شناسه خبر : 51517 لینک کوتاه
تاریخ انتشار:

مردان خاکستری

زیر پوست سریال لندمن چه می‌گذرد؟

 

زهرا تهرانی / نویسنده نشریه 

90در سرزمینی که بوی نفت می‌دهد و تا چشم کار می‌کند در افق‌های دوردستش دکل‌های حفاری دیده می‌شود‌، آدم‌هایی روزگار می‌گذرانند که کارشان معامله با زمین است؛ البته زمین‌هایی که نفت زیر آنها خوابیده است، آدم‌هایی که با قراردادهایی که می‌بندند و معاملاتی که انجام می‌دهند سرنوشت قشر خاصی از جامعه را رقم می‌زنند؛ لندمن! یک واژه خاکستری. در این مطلب با این واژه که درباره‌اش سریالی مبهوت‌کننده ساخته شده است زیاد سروکله می‌زنیم. سریال «لندمن» ما را به اعماق یک سرزمین نفتی می‌کشاند؛ جایی در غرب تگزاس، منطقه‌ای که ثروت از دل خاک فوران می‌کند و اخلاق زیر همان خاک مدفون می‌شود. اما مرکز و نقطه ثقل این روایت لندمن است؛ مردی که نه مالک است و نه کارگر، اما بدون او هیچ کاری پیش نمی‌رود. او واسطه‌ای است میان شرکت‌های عظیم نفتی و صاحبان زمین، میان قانون و فساد، میان وعده‌های بزرگ و فقری عمیق و زننده. وظیفه‌اش بستن قراردادها و آرام کردن بحران‌هاست. او به دنبال حل‌وفصل مشکلاتی است که گاهی با پول حل می‌شوند و گاهی با تهدید، گاهی با فشار و زمانی با سکوت. لندمن یک سریال اکشن یا جنایی کلاسیک نیست، هرچند تنش و درگیری در آن موج می‌زند، اما تمرکز اصلی‌اش روی روابط قدرت، تصمیم‌های پشت پرده، فساد ساختاری و پیامدهای انسانی صنعت نفت است. این درام اجتماعی-اقتصادی را تیلور شریدن ساخته و  بیلی باب تورنتون با بازی درخشانش آن را به تصویر می‌کشد. فیلم روندی ملایم، اما سنگین دارد و بیشتر از حادثه، بر شخصیت‌ها و فضا تکیه کرده است.

 مرد خاکستری

همان‌طور که پیش می‌رویم به‌تدریج پرده از دنیایی برداشته می‌شود که در آن تصمیم‌ها پشت میزهای لوکس و گران‌قیمت گرفته می‌شوند، اما پیامدهایشان به از هم پاشیدن زندگی انسان‌های ساده و معمولی منجر می‌شود و گریبان آنها را می‌گیرد. اینجا زمین فقط یک دارایی نیست، بلکه منبع قدرت و ثروت است. هر متر از آن می‌تواند کسی را ثروتمند کند و دیگری را به نابودی بکشاند. در این میان، لندمن‌ها مجبورند مدام روی مرز باریک اخلاق گام بردارند؛ مرزی که با هر قرارداد، باریک‌تر می‌شود. لندمن داستان قهرمانان مردمی نیست. روایت انسان‌هایی خاکستری است که برای بقا، موفقیت یا حفظ جایگاهشان، ناچارند دست به کارهایی بزنند که بهای سنگینی دارد. سریال نشان می‌دهد چگونه رویای آمریکایی، در دل صنعتی خشن و بی‌رحم، به معامله‌ای فرسایشی بدل شده؛ معامله‌ای که در آن زمین کنده می‌شود، انسان‌ها فرسوده می‌شوند و تنها چیزی که بی‌وقفه رشد می‌کند، عطش قدرت و ثروت است. هر قرارداد نفتی فقط یک معامله اقتصادی نیست، بلکه زنجیره‌ای از پیامدهای اجتماعی، اخلاقی و انسانی را به دنبال دارد. هر چه داستان پیش‌تر می‌رود، فشار کار بیش از پیش به زندگی شخصی شخصیت اصلی نفوذ می‌کند و او را وادار می‌کند دست به انتخاب‌هایی بزند که وجدانش را به چالش می‌کشند. در کنار او، مدیران نفتی، صاحبان زمین و کارگران حضور دارند؛ هرکدام با سهمی متفاوت از قدرت و آسیب‌پذیری. در نهایت، «لندمن» بیش از آنکه درباره نفت باشد، درباره انسان است؛ انسانی که میان طمع، ترس و وجدان گرفتار شده و باید تصمیم بگیرد تا کجا حاضر است پیش برود. سریال با پرهیز از قهرمان‌سازی، جهانی خاکستری را ترسیم می‌کند؛ جهانی که در آن مرز میان درست و غلط به‌سادگی قابل تشخیص نیست.

