شناسه خبر : 51203 لینک کوتاه
تاریخ انتشار:

آینده اقتصاد دیجیتال

چرا پلت‌فرم‌ها ناچار به اصلاح ساختار هستند؟

 

سعید ابوالقاسمی / نویسنده نشریه 

پلت‌فرم‌ها دست در دست هم گذاشتند و تحول نوینی به نام «انقلاب صنعتی چهارم» شکل گرفت. رخدادی که یکی از بزرگ‌ترین تحولات اقتصادی قرن بیست‌ویکم به‌شمار می‌رود که با ظرافت فناوری‌های دیجیتال را در خدمت فرآیندهای تولید و کسب‌وکار قرار داد. «تولید هوشمند» نزدیک‌ترین توصیفی است که فلسفه انقلاب صنعتی چهارم را توضیح می‌دهد، چرا که فناوری‌هایی همانند هوش مصنوعی، اینترنت اشیا، کلان‌داده‌ها، یادگیری ماشینی، محاسبات ابری و «دوقلوهای دیجیتال» در آن نقش تاثیرگذاری دارند. دوقلوهای دیجیتال نمونه‌ای مجازی از فرآیند یا شیء فیزیکی در دنیای واقعی است که می‌تواند در کسری از ثانیه نظارت یا تجزیه‌وتحلیل شود. گوگل، آمازون و متا بازیگران و پیشرانان اصلی انقلاب صنعتی چهارم هستند. این شرکت‌ها توانسته‌اند با ایجاد اکوسیستم‌های متصل، هم مدل‌های کسب‌وکار را دگرگون و هم زنجیره‌های ارزش را از تولید تا توزیع بهینه‌سازی کنند. درنهایت، امکان تصمیم‌گیری در سریع‌ترین زمان ممکن را فراهم آورند. تعریف شرکت آی‌بی‌ام از انقلاب هوشمندانه، ریل‌گذاری توسعه آن را مشخص می‌کند. بر اساس این تعریف، «انقلاب صنعتی چهارم در مسیر خلاف انقلاب‌های پیشین حرکت می‌کند. انقلاب‌های گذشته، بر پایه مکانیزاسیون، برق و اتوماسیون شکل گرفتند، اما این انقلاب، بر دیجیتال‌سازی تمرکز دارد و تولید را به سمت هوشمندی هدایت می‌کند. در این مسیر، ماشین‌ها به حسگرهای اینترنت اشیا مجهز شده‌اند و داده‌ها را در سریع‌ترین زمان ممکن جمع‌آوری و تحلیل می‌کنند که باعث افزایش بهره‌وری 50درصدی در تشخیص نقص‌های تولید و بهبود بازده تا 20 درصد می‌شود.» موسسه مک‌کینزی در گزارش جدیدی نوشته، فناوری‌های هوش مصنوعی و یادگیری ماشینی می‌توانند دوران عملکرد بهینه ماشین‌ها را بین 30 تا 50 درصد افزایش دهند و توان عملیاتی شبکه‌ها را نیز تا 30 درصد بالا ببرند. ترکیب این دو اتفاق سبب می‌شود پیش‌بینی‌ها تا 85 درصد دقیق شود و طبیعی است که برای دستیابی به این نتیجه، پلت‌فرم‌های دیجیتال به‌عنوان ستون فقرات عمل می‌کنند. اما چالش اساسی بر سر راه انقلاب چهارم صنعتی وجود دارد و آن هم بازآفرینی پلت‌فرم‌هاست. یکی از اصلی‌ترین ویژگی‌های این انقلاب صنعتی، افزایش قابل‌توجه سرعت تحولات در پیشرفت‌ها و تکنولوژی‌های به‌روز است. سرعت دگرگون‌شدن اتفاقات و رخدادهای درونی اجزای تشکیل‌دهنده این انقلاب هم به‌شدت افزایش می‌یابد و باعث می‌شود پلت‌فرم‌ها با چالش‌های جدی روبه‌رو شوند. با چنین روندی، آینده انقلاب صنعتی چهارم به کجا می‌رسد؟ پاسخ، پیچیده است، اما ابعاد گسترده‌ای دارد.

