخی گونه‌ها و افزایش تنوع در چشم‌انداز، مثبت باشد. با‌این‌حال، در بیشتر موارد، در جایی که دام پرورش داده می‌شود، هدف از مراتع، تولید بیشترین تعداد ممکن از حیوانات است. در این مکان‌ها، که عموماً با حصارکشی محدود شده‌اند، گاو باعث بازیابی گیاهان می‌شود. در این موارد، میزان انقراض گونه‌های مقاوم به چرا به طرز چشمگیری افزایش پیدا می‌کند، اما همچنین افزایش در میزان کُلُنی‌سازی گونه‌های مقاوم به چرا یا گونه‌هایی که به وسیله دام مصرف نمی‌شوند، وجود دارد. به‌تدریج پوشش گیاهی اصلی (قبل از ورود دام) جایگزین می‌شود و به نقطه‌ای می‌رسد که حتی وقتی چرا کم می‌شود، پوشش گیاهی عموماً به‌سرعت به حالت اولیه خود بازنمی‌گردد و بازگشت آن می‌تواند دهه‌ها طول بکشد، یا حتی به حالت اولیه خود برنگردد.

تاثیرات بر ساختار خاک نیز قابل‌توجه است. بخش عمده‌ای از مواد مغذی یا به‌طور طبیعی در اکوسیستم بازیافت می‌شوند، یا حذف شده و در مبدأ دوباره رسوب نمی‌کنند، و مناطق وسیع بدون پوشش گیاهی که در اثر چرای بیش‌ازحد ایجاد شده‌اند، فرسایش خاک را افزایش می‌دهند. پس از سال‌ها مدیریت ناکافی، شدید، مزمن و کنترل‌نشده، بسیاری از مراتع اکنون در معرض سه فرآیند اصلی قرار دارند که اثرات منفی بر اکوسیستم‌ها دارند: بیابان‌زایی، تجاوز به جنگل1 و جنگل‌زدایی.

شرایط زیست‌اقلیمی و خاکی که چرای مدیریت‌شده در آن رخ می‌دهد، تا حدودی در توسعه این سه فرآیند نقش داشته است. بیابان‌زایی در مناطق خشک جنوب غربی ایالات‌متحده، استرالیا، آفریقای جنوبی و آرژانتین در نتیجه چرای مزمن و تغییرات اقلیمی قابل‌توجه با تاثیر ویژه دوره‌های خشکسالی رخ داده است. تجاوز به جنگل در محیط‌های نیمه‌خشک تا معتدل در نتیجه چرای گسترده، مهار آتش‌سوزی و تغییرات اقلیمی رخ داده است. جنگل‌زدایی نیز بیشتر در مناطق گرمسیری مرطوب در آمریکای جنوبی، آفریقا و آسیا، تا حدی به‌دلیل توسعه چراگاه‌ها در خاک‌های نابارور که اغلب نمی‌توانند تولید دام در مقیاس بزرگ را حفظ کنند، همچنان در حال  گسترش است.

با افزایش جمعیت انسان و کمبود زمین، تشدید و بهبود در تولید سنتی حیوانات باید برای برآوردن تقاضای انسان برای محصولات دامی اجرا شود. متاسفانه، بهره‌وری مراتع در بسیاری از مناطق خشک در حال کاهش است و بسیاری از سیستم‌های چرا در جنگل‌های گرمسیری در حال ناپدید شدن هستند. این سیستم‌ها با سیستم‌های چرای متمرکزتر جایگزین می‌شوند که می‌تواند موجب تخریب بیشتر مراتع شود. در شمال شرقی ایالات‌متحده، شمال غربی اروپا و مناطق پرجمعیت آسیا، تولید حیوانات مکانیزه شده و به کود و نهاده‌های خوراک دام خارجی وابسته شده است. تولید گوشت صنعتی به‌سرعت در حال رشد است و به‌طور کلی در این سیستم‌ها تعداد حیوانات از ظرفیت تحمل زمین فراتر می‌رود و زباله‌ها محیط اطراف را اشباع می‌کنند و باعث تکه‌تکه شدن زیستگاه‌ها و یوتریفیکاسیون (غنی شدن محیط‌های آبی از ترکیبات محلول که رشد بیش از اندازه برخی جانداران زنده را سبب می‌شود) اکوسیستم‌های آب شیرین و دریایی می‌شوند.

