شش ماه پرحادثه
دیپلماسی ایران در نیمه نخست سال چه مسیری را طی کرد؟
«آنچه اصرار نمودهام که دولت ایران باید قدر این فراغت و آسودگی را بداند و درصدد تهیه مقدمات ترقی مملکت برآید، با کمال تاسف عرض مینمایم که معروضات بنده در حین خواندن از قبیل قصص و حکایات معدود شد. پس از یکمرتبه ملاحظه، نسیاً منسیاً گردید و آن ترقیاتی که منظور بود و عصر حاضر تقاضای او را مینمود، حاصل نشد... تا چه وقت و تا کی ما باید تماشاچی و ناقل ترقیات دیگران بوده و با کمال تاسف حالت اسطاطسکوی خودمان را ملاحظه کنیم؟» این جملات میرزاحسینخان سپهسالار در مورد ترقی ایران به شکلی تداعیکننده شرایط فعلی است؛ انگار او در زمانه ما زیست میکند. متاسفانه با گذشت بیش از 150 سال از صحبتهای میرزاحسینخان سپهسالار، مردم ایران نهتنها با ترقی و پیشرفت فاصله زیادی دارند و همسایگان در امنیت در حال ترقیاند، بلکه سایه جنگ سیاسی و اقتصادی نیز بر کشور مستولی شده است.
اتفاقات شش، هفت ماه گذشته شاهدی بر این ادعاست. بامداد جمعه ۲۳ خرداد اسرائیل با انجام حملاتی گسترده و غافلگیرانه علیه مقامهای ارشد، تاسیسات نظامی و مراکز هستهای ایران، جنگی تمامعیار را آغاز کرد؛ جنگی که 12 روز به طول انجامید. در جریان این درگیری، آمریکا نیز در جهت حمایت از اسرائیل به شکل مستقیم وارد میدان شد و با بهکارگیری بمبافکنهای
بی-۲، تاسیسات هستهای ایران را هدف حمله قرار داد. این حملات مراکز کلیدی از جمله تاسیسات غنیسازی اورانیوم فردو، سایت هستهای نطنز و مرکز تحقیقات و فناوری هستهای اصفهان را هدف قرار دادند. در ادامه سه کشور اروپایی با حمایت آمریکا «مکانیسم ماشه» را فعال کردند. اقدامی که به بازگشت تحریمهای لغوشده شورای امنیت منجر شد و تنشها میان تهران و غرب را وارد مرحلهای تازه کرد.
جنگ 12روزه
گرچه پیشینه رویارویی ایران و اسرائیل به کمتر از 50 سال پیش و پس از وقوع انقلاب اسلامی بازمیگردد، اما پس از عملیات ۷ اکتبر مدل مواجهه و نوع تنش میان ایران و رژیم اسرائیل متفاوتتر از گذشته رقم خورد، به شکلی که پس از حمله اسرائیل به کنسولگری ایران در دمشق در ۱۳ فروردین ۱۴۰۳، طرفین به سطح جدیدی از تنش در خاورمیانه وارد شدند. در واقع عملیات وعده صادق ۱ که پس از عملیات ترور از سوی اسرائیل در دمشق، به وقوع پیوست، پاسخی به اسرائیل و حامیان غربی آن برای احیا و تقویت بازدارندگی ایران بود. ایران در پاسخ به این اقدام اسرائیل و به منظور دفاع از امنیت سرزمین خود و همچنین جلوگیری از تجاوزهای بیشتر ارتش متجاوز اسرائیل، در ۲۶ فروردین ۱۴۰۳ عملیات موشکی را با شلیک ۳۰۰ فروند موشک کروز، پهپاد و موشک بالستیک علیه برخی اهداف نظامی و امنیتی در سرزمینهای اشغالی فلسطین انجام داد. خبرگزاری ایرنا در گزارشی نوشته است این نخستین رویارویی نظامی ایران و اسرائیل با هدف هشدار جدی به سران سیاسی و نظامی اسرائیل بود. در ادامه نتانیاهو که برای رهایی از بحرانهای داخلی ناشی از عملکرد ضعیف خود به تنشی بزرگتر و جنگی فراگیر در منطقه نیاز داشت، دور تازهای از تنشآفرینی را با ترور اسماعیل هنیه، رئیس دفتر سیاسی حماس در تهران، حسن نصرالله، دبیرکل حزبالله در بیروت و یحیی سنوار، رهبر وقت حماس در غزه، رقم زد.
