خط تولید نارضایتی
فحاشی در استادیومها چقدر به قضاوت بستگی دارد؟
در سالهای گذشته، فحاشی و رفتارهای پرخاشگرانه در استادیومهای فوتبال ایران به یکی از معضلات جدی تبدیل شده است. غالب تحلیلها این پدیده را صرفاً به فرهنگ هواداری یا هیجانات لحظهای نسبت میدهد، درحالیکه یکی از عوامل ساختاری کمتر مورد توجه، عملکرد نهاد قضاوت در فوتبال است. مسئله اصلی این است که ضعف در نهاد قضاوت چگونه به کاهش اعتماد هواداران، افزایش احساس بیعدالتی و درنهایت بروز فحاشی و خشونت کلامی در استادیومها منجر میشود؟ به بیان دیگر، آیا فحاشی در استادیومها صرفاً مسئله فرهنگی است، یا بازتابی از ناکارآمدی نهادی در ساختار فوتبال؟
نهاد قضاوت نهتنها در زندگی اجتماعی، بلکه در فوتبال نیز نقش تعیینکننده ایفا میکند و نقش آن صرفاً به نتیجه مسابقات محدود نمیشود و به طور مستقیم بر سرمایهگذاری، اعتماد و رفتار هواداران اثر میگذارد. در ادبیات توسعه اقتصادی، نهاد قضاوت یکی از چهار پایه اصلی توسعه محسوب میشود؛ نهادی که استحکام قراردادها و شیوه حلوفصل اختلافات را تعیین میکند.
در فوتبال نیز نهاد قضاوت یکی از مهمترین مولفههای اثرگذار بر کیفیت لیگ است. تجربه کشورهایی همانند عربستان نشان میدهد که توجه به این مسئله تا چه اندازه جدی است؛ بهگونهای که این کشور با جذب داوران طرازاول از لیگ برتر انگلیس و سایر لیگهای اروپایی بهصورت تماموقت، تلاش کرده است اعتبار، شفافیت و امنیت سرمایهگذاری در لیگ را افزایش دهد. سایر کشورها نیز به این نتیجه رسیدهاند که بدون تامین زیرساختهای قضاوت، نمیتوان انگیزههای سرمایهگذاری در فوتبال را تقویت کرد. زمانی که نهاد قضاوت بهدرستی عمل میکند، سرمایهگذاریها هدر نمیرود و رقابتها از منطق فنی پیروی میکنند. اما هنگامیکه این نهاد دچار ضعف، بیثباتی یا فساد شود، پیام آن به باشگاهها و هواداران روشن است: موفقیت نه از مسیر نیروی انسانی و تلاش حرفهای، بلکه از راههای غیررسمی همانند لابی و رشوه میگذرد. چنین برداشتی بهتدریج اعتماد عمومی را از بین میبرد و زمینه بروز رفتارهای پرخاشگرانه، از جمله فحاشی در استادیومها، را تقویت میکند.
زیرساخت قضاوت تنها به نیروی انسانی محدود نمیشود. تامین سختافزارهایی همانند VAR، شفافیت قوانین، آموزش مستمر داوران و مهمتر از همه، دستمزد متناسب و عادلانه، از ارکان اصلی سلامت این نهاد است. داوری که از امنیت شغلی و معیشتی برخوردار نباشد، بیش از دیگران در معرض خطا، فشار و فساد قرار میگیرد. در چنین شرایطی، ضعف نهاد قضاوت نهفقط کیفیت فنی مسابقات، بلکه رفتار تماشاگران را نیز تحت تاثیر قرار میدهد و استادیوم را به فضای پرتنش، بیاعتماد و مستعد خشونت کلامی تبدیل میکند. این گزارش میکوشد نشان دهد که اصلاح رفتار هواداران بدون اصلاح نهاد قضاوت ممکن نیست و تا زمانی که عدالت، شفافیت و اعتماد در داوری تقویت نشود، استادیومها همچنان صحنه تخلیه خشم و بیاعتمادی اجتماعی هستند.
پرسش اصلی این است که تنشها و نارضایتیها و حواشی تا کجا به عملکرد داوری و نهاد قضاوت ورزشی محدود میشود؟ در فوتبال ایران شاهد جنجال و حواشی بسیار زیاد بودیم که اتفاقاً داور تصمیم درستی را گرفته بود و طبق آن تصمیم، بازیکنی اخراج شد یا گل پذیرفته نشد و دستی نقطه پنالتی را نشانه گرفت ولی همان تصمیم، جنجال و حواشی را آغاز کرد و زمین فوتبال به صحنهای از رقابت گلادیاتورهای روم باستان تبدیل شد. همچنانکه دربیهای دهه 70 به این بلا دچار میشدند.
