شناسه خبر : 51191 لینک کوتاه
تاریخ انتشار:

کارآفرینی در بحران

ارزیابی نقش کارآفرینان در شرایط بحرانی به روایت امیرحسین خالقی

کارآفرینی در بحران

در شرایطی اقتصاد ایران با چالش‌های جدی روبه‌رو است که دولتی‌ها امیدوارند با ورود کارآفرینان به عرصه اقتصادی، فضای کسب‌وکارها نسبت به گذشته بهبود پیدا کند. این در حالی است که فعالان اقتصادی نسبت به ورود به فضای کسب‌وکار در شرایط کنونی دچار تردید جدی‌اند. امیرحسین خالقی، پژوهشگر اقتصاد، به این نکته اشاره می‌کند که بروز بحران می‌تواند به خلق فرصت‌هایی برای کارآفرینان فراهم شود، اما پیش‌شرط این اتفاق «آزادی عمل و ثبات نسبی برای کارآفرینان» است.

    ♦♦♦

‌ چه اتفاقی رخ می‌دهد که در برهه‌های بحرانی در اقتصاد، برخی از کارآفرینان وارد میدان می‌شوند و می‌توانند به موفقیت دست یابند؟

اینکه چه اتفاقی رخ می‌دهد که کارآفرین به‌رغم وجود تمامی مشکلات و بحران‌های اقتصادی بازهم تصمیم و تلاش بر راه‌اندازی و شروع فعالیت اقتصادی جدید در ابعاد متفاوت می‌کند، به شخصیت و شیوه عمل آن کارآفرین بستگی دارد. چنین افرادی معمولاً نحوه محاسباتشان با افراد عادی متفاوت است. حساب و کتاب و ایده‌پردازی این افراد متفاوت از دیگر افراد است. این افراد روحیه ریسک‌پذیری دارند و در شرایطی که شاید خیلی از افراد جامعه جرات فعالیت باز اقتصادی ندارند، آنان با محاسبات خاص و ایده‌پردازی و آینده‌نگری که دارند، تصمیم به اجرای طرح‌های خلاقانه و جدید می‌گیرند. آنان دائماً در تلاش‌اند که با طراحی محصول جدید یا ایجاد فرآیند بدیع، سود و منفعتی را شکل دهند. قاعدتاً بخشی از این تفاوت، محصول و نگرش متفاوت آنان است. شاید یک فرد عادی دائماً در حال پردازش جوانب کار باشد ولی آنان بیشتر به افق موفقیت خودشان توجه دارند. واقعیت این است که کارآفرینان بیش از آنکه محتاطانه وارد عرصه شده و مدام در حال آزمون و خطا باشند، ماجرا را شهودی نگاه می‌کنند و اتفاقاً دلیل موفقیت آنان نسبت به دیگران در این است که با تکیه بر خلاقیت گام‌به‌گام پیش رفته و ریسک‌پذیری بالاتری دارند. البته این فقط یک طرف ماجراست. دلیل دیگری که باعث می‌شود برخی کارآفرینان به‌رغم تمام مشکلات وارد عرصه عمل شوند، این است که بحران‌ها در عین اینکه سختی‌هایی به همراه دارد، باعث می‌شود برخی از محدودیت‌های سابق (که در شرایط عادی به لحاظ قانونی یا عرفی وجود داشتند) کنار بروند. این محدودیت‌ها در شرایط عادی باعث می‌شود که دست‌وپای کارآفرینان بسته شود، ولی وقتی این محدودیت‌ها در شرایط بحرانی، کمرنگ می‌شود، فرصتی مهیا می‌شود تا برخی از کارآفرینان امکان بهتری برای فعالیت داشته باشند.