اما روند حوادث به همینجا ختم نشد. در بامداد جمعه 23 خرداد، اسرائیل با انجام حملات گسترده و غافلگیرانه به فرماندهان ارشد سپاه، تاسیسات نظامی و هستهای و برخی از زیرساختهای نفتی ایران، جنگ علیه ایران را آغاز کرد. اسرائیل اعلام کرد این حملات با هدف «رفع تهدید ناشی از برنامه هستهای ایران و توانمندیهای موشکهای بالستیک این کشور» طراحی و اجرا شده است. در اولین موج حملات، مراکز راهبردی ایران و مقامهای ارشد و دانشمندان هستهای ایران هدف قرار گرفتند. بنا بر گزارش رسانههای رسمی ایران، حسین سلامی، فرمانده کل سپاه پاسداران؛ محمد باقری، رئیس ستاد کل نیروهای مسلح؛ غلامعلی رشید، فرمانده قرارگاه مرکزی خاتمالانبیا و امیرعلی حاجیزاده، فرمانده نیروی هوافضای سپاه پاسداران، در جریان حملات روز اول جان خود را از دست دادند. همچنین محمدمهدی تهرانچی، رئیس دانشگاه آزاد اسلامی و فریدون عباسی، رئیس پیشین سازمان انرژی اتمی و نماینده مجلس، در میان شهدای روز اول حمله بودند. افزون بر این، چند تن از دانشمندان هستهای ایران از جمله عبدالحمید مینوچهر، احمدرضا ذوالفقاری، امیرحسین فقهی و مطلبیزاده نیز در این حملات کشته شدند. رسانههای کشور این حملات را اقدامی بیسابقه در هدفگیری مستقیم چهرههای کلیدی نظام توصیف کردند. ایران نیز در پاسخ، صدها موشک به سوی اهدافی در اسرائیل شلیک کرد؛ موشکهایی که سیستمهای دفاعی اسرائیل نتوانسته همه آنها را رهگیری کند و خسارتهای سنگینی به بار آوردهاند. در روز دهم جنگ، نبرد وارد مرحلهای تازه و خطرناک شد. آمریکا برای نخستینبار بهطور مستقیم و آشکار به تاسیسات هستهای ایران حمله کرد؛ اقدامی که از سوی رسانهها و مقامات ایرانی جنایتی آشکار و از سوی کارشناسان بینالمللی، بزرگترین عملیات هوایی ایالاتمتحده از زمان جنگ عراق توصیف شد. روز دوازدهم جنگ درحالیکه منطقه خاورمیانه شاهد شدیدترین تنشهای نظامی میان ایران و اسرائیل بود، دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا، با انتشار پیامی غیرمنتظره اعلام کرد که دو طرف بر سر آتشبس کامل به توافق رسیدهاند. او در شبکه اجتماعی تروث نوشت: «آتشبس اکنون برقرار شده است. لطفاً آن را نقض نکنید!»
اگرچه آتشبس اعلامشده میان ایران و اسرائیل بهظاهر به تنشها پایان داده، اما در نگاه بسیاری از تحلیلگران سیاسی، این آتشبس نهتنها پایدار نیست، بلکه بیش از هر چیز یک توقف تاکتیکی در مسیر رویارویی است. در همین رابطه فریدون مجلسی، دیپلمات پیشین، به تجارت فردا میگوید: جنگ 12روزه، پس از جنگهای ایران و روس که کشور را به فلاکت و فقر کشاند، بدترین رخداد در تاریخ معاصر ایران است. حتی در جنگ جهانی دوم، با اینکه ایران برای چند روز تحت اشغال روسیه و انگلیس بود، سیاستمداران ایرانی بهسرعت کشور را در صف متفقین قرار دادند و هزینههای حضور نظامی روسیه و انگلیس را از آنها دریافت کردند. میزان هزینهای که آنها پرداخت کردند، بیش از خسارتی بود که به ایران وارد شد. اما این جنگ تحمیلی فقط به همان 12 روز محدود نمیشد. مقدمات آن در حملههای قبلی به اصفهان و دیگر مراکز نظامی ما، خسارات بزرگی به بار آورد.
