شناسه خبر : 51134 لینک کوتاه

سیلی خشکسالی

از خشکسالی پاییز امسال، چه درس‌هایی می‌توان گرفت؟

 

جواد حیدریان / دبیرتحریریه 

66پاییز امسال، آغازی به‌شدت خشک و پایانی شدیداً پربارش داشت. برخی از این رخداد حدی، برداشت‌های اقلیمی داشتند و آن را نشانه‌ای آشکار از اثر تغییر اقلیم در ایران ارزیابی کردند و برخی دیگر، آن را رخدادی طبیعی پنداشتند که هرچند وقت یک بار، ممکن است رخ دهد. بااین‌حال، آنها بر این باور هستند که ساختار حکمرانی سرزمین، نیازمند سازگاری و آمادگی و تغییر سیاست‌های مدیریت، از جمله بهبود عملکرد بهینه در مدیریت منابع آب است. عباس علی‌آبادی، وزیر نیرو، در نشست هم‌اندیشی شورای اطلاع‌رسانی دولت، با اشاره به وضعیت منابع آب کشور اعلام کرد که «با وجود بارش‌های اخیر، همچنان کمبود آب شدید باقی است و حتی شرایط نرمال بارشی نیز قادر به جبران کم‌بارشی‌های گذشته نیست». البته این یک هشدار درست و کاملاً منطبق بر داده‌های تحلیلی در حوزه منابع طبیعی و محیط‌ زیست، از جمله منابع آب است.

علی‌آبادی اما افزود «کشور اکنون حدود ۵۰ میلیارد مترمکعب «بدهی آبی» به طبیعت دارد و مدیریت خشکسالی باید بی‌وقفه ادامه یابد». وزیر نیرو همچنین، از افزایش عملیات نشت‌یابی در شبکه‌های آبرسانی و قطع حدود ۶۸ هزار انشعاب پرمصرف خبر داد و تاکید کرد، اصلاح الگوی مصرف آب با همکاری سایر بخش‌ها در دستور کار قرار دارد. گفته‌های وزیر نیرو اما، بی‌درنگ با واکنش کنشگران محیط‌ زیست و منابع طبیعی و آب مواجه شد. چرا که آنها بر این باورند که بدهکاری اکولوژیک بسیار بالاتر از عدد اعلامی وزیر است.

به هر روی، آنچه از این سخنان برداشت می‌شود، تصویر یک بحران مزمن و انباشته در مدیریت منابع آب کشور است که دیگر نمی‌توان آن را صرفاً با نوسانات اقلیمی یا کاهش بارش توضیح داد. مسئله اصلی این است که ایران با «ناترازی ساختاری آب» مواجه است. وضعیتی که در آن، حتی بازگشت به شرایط نرمال بارشی نیز قادر به جبران برداشت‌های مازاد گذشته و ترمیم ذخایر طبیعی نیست. بدهی آبی ۵۰ میلیارد مترمکعبی، به طبیعت نشان می‌دهد مصرف آب طی دهه‌های گذشته، فراتر از ظرفیت بازتولید اکولوژیک بوده و منابع آب سطحی و زیرزمینی به‌طور همزمان، تحت فشار قرار گرفته‌اند. پیامد این روند، بروز پدیده‌های پرهزینه‌ای مانند فرونشست گسترده زمین، افت شدید آبخوان‌ها و افزایش آسیب‌پذیری سکونتگاه‌ها، زیرساخت‌ها و امنیت غذایی کشور است. رتبه‌های بالای ایران در فرونشست زمین و کسری منابع آب زیرزمینی در مقیاس جهانی، نشان می‌دهد که بحران آب از مرحله هشدار عبور کرده و به تهدیدی جدی برای توسعه پایدار و حتی زیست‌پذیری سرزمین تبدیل شده است. در چنین شرایطی، تمرکز صرف بر مدیریت کوتاه‌مدت خشکسالی، کاهش مقطعی مصرف یا اقدامات فنی مانند نشت‌یابی، هرچند ضروری، اما کافی نیست. طرح مسئله اصلی این است که چگونه می‌توان الگوی حکمرانی آب، ساختار مصرف در بخش‌های مختلف و رابطه انسان و طبیعت را به‌گونه‌ای بازتعریف کرد که ضمن کاهش بدهی آبی و توقف فرونشست زمین، امکان احیای تدریجی منابع آب و پایداری بلندمدت سرزمین ایران فراهم شود. این مسئله، نیازمند تصمیم‌های دشوار، اصلاحات نهادی و تغییرات عمیق در سیاست‌های توسعه‌ای است که تاکنون، بر بهره‌برداری بیش‌ازحد از منابع آب استوار بوده‌اند.

