دوستی مجازی
چه اتفاقی میافتد وقتی دوستیابی آنلاین میشود؟
نیمهشب است، اما شهر خواب نیست. میلیونها صفحه روشن، میلیونها تصمیم کوچک. انگشتهایی که بیوقفه حرکت میکنند، نه از روی بیحوصلگی، بلکه از سر امید. شاید این یکی، شاید بعدی، شاید هنوز نه. این حرکت ساده و به ظاهر بیاهمیت، موضوع مقالهای پژوهشی شده است. مقالهای که میخواهد بداند این «شاید»های پیدرپی، در سطح جامعه، چه اثری بر ازدواج، طلاق و سلامت دارد. دنیل ارشوف، جسیکا فانگ و پینار ییلدیریم در مقالهای که در سال 2026 منتشر شده، به سراغ همین جهان رفتهاند، جهانی که در آن رابطه انسانی، وارد منطق بازار شده است. این گزارش، روایتی از آن مقاله است.
انتخاب محلی
مقاله از نقطه تاریخی آغاز میکند، پیش از اینترنت. در آن جهان، بازار ازدواج «محلی» بود. افراد، عمدتاً از طریق شبکههای اجتماعی محدود همانند خانواده، دوستان، همکاران یا دانشگاه با یکدیگر آشنا میشدند. اندازه بازار کوچک بود، اما اطلاعات عمیقتر. آدمها یکدیگر را در موقعیتهای مختلف میدیدند، در زمانهای مختلف و پیش از تصمیم، تصویر نسبتاً کاملی شکل میگرفت. نویسندگان مقاله توضیح میدهند که در چنین بازاری، هزینه جستوجو بالا بود. پیداکردن گزینه جدید، زمان میخواست، توضیح میخواست و اغلب با قضاوت اجتماعی همراه بود. همین هزینه باعث میشد افراد حتی در روابط نهچندان رضایتبخش بمانند. نه الزاماً از سر خوشبختی، بلکه از سر محدودیت انتخاب. مقاله نشان میدهد تکنولوژی، فقط ابزار جدید نیاورده، بلکه هزینهها و انگیزههای تصمیمگیری را بازتعریف کرده است.
نویسندگان به دادهها نگاه میاندازند. اینکه مردم چگونه و در چه زمانی از دوستیابی آنلاین استفاده کردهاند. آنها مسیر این تغییر را در طول زمان نشان میدهند، هم بر اساس دادههای مربوط به نسخههای دسکتاپ و هم دادههای مربوط به موبایل. این تصویر دو پیام روشن دارد. نخست اینکه، استفاده از دوستیابی آنلاین در بستر دسکتاپ، پس از سال 2013 سقوطی محسوس را تجربه میکند. آنقدر محسوس که از سال 2015 به بعد، تعداد مراجعه به وبسایتهای دوستیابی حتی از سال 2004 هم کمتر میشود، نتیجهای که با روایتهای رایجی که از رشد پیوسته محبوبیت دوستیابی آنلاین سخن میگویند، در تضاد است.
این کاهش، به معنای افول دوستیابی آنلاین نیست، بلکه نشانه جابهجایی آن است. دادههای مقاله نشان میدهد افت ناگهانی، همزمان با ظهور اپلیکیشنهای موبایلی رخ میدهد؛ بهویژه با راهاندازی تیندر روی سیستمعامل iOS در سال 2012 و سپس اندروید در سال 2013. آرام و بیسروصدا، صفحههای دسکتاپ را ترک کرده و به صفحههای کوچک موبایل کوچ کردهاند. دومین نکتهای که دادهها آشکار میکنند، تفاوت بنیادین میان رفتار کاربران در دوستیابی آنلاین موبایلی و نسخههای دسکتاپ است. روایت موبایل، داستانی جداگانه دارد. دادههای موبایلی نشان میدهند که تعداد جلسات دوستیابی آنلاین در اپلیکیشنها بهمراتب بیشتر از آن چیزی است که در دادههای دسکتاپ دیده میشود. انگار رابطه، وقتی به صفحه کوچک موبایل میرسد، تکرارشونده و روزمره میشود. اما این داستان هم اوج دارد و هم فرود. استفاده از اپلیکیشنهای دوستیابی موبایلی در سال 2019 به نقطه اوج میرسد و پس از آن، روند کاهشی را طی میکند، الگویی که با گزارشهای دیگر درباره کاهش محبوبیت اپلیکیشنهای دوستیابی همخوان است. این افت تدریجی، بیش از آنکه نشانه حذف این پلتفرمها باشد، نشانه اشباع، خستگی کاربران یا تغییر شکل استفاده از آنهاست.