بااینحال اگر بخواهم با نگاهی خوشبینانه به جنگ ۱۲روزه نگاه کنم با اینکه آثار ویرانی و خسارتها در این مدت کوتاه چنان گسترده بود که نهتنها ایران، بلکه اسرائیل نیز آسیبهای زیادی دید و همچنین به دلیل تلفات ناشی از جنگ دوساله اسرائیل و حماس که پس از حمله حماس به اسرائیل آغاز شد و ضرباتی که به حماس، حزبالله، دولت بشار اسد و حوثیها وارد شد، میتوان امید داشت این حوادث برای هر دو طرف درسی شده باشد تا در آینده، راهحلی متمدنانهتر برای حل اختلافات و پایان دادن به کینهتوزیها برگزینند.
ما میدانیم که اسرائیل به سلاحهای سنگین کشتار جمعی مجهز است و اگر حتی در آستانه نابودی قرار گیرد، ممکن است آن سلاحها را علیه ایران و زیرساختهای ما به کار ببرد. چند نسل باید بگذرد تا این خسارتها جبران شود؟ نابود شدن اسرائیل آنقدر ارزش ندارد که به خسارتهای جانی و مالی در کشور منجر شود؛ چراکه مردم ایران هم از درگیری و آشوبهای طولانی خسته شدهاند. از سوی دیگر، باید این مسئله را از منظر اسرائیل نیز مورد بررسی قرار دهیم. آنها نیز ضربات سنگینی از موشکهای ایران متحمل شدهاند و باید از این موضوع درس بگیرند. در واقع آنها باید بدانند که با اتکا بر نمایش قدرت و زورآزماییهای شدید نمیتوانند امنیت خودشان را تضمین کنند.
به گمان من کسانی که در هر دو سوی این منازعه مدیریت دارند، افرادی هستند که محتاطاند و به صیانت نفس میاندیشند. آنها مسئولیتشان در برابر مردم را در نظر دارند و همین امر میتواند سبب شود که از درگیر شدن در جنگی دیگر بهویژه جنگی مخربتر که با پیشرفتهای علمی و فناوری، خطرات آن بهمراتب بیشتر است، پرهیز کنند.
نکته دیگر این است که کشورهای مقابل اسرائیل بهروشنی دیدند اسرائیل و آمریکا همراه و همپیمان هستند؛ یعنی اسرائیل بخشی از بلوکی گستردهتر است که با کشورهای غربی پیوند دارد. بنابراین جنگ با اسرائیل را نباید صرفاً بهعنوان مقابلهای بین یک کشور بزرگ مانند ایران و یک کشور کوچک در نظر گرفت. حتی اگر ایران برای مقابله با اسرائیل با کشورهای عربی هم متحد شود، نمیتواند با نابود کردن اسرائیل، خود را از خطرات ناشی از این اقدام نجات دهد. بهویژه اکنون که کشورهای عربی در مسیر توسعه قرار گرفتهاند و با سرعت پیش میروند، ارزشهای این پیشرفت را به چشم دیدهاند. آنها تفاوت میان زندگی سخت، خشن و بدوی 45 سال پیش خود را با زندگی امروزشان مقایسه میکنند و بههیچوجه حاضر نیستند این دستاوردها را برای کینه دیرینهای که نسبت به اسرائیل دارند از بین ببرند. چنین انتقامی برایشان ارزشی ندارد. بهعلاوه، آنان دریافتهاند که اسرائیل در کنار آمریکا، اروپا و گاه حتی روسیه و چین قرار دارد؛ بنابراین ورود به چنین جنگی از همان آغاز به معنای شکست است. من نیز معتقدم هر جنگی در آینده برای هر دو طرف، نتیجهای جز باخت نخواهد داشت. افرادی که مسئولیتی بر عهده دارند، باید بتوانند دشمنی را کنار بگذارند و در راستای صیانت از ملت خود، به سمت مصالحه و سازش حرکت کنند.

