قطعیت عدم قطعیت
داووس 2026 چه آیندهای برای جهان ترسیم کرد؟
مجمع جهانی اقتصاد در سال 2026 سه کلیدواژه اصلی داشت: «ترامپ، گرینلند و ایران». رئیسجمهور ایالاتمتحده، یک لشکر دیپلماتیک کامل را راهی داووس کرده بود تا دوباره خود را در صدر اخبار قرار دهد. موفق هم شد؛ چینیها که امسال با احتیاط فراوان در داووس حاضر بودند، به جمع اروپاییهای نگرانِ باختن گرینلند پیوستند و کشورهای حاشیه خلیجفارس هم مثل هر سال، تلاش کردند از دیپلماسی برای بلندپروازیهای اقتصادی استفاده کنند. نتیجه هم گرفتند؛ قرار بر آن شد که جده در عربستان سعودی، در روزهای دوم و سوم اردیبهشتماه 1405 (22 و 23 آوریل 2026) میزبان همایش بینالمللی مجمع جهانی اقتصاد درباره همکاری و توسعه باشد. این بهترین خبری است که میتواند سران کشورهای عربی حاشیه خلیجفارس را خوشحال کند. آنها سه ماه فرصت دارند تا طرحهای سرمایهگذاری خود را آماده کنند و به رهبران اقتصادی جهان پیشنهاد دهند. این طرحها درنهایت، یا به توسعه فرصتهای اقتصادی در داخل خاک کشورهای عربی میانجامد یا سرمایهگذاری آنها را در فراسوی مرزهایشان توسعه خواهد داد تا پول بیشتری به جیبشان سرازیر کند. در سوی دیگر، ایالاتمتحده و ترامپ، رئیسجمهور غیرقابلپیشبینی این کشور، آمده بودند تا یک جنگ تمامعیار دیپلماتیک به راه اندازند. یک سال قبل و درست در روزی که ترامپ دوره جدید ریاستجمهوری خود را در ایالاتمتحده آغاز کرده بود، پنجاهوپنجمین مجمع جهانی اقتصاد برگزار شد و تعداد زیادی از شرکتکنندگان منتظر بودند تا او درباره روند اقداماتش صحبت کند. اما سناریویی که برای امسال چیده شده بود، کمی متفاوتتر از سال گذشته بهشمار میرفت. ترامپ تلاش کرد با صحبت درباره گرینلند، ناتو، ایران، چین و تعرفه، شرایط را برای چرخش دوربینها به سمت کشورش فراهم کند. این در حالی بود که اروپا برای نخستینبار تصمیم گرفت در برابر زیادهخواهیهای ایالاتمتحده بایستد و به نتیجهای که میخواست دست یافت. از سوی دیگر، ایران، کمفروغتر از سال گذشته در داووس ظاهر شد، اما صحبتهای زیادی حول محور خود شکل داد. سال گذشته، سخنرانی محمدجواد ظریف، موجب شکلگیری یکی از پرسروصداترین پنلهای گفتوگو در داووس شد. امسال هم قرار بود عباس عراقچی، وزیر امور خارجه، به نمایندگی از کشورمان در مجمع جهانی اقتصاد حضور داشته باشد، اما حضور او در دقایق پایانی، لغو شد. در مجموعِ همه این رخدادها، حاشیه کوههای آلپ در سوئیس که هر سال خطمشیهای بزرگ اقتصادی در جهان پیشرو را رقم میزند، امسال هم میزبان رهبران سیاسی، اقتصادی و کسبوکارهای جهان بود تا آینده جذابی برای توسعه اقتصادی کشورها و شرکتها ترسیم کند. آیندهای که البته، قابل پیشبینی نیست.
