شناسه خبر : 51151 لینک کوتاه
تاریخ انتشار:

اوج دیرهنگام

چرا موفقیت دیر به دست می‌آید؟

 

زهرا تهرانی / نویسنده نشریه 

89موفقیت واقعی نه یک جام قهرمانی بالای سر است، نه یک تیتر زودگذر در اخبار. موفقیت در حقیقت هماهنگی میان تلاش و صداقت و تعادل رشد و رفاه است. در‌واقع موفقیت توانایی خلق ارزشی ماندگار است، آزمونی برای ایستادگی و پایداری است؛ پایداری در برابر موانع و همچنان حرکت رو به جلو با واقع‌بینی و شفافیت. موفقیت در قدرت حفظ سلامت، در روابطی که با دقت پرورش یافته‌اند، در دانشی که با کنجکاوی دنبال می‌شود، و در مشارکت‌هایی که در جامعه و جهان موج می‌زند، دیده می‌شود. شاید موفقیت یک ثبات مالی بدون قربانی کردن اخلاق، یا نوآوری بدون تقلب باشد. اما موفقیت یک ویژگی واقعی دارد و آن هم دیرپایی آن است، زیرا عمیق است. دیریاب است، زیرا ماندگار است. صبوری می‌طلبد، زیرا بر پایه‌هایی ساخته شده است که نمی‌توان آنها را شتاب‌زده پیمود. رسیدن به موفقیت در گرو هماهنگی هدف، پشتکار و استفاده درست از میراث است؛ صدایی که می‌گوید، من رشد کرده‌ام، بخشیده‌ام، تحمل کرده‌ام و چیزی مهم به جا گذاشته‌ام. از ورزشکارانی مانند سیمون بایلز و مایکل فلپس گرفته تا دانشمندانی مانند ماری کوری و آلبرت اینشتین، شناسایی استعدادهای استثنایی در علم نوآوری ضروری است. اما استعداد از کجا سرچشمه می‌گیرد؟ چقدر طول کشیده و زمان برده تا بااستعدادترین ورزشکاران، دانشمندان و موسیقیدانان به اوج عملکرد و دوران حرفه‌ای خود رسیده‌اند؟ آیا آنها از یادگیری و تسلط بر رشته‌های دیگر ورزشی، موضوعات دانشگاهی و نواختن آلات و سازهای مختلف موسیقی صرف‌نظر کرده‌اند تا فقط در یک مورد اوج عملکردشان را در سطح جهانی به نمایش بگذارند؟ در یک بررسی تحلیلی، گولیچ و همکارانش به مطالعات صورت‌گرفته در رشته‌های علمی، موسیقی، شطرنج و ورزش نگاه کردند و دو الگو تبیین کردند: استعدادهای برتر جوان به‌سرعت به اوج رسیدند، اما فقط در یکی از علایقشان (مثلاً یک ورزش خاص) به‌طور محدود تسلط پیدا کردند و سرآمد شدند. در مقابل، بزرگسالان برتر و استثنایی به‌تدریج و با تمرین‌های گسترده‌تر و چند‌رشته‌ای به اوج عملکردشان رسیدند. بااین‌حال، برنامه‌هایی که برای نخبگان طراحی شده است بیشتر بر پرورش استعدادهای جوان‌تر متمرکز شده‌اند.

