با اجازه بزرگترها بله
دختران با چه معیارهایی همسرشان را انتخاب میکنند؟
چه ملاکهایی در انتخاب همسر و فرآیند ازدواج نقش دارند؟ این معیارهای کلیدی چه هستند و چگونه شکل میگیرند؟ تمامی این معیارها نشاتگرفته از چند منبع مختلف هستند و آگاهی از این منابع میتواند در شکلگیری یک ازدواج موفق راهگشا باشد. پژوهشگران این منابع را به پنج دسته منابع فردی، منابع درونخانوادگی، منابع برونخانوادگی، آموزههای زندگی و تجارب ادراکشده تقسیمبندی کردهاند. سارا علیچی، مریم فاتحیزاده و سمیه جابری از دانشگاه اصفهان پژوهشی در این مورد انجام دادهاند. آنها 15 نفر از دختران در آستانه ازدواج اول را که در رده سنی 18 تا 35 سال قرار داشتند انتخاب کردند. نتایج این مطالعه نشاندهنده وسعت و تنوع منابع ملاکهای انتخاب همسر در میان دختران در آستانه ازدواج بود و ازآنجاکه دختران نسبت به همه این منابع و نقش آنها در ازدواجشان آگاه نبودند، نتایج این پژوهش میتواند در افزایش خودشناسی افراد در آستانه ازدواج، ارتقای کیفیت جلسات مشاوره و کمک به بومیسازی منابع ملاکهای انتخاب همسر برای دستاندرکاران حوزه ازدواج نقش مهمی ایفا کند.
اول: منابع فردی
در این کاوش پژوهشگران گروهی از دختران را که در محدوده سن ازدواج قرار داشتند موردبررسی قرار دادند و به نتایج مهمی رسیدند. اولین نتیجه، منابع فردی بود. دخترها باور داشتند که یکی از اساسیترین ملاکهای انتخاب همسر، خود آنها بودهاند. با واکاوی بیشتر مشخص شد که منظور از خود، مجموعهای از ارزشها، نیازها، علایق و تمایلات، آسیبپذیریها و ویژگیهایی است که از منظر شرکتکنندگان بهعنوان یک منبع بسیار مهم، عامل شکلگیری ملاکهای انتخاب همسر است. همه اینها در کنار هم بهعنوان یک مضمون میتواند «منابع فردی» نامگذاری شود تا نشانگر آن باشد که در جریان پژوهش و انجام مصاحبه، دختران توانستهاند نگاه عمیقتری به ابعاد فردی خود داشته باشند و کشف کنند که برخی از ملاکهایی که برای انتخاب همسر دارند، از این منابع فردی نشأت میگیرد. ارزشها بهمثابه یک خطمشی، به زندگی فرد جهت میدهند. منابع فردی بهعنوان خطوط قرمز زندگی بهراحتی نادیده گرفته نمیشوند و جهتدهنده اغلب انتخابهای سرنوشتساز ازجمله انتخاب همسر هستند و ملاکهای انتخاب همسر را میسازند. هنگامه دختر 30ساله با مدرک کارشناسی ارشد حسابداری دراینباره میگوید: «تناسب تحصیلی خیلی برایم مهم است. کسی در این باره به من چیزی نگفته است، ولی انگار پس ذهنم برایم یک ارزش است. دقیقتر بگویم تحصیلات برایم در اولویتهای اول قرار میگیرد.» همه انسانها در طول عمر خود نیازهایی دارند که برای برآوردهکردن آنها تلاش میکنند. بخشی از این نیازها در دل رابطه با همسر پاسخ داده میشود. بنابراین دختران براساس نیازهای خود همسری را انتخاب میکنند که بتواند پاسخگوی آن نیازها باشد. محدثه که 23 سال دارد و کارشناس رشته گرافیک است، درباره نیازها چنین میگوید: «اینکه اهل تفریح باشد خیلی برایم مهم است چون همیشه نیاز به تفریح دارم.» امروزه بعضی از دختران میدانند که در زمینه روابط بینفردی چه حساسیتها، ناتوانیها، طرحوارهها و نقاط ضعفی دارند. آنها میخواهند همسری همراه برگزینند، که اگر جایی آنها نتوانستند او پا به میدان بگذارد. بنابراین آسیبپذیریهای دختران نقش مهمی در ملاکهای انتخاب همسر دارد.