درس بزرگ ژئوپلیتیک
مجمع جهانی اقتصاد در سال 2026، همه شرکتکنندگان را در پنج نقطه مشترک متوقف کرد تا دغدغههای خود را مطرح کنند. هر چند در سالهای گذشته، بخش اصلی داووس را فناوری و توسعه اقتصادی در قالب تکنولوژی تشکیل میداد، اما امسال، رگههای ژئوپلیتیک قویتر بود. اقتصاد کلان و بازارها هم بخش دیگری بود که سبب شد چشمها به داووس خیره شود. هوش مصنوعی و انرژی هم همچنان در فهرست پرتکرارترین موضوعات قرار داشتند و حوزه دفاعی و نظامی هم جایگاه ویژهای داشت. یکی از اصلیترین درسهایی که کشورهای حاضر، بهویژه اروپاییها در مجمع جهانی اقتصاد 2026 گرفتند، ایستادگی در برابر ترامپ بود. ادعای عجیبوغریب مرد زیادهخواه آمریکایی برای مالکیت و تصرف گرینلند، همه خط قرمزهای موجود در حوزه حاکمیت ارضی اروپا را زیر پا گذاشت و مقاومت اروپا در کنار سقوط بازارهای مالی، سبب عقبنشینی ترامپ از ادعایش شد. تنشی که از نیمه آغاز شده بود، امکان داشت اختلافات زیادی بین همپیمانان قدیمی ایجاد کند، اما درنهایت بدون هیچ اتفاقی به پایان رسید. اما ته دل اروپاییها، اندکی لرزید؛ اعتماد آنها به روابط فراآتلانتیک با واشنگتن، بهشدت متزلزل شده و رهبران قاره سبز تلاش میکنند به قدرتی دست یابند که آنها را در برابر بحران بعدی توانمندتر کند. بر همین اساس است که آینده سیاستگذاریهای اروپا برای همپیمان شدن با آمریکا، کمی متفاوت خواهد بود. به اعتقاد سران کشورهای اروپایی، رویکردهای دولت ترامپ در برابر کشورهایشان، توهینآمیز و بیادبانه است. دغدغههای ژئوپلیتیک مجمع جهانی اقتصاد، فقط به ارتباط آمریکا و اروپاییها محدود نشد. موضوع اوکراین و روسیه نیز همچنان جزو اصلیترین موضوعات مرتبط با اجلاس داووس 2026 بود. در زمانی که خبرهای توافق درباره گرینلند شنیده شد، ولودیمیر زلنسکی، رئیسجمهور اوکراین، هم برای مذاکره به سوئیس پرواز کرد. البته هرچند مقامات ایالاتمتحده، اوکراین و روسیه از پیشرفتهای زیاد برای آغاز روند آتشبس و درنهایت صلح میان دو کشور صحبت میکنند، اما زلنسکی اعتقاد دارد موضوعات مهمی در حوزه ارضی همچنان حلنشده باقی مانده و بر همین اساس، دستیابی به توافق صلح، دور از دسترس به نظر میرسد. این یعنی احتمال دارد اوکراین و روسیه همچنان و تا نیمههای سال جدید میلادی به درگیریهای خود ادامه دهند. البته نشانههای جدیدی از بهبود ارتباطات روسیه و کشورهای جهان در داووس 2026 به چشم آمد. از سال 2022 که روسیه به اوکراین حمله کرد، تا امسال، هیچ مسئول بلندپایهای از این کشور در مجمع جهانی اقتصاد حضور نداشت. حالا و پس از سه سال غیبت، کریل دمیتریف، فرستاده ویژه ولادیمیر پوتین، به داووس رفت تا با مقامات آمریکایی مذاکره کند. ازآنجاکه او در مجمع حضور پیدا نکرد و فقط به مذاکره پرداخت، به نظر میرسد کانالهای جدیدی برای ایجاد گفتوگوهای متقابل منتهی به صلح باز شده تا کشورهای درگیر در بحران اوکراین و روسیه، بهتدریج وارد فاز آرامش و خروج از تنش شوند. در سوی دیگر بحثهای داووس، موضوعات مرتبط با ایران بسیار داغ و پرحرارت بود. رهبران سیاسی حاضر در اجلاس، آشکارا، نهتنها درباره اینکه آیا احتمال دارد ترامپ به ایران حمله کند یا خیر، صحبت کردند، بلکه درباره آنچه پس از آن رخ خواهد داد نیز به گفتوگو پرداختند. البته غیرقابلپیشبینی بودن ترامپ، باز هم به یکی از اصلیترین موضوعات مرتبط با این بحث تبدیل شد. ولی آینده، هنوز هم قابل پیشبینی نیست. داووس 2026 موفق نشد به جمعبندی جامعی از آنچه در ایران میگذرد، دست یابد و ایالاتمتحده هم درباره آنچه قرار است در قبال ایران انجام دهد، تردیدهای جدی دارد.