تعریف موفقیت از منظر جهانی

استعدادهای برتر مرزهای توانایی انسان را جابه‌جا می‌کنند، نوآوری را پیش می‌برند و گره از مهم‌ترین مشکلات و گره‌های بشری باز می‌کنند. برای دهه‌ها، پژوهش‌ها در مورد مسیر اکتسابی عملکرد انسان در حوزه‌های مختلف (مانند رشته‌های علمی، موسیقی، ورزش و بازی‌های فکری) اغلب روی افراد جوان و نخبه انجام شده است. این پژوهش نشان داد که در این جمعیت‌ها، عملکرد اولیه بهتر و میزان تمرین و پشتکار بیشتر اغلب عملکرد بهتر و موفقیت را در آینده تضمین می‌کنند. به همین ترتیب، بسیاری از مدارس، دانشگاه‌ها، هنرستان‌ها و آکادمی‌های ورزشی جوانان در سراسر جهان معمولاً هدفشان انتخاب جوانان برتر و سپس تلاش برای سرعت‌بخشیدن به عملکرد آنها از طریق تمرین‌های ویژه در آن رشته است. با توجه به اینکه پژوهش‌های تخصصی قبلی اغلب بر جوانان متمرکز بوده و بسیاری از برنامه‌های آموزشی نخبگان با هدف انتخاب جوانان برتر انجام می‌شود، دو پرسش مهم مطرح می‌شود: 1- آیا افرادی که در سن پایین ویژگی‌های برتر دارند و اشخاصی که در سن بالا اوج عملکردشان را تجربه می‌کنند، افرادی یکسان هستند؟ 2- آیا مولفه‌هایی که عملکرد استثنایی جوانان را پیش‌بینی می‌کنند، می‌توانند اوج موفقیت‌های بعدی آنان را نیز پیش‌بینی کنند؟ تا همین اواخر، این پرسش‌ها به‌طور سیستماتیک در میان بهترین نوازندگان جهان در حوزه‌های مختلف بررسی نشده بود. در سال‌های اخیر، پژوهش‌ها در مورد کسب عملکرد استثنایی پیشرفت کرده است. چندین مجموعه داده بزرگ از نخبگان بزرگسال در سطح جهانی برای بررسی و ترکیب در دسترس محققان قرار گرفته است. آنها درواقع بیش از 34 هزار استعداد برتر بین‌المللی بزرگسال در حوزه‌های مختلف، از جمله برندگان جایزه نوبل، مشهورترین آهنگسازان موسیقی کلاسیک، قهرمانان المپیک و بهترین شطرنج‌بازان جهان را کنار هم قرار دادند. شواهد موجود نشان می‌دهد که یک الگوی مشترک در تمام حوزه‌ها با سه ویژگی اصلی وجود دارد. نخبگان در سن جوانی و افراد استثنایی در مراحل بعدی زندگی به‌ندرت افرادی یکسان هستند. برای مثال، 10 شطرنج‌باز برتر جوانان جهان و 10 شطرنج‌باز برتر بزرگسال جهان در طول زمان تقریباً 90 درصد افراد متفاوتی هستند. دانش‌آموزان برتر دبیرستان و دانشجویان برتر بعدی دانشگاه نیز تقریباً 90 درصد با هم فرق دارند. به همین ترتیب، ورزشکاران جوان در سطح بین‌المللی و ورزشکاران بزرگسال در سطح جهانی حدود 90 درصد با هم متفاوت‌اند. بیشتر افراد موفق (برندگان جایزه نوبل، نوازندگان بزرگ، ورزشکاران و شطرنج‌بازان درجه یک جهانی) در سال‌های اولیه زندگی خود عملکرد ضعیف‌تری نسبت به بسیاری از همسالان خود نشان می‌دادند. اما در بزرگسالی کارکرد آنها به‌طرز چشمگیری به اوج خود می‌رسد، در نتیجه اوج عملکرد با کارکرد اولیه همبستگی منفی دارد. برای سنجش بالاترین سطوح عملکرد و دستاوردها در دوره‌های جوانی و بزرگسالی الگوهای متفاوتی لازم است. بهترین عملکرد افراد در سن پایین‌تر به دلیل تمرین و تمرکز بیشتر فقط در یک رشته خاص به‌دست می‌آید، و کمتر به ممارست‌های چندرشته‌ای مربوط است. در مقابل، دستاوردهای سطح بالای بزرگسالان، کمتر به تمرین و تلاش در یک رشته خاص ارتباط دارد و بیشتر در گرو ادامه دادن به تلاش‌ها، تمرین و یادگیری در چند رشته و پیشرفت تدریجی در موفقیت‌ها و دستاوردهای اولیه‌شان است. این اثرات پیش‌بینی‌کننده با یکدیگر همبستگی نزدیکی دارند و یک الگوی قوی را نشان می‌دهند. شواهد جدید درک ما را از چگونگی توسعه عملکرد در سطح جهانی دگرگون می‌کند. الگوی رشدی نخبگان درجه یک جهانی در حوزه‌های مختلف، زیربنای کسب عملکرد استثنایی انسان را نشان می‌دهد. اما این پرسش همچنان به قوت خود باقی است که چرا موفقیت‌های دیرهنگام ماندگارتر و پایدارتر هستند؟ حالا بیایید جداجدا در بخش‌های مختلف بگردیم و در هر کدام موفقیت را تعریف کنیم.