سقوط سرانه آب

محمدحسین امید، رئیس دانشگاه تهران، با هشدار جدی درباره قرارگیری ایران در مرز بحران قطعی آب، تاکید کرد که حل این بحران، نیازمند تحولی بنیادین در مدیریت منابع آبی است. به گزارش ایرنا، بر اساس شاخص فالکن مارک، سرانه آب کشور از ۴۵۰۰ مترمکعب به زیر هزار مترمکعب سقوط کرده و در فلات مرکزی، به مرز بحران مطلق نزدیک شده است. یکی از هشداردهنده‌ترین داده‌ها، اضافه‌برداشت حدود ۲۰۰ میلیارد مترمکعبی از منابع آب تجدیدناپذیر در پنج دهه گذشته است که پیامدهایی مانند نابودی تالاب‌ها، فرونشست زمین تا ۳۰ سانتی‌متر در برخی مناطق و افت شدید سطح آب‌های زیرزمینی را به همراه داشته است. به گفته امید، حتی با توقف کامل برداشت‌ها، احیای سفره‌های زیرزمینی ممکن است تا ۲۰۰ سال زمان ببرد.

در تحلیل این بحران، باید تاکید کرد که راه‌حل در تولید بیشتر آب نیست، چرا که امکان افزایش ذخایر طبیعی وجود ندارد و راهکارهای فناورانه مانند شیرین‌سازی یا انتقال آب بین‌حوضه‌ای، ظرفیتی محدود و هزینه‌های زیست‌محیطی و اقتصادی سنگینی دارند. دکتر امید، انتقال‌های بی‌رویه آب (مانند پروژه طالقان) را نه‌تنها راه‌حل ندانست، بلکه آن را عاملی برای تخریب اکوسیستم‌های مبدأ و ایجاد بحران در مناطق جدید معرفی کرد. به باور وی، مسیر اصلی نجات، بازگشت به اصول علمی و پذیرش محدودیتی غیرقابل‌مذاکره است؛ کاهش برداشت از منابع آب تجدیدپذیر به حداکثر ۴۰ درصد، به‌جای رقمی که در گذشته گاه از ۱۰۰ درصد نیز فراتر رفته است. تحقق این هدف، مستلزم تغییرات ساختاری عمیق است. اولویت نخست، بازنگری اساسی در بخش کشاورزی است، که بزرگ‌ترین مصرف‌کننده آب محسوب می‌شود. این بازنگری شامل تغییر الگوی کشت، حذف اراضی کم‌بازده و کنار گذاشتن کشت محصولات پرآب‌بر در مناطق نامناسب (مانند نیشکر در خوزستان) است. برای نمونه، بازگرداندن بخشی از اراضی به کشت کم‌آب‌طلب‌تر، می‌تواند صرفه‌جویی عظیمی ایجاد کند. در کنار آن، مدیریت جمعیت و بارگذاری در کلان‌شهرهایی مانند تهران، که ظرفیت آبی آنها سال‌هاست تکمیل شده، و نیز اصلاح الگوی مصرف در بخش‌های صنعتی و شهری، اجتناب‌ناپذیر است. به باور کارشناسان، هشدار نهایی این است که اگر در بازه زمانی سه‌ساله باقی‌مانده از برنامه هفتم توسعه، اقدام فوری و قاطع برای تحقق این تغییرات انجام نشود، کشور با تشدید بحران فرونشست زمین و تخریب گسترده زیرساخت‌ها روبه‌رو خواهد شد. امنیت آبی، به معنای امنیت ملی است و غفلت کنونی، می‌تواند به بحرانی غیرقابل‌کنترل و جبران‌ناپذیر تبدیل شود. بنابراین، لازم است صدای هشدار همه متخصصان بلند شود و گفتمان مبتنی بر مدیریت تقاضا، صرفه‌جویی و سازگاری با طبیعت، به یک اراده ملی تبدیل شود.

