راه سوم
آیا جز مسیر «نه صلح نه جنگ» راه دیگری وجود دارد؟
در شرایط پیچیده و پرتنش کنونی، کشور بیش از هر زمان دیگری به راهکاری سنجیده و واقعبینانه نیاز دارد. به نظر میرسد مذاکره و دستیابی به یک توافق تنها مسیر موثر برای شکستن بنبست موجود و گشودن افقهای تازه در روابط بینالمللی باشد. علاوه بر جنبههای سیاسی، دستیابی به توافق میتواند تاثیر چشمگیری بر بهبود وضعیت اقتصادی کشور داشته باشد. تداوم تحریمها در شرایط کنونی، تنها به تعمیق بحران اقتصادی منجر میشود. اکنون نیز نشانههای فشار اقتصادی بهروشنی دیده میشود: بحران آب، تورم فزایندهای که پیشبینی میشود بهزودی از مرز 50 درصد عبور کند، احتمال افزایش دوباره نرخ دلار تا زمستان، و کمبود برق و گاز در فصل سرد حاکی از پیامدهای مستقیم تحریمهاست. روشن است که کشور نمیتواند این فشارها را تا ابد تحمل کند؛ ازاینرو، یافتن راهی برای شکستن این چرخه فرساینده ضرورتی انکارناپذیر است.
با اینکه این روزها، روند مذاکرات بیش از هر زمان دیگری در هالهای از ابهام فرو رفته است و ترامپ با طرح بهانههای پیاپی، مسیر دیپلماسی را دشوار کرده و حاضر نیست به خواستههای اصلی تهران (از جمله حفظ حق غنیسازی، پرهیز از طرح مسائل موشکی و خودداری از ورود به بحث مقاومت) تن دهد؛ بازهم مذاکره تنها راه ممکن برای عبور از این بنبست به نظر میرسد. در همین راستا، آغاز گفتوگوهای مقدماتی از طریق واسطهها میتواند گامی موثر در جهت کاهش تنشها باشد. هدف اصلی این مرحله باید ایجاد اعتماد اولیه در واشنگتن باشد؛ اعتمادی که نشان دهد برنامه هستهای ایران صرفاً ماهیتی صلحآمیز دارد و تهران بهدنبال تولید سلاح هستهای نیست. چنین اقدامی میتواند مسیر را برای بازگشت تدریجی به دیپلماسی و احیای گفتوگوهای سازنده هموار کند. افزون بر این، بخشی از این روند میتواند در قالب مذاکرات محرمانه با آمریکا پیش برود. گفتوگوهایی که لزوماً نیازی به علنی شدن ندارند، اما میتوانند زمینهساز تفاهمهای موثر میان تهران و واشنگتن باشند.
بهکارگیری واسطهها برای مذاکرات مقدماتی
فعال شدن مکانیسم ماشه شرایطی را رقم زد که نه از نظر امنیتی و نه از نظر اقتصادی برای ایران مطلوب نیست. هیچکس انتظار نداشت پس از گذشت یک دهه و با وجود توافق برجام، بار دیگر به چنین نقطهای بازگردیم. اما واقعیت این است که امروز در همین وضعیت قرار داریم. همکاری و هماهنگی اروپا و آمریکا، عملاً کشور را به شرایط 10 سال پیش بازگرداند؛ با این تفاوت که آن زمان اقتصاد ایران بهمراتب بهتر بود. اکنون با تورمی سنگین و نارضایتی گسترده معیشتی روبهرو هستیم و به جای جستوجوی مقصر، باید بر یافتن راهحلهای واقعبینانه و موثر برای عبور از این بحران تمرکز کنیم.
بااینحال به نظر میرسد که اروپاییها همچنان خواهان ادامه مذاکرات هستند. در این راستا، ما باید به مذاکرات ادامه دهیم و به نوعی بهانه را از دست آنها بگیریم. البته، همه خواستههایی که اروپاییها دارند، قابل تحقق نیست و ما نمیتوانیم به تمامی آنها پاسخ مثبت بدهیم. مسئله موشکی ما نباید مورد بحث قرار گیرد. باید آنها را قانع کنیم که این موشکها صرفاً جنبه دفاعی دارند و هیچ هدفی در اروپا ندارند. همچنین، خود ایرانیها نیز نسبت به این موضوع حساسیت زیادی دارند. تمرکز اصلی مذاکرات باید بر برنامه هستهای ایران باشد. اگرچه اروپاییها تمایلی به ادامه غنیسازی ایران ندارند، اما درعینحال نمیخواهند تنشی تازه ایجاد شود و از روند غنیسازی ایران بیخبر بمانند. مهمتر از همه اینکه اروپا مخالف اجرای مکانیسم ماشه بود، زیرا بهخوبی میدانست در چنین شرایطی، از برجام و موضوع هستهای ایران کنار گذاشته خواهد شد. از یاد نبریم که اروپاییها در یک سال گذشته با فردی به نام ترامپ مواجه شدهاند. از زمانی که ترامپ در دور اول ریاستجمهوری در کاخ سفید حضور پیدا کرد، اروپاییها در مورد مسئله ایران در بسیاری از موارد با آمریکا به اختلاف رسیدند، اما بهتدریج به یک همنوایی و همصدایی دست یافتند.
بااینحال، با اینکه اروپا در فعال کردن مکانیسم ماشه و همراهی با فشار آمریکا اشتباه بزرگی را مرتکب شد ولی طرف ایرانی ارتباط خود را با اروپا نباید قطع کند بهویژه آنکه حالا آنها متوجه شدهاند که نهتنها از این اقدام خود بهرهای نبردند بلکه کنار ماندن آنها از برنامه هستهای ایران میتواند دائمی باشد. ازاینرو، یافتن یک راهحل میانه ضروری است؛ راهحلی که هم امکان بازرسی بخشی از فعالیتها از سوی کارشناسان آژانس را فراهم آورد و هم به برگزاری نشستهای مشترک برای مدیریت رخدادهای ناگوار و دستیابی به توافقی مناسب بینجامد.