موفقیت در علم چه زمانی پدید می‌آید؟

موفقیت در علم نه‌تنها با خروجی‌های قابل اندازه‌گیری مانند انتشارات یا استنادها، بلکه با یکپارچگی فرآیند تحقیق، پیشرفت دانش، همکاری و تاثیر اجتماعی اکتشافات تعریف می‌شود. این امر چندبعدی، وابسته به زمینه است و اغلب به کندی پدیدار می‌شود. مطالعات اخیر و بحث‌های تخصصی تاکید می‌کنند که موفقیت علمی را نمی‌توان فقط به اعداد تقلیل داد: انتشارات، ثبت اختراعات و استنادها شاخص‌های سنتی هستند، اما کمیت را بر کیفیت ارجح می‌دانند. یکپارچگی، تکرارپذیری، شفافیت و همکاری برای اعتبار بلندمدت ضروری هستند. اشتیاق، پشتکار و توانایی انتقال موثر دانش، مولفه‌هایی کلیدی هستند. مشارکت‌هایی که به جامعه سود می‌رسانند، مشکلات را برطرف می‌کنند یا دانش جمعی را پیش می‌برند، موفقیت‌های عمیق‌تری را تعریف می‌کنند. زمان‌بندی، منابع و عوامل خارجی نیز در شناخت و نتایج نقش دارند. اما موفقیت در علم موضوعی پیچیده است و همین اتفاق رسیدن به موفقیت در علم را کُند و آهسته می‌کند. علم با آزمون و خطاها و زمین‌خوردن‌ها و عیب‌یابی‌ها به نتیجه می‌رسد، که به‌ندرت مورد تقدیر قرار می‌گیرند، اما ضروری هستند. اغلب سال‌ها طول می‌کشد تا موفقیت‌ها اعتبارسنجی یا قدردانی شوند. سیستم‌های فعلی به ‌سرعت و حجم پاداش اهمیت می‌دهند، اما موفقیت واقعی در تکرارپذیری و رفتار اخلاقی نهفته است. موفقیت به‌طرزی فزاینده‌ به کار تیمی در رشته‌های مختلف بستگی دارد، نه‌فقط دستاوردهای فردی. موفقیت واقعی علمی، در هماهنگی فرآیندهای دقیق، نتایج معنادار و رسیدن به منفعت اجتماعی محقق می‌شود. موفقیت فقط این نیست که اولین مقاله علمی‌ را انتشار دهیم، بلکه اطمینان از مورد اعتماد بودن، تکرارپذیری و تاثیرگذاری دانش است. بنابراین، برگردیم به پرسش: چه چیزی موفقیت واقعی در علم را اندازه‌گیری می‌کند؟ موفقیت واقعی نه در اعداد و ارقام، که در صداقت، کنجکاوی و اثرگذاری نهفته است؛ حتی اگر سال‌ها طول بکشد تا این اثرگذاری به وقوع بپیوندد. این موفقیت در تولید کارهایی است که با پشتکار و ممارست و تکرار به نتیجه می‌رسند. این موفقیت در طرح پرسش‌هایی مهم و کلیدی، حتی زمانی که پاسخ‌ها پیچیده، مبهم یا نامحبوب باشند، یا در کمک به درک جمعی از جهان طبیعی نهفته است، حتی اگر هیچ معیاری به‌طور کامل حق آن را ادا نکند. موفقیت در علم یک معیار واحد نیست. تمرینی همیشگی برای یادگیری، پرسش، کشف و مشارکت با هدف و صداقت است.