جهنم آزمایشی

پلت‌فرم‌های دیجیتال که باعث شدند انقلاب صنعتی چهارم شکل گیرد، زیرساخت‌های خدمات‌رسانی به شهروندان را با تغییر روبه‌رو کردند. تغییری که رفاه، آسانی و سرعت را به همراه دارد. پلت‌فرم‌ها با ایجاد زیرساخت‌های فرآیندمدار، مهارت‌های کارکنان را ارتقا دادند، ایمنی محیط کار را بهبود بخشیدند و با افزایش توانمندی در تصمیم‌گیری، شرایطی ایجاد کردند که مشتریان در کمترین زمان ممکن از بهترین خدمات بهره ببرند. محیط زیست از این اقدامات پلت‌فرم‌ها سود برده و کاهش انتشار گازها و ضایعات در اثر فعالیت‌های دیجیتالی‌شده، شرایط مطلوبی برای جهان ایجاد کرده است. مک‌کینزی از اصطلاح «جهنم آزمایشی» (pilot purgatory) برای این وضع یاد می‌کند. یعنی جایی که شرکت‌ها در مرحله آزمایشی می‌ایستند و نمی‌توانند تحولات را به شبکه کارخانه‌ها گسترش دهند. مهم‌ترین دلیل این وضع، پیاده‌سازی کارخانه‌های نوآوری، عدم تطبیق با فرهنگ‌های محلی و تمرکز بیش از حد بر فناوری‌ها بدون توجه به ارزش کسب‌وکارهاست. موسسه آی‌بی‌ام همانند مک‌کینزی، به چالش‌های دیگری همانند مدیریت کلان‌داده‌ها، یکپارچگی فناوری عملیاتی و اطلاعاتی شبکه و ریسک‌های سایبری اشاره می‌کند که پلت‌فرم‌ها را در معرض حملات قرار می‌دهد. گزارش هر دو موسسه بر ضرورت بازآفرینی پلت‌فرم‌ها پس از تثبیت انقلاب صنعتی چهارم تاکید دارند و بر این باور پافشاری می‌کنند که پلت‌فرم‌هایی موثر در ایجاد انقلاب صنعتی چهارم «مجبور» به بازآفرینی هستند. چرا که محیط اقتصادی کنونی، فشارهای رقابتی شدید دارد، تقاضاهای پایدار در آن شکل می‌گیرد و فناوری‌های نوظهور همانند هوش مصنوعی نیز در آن به‌شدت فعال شده‌اند. همین مسئله باعث می‌شود کسب‌وکارها و پلت‌فرم‌ها مجبور به تغییر شرایط شوند. مک‌کینزی در این ارتباط پیشنهاد کرده پلت‌فرم‌ها از رویکرد «فناوری‌محور» عبور کنند و به رویکرد «ارزش‌محور» دست یابند. در این راستا، تمرکز بر اسکن شبکه‌ها برای شناسایی نقاط اهرمی و اولویت‌بندی موارد کاربردی باعث ایجاد 75 درصد ارزش می‌شود. پس از اینکه بازآفرینی رخ می‌دهد، برنامه‌ها تبدیل به برنامه‌های «خودتامین» می‌شوند و صرفه‌جویی‌ها در سطح میلیون‌دلاری برای پلت‌فرم‌ها شکل می‌گیرد. آی‌بی‌ام که بر نیاز به شفافیت اطلاعاتی و ادغام داده‌ها در سراسر زنجیره ارزش تاکید دارد، بر تصمیم‌گیری‌های بهتر بر اساس اطلاعات و داده‌ها تمرکز می‌کند. بر اساس این دو رویکرد، پلت‌فرم‌ها باید به سمت استقرار محیط‌های هیبریدی چند ابری حرکت کنند که با تقاضاهای سفارشی‌سازی انبوه و پاسخ‌گویی همخوانی داشته باشند. بنابراین بازآفرینی در حوزه‌های متعددی همانند مقررات ضدانحصار، حریم خصوصی داده‌ها، رقابت فناوری‌های نوین، پایداری اجتماعی، مدل‌های کسب‌وکار دیجیتال و ادغام فناوری‌های نوظهور همانند بلاکچین و واقعیت مجازی رخ می‌دهد. آمازون و متا نمونه‌های بی‌نقص از این رویکرد به شمار می‌روند. آمازون با ترکیب هوش مصنوعی در زنجیره تامین، کارایی را افزایش داده، اما متا به سمت متاورس حرکت کرده که مدل تبلیغاتی خودش را بازسازی کند. این حوزه‌های به‌روز و پیشرفته‌تر از فناوری‌های انقلاب صنعتی چهارم، از سویی چالش‌ها را حل می‌کنند و از سوی دیگر، فرصت‌های جدیدی در اقتصاد دیجیتال فراهم می‌آورند.