ایران و آمریکا؛ جدال بزرگ
هیچ کشوری به اندازه ایران نمیتوانست حتی با غیبت در مجمع جهانی اقتصاد، فضای حاکم بر داووس 2026 را تحت تاثیر قرار دهد. تحولات ایران و ارتباطات پرتنش با ایالاتمتحده، این دو کشور را به یکی از محورهای اصلی رویداد تبدیل کرد. در شرایطی که تمرکز اصلی نشست مجمع جهانی اقتصاد، بر موضوعات اقتصادی مانند تجارت، هوش مصنوعی و پایداری قرار داشت، اما تهدیدهای دونالد ترامپ علیه ایران و همچنین وضعیت داخلی ایران، نگاههای بسیاری را به سمت خاورمیانه کشاند. سران و مقامات عالیرتبه کشورهای جهان و از جمله کارشناسان منطقهای، درباره احتمال درگیری نظامی، نیاز به مذاکره و همچنین بازخورد اعتراضات ایران صحبت کردند. استیو ویتکاف، که شاید بتوان گفت شناختهشدهترین چهره آمریکایی پس از ترامپ در ایران باشد، بهعنوان فرستاده ویژه ایالاتمتحده به خاورمیانه، داووس را به صحنهای تبدیل کرد تا بار دیگر درباره ایران صحبت کند: «ما به راهحلهای دیپلماتیک فکر میکنیم و البته برای عملی شدن این راهحلها، ایران باید رفتارش را تغییر دهد.» او در حالی این صحبتها را بیان کرد که سه روز پس از پایان داووس، نامش در فهرست مخالفان حمله نظامی آمریکا به ایران ثبت شد. البته ویتکاف وظیفه داشت موضع سختگیرانه دولت ترامپ درباره ایران را نیز یادآوری کند. او در گفتوگو با عربنیوز هم تاکید کرد که مذاکرات با ایران حتماً باید انجام شود و از گفتوگوهای مشترک دفاع کرد. این دیدگاه، آن هم درست در شرایطی که ترامپ هر روز بیشتر ایران را تهدید میکرد، تلاشی برای حفظ کانالهای دیپلماتیک تفسیر شد. رویترز هم گزارش داد که مقامات عالیرتبه جهانی حاضر در داووس، علاوه بر اینکه درباره حمله ترامپ به ایران صحبت کردند، اما درباره عواقب آن نیز بیمناک بودند. همه این موضوعات در حالی مطرح شدند که ترامپ در سخنرانی خود در داووس، تهدیدهای تعرفهای را با موضوعات ژئوپلیتیک ترکیب کرد و حتی از ابزارهای اقتصادی برای فشار بر ایران سخن گفت. رهبران اروپایی هم نگرانی خود را از تشدید تنشها ابراز کردند و هشدار دادند هرگونه درگیری میتواند به بیثباتی جهانی منجر شود. این دیدگاهها، بخشی از گزارش ریسکهای جهانی سال 2026 بود که ناپایداری ژئوپلیتیک را بهعنوان یکی از اصلیترین خطرات جهانی، مورد تاکید قرار داد. کارشناسان منطقهای هم هشدارهای متعددی درباره دخالت آمریکا در ایران مطرح کردند. برخی از کارشناسان درباره آسیبهای اقتصادی حمله ایالاتمتحده به ایران سخن گفتند و تاکید کردند واشنگتن باید از دخالت مستقیم خودداری کند. به همان اندازه که آمریکاییها بر طبل جنگ کوبیدند، مقامات اروپایی و کشورهای حاشیه خلیجفارس تلاش کردند آتش جنگ را خاموش کنند. رهبران عربی و اروپایی در پنلهای متعدد داووس، با تکرار هشدارهای کنترلکننده تنشها، تاکید کردند که بحران داخلی ایران میتواند بدون مداخله خارجی مرتفع شود، اما از سوی دیگر، گفتند که نوع برخورد ایران با اعتراضهای انجامشده، موضوع را پیچیدهتر خواهد کرد. تصمیم مجمع جهانی اقتصاد برای لغو دعوت از وزیر خارجه ایران هم حاشیههای زیادی را پیرامون نشست پنجاهوششم ایجاد کرد. این اقدام، رهبران جهان را به واکنش واداشت و حتی رهبران اروپایی در بحثهای خود، بازپسگیری دعوت از عباس عراقچی را سیگنالی برای فشار بیشتر بر تهران تفسیر کردند و گفتند بدون تغییرات رویکردی، مذاکره با آمریکا امکانپذیر نخواهد بود. بحران اقتصادی ایران هم یکی از اصلیترین موضوعاتی بود که در داووس 2026 مورد توجه قرار گرفت. تورم بالا، سوءمدیریت مالی و نابودی طبقه متوسط از اصلیترین موضوعاتی بود که کارشناسان حاضر در مجمع جهانی اقتصاد، از آنها بهعنوان ریشه اعتراضات شکلگرفته در ایران نام بردند. پیتر اتواتر، اقتصاددان حاضر در داووس، آنچه در فضای اقتصادی ایران رخ داده است را بخشی از نابرابری جهانی دانست: «وضعیت ایران نمونهای از چگونگی ایجاد بیثباتی از طریق شکاف اقتصادی است.» نگاه داووس به ایران، کمی عجیب بود. حاضران در این اجلاس، ایران را نقطه بحرانی در روابط آمریکا-خاورمیانه در نظر گرفتند، اما از موضعگیری تند اجتناب کردند. به همان اندازه که ویتکاف بر دیپلماسی مشروط تاکید داشت، صحبت درباره حمله احتمالی ترامپ، نگرانی از بروز جنگی جدید در جهان را افزایش داد.