موفقیت واقعی در هنر چگونه به دست می‌آید؟

از دیدگاه هنری، موفقیت ربطی به انباشت و تعداد ندارد، بلکه به بیان، طنین و ماندگاری مربوط می‌شود. هنر واقعی توانایی تبدیل مواد خام -رنگ، کلمات، سنگ یا خود زندگی- به چیزی است که معنا و احساس را در خود جای داده باشد. همان‌طور که یک نقاشی دست هنرمند را آشکار می‌کند، موفقیت حقیقی نیز صدای منحصربه‌فرد فرد را بازتاب می‌دهد. موفقیت در هنر با تقلید به بار نمی‌نشیند، بلکه در اصالت تنیده است. اثر هنری زمانی موفق می‌شود و به ثمر می‌نشیند که دیگران را تحت تاثیر قرار دهد. به همین ترتیب، موفقیت واقعی در قلب مردم احساس می‌شود و خود را نشان می‌دهد، نه‌فقط در آمار ثبت‌شده. در هنر، عمل خلق به اندازه نتیجه نهایی مهم است. موفقیت با مشاهده، آزمودن و پشتکار به ثمر می‌نشیند. هنر بزرگ اغلب مدت‌ها پس از خلق شدن به رسمیت شناخته می‌شود. موفقیت حقیقی نیز  به کُندی  دست‌یافتنی است- بالغ می‌شود، عمیق‌تر می‌شود و با فراتر رفتن از زمان دوام می‌آورد. اثر هنری وقتی به اوج می‌رسد که زیبایی را با احساس و اندیشه متعادل و ترکیب کند. موفقیت واقعی، دستاوردهای بیرونی را با یکپارچگی درونی هماهنگ می‌کند. چرا موفقیت در هنر دیر و به آرامی حاصل می‌شود؟ تسلط زمان‌بر است. مانند یادگیری ضربه‌های قلم‌مو یا تکنیک‌های مجسمه‌سازی، موفقیت نیاز به سال‌ها پالایش دارد. بسیاری از هنرمندان (ون‌گوگ، باخ، رومی) وقتی عمرشان به پایان رسید شناخته شدند و از آثارشان تجلیل شد. موفقیت ناب و حقیقی اغلب منتظر می‌ماند تا جهان به آن برسد. هنر سطحی ممکن است به‌سرعت توجه‌ها را برانگیزد و سروصدا به راه بیندازد، اما آثار عمیق نیاز به تفکر دارند. همچنین موفقیت پایدار به آرامی رشد می‌کند و می‌بالد. موفقیت خلق یک شاهکار نیست، بلکه قوس یک عمر است.

موفقیت واقعی در ورزش چگونه رقم می‌خورد؟

به‌طور سنتی، موفقیت با پیروزی، رکوردزنی‌ها و قهرمانی‌ها برابر بود. اما دیدگاه‌های مدرن بر تعریف گسترده‌تر تاکید می‌کنند: برد مهم است، اما همه چیز نیست. پیروزی مهم است، اما به‌عنوان تنها معیار موفقیت کفایت نمی‌کند. موفقیت مجموعه رشد عاطفی، صداقت اخلاقی و مشارکت اجتماعی است. هر ورزشکار موفقیت را متفاوت تعریف می‌کند- برای برخی نتایج مهم است، اما برخی دیگر به اقدامات ‌کنترل‌کننده مانند تلاش، نظم‌پذیری یا بهبود دادن و رشد بها می‌دهند. در ورزش‌های جمعی، موفقیت به اشتراک گذاشته می‌شود و رفاقت و احساس تعلق داشتن را تقویت می‌کند. امروز مربیان در حکم راهنما هستند، نه استراتژیست؛ شخصیت را شکل می‌دهند و عشق به ورزش را القا می‌کنند. چگونگی دستیابی به موفقیت واقعی اما بحث مهمی است. تمرین پایدار، نظم و انضباط و انعطاف‌پذیری، موفقیت پایدار را می‌سازند. ورزشکاران با تمرکز بر اقدامات خودکنترلی (تلاش، آمادگی، طرز فکر) به‌جای نتایج غیرقابل‌مهار مانند آب‌وهوا یا نقش داوران، موفق می‌شوند. رسیدن به موفقیت با ارزش‌های سازمانی و شخصی -کار تیمی، احترام و بازی جوانمردانه- همسو است. ورزشکارانی که تجربیات متنوع را می‌پذیرند و استراتژی‌ها را تنظیم می‌کنند، در درازمدت پیشرفت می‌کنند. در ورزش‌های تیمی، موفقیت جمعی است و با فشار‌های گروهی و بسیار زیاد به سرانجام و پاداش می‌رسد.

