بازی غیرحرفهای
ارزیابی حواشی فوتبال ایران در گفتوگو با امیررضا واعظآشتیانی
صحنه فوتبال در ایران، همچنان درگیر حواشی و تنشهاست و در هفتههای گذشته حواشی دوباره شدت گرفته است. علاوه بر داوران، رقبای ورزشی نیز در معرض توهین و فحاشی هستند. فوتبال در عرصه جهانی وارد بازار جدید اقتصادی شده و سطح حرفهای آن کاملاً تفاوت پیدا کرده است؛ تغییراتی که به نظر میرسد کمتر مورد توجه باشگاههای فوتبال در کشورمان قرار گرفته است و دقیقاً همین مسئله طی چند سال گذشته، شکاف جدی میان فوتبال ایران با آسیا و جهان شکل داده است و به همین دلیل برخی فوتبال ایران را «آماتور» توصیف میکنند. امیررضا واعظآشتیانی، مدیرعامل اسبق باشگاه استقلال تهران، در گفتوگویی میگوید «باید این واقعیت را بپذیریم که فوتبال ایران هنوز حرفهای نشده است. حرفهای شدن به معنای پول دادن و خرج کردن نیست. حرفهای شدن نیازمند نظم و انضباط، قوانین و قواعد و پروتکل است». در ادامه گفتوگو با واعظآشتیانی را میخوانید.
♦♦♦
موضوع داوری یکی از موضوعات همواره داغ در حوزه ورزش بهویژه فوتبال است. در هفتههای گذشته و با وجود VAR مجدداً شاهد افزایش فحاشی، پرخاشگری و حاشیهها در ورزشگاهها هستیم. فکر میکنید دلیل ناهنجاریها چیست؟
عوامل مختلفی در بروز و ایجاد ناهنجاریها دخیل هستند و در تمام این سالها (کم یا زیاد) در افزایش تنشها و حواشی نقش داشتند. رفتار و کردار کادر فنی، مدیران ورزشی، بازیکنان و سایر چهرههای ورزشی یکی از همین عوامل موثرند که اتفاقاً عامل تحریک فضای ورزشگاهها نیز بهشمار میرود. صحنه ورزش را همواره (خواه فوتبال یا هر ورزش دیگر) همانند صحنه تئاتر تصور میکنم که طی آن نوع اجرا، ادبیات، رفتار و حرکات بازیکنان، مربیان و عوامل باشگاه همانند هنرمند تئاتر لحظهبهلحظه پیش چشم تماشاگران است.
تماشاچیان فوتبال، همانند تماشاچیان تئاتر از هر حرکت و رفتار بازیکنان تاثیر پذیرفته و احساسی یا هیجانی میشوند. بر این باورم که تا حد زیادی فضای ورزشگاهها از رفتار ورزشکاران و عوامل ورزشی دخیل در آن رقابت و مسابقه نشات میگیرد. نکته بعدی در این زمینه که باید روی آن تاکید کنم، نداشتن قوانین بازدارنده است و متاسفانه قوانینی نداریم که با هرگونه توهین، اتهام و امثالهم، برخورد صریح، قاطع و بازدارنده داشته باشد و اگر هم باشد، بازدارندگی آن کافی نیست. مضاف بر اینکه، به نظر میرسد مجریان قانون در این حوزه توانمند نیستند.
اهمیت موضوع از آنجاست که وقتی در جامعهای قوانین خوبی وجود داشته باشد ولی مجریان قانون، توانمند نباشند، آن قوانین کاراییاش را از دست میدهد و نادیده گرفته میشود و به اصطلاح حقوقدانان، متروک میشود. بنابراین قوانین زمانی اثرگذار است که هم بازدارنده باشد و هم مجریان قانون در اجرای آن دقیق، صریح و قاطع باشند.
اگر قوانین و مقررات بازدارندگی داشته باشد و مجریان صراحت و قاطعیت در برخوردها به خرج بدهند، تنشها و ناهنجاریها در ورزشگاهها حل میشود؟ به باورتان تنشها و ناهنجاریها با همین راهکار پایان مییابد؟
قطعاً تاثیرگذار است. امروز در اروپا که مسابقات در سطح بالایی برگزار میشود، آیا چنین اتفاقاتی به این تعداد که در فوتبال ایران شاهد هستیم، رخ میدهد؟ آیا کمتر بودن این تنشها و ناهنجاریها در مسابقات اروپایی به معنای آن است که در اروپا آدمهای فحاش یا بینزاکت وجود ندارد؟ اتفاقاً فرد بینزاکت یا فحاش یا فردی که رفتارهای هنجارشکنانه انجام میدهد، میتواند در هر جامعه و شهر و کشوری باشد ولی اینکه در جایی ناهنجاری بیشتر تکرار میشود، به این دلیل است که قوانین و مجریان قانون، قاطع، بازدارنده و صریح نبودند. قوانین صریح و بازدارنده در فوتبال اروپا باعث شده فاصله میان بازیکنان و هواداران گاهی به کمتر از یک متر برسد ولی قوانین آنچنان محکم و بازدارنده بوده که همه را تابع خودش کرده است و هرکسی به خودش اجازه هر رفتاری را نمیدهد. قوانین بازدارنده و مجریان قوی به کسی اجازه هنجارشکنی نمیدهد و برخوردها عبرتآمیز است و گاهی یک یا چند تماشاگر به دلیل کار هنجارشکنانه ماهها از ورود به تمام ورزشگاهها محروم هستند و قانون بهطور صریح درباره آن افراد اجرا میشود.