دوم: منابع درونخانوادگی
خانواده شامل پدر، مادر، همشیرها، ارتباطات و روابط حاکم در میان آنها میشود. خانواده آنقدر در وجود افراد ریشه میدواند که هر کجای زندگی را بنگرند، ردی از آن مییابند. رد پای خانواده شاید بیش از همه در ازدواج افراد خود را نشان بدهد. البته افراد با شخصیتهای متفاوت، تاثیرات متفاوتی از خانواده میپذیرند. گاهی افراد برحسب توصیفشان از خانواده بهدنبال تکرار آن هستند. تجربه مجدد ویژگیهای اعضای خانواده و بافت حاکم بر آن، با عنوان بازگشت به خانه کودکی پدیدهای است که در میان افراد در آستانه ازدواج رواج دارد. در مقابل ممکن است افراد، خانه را بهگونهای نامطلوب یادآوری کنند، بههمینجهت به فکر فرار از آن یا اصلاح و تعدیل آن در ازدواجشان باشند. همچنین بافت خانواده میتواند در ذهنیت و ملاکهای افراد برای ازدواج نقش پررنگی بازی کند. برای بعضی از دختران، پدر یادآور عشقی کامل است که میخواهند در زندگی جدید خود او را در شمایل همسر داشته باشند. در مقابل بعضی از ویژگیهای پدر برای دختران مطلوب نیست و آنها در پی ازدواج با فردی هستند که این ویژگیها را نداشته باشد. درهرحال پدر نخستین مردی است که دختر با او زندگی میکند و در ارتباط با او واژه مرد برایش تعریف میشود. این تعریف چه در قالب ویژگیهای مثبت، چه منفی بهعنوان یک منبع در ملاکهای انتخاب همسر دختران اثرگذار است. شیما 32ساله، که دکترای تخصصی دارد، درباره عشق به پدرش میگوید: «دوست دارم همسرم شبیه پدر خودم باشد. اخلاقمدار باشد، آدم درستی باشد.» آغوش مادر آنقدر امنیتبخش است که برخی بهدنبال تجربه مجدد آن، اینبار در کنار مردی هستند که او را همسر مینامند. البته گاهی تصویر دختران از مادرشان زیبا و رویایی نیست و آنها همسری برخلاف این ویژگیها میطلبند. هرچند مادر به سبب جنسیتش کمتر تداعیکننده شوهر آینده است، ولی بهعنوان فردی که دختر با او ارتباطی دیرینه دارد، میتواند نقش یک منبع را در ملاکهای انتخاب همسر بازی کند. در مورد خواهران و برادران هم به همین شکل میبینیم که شاید آنها تاثیر مثبت یا منفی در تعیین ملاکهای ازدواج فرد داشته باشند. مهسا که 18 سال دارد و هنوز وارد بازار کار نشده است، میگوید: «اگر بخواهم بگویم که ملاک شوخطبعی از کجا برایم اهمیت پیدا کرد، باید بگویم از لحن شوخ و بامزه برادرم خیلی خوشم میآید.» ارتباطهای اعضای خانواده، شرایط و بافت حاکم بر خانواده با ویژگیهای مختلفی توصیف میشود و بر انتخاب همسر اثر میگذارد. بهعنوان نمونه دختران اولینبار مفهوم رابطه زناشویی را با مشاهده والدینشان درک کردهاند و هنگام انتخاب همسر آن را در ذهن دارند. همچنین آنها از ارتباط با هر یک از والدینشان، احساسات مختلفی دریافت میکنند.

سوم: منابع برونخانوادگی
برای هر انسانی علاوه بر اعضای خانواده، افراد دیگری نیز خارج از خانواده وجود دارند که بهنوعی در زندگی او نقش ایفا میکنند. این افراد گستره وسیعی دارند و فامیل، دوستان، همکاران، همخوابگاهیها، همکلاسیها، معلمها، استادان و آشنایان دور را در بر میگیرند. در این میان نمیتوان از اهمیت شرکای عاطفی و خواستگاران چشمپوشی کرد. همه این افراد زیرمجموعه منابع خارج از خانواده و اطرافیان گسترده دختر در آستانه ازدواج در شکلدهی به ملاکهای همسرگزینی نقش دارند و مضمونی به نام «منابع برونخانوادگی» را شکل دادهاند. آیناز 24ساله ویراستار است. او درباره منابع برونخانوادگی میگوید: «دوستی داشتم که خیلی به هم نزدیک بودیم، اما دوروییهایی داشت که خیلی آزاردهنده بود. همیشه دورونبودن همسرم برایم خیلی مهم بوده است. وقتی فکر میکنم میبینم دوستم در این طرز فکر من نقش داشته است.» بخشی از اطرافیان هر فرد، کسانی هستند که در شعاع دوری از او قرار گرفتهاند. به این معنا که فرد آشنایی، رابطه و مصاحبت کمی با آنها دارد. مصاحبهشوندگان اغلب به نام و نقش مشخصی برای این افراد اشاره نکردند و بهصورت کلی از آنها یاد کردند. هر چند این افراد در دایره دوری نسبت به دختران در آستانه ازدواج قرار دارند، ولی ویژگیهای آنها میتواند بر ملاکهای انتخاب