نویسندگان مقاله تاکید میکنند که این تفاوتها میتواند از چند منبع ناشی شود. بخشی از آن، به ماهیت پلتفرمها برمیگردد. موبایل همیشه در دسترس و شخصی است و استفاده از آن، ریتم متفاوتی دارد. اما بخشی دیگر، ممکن است حاصل تفاوت در ترکیب کاربران نمونههای آماری یا حتی تفاوت کلی الگوهای استفاده از اینترنت در موبایل و دسکتاپ باشد. به همین دلیل، مقاله راه سادهسازی را انتخاب نمیکند. نویسندگان تصمیم میگیرند تحلیل دادههای موبایلی و دسکتاپ را از هم جداگانه نگه دارند، گویی هر کدام، روایت مستقلی از بازار رابطه را بازگو میکنند و تنها در کنار هم است که تصویر کاملتر شکل میگیرد.
در ادامه تحلیل لایه عمیقتر و تفاوتهای استفاده از دوستیابی آنلاین در میان دو جهان موبایل و دسکتاپ دقیق بررسی میشود. تمرکز اینبار بر سن کاربران است، یعنی کسانی که دستکم یکبار از پلتفرم دوستیابی آنلاین بازدید کردهاند. آنچه نتایج نشان میدهد، تفاوت روشن است. ترکیب سنی کاربران در این دو بستر یکسان نیست. نتایج، اختلاف سهم کاربران هر گروه سنی را میان دادههای موبایلی و دسکتاپ گزارش میکند و نتیجه، با یافتههای نظرسنجیهای مرکز پژوهشی «پیو» همخوان است. کاربران اپلیکیشنهای دوستیابی موبایلی، بهطور متوسط جوانتر از کسانی هستند که از وبسایتهای دوستیابی دسکتاپ استفاده میکنند. موبایل، بیش از آنکه قلمرو تصمیمهای دیرپا باشد، میدان تجربههای زودگذر نسلهای جوان است. تفاوت فقط به سن ختم نمیشود.
نویسندگان مقاله توضیح میدهند که پلتفرمها از نظر مخاطب هدف با یکدیگر فرق دارند. آنها دو نوع اصلی از پلتفرمهای دوستیابی را از هم تفکیک میکنند. نخست، پلتفرمهایی که عمدتاً برای کسانی طراحی شدهاند که به دنبال رابطههای بلندمدتاند و دوم، پلتفرمهایی که لزوماً اینگونه نیستند. برای انجام این دستهبندی، وبسایتهایی همانند eHarmony و Cofee Meets Bagel در گروه پلتفرمهای «رابطهمحور» قرار میگیرند، درحالیکه اپلیکیشنهایی همانند Tinder و Bumble در این دسته جای نمیگیرند و بیشتر بهعنوان فضاهایی با روابط غیرمتعهدانه شناخته میشوند. نتایج نشان میدهد که تفاوت میان موبایل و دسکتاپ فقط تفاوت در ابزار نیست، تفاوت در سن کاربران و نوع رابطهای است که جستوجو میشود و حتی هویت اجتماعی مخاطبان نیز در این دو جهان دیجیتال، مسیرهای متفاوتی را طی میکند.
انتخاب بیپایان
یکی از مهمترین نتایج مقاله، مفهوم «نویز (اختلال) اطلاعاتی» است. اپلیکیشنها اطلاعات زیادی ارائه میدهند، اما این اطلاعات سطحی است. مقاله نشان میدهد که این نوع اطلاعات، برای شروع جذاب است، اما برای تصمیمگیری بلندمدت ناکافی. وقتی نتایج از دریچه الگوی نظری مقاله خوانده میشود، معنای روشنی پیدا میکند. افزایش استفاده از پلتفرمهای موبایلی نسبت به دسکتاپ، با کاهش هزینه جستوجو و افزایش «نویز اطلاعاتی» در این پلتفرمها سازگار است. هرچه جستوجو ارزانتر و اطلاعات پراکنده میشود، کاربران انگیزه بیشتری پیدا میکنند تا پروفایلهای بیشتری را مرور کنند، حتی اگر این مرور به تصمیم نهایی ختم نشود. این وضع، پدیدهای را ایجاد میکند که مقاله بهطور ضمنی به آن اشاره میکند، فلج تصمیمگیری. وقتی همیشه گزینه بعدی وجود دارد، هیچ گزینهای به اندازه کافی خوب به نظر نمیرسد. در دادهها، این وضع به شکل کاهش تعهد رسمی ظاهر میشود. مقاله این نتیجه را نه قضاوت اخلاقی، بلکه پیامد منطقی ساختار بازار میداند.