اکنون اگر بخواهیم با همان پرسش بحث را به دیگر بازیگران این عرصه تسری بدهیم، به نظرتان باشگاهها در مهار این حواشی و تنشها چه نقشی دارند؟
قطعاً باشگاهها در این موضوع میتوانند نقش مهمی ایفا کنند. باشگاهها اگر مقید و منظم و قانونمند باشند، بسیاری از تنشها رخ نمیدهد. این در حالی است که متاسفانه در باشگاهها شاهد پروتکل جامع و کامل نیستیم. اهمیت پروتکلهای داخلی آنجایی است که بر اساس آن باشگاهها میتوانند در داخل مجموعه خودشان نیز قوانین و قواعد قاطع و بازدارندهای را تنظیم کنند. چراکه هر بازیکن (اعم از بازیکن داخلی یا خارجی) در ازای پول دریافتی همانند کارمند باید تماماً در اختیار باشگاه باشد. هر بازیکن سرمایهای برای باشگاه محسوب میشود که متاسفانه باشگاهها کمتر به این مسئله توجه دارند. این در حالی است که وجود پروتکلهای سخت و قاطعانه و در وهله بعدی، قوانینی که فدراسیون تنظیم میکند، باعث میشود عملاً جلوی بسیاری از حواشی و تنشها گرفته شود. رعایت زمان خواب، رژیم غذایی، حق مصاحبه و حق تبلیغ و امثالهم، نمونههایی از همین پروتکلهای درونباشگاهی است. بازیکن قبل از آنکه مورد مواخذه قوانین حاکم بر فوتبال در هر کشوری قرار بگیرد، باید زیر ذرهبین باشگاه و پروتکلهای آن تیم باشد، ولی از آنجا که باشگاهها نسبت به بازیکنان، مربیان و مدیران منشور و پروتکل جامع و کامل و قاطعی ندارند، نمیتوانیم انتظار و توقع بیشتری داشته باشیم. البته بخشی از تنشها و حواشیها نیز به شرایط اجتماعی و وضع روانی شهروندان برمیگردد که گاهی در عرصههایی همانند ورزش سرریز میشود ولی این مسئله به تنهایی توجیهکننده نیست. همچنان که در بسیاری از جوامع ممکن است در مقاطع مختلف شرایطی شکل گیرد، ولی قوانین حرفهای و قاطعانه ورزشی باعث میشود جلوی بسیاری از تنشهای ورزشی گرفته شود.
با این مواردی که درباره باشگاههای ورزشی فوتبال در ایران مطرح کردید، به باورتان، اساساً ورزش در ایران چقدر با ارزشهای اصیل فرهنگی در کشورمان انطباق دارد؟
با کمال تاسف فدراسیون فوتبال در عرصه فرهنگ کاملاً تعطیل بوده است و باشگاهها نیز کمتر به این موضوع توجه کردهاند. این در حالی است که بسط ارزشهای فرهنگی و اخلاقی در کاهش تنشها و حواشی موثرند. بر ضرورت تقویت جنبه بازدارندگی قوانین تاکید میکنم. وقتی قوانین محکم نباشند و تنبیه کادر فنی و مدیران و بازیکنان بازدارندگی ایجاد نکند، هر اتفاقی در عرصه ورزش محتمل است. امروز در فوتبال اروپا، بازیکنان حتی نسبت به اخراجهای غیرفنی باید طبق پروتکل باشگاه، پاسخگو باشند. بازیکنان در ازای رفتارهای غیرحرفهای نسبت به تیم رقیب یا داور و نیز هر رفتاری که باعث تنش و ضرر علیه باشگاه میشود، مجازات میشوند. این در حالی است که چنین رویکردهایی در فوتبال ایران بهمراتب کمتر رخ میدهد و اتفاقاً چهرههای ورزشی بسیاری از ناکامیها را به گردن دیگران میاندازند. آن هم در شرایطی که چنین رفتارها و توجیههای غیرحرفهای، کاملاً منسوخ شده است.