اوج دیرهنگام

در همه این شاخه‌هایی که بحث کردیم موفقیت موضوعی دیرهنگام بود. این پارادوکسی جذاب در آموزش، ورزش و توسعه حرفه‌ای است. موسسه‌ها همچنان بر شناسایی زودهنگام «استعدادها»، تخصص سریع و فشار شدید آموزشی تاکید می‌کنند، حتی با وجود اینکه پژوهش‌ها نشان می‌دهد پایدارترین موفقیت‌ها اغلب از تجربه‌های گسترده، پیشرفت کندتر و تخصص دیرهنگام حاصل می‌شود. اما واقعاً چرا موسسه‌ها بر نخبگان و تخصص زودهنگام تمرکز دارند؟ سازمان‌ها به‌دنبال رسیدن به نتایج فوری هستند. دستیابی به تخصص‌ فوری، دستاوردهای کوتاه‌مدتی را رقم می‌زنند که به‌راحتی قابل‌پیگیری هستند. روایت‌های قدرتمندی در مورد «اعجوبه‌ها» و «استعدادهای زودرس» -از موتسارت گرفته تا ورزشکاران المپیک- وجود دارد که این باور را تقویت می‌کند که موفقیت باید زود شروع شود. در ورزش، علم و تجارت، شرکت‌ها از، از دست دادن استعدادها به رقبا واهمه دارند، بنابراین از شناسایی زودهنگام و آموزش فشرده جانبداری و آن را تشویق می‌کنند. سیستم‌ها حول محور آزمون‌های استاندارد، رتبه‌بندی‌ها و معیارهای عملکرد شکل می‌گیرند که به‌جای اکتشافات متنوع، تخصص زودهنگام را ارج می‌نهند. شواهد تجربی چه چیزی را نشان می‌دهد؟ چکیده تحقیقات کتاب «دامنه: چرا متخصصان عمومی در جهانی تخصصی پیروز می‌شوند» نوشته دیوید اپستین نشان می‌دهد که: بسیاری از برندگان جایزه نوبل، کارآفرینان موفق و ورزشکاران نخبه قبل از ورود به یک حوزه، به‌طور گسترده کاوش کرده‌اند. تجربیات متنوع، خلاقیت، سازگاری و حل مسئله را تقویت می‌کنند- ویژگی‌هایی که موفقیت بلندمدت را رقم می‌زنند. مشاغلی که بر اساس تسلط تدریجی ساخته می‌شوند، نسبت به مشاغلی که بر اساس فشار اولیه و شدید بنا شده‌اند، مقاوم‌تر و پایدارتر هستند. راجر فدرر قبل از اینکه تنیسور شود، چندین رشته ورزشی را امتحان کرد. بسیاری از نوآوران قبل از دستیابی به موفقیت، در رشته‌های مختلف تجربه‌اندوزی کردند. شرکت‌ها و موسسه‌ها عملکرد کوتاه‌مدت و پیش‌بینی‌پذیری را در اولویت قرار می‌دهند، درحالی‌که موفقیت واقعی از سازگاری بلندمدت و تنوع تجربه ناشی می‌شود. این عدم تطابق توضیح می‌دهد که چرا ساختارهای آموزشی با وجود شواهدی که از کشف دیرهنگام حمایت می‌کنند، به تخصص‌گرایی زودهنگام پایبند هستند. 

دراین پرونده بخوانید ...