تشدید تولید دام و سیستم‌های چرا احتمالاً ادامه خواهد یافت و مستلزم گسترش مراتع و بهبود تولید دام از طریق تغذیه تکمیلی خواهد بود. با‌این‌حال، در هر دو مورد، مدیریت گسترده باعث فرآیندهای تخریب بیشتر و تشدید اثرات زیست‌محیطی بر سطح زمین خواهد شد. حتی بیشتر از آن، ظهور اقتصادهای بزرگ مانند چین، هند، برزیل، روسیه، مکزیک، کره جنوبی، اندونزی و ترکیه به‌عنوان مراکز جدید تقاضا و تولید، به‌طور بالقوه گسترش مراتع را در سطح جهان ترویج خواهد کرد.

موفقیت گسترش مراتع به جنگل بیشتر به سیاست‌های محلی و منطقه‌ای در مناطق مربوطه بستگی دارد. اما ازآنجاکه چشم‌انداز گسترش در مراتع محدود است، تشدید تولید مراتع در مناسب‌ترین زمین و از دست دادن مراتع حاشیه‌ای احتمالاً ادامه خواهد یافت. تغییرات اقلیمی همچنین احتمالاً سیستم‌های زمین‌های مرتعی را تغییر می‌دهد و تاثیر آن بر مراتع، بیشتر از سایر زیست‌بوم‌های انسانی خواهد بود. درحالی‌که زیست‌بوم زمین‌های زراعی را می‌توان به راحتی با آبیاری یا استفاده از کود دستکاری کرد، زمین‌های مرتعی تا حد زیادی به شرایط آب‌وهوایی بستگی دارند. پیش‌بینی می‌شود که در زمین‌های مرتعی خشک، این تاثیر چشمگیر باشد و تا سال 2030، میزان علوفه را تا 25 درصد کاهش دهد، اما از سوی دیگر، انتظار می‌رود مراتع واقع در مناطق سردسیر از افزایش دما بهره‌مند شوند.

روی لبه پرتگاه

قرقیزستان بیش از ۹ میلیون هکتار زمین مرتعی دارد. مراتع طبیعی بزرگ‌ترین و ارزان‌ترین منابع علوفه بوده‌اند و خواهند بود. اما به‌دلیل بار سالانه و عدم نگهداری مناسب، به‌‌علت فرآیندهای تخریب و فرسایش، علوفه کمتری تولید می‌کنند. ناتالیا کیلیازووا، رئیس بخش مراتع و علوفه موسسه تحقیقات دامپروری و مراتع قرقیزستان (NIIJP)، توضیح داد که مراتع طبیعی و یونجه‌زارها از نظر ماهیت پوشش گیاهی به مراتع بیابانی، نیمه‌بیابانی، استپی، استپی-چمنزار و علفزار (کوهستان مرتفع، نیمه‌آلپی و آلپی) تقسیم می‌شوند. به گفته او، بزرگ‌ترین منطقه در اشغال مراتع استپی، سپس مراتع استپی-چمنزار، مراتع علفزار، بیابان و مساحت نسبتاً کمتری با مراتع مرتفع توندرا‌مانند است.

ارتفاع قابل قبولی از چرا برای پوشش گیاهی مجدد مختص هر نوع وجود دارد. برای مثال، مراتع علفزار باید پنج تا هفت سانتی‌متر پوشش گیاهی باقی‌مانده داشته باشند، درحالی‌که مراتع استپی باید حداقل دو سانتی‌متر داشته باشند. ناتالیا کیلیازووا گفت: «هرچه سیستم ریشه بهتر توسعه یابد، محصولات بیشتری تولید خواهد کرد. بنابراین، گیاهان باید برای بازسازی باقی بمانند و تناوب اراضی باید رعایت شود.»