اگر بخواهیم بهصورت مصداقی به برخی از موضوعها اشاره کنیم، برای مثال فکر میکنید انتقادهای مکرر به داور از ضعف داوری نشات میگیرد یا بحث بر سر این است که سطح فوتبال ایران هنوز آماتور است؟
امروز اگر اشتباه داوری در فوتبال ایران رخ بدهد، واکنش بازیکنان، مربیان و مدیران ورزشی در کشورمان برخلاف رفتار ورزشکاران حرفهای در اروپاست. متاسفانه عدهای در فوتبال ایران اشتباهات و ناکامی خودشان را با حمله و توهین و اتهام به داوری توجیه میکنند و فکر میکنم که در این میان رسانههای زرد (بهویژه فضای مجازی)، بیتاثیر نیست. آنها با پرداختن بیش از حد به حواشی باعث تشدید تنشها و حواشی میشوند. باید این واقعیت را بپذیریم که فوتبال در کشورمان هنوز حرفهای نشده است. حرفهای شدن به معنای پول دادن و خرج کردن نیست. حرفهای شدن نیازمند نظم و انضباط، قوانین و قواعد و پروتکل است. اینکه صرفاً فحش بدهیم و پول پرداخت کنیم، فوتبال حرفهای نمیشود. بازیکنان ایرانی هنوز نمیدانند که در ازای پول دریافتی باید مثل کارمند تمامی تصمیمات باشگاه را رعایت کنند و سرمایه برای باشگاه محسوب میشوند. مربیان باید بهجای حرف زدن در کنفرانسها درباره حواشی و توهین به دیگران با ادبیات نامناسب و متلک انداختن به سایرین، یاد بگیرند که حرفهای رفتار کرده و از ادبیات درستی استفاده کنند. برخی مربیان گاهی حرفهایی میزنند که تعجببرانگیز است. مربیان و مدیران و بازیکنان باید اشتباهات ورزشی خودشان را بپذیرند و این یکی از نشانههای فوتبال و ورزش حرفهای است.
اگر بخواهیم از زاویهای دیگر هم به موضوع نگاه کنیم، آیا داوران در فوتبال ایران بهدرستی حمایت میشوند؟ بارها شاهد آن بودیم که داوران نسبت به درآمد پایین اعتراض داشتند. آیا این درآمد پایین باعث نمیشود که داوران در دوران حرفهای فراتر از مسائل ورزشی تحت فشار روانی قرار بگیرند و احتمال اشتباه یا خدایی ناکرده تخلف و فساد را تشدید کند؟
بیشتر داوران در کشورمان دوشغله هستند و داوری شغل دوم آنان است. البته در این میان نیز برخی داوران، فقط همین شغل و حرفه را دارند. با بخشی از حرف شما موافق و با بخش دیگری از آن مخالف هستم. اینکه بخواهیم فساد را به داوران به دلیل درآمد پایین نسبت بدهیم، کاملاً غیراخلاقی و غیرحرفهای است. همچنانکه وقتی کالایی در مجموعه گم میشود، سوءظنها ابتدا متوجه آن کارمندی است که توان مالی کمتری دارد، ولی درنهایت مشخص میشود که آن کارمندی که توان مالی بیشتری داشته یا حتی مدیر مجموعه آن تخلف را مرتکب شده است.
بنابراین کمال بیانصافی است که برخی بگویند داوران درآمد کمی دارند، پس بیشتر به سمت فساد کشیده میشوند و به همین دلیل هر اشتباه داوری عمدی است و آن داور بابت هر تصمیم هدف و غرض خاصی را دنبال میکند. ما باید بپذیریم داوران هم انسان هستند و انسان هم جایزالخطاست. هرچند که احتمال دارد میان جامعه داوری، تعداد انگشتشمار و اندکی باشد که گاهی تخلفی را مرتکب شوند، ولی این دلیل نمیشود که تخلف یک نفر را به نام همه ثبت کنیم. البته باید گفت که درآمد کم داوران، باعث میشود داور بیشتر تحت فشار روانی باشد. قطعاً درآمد مناسب در بهبود عملکرد داوران به لحاظ روانی تاثیرگذار است.
اکنون میخواهم به مبحث دیگری بپردازم. آیا تجهیز زیرساختها در فوتبال کشورمان میتواند حواشی و تنشها را در فوتبال حل کرده و کاهش بدهد؟
قطعاً این موضوع میتواند در بهبود روند داوریها تاثیرگذار باشد ولی راهکار نهایی برای حل تنشها و حواشی در ورزش نیست. قبل از آنکه VAR وارد فوتبال ایران بشود، گفته بودم که با شرایط موجود اگر VAR هم وارد فوتبال شود، حواشی به شکل دیگری ادامه پیدا میکند و امروز نیز شاهد هستیم که همین اتفاقات رخ داده است و حواشی به همان وضع، ولی در شکل و ماهیت متفاوتی نسبت به گذشته، همچنان ادامه دارد. این نشاندهنده آن است که هنوز عوامل ایجاد حواشی و تنشها را در فوتبال برطرف نکردهایم. عامل اصلی همان قوانین بازدارنده، مجریان قاطع و تنظیم پروتکلهای باشگاهی و توجه فدراسیون و باشگاه به ارزشهای فرهنگی است. باید فوتبال را به شکل درست و جامع به سمت حرفهای شدن پیش ببریم و تا زمانی که حواشی و تنشها ادامه داشته باشد، چنین به نظر میرسد که با حرفهای شدن هنوز فاصله داریم.