اقتصاد کلان؛ سیبل سیاست
از دنیای سیاست و مباحث پرتنش ژئوپلیتیک که بگذریم، مجمع جهانی اقتصاد در سال 2026 تلاش کرد تحولات اقتصادی و تجارت جهانی را نیز در نظر بگیرد. تمرکز بر خطمشیهای جدید ایالاتمتحده که شامل تهدیدهای تعرفهای و تغییر در سیاستهای انرژی بود، همراه با نیاز به تنوعبخشی تجاری و سیاستهای صنعتی نوین، نشاندهنده گذار به سمت نوعی رویکرد تجاری مقاومتر در برابر شوکهای ژئوپلیتیک است. شکاف اقتصادی Kشکل (K-shaped) که از دوران همهگیری کرونا آغاز شده، همچنان یک چالش اساسی در اقتصاد جهانی بهشمار میرود. اقتصاد K، روایتکننده مسیرهای واگرا همانند جهتهای حرف K در نمودار اقتصادی است که یکی به سمت بالا و دیگری به سمت پایین متمایل شده است. ویژگی مهم این نوع اقتصاد، رشد و کاهش همزمان است که در بخشهای مختلف جامعه تقسیم میشود. این نوع اقتصاد، باز هم در داووس مورد توجه قرار گرفت. بر اساس گزارشهای منتشرشده از داووس، ناظران اقتصادی در این رویداد، آیندهای را پیشبینی میکنند که در آن، اقتصادها باید با رقابت شدید، بدهیهای بالا و تغییرات فناوری کنار بیایند. اصلیترین دلیلی که سبب شد اقتصاددانان حاضر در داووس این موضوع را مطرح کنند، تهدیدهای تعرفهای ترامپ بود. هرچند ترامپ در سخنرانی خود در داووس، هشت کشور اروپایی را تهدید به اعمال تعرفه کرد، اما پس از دیدار با رهبران اروپایی، از این تهدید گذشت. بااینحال، اثر تهدید ترامپ برجای ماند. چرا که تنشهای تجاری تشدید شد و اروپا را به فکر کاهش وابستگی به آمریکا انداخت. این تهدیدها بخشی از استراتژی گستردهتر ترامپ برای استفاده از تعرفهها بهعنوان ابزاری برای اهداف غیراقتصادی، مانند موضوع گرینلند، است. در مقابل رویکرد تهاجمی آمریکا، چین با یک رویکرد همراه با احتیاط، آرام و بدون تنش پا به داووس گذاشت. اصلیترین هدف غول آسیایی در اجلاس داووس، جذب سرمایههای غربی بود. هی لایفنگ، معاون نخستوزیر چین، نیز در این اجلاس بر باز بودن آغوش چین برای تجارت با کشورهای جهان تاکید کرد. این استراتژی چین که بر اساس «کنترل پویایی از طریق سکون» از کتاب هنر جنگ الهام گرفته شده بود، به منظور ایجاد کوچکترین تنش با آمریکا در مجمع جهانی اقتصاد در پیش گرفته شد. گزارش مجمع جهانی اقتصاد هم نشان داد تجارت جهانی، در حال تغییر ساختار است و بهجای گذار، نوعی «گسست» را تجربه میکند. کریستالینا جورجیوا، مدیر صندوق بینالمللی پول، هم تجارت را به رودخانهای تشبیه کرد که اطراف موانع جریان مییابد: «ما همیشه تجارت کرده و خواهیم کرد. تجارت مانند رودخانه است؛ هرچند در برابر آب مانع ایجاد میشود، اما رودخانه با گذر از آن، به حرکت خود ادامه میدهد.» رویکرد صندوق بینالمللی پول در سالهای آینده بر اساس این اظهارنظر مدیر خود مشخص شد: «تاکید بر تابآوری تجارت همراه با برآورده کردن نیاز اقتصاد به تنوعبخشی در سراسر جهان.» سیاستهای صنعتی نیز در داووس مورد توجه قرار گرفت. گزارش ریسکهای جهانی 2026 نشان میدهد دخالتهای دولتی در سیاستهای صنعتی طی