با‌این‌حال، موارد مکرری از چرای زودهنگام وجود دارد، زمانی که یک توده علف هنوز به بلوغ مرتع نرسیده و مقدار کافی مواد مغذی ندارد، همچنین چرای بیش‌ازحد، زمانی که حیوانات گیاهان را به‌معنای واقعی کلمه تا ریشه می‌خورند و خاک در معرض دید قرار می‌گیرد. به گفته عبدالمالک اِگِمبِردیف، رئیس انجمن ملی استفاده‌کنندگان از مراتع قرقیزستان (قرقیز ژائیتی)، برنامه‌های مدیریت زمین در سطوح محلی تدوین می‌شوند، برنامه‌های چرا تنظیم می‌شوند، مناطق و زمان‌هایی که گاوها می‌توانند در آن چرا کنند. وی گفت: «متاسفانه، بسیاری از مردم از قوانین پیروی نمی‌کنند: آنها در اوایل بهار نقطه‌ای را انتخاب می‌کنند و تا اواخر پاییز از آن استفاده می‌کنند. بنابراین، آنها به مراتع آسیب زیادی وارد می‌کنند. ما به استفاده‌کنندگان از مراتع در مورد اهمیت تناوب زمین می‌گوییم.» ساده‌ترین طرح تناوب مرتع قبلاً استفاده می‌شد: زمین‌ها به چهار قسمت تقسیم می‌شدند که سه قسمت از آنها در طول فصل مرتع استفاده می‌شد و یکی برای دوره استراحت باقی می‌ماند، در نتیجه به رشد خوب گیاهان و پخش شدن بذر کمک می‌کرد. در صورت بروز زمستان سخت، مراتع می‌توانستند نقش یونجه‌زار را ایفا کنند. با‌این‌حال، پس از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی، هیچ‌کس مراتع را مدیریت نمی‌کرد؛ استفاده از آنها تنظیم‌نشده بود؛ تناوب مراتع فراموش شد و در نتیجه بسیاری از زمین‌ها تخریب شدند. ناتالیا کیلیازووا گفت: «مراتع نزدیک روستاها بیشترین تخریب را داشتند، زیرا برنامه‌های چرا مختل شده بود. گاوها تقریباً در تمام طول سال در آنجا چرا می‌کنند و حتی در زمستان حیوانات باید از میان برف چرا کنند. دلیل آن این است که مردم نمی‌توانند به‌موقع مقدار کافی علوفه تهیه کنند.» با‌این‌حال، مراتع دوردست اغلب مورد استفاده قرار نمی‌گیرند. در دوره شوروی، گاوها به‌صورت سازمان‌یافته و با حمایت دولت هدایت می‌شدند. اکنون زیرساخت‌ها نابود شده و نیاز به بازسازی دارند. و مهم‌ترین چیز این است که هیچ منبع آبی وجود ندارد، چیزی که یک چوپان هنگام هدایت گاوها به آن نیاز دارد. تغییرات آب‌وهوایی همچنین باعث تغییر فصل‌ها شده است. در مراتع، علف زودتر شروع به رشد می‌کند و زودتر تمام می‌شود. در نتیجه، مراتع در ماه آگوست خشک می‌شوند و دام‌ها چیزی برای خوردن ندارند. بنابراین، دام‌ها باید به مراتع دیگر رانده شوند. بنابراین، بیماری‌ها و آفات پخش می‌شوند. به گفته ناتالیا کیلیازووا، برخی از مراتع در معرض تخریب ۷۰ تا ۸۰درصدی هستند، اما این به این معنا نیست که به این سطح رسیده است. به گفته میکتیبِک کالانداروف، مدیر اداره دام، مراتع و علوفه، ۱۳۷ هزار هکتار از مراتع در قرقیزستان تخریب شده‌اند؛ ۶۱۴ هزار هکتار از آنها کم‌بازده در نظر گرفته می‌شوند که عمدتاً زمین‌های نزدیک روستاها هستند.

