شناسه خبر : 51568 لینک کوتاه
تاریخ انتشار:

شروع برتر

آیا برنامه هد استارت در بلندمدت به بهبود پایدار زندگی کودکان منجر می‏شود؟

 

آزاده خرمی‌مقدم / نویسنده نشریه 

82تابستان 1965، زنی جوان دست پسر چهارساله‌اش را گرفته و وارد ساختمانی می‌شود که نه مدرسه است و نه درمانگاه. کودک برای نخستین‌بار دندان‌پزشک می‌بیند، برای اولین‌بار اسمش روی یک برگه دولتی نوشته می‌شود. هیچ‌کس آن روز نمی‌داند که این چند ساعت ممکن است دهه‌ها بعد، بر درآمد، سلامت و حتی زندگی فرزندان او اثر بگذارد. «هد استارت» (Head Start) دقیقاً از همین‌جا شروع شد: از این ایده که فقر، خیلی زودتر از بازار کار آغاز می‌شود. آیا سرمایه‌گذاری روی کودکان فقیر می‌تواند سرنوشت آنها را دهه‌ها بعد تغییر دهد؟، این پرسشی است که برنامه «هد استارت» و پژوهش‌های علمی پس از آن به‌دنبال پاسخ دادن به آن بودند.

مقاله پیش‌رو به همین موضوع می‌پردازد: بررسی اثرات بلندمدت و اجتماعی هد استارت و اینکه چگونه سرمایه‌گذاری در سال‌های اولیه کودکی می‌تواند سرنوشت کودکان را تغییر دهد. مقاله توضیح می‌دهد که سال‌های اولیه زندگی، به‌ویژه برای کودکان خانواده‌های کم‌درآمد، دوره‌ای تاثیرگذار است. پژوهش‌ها نشان می‌دهند تفاوت‌ها در مهارت‌ها و فرصت‌ها از همین سال‌های اول شکل می‌گیرد و شکاف‌ها در مهارت‌های شناختی و اجتماعی-عاطفی، به‌تدریج بر موفقیت تحصیلی و شغلی کودکان اثر می‌گذارد.

بازگشت به کودکی

تا پیش از دهه 1960، سیاست‌های اجتماعی همچون اشتغال، دستمزد و بیمه بیکاری عمدتاً به دوره بزرگسالی متمرکز بود. فرض غالب این بود که نابرابری، محصول شکست‌های اقتصادی در بزرگسالی است و باید همان‌جا اصلاح شود. شواهد تجربی (آن‌طور که مقاله توضیح می‌دهد) به‌تدریج این روایت را تغییر داد. داده‌ها نشان می‌داد شکاف مهارتی و شناختی میان کودکان فقیر و غیرفقیر، پیش از آنکه کودک وارد مدرسه شود، شکل می‌گیرد. این شکاف‌ها نه‌تنها از بین نمی‌رود، بلکه همانند سایه‌ای شوم دنبال می‌شود.

هد استارت، پاسخ سیاستی به نگرانی‌ها بود. اگر نابرابری از کودکی شروع می‌شود، شاید باید از همان‌جا مداخله کرد. این منطق بعدها در اقتصاد با عنوان «بازده بالای سرمایه‌گذاری در اوایل زندگی» شناخته شد. ایده‌ای که امروز بدیهی به نظر می‌رسد، در زمان خودش چرخش فکری بود. بر پایه همین استدلال و با طراحی روان‌شناسان رشد و دانشمندان اجتماعی، برنامه هد استارت در سال 1965 به‌عنوان بخشی از «جنگ با فقر» لیندون بی.جانسون آغاز شد. جانسون در ماه می 1964، همزمان با طراحی هد استارت و مجموعه برنامه‌های جنگ با فقر اعلام کرد: «فقر نباید مانع یادگیری باشد و یادگیری باید راه گریزی از فقر باشد.» هد استارت در ابتدا با هدف حمایت از رشد و توسعه کودکان خانواده‌های محروم و آماده‌سازی آنها برای ورود به مدرسه شکل گرفت. مقاله نشان می‌دهد برنامه از ابتدا بیشتر شبیه مرکز اجتماعی-سلامتی بود تا کلاس آموزشی. کودکان واکسینه می‌شدند، معاینات پزشکی و دندان‌پزشکی داشتند، والدین آموزش می‌دیدند و جوامع محلی مشارکت می‌کردند. با گذر زمان، برنامه تغییر کرد و بر مهارت‌های شناختی، سواد و آمادگی تحصیلی تمرکز بیشتری یافت، بدون آنکه خدمات سلامت و رشد اجتماعی-عاطفی از بین برود.