دیوار کوتاه
تجربه نشان داده است که بخش مهمی از حواشیها به دلیل فشار روانی تحمیلشده بر بازیکنان، مربیان و مدیران ورزشی است؛ آنچنانکه هر برد یا شکستی بهانهای میشود که در این میان داوران کوتاهترین دیوار برای فرار از مشکلات باشند. این در حالی است که در فوتبال حرفهای امروز اشتباهات داوری، اگرچه بهرغم تمامی تکنولوژیها و امکانات همچنان با ضریب کمتری محتمل هستند، ولی بازیکنان، مدیران و کادر فنی کمتر خودشان را درگیر آن میکنند. شاید گل معروف تیم ملی ژاپن به ایران در مسابقات آسیایی نمونه بارزی از همین مسئله باشد؛ جایی که بازیکنان ایران داور را محاصره کرده بودند و تمام تمرکزشان بر دهان داور به سوت در دهانش بود، اما ساموراییها بیتوجه به آنچه داور چه میکند، دویدند و درنهایت دروازه ایران را باز کردند. همین اتفاق نشان میدهد که عوامل فوتبال در ایران بیش از هر بازیکن و مربی و مدیری در جهان، خودشان را در معرض فشارهای روانی قرار میدهند. فعالیت جدی آنان در فضای مجازی باعث شده که بسیاری از بازیکنان قبل و بعد از هر بازی خودشان را قربانی جنگ روانی رسانههای زرد و شبکههای اجتماعی کنند. نکته جالب آنجاست که آنان با همین ذهنیت، وظایف فنی خودشان را بر عهده گرفته و سعی بر آن دارند که با داور، تیم رقیب و تماشاگران رفتار کنند و این دقیقاً همان جایی است که تنشها و حواشی آغاز میشود.
چراکه در چنین وضعی هر کدام از بازیکنان و اعضای کادر فنی تلاش میکنند با تضعیف قدرت روانی و ذهنی رقیب و حتی داوران، ضریب برتریشان را در رقابت ارتقا ببخشند. اعتراضات در صحنههای حساس بازی نیز دقیقاً با همین منطق و رویکرد توجیهپذیر میشود و نکته عجیب ماجرا آنجاست که در مشروعیتبخشی به این رفتارها، خودشان را سرباز «جنگ روانی» تمامعیار تعبیر میکنند؛ جنگی که از مستطیل سبز فراتر رفته و به سکوها و سپس از طریق گیرندههای رادیویی و تلویزیونی به جامعه تزریق میشود. در این میان رسانهها و شبکههای اجتماعی نیز بهعنوان موتور محرکه، خشونت ورزشی را پمپاژ میکنند.
علاوه بر این، تجربه نشان داده است که سریال ادامهدار خشونتهای کلامی و رفتاری در فوتبال باعث شده است ارزشهای اخلاقی و احترام متقابل ورزشی رنگ ببازد تا در پس هر اتفاق، رقبا با ابراز بیاعتمادی نسبت به داوری، شرایط را برای تنش تمامعیار میان هواداران و ورزشکاران مهیا کنند که گاهی به خسارات مالی و حتی جانی ختم میشود. همچنانکه در چند سال گذشته برخی از هواداران فوتبال دچار نقص عضو شده و در این میان، افزایش خشونت میان هواداران به قتل هم منجر شده است.
این در حالی است که در عصر جدید، فوتبال با تغییرات شگرفی همراه بوده است. از ایجاد لیگها و جامهای جدید در فرمتهای متفاوت گرفته تا تعریف قوانین جدید و اضافه شدن امکانات هوشمند و تکنولوژیهای بهروزشده که همگی باعث شدند مسیر حرفهای شدن و بهروز شدن فوتبال ایران بهتدریج سختتر شود. فوتبال همانند گذشته صرفاً به رقابت ورزشی محدود نمیشود و در کنار آن، بسیاری از صنایع مهم اقتصادی همانند گردشگری تحت تاثیر قرار گرفتهاند و گاهی سیاست بر آن تاثیر گذاشته و تاثیر گرفته است.
بنابراین در چنین شرایطی، توقف در خانه اول، یعنی تنشها و حواشی و فحاشی و خشونتهای کلامی و رفتاری، به هیچ عنوان نمیتواند توجیهپذیر باشد و درنهایت فوتبال را در سطح غیرحرفهای حفظ کرده و اجازه رشد و ترقی به آن نمیدهد. اینکه امروز سهمیه فوتبال ایران در سطح باشگاهی درگیر هزاران اماواگر باقی مانده است و بازیکنان خارجی مدام در محاکم بینالمللی علیه فوتبال کشور شکایت میکنند، نشان از همین واقعیت تلخ، که فوتبال ایران هنوز در خم کوچه اول است، دارد.
توجیه مشکلات
جهانگیر کوثری، کارشناس و مجری فوتبال، در گفتوگویی میگوید: «این حواشی نه دلیلی بر ضعف داوری و نه توجیهی برای آماتور خواندن سطح فوتبال است. این حواشی بیشتر از رفتار و ادبیات برخی بازیکنان و مربیان نشات میگیرد که بعضاً با گل یا برد یا شکست دست به کارهایی میزنند که باعث تاسف است. این افراد با چنین رفتارهایی سعی میکنند ضعف و ناتوانی خودشان را تقصیر داور بیندازند که به نوعی خودشان را تبرئه کنند؛ چراکه آنان در قبال پولی که دریافت کرده و قراردادی که امضا کردهاند، باید به مدیران و نهادهای بالادست باشگاه پاسخگو باشند. بنابراین فکر میکنند که با مقصر جلوه دادن دیگران میتوانند اشکالات خودشان را پنهان یا توجیه کنند.»