کارشناسان هشدار می‌دهند: اگر روند تخریب شرایط مراتع، وقتی نمی‌توان بهره‌وری زمین را افزایش داد متوقف نشود، عواقب جبران‌ناپذیری به بار خواهد آمد. تخریب چه پیامدهای منفی دارد؟ اول از همه، از بین رفتن تنوع زیستی است. مراتع قرقیزستان بیش از 5 /3 هزار گونه گیاهی از جمله علف‌های مرتعی، گیاهان دارویی، علف‌های هرز و گونه‌های گیاهی در معرض خطر انقراض دارد. در صورت چرای زودهنگام، دام‌ها گیاهان جوان را قطع می‌کنند و رشد آنها متوقف می‌شود. دوم، عرضه علوفه کاهش می‌یابد، در نتیجه کشاورزان سود کمتری خواهند داشت. به گفته متخصصان، استفاده ناکافی از مراتع نیز باعث آسیب می‌شود. وقتی از مراتع اصلاً استفاده نشود، اوضاع حتی بدتر هم می‌شود. چمن مرده در مراتع ایجاد می‌شود: چمن جمع می‌شود، می‌میرد، دوباره جمع می‌شود و با گذشت زمان، فقط علف‌های هرز قوی می‌توانند از آن عبور کنند. بنابراین، استفاده از تخصیص به گونه‌ای که همه زمین‌ها بتوانند در سیستم درگیر شوند، مهم است.

در آستانه فقدان

قرقیزستان در این مسیر تنها نیست. بر اساس گزارش موضوعی «چشم‌انداز جهانی زمین در مورد مراتع و دامداران» که زیر نظارت برنامه محیط زیست سازمان ملل متحد (UNEP) و سازمان‌های همکار منتشر شده است، بیش از نیمی از مراتع تاجیکستان تخریب شده‌اند و این موضوع تهدیدی جدی برای کشاورزی و امنیت غذایی محسوب می‌شود. این گزارش بیان می‌کند که مراتع در دسترس تاجیکستان بیش‌ازحد مورد استفاده قرار می‌گیرند، درحالی‌که مراتع دورافتاده به‌دلیل زیرساخت‌های ضعیف، دسترسی محدود به جاده‌ها و کمبود منابع آب، همچنان بهره‌برداری نمی‌شوند. مراتع نقش محوری در اقتصاد روستایی تاجیکستان دارند و حدود 1 /3 میلیون هکتار را پوشش می‌دهند و تا ۷۰ درصد خوراک دام را تامین می‌کنند. حدود ۶۰ درصد از خانوارهای روستایی به دام به‌عنوان منبع اصلی درآمد خود وابسته هستند. 

پس از فروپاشی مزارع اشتراکی و دولتی دوران شوروی، تاجیکستان -مانند سایر کشورهای منطقه- سیستم مدیریت متمرکز مراتع خود را از دست داد. فقدان برنامه‌ریزی و چرای چرخشی از آن زمان سبب استفاده بیش‌ازحد از مراتع نزدیک شده است، درحالی‌که مراتع دورافتاده به‌دلیل کمبود جاده‌ها و منابع آب تا حد زیادی نادیده گرفته شده‌اند. این عدم تعادل، تخریب خاک و از بین رفتن پوشش گیاهی را سرعت می‌بخشد، به‌ویژه در مناطق کوهپایه‌ای که فرسایش گسترده است. کارشناسان هشدار می‌دهند که این فرآیند خطر بیابان‌زایی را افزایش می‌دهد، بهره‌وری را کاهش می‌دهد و کیفیت چراگاه‌ها را وخیم‌تر می‌کند. امروزه، بیش از 50 درصد از مراتع تاجیکستان به درجات مختلف تخریب شده‌اند و امنیت غذایی کشور را تضعیف می‌کنند. این گزارش تاکید می‌کند که مدیریت ناپایدار زمین و چرای بیش‌ازحد دام نه‌فقط در تاجیکستان، بلکه در سراسر آسیای مرکزی و مغولستان نیز رایج است و عواقب زیست‌محیطی و اقتصادی شدیدی به همراه دارد.