مقاله سپس به دادههای جمعیتشناختی بازمیگردد. در دادههای Comscore، اطلاعاتی همانند درآمد خانوار، سن، سطح تحصیلات و نژاد سرپرست خانوار در دسترس است. الگوها روشن هستند. استفاده از پلتفرمهای دوستیابی در میان خانوارهایی با درآمد کمتر از 100 هزار دلار در سال، بیشتر از خانوارهای پردرآمدتر است. در مورد نژاد، تفاوتهایی دیده میشود، اما این تفاوتها جزئی هستند و تنها بخشی از آنها از نظر آماری معنادارند. در مقابل، سطح تحصیلات تفاوت معناداری در میزان استفاده از پلتفرمهای دوستیابی ایجاد نمیکند. درنهایت، تفاوت جنسیتی نیز خودش را نشان میدهد. مردان بهطور معناداری بیش از زنان از اپلیکیشنهای دوستیابی آنلاین استفاده میکنند. شکافی که پرسشهای تازهای درباره انگیزهها، انتظارات و تجربههای متفاوت زنان و مردان در بازار دیجیتال رابطه پیش میکشد.
تاثیر الگوریتمها
نویسندگان نگاهشان را از پلتفرمها برمیدارند و به پیامدهای عینی میپردازند: ازدواج، طلاق و نرخ ابتلا به بیماریهای مقاربتی. تصویر کلی چنین است؛ هر دو نرخ ازدواج و طلاق در گذر زمان روند کاهشی داشتهاند، اما در سال 2024 چرخش موقت رخ میدهد و هر دو شاخص دوباره افزایش پیدا میکند، گویی بازار رسمی رابطه، پس از سالها افت، نشانهای از بازگشت نشان میدهد.
روایت دیگر، مربوط به بدنها و بیماریهاست. نتایج نشان میدهد بیماریهای مقاربتی (کلامیدیا، سیفلیس و سوزاک) بهطور کلی روند افزایشی را طی کردهاند، اما نه با یک ریتم. کلامیدیا و سوزاک تا سال 2020 بهصورت پیوسته افزایش مییابند، درحالیکه سیفلیس، با آهنگی یکنواخت و مداوم رشد کرده است. بااینحال، نرخ ابتلا به سیفلیس بهمراتب پایینتر از دو بیماری دیگر باقی مانده است. درعینحال نویسندگان هشدار میدهند که نرخهای گزارششده بازتاب دقیق شیوع واقعی بیماریها نیستند. این آمارها به نظام پایش و گزارشدهی بیماریها وابستهاند، نظامی که در دوره همهگیری کووید 19 بهشدت مختل شد.