تبانی الگوریتمی

دولت‌ها به‌شدت از تبانی الگوریتمی و سلطه دیجیتال هراس دارند. و این، تخصص ویژه پلت‌فرم‌هایی است که انقلاب صنعتی چهارم را شکل دادند. بر همین اساس کشورهای عضو اتحادیه اروپا و ایالات‌متحده تمرکزشان را بر قدرت بازار قرار داده‌اند که از تبانی الگوریتمی و سلطه دیجیتال جلوگیری کنند. با این رویکرد، اگر پلت‌فرم‌های دیجیتال بخواهند گامی فراتر از تعهدات و محدودیت‌ها بگذارند، به‌شدت جریمه می‌شوند و تحت نظر قوانین محدودکننده قرار می‌گیرند. «تبانی الگوریتمی» که با حمایت هوش مصنوعی انجام می‌شود، کاری می‌کند سیستم‌ها بدون هماهنگی انسانی اقدام به تنظیم خودکار قیمت‌ها کنند و رقابت را کاهش دهند. این اقدام، درست در مقابل رویکرد کارتل‌های سنتی است. کارتل‌ها با شواهدی همانند ایمیل‌ها قابل‌پیگیری هستند، اما هوش مصنوعی رفتارهای ضدرقابتی را از مسیر دیده‌بانی بازار ایجاد می‌کند و مشکل اینجاست که در این مسیر، هیچ نیازی به توافق مشخص احساس نمی‌کند. چنین موضوعی، تنظیم‌کننده را با دشواری تفسیر رفتار الگوریتم‌ها روبه‌رو می‌کند و باعث ثبت این پرسش می‌شود که آیا این اقدامات غیرقانونی هستند یا فقط بهینه‌سازی قانونی به‌شمار می‌روند؟. برای پاسخ به این پرسش، باید به مثالی در این‌باره توجه کنیم. ابزارهای قیمت‌گذاری نوعی همگرایی استراتژی‌های غیررقابتی ایجاد می‌کنند که باعث می‌شود پلت‌فرم‌ها در معرض ریسک‌های حقوقی قرار گیرند. بر همین اساس، شرکت‌ها باید رویکردهای چند رشته‌ای در نظر بگیرند که مواردی همانند ممیزی الگوریتم‌ها، ارزیابی تاثیرات و مستندسازی را با مشارکت تیم‌های حقوقی، دانشمندان داده و مهندسان را در بر می‌گیرد. شرکت‌های بزرگ در حوزه دیگری هم باعث کاهش رقابت می‌شوند. این شرکت‌ها در زمینه زیرساخت‌های هوش مصنوعی با تکیه بر پایگاه‌های کاربری وسیع و منابع مالی، داده‌ها و قدرت محاسباتی را نزد خودشان احتکار می‌کنند که موجب افزایش موانع ورود به بازار می‌شود. ادغام عمودی در زنجیره تامین هوش مصنوعی، موجبات سلطه بر بازار را فراهم می‌آورد و درنهایت باعث کاهش شدید رقابت می‌شود. در چنین شرایطی، تنظیم‌کننده‌های دولتی باید دسترسی به داده‌ها و منابع محاسباتی را ارزیابی کنند، اما اهمیت استراتژیک هوش مصنوعی باعث اتخاذ روش‌های محتاطانه در تحقیقات می‌شود. در نتیجه، پلت‌فرم‌ها برای جلوگیری از این ریسک‌ها باید عملیات خودشان را بازآفرینی کنند و مواردی همانند تضمین دسترسی عادلانه به داده‌ها و جلوگیری از جانبداری در خدمات هوش مصنوعی را در دستور کار قرار دهند. در اتحادیه اروپا، قانون بازارهای دیجیتال مستقر شده که چالش‌های داده و محاسباتی در بازارهای هوش مصنوعی را مورد بررسی قرار می‌دهد. البته این اتحادیه هوش مصنوعی و مدل‌های زبانی بزرگ را به‌عنوان دسته‌های جداگانه در نظر نمی‌گیرد. در مقابل، آلمان با تشکیل گروه کارشناسی از سوی دفتر فدرال کارتل، بر خدمات ابری، همکاری‌های هوش مصنوعی، مدل‌های پایه، داده‌های کمیاب ورودی و کاربردهای هوش مصنوعی در شرکت‌ها تمرکز دارد. همچنین، آزمایش‌هایی با ممیزی مبتنی بر هوش مصنوعی در این کشور انجام می‌شود که مسئولیت نظارت بر سیستم‌ها را بر عهده دارد. در ایالات‌متحده موضوع متفاوت است. نبود قوانین ویژه در حوزه هوش مصنوعی و رقابت دیجیتال، سیاست‌ها را به سمت نوآوری هدایت می‌کند که تسلط جهانی حفظ شود، اما همچنان تمرکز لازم بر حفظ تعادل میان نوآوری و یکپارچگی بازار وجود دارد. همه این چهارچوب‌ها سبب می‌شود پلت‌فرم‌ها دست به بازآفرینی حقوقی بزنند. اختلافاتی که در زمینه کفایت قوانین ضدانحصار کنونی ایجاد می‌شود و در شرایطی که نیاز به قوانین جدید به وجود می‌آید، شرکت‌ها را مجبور می‌کند دست به ارزیابی پیشگیرانه الگوریتم‌ها بزنند که ریسک‌های ضدرقابتی از میان برداشته شود. چینی‌ها هم با پیش‌بینی فعالیت‌های موقت مدیریت خدمات هوش مصنوعی مولد، قوانین گسترده‌ای برای چالش‌های بازار هوش مصنوعی ارائه کرده‌اند که رویکرد احتیاطی در همه حوزه‌ها را نشان می‌دهد. بر مبنای این قوانین و فعالیت‌ها، پلت‌فرم‌ها باید ساختارهایشان را تغییر دهند که با این قوانین همخوانی داشته باشند. پلت‌فرم‌ها مجبور می‌شوند اخلاق، پتانسیل استفاده از داده‌ها، حقوق و اصول رقابت را با یکدیگر ترکیب کنند و در حوزه هوش مصنوعی گام بردارند.

