مرتع فرسوده
کدام عوامل در تخریب مراتع نقش بیشتری دارند؟
مرتع، فقط یک زیستبوم طبیعی نیست؛ گلوگاه اقتصاد، جامعه محلی و عشایری و درنهایت بخشی از فرهنگ روستایی ایران است. بیش از نیمی از پهنه سرزمینی کشور را مراتع دربر گرفتهاند و حیات دامداری، امنیت غذایی، معیشت عشایر و پایداری خاک به آنها وابسته است. با این حال، آنچه امروز در پهنههای مرتعی ایران دیده میشود، بیش از آنکه نشانی از بازتولید و تابآوری باشد، تصویر فرسایش، فشار مضاعف و زوال تدریجی است؛ زوالی که ریشههای آن را باید در اقتصاد سیاسی و ساختارهای اجتماعی جستوجو کرد.
از دهههای گذشته، گزارشهای توسعهای از جمله برنامههای موسوم به اصل 4 ترومن نشان دادهاند که تخریب مراتع ایران بیش از آنکه محصول خشکسالی یا نوسانات اقلیمی باشد، نتیجه چرای بیش از ظرفیت، فقدان نظام مالکیت و مدیریت کارآمد، رشد نامتوازن جمعیت دامی، سیاستهای اقتصادی نادرست و تغییر الگوهای معیشتی است. تبدیل مرتع به زمین کشاورزی یا منبع سوخت، فشار مضاعفی را بر این زیستبوم وارد کرده و امکان بازسازی طبیعی را از آن گرفته است.
در گفتوگوهای این پرونده، حسین آذرنیوند، استاد دانشگاه و مدیر گروه مرتع دانشکده منابع طبیعی تهران و ابوالقاسم حسینپور، مدیرکل دفتر امور مراتع سازمان منابع طبیعی و آبخیزداری کشور، با اشاره به وسعت ۸۳ میلیونهکتاری مراتع ایران، از وجود دام مازاد بیش از دو برابر ظرفیت مجاز سخن میگویند؛ ناترازی که مستقیم به اقتصاد دامداری، فقر بهرهبرداران و تخریب منابع مشترک گره خورده است. راهکارهایی چون تعادل دام و مرتع، تنوعبخشی به معیشت، هویتگذاری دام و بهرهبرداری چندمنظوره، در واقع تلاش برای بازتعریف رابطه اقتصاد و طبیعتاند.