مراتع دامداران در زمین‌های پست اتیوپی به‌دلیل هجوم یک گیاه مهاجم، به‌طرزی فزاینده‌ کمیاب می‌شوند. خاک مراتع باقی‌مانده بیش‌ازحد مورد استفاده قرار گرفته و تهی شده است. درعین‌حال، دوره‌های خشکسالی طولانی‌تر می‌شوند، تامین غذای دامداران در معرض خطر بوده و گرسنگی قریب‌الوقوع است. بانک KfW به نمایندگی از دولت فدرال آلمان و با همکاری وزارت کشاورزی اتیوپی، سه پروژه را با بیش از 25 میلیون یورو برای بازیابی مراتع و مدیریت پایدار آن در آینده تامین مالی می‌کند.

دامداران قوم عَفار در اتیوپی فضای کمتری برای چرای دام‌های خود پیدا می‌کنند. گونه‌ای درخت که در اوایل دهه 1980 از آمریکای جنوبی معرفی شد، به نام Prosopis juliflora، به‌طور گسترده و سریع در مراتع سابق در حال گسترش است. بوته خاردار به‌طور متراکم پراکنده شده است، به‌طوری که دام‌ها نمی‌توانند به آنجا نفوذ کنند. این بوته گیاهان دیگر را از آفتاب و آب محروم می‌کند و درعین‌حال به‌خوبی با شرایط زندگی بایر ساوانای خشک کنار می‌آید. دامداران نیمه‌عشایری در منطقه عفار اتیوپی -یکی از گرم‌ترین مناطق جهان- در دهه‌های اخیر مراتع بیشتری را به‌دلیل پوشش گیاهی افسارگسیخته از دست داده‌اند. درعین‌حال، خشکسالی‌های ناشی از تغییرات اقلیمی طولانی‌تر شده، بارندگی‌های شدید و سیل بسیار بیشتر از گذشته رخ می‌دهد و خاک فرسایش می‌یابد. علاوه بر این، جمعیت در حال افزایش است، مزارع جایگزین مراتع می‌شوند و درگیری‌ها بر سر منابع کمیاب مانند آب و مراتع نیز در حال افزایش است. گرسنگی اکنون در شاخ آفریقا در حال گسترش است و غذا نیز در اتیوپی کمیاب است. این کشور با بدترین بحران خشکسالی در ۴۰ سال گذشته روبه‌روست. قیمت غذا و انرژی به‌دلیل جنگ در اوکراین در حال افزایش است.

72

گنجینه غنی

کشورهایی که بیشترین مراتع را دارند، معمولاً کشورهای بزرگی با صنایع دامداری گسترده و اکوسیستم‌های وسیع علفزار هستند. به عبارت دیگر، کشورهایی با مساحت زمین زیاد، آب‌وهوای خشک /نیمه‌خشک و بخش‌های دامداری قوی، معمولاً بیشترین مراتع را دارند. طبق داده‌های سازمان غذا و کشاورزی (FAO)، مراتع حدود 26 تا 30 درصد از سطح زمین جهان را پوشش می‌دهند. کشورهایی که بیشترین مساحت مراتع را دارند، به ترتیب عبارت‌اند از: 1- چین (یکی از بزرگ‌ترین مناطق مراتع طبیعی در جهان که از جمعیت انبوه گوسفند، بز و گاو پشتیبانی می‌کند)؛ 2- استرالیا (نسبت بسیار بالایی از زمین مورد استفاده برای چرا؛ ایستگاه‌های وسیع گاو و گوسفند در کوئینزلند، استرالیای غربی و قلمرو شمالی)؛ 3- ایالات‌متحده (مراتع بزرگ در تگزاس، مونتانا، وایومینگ و دشت‌های بزرگ؛ تولید بالای گاو گوشتی)؛ ۴- برزیل (مناطق چرای وسیع در مناطق سرادو و آمازون، و یکی از بزرگ‌ترین صادرکنندگان گوشت گاو در جهان)؛ ۵- قزاقستان (چمنزارهای وسیع استپی، گله‌های بزرگ گوسفند و گاو)؛ ۶- روسیه (مناطق استپی وسیع در جنوب؛ مراتع متمرکز در منطقه ولگا و مناطق سیبری)؛