‌ آیا می‌توان گفت که بحران‌ها فرصت هستند؟

نه، لزوماً نمی‌توان چنین موضوعی را مطرح کرد، اما وقتی بحران اقتصادی رخ می‌دهد، حداقل بخشی از آن ساختارهای عجیب‌وغریب رنگ می‌بازد. این امر می‌تواند فرصتی را فراهم کند. بنابراین باید گفت که برخی از کارآفرینان در دوران بحران با استفاده از همین فرصت‌ها توانستند و موفق شدند، ولی این بدان معنا نیست که برای موفقیت نیازمند بحران هستیم. کارآفرینان برای موفقیت نیازمند حفظ حقوق مالکیت‌اند. آنان به ثبات حداقلی و نسبی نیاز دارند و باید امکانی فراهم باشد که خلاقیت آنان در تعارض و تخریب قرار نگیرد. بحران‌ها وقتی شکل می‌گیرند، باعث می‌شود که کارآفرینان امید کمتری به آینده اقتصادی داشته باشند، چراکه فضای اقتصادی و کسب‌وکار آنان در بن‌بست‌های سیاسی قرار می‌گیرند، هرچند احتمال دارد در همین شرایط نیز دوباره افرادی ولو کمتر و محدود تلاش کنند طرح جدید و خلاقانه‌ای را اجرا کنند.

‌ فکر می‌کنید شروط لازم برای موفقیت کارآفرین چیست و چه موانعی جلوی موفقیت او را سد می‌کند. شما به این موضوع اشاره کردید که برخی موانع در شرایط عادی وجود دارند که در شرایط بحرانی کمرنگ می‌شود و اتفاقاً می‌تواند شانس موفقیت کارآفرین را افزایش بدهد.

در توضیح اینکه چرا برخی موانع شرایط عادی در شرایط بحرانی کمرنگ می‌شود، باید گفت که وقتی بحران رخ می‌دهد؛ یعنی سیستم سابق با ساختار و منطقی که در پیش گرفته بود، کارایی لازم را ندارد و آن قواعد را نمی‌توان استفاده کرد. چراکه نتایج و تبعات منفی آن مشخص شده است و همین سبب می‌شود حداقل تا زمان تعریف و طراحی قواعد جدید، آن قواعد سابق اعمال نشده یا تاثیر کمتری داشته باشد. البته این وضع ثابت و یکسان نیست، مگر آنکه قواعد جدید به سمت چهارچوب مناسب پیش برود و شرایط به لحاظ کلی (اجتماعی، اقتصادی و حقوقی) مساعد شود.

این نکته را نباید فراموش کنیم که بحران‌ها تا این اندازه که باعث ایجاد انگیزه در همه افراد ذی‌نفع شود، خوب است؛ چرا که از این طریق تغییر اساسی در قواعد ایجاد می‌کند که از این منظر قابل بحث و تحلیل است. وگرنه هیچ تضمینی وجود ندارد که بعد از بحران‌ها، فضا خیلی بهتر از قبل شود و چه‌بسا دوباره در شرایط سخت دیگری گیر کنیم. با این همه باید این احتمال را در نظر گرفت که در میان بحران‌ها می‌توان به اجماع رسید و از آنجا که همگی انگیزه لازم را دارند، این امکان وجود دارد که درباره قواعد جدید با هم به توافق برسند و در چنین شرایطی بستر برای فعالیت کارآفرینان مهیا می‌شود.

‌ مرز باریک میان ریسک‌پذیری و خودفریبی اقتصادی تاثیر مهمی در شکست یا موفقیت کارآفرینان دارد. شما دامنه این مرز را چگونه تعریف می‌کنید؟ دولتمردان بارها بر لزوم ورود کارآفرینان به حوزه‌های مختلف اقتصادی اشاره کردند. شما این دو مقوله را چگونه ارزیابی می‌کنید؟