ادامه کشمکش با آمریکا
دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا، در آخرین اظهارنظر خود درباره ایران به خبرنگاران کاخ سفید گفت: «ایران پرسیده که آیا میتوان تحریمها را لغو کرد؟ ایران تحت تحریمهای بسیار سخت آمریکا قرار دارد و این باعث میشود کارهایی را که آنها مایل هستند انجام دهند، بسیار دشوار شود. من برای شنیدن آن آمادهام و خواهیم دید که چه اتفاقی خواهد افتاد، اما برای آن آمادهام.» ترامپ پیش از سفر به شرمالشیخ مصر نیز با حضور در کنست اسرائیل از آمادگی خود برای صلح با ایران و آرامش در خاورمیانه خبر داد و گفت؛ آماده است دلایل ایران برای برنامه هستهای را بشنود. ترامپ در فرودگاه شرمالشیخ نیز بار دیگر با تکرار ادعاهای خود علیه جمهوری اسلامی ایران، مدعی شد، تهران در پی فشارها «ضربه خورده و بهشدت آسیبپذیر» شده است. او گفت: «ایران به کمک نیاز دارد... وقتی آماده گفتوگو باشند، من هم دوست دارم تحریمها برداشته شوند.» ادعای ترامپ مبنی بر آمادگی برای گفتوگو با ایران و بررسی درخواستها در مورد لغو تحریمها، در حالی مطرح میشود که او از آغاز دور دوم ریاستجمهوریاش در ماه ژانویه، بار دیگر کارزار «فشار حداکثری» را علیه ایران به راه انداخت. او ضمن وضع تحریمهای جدید آن هم در شرایطی که در حال مذاکره بود، در کنار اسرائیل برای حمله به ایران ایستاد و خود نیز با بمباران تاسیسات هستهای ایران، مدعی نابودی برنامه غنیسازی تهران شد. آن زمان، بار دیگر مسیر دیپلماسی مسدود شده و بازگشت طرفین به میز مذاکره دشوارتر از گذشته شده است.
در همین رابطه فریدون مجلسی به تجارت فردا میگوید: برخلاف آنچه ادعا میشود حمله آمریکا به ایران بههیچوجه غیرمنتظره نبود. آمریکا دائم ایران را تحریم کرده و فشار آورده است و ایران بیش از 40 سال است که عملاً در وضعیت تقابل و دشمنی با آمریکا قرار دارد و همواره شعار مرگ بر آمریکا سر داده و پرچم آن کشور را به آتش کشیده است. البته دونالد ترامپ نیز شخصیتی متعارف نیست و سخنان او اغلب ضدونقیض و غیرعقلانی به نظر میرسند. بااینحال، دلیلی وجود ندارد که بهخاطر رفتار و گفتار غیرمنطقی او، ایران نیز واکنشهایی نامعقول از خود نشان دهد. بهویژه اینکه وقتی درگیریها از سطح سیاسی فراتر رفته و رنگوبوی شخصی به خود میگیرند، خطرناکتر و کنترلناپذیرتر میشوند. در همین راستا، سیاستمداران هر دو طرف باید توانمندیهای خود و طرف مقابل را بهدقت ارزیابی کنند، خسارتها و آسیبهایی را که ممکن است متوجه خودشان شود بسنجند و سپس تصمیمگیری کنند.
علاوه بر این، برنده بودن تنها در میدان جنگ معنا ندارد. حتی اگر در میدان نبرد پیروز شویم، در عرصههای دیگر چنین وضعیتی نداریم. شاهدیم که بیابانهای عربستان، امارات، قطر و عمان به کشورهای پیشرفته و مترقی تبدیل شدهاند، درحالیکه ما بهدلیل تحریمها نتوانستیم آنطور که باید پیشرفت کنیم. متاسفانه سرعت رشد و توسعه ما با حرکت لاکپشتی، در مقابل دویدنهای سریع «ببرها و پلنگهای» نوظهور خاورمیانه قابل مقایسه نیست. من این مسئله را نوعی شکست میدانم. با آن ثروتی که ایران بهصورت بالقوه دارد، حیف است که بهجای تلاش برای رفاه مردم مانند تامین معیشت، توسعه کشاورزی گلخانهای، بهرهگیری از انرژیهای پاک، ساخت جادههای مناسب و شبکه ریلی سریعالسیر و... انرژی و منابع کشور صرف چیزهای غیرضروری شود. امیدوارم واژه «انتقام» روزی از دایره واژگان سیاسی ما حذف شود و جایش را به شادی، مهر و ساختن زندگی بهتر برای مردم بدهد. ما همچنین باید بپذیریم که نه فلسطین امروز فلسطین 40 سال پیش است (حتی فلسطین چهار سال پیش هم نیست) و نه ما در مسیر 40 سال پیش هستیم. ما در گذشته رو به پیشرفت بودیم و میتوانستیم امید بیشتری به آینده داشته باشیم؛ منتظر نان و پنیر و قطعی برق و آب نبودیم. این وضعیت شایسته ما نیست؛ ما باید بتوانیم زندگی مطمئن و بیمهشده برای فرزندان ایران فراهم کنیم.