مقاله همچنین به تغییرات شکل‌گرفته در شرکت‌کنندگان و محیط‌های کودکان طی شش دهه گذشته اشاره می‌کند. در روزهای اول، نیمی از کودکان سیاه‌پوست بودند، بیش از دوسوم مادران بیکار و حدود 10 درصد خانواده‌ها بدون آب لوله‌کشی بودند. امروز، بیش از 800 هزار کودک، با تنوع قومی و زبانی بیشتر و دسترسی بهتر به خدمات اجتماعی و مراقبت‌های اولیه، تحت پوشش برنامه هستند. یکی از نکات اساسی مقاله، چالش‌های ارزیابی اثر هد استارت است. بررسی اثربخشی برنامه نیازمند مقایسه کودکان شرکت‌کننده با کودکانی است که وارد برنامه نشده‌اند، اما انتخاب خانواده‌ها و جوامع پیچیدگی ایجاد می‌کند. برخی کودکان، به‌دلیل محرومیت زیاد، بیشترین بهره را می‌برند، اما برخی دیگر کمتر وارد برنامه می‌شوند، حتی اگر ممکن باشد به همان اندازه سود ببرند. علاوه بر این، داده‌های بلندمدت محدودند و بررسی اثرات دهه‌ها بعد، کار دشواری است. مقاله تاکید می‌کند هد استارت می‌تواند مسیر زندگی کودکان را تغییر دهد. بدان معنا که مهارت‌های اجتماعی، رفتاری و عاطفی، سلامت و موفقیت کودکان را در بازار کار تحت تاثیر قرار می‌دهد. اثرات برنامه حتی فراتر از کودک شرکت‌کننده است و والدین، خواهرها و برادرها و حتی نسل بعدی را نیز تحت تاثیر قرار می‌دهد.

داستان پروژه

یکی از تاکیدهای مهم مقاله این است که هد استارت هرگز فقط «پیش‌دبستانی» ساده نبود. این برنامه از ابتدا ترکیبی از آموزش اولیه، خدمات سلامت، تغذیه و مشارکت فعال والدین بود. سیاست‌گذاران به‌درستی تشخیص داده بودند که کودک را نمی‌توان جدا از خانواده و محیط اجتماعی‌اش دید. اما درعین‌حال، هد استارت برنامه‌ای یکنواخت هم نبود. اجرا در سطح محلی انجام می‌شد و همین موضوع باعث شد کیفیت، شدت و نوع خدمات در شهرها و ایالت‌های مختلف تفاوت چشمگیری داشته باشد. ناهمگنی، بعدها به یکی از چالش‌های اصلی ارزیابی اثرات برنامه تبدیل شد: آیا می‌توان از نتایج منطقه، درباره کل برنامه قضاوت کرد؟

در دهه‌های اولیه، جایگزین هد استارت برای بسیاری از کودکان «هیچ» بود؛ نه پیش‌دبستانی، نه خدمات سلامت، نه حمایت نهادی. در دهه‌های بعد، با گسترش برنامه‌های Pre-K و افزایش آگاهی والدین، جایگزین‌ها تغییر کردند. بنابراین اثر هد استارت نمی‌توانست در طول زمان ثابت بماند و همین موضوع، تفسیر نتایج را پیچیده کرد. یکی از بحث‌برانگیزترین یافته‌ها در ادبیات هد استارت، پدیده‌ای است که به «Fadeout» معروف شده است: اثرات مثبت برنامه بر نمرات آزمون‌های شناختی در سال‌های ابتدایی مدرسه دیده می‌شود، اما به‌تدریج کاهش می‌یابد یا ناپدید می‌شود. مقاله تاکید دارد، تمرکز صرف بر نمره‌ها، تصویر ناقصی از واقعیت می‌سازد. بسیاری از اثرات مهم هد استارت در حوزه‌هایی همچون سلامت، رفتار، تحصیلات بلندمدت و پیامدهای اجتماعی در بزرگسالان ظاهر می‌شود که آزمون‌های استاندارد قادر به اندازه‌گیری آنها نیستند.

یکی از بخش‌های تامل‌برانگیز مقاله، توجه به اثرات غیرمستقیم و بین نسلی هد استارت است. شواهد نشان می‌دهد این برنامه نه‌تنها بر کودکان، بلکه بر والدین (به‌ویژه مادران) نیز اثر گذاشته است. به این معنا هد استارت سیاستی نیست که با جهش‌های ناگهانی و قابل‌مشاهده عمل کند. اثر آن آهسته و تدریجی است و اغلب در مسیرهای زندگی دیده می‌شود، نه در نمره‌های آزمون.