حریم خصوصی

کاربران از «سوءاستفاده از داده‌ها» و «نقض‌های سایبری» در زمان استفاده از پلت‌فرم‌های دیجیتال واهمه دارند. این چالش‌ها از ترکیب فناوری‌های مبتنی بر هوش مصنوعی، اینترنت اشیا و سیستم‌های سایبری ناشی می‌شوند که حجم بزرگی از داده‌ها را تولید می‌کند و در بر می‌گیرد. پلت‌فرم‌ها ناچار به بازآفرینی هستند، چرا که در این بستر، حمله‌های سایبری و نقض داده‌ها به‌شدت افزایش می‌یابد. در انقلاب صنعتی چهارم، سیستم‌های ارتباط‌محور همانند اینترنت اشیا، باعث ایجاد آسیب‌پذیری‌های زیادی می‌شوند که با آغاز از هویت خصوصی به موضوعات مهمی مثل موقعیت مکانی، جست‌وجوهای دیجیتال و داده‌های سلامت فردی می‌رسد. حمله‌ای که در سال 2016 به ThyssenKrupp  انجام شد یا حمله سال 2019 به آرامکو عربستان که میلیاردها دلار زیان به همراه داشت، ریسک‌های مالی و عملیاتی مرتبط با انقلاب صنعتی چهارم را عیان کرد. افشای داده‌های 500 میلیون کاربر گروه گردشگری ماریوت با هک‌شدن داده‌های این شرکت که جریمه 99 میلیون‌پوندی برای آن به همراه داشت و حمله‌ای که سبب شد اطلاعات 18 هزار مشتری SolarWinds فعال در حوزه زیرساخت‌های شبکه اطلاعات فاش شود، این الزام را برای شرکت‌ها و پلت‌فرم‌ها ایجاد کرد که در سریع‌ترین زمان ممکن، سیستم‌هایشان را بازآفرینی کنند. طبقه‌بندی داده‌ها، رمزنگاری و تکنیک‌های حفظ حریم خصوصی از اصلی‌ترین بخش‌هایی هستند که باید بازآفرینی شوند. اگر پلت‌فرم‌ها چنین بازآفرینی‌هایی را انجام ندهند، از یک‌سو با جریمه‌های سنگین روبه‌رو می‌شوند و از سوی دیگر، اعتماد کاربران را از دست می‌دهند و سبب می‌شود مدل‌های مبتنی بر داده، در سطح جامعه با بی‌اعتمادی روبه‌رو شود. هوش مصنوعی به‌مثابه تسهیل‌کننده چالش‌ها را تشدید می‌کند، اما در کنار آن، راهکارهایی نیز ارائه می‌دهد. این فناوری همسو با تحلیل داده‌ها، نگهداری و بهینه‌سازی، ریسک‌های حریم خصوصی را نیز بالا می‌برد. در این شرایط، پلت‌فرم‌ها نیازهای مهمی به استفاده از تکنیک‌های حریم خصوصی برای داده‌ها (محلی و جهانی) و داده‌های رمزنگاری‌شده دارند. در یادگیری ماشینی، حفظ حریم خصوصی با استفاده از رویکردهای نوین اهمیت زیادی دارد. مایکروسافت شبکه عصبی سازگار با داده‌های رمزگذاری‌شده به نام CryptoNet  ارائه کرده که کارایی را حفظ می‌کند اما در کنار آن، حریم خصوصی را هم در نظر می‌گیرد. یکی دیگر از ابعاد تغییر، رویکرد پلت‌فرم‌ها به سمت ساختارهای انعطاف‌پذیر و کم‌هزینه است که بتوانند با خطرات ناشی از تاثیرات منفی هوش مصنوعی مقابله کنند. اکنون شرایطی ایجاد شده که ابرپلت‌فرم‌ها همانند گوگل و متا با تکیه بر داده‌های کاربران برای تبلیغات که بیش از 80 درصد درآمد آنها را تشکیل می‌دهد، بر بازار مسلط شده‌اند و نوآوری در فناوری‌های حفظ حریم خصوصی را سرکوب کرده‌اند. بااین‌حال، قوانین ضدانحصار، فعالیت‌هایی را که باعث کاهش رقابت می‌شود ممنوع کرده‌اند و حریم خصوصی را به‌عنوان آسیب رقابتی در نظر می‌گیرند. شکایت‌هایی که پیش از این، علیه گوگل و فیس‌بوک ثبت شده، نشان می‌دهد جلوگیری نکردن از این نوع فعالیت‌ها باعث افشای داده‌های کاربران زیادی شده که آنان را در خطر قرار می‌دهد. مقررات عمومی حفاظت از داده‌ها در اتحادیه اروپا بر موضوعات مهمی مانند رضایت، شفافیت، ارزیابی تاثیر حریم خصوصی و اطلاع‌رسانی نقض داده‌ها تاکید دارد و بر اساس آن، پلت‌فرم‌ها را مجبور می‌کند ملاحظاتی را در نظر بگیرند. قانون حریم خصوصی مصرف‌کنندگان کالیفرنیا هم که به CCPA معروف شده، به‌مثابه چهارچوب قانونی برای حمایت از حقوق مصرف‌کنندگان، حقوقی همانند حق دسترسی به داده‌ها، حق حذف اطلاعات و حق عدم تبعیض را برای مصرف‌کنندگان تعریف می‌کند. این قانون کسب‌وکارها را ملزم می‌کند اطلاعاتی درباره نوع داده‌های جمع‌آوری‌شده، مقاصد استفاده از آنها و حقوق مصرف‌کنندگان ارائه دهند.

81

ماه‌عسل پلت‌فرم‌ها

گوگل و آمازون سال‌ها سلطان بازار دیجیتال بوده‌اند. اکنون، فناوری‌های جدید همانند هوش مصنوعی وارد میدان شده‌اند و تلاش می‌کنند همه‌چیز را تغییر دهند. پلت‌فرم‌های جدید در جایگاه رقیب قدرتمند قرار می‌گیرند و پلت‌فرم‌های سنتی را مجبور می‌کنند تغییراتی را در نوع و رویکردهای کسب‌وکار ایجاد کنند. اصلی‌ترین دلیل این اتفاق، به‌روز ماندن در بازار است. اگر این پلت‌فرم‌ها هوش مصنوعی را در کارشان ادغام نکنند، عقب می‌مانند و مشتریانشان را از دست می‌دهند. در ساده‌ترین حالت، هوش مصنوعی همانند دستیار هوشمند عمل می‌کند که می‌تواند کارها را سریع و بهتر انجام دهد، اما رقابتی که در این عرصه وجود دارد سبب می‌شود شرکت‌های قدیمی هم خودشان را بازسازی کنند که زنده بمانند. هوش مصنوعی نیاز به هزینه‌های زیادی دارد. شرکت متا بیش از 10 میلیارد دلار برای سیستم‌های هوش مصنوعی هزینه کرده و با این مبلغ، 350 هزار پردازنده انویدیا خریده است. شرکت‌های بزرگ مثل گوگل، آمازون، مایکروسافت، متا، اپل و انویدیا بازار را در دست می‌گیرند. مایکروسافت با این رویکرد توانسته هوش مصنوعی را در نرم‌افزارهای اداری و موتور جست‌وجوی بینگ به کار بگیرد که کاربران با سادگی و کارایی روبه‌رو شوند. این موقعیت، همان‌جایی است که بسیاری از شرکت‌ها در آن متوقف می‌شوند. درصورتی‌که پلت‌فرم‌های سنتی این کار را انجام ندهند، رقبای جدید مثل استارت‌آپ‌های هوش مصنوعی، آنها را پشت سر می‌گذارند. دسترسی به داده‌ها، دلیل دیگری است که سبب می‌شود پلت‌فرم‌های سنتی دست به تغییر بزنند و مدرن شوند. هوش مصنوعی بدون استفاده از ابرداده‌ها، همانند خودرو بدون بنزین است. شرکت‌ها، برندها و پلت‌فرم‌های بزرگ، با جمع‌آوری داده‌های کاربران، از این اطلاعات برای بهبود محصولاتشان استفاده می‌کنند. گوگل از داده‌های یوتیوب برای بهتر کردن جست‌وجوهایش استفاده می‌کند و آمازون هم از اطلاعات دستگاه اکو برای پیشنهاد خریدهای بهتر بهره می‌برد. این کار، نوعی چرخه مثبت ایجاد می‌کند و با بیشتر شدن داده‌ها، هوش مصنوعی بهتر عمل می‌کند و در نتیجه، مشتریان بیشتر می‌شوند. مشتریان هم که بیشتر باشند، داده‌ها افزایش می‌یابند و این چرخه از اول دوباره شروع به کار می‌کند. در مقابل این جریان، پلت‌فرم‌های سنتی کار سختی پیش روی خودشان می‌بینند. اگر این پلت‌فرم‌ها خودشان را با هوش مصنوعی ادغام نکنند، نمی‌توانند از داده‌ها بهره‌برداری کنند و در نتیجه کیفیت خدماتشان کاهش می‌یابد. متا از داده‌های پیام‌رسان برای هدف‌گیری تبلیغات در فیس‌بوک استفاده می‌کند. درصورتی‌که پلت‌فرم قدیمی این کار را انجام ندهد، مشتریان فقط به این دلیل به سمت آمازون می‌روند که پیشنهادهای هوشمندانه‌ای دارد. در چنین موقعیتی، سر و کله هوش مصنوعی مولد پیدا می‌شود. هوش مصنوعی مولد مثل چت جی‌پی‌تی می‌تواند متن، تصویر یا حتی کد تولید کند. این فناوری استارت‌آپ‌ها را قدرتمند می‌کند، اما شرکت‌های بزرگ با همکاری مشترک، این استارت‌آپ‌ها را کنترل می‌کنند. مایکروسافت با استخدام کارکنان شرکت Inflection AI، بدون خرید کامل این شرکت، فناوری مورد استفاده را در اختیار می‌گیرد. این همکاری‌ها نکته مثبت به‌شمار می‌رود، چرا که استارت‌آپ‌ها به پول و کامپیوتر نیاز دارند. هوش مصنوعی استراتژی‌های اهرمی هم ایجاد می‌کند که باعث پیچیده ‌شدن رقابت می‌شود. در پرونده گوگل علیه وزارت دادگستری آمریکا، گوگل سیستم تبلیغاتی‌اش را طوری محدود کرده که داده‌ها را فقط برای خودش نگه می‌دارد و در نتیجه، هوش مصنوعی مبتنی بر آن بهتر عمل می‌کند. در همه این موارد دیده می‌شود که بازآفرینی بر نوآوری تمرکز دارد که عقب‌ماندگی از میان برداشته شود. شرکت‌ها باید با هوش مصنوعی کنار بیایند که همه بتوانند از آن استفاده کنند، اما این در حالی است که مدل‌های بسته، بهتر کار می‌کنند. سیاست‌گذاران هم پیشنهاد می‌دهند که دولت‌ها دسترسی به داده و سخت‌افزار را آسان کنند که رقابت عادلانه شود.

تحول کسب‌وکار

مرزبندی کسب‌وکارهای مدرن و سنتی یکی از اصلی‌ترین کارهایی بود که انقلاب صنعتی چهارم انجام داد. همین مرزبندی، موجب بروز چالش‌های بزرگ برای درآمدزایی در پلت‌فرم‌های مبتنی بر عملکرد دیجیتال شده و پلت‌فرم‌ها، برندها و شرکت‌ها را با مشکلات و دغدغه‌های اساسی روبه‌رو کرده است. نکته واضح این است که مدل‌های سنتی کسب‌وکار که بر تبلیغات و داده‌های معمولی تکیه کرده بود، ناکارآمد شده‌اند. مدل‌های جدید هم نیاز به تنوع و تغییر مستمر دارند. فعالیت در حوزه‌های نوین همانند ابررایانش و همچنین بازآفرینی، بر انعطاف‌پذیری و ایجاد ارزش‌های جدید تمرکز دارد. مدل‌های سنتی، محدودیت‌هایی مانند تبادل ارزش غیرمستقیم و ترکیب‌ناپذیری دیجیتال را پیش روی خودشان می‌دیدند، اما مدل‌های کسب‌وکار انقلاب صنعتی چهارم، به جریان‌هایی نیاز دارند که داده را به‌عنوان پیشنهاد ارزش اصلی در نظر بگیرند. زمانی ‌که داده‌ها به‌عنوان خدمت یا سرویس مدنظر قرار بگیرند، تحلیل‌های سریع می‌تواند راهگشای مدل‌های کسب‌وکار جدید باشد. این رویکرد باعث از میان برداشته شدن چالش‌های اقتصادی همانند کالایی شدن داده‌ها می‌شود و میزان وابستگی کسب‌وکار به تبلیغات را کاهش می‌دهد. محیط‌هایی که تنش و تلاطم زیادی دارند، شرکت‌ها را مجبور می‌کنند بازآفرینی را در دستور کار قرار دهند. این بازآفرینی به‌ویژه در شرکت‌هایی که مدل‌های سنتی، کلاسیک یا قدیمی دارند و نمی‌توانند با تغییرات سریع مثل همه‌گیری‌ها یا تحولات سیاسی و ژئوپلیتیک همگام شوند، بیشتر احساس می‌شود. مثال ویژه این موضوع، نتفلیکس است که از اجاره DVD به استریم و تولید محتوا رسید و ارزش‌های جدید را بر مبنای محصولات و خدمات جدید ایجاد کرد. همان‌طور که اقتصاد کشورها نیاز به تنوع‌بخشی دارد، اقتصاد کسب‌وکارها در مدل‌های جدید هم نیاز به تنوع در جریان‌های درآمدی دارد. شرکت‌ها و کسب‌وکارهایی که وارد حوزه ابررایانش می‌شوند، توانایی ایجاد پلتفرم‌های داده‌محور و ابزارهای تحلیلی را نیز پیدا می‌کنند که موجب می‌شود درآمدهای پایدار از طریق اشتراک داده‌ها و دستاوردها برای آنها ایجاد شود. در مدل اجرایی «محصول نرم‌افزاری در قالب خدمت» یا همان Product-as-a-Service دسترسی مبتنی بر اشتراک به عملکردهای هوشمند ماشین‌آلات ارائه می‌شود که این موضوع باعث جایگزین شدن درآمدهای تکرارشونده با فروش یک‌باره می‌شود. آمازون نمونه واقعی کوچ در مدل کسب‌وکار است. این شرکت از کتابفروشی آنلاین به اکوسیستم ابررایانش، خرده‌فروشی، رسانه و هوش مصنوعی توسعه پیدا کرد. شیائومی هم با بیش از 655 میلیون دستگاه متصل به اینترنت اشیا، از تولیدکننده تلفن‌های همراه هوشمند به مرکزی برای ارائه خدمات اینترنتی و حتی ساخت خودروهای الکتریکی گسترش یافت که در نوع خود جالب توجه به‌شمار می‌رود. تنوع‌بخشی‌هایی از این دست که با ادغام فناوری‌های همگرا همانند هوش مصنوعی و فضای ابری ایجاد می‌شوند، افزایش انعطاف‌پذیری را به‌دنبال دارد و ارزش‌های جدید مثل تجربیات شخصی‌سازی‌شده ایجاد می‌کند. ایجاد ارزش‌های نوین از مسیر همکاری و نوآوری به نتیجه می‌رسد. پلت‌فرم‌های صنعتی همانند سیستم‌های اجرای تولید با ترکیب کردن فرآیندها، درآمد را از طریق کارمزدهای تراکنش یا اشتراک‌ها تقسیم می‌کنند. شرکت‌هایی همانند ASML فعال در صنعت نیمه‌هادی و تولیدکننده ماشین‌آلات فوق پیشرفته لیتوگرافی با سیستم‌های مدولار و ابزارهای دیجیتال برای کوچک‌سازی تراشه‌ها، یا شرکت Illumina طراح، سازنده و فروشنده دستگاه‌های توالی‌یابی ژنتیک، با پلت‌فرم‌های مبتنی بر امکانات ابری برای تحلیل ژنومی، ارزش‌های جدیدی در حوزه‌های هوش مصنوعی و ژنتیک ایجاد کرده‌اند. شرکت Patagonia هم با مدل دایره‌ای برای تعمیر و بازیافت لباس‌ها و کفش‌های ورزشی، ارزش‌های جدیدی در حوزه پایداری و اقتصاد سبز ایجاد کرده است.