فعال شدن مکانیسم ماشه
۹ عضو شورای امنیت سازمان ملل با رای منفی به پیشنویس قطعنامه «تداوم لغو تحریمها علیه ایران»، روند بازگشت تحریمهای بینالمللی علیه تهران را به جریان انداختند. در این رایگیری، از میان ۱۵ عضو شورای امنیت، چین، روسیه، پاکستان و الجزایر به پیشنویس قطعنامه رای موافق دادند، درحالیکه بریتانیا، فرانسه، آمریکا، سیرالئون، اسلوونی، دانمارک، یونان، پاناما و سومالی رای مخالف و گویان و کره جنوبی رای ممتنع دادند. چین و روسیه نیز در بیانیهای مشترک اعلام کردند که بازگشت تحریمهای سازمان ملل علیه ایران را غیرقانونی و نامعتبر میدانند و به آن پایبند نخواهند بود.
پس از برگزاری این جلسه در نیویورک، وزارت امور خارجه در بیانیهای رسمی به اقدام کشورهای غربی در شورای امنیت واکنش نشان داد. در این بیانیه، ضمن محکوم کردن قطعنامه مذکور آمده است: «اقدام مخرب سه کشور اروپایی برای بازگرداندن قطعنامههای لغوشده شورای امنیت در حالی صورت میگیرد که تاسیسات هستهای تحت پادمان ایران مورد حملات غیرقانونی رژیم صهیونیستی و آمریکا قرار گرفته و آسیب دیدهاند؛ حملاتی که آشکارا منشور ملل متحد را نقض کرده، صلح و امنیت بینالمللی را به مخاطره انداخته و بنیانهای رژیم عدم اشاعه را بهشدت تضعیف کرده است. سه کشور اروپایی نهتنها از محکوم کردن این اقدامات تجاوزکارانه خودداری کردند، بلکه با سوءاستفاده از سازوکار حل اختلاف برجام، مرتکب اقدام غیرقانونی مضاعفی میشوند.» در ادامه شورای عالی امنیت ملی نیز به ریاست مسعود پزشکیان، رئیسجمهوری ایران، تشکیل جلسه داد. در این جلسه، اقدامات برخی کشورها در عرصه بینالمللی، بهویژه در زمینه عملیات نظامی و تحریمها، مورد بررسی قرار گرفت. اعضای شورا بهطور ویژه به اقدامات نسنجیده سه کشور اروپایی در موضوع هستهای ایران پرداختند و اعلام کردند که با وجود همکاریهای وزارت امور خارجه ایران با آژانس بینالمللی انرژی اتمی و ارائه طرحهایی برای حلوفصل موضوع، اقدام کشورهای اروپایی عملاً مسیر همکاری با آژانس را دچار تعلیق خواهد کرد. همچنین در این جلسه، به وزارت امور خارجه جمهوری اسلامی ایران ماموریت داده شد تا در چهارچوب تصمیمات شورای عالی امنیت ملی و برای حفظ منافع ملی، رایزنیهای خود را ادامه دهد.