در گذر زمان

اگرچه میراث برنامه هد استارت ردپایی در اجرای امروز آن دارد، اما این برنامه طی دهه‌ها تغییرات زیادی را تجربه کرده است. در سال‌های اولیه، هد استارت فقط برنامه تابستانی بود که تعداد زیادی کودک را پوشش می‌داد، اما به‌سرعت مسیرش را تغییر داد و به برنامه فشرده در طول سال تحصیلی تبدیل شد، با تعداد کمتری از کودکان، اما با عمق و کیفیت بیشتری در خدمات. در دهه 1990، برنامه هد استارت همراه با اصلاحات رفاهی و گسترش بودجه رشد کرد و در اوایل دهه 2000 تا حد زیادی ثابت شد. همه‌چیز با همه‌گیری کووید 19 دچار تغییر شد. رشد برنامه با تغییراتی در نوع خدمات همراه بود. در دهه‌های 1990 و 2010، شدت برنامه افزایش یافت. رشد هزینه‌های هد استارت چشمگیر بود؛ به‌طوری که از سال 1990 تا امروز (2026)، هزینه‌ها 140 درصد افزایش یافته است.

خدمات و ساعات برنامه نیز طی این زمان تغییر کرده است. هد استارت مجموعه‌ای از خدمات همچون مراقبت‌های بهداشتی، تغذیه و توسعه مهارت‌های اجتماعی و عاطفی ارائه می‌دهد و به مشارکت والدین و همکاری با جامعه اهمیت می‌دهد. این برنامه اکنون روی توسعه مهارت‌های شناختی، از جمله سواد و ریاضیات تمرکز دارد. برنامه همسو با تاکید بر آماده‌سازی علمی کودکان برای مدرسه، پیشرفت کرده است. معلمان با مدارک بالاتر، مدت حضور طولانی‌تر کودکان در برنامه و نسبت‌های پایین کودک-مربی، همه بخشی از این تغییرات ‌هستند. امروزه برخلاف دهه 1990، کودکان هد استارت در برنامه‌های تمام‌روز و تمام هفته شرکت می‌کنند. میزان جابه‌جایی معلمان (از اوایل دهه 2000 قابل‌اندازه‌گیری است) حدود 15 درصد بود، اما در دوران کووید 19 به 40 درصد رسید. جابه‌جایی دیگر کارکنان مراکز هد استارت از سال 1988 تقریباً ثابت و حدود 10 درصد بود. نسبت کودکان به مراقبان در مراکز، درست پیش از همه‌گیری به پایین‌ترین سطح (10 به 1) رسید و پس از آن، دوباره به 15 به 1 بازگشت. نسبت بازدیدکننده‌های خانگی به کودکان بالاست (100 به 1)، زیرا بازدیدکنندگان خانگی خدمات فشرده را تنها برای گروهی از کودکان هد استارت ارائه می‌کنند و این خدمات را به‌صورت نوبتی انجام می‌دهند. این نسبت‌ها طی سال‌ها تقریباً ثابت بوده‌اند و تنها در سال‌های متاثر از همه‌گیری، کاهش یافته است.

اگرچه هنوز شناخت اندکی درباره «کیفیت» هد استارت و محیط‌های آموزش دوران کودکی وجود دارد، شواهد نشان می‌دهد روابط پایدار و نزدیک میان کودک و مراقب، یکی از ارکان اصلی کیفیت برنامه است. پژوهش‌ها نشان می‌دهد که افزایش بودجه هد استارت و تخصیص آن به استفاده‌های خاص کودک با نتایج بهتر برای کودکان همراه است و ترکیب خدماتی مثل بازدیدهای خانگی و برنامه‌های تمام‌روز، تاثیرگذاری مرکز را بیشتر می‌کند. این یافته‌ها در مطالعات تجربی درباره محیط‌های تمام‌روز دوران کودکی نیز تایید شده است.