همسر دختران اثر بگذارد. ریحانه که 29 سال دارد و پزشک عمومی است میگوید: «فردی کاری با من داشت و قرار بود در دانشگاه همدیگر را ببینیم. وقتی میخواستیم هماهنگ شویم، به من میگفت، رأس فلان ساعت، دقیقاً فلان جا باش. من اصلاً از ویژگی این آدم که اینقدر مقرراتی بود، خوشم نیامد. با اینکه اصلاً نسبت خاصی هم با من نداشت ولی فهمیدم کلاً با مقرراتیها نمیتوانم ارتباط بگیرم.» یکی از مهمترین منابع برونخانوادگی برای بعضی از دختران، پسری است که قبلاً با آنها در رابطه عاطفی بوده است، یا اکنون با هم رابطه دارند. این نوع از روابط عاطفی از منظر مصاحبهشوندگان در انتخاب ملاکهای ازدواج بسیار موثر است، زیرا آنها شریک عاطفیشان را همسری بالقوه معرفی میکنند که نوعی رابطه نزدیک و عاشقانه با هم دارند. بنابراین ویژگیهای شرکای عاطفی میتواند منبعی در ایجاد ملاکهای انتخاب همسر باشد.
چهارم: آموزههای زندگی
یکی از منابع بسیار مهم در انتخاب همسر، آموزههایی است که گاه به شکل تاکیدهای مکرر و مستقیم و گاه در قالبهای نمادین و غیرمستقیم در مورد همسرگزینی به دختران داده میشود و آنها را به سمت شکلدهی ملاکهایی خاص هدایت میکند. البته همه این آموزهها درست و قابلاجرا نیستند و در بعضی موارد بهجای هدایت افراد به سمت انتخاب ملاکهای مناسب، آنها را گمراه میکند. درواقع این مضمون برخلاف سایر مضامین به ماهیت آموزشی منابع اشاره دارد. انسانها در مورد انتخابهای سرنوشتسازی مانند ازدواج، از طرف اعضای خانواده و فامیل آموزههایی دریافت میکنند. از منظر شرکتکنندگان، عنصر آموزشی و تاکیدی این موارد مهمتر از مراجعی است که آنها را بیان میکنند. ازاینرو، این آموزهها بهصورت جداگانه در قالب یک مقوله مجزا با نام «آموزههای خانواده» تعیین شد. ریحانه میگوید: «نصیحتهای اطرافیان و خانواده خیلی نقش داشته. از بچگی کل خانواده دائم روی اصالت تاکید میکردند. من هم که دیدم آنقدر همه روی این مسئله تاکید میکنند، برایم اهمیت پیدا کرد.» پدیدهها و رویدادهایی که در جامعه برای مردم پیش میآیند، میتواند اثر آموزشی برای آنها داشته باشد. بهعنوان نمونه پدیدهها و آسیبهای رو به افزایش جامعه مانند طلاق، خیانت و اعتیاد، دختران را نگران و آگاه میکند تا در ازدواجشان معیارهای خاصی را در نظر بگیرند. بهعلاوه اکثر مردم باورها و عقایدی دارند که بر ذهنیت دختران اثر میگذارد. در این میان از نقش کلیشهها در انتخاب همسر نیز نمیتوان چشم پوشید. بهطور کلی نقشی که جامعه و مردم بر ملاکهای همسرگزینی دختران دارند، ممکن است برای بعضی از آنها مانند نوعی جبر اجتماعی ادراکشده عمل کند و برای عدهای نوعی باور جمعی درست بهحساب آید. بنابراین آموزههایی که دختران مستقیم یا غیرمستقیم از جامعه دریافت میکنند، میتواند منبع مهمی در ایجاد ملاکهای انتخاب همسر باشد. بعضی از مصاحبهشوندگان احادیث، روایات و متون دینی را مطالعه میکنند و از ویژگیهای امامان و زندگی ایشان آگاهاند. حتی اگر دختران مطالعهای درباره دین نداشته باشند، به نظر میرسد زندگی آنها با آموزههای دینی پیوند خورده است و این آموزهها به شکل ناخودآگاه میتواند بر ازدواج آنها تاثیر بگذارد. ادبیات با نهادینهکردن دیدگاهها، باورها و تفکرات مختلف بهصورت مستقیم یا استعارهای، آموزههایی را به افراد منتقل میکند. بهعنوان نمونه ضربالمثلها، رمانها، کتابهای ادبی، اشعار و داستانهای عاشقانه فارسی منبع غنی از اطلاعات مختلف هستند که بر جنبههای مختلف زندگی دختران ازجمله ملاکهای انتخاب همسر اثر میگذارند. مفاهیم بعضی از رشتههای تحصیلی مانند روانشناسی و مشاوره به ازدواج مرتبط است و موردتوجه اغلب دختران قرار میگیرد. علاوه بر متون روانشناسانه سایر متون علمی نیز ممکن است از طریق ایجاد جهانبینیهای خاص در افراد، بر آنها در زمینه انتخاب همسر اثر بگذارد. همچنین دختران از متخصصان حوزههای مرتبط با ازدواج نیز آموزههای مختلفی دریافت میکنند. بنابراین مفاهیم علمی از هر نوعی که باشند، نقش آموزشی در فرآیند همسرگزینی دختران دارند و یکی از منابع ملاکهای انتخاب همسر معرفی میشوند.