مطلقاً طرح چنین صحبت‌هایی بدون ایجاد زیرساخت کارگشا نیست. واقعیت این است که وقتی کشورمان تحت تحریم است و همچنان روند بی‌ثباتی (موضوعات داخلی و خارجی) وجود دارد، عملاً فضای مساعدی برای دعوت بخش خصوصی وجود ندارد. در چنین شرایطی، بخش خصوصی برای حفظ خودش مجبور می‌شود به ساختارهای دولتی یا شبه‌دولتی برود و سرانجام نیز سرکوب شده و از عرصه اقتصاد خارج می‌شود. شرایط اقتصادی در چنین شرایط سختی است، به‌ویژه آنکه دسترسی به منابع هم دشوار می‌شود و در ادامه نیز تخصیص منابع شکل ترجیحی به خودش می‌گیرد و به اجبار بخش خصوصی متضرر می‌شود. باید بپذیریم که وقتی تحریم در بازه زمانی طولانی برقرار بماند سخن از اکوسیستم زاینده و فعالیت پویای کارآفرینان با این وضع مشخص، بعید است و اگر کسی هنوز به این باور نرسیده، به‌طور مشخص تحریم را نشناخته است. تحقیقات و تجربه نشان می‌دهد وقتی اقتصاد درگیر تحریم‌های گسترده در بازه زمانی طولانی‌مدت است و مسائل اقتصادی دائماً با موضوعات سیاسی پیوند یافته و زمانی‌که هدف بقا می‌شود، نمی‌توانید به توسعه یا پیشرفت برسید و مطالباتی که کارآفرین دنبال می‌کند کالای لوکس محسوب می‌شود. حرف‌هایی که برخی از مسئولان مطرح می‌کنند در حد حرف‌درمانی است. البته ممکن است نمونه‌هایی از کارآفرینان را نام ببرند که در این شرایط سخت به موفقیت رسیدند، اما این دلیل نمی‌شود که شما این تعداد را دلیل بهبود شرایط و امکان مساعد برای فعالیت کارآفرینان قلمداد کنید. هرچند همین تعداد محدود می‌توانند به اندازه خودشان منشأ اثر باشند، در مجموع دلیلی برای چنین ادعاهایی نیستند. چرا که در اقتصاد باز، به‌مثابه کارآفرین می‌توانید از پتانسیل انسانی و دانشی بهره ببرید. در این میان برخی فرآیندها و فناوری‌ها جنبه جهانی دارند و برای مثال وقتی در حوزه آی‌تی فعالیت می‌کنید باید از دانش و نیروی انسانی و تکنولوژی جهانی بتوانید استفاده کنید، ولی چنین مقدماتی تا چه اندازه در کشورمان فراهم است.

‌ با وجود این دولت همچنان امیدوار است که بخش خصوصی وارد اقتصاد شود و کارآفرینان بتوانند دولت را همراهی کنند.

کارآفرینان با پیدا کردن فرصت‌ها و رفع اصطکاک‌های بازار، راه خودشان را پیدا می‌کنند و موتور محرک اقتصاد در هر شرایطی نیز همین افراد هستند. بحران‌ها به دلیل شرایطی که در آن قرار دارند، قواعد دست‌وپاگیر گذشته را ندارند، به همین دلیل می‌توانند فرصت باشند. از طرف دیگر چون در این موقعیت، ثبات کمتری وجود دارد، این احتمال هست که نیروهای مخالف نیز بتوانند در این شرایط نقش بیشتری ایفا کنند. بنابراین چنین وضعی مثل شمشیر دولبه است که می‌تواند علیه خودش نیز عمل کند. کمرنگ شدن قواعد سختگیرانه زمانی فرصت تلقی می‌شود که آزادی عمل و ثبات را شکل دهد تا کارآفرینان بستر مناسبی برای فعالیت داشته باشند. البته این مسئله در حوزه استارت‌آپ‌ها تا حدودی متفاوت است. ماهیت استارت‌آپ‌ها متفاوت از بازارهای دیگر است و به همین دلیل نیز انعطاف و چالاکی بیشتری دارد و راحت‌تر می‌توانند از رویکردی به رویکرد دیگر تغییر رفتار بدهند. برتری از لحاظ ماهیت سبب شده است آنان شرایط بهتری در مقایسه با سایر بازارهای اقتصادی داشته باشند. بازارهای دیگر در مسیر کاری خودشان با محدودیت‌هایی روبه‌رو هستند که عملاً با دشواری و چالش‌های بیشتری مواجه شوند.

‌ طی یک دهه گذشته کارآفرینان در بازارهای مختلف، رغبت کمتری نسبت به گذشته از خودشان نشان دادند. دلیل این مسئله چیست؟