82

تجربه بازآفرینی

آمازون، یکی از بزرگ‌ترین شرکت‌های جهان که پیشرو حوزه فناوری بوده، الان با چالش‌های بزرگ روبه‌رو شده که فقط بخشی از آن، رقابت شدید با رقبایی مثل مایکروسافت و گوگل در هوش مصنوعی است. قوانین سخت‌گیرانه ضدانحصار و فشار برای حفاظت از محیط زیست این چالش‌ها را بیشتر می‌کند. با تشدید چالش‌ها و دغدغه‌های پیرامونی، آمازون مدل کسب‌وکارش را در زنجیره تامین به شکل کامل تغییر داده و در تمامی ابعاد، از انبارها گرفته تا تحویل کالا به سمت هوش مصنوعی، روباتیک و کلان‌داده‌ها حرکت کرده است. این بازآفرینی در کنار افزایش کارایی، گسترش بازارهای جدید را هم برای آمازون به همراه آورده و این شرکت را قدرتمندتر از قبل کرده است. سرمایه‌گذاری بسیار گسترده آمازون در هوش مصنوعی یکی از مهم‌ترین تغییراتی به‌شمار می‌رود که این شرکت در سال‌های گذشته به وجود آورده و نتایج مطلوب نیز دریافت کرده است. «آمازون در سال ۲۰۲۵ حدود ۱۰۰ تا ۱۰۵ میلیارد دلار برای زیرساخت‌های هوش مصنوعی هزینه کرده که بیشتر آن به سرویس ابری آمازون اختصاص دارد. این پول برای ساخت مراکز داده، پردازنده‌های سفارشی که ارزان‌تر از پردازنده‌های معمولی است و ابزارهای هوش مصنوعی هزینه می‌شود.» از سوی دیگر، آمازون دو نقش اساسی را برای خودش تعریف کرده است. نخست اینکه هوش مصنوعی را به دیگران می‌فروشد که نمونه‌های آن را می‌توان در فروش سرویس ابری به شرکت‌های دیگر جست‌وجو کرد. دوم اینکه آمازون از هوش مصنوعی برای بهبود و ارتقای فعالیت‌های داخلی استفاده می‌کند. آمازون هم کارخانه می‌سازد و هم ابزار کارخانه را به دیگران می‌فروشد. فراتر از این تفکر، آمازون موفق شده همه فرآیندهایش را هوشمند کند. این شرکت حالا بیش از یک میلیون روبات در انبارهایش دارد که جعبه‌ها را جابه‌جا می‌کنند. روبات‌های خودران آمازون بدون نیاز به انسان حرکت می‌کنند و با استفاده از هوش مصنوعی تشخیص می‌دهند که چه کاری بکنند. این شرکت حتی مدل هوش مصنوعی جدید ساخته و توسعه داده که به روبات‌ها دستورات معمولی می‌دهد. این ابزار به روبات‌ها دستور می‌دهد جعبه‌ها را در قفسه‌ها قرار دهند و این ماشین‌ها هم دستورات را درک می‌کنند و به معنای واقعی انجام می‌دهند. افزایش سرعت، اصلی‌ترین دستاورد این اقدام بوده که در کنار آن، اشتباهات هم به حداقل ممکن رسیده و هزینه‌ها را نیز کمتر کرده است. در برخی انبارهای آمازون، هزینه‌های نهایی کار تا 20 درصد کاهش یافته است. قلب همه تغییراتی که آمازون ایجاد کرده، کلان‌داده‌ها هستند. این شرکت از داده‌های فروش، آب‌وهوا، ترافیک و حتی رفتار مشتریان برای پیش‌بینی تقاضا استفاده می‌کند. سیستم نوین این شرکت با استفاده از هوش مصنوعی پیش‌بینی می‌کند که چه کالایی کجا نیاز است که انبارها پر یا خالی نشوند. چنین اقدامی زمان تحویل را کوتاه‌تر و هدررفت کالا را هم کاهش داده است. مسیرهای تحویل هم با هوش مصنوعی تغییر می‌کنند که رانندگان سریع به مقصد برسند و سوخت کمتری مصرف شود. با این رویکرد، محیط زیست هم وضع بهتری پیدا می‌کند.