سالهای 2019 تا 2025، بیش از 6 /2 برابر افزایش پیدا کرده است. هرچند دولتها با دخالتهای خود تلاش کردهاند امنیت اقتصادی، اشتغال، فناوری و پایداری را تثبیت کنند، اما این سیاستها اثر منفی جانبی ایجاد خواهند کرد. کریس رایت، وزیر انرژی ایالاتمتحده هم تاکید کرد که تولید جهانی نفت باید بیش از دو برابر افزایش یابد تا پاسخگوی تقاضای روبه رشد باشد. سیانان هم در یک گزارش تحلیلی و البته خلاقانه، با تمرکز بر اجلاس داووس، به موضوع شکاف اقتصادی پرداخت. این گزارش، نشاندهنده ایجاد شکاف بسیار عمیق میان ثروتمندان و طبقه فرودستان است: «از دوران پاندمی کرونا، بازارهای سهام نزدیک به رکوردهای خود معامله میشوند، اما این در حالی است که فقرا، داراییهای خود را از دست میدهند.» لارنس فینک، مدیرعامل اجرایی بلکراک، هم داووس را «گردهمایی نخبگانی» دانست که سعی دارد جهانی شکل دهد که متعلق به همه است، اما بسیاری از افراد آسیبدیده هرگز در این کنفرانس حضور نمییابند. داووس 2026 تلاش کرد تجارت جهانی را در برابر تحولات ژئوپلیتیک مقاوم کند. در شرایطی که گزارش ریسکهای جهانی نشان میدهد کشورهای جهان وارد «عصر رقابت» شدهاند، اما همزمان، چندجانبهگرایی عقبنشینی کرده و بلوکهای منطقهای با منافع متضاد به مسیر خود ادامه میدهند. توصیه اقتصاددانان این بود که کسبوکارها برای مقاومت در برابر این شرایط، باید زنجیرههای تامین را متنوع کنند، به تقویت مدیریت ریسک بپردازند و سرمایهگذاریهای ویژهای در حوزه برنامهریزی امنیتی انجام دهند. فقط یک درصد کارشناسان حاضر در داووس، آیندهای پایدار در اقتصاد پیشبینی کردند که به نظر میرسد دولتها و کسبوکارها باید با یکدیگر ائتلافهای جدید تشکیل دهند.
نیروی محرک آینده
مجمع جهانی اقتصاد، امسال هم هوش مصنوعی و فناوریهای نوین را نیروی محرک اصلی آینده جهان در نظر گرفت. این نشست که با تمرکز بر هیجان پیرامونی هوش مصنوعی، گفتوگوهای داغی را در مورد ایجاد شغلهای جدید در برابر ریسکهای بیکاری برانگیخت، آیندهای را ترسیم کرد که بر اساس آن، جهان مملو از روباتهایی است که تعدادشان از انسانها بیشتر میشود و درعینحال، چالشهای عمیق نابرابری ناشی از اتوماسیون را هم تحمل خواهد کرد. این تحولات، هم فرصتهای اقتصادی ایجاد میکنند و هم زمینه بروز نگرانیهای اجتماعی و اخلاقی را فراهم میآورند. آنچه در راهروهای داووس شنیده شد، نشان میدهد هوش مصنوعی دیگر از حالت تبلیغات اغراقآمیز خارج شده و به یک واقعیت اجتنابناپذیر تبدیل شده تا اقتصاد جهانی را بازتعریف کند. همه رهبرانی که تا پیش از این، هوش مصنوعی را حباب تصور میکردند، اکنون اعتراف میکنند این فناوری فراتر از حباب است. لارنس فینک، مدیرعامل اجرایی بلکراک، در اینباره تاکید کرد که باور دارد هیچ حبابی در فضای هوش مصنوعی وجود ندارد و پیشرفت این فناوری، واقعی است. داریو آمودی، کارآفرین آمریکایی و مدیرعامل آنتروپیک، هم پیشرفت هوش مصنوعی را یک «خط نمایی صاف» توصیف کرد و آن را روندی پایدار دانست که نیاز به سرمایهگذاریهای