وقتی عدم قطعیت شدید هست، هیچ چشم‌اندازی برای بهبود متصور نیست. بحران در بازه‌های کوتاه‌مدت و بلندمدت تفاوت دارد. بحران وقتی به‌مدت طولانی تداوم داشته باشد، شرایط دچار تعلیق می‌شود و در این وضع هیچ افقی را نمی‌توان متصور بود و همواره این احتمال وجود دارد که شرایط بدتر از قبل هم بشود و بحران تشدید شود. ما همین امروز در کشورمان که با بحران اقتصادی مواجه هستیم، همزمان خطر احتمالی جنگ نیز وجود دارد. بنابراین آن امیدواری و ریسک‌پذیری کاملاً تحت تاثیر قرار می‌گیرد. به جسارت و شجاعت کارآفرینان باور داریم، اما این جسارت و شجاعت با احتساب ملاحظاتی عملیاتی می‌شود. وقتی شرایط مساعد نباشد، کارآفرین هرچقدر هم جسارت داشته باشد و ریسک‌پذیری به خرج دهد، با ارزیابی شرایط از تصمیم منصرف می‌شود. کارآفرین وقتی می‌بیند که دولت دائماً به دلیل بحران‌های موجود (که اخیراً سایه جنگ هم به آن اضافه شده است) کار آنان را مختل می‌کند، به‌شدت دچار بدبینی می‌شود. مضاف بر اینکه، ادامه‌دار شدن بحران‌ها باعث افزایش مهاجرت‌ها به‌ویژه نیروهای متخصص می‌شود و همین مسئله کارآفرینان را با مشکلات جدی در حوزه نیروی انسانی مواجه می‌کند. بحران امروز چنان پیش رفته است که امکان هیچ‌گونه برنامه‌ریزی به کارآفرینان نمی‌دهد.

‌ موانع و چالش کارآفرینان را چگونه می‌توان برطرف کرد؟

قبلاً گفته‌ام و بازهم می‌گویم که تحریم‌ها باید رفع شوند. من بر این باورم، تا وقتی تحریم‌ها ادامه داشته باشد، امکان هیچ‌گونه اصلاحی وجود ندارد. اگر قرار است تحریم‌ها تداوم داشته باشد، می‌توان همین شرایط امروز را تا حدودی بهبود بخشید، ولی آن اتفاقات خوبی که منتظرش هستیم و اینکه فضای کسب‌وکار تسهیل شود، نیازمند رفع تحریم‌هاست. آن تصورات آرمانی از فضای کسب‌وکار فقط با رفع تحریم‌ها ممکن است. واقعیت این است که تا وقتی شما آن ثبات لازم را در سطح کلان ایجاد نکنید، هیچ اصلاح و تغییری ممکن نیست. در این زمینه می‌توانیم از تجربه سایر کشورها (آسیای شرقی) نیز استفاده کنیم. به یاد ندارم کشوری در شرایط تحریم‌های طولانی بتواند توسعه را شکل دهد، به‌ویژه که شرایط سیاسی تغییر کرده است و با این وضع باید در آینده با توسعه خداحافظی کنیم.

‌ در چند سال گذشته شاهد اقداماتی از سوی برخی از بنگاه‌های بخش خصوصی بودیم. این مجموعه‌ها با حمایت جدی دولت و حاکمیت مواجه بودند که با وجود این، موفق نشدند. فکر می‌کنید تداوم این روند و بایکوت ماندن بخش خصوصی از جانب دولت و حاکمیت چه تبعاتی به همراه دارد؟ کارشناسان بر این باورند که با تضعیف بخش خصوصی در سطوح مختلف، با مشکلات جدی اقتصادی و معیشتی همانند بیکاری و فقر مواجه هستیم.

این نکته‌ای که شما به آن اشاره کردید و حمایت‌های گسترده‌ای که در مواجهه با برخی از مجموعه‌های خصوصی شکل می‌گیرد، در برخی موارد خاص به نتایج خوبی منجر می‌شود، اما این رویه زمانی موثر است که دولت رویه حمایتی را در قبال بخش‌های خصوصی در نظر بگیرد. اینکه صرفاً به برخی از مجموعه‌ها توجه شود و آن تعداد کارآفرین محدود نورچشمی شوند، به‌تدریج آن افراد را به‌جای کارآفرینی به رانت‌خواری سوق می‌دهد و درنهایت آن فرد برای بهره بیشتر از شرایط، وارد عرصه سیاسی می‌شود و تحولی در فضای اقتصادی کشورمان ایجاد نمی‌کند. وقتی این رویه تداوم پیدا کند، با چیزی جز فساد بیشتر مواجه نمی‌شویم و به‌دنبال آن، منابع هدر می‌روند و لاجرم کنشگران واقعی اقتصادی به حاشیه رانده می‌شوند. 

دراین پرونده بخوانید ...