نتیجهگیری
در پایان، نویسندگان یکبار دیگر به پرسش اصلی مقاله بازمیگردند. گسترش دوستیابی آنلاین چه بر سر ازدواج، طلاق و سلامت اجتماعی آورده است؟ این پژوهش، مسیر این تحول را از ابتدا دنبال میکند. پلتفرمهای دوستیابی، ابتدا در قالب وبسایتها شکل گرفتند، اما پس از سال 2013، اپلیکیشنهای موبایلی بهسرعت جای آنها را گرفتند و به شکل غالب آشنایی آنلاین تبدیل شدند. در گام بعد، میزان استفاده از دوستیابی آنلاین در هر شهرستان آمریکا با نرخهای ازدواج، طلاق و ابتلا به سه بیماری مقاربتی (سوزاک، کلامیدیا و سیفلیس) پیوند داده شد. نتایج تحلیل به سه یافته اصلی میرسد. نخست، اثر دوستیابی آنلاین بر پیامدهای زناشویی، بهشدت به نوع فناوری بستگی دارد. در دوره وبسایتهای دسکتاپ، افزایش استفاده از سایتهای دوستیابی با افزایش نرخ طلاق همراه است. اما در دوره اپلیکیشنهای موبایلی، تصویر تغییر میکند. استفاده بیشتر از اپهای دوستیابی، بهطور متوسط با کاهش ازدواج و طلاق همراه است. کاهشی که شدت آن برای ازدواج بیشتر از طلاق است. این الگو با سازوکاری سازگار است که در آن، فناوریهای موبایلی هزینه جستوجو را کاهش و شیوه آشنایی را تغییر میدهند، بهگونهای که شکلگیری ازدواج کمتر میشود، اما روابطی که شکل میگیرند الزاماً بیثبات نیستند، چنانکه کاهش نرخ طلاق نشان میدهد. یافته دوم، به سلامت جنسی مربوط است. جایی که مقاله برخلاف بسیاری از نگرانیهای رایج، شواهدی از افزایش کلی بیماریهای مقاربتی در اثر دوستیابی آنلاین پیدا نمیکند. در دوره دسکتاپ، حتی اثرات متوسط منفی بر نرخ کلامیدیا، سیفلیس و سوزاک مشاهده میشود، نتیجهای که با بهبود تطبیق یا غربالگری بهتر شرکا سازگار است. حتی با وجود افزایش بالقوه تعداد گزینهها. در دوره موبایلی، اثر منفی بر سوزاک همچنان باقی میماند، اما اثرات بر کلامیدیا و سیفلیس کوچک و از نظر آماری بیمعنا هستند. بااینحال میانگینها همه داستان را نمیگویند. سومین یافته مهم، به الگوهای همسانهمسری مربوط میشود. در دوره اولیه وبسایتهای دسکتاپ، تطابق زوجها بر اساس سطح تحصیلات کاهش مییابد و در هر دو دوره، سهم زوجهای دوشاغل کمتر میشود. در دوره موبایلی، شواهدی از افزایش همسانهمسری نژادی دیده میشود. این نتایج با این ایده همراستا هستند که فناوریهای جدید آشنایی، اگرچه دامنه انتخاب را گسترده میکند، اما همزمان هزینه جستوجو بر اساس ویژگیهای ترجیحی را کاهش میدهد، امری که میتواند به بازتولید یا تشدید الگوهای همسانگزینی منجر شود.
درنهایت، بهدلیل محدودیت دادهها، مقاله نمیتواند به برخی پرسشهای ظریف پاسخ دهد. اینکه آیا ازدواجهایی که از طریق دوستیابی آنلاین شکل میگیرند، از کیفیت بالاتری برخوردارند یا اینکه افزایش طلاقها ناشی از همین ازدواجهاست یا صرفاً بهدلیل تقویت گزینههای بیرونی رخ میدهد؟ دادههای تجمیعی همچنین اجازه نمیدهد بهطور قطعی توضیح داده شود که چرا پلتفرمهای موبایلی و دسکتاپ اثرات متفاوتی دارند؟ با این همه نویسندگان تاکید میکنند تا آنجا که میدانند، این نخستین پژوهشی است که با استفاده از دادههای میدانی، اثرات گسترده پلتفرمهای دوستیابی آنلاین را بر روابط انسانی و سلامت اجتماعی بررسی میکند. این امید وجود دارد که پژوهشهای آینده با رفع محدودیتها، تصویر دقیقتری از تاثیر این فناوریها بر جامعه ترسیم کنند. تصویری که به فهم عمیقتری از اقتصاد عشق در عصر دیجیتال برسد. بهطور کلی میتوان نتیجهگیری کرد که این مقاله بر این تاکید دارد که دیتینگ آنلاین نه عشق را نابود کرده و نه آن را نجات داده است. آنچه تغییر کرده، اقتصاد تصمیمگیری در روابط انسانی است. هزینهها جابهجا شدهاند، انگیزهها تغییر کردهاند و نهادهای سنتی زیر فشار قرار گرفتهاند. شاید دقیقترین جمعبندی مقاله این باشد: در جهانی که انتخاب بیپایان است، تعهد دیگر نتیجه طبیعی نیست، تصمیم فعال است.