درس‌های خشکسالی و سیل

از سویی محمد درویش، رئیس کمیته محیط‌ زیست در کرسی سلامت اجتماعی یونسکو و کنشگر محیط‌ زیست، با اشاره به بارندگی‌های اخیر در کشور و تاثیر آن بر کاهش خشکسالی شدید کشور، به تجارت فردا گفت: شرکت مدیریت منابع آب، ۱۵ آذرماه اعلام کرد که شدت خشکسالی در ایران نسبت به دوره ۵۷ساله، ۸۴ درصد است اما بارش‌های اخیر، آن را به مثبت چهار رساند. البته در تهران، شدت خشکسالی ۷۷ درصد است که نسبت به دو هفته گذشته، ۲۰ درصد کاهش داشته است. ما وارث سرزمین شگفت‌انگیزی هستیم که همیشه در بزنگاه‌هایی که فکرش را هم نمی‌کنیم، می‌تواند برای ما امید به همراه بیاورد. در هرمزگان، که میزان ریزش‌های آسمانی ۴۲۳ درصد بیشتر از میانگین ۵۷ساله شده است و تقریباً بسیاری از روستاها و سکونتگاه‌ها، آسیب جدی دیدند، اما یک روستا به نام «گِزیر» هیچ نوع آسیبی ندیده و مردم جشن و پایکوبی به راه انداختند. اگر گذرتان به شهرستان بندر لنگه افتاده باشد، آنجا شاهد یکی از بزرگ‌ترین کتابخانه‌های ایران هستیم، سکونتگاهی با پنج هزار نفر جمعیت، که کتابخانه‌ای با وسعت ۳۵ هزار مترمربع دارد. مردم گزیر چند هزار سال است که یاد گرفته‌اند چگونه سیلاب‌ها را به نعمت تبدیل کنند و جریان‌های هنگفت سیلابی را مدیریت می‌کنند تا وارد زمین شود و آن را در اعماق ۶۳متری هدایت می‌کنند تا به کشتزارها و نخلستان‌های پرشکوه برسد.