فریدون مجلسی در مورد فعال شدن مکانیسم ماشه میگوید: با فعال شدن این مکانیسم، ایران در عرصه بینالمللی بهعنوان یک کشور محکوم شناخته میشود، و دیگر متهم نیست. طرفهای ثالث میتوانند براساس این محکومیت، تصمیمگیری کرده و مجازاتهای مربوطه را اعمال کنند. البته چینش شطرنج بینالمللی هم نسبت به زمانی که برجام امضا شد تغییر کرده است. روسیه اکنون در موقعیتی است که با آن زمان تفاوت دارد و بهراحتی قطعنامههای شورای امنیت علیه ایران را امضا نمیکند. چین نیز رفتار محافظهکارانهتری دارد، زیرا آمریکا محدودیتها و تحریمهایی را بهطور جدی علیه روسیه و تا حدی علیه چین اعمال کرده است. بنابراین کشورهایی که زخم تحریم را تجربه کردهاند، مایل هستند به نحوی از تکرار یا تشدید این تحریمها جلوگیری کنند.
ظاهراً اکنون به ایران این امکان داده شده است تا زمانی که آژانس بینالمللی انرژی هستهای تخطی ایران از اصول NPT را به شورای امنیت اعلام نکرده، منتظر بمانند و تصمیم قاطع و جدی اتخاذ نکنند. احتمالاً ایران نیز مقدمات تضمین رعایت انپیتی را با آژانس انجام خواهد داد و در حوزه تجارت بینالمللی،FATF را بهصورت جدی دنبال خواهد کرد، نه به شکل اعلامیهای که چندی پیش ارائه شد و استثنایی برای خود قائل شد. همچنین، ایران ممکن است تمام پروتکلهای پالرمو و مقررات مشابه را بپذیرد تا بتواند به عرصه بینالمللی بازگردد و با جلب رضایت جامعه جهانی، مانع اعمال محدودیتهای شدید علیه خود شود. اگر این اقدامات انجام نشود، فشارها بهمرور شدت خواهد گرفت. ممکن است بار دیگر به ایران حمله کنند، در دریا جلوی کشتیهای ما را بگیرند و در بنادر و فرودگاهها اخلال ایجاد کنند. البته ایران بهدلیل وسعت و داشتن مرزهای طولانی و قابل نفوذ، میتواند با کمک شبکههای قاچاق، هر کالایی را که بخواهد با دو تا سه برابر قیمت وارد کند. این وضعیت منجر به فقیرتر شدن مردم و ثروتمندتر شدن قاچاقچیان میشود. این همان فسادی است که تحریمها تاکنون به ما تحمیل کردهاند.

روابط پرفرازونشیب با چین و روسیه
همزمان با فعال شدن مکانیسم ماشه، ایران به همراه چین و روسیه در نامهای به دبیرکل سازمان ملل متحد اعلام کردند، «تلاش سه کشور اروپایی برای فعالسازی سازوکار موسوم به «اسنپبک»، ذاتاً از حیث حقوقی معیوب و فاقد وجاهت حقوقی است». این موضع مشترک باعث شد برخی مقامات ایرانی، همراهی پکن و مسکو را نشانهای از تقویت مواضع سیاسی مشترک و نزدیکی بیشتر سه کشور در برابر غرب تلقی کنند. در این رابطه پرسش مهمی که مطرح میشود این است که آیا این همگرایی شرقی میتواند به پشتوانهای اقتصادی تبدیل شود که فشار تحریمها و مکانیسم ماشه را خنثی کند، یا تنها به یک نمایش نمادین محدود خواهد ماند؟
چین سالهاست که بهعنوان مهمترین شریک تجاری ایران در عرصه جهانی شناخته میشود، اما عمق واقعی این رابطه بیشتر تحت تاثیر شرایط سیاسی و محدودیتهای تحریمی قرار دارد. براساس آمارهای گمرکی، حجم تجارت ایران و چین در سالهای اخیر دچار نوسانات شدیدی شده است؛ بهطوریکه در برخی مقاطع، صادرات نفت ایران به چین به اوج خود رسیده و در زمانهای دیگر، بهدلیل تحریمها کاهش قابلتوجهی را تجربه کرده است. از سوی دیگر، واردات ایران از چین شامل کالاهای مصرفی، ماشینآلات و تجهیزات صنعتی میشود که بخش عمدهای از نیاز بازار ایران را برآورده میکنند. بااینحال، تراز تجاری همواره به نفع چین بوده است. در واقع، ایران نفت و مواد خام خود را صادر کرده و در عوض کالاهای صنعتی و مصرفی را وارد میکند؛ این الگو وابستگی ایران به چین را افزایش داده است. در این میان توافق ۲۵ساله ایران و چین که قرار بود پایهگذار گسترش همکاری میان دو کشور باشد؛ هنوز به مرحله اجرایی نرسیده و تنها روی کاغذ پررنگ بوده و زمانی که به مرحله اجرا میرسد، وضعیت متفاوت میشود. بسیاری از پروژههایی که قرار بود با سرمایهگذاری چینیها به حیات خود ادامه دهند، یا ناتمام ماندهاند یا با تاخیرهای طولانیمدت روبهرو شدهاند.
در مورد روسیه هم میتوان گفت که این کشور بهرغم اختلافات جدی که در طول این سالها با آمریکا داشته، به هیچ وجه خواهان ورود به عرصه درگیری و تنش با آمریکا نبوده است. با توجه به حجم روابط و منافعی که روسیه با جهان غرب از جمله آمریکا داشته، همکاری با غرب را بر همکاری با ایران ترجیح داده است. در واقع کشوری مثل روسیه، همکاری با ایران و سایر کشورها را از زاویه منافع ملی خود دنبال میکند. نمونه بارز این رفتار در جنگ ۱۲روزه به وضوح قابل مشاهده بود. به گزارش روزنامه جمهوری اسلامی، روسیه با وجود داشتن پیمان 25ساله با ایران، در جنگ 12روزه کوچکترین اقدامی برای جلوگیری از تجاوز اسرائیل و حمایت از ایران به عمل نیاورد. روسیه در جنگ اوکراین از ایران به شکلهای مختلف سوءاستفاده کرد و روابط ایران و اوکراین و ایران و اروپا را تیره کرد و زیانهای مادی و معنوی زیادی به مردم ایران وارد کرد ولی در جنگ تحمیلی 12روزه رژیم اسرائیل علیه ایران خود را کاملاً کنار کشید. این بیعملی روسیه به موضوعی برای کنجکاوی خبرنگاران خارجی تبدیل شد و یکی از فعالان سیاسی وابسته به پژوهشگاههای روسی در جواب پرسشی در همین زمینه گفت، پیمان میان ایران و روسیه در حدی نیست که ما را موظف به حمایت از ایران کند! و یکی از مقامات سیاسی روس نیز گفت، بیش از دو میلیون روستبار در اسرائیل زندگی میکنند و اگر روسیه به نفع ایران اقدامی کند به زیان آن دو میلیون نفر که از ما هستند تمام خواهد شد! داستان پدافند اس- 400 روسی که بهرغم وعدههای چندین ساله هرگز به ایران داده نشد نیز شاهد دیگری بر قابل اعتماد نبودن این همسایه شمالی است که بسیار عبرتآموز است. کارنامه مقامات روسی در جنگ 12روزه، هم برای روسوفیلهای داخلی عبرتآموز است و هم برای حکمرانان ما که حاضر نشدند به نصایح خیرخواهانه کسانی که بر سیاست موازنه تاکید میکردند و میکنند عمل کنند.
در همین رابطه فریدون مجلسی میگوید: روسیه و چین دو کشور مستقل هستند و یک گروه متحد بهحساب نمیآیند. نمیدانم چرا در ادبیات سیاسی ایران روسیه و چین را با هم مقایسه میکنند. این دو کشور استراتژیها، مواضع و ساختارهای اقتصادی کاملاً متفاوتی دارند. چین منافع خاص خود را دنبال میکند و بسیار عاقلانهتر و منطقیتر از روسیه رفتار میکند؛ بهطور کلی، چین به هیچ کشوری حمله نکرده و رویکردش بیشتر دفاعی است. ضمن اینکه قدرت اقتصادی و تجاری چین بسیار بیشتر از روسیه است و برای ایران، اهمیت بسیاری دارد؛ اما اهمیت ایران برای چین به اندازه بازارهای عربی، اروپایی، آمریکایی، روسیه یا بازارهای منطقهای در مالزی، اندونزی، هند، کره جنوبی و دیگر کشورهای ثروتمند جنوب شرقی آسیا نیست. بنابراین چین بهطور کامل با ایران متحد نمیشود. در مورد روسیه هم اگر این کشور بتواند از بحران اوکراین خارج شود و امتیازهایی کسب کند، بهسرعت میتواند به یکی از قدرتهای اقتصادی جهان تبدیل شود. اگر چنین اتفاقی رخ دهد روسیه میتواند تجارت گستردهای با ایران داشته باشد، چراکه ایران بزرگترین همسایه روسیه است که به آبهای آزاد دسترسی دارد. علاوه بر این، همکاری با روسیه، بهویژه در زمینههای صنعتی و تجاری، برای ایران بسیار سودمند است.