پنجم: تجارب ادراکشده
انسانها را نمیتوان از تجربههایشان جدا کرد، آنها در گذر زندگی از مراحلی مختلف عبور میکنند که هریک کولهباری از تجربههای تلخ و شیرین به همراه دارد. گاه انسانها خودشان فرازونشیبهای زندگی را تجربه میکنند، گاه به دیدن و شنیدن تجربههای اطرافیان مینشینند. این تجربهها آینه تمامنمای زندگی خود و دیگران هستند، آنقدر شفاف که ادامه راه را میتوان در آنها نظاره کرد. بنابراین آنچه افراد به طرق مختلف تجربه میکنند، در مرحله انتخاب همسر تاثیر مستقیم میگذارد. بهعبارتی اگر دختران در گذشته تجربههای مثبتی داشتهاند، تمایل دارند همسری انتخاب کنند تا این تجربهها را برای آنها تکرار کند، برعکس اگر تجارب تلخی داشتهاند، بهدنبال همسری هستند که این تجربهها را تکرار نکند. برای شرکتکنندگان در پژوهش حاضر، تجربهها اهمیت بسیار زیادی در ازدواج و همسرگزینی داشت. بنابراین تجربه منبعی مجزا در نظر گرفته شد. هرچند این تجربهها از طریق تماشای زندگی دیگران یا شنیدن خاطرههای آنها منتقل میشوند، نقش مهمی در تصمیمگیریهای افراد در مورد انتخاب همسر دارند. کیمیا 22 سال دارد و مربی قرآن است. او درباره منبع تجربه میگوید: «خودمان مشکل مالی نداشتیم، ولی زندگیهای زیادی را دیدم که به خاطر مشکلات مالی از هم پاشیده است. این برایم تجربهای شده که مادیات خیلی هم بیاهمیت نیست.» انسانها چیزهای زیادی را شخصاً در زندگی تجربه میکنند. این تجارب گاه آنقدر مطلوب هستند که در شمایل تصاویری زیبا برای همیشه در ذهن نقش میبندند و گاه مانند زخمی بر روح جا انداختهاند که هیچگاه رد آن از بین نمیرود. این تجربههای زیسته که از کودکی و در ارتباط با افراد مختلف شکل گرفتهاند بر همسرگزینی نقش دارند. منابع متعددی در تعیین معیارهای همسرگزینی نقش دارند و این منابع محدود به زمان، مکان و فرد مشخصی نیستند. به این معنا که تمام طول زندگی فرد از تولد تا زمان ازدواج؛ نهادهای اجتماعی، فرهنگی و خانوادگی؛ اعضای خانواده، آشنایان دور و نزدیک و خود فرد را شامل میشوند. همچنین همه ملاکهای انتخاب همسر به یک اندازه تاثیرگذار نیستند. هر فرد مطابق با عقاید، بافت خانوادگی، تحصیلات و روحیاتش بهاندازهای متفاوت از این منابع بهره میگیرد. همچنین این منابع لزوماً نقش مثبتی در ایجاد ملاکها ندارند و احتمال دارد تعدادی از آنها، ملاکهای نامناسب، غیرواقعبینانه و غیرقابل حصول را برای دختران ایجاد کنند. آنچه بیان شد نشان از وسعت و تنوع منابع ملاکهای انتخاب همسر نزد دختران در آستانه ازدواج دارد. اما نکتهای که نباید از آن غافل شد این است که هرچه جوانان با منابع تعیینکننده ملاکهای ازدواج بیشتر آشنا بشوند و بهتر آنها را درک کنند میتواند آمار ازدواجهای ناموفق و ناهنجاریهای اجتماعی را تا حدی چشمگیر کاهش دهد.