وقتی هد استارت آغاز شد، دسترسی به امکانات ابتدایی برای کودکان چیزی شبیه رویا بود. در طول دهه‌ها، تجربه‌های دوران کودکی کودکان به‌طور چشمگیری تغییر کرده است، نه فقط به خاطر هد استارت، بلکه به دلیل تحولاتی که زندگی روزمره خانواده‌ها و محیط‌های آموزشی ایجاد کرده‌اند. والدین اکنون زمان بیشتری را با کودکان می‌گذرانند و برای رشد آنها سرمایه‌گذاری بیشتری می‌کنند. این تغییرات برای تمام خانواده‌ها اتفاق افتاد، اما برخی بر این باورند که بیشترین رشد در خانواده‌های پردرآمد رخ داده است، جایی که منابع و امکانات بیشتر و فرصت‌های آموزشی به شکل چشمگیری افزایش یافته است. همزمان، فضای رسمی مراقبت و آموزش دوران کودکی نیز تحول یافته است. تعداد کودکانی که پیش از ورود به مدرسه در برنامه‌های رسمی پیش‌دبستانی شرکت می‌کنند، از 10 درصد در سال 1965 به 60 درصد در شرایط کنونی رسیده است. هر چند شکاف‌های چشمگیر بر اساس نژاد، قومیت و وضع اقتصادی خانواده‌ها هنوز پابرجاست. امروز 44 ایالت و واشنگتن دی‌سی برنامه‌های پیش‌دبستانی عمومی دارند و 37 درصد کودکان چهارساله در این برنامه‌ها شرکت می‌کنند، درحالی‌که نرخ مشارکت کودکان سه‌ساله پایین‌تر و حدود هشت درصد است. تغییرات نشان می‌دهد کودکی که امروز وارد هد استارت می‌شود، احتمالاً کمتر با نبود بیمه سلامت یا عدم دریافت مراقبت پزشکی و دندان‌پزشکی مواجه است. روندها تصویری روشن از تحول محیط هد استارت ارائه می‌دهد (به‌ویژه در زمینه خدمات اجتماعی و حمایت از خانواده‌های کم‌درآمد). بسیاری از این برنامه‌ها همچون کمک‌های تغذیه‌ای یا پوشش خدمات بهداشتی، در کنار هد استارت توسعه یافته و گسترش یافته‌اند و محیط کودکان را از آنچه در دهه 1960 تجربه می‌کردند، متفاوت کرده‌اند.

هد استارت در شرایط کنونی بیش از 800 هزار کودک خردسال را زیر چتر حمایتی‌اش گرفته و بودجه سالانه‌اش بیش از 11 میلیارد دلار است. برنامه همچنان کودکان خانواده‌هایی را هدف قرار می‌دهد که درآمدشان در سطح پایین‌تر از خط فقر اعلامی دولت مرکزی (فدرال) است. هد استارت نمونه‌ای روشن از برنامه هدفمند است؛ جایی که کمک‌ها به کسانی می‌رسد که بیشترین نیاز را دارند و اثری متفاوت از برنامه‌های همگانی یا عمومی ایجاد می‌کند. پژوهش‌ها نشان می‌دهند که برنامه‌های همگانی ممکن است دستاوردهای بزرگ برای کودکان کم‌درآمد داشته باشد، حتی اگر هزینه‌شان برای هر کودک بیشتر باشد، اما هد استارت با تمرکز بر محروم‌ترین‌ها، داستان موفقیت خودش را نوشته است.

نتیجه‌گیری

درک اثرات بلندمدت و گسترده هد استارت می‌تواند چراغ راهی برای فهم بهتر سرمایه‌گذاری‌های عمومی در دوران کودکی و بازدهی این سرمایه‌گذاری‌ها باشد. با توجه به وسعت و سابقه طولانی هد استارت، پژوهشگران توانسته‌اند پایه‌ای مستحکم از شواهد درباره تاثیرات آن بسازند. در دهه گذشته، پیشرفت‌های روش‌شناختی در پژوهش‌ها، فهم جمعی از اثربخشی هد استارت را به شکل چشمگیری جلو برده است و دیدگاه‌های تازه‌ای برای ادبیات گسترده سرمایه‌گذاری در دوران کودکی و هم برای سیاست‌گذاری فراهم کرده است. شواهد نشان می‌دهند هد استارت می‌تواند مسیر زندگی کودکان را به شکل معناداری تغییر دهد. تاثیری که نه فقط بر آنها، بلکه بر خانواده‌ها و جامعه نیز بازتاب دارد. شواهد جدید به‌دلیل کمبود پیگیری‌های بلندمدت مبهم است. نبود داده‌ها باعث می‌شود به‌سختی الگوهای کوتاه‌مدت را با نتایج بلندمدت مرتبط کنیم. همین مسئله، تفسیر دقیق اثرات را پیچیده می‌کند.

در جمع‌بندی، مقاله استدلال می‌کند که پرسش «آیا هد استارت کار می‌کند یا نه؟» بیش از حد ساده‌انگارانه است. سوال درست این است: برای چه کودکانی، در چه شرایطی و در مقایسه با چه جایگزینی؟ هد استارت معجزه نیست. نمونه‌ای از سیاست‌هایی است که آینده را نه با وعده‌های بزرگ، بلکه با مداخلات زودهنگام و کم‌سروصدا شکل می‌دهد. سیاست‌هایی که ممکن است سال‌ها بعد، در زندگی کسانی که حتی نام برنامه را به یاد نمی‌آورند، اثرشان را نشان دهند. 

دراین پرونده بخوانید ...