شناسه خبر : 51260 لینک کوتاه

اعتراض سرد

آیا زمستان زمان مناسب‌تری برای اعتراض‌های اجتماعی است؟

 

زهرا تهرانی / نویسنده نشریه 

سال ۱۹۶۸ جهان شاهد اعتراضات شدید و باورنکردنی در سراسر جهان بود که عمدتاً با ظهور سیاست‌های چپ‌گرایانه، احساسات ضدجنگ، اقدامات فوری برای ایفای حقوق مدنی، تفکرات جدید نسل جوان و شورش‌های مردمی علیه دولت‌های نظامی و بوروکراسی‌ها شناخته می‌شد. در ایالات‌متحده، این اعتراض‌ها نقطه عطفی در جنبش حقوق مدنی بود که جنبش‌های انقلابی مانند حزب پلنگ سیاه را بنیان نهاد. جنبش‌های توده‌ای نه‌تنها در ایالات‌متحده، بلکه در جاهای دیگر نیز برآمدند و رشد کردند. در بیشتر کشورهای اروپای غربی، جنبش‌های اعتراضی وامدار دانشجویان بود. برجسته‌ترین نمود آن، اعتراضات مه ۱۹۶۸ در فرانسه بود که در آن دانشجویان با اعتصاب‌های غیرقانونی حدود ده میلیون کارگر پیوند خوردند و برای چند روز، به نظر می‌رسید که این جنبش حتی قادر به سرنگونی دولت است. در بسیاری از کشورهای دیگر، مبارزه علیه دیکتاتوری‌ها و حکومت‌های استبدادی نیز با اعتراضات سال ۱۹۶۸ اوج گرفت؛ مانند آغاز ناآرامی‌ها در ایرلند شمالی، قتل عام تلاتلولکو در مکزیکوسیتی و تشدید جنگ چریکی علیه دیکتاتوری نظامی در برزیل. در کشورهای اروپای شرقی زیر حاکمیت احزاب کمونیست، اعتراض‌هایی علیه نبود آزادی بیان و نقض سایر حقوق مدنی از سوی نخبگان بوروکرات و نظامیان کمونیست صورت گرفت. در اروپای مرکزی و شرقی، مخالفت‌های گسترده‌ای وجود داشت که به‌ویژه در بهار پراگ در چکسلواکی، لهستان و یوگسلاوی تشدید شد. در خارج از جهان غرب، در ژاپن و مصر نیز وقایعی از این دست رخ داد. این اعتراض‌ها چه وجوه مشترکی داشتند و چرا رخ دادند؟

نقطه شروع

89پس از جنگ جهانی دوم، بخش بزرگی از جهان شاهد رشد بی‌رویه نرخ زادوولد بود که یک رشد انفجاری جمعیت را رقم زد. این نوزادان در زمان صلح و بهبود اوضاع اقتصادی بسیاری از کشورهای بزرگ پا به دنیا گذاشتند. این نخستین نسلی بود که شاهد ورود تلویزیون به خانه‌ها بود. تلویزیون از دو طریق تاثیر عمیقی بر این نسل داشت. اول، به آنها یک دیدگاه مشترک برای دیدن جهان داد. کودکانی که در این دوران بزرگ می‌شدند، نه‌تنها اخبار و برنامه‌هایی را که در تلویزیون تماشا می‌کردند، به اشتراک می‌گذاشتند، بلکه نگاهی به دنیای یکدیگر نیز داشتند. دوم، تلویزیون به آنها اجازه می‌داد تا رویدادهای عمومی بزرگ را تجربه کنند. آموزش عمومی به‌طور گسترده‌تری موردتوجه قرار می‌گرفت و تجربه مشترک دیگری ایجاد می‌کرد. فروشگاه‌های زنجیره‌ای و رستوران‌های دارای حق امتیاز، تجربه‌های خرید و غذا خوردن در محیط‌های مشترک و عمومی را برای مردم در نقاط مختلف جهان به ارمغان می‌آوردند. بحران موشکی کوبا و جنگ سرد یکی دیگر از تجربیات مشترک این نسل بود. همان‌طور که آنها رشد می‌کردند و بزرگ‌تر می‌شدند، جنبش‌های ضدجنگ، حقوق مدنی، صلح و فمینیستی برای برابری زنان در بیشتر نقاط جهان پا می‌گرفتند و قدرتمند می‌شدند. بلوک شرق پیش از این در دهه‌های پس از جنگ جهانی دوم شاهد اعتراض‌هایی گسترده و فراگیر، از جمله انقلاب مجارستان، قیام‌هایی در آلمان شرقی و چندین اعتصاب کارگری در لهستان، به‌ویژه اعتصاب‌های مهم در پوزنان (از شهرهای مهم این کشور) در سال ۱۹۵۶، بوده است. بهار عربی هم به‌نوعی شبیه به جنبش مه 1968 بود. موجی از اعتراض‌ها و قیام‌های طرفدار دموکراسی در خاورمیانه و شمال آفریقا از زمستان سال ۲۰۱۰ آغاز شد و تا بهار سال ۲۰۱۱ ادامه پیدا کرد و برخی از رژیم‌های استبدادی ریشه‌دار منطقه را به چالش کشید. این موج زمانی شکل گرفت که اعتراض‌ها در تونس و مصر به سرنگونی رژیم‌های این کشورها انجامید و الهام‌بخش تلاش‌هایی مشابه در دیگر کشورهای عربی شد. بااین‌حال، صدای جنبش‌ها در این کشورها به جایی نرسید و تظاهرات‌کنندگان که هدفشان این بود که مخالفتشان را با سیاست‌های اقتصادی و سیاسی نشان دهند، اغلب  سرکوب‌ می‌شدند. نخستین تظاهرات در دسامبر ۲۰۱۰ در مرکز تونس بر پا شد که جرقه آن با خودسوزی محمد بوعزیزی، دستفروش ۲۶ساله خیابانی که به رفتار مقامات محلی اعتراض داشت، شعله‌ور شد. موجی اعتراضی که رسانه‌ها آن را «انقلاب یاس» خواندند، به‌سرعت سراسر کشور را در بر گرفت. دولت تونس تلاش کرد با به خشونت کشیدن تظاهرات خیابانی و با دادن امتیازهای سیاسی و اقتصادی ناآرامی‌ها را فرو نشاند. بااین‌حال، این موج به‌زودی نیروهای امنیتی کشور را در هم شکست و رئیس‌جمهور زین‌العابدین بن علی را مجبور به کناره‌گیری و فرار از کشور در ۱۴ ژانویه ۲۰۱۱ کرد. در اکتبر-نوامبر ۲۰۱۹، تونس نخستین کشور بهار عربی بود که انتقال مسالمت‌آمیز قدرت از یک دولت به دولت منتخب دموکراتیک را تجربه کرد. با الهام از سرنگونی بن علی در تونس، اعتراضاتی مشابه به‌سرعت در میان جوانان مصری از طریق رسانه‌های اجتماعی سازمان‌دهی شد و در ۲۵ ژانویه جمعیت عظیمی را در سراسر مصر به خیابان‌ها کشاند. دولت مصر نیز با دادن امتیازهایی در عین سرکوب خشونت‌آمیز معترضان، تلاش کرد مخالفت‌ها را کنترل کند، اما شکست خورد. پس از چندین روز تظاهرات گسترده و درگیری میان معترضان و نیروهای امنیتی در قاهره و سراسر مصر، نقطه عطفی در پایان ماه رقم خورد؛ زمانی که ارتش مصر اعلام کرد که از استفاده از زور علیه معترضان که خواستار برکناری رئیس‌جمهور حسنی مبارک بودند، خودداری خواهد کرد. مبارک که حمایت ارتش را از دست داده بود، در ۱۱ فوریه پس از نزدیک به ۳۰ سال از قدرت کناره‌گیری کرد و قدرت را به شورایی از افسران ارشد نظامی واگذار کرد. با دلگرمی از موفقیت‌های سریع معترضان در تونس و مصر، جنبش‌های اعتراضی در یمن، بحرین، لیبی و سوریه در اواخر ژانویه، فوریه و مارس ۲۰۱۱ به راه افتادند. بااین‌حال، برخلاف تونس و مصر، طغیان نارضایتی عمومی در این کشورها به مبارزات خونین -و اغلب طولانی- میان گروه‌های مخالف و رژیم‌های حاکم منجر شد. بیایید به سراغ یکی دیگر از معروف‌ترین و ماندگارترین جنبش‌های زمستانی جهان برویم. رزا پارکس، زن سیاه‌پوست آمریکایی در سال 1955 پس از پایان کار، جایی برای نشستن در اتوبوس مونتگمری، آلاباما، پیدا کرد. قوانین جداسازی نژادی در آن زمان بر آن بود که مسافران سیاه‌پوست باید در صندلی‌های تعیین‌شده در عقب اتوبوس بنشینند و پارکس از این قانون پیروی کرد و ته اتوبوس نشست. وقتی یک مرد سفیدپوست سوار اتوبوس شد و نتوانست در قسمت سفیدپوستان جلوی اتوبوس جایی پیدا کند، راننده اتوبوس به پارکس و سه مسافر سیاه‌پوست دیگر دستور داد که بلند شوند و جای خود را به او بدهند. پارکس امتناع کرد و دستگیر شد. انتشار خبر دستگیری او   خشم جامعه سیاه‌پوستان را برانگیخت و به حمایت از پارکس برخاستند. پارکس ناخواسته به «مادر جنبش حقوق مدنی مدرن» تبدیل شد. رهبران جامعه سیاه‌پوست، MIA -سازمانی که برای سازمان‌دهی و رهبری کارزار تحریم اتوبوس‌های مونتگمری در سال‌های ۱۹۵6-۱۹۵5 شکل گرفت- را به رهبری کشیشِ باپتیست، مارتین لوتر کینگ جونیور، بنا گذاشتند. به این ترتیب لوتر کینگ در خط مقدم و مرکز مبارزه برای حقوق مدنی ایستاد. شجاعت پارکس، MIA  را بر آن داشت تا سیستم اتوبوسرانی مونتگمری را تحریم کند. این تحریم و اعتراض‌ها در پی آن ۳۸۱ روز طول کشید. در ۱۴ نوامبر ۱۹۵۶، دیوان عالی کشور حکمی صادر کرد که موجب لغو تفکیک نژادی در اتوبوس‌های مونتگمری و سرآغاز جنبش‌های مدنی در آمریکا شد. ولی باز هم حال و هوای زمستان اعتراضاتی هدفمند را رقم زد. تا بهار ۱۹۸۹، در میان دانشجویان دانشگاه و سایر مردم چین، احساسات فزاینده‌ای برای اصلاحات سیاسی و اقتصادی موج می‌زد. این کشور یک دهه رشد اقتصادی و آزادسازی قابل‌توجه را تجربه کرده بود و بسیاری از چینی‌ها در معرض ایده‌ها و استانداردهای زندگی خارجی قرار گرفته بودند. علاوه بر این، اگرچه پیشرفت‌های اقتصادی در چین نوعی رفاه تازه را برای بسیاری از شهروندان به ارمغان آورده بود، اما همزمان با تورم قیمت‌ها همراه بود و فرصت‌هایی برای مقامات دولتی مهیا می‌کرد تا دست به فساد بزنند. در اواسط دهه ۱۹۸۰، دولت مرکزی برخی از مردم (به‌ویژه دانشمندان و روشنفکران) را تشویق کرد تا نقش سیاسی فعال‌تری را بر عهده بگیرند، اما تظاهرات‌های دانشجویی که خواستار حقوق و آزادی‌های فردی بیشتر در اواخر ۱۹۸۶ و اوایل ۱۹۸۷ بودند، موجب شد تندروهای دولت و حزب کمونیست چین (CCP) آنچه «لیبرالیسم بورژوایی» می‌نامیدند، را سرکوب و قلع‌وقمع کنند. یکی از قربانیان این موضع سخت‌گیرانه‌، هو یائوبانگ بود که از سال ۱۹۸۰ دبیرکل حزب کمونیست چین بود و بر اصلاحات دموکراتیک صحه می‌گذاشت و بر آن تاکید می‌کرد. در ژانویه ۱۹۸۷، یائوبانگ مجبور شد از سمت خود استعفا کند. همان‌طور که می‌بینید جنبش میدان تیان‌آن‌من چین در بهار سال 1989 رخ داده است، اما وقتی کمی به عقب برمی‌گردیم متوجه می‌شویم که جوانه‌های این جنبش از اواخر سال 1986 در ذهن مردم چین شروع به روییدن کرده است. سری هم به میانمار بزنیم. اعتراضات میانمار که به «انقلاب بهاری» شهرت یافت، پس از کودتای نظامی اول فوریه ۲۰۲۱ آغاز شد. در این روز ارتش میانمار به رهبری ژنرال «مین آنگ هلاینگ» دولت منتخب «حزب لیگ ملی برای دموکراسی» به رهبری آنگ سان سوچی را برکنار و رهبران سیاسی را بازداشت کرد. این اقدام پس از انتخابات نوامبر ۲۰۲۰ رخ داد که حزب سوچی با اکثریت قاطع پیروز شده بود، اما ارتش نتایج را نپذیرفت و با ادعای تقلب در انتخابات، قدرت را به دست گرفت. علت اصلی اعتراض‌ها، نقض اراده مردم، بازداشت رهبران برگزیده و بازگشت به حکومت نظامی بود. مردم میانمار با تشکیل جنبش «نافرمانی مدنی» از همکاری با ارتش سر باز زدند. دانشجویان، کارگران و کارمندان به خیابان‌ها آمدند و نمادهایی چون سلام سه‌انگشتی و کارزارهای خلاقانه مانند «کوبیدن قابلمه‌ها» به نشانه مخالفت، به‌سرعت در سراسر کشور فراگیر شد. این حرکت به یکی از بزرگ‌ترین جنبش‌های دموکراسی‌خواهانه در جنوب شرق آسیا تبدیل شد. نتایج اعتراضات بسیار سنگین بود. که البته ارتش هم با پاسخی کوبنده و خشونت‌آمیز به استقبال معترضان رفت؛ صدها نفر در همان ماه‌های نخست کشته شدند و تا سال ۲۰۲۲ بیش از دو هزار نفر جان باختند و ده‌ها هزار نفر بازداشت شدند. با وجود سرکوب شدید و تلفات و آسیب‌های جبران‌ناپذیر، این جنبش همچنان یکی از مهم‌ترین نمونه‌های مقاومت مدنی در قرن بیست‌ویکم به‌شمار می‌آید. اگر کمی دقت کنید در همه این انقلاب‌ها و جنبش‌ها یک وجه مشترک دیده می‌شود. تاریخ بروز این اتفاق‌ها اغلب مقارن با پاییز یا زمستان بوده است. آیا این وجه مشترک اتفاقی است یا دلایلی دست به دست هم داده‌اند تا انقلاب‌ها و جنبش‌ها در زمستان رخ دهند؟ بیایید به دلایل آن بپردازیم.

 چرا اکثر جنبش‌ها در فصول سرد رخ می‌دهند؟

بسیاری از انقلاب‌ها و جنبش‌های اعتراضی از نظر تاریخی در پاییز و زمستان به اوج خود رسیده‌اند، زیرا عوامل فصلی، اجتماعی و سیاسی در این دوره‌ها به هم نزدیک می‌شوند تا این دوره‌ها را برای اقدام جمعی آماده کنند. یکی از مهم‌ترین عوامل روشن شدن آتش اعتراضات در زمستان پویایی‌های فصلی و اجتماعی است. در جوامع کشاورزی، افراد در تابستان و بهار درگیر کاشت و برداشت بودند. در پاییز و زمستان، مردم زمان و انرژی بیشتری داشتند، همچنین مزارع به نیروی کار کمتری نیاز داشتند. دوره‌های بیکاری اغلب باعث گردهمایی، اعتراض‌ها و بحث‌های سیاسی می‌شد. عامل بعدی که به بروز جنبش‌ها دامن زده است، ریتم‌های شهری هستند؛ ماه‌های سردتر از نظر تاریخی با تقاضای کمتر برای کار در فضای باز همزمان بودند و فرصت‌هایی را برای گردهمایی‌های گسترده فراهم می‌کردند. شاید باورکردنی نباشد، اما مولفه‌های نمادین و روان‌شناختی یکی از پررنگ‌ترین دلایل شروع جنبش‌ها به‌شمار می‌آید. پاییز به‌عنوان نماد گذار نشان‌دهنده تغییر و زوال است- برداشت پایان می‌یابد، برگ‌ها می‌ریزند و جوامع برای زمستان خود را آماده می‌کنند. این نمادگرایی اغلب با درخواست‌ها برای تحول سیاسی طنین‌انداز می‌شود. اما در کل باید بپذیریم که فصل‌های سرد، نارضایتی‌های اقتصادی و اجتماعی را تشدید می‌کنند. کمبود مواد غذایی، افزایش هزینه‌های سوخت و بیکاری بیشتر نمایان می‌شوند و به نارضایتی دامن می‌زنند. برای مثال، شورش‌های نان در اروپا اغلب زمستان‌ها، زمانی که منابع کاهش می‌یافت، فوران می‌کرد. اوضاع سخت، رنج را به نمایش می‌گذارد و اعتراضات را برای مخاطبانی گسترده‌ جذاب‌ می‌کند. تظاهرات در هوای بسیار سرد، نماد تاب‌آوری و عزم و اراده است و همبستگی را تقویت می‌کند. دولت‌ها اغلب در زمستان با چالش‌های لجستیک دست به‌گریبان‌اند- منابع محدود، هزینه‌های بالاتر برای حفظ نظم و فشار عمومی برای رسیدگی به کمبودها. این می‌تواند رژیم‌ها را تضعیف و مخالفان را جسورتر کند. البته جنبش‌های دانشجویی را دست کم نگیرید. این جنبش‌ها، که در بسیاری از انقلاب‌ها (مانند جنبش مه ۱۹۶۸، تیان‌آن‌من، بهار عربی) نقش محوری دارند، اغلب در پاییز، زمانی که دانشگاه‌ها بازگشایی می‌شوند، به اوج خود می‌رسند و زمینه مناسبی برای سازمان‌دهی ایجاد می‌کنند.

دراین پرونده بخوانید ...