ساختار سریال

سریال «لندمن» از نظر ریتم و ساختار روایی، مسیری میان روایت کُندِ تامل‌برانگیز و تنش تدریجی را انتخاب می‌کند. ریتم داستان آگاهانه شتاب‌زده نیست؛ روایت اجازه می‌دهد موقعیت‌ها شکل بگیرند، بحران‌ها به‌طور کامل درک شوند و پیامد تصمیم‌ها به‌مرور آشکار شوند. این انتخاب، با فضای واقع‌گرایانه و صنعتی روایت همخوانی دارد، اما در برخی مقاطع مخاطبی که به دنبال تعلیق سریع است، می‌تواند احساس کند که فیلم کشدار شده است. از نظر ساختار نیز «لندمن» بیشتر یک سریال پیوسته است تا اپیزودیک، بنابراین به محض تمام شدن یک اپیزود بدون معطلی به سراغ اپیزود بعدی بروید. هر قسمت اگرچه بحران یا مسئله‌ای مشخص را مطرح می‌کند، اما این بحران‌ها در همان اپیزود به‌طور کامل بسته نمی‌شوند. خطوط داستانی از قسمتی به قسمت دیگر امتداد پیدا می‌کنند و دقیقاً مانند خطوط دکل‌های نفتی و تصمیم‌های شخصیت‌ها اثرات بلندمدت دارند. این پیوستگی به سریال عمق می‌دهد و تماشاگر را به دنبال کردن روایت ترغیب می‌کند، اما درعین‌حال نیازمند تمرکز و دقت مداوم مخاطب است. فیلمنامه از نقاط قوت قابل‌توجهی برخوردار است؛ به‌ویژه در خلق موقعیت‌های خاکستری و پرهیز از قهرمان‌سازی. دیالوگ‌ها اغلب گزیده و کاربردی‌اند و بیشتر از آنکه شخصیت‌ها وراجی کنند شاهد قدرت‌نمایی‌های عملی آنها هستیم. بااین‌حال، گاه برخی شخصیت‌های فرعی به حد کافی دیده نمی‌شوند و بیشتر در خدمت پیشبرد مضمون قرار می‌گیرند تا تبدیل شدن به کاراکترهایی مستقل. نحوه پرداخت سریال به بحران‌ها واقع‌گرایانه و ضدقهرمانی است. بحران‌ها نه با انفجار و نه با کارهای قهرمانانه شخصیت‌ها، بلکه با مذاکره، فشار، معامله و گاهی سکوت حل می‌شوند. همین رویکرد، «لندمن» را به تصویری باورپذیر از سازوکارهای پنهان صنعت نفت تبدیل می‌کند؛ جهانی که در آن بحران‌ها پایان نمی‌یابند، بلکه فقط به‌صورت موقتی مدیریت می‌شوند. در لندمن، قدرت همیشه با صدای بلند وارد صحنه نمی‌شود و ورودش پرسروصدا نیست. اغلب آرام می‌آید، پشت میز مذاکره می‌نشیند، در امضای یک قرارداد محو می‌شود یا در سکوت یک تصمیم خانوادگی خودش را به نمایش می‌گذارد. این سریال شاید حول محور نفت شکل گرفته باشد، اما تمرکز آن در بیشتر موقعیت‌ها بر روی آدم‌هایی است که زیر وزنه قدرت خم می‌شوند، با آن معامله می‌کنند یا سعی می‌کنند مهارش کنند. مرکز این جهان، تامی است؛ مردی که شغلش ایجاب می‌کند زمین‌ها را معامله کند، اما زندگی‌اش پر از گره‌هایی است که هیچ‌وقت کاملاً باز نمی‌شوند. او نشانگر نوعی قدرت عمل‌گراست: نه پاکدست است و نه به تمامی فاسد. تصمیم می‌گیرد، چون راه دیگری ندارد. جلو می‌رود چون ایستادن به معنای سقوط است. قدرت در لندمن فقط از بالا به پایین عمل نمی‌کند. اینجا قدرت مثل شبکه‌ای است که همه در آن گیر افتاده‌اند. شرکت‌ها به سیاست وصل‌اند، سیاست به سرمایه، سرمایه به خانواده و خانواده به تصمیم‌های فردی گره خورده‌اند. هر شخصیت، حتی آنهایی که در ظاهر «ضعیف‌تر» به نظر می‌رسند، سهمی از این قدرت دارند؛ گاهی نفوذ می‌کنند، گاهی مقاومت می‌کنند و گاهی فقط توانایی آسیب زدن به دیگران یا نجات دادن دیگری را دارند. و درست در همین‌جاست که پای زنان به بازی قدرت باز می‌شود؛ آن هم نه در حاشیه، بلکه به‌عنوان نیروهایی که تعادل را به هم می‌زنند. آنها اغلب در موقعیت‌هایی قرار می‌گیرند که قدرت مردانه تثبیت‌شده را به چالش می‌کشد: در خانه، در اتاق‌های حقوقی، یا در مدیریت بحران‌ها. بعضی از این زن‌ها قدرتشان را با دانش، قانون، یا جسارت به رخ می‌کشند. بعضی دیگر در سکوت اثر می‌گذارند؛ با کنترل فضاهای عاطفی، با تصمیم‌هایی که مسیر زندگی دیگران را تغییر می‌دهد. فیلم آگاهانه یا ناخودآگاه نیز نقش زنان را منحصر به‌فرد و متفاوت از سریال‌هایی از این دست به تصویر کشیده است، گاهی زنان را در مرزی لغزنده نگه می‌دارد. از یک سو، به آنها اختیار و قدرت تاثیرگذاری می‌دهد؛ از سوی دیگر، آنها را از زاویه نگاه مردانه قاب می‌گیرد. همین دوگانگی باعث شده نقش زنان در لندمن هم نقطه قوت باشد و هم محل مناقشه. زن‌ها در این جهان قدرتمندند، اما همیشه آزاد نیستند؛ دیده می‌شوند، اما نه همیشه و نه آن‌گونه که خودشان می‌خواهند. لندمن داستان آدم‌هایی است که در سیستمی بزرگ‌تر از توانایی‌هایشان گیر افتاده‌اند. سیستمی که مدام از آنها می‌خواهد بین «درست» و «لازم» یکی را انتخاب کنند. قدرت در این سریال چیزی نیست که داشته باشی یا نداشته باشی؛ چیزی است که تو را شکل می‌دهد، فرسوده می‌کند، و گاهی مجبورَت می‌کند کسی شوی که فکر می‌کردی هرگز نخواهی شد.

دشت‌های خشک، جاده‌های بی‌پایان

لندمن از همان ابتدا خودش را مدعی نشان نمی‌دهد. فیلمنامه، ستون فقرات سریال است و مهم‌ترین نقطه اتکای آن. دیالوگ‌ها اغلب کوتاه، کاربردی و خالی از شعارند؛ شبیه گفت‌وگوهای آدم‌هایی که وقتی برای فلسفه‌بافی ندارند و باید تصمیم بگیرند و وارد عمل شوند. روایت بیش از آنکه متکی به پیچش‌های غافلگیرکننده باشد، بر فرسایش تدریجی شخصیت‌ها بنا شده؛ انتخاب‌هایی که در لحظه منطقی به‌نظر می‌رسند، اما گذشت زمان نشان می‌دهد چقدر هزینه داشته‌اند. فیلم ضرباهنگی واقع‌گرایانه و گاهی عمداً سرد دارد. کارگردانی به‌روشنی در خدمت همین واقع‌گرایی است. دوربین کمتر به دنبال خودنمایی است و بیشتر نقش ناظر را دارد؛ قاب‌ها ساده‌اند، حرکات دوربین حساب‌شده و اغلب محافظه‌کارانه. این انتخاب باعث می‌شود تمرکز از تکنیک به سمت فضا و بازی‌ها برود. کارگردان ترجیح می‌دهد تنش را در سکوت‌ها، مکث‌ها و فاصله میان آدم‌ها بسازد، نه در تدوین شتاب‌زده یا میزانسن اغراق‌آمیز. موسیقی کمتر بر سریال سوار است، اما دقیق انتخاب شده است. اغلب در پس‌زمینه می‌ماند و فقط زمانی جلو می‌آید که باید وزن یک موقعیت را سنگین‌تر کند. استفاده از تم‌های مینی‌مال و تکرارشونده،  چرخه‌وار بودن زندگی و کار را در صنعت نفت القا می‌کند؛ انگار هیچ‌چیز واقعاً تمام نمی‌شود، فقط شکلش عوض می‌شود. اما شاید یکی از موفق‌ترین عناصر لندمن، لوکیشن‌ها باشد. دشت‌های خشک، تاسیسات نفتی، جاده‌های طولانی و شهرک‌های صنعتی نه‌فقط پس‌زمینه، بلکه بخشی از روایت‌اند. این فضاها احساس انزوا، خشونت خاموش و سلطه طبیعت و صنعت را همزمان منتقل می‌کنند و به سریال هویتی ملموس و زمینی می‌دهند. لندمن سریالی است که کیفیتش را با فریاد اعلام نمی‌کند؛ با کنترل، انسجام و وفاداری به جهان خودش پیش می‌رود.

91

فرصتی برای تامل

سریال لندمن اثر تیلور شریدن نقدهای متفاوت و غالباً مثبت از منتقدان دریافت کرده است. سایت «متا کریتیک» امتیاز کلی حدود ۶۲ از ۱۰۰ را برای سریال گزارش کرده، با ترکیبی از نظرات مثبت، متوسط و منفی. روزنامه سوی شهر در نقد خود بر لندمن نوشت که «تورنتون یک مرد واقعی است. او یکی از درخشان‌ترین بازی‌هایش را در این سریال ارائه کرده است». این نقد به بازی بیلی باب تورنتون در نقش «تامی نوریس» اشاره می‌کند و به نظر منتقدان یکی از تحسین‌شده‌ترین اجراها در سریال بوده است. شیکاگو سان تایمز نیز تاکید می‌کند که «این سریال به‌شدت اعتیادآور است و تورنتون یکی از برترین اجراهای حرفه‌ا‌ی‌اش را به نمایش گذاشته است». این نقل‌قول به جذابیت بازی و حضور قدرتمند شخصیت اصلی اشاره می‌کند. اما ورایتی نقدی واقع‌بینانه‌تر ارائه داده است: «لندمن نقاط ضعف و بخش‌های پراکنده دارد، اما حس قوی مکان و فضا ضعف‌ها را جبران می‌کند.» این نظر نشان می‌دهد که سریال در برخی لحظات ساختاری ضعیف‌تر دارد، اما به‌واسطه جو و مضمونش ارزش دیدن پیدا می‌کند. از سوی دیگر، نقدهایی هم وجود داشته‌اند که سریال را کم‌عمق یا نامتوازن توصیف کرده‌اند. به‌عنوان مثال یو‌اس‌ای تودی  در میان نقدهای منفی اشاره کرده که سریال می‌تواند «چنان بی‌روح و ناخوشایند باشد که فقط تلاش کند شما را پای تلویزیون نگه دارد». به‌طور خلاصه، منتقدان درباره «لندمن» می‌گویند بازیگران سرآمد هستند و فضاسازی بسیار قوی و تاثیرگذار است، اما در بخش‌هایی از فیلمنامه و ساختار شخصیت‌ها ضعف‌هایی دیده می‌شود، اما نقدها درباره اجرای کلی اثر متفاوت هستند. در نهایت، سریال «لندمن» را می‌توان درامی چالش‌برانگیز  دانست که توانسته توجه منتقدان و مخاطبان را همزمان جلب کند. این اثر، با فضاسازی واقعی، شخصیت‌پردازی قدرتمند و بازی برجسته بیلی باب تورنتون، تجربه‌ای تماشایی و پرتنش از دنیای انرژی و صنعت نفت به تصویر می‌کشد. بااین‌حال، نقدها نشان می‌دهند که سریال گاهی با کلیشه‌ها، ضعف در نوشتار و ساختار پراکنده داستان مواجه است، که باعث شده دیدگاه‌ها درباره آن دوپهلو باشد. مخاطبان نیز به‌طور مشابه بین ستایش فضای درام و نقد جنبه‌های اخلاقی یا ریتم داستان در نوسان هستند. به‌طور کلی، «لندمن» نمونه‌ای است از سریال‌هایی که با جسارت وارد موضوعات حساس و پیچیده می‌شوند و می‌توانند بحث و گفت‌وگو ایجاد کنند، حتی اگر همه جنبه‌های آن بی‌نقص نباشند. این سریال نه‌تنها سرگرم‌کننده است، بلکه فرصتی برای تامل درباره قدرت، پول، روابط انسانی و پیامدهای انتخاب‌ها در دنیای مدرن فراهم می‌آورد. به همین دلیل، «لندمن» می‌تواند برای علاقه‌مندان به درام‌های واقع‌گرایانه و پرتنش تجربه‌ای ارزشمند و به یادماندنی باشد. 

دراین پرونده بخوانید ...