بازآفرینی متا

متا، مالک بزرگ فیس‌بوک، اینستاگرام و واتس‌آپ چالش‌های متفاوتی نسبت به آمازون دارد. دو چالش مهم و جدی، آینده این شرکت را تحت تاثیر قرار داده است. نخست، مباحث مرتبط با حریم خصوصی کاربران که باعث نارضایتی مردم و فشارهای قانونی شده و دوم، ظهور و پیشرفت پلت‌فرم‌های جدید مثل تیک‌تاک که کاربران جوان را جذب کرده‌اند و سهم متا را تهدید می‌کنند. این دو تهدید بزرگ، متا را مجبور کرده تغییرات بنیادینی در مدل کسب‌وکارش به وجود بیاورد. اولین تغییر، کوچ بزرگ از «فیس‌بوک» به «متا» بود. این شرکت با نام‌گذاری جدید، تمرکز اصلی را بر متاورس یا همان دنیای مجازی سه‌بعدی و هوش مصنوعی قرار داد. هدف این تغییرات بزرگ، بازسازی مدل کسب‌وکار است. متا با جمع‌آوری حجم بزرگی از داده‌های کاربران که از سال 2012 تا 2022 بیش از 10 برابر شده و تا پایان سال 2025، سه برابر دیگر افزایش می‌یابد، قدرت زیادی در بازار به‌دست آورده است. این داده‌ها به متا کمک می‌کنند تبلیغات دقیق نشان دهد و درآمد اصلی شرکت را تامین کند. بیش از 97 درصد درآمد کنونی متا از تبلیغات تامین می‌شود. متا بر اساس استراتژی‌های توسعه، استارت‌آپ‌های نوآور را می‌خرد تا جلوی رقابت را بگیرد. این کار باعث شده نوآوری در صنعت کاهش یابد و شرکت‌های بزرگ مثل متا، گوگل و آمازون، بازار را در قالب انحصار در دست داشته باشند. مارک زاکربرگ (مالک متا) در سال ۲۰۲۱ اعلام کرد که شرکت را «متاورس‌محور» کرده است. «ما آینده را در دنیای مجازی می‌بینیم که مردم می‌توانند در آن کار کنند، با دوستان خودشان دیدار داشته باشند، به خرید بپردازند و حتی زندگی کنند.» پس از تثبیت این استراتژی، متا میلیاردها دلار در بخش واقعیت مجازی و واقعیت افزوده هزینه کرد که عینک‌های هوشمند و ابزارهای واقعیت مجازی بسازد. هرچند سرمایه‌گذاری‌ها تا حدی زیان‌ده بوده، اما متا بر این باور است که متاورس جانشین اینترنت موبایل است و فرصت‌های جدیدی برای تبلیغات و تعامل ایجاد می‌کند. همزمان، هوش مصنوعی به بخش اصلی استراتژی متا تبدیل شده است. متا این فناوری را در همه پلت‌فرم‌هایش شامل فیس‌بوک، اینستاگرام، واتس‌آپ و مسنجر به کار گرفته که محتوای شخصی‌سازی شده نشان دهد و تبلیغات هدفمند بسازد. این شرکت از سال 2025 تعاملات کاربران با چت‌بات هوش مصنوعی را برای شخصی‌سازی تبلیغات استفاده می‌کند. این تغییرات برای متا ضروری بوده‌اند. با وجود بیش از سه میلیارد کاربر فعال در پلت‌فرم‌های مختلف که ۷۷ درصد کاربران اینترنت جهان را شامل می‌شود، متا باید کاربران را نگه دارد که شبکه قوی‌تری داشته باشد. شبکه قوی به معنای ارزش بیشتر برای تبلیغ‌کنندگان است. بدون تحول به سمت هوش مصنوعی و متاورس، ممکن بود کاربران متا از پلت‌فرم‌های زیرمجموعه این شرکت، به پلت‌فرم‌های جدیدتر مثل تیک‌تاک کوچ کنند و درآمدهای کنونی نیز از بین برود. 

دراین پرونده بخوانید ...