در همین راستا، بهتر است ابتدا گفتوگو با فرانسه و بهتدریج با دیگر کشورهای اروپایی آغاز شود. فرانسه در ماههای اخیر تلاشهایی هم در این زمینه انجام داده است. نمونهاش دیدار امانوئل مکرون، رئیسجمهور فرانسه با مسعود پزشکیان در سازمان ملل بود. این اقدام با هدف نزدیکسازی مواضع ایران و آمریکا صورت گرفت. بنابراین باید هدف اصلی این باشد که فرانسویها را قانع کنیم ادامه وضعیت کنونی به نفع اروپا نیست و بازگشت به چهارچوبی مشابه برجام، به سود همه طرفها خواهد بود. در چنین چهارچوبی، حق غنیسازی ایران میتواند تحت نظارت بازرسان آژانس حفظ شود و درعینحال، کشورهای اروپایی و بهویژه فرانسه نقش میانجی را برای متقاعد کردن آمریکا ایفا کنند تا بپذیرد ایران نیز در قبال دریافت امتیازاتی مشخص، گامهایی اعتمادساز بردارد. برای تحقق این هدف، باید اختلافات با اروپا موقتاً کنار گذاشته شود تا فرانسویها بتوانند ابتدا همپیمانان خود، مانند آلمان و بهویژه انگلیس، را قانع کنند. سپس این سه کشور میتوانند بهنمایندگی از اروپا با آمریکا وارد گفتوگو شوند و زمینه برگزاری مذاکرات با واشنگتن فراهم شود.
البته در این میان، واسطههایی مانند قطر، عمان و مصر نیز در حال میانجیگری هستند و تاکنون نقش نسبتاً مثبتی در ارتباط با ایران ایفا کردهاند. بااینحال، موثرتر است که از کشوری بهعنوان میانجی استفاده شود که پیشتر در مسئله تحریمها دخیل بوده اما اکنون انگیزهای برای تشدید تنشها ندارد و آماده است مسیری سازنده را پیش ببرد.

امکان مذاکرات محرمانه با آمریکا
اگر قرار باشد روزی ایران دوباره به مذاکره با آمریکا بازگردد، با در نظر گرفتن رویکرد ویژه دونالد ترامپ در سیاست خارجی و شخصیت نمایشی او، باید توجه داشته باشد که دستیابی به هرگونه توافق با دولت آمریکا نیازمند ملاحظاتی فراتر از صرفاً جنبههای فنی و حقوقی خواهد بود. ترامپ همواره تاکید کرده است که بهدنبال توافقی با ایران است که «بهتر و قویتر» از برجام باشد؛ توافقی که بتواند آن را بهعنوان یک پیروزی سیاسی و به تعبیر خودش، جبران ناکامیهای دولتهای پیشین، بهویژه اوباما و بایدن، به افکار عمومی ارائه کند. در همین راستا، هرگونه پیشرفت در مذاکرات نیازمند آن است که ایران، ضمن حفظ دستاوردهای راهبردی بهویژه در زمینه غنیسازی، شرایطی را فراهم آورد که ترامپ آن را یک دستاورد شخصی تلقی کند. واقعیت این است که تا زمانی که رئیسجمهور آمریکا احساس نکند به توافقی فراتر از برجام دست یافته، بعید است زیر بار امضای هرگونه توافق جدید برود. بنابراین، ضروری است با درک این منطق، تلاشها در جهت طراحی پیشنهادهایی متوازن متمرکز شود؛ پیشنهادهایی که هم منافع ملی ایران را تامین کند و هم امکان مانور سیاسی برای ترامپ را فراهم آورد. در همین راستا میتوانیم در مذاکرات محرمانه با آمریکا به توافقاتی دست یابیم و نیازی نیست که هر مذاکرهای علنی شود. البته باید امتیازهایی بدهیم و امتیازهایی نیز بگیریم. اگر طرفین بخواهند فقط یک امتیاز صددرصدی بگیرند یا هیچ امتیازی ندهند، هیچ توافقی حاصل نخواهد شد. در دیپلماسی همیشه باید امتیاز داد و امتیاز گرفت. برای تحقق این امر، نیاز است یک واسطه روی ترامپ اثر بگذارد؛ این تاثیر باید بهگونهای باشد که بتواند ذهن ترامپ را نسبت به نفوذ نتانیاهو تغییر دهد. در نتیجه، ممکن است آمریکاییها متعهد شوند که گامهای مثبتی بردارند و در مقابل، ایران نیز به نوبه خود اقدامات مثبت انجام دهد.
نباید فراموش کنیم که نتانیاهو در تلاش است واشنگتن را برای موافقت با اقدام نظامی علیه ایران قانع کند. بااینحال، ترامپ تمایلی به یک درگیری مجدد در خاورمیانه ندارد. او از یکسو مایل به برقراری آتشبس در غزه است و از سوی دیگر میخواهد طرح «خاورمیانه نوین» شامل ایجاد و عادیسازی روابط میان اسرائیل و برخی کشورهای عربی، از جمله عربستان به نتیجه برسد. بنابراین، او تمایلی به ورود به درگیری ندارد که این برنامهها را به خطر بیندازد. در چنین شرایطی، ایران میتواند این فرصت را غنیمت شمرده و مسیر مذاکره و کاهش تنشها را پیش ببرد.
راه برونرفت از وضعیت فعلی
راهکار اول برای خروج از وضعیت فعلