دست به دامن آفتاب
آیا خورشید خاموشی را پنهان میکند؟
ناترازی برق در ایران دیگر یک مسئله فنی محدود یا اختلالی مقطعی نیست؛ این بحران به نشانهای از ناکارآمدی انباشته در حکمرانی انرژی بدل شده است. خاموشیهای گسترده تابستانی، محدودیتهای زمستانی ناشی از کمبود گاز، فشار بر صنایع و نارضایتی عمومی، همگی پیامد سالها سیاستگذاری کوتاهمدت، قیمتگذاری دستوری و عقب ماندن سرمایهگذاری از شتاب رشد مصرفاند. در چنین شرایطی، هر وعدهای برای «پایان خاموشیها» ناگزیر در کانون توجه افکار عمومی قرار میگیرد و بهسرعت به معیاری برای سنجش واقعگرایی سیاستگذاران تبدیل میشود.
اظهارات اخیر مسعود پزشکیان مبنی بر حذف کامل قطعی برق در سال آینده با اتکا به توسعه برق خورشیدی، دقیقاً در همین بستر قابلفهم است؛ وعدهای که از یکسو امید به بهرهگیری از ظرفیتهای طبیعی کشور را زنده میکند و از سوی دیگر، پرسشهای جدی درباره امکان تحقق آن در بازهای کوتاهمدت به میان میآورد. ایران از نظر میزان تابش خورشید، یکی از مستعدترین کشورهای جهان است، اما تجربه سالهای گذشته نشان میدهد فاصله میان «ظرفیت بالقوه» و «تحقق عملی» در حوزه انرژیهای تجدیدپذیر، فاصلهای عمیق و پرهزینه است.
واقعیت آن است که ناترازی برق حاصل یک عامل واحد نیست که با یک نسخه واحد درمان شود. فرسودگی شبکه، عقبماندگی سرمایهگذاری، رشد افسارگسیخته مصرف، ضعف مدیریت تقاضا و بیثباتی سیاستها، همزمان شبکه برق کشور را تحت فشار قرار دادهاند. در این میان، انرژی خورشیدی میتواند نقش مهمی در کاهش وابستگی به سوختهای فسیلی و کاستن از فشار پیک مصرف ایفا کند، اما تبدیل آن به ستون اصلی تامین برق پایدار، نیازمند زیرساخت، سرمایه، زمان و اصلاحات نهادی است.