محمد درویش، در تحلیل شرایط کم‌سابقه بارش‌ها و خشکسالی پاییز ۱۴۰۴، معتقد است اتفاقاتی که ایران در این فصل تجربه کرد، حامل «یک هشدار بزرگ و یک درس مهم» برای حکمرانی آب در کشور است. او می‌گوید: فقط 15 روز مانده به پایان پاییز، کشور در یکی از خشک‌ترین شرایط تاریخی خود بود. تا ۱۵ آذر، میانگین بارش‌ها ۸۴ درصد کمتر از میانگین ۵۷ساله بود و هیچ کارشناسی، حتی خوش‌بین‌ترین‌ها هم تصور نمی‌کرد که در همان فصل، وضعیت به‌طور کامل دگرگون شود. اما ورق به‌طور ناگهانی برگشت. بر اساس آمار شرکت مدیریت منابع آب ایران، تا ۲۹ آذر میانگین ریزش‌های آسمانی چهار درصد بالاتر از میانگین بلندمدت قرار گرفت و برخی استان‌ها، رکوردهای بی‌سابقه‌ای را ثبت کردند؛ از جمله استان هرمزگان که با ۴۲۷ درصد افزایش بارش نسبت به دوره مشابه، یکی از ترسال‌ترین پاییزهای تاریخ خود را از سر گذراند. چنین نوسانی، از ۸۴ درصد خشکی تا ۴۲۷ درصد ترسالی، نمادی از همان بی‌ثباتی اقلیمی است که سال‌ها درباره‌اش هشدار داده می‌شد. این تناقض آشکار میان خشکسالی بی‌سابقه و بارندگی ناگهانی و شدید، نباید ما را فریب دهد. این تصور که بارش‌های شدید می‌تواند کمبودهای تجمیع‌شده را جبران کند، دقیق نیست. مقامات وزارت نیرو هم در روزهای قبل هشدار دادند که حتی اگر بارش‌ها زیاد باشد، بازهم کمبود منابع پابرجاست، اما مسئله مهم‌تر، نحوه مواجهه ما با همین بارش‌هاست. به باور درویش، درس اصلی پاییز امسال همین‌جاست؛ ما در کشوری زندگی می‌کنیم که اقلیمش قابل پیش‌بینی نیست. بنابراین، سیاست‌گذاری آب نمی‌تواند براساس سال‌های تر و خشک، مقطعی تغییر کند. بلکه باید بر پایه تاب‌آوری، کاهش وابستگی به بارندگی لحظه‌ای و تقویت مدیریت محلی منابع آب باشد. تجربه امسال نشان داد، هیچ سالی را نمی‌توان با سال قبل مقایسه کرد و تنها راه، تقویت زیرساخت‌هایی است که در هر دو حالت خشکسالی یا ترسالی، عمل می‌کنند. اگر سیاست‌های آب کشور همچنان به شکل واکنشی و وابسته به نوسان بارش‌ها بماند، هر بارش شدید، به بحران سیل و هر دوره خشکی، به بحران کم‌آبی تبدیل خواهد شد. درس بزرگ پاییز ۱۴۰۴ این است که ما باید از شگفت‌زده شدن دست برداریم. اقلیم امروز ایران، اقلیم نوسان و افراط است. تنها، جوامعی که مثل همان روستای هرمزگان با اتکا به دانش بومی و مشارکت مردم، زیرساخت و رفتار سازگار با این شرایط ساخته‌اند، می‌توانند آب را از تهدید به فرصت تبدیل کنند.

محمد درویش، درباره درس‌هایی که از پاییز ۱۴۰۴ و نوسانات شدید اقلیمی ایران می‌توان گرفت، می‌گوید: «همین حالا اگر به هرمزگان نگاه کنیم، بزرگ‌ترین نخلستان‌ها و بیشترین زراعت تنباکو را داریم که با شیوه‌ای سنتی و کهنه، نوعی آبخوان‌داری محلی انجام می‌دهند و آب را مدیریت می‌کنند. وقتی مردم، با چند هزار سال تجربه می‌توانند آب را ذخیره کنند، واقعاً تاسف‌آور است که وزارت نیرو نتوانسته همین کار را در مقیاس بزرگ انجام دهد. ما میلیاردها مترمکعب آبخوان درشت‌دانه در نواحی جنوبی کشور داریم که اگر هدایت و مدیریت می‌شد، نیازی به ساخت سدها نبود و امروز کسی نمی‌گفت «آب هدر رفت و وارد خلیج فارس شد یا دریای عمان». نکته این است که از هر بارندگی تنها حدود ۲۵ درصد جذب زمین می‌شود. یعنی اگر فرض کنیم یک متر بارندگی داشته باشیم، تنها ۲۵ سانتی‌متر وارد سفره آب زیرزمینی می‌شود و حتی همین مقدار، اگر مدیریت شود، می‌تواند شرایط را بهبود ببخشد.»