بااینحال اما چین و روسیه متحد واقعی ایران نیستند. این دو کشور بهخوبی میدانند که نامه مشترکی را که همراه ایران به دبیرکل سازمان ملل ارسال کردند و در آن مخالفت خود را با اقدام سه کشور اروپایی برای فعالسازی مکانیسم ماشه اعلام کردند، صرفاً بخشی از آداب و تعارفات بینالمللی است و هیچ اثر اجرایی واقعی ندارد. آنها بهاندازهای هوشمند هستند که این نامهها را مینویسند و سپس آن را بهعنوان امتیاز به ایران ارائه میکنند.
راه برونرفت از بنبست
در مورد راهکارهای برونرفت از بنبست فعلی فریدون مجلسی به تجارت فردا میگوید: ایران هنوز از پیامدهای جنگ تحمیلی ۱۲روزه بهطور کامل رهایی نیافته است. در چنین شرایطی، آغاز هرگونه درگیری تازه میتواند کشور را با بحرانهای عمیقتری روبهرو کند. امروز بیش از هر زمان دیگری، حفظ صلح، آرامش و ثبات ملی اهمیت دارد. در این راستا، تنها از طریق تعامل سازنده با جهان میتوان بر چالشهای کنونی فائق آمد و به سوی توسعه پایدار و شکوفایی اقتصادی پیش رفت. کشوری که بهدنبال خودکفایی است نمیتواند درهایش را به روی سرمایه خارجی باز کند، اگر هم باز کند سرمایهدار تمایلی به ورود به ایران ندارد. در واقع ایران کشوری جذاب برای سرمایهگذاری نیست؛ کشوری است که هم سرمایهدار خارجی و هم سرمایهدار داخلی را فراری میدهد. متاسفانه سیاستی که در پیش گرفته شده است نه با فضای داخلی جامعه سازگاری دارد، نه با دنیای امروزی. تا زمانی که سیاست انزواطلبی ادامه پیدا کند شرایط به همین منوال است. در این راستا، لازم است هرگونه تلاش برای دور زدن تحریمها خاتمه یابد تا بتوانیم آزادانه با تمام کشورهای جهان تجارت کنیم. باید زمینه واردات و صادرات کالاهایی که به نفع کشور است فراهم شود و ایران بهعنوان یک بازیگر فعال در عرصه بینالمللی حضور موثر داشته باشد. همچنین، بهرهبرداری بهینه از موقعیت ژئوپولیتیک ویژه کشور میتواند فرصتهای اقتصادی و راهبردی مهمی ایجاد کند.
امیدوارم تجربیات گذشته زمینهای فراهم کند تا موانع ارتباطی از میان برداشته شوند و طرفین بتوانند بدون هیچ شرطی وارد مذاکره شوند. این گفتوگوها باید بیقیدوشرط، محترمانه و بهطور مستقیم انجام شوند و خواستهها به شکل عملی محقق شود. همچنین، لازم است اطمینان حاصل شود که ایران هیچ نیتی برای تهدید ندارد و در مقابل، دیگران نیز نباید تهدیدی را متوجه ایران کنند. درنهایت امیدوار هستم مسئولانی که تصمیمگیرنده مسائل هستند، به یاد داشته باشند که در این کشتی که آنها ناخدای آن هستند، مردمان دیگری هم حضور دارند که تفکراتشان منطبق با تفکرات روزمره جهانی است و نیازشان به زندگی، آرامش، شادی و رفاه خیلی بیشتر از آن چیزی است که ناوبران تصور میکنند.