۷- آرژانتین (چمنزارهای پامپاس برای چرای گاو ایده‌آل هستند؛ کشور اصلی تولیدکننده گوشت گاو)؛

۸- هند (جمعیت زیاد دام). اما علاوه بر کمیت مراتع، کیفیت چراگاه‌ها نیز از اهمیت برخوردار است. وقتی در مورد «بهترین» مراتع صحبت می‌کنیم، معمولاً منظورمان مراتعی است که به‌طور طبیعی حاصلخیز، دارای آب کافی، غنی از علف‌های متنوع و بسیار پربار برای دام‌ها هستند. چندین کشور به‌دلیل آب‌وهوا، کیفیت خاک و سنت‌های طولانی دامداری خود، متمایز هستند.یکی از مشهورترین نمونه‌ها آرژانتین، به‌ویژه منطقه پامپاس است. خاک‌های عمیق و غنی از مواد مغذی و آب‌وهوای معتدل، شرایطی ایده‌آل برای چرای گاو با کیفیت بالا ایجاد می‌کنند. صنعت گوشت گاو تغذیه‌شده با علف آرژانتین مدت‌هاست که از این مراتع طبیعی که به ورودی‌های خارجی نسبتاً کمی نیاز دارند، بهره‌مند شده است. نیوزیلند نیز به‌عنوان دارنده برخی از بهترین سیستم‌های مرتعی جهان شناخته می‌شود. بارندگی فراوان، دمای معتدل و مدیریت پیشرفته مراتع، چرای دام را در تمام طول سال امکان‌پذیر می‌کند. صنایع لبنی و گوسفندداری این کشور به‌شدت به مراتعی که با دقت مدیریت می‌شوند و هم پربار و هم پایدار هستند، متکی هستند. در اروگوئه، مراتع مواج از یک بخش گاوداری قوی پشتیبانی می‌کنند. بخش عمده‌ای از دام‌های اروگوئه به‌جای مزارع پرواری (مکان سرپوشیده‌ای که در آن دام‌ها را برای کشتارگاه پروار می‌کنند) در مراتع طبیعی پرورش می‌یابند که به کیفیت علوفه ثابت و سلامت خاک کمک می‌کند. به همین ترتیب، بخش‌هایی از جنوب برزیل دارای مراتع گرمسیری و نیمه‌گرمسیری بسیار حاصلخیزی هستند، اگرچه شیوه‌های مدیریتی بسیار متفاوت است. در اروپا، ایرلند به خاطر مزارع سرسبز خود مشهور است. بارندگی زیاد و دمای متوسط، آن را برای سیستم‌های چرای دام‌های شیری ایده‌آل می‌کند و تولید شیر مبتنی‌بر مراتع ایرلندی از جمله کارآمدترین‌ها در سطح جهان است. در نهایت، استرالیا مراتع وسیعی دارد. درحالی‌که برخی مناطق خشک هستند، مناطق معتدل مانند بخش‌هایی از ویکتوریا و تاسمانی از سیستم‌های چرای باکیفیت پشتیبانی می‌کنند. 

پی‌نوشت:

1- تجاوز به جنگل، به افزایش فراوانی گیاهان چوبی بومی مانند درختچه‌ها و بوته‌ها به قیمت از بین رفتن گیاهان علفی، چمن‌ها و علف‌های پهن‌برگ در علفزارها و بوته‌زارها گفته می‌شود.

دراین پرونده بخوانید ...