او ادامه میدهد: «اتفاقاً در بسیاری از همان رقابتها که مربیان و بازیکنان معترض بودند، کارشناسان خارجی همان صحنههای مورد اعتراض را بازبینی کرده و تصمیم داور بازی را تایید کردند. همین نکته نشان میدهد برخی فقط بهدنبال حاشیهپردازی هستند. از جمله همین بازی اخیر پرسپولیس و تراکتور که مشخص شد تصمیمات داور بازی درست بود ولی برخی به دنبال جنجال و حاشیه بودند. البته چنین رفتارهایی در همه جای دنیا وجود دارد و این جزئی از فوتبال است، چراکه هر لحظه ممکن است به سبب خلاقیت و نوآوری موقعیت آنی و حساس خلق شود. بنابراین طبیعی است که فوتبال همواره با هیجان و احساسات درآمیخته باشد. هیجانات امروز در همه جای دنیا وجود دارد و در کشوری همانند ترکیه بارها سبب درگیریهای شدید فیزیکی میان بازیکنان و کادر فنی و هواداران شده است.»

فقدان فرهنگ
کوثری میگوید: «اینکه امروز در کشورمان برخی حواشی و اتفاقات رخ میدهد، بهدلیل آن است که متاسفانه برخی بازیکنان به دلیل بیفرهنگی و برخی مربیان بهدلیل ضعف فنی و برخی مدیران به دلیل عدم تسلط بر موضوعات فوتبالی و ورزشی، درگیر چنین حواشی و اتفاقاتی میشوند. واقعیت این است که وضع امروز فوتبال ایران بهتر از گذشته است. امسال پول زیادی وارد فوتبال شده است و این میتواند آغازکننده اتفاقات خوبی برای فوتبال باشد. قطعاً در این مسیر رشد، مشکلاتی هم وجود دارد ولی مطمئن باشید که با ورود اقتصاد به فوتبال بهتدریج با ورود افراد متخصص و تحصیلکرده و فوتبالی، شرایط بهتر میشود.»
این کارشناس فوتبال در ادامه توضیح میدهد: «بیفرهنگی چند بازیکن را نباید به پای همه فوتبال نوشت. آیا شما از بازیکنی همانند مهدی مهدویکیا، درگیری یا دعوایی به یاد دارید؟ متاسفانه برخی بازیکنان بیفرهنگ با گرفتن پولهای زیاد، خودشان را گم کردند و در این میان نیز برخی مدیران و مربیان با واسطه و لابی در جایی قرار گرفتند که نسبت به آن اشرافی ندارند که اتفاقاً همین جابهجاییها یکی از مشکلات جدی است که باید حل شود. باید فوتبال را به فوتبالیها واگذار کنیم.»
کوثری ادامه میدهد: «گزینش آدمهایی که دارای شخصیت اجتماعی بوده و سواد و فرهنگ فوتبال ایران را بلدند و جامعهشناسی حداقلی و عامیانه بلدند، ضرورت دارد. اگر هرکسی در جای خودش قرار بگیرد، بسیاری از این مشکلات حل میشود. وضع داوری در فوتبال ایران بد نیست و تجربههایی همانند قضاوت در فینال جام جهانی حکایت از همین مسئله دارد. متاسفانه جو حاکم بر سکوها به سبب مسائل مختلف تاثیرگذار شده است و جریانات باعث شدند که در رقابت تبریزیها علیه تبریزیها شعار بدهند. البته در داوری هم اشتباه وجود دارد و هم امکان تخلف محتمل است ولی این به معنای آن نیست که همه داوران را زیر سوال ببریم.»
نقش شبکههای اجتماعی
این مجری و کارشناس فوتبال به نقش شبکههای اجتماعی در عملکرد و رفتار بازیکنان نیز اشاره میکند و توضیح میدهد: «این یکی دیگر از نشانههای بیفرهنگی برخی بازیکنان است. اینکه بازیکنی با گلی از این طرف زمین تا آن طرف زمین میدود که در مقابل هواداران حریف به نوعی خوشحالی کند که آنان را ناراحت یا تحقیر کند، جای تاسف دارد. این در حالی است که در تاریخ فوتبال ایران بسیاری از بازیکنان را به یاد داریم که گلهای مهم و زیبایی را به ثمر رساندند، ولی طوری خوشحالی نکردند که رقیب را ناراحت کنند.»
کوثری تنبیه و مجازات سختگیرانه را یکی از شروط مهم در رفع تنشها و حواشی فوتبال ایران میداند و میگوید: «باید کمیته انضباطی و سایر نهادهای مربوطه به این مسئله ورود کنند و با تنبیههای جدی و قاطع و نیز محرومیتهای چندجلسهای کاری کنند که هم افراد خاطی به اشتباه خودشان پی برده و هم دیگران به تکرار رفتارهای نادرست تشویق نشوند.»