بسیار بزرگ دارد. ایلان ماسک، تاجر و کارآفرین افسانهای ایالاتمتحده، هم پیشبینی کرد هوش مصنوعی تا پنج سال آینده از هوش جمعی انسانی پیشی خواهد گرفت. هر چند این پیشبینی ایلان ماسک در کنار خود، هشدارهای عمیقی را هم دربر میگیرد، اما داریو آمودی، از جنبههای تاریک هوش مصنوعی صحبت کرد و احتمال داد افزایش سریع تولید ناخالص داخلی با کمک این فناوری، بیکاری و نابرابری بسیار زیاد را هم بهدنبال داشته باشد. جن سون هوانگ، مدیرعامل اجرایی انویدیا هم بر ایجاد شغلهای پردرآمد در کسبوکارهای سنتی مانند لولهکشی، برقکاری و فولادکاری تاکید کرد: «شغلهایی که حقوق ششرقمی دریافت میکنند در ایالاتمتحده دو برابر شدهاند؛ یعنی این کسبوکارها بخشی از مسئولیت ایجاد و ساخت بزرگترین زیرساختهای تاریخ بشر، شامل انرژی و چیپها را شامل میشوند.» در سوی دیگر ماجرا، هرچند الکس کارپ، مدیرعامل پالانتیر، هشدار داد هوش مصنوعی شغلهای مرتبط با علوم انسانی را نابود خواهد کرد، اما درعینحال هم گفت که با آموزش حرفهای، شغلهای کافی برای شهروندان ایجاد خواهد شد. آنچه داووس 2026 را در حوزه هوش مصنوعی بسیار مهم جلوه داد، خطرات بیکاری بود که در سایه فناوری ایجاد خواهد شد. برآورد متخصصان نشان میدهد ۴۰ درصد شغلها از طریق هوش مصنوعی با تحول روبهرو خواهند شد یا بهکلی حذف میشوند. این رقم در اقتصادهای پیشرفته، حتی به ۶۰ درصد هم خواهد رسید. رهبران اتحادیهها و انجمنهایی که در داووس حضور داشتند، نگرانیهایشان را از نابودی شغلها و افزایش نابرابری مطرح کردند و از وضع مقررات و پیشبینی برنامههای آموزشی برای جلوگیری از آسیبهای نفوذ هوش مصنوعی سخن گفتند. به اعتقاد آنها، این فناوری ممکن است بهانهای برای اخراج نیروی کار در نظر گرفته شود، اما عامل اصلی نخواهد بود. خودکارسازی و چالشهای نابرابری ناشی از آن هم، آیندهای تاریک را ترسیم خواهد کرد. در داووس 2026 هشدار داده شد که هوش مصنوعی، شکستهای سرمایهداری سه دهه گذشته را تکرار خواهد کرد و بر اساس آن، سودهای اولیه به صاحبان مدلها، دادهها و زیرساختها میرسد و ویرانی و سختی و فرسودگی، بر نیروی کار اجرایی فشار وارد خواهد کرد. داریو آمودی، مدیرعامل آنتروپیک، این موضوع را یک پارادوکس مهم نامید: «هوش مصنوعی کد مینویسد و مهندسان فقط کدها را ویرایش میکنند. با پیشرفت هوش مصنوعی، کار آنها به حداقل ممکن خواهد رسید؛ این نابرابری، با اقتصاد K تشدید میشود و دوباره ثروتمندان را ثروتمندتر و فقرا را فقیرتر خواهد کرد.» در حوزه تجارت هم هوش مصنوعی بهعنوان یک «پارادوکس تجاری» معرفی شد که بر اساس آن، ابزارهای دیجیتال، تجارت را سریعتر و ارزانتر میکنند و برای شرکتهای کوچک و متوسط فعال در اقتصادهای نهچندان توسعهیافته، عامل برابرسازی اقتصادی بهشمار میروند. گزارش مجمع جهانی اقتصاد، بر فرصتهای TradeTech تاکید کرد، اما خطرهای نظارتی مانند پروپاگاندای فردی، هک سیستمها و نظارت جمعیتی از طریق هوش مصنوعی، بهویژه در رژیمهای توتالیتر، «بسیار ترسناک» توصیف شد.
انرژی سبز؛ بحران آینده
تناقض، تعارض و تضاد میان سیاستهای ایالاتمتحده در استفاده از انرژیهای فسیلی و رویکردهای سبز بینالمللی، تنش بزرگی در مجمع جهانی اقتصاد 2026 ایجاد کرد. دولت ترامپ، انرژی پاک را «کلاهبرداری سبز جدید» نامید و ادعاهایی در مورد چین مطرح کرد که بسیاری را به واکنش واداشت. دولت آمریکا اعلام کرد که چین بدون داشتن مزارع بادی، توربینهای بادی تولید میکند، درحالیکه چین، بیشترین تعداد مزارع بادی جهان را در اختیار دارد. هاوارد لوتنیک، تاجر و میلیاردر آمریکایی که مسئولیت وزارت بازرگانی این کشور را بر عهده دارد، در داووس 2026 بر افزایش استفاده از زغالسنگ تاکید کرد و این موضع، واکنشهای منفی زیادی را به دنبال داشت. حتی خود آمریکاییها هم به انتقاد از این رویکرد پرداختند. الگور، معاون سابق رئیسجمهور ایالاتمتحده، سیاست انرژی دولت این کشور را «دیوانهوار» توصیف کرد. همچنین، پس از اینکه ترامپ دستور توقف پارکهای بادی را صادر کرد و به شرکتهای آمریکایی انگیزه داد تا به حفاری بیشتر نفت در داخل و خارج بپردازند، کریس رایت، وزیر انرژی این کشور، گفت که تولید جهانی نفت باید بیش از دو برابر شود تا تقاضای روبه رشد انرژی را برآورده کند. او حتی سرمایهگذاریهای سبز اروپا را نوعی «اتلاف منابع» در نظر گرفت. این سیاستها که در تضاد آشکار با اهداف جهانی پایداری است، سرعت گذار به انرژی سبز را کم میکند و ریسکهای محیطی را نیز افزایش میدهد. ایلان ماسک هشدار داد: «تعرفههای بالا بر پنلهای خورشیدی، اقتصاد خورشیدی را به شکل مصنوعی افزایش میدهد، درحالیکه آمریکا میتواند تمام نیازهای برق خود، از جمله مراکز داده را با مناطق کوچکی در ایالتهایی مانند یوتا یا نوادا تامین کند.» این تضادها، نگرانیها را در مورد اوجگیری تقاضای انرژی افزایش داد و دیدگاههایی را که پیشبینی میکردند تقاضا در دو دهه آینده به اوج برسد، به چالش کشید. در مقابل، چین با رویکرد خاص خود در مجمع جهانی اقتصاد، جایگاهش را بهعنوان مرکز چندجانبهگرایی سبز در جهان تثبیت کرد و فرصتهای همکاری بسیار زیادی به سرمایهگذاران و کشورهای دیگر پیشنهاد داد. معاون نخستوزیر چین، این کشور را حامی ویژهای برای توسعه سبز معرفی کرد: «ما با جدیت پیگیر توسعه سبز و به اشتراک گذاشتن فرصتهای آن با جهان هستیم.» چین در داووس 2026 تلاش کرد سرمایههای غربی را در حوزه فناوریهای پایدار جذب کند و استراتژی خود را بر اساس «کنترل پویایی از طریق سکون» تدوین کرده بود. مسئولان دولتی این کشور تاکید کردند چین آماده خرید بیشتر کالاها و خدمات از شرکتهای خارجی است، که این خرید میتواند شامل فناوریهای سبز هم باشد. این رویکرد که درست در جهت مخالف سیاستهای استفاده از انرژیهای فسیلی آمریکا قرار دارد، چین را بهعنوان شریکی برای همکاری سبز در همه عرصهها و کشورها مطرح کرد و فرصتهایی برای انتقال انرژی به وجود آورد. چین با برخورداری از بیشترین مزارع بادی جهان، الگویی برای دیگر کشورهای جهان خواهد بود. فرش قرمزی که این کشور در داووس 2026 پهن کرد، بخشی از تلاش چین برای بهرهبرداری از بیثباتی ایالاتمتحده است و آیندهای از ائتلافهای سبز شرقی را پیشروی کشورهای جهان قرار میدهد. از سوی دیگر، مجمع جهانی اقتصاد در این دوره به «داووس آبی» هم معروف شد. تمرکز بر آب و سازگاری اقلیمی سبب شد کارشناسان این اصطلاح را بهکار گیرند. البته، نامیده شدن سال 2026 به نام سال آب از سوی داووس هم در این موضوع تاثیر داشت. مدتی پیش، سازمان ملل با انتشار گزارشی، سیاره زمین را در مرحله «ورشکستگی آب» توصیف کرد. به اعتقاد سازمان ملل، در جهان کنونی آب شیرین سریعتر از آب تجدیدشده مصرف میشود و آبراهها هم آلوده هستند. گزارش ریسکهای جهانی 2026 هم پیشبینی کرد خطرهای مرتبط با پایداری، مانند بحرانهای آب و رویدادهای شدید آبوهوایی در 10 سال آینده بسیار زیاد خواهند بود. در چنین شرایطی، نیاز به تابآوری بیش از پیش احساس میشود. زیرساختهای انرژی در برابر این خطرات آسیبپذیر هستند و شرکتها هم با درک این موضوع، حوزه پایداری را یک بخش سودآور در نظر گرفتهاند.

قدرتهای نوظهور و آینده جهان
نقش قدرتهای نوظهور مانند چین و آفریقا بهعنوان عوامل کلیدی تغییر توازن قدرت جهانی، یکی دیگر از موضوعاتی بود که در داووس 2026 به آن پرداخته شد. این نشست به پیشگویی آیندهای پرداخت که در آن، شرق و جنوب جهان، بهویژه چین و قاره آفریقا، از حاشیه به مرکز قدرت اقتصادی منتقل میشوند. رویکرد چین برای جذب سرمایه همراه با معرفی آفریقا بهعنوان راهحلی ساختاری برای مشکل تخصیص سرمایه جهانی، نشاندهنده گذار از سلطه غربی به جهان چندقطبی است. این تحولات، در زمینه تنشهای ژئوپلیتیک مانند سیاستهای ترامپ و بحرانهای جهانی، فرصتهایی برای همکاریهای جدید ایجاد میکنند، اما ریسکهایی مانند نابرابری و رقابت شدید را نیز افزایش میدهند. گزارش ریسکهای جهانی 2026 تاکید کرد، کشورهای بینالملل در فضای جهانی وارد «عصر رقابت» شدهاند؛ آن هم رقابتی که سبب میشود بلوکهای منطقهای با منافع متضاد پیش بروند و قدرتهای نوظهور هم نقش محوری در آن بر عهده دارند. چین با تمرکز بر فناوریهای سبز و هوش مصنوعی، خود را شریکی قابلاعتماد برای همکاریهای پایدار معرفی کرد. در موضوعات مرتبط با انرژی، چین در جایگاه رهبر تولید پنلهای خورشیدی و توربینهای بادی ظاهر شد، درحالیکه سیاستهای فسیلی آمریکا این حوزه را تحت تاثیر قرار داده است. داووس 2026، قاره آفریقا را پدیدهای همراه با راهحل ساختاری در رفع مشکل تخصیص سرمایه جهانی معرفی کرد. در این رویداد تاکید شد، آفریقا میتواند پاسخ جذابی برای چالشهای تخصیص سرمایه در جهان باشد که سرمایهها را در بازارهای اشباعشده غربی متمرکز کرده است. این قاره، با جمعیت جوان و منابع غنی، فرصتهایی برای سرمایهگذاری در بخشهای زیرساخت، انرژی و فناوری ارائه میدهد. آفریقا همچنین میتواند سرمایههای جهانی را به سمت رشد پایدار هدایت کند تا تمرکز کمتری روی کشورهای غربی وجود داشته باشد. رهبران کشورهای آفریقایی در داووس بر همکاری در زمینه حمل مواد معدنی حیاتی مانند مس و کبالت تاکید کردند و آن را بخشی از تنوعبخشی زنجیرههای تامین جهانی دانستند. در چنین شرایطی، آفریقا با پتانسیل خود در انرژی سبز و دیجیتالسازی، پلی میان شمال و جنوب خواهد بود. سرمایهگذاری در مراکز داده هوش مصنوعی در آفریقا که رقمی معادل 525 میلیارد دلار تا سال 2032 پیشبینی شده، این قاره را به نقش اول این حوزه تبدیل خواهد کرد. بر این مبنا به نظر میرسد آینده برای قاره آفریقا درخشان خواهد بود. این قاره به زودی از حاشیه خارج میشود و به مرکز تخصیص سرمایه تبدیل خواهد شد. با وجود این، چالشهایی مانند بدهی بالا و ناپایداری سیاسی، نیاز به شکلگیری ائتلافهای جدید را بیش از پیش مشخص میکند. نکته اینجاست که بدهیها بهعنوان تهدیدی ساختاری برای ثبات اقتصادی معرفی شدهاند. بدهی جهانی اکنون رقمی بیش از 35 /2 برابر تولید سالانه ثروت جهانی را تشکیل میدهد و یکی از اصلیترین تهدیدها بر سر راه ثبات اقتصاد بینالمللی است. ناپایداریهای ژئوپلیتیک، اطلاعات غلط و بدهیها هم به رقابتهای بزرگ منجر خواهند شد. در دو سال آینده، رهبران جهانی شاهد رخدادها و رویدادهای پرنوسانی خواهند بود. در 10 سال آینده هم، خطرات مرتبط با هوش مصنوعی و بدهیها بیشتر میشود. با این موارد، همه حاضران در داووس 2026 به این نتیجه رسیدند که کسبوکارها و دولتها باید بیشتر با یکدیگر همکاری کنند تا عدم قطعیت به فرصت تبدیل شود. بدون این همکاری، جهان به سمت بیثباتی بیشتر پیش میرود.