او به وضعیت استان تهران هم اشاره می‌کند و می‌گوید: شدت خشکسالی در بدترین استان کشور، یعنی تهران، اکنون ۷۷ درصد است، درحالی‌که دو هفته پیش این رقم ۹۷ درصد بود. یعنی این شرایط بد، ۲۰ درصد کاهش یافته و الگوهای هواشناسی هم نشان می‌دهند که بارندگی‌های آینده می‌تواند شدت خشکسالی را بیش از این کاهش دهد. نکته مهم این است که استراتژی ما باید نخست، تامین آب بهداشتی و شرب باشد. همین حالا حدود ۶۶ میلیارد مترمکعب بارندگی رخ داده که اگر به‌درستی، با تکنیک‌های آبخوان‌داری ذخیره می‌شد، می‌توانست مشکل کم‌آبی را حل کند، اما این کار انجام نشده است. ما همچنان گرفتار سندروم تفکر سازه‌ای درباره آب هستیم.

درویش تاکید می‌کند که نگاه صرفاً اقتصادی به آب، به‌مثابه منبعی برای تولید یا فروش، نگاه مخربی است. او می‌گوید: مزیت ایران، اراضی کشاورزی و صنایع آب‌بر نیست. اولویت باید این باشد که مردم از کیفیت مطلوب آب، خاک و هوا برخوردار باشند تا بتوانند بهترین کیفیت خودشان را بروز دهند. از رونق گردشگری گرفته تا استحصال انرژی خورشیدی، انرژی بادی و زمین‌گرمایی. ما باید حداقل ۴۰ میلیارد مترمکعب از منابع آب سالانه را به حق‌آبه محیط زیست اختصاص دهیم تا تالاب‌ها و رودخانه‌ها، از سراب تا پایاب جاری باشند و حدود ۶۰ میلیارد مترمکعب برای شرب، کشاورزی و صنعت اختصاص یابد. سند ملی آب پیش‌بینی کرده که تا سال ۱۴۱۱، مصرف آب در بخش کشاورزی باید ۳۰ میلیارد مترمکعب کاهش یابد و اگر دولت و حکومت، اهتمام جدی به اجرای این سند داشته باشند، مشکلات آب ایران می‌تواند برای همیشه حل شود. اما اگر همچنان به فکر فروش آب و صادرات آب مجازی باشیم، حتی با بارندگی‌های بی‌سابقه هم مشکل حل نخواهد شد. نمونه آن، گیلان است که با بارندگی‌های بسیار شدید، باز هم در رودبار با جیره‌بندی آب مواجه بود و کشاورزی دچار مشکل شد.

درویش بر ضرورت تغییر سیاست‌ها و اصلاح مدیریت آب تاکید می‌کند: «آخرین آمار وزارت نیرو نشان می‌دهد که ما 5 /151 میلیارد مترمکعب ناترازی داریم، اما استادان دانشگاه تهران و شیراز، رقم واقعی را تا ۳۵۰ میلیارد مترمکعب برآورد می‌کنند. ما در واقع به طبیعت بدهکاریم و باید این کسری را جبران کنیم. این بدان معناست که تغییر سیاست‌ها ضروری است و نمی‌توان از آن فرار کرد. باید مصرف آب در بخش کشاورزی، سالانه ۱۰ درصد کاهش یابد و با ارتقای تولید در واحد سطح، از جمله کشت گلخانه‌ای و بهبود بهره‌وری، نیازهای خود را تامین کنیم و واردات آب مجازی را جایگزین صادرات آن کنیم. همچنین، با تمرکز بر انرژی‌های تجدیدپذیر مانند خورشیدی و بادی، مصرف آب در تولید انرژی کاهش یافته و ایران می‌تواند به یک صادرکننده انرژی در منطقه تبدیل شود. این رویکرد، هم اقتصادی، هم محیط‌ زیستی و هم خردمندانه است.»

درویش در جمع‌بندی ویژه‌ای می‌گوید که درس پاییز ۱۴۰۴ این است که ما نمی‌توانیم به شانس بارش دل ببندیم. تنها راه‌حل، مدیریت دانش‌بنیان، مشارکت مردم، ارتقای بهره‌وری و رعایت حق‌آبه محیط زیست است. اگر اینها اتفاق بیفتد، حتی نوسانات شدید اقلیمی هم نمی‌تواند ما را غافلگیر کند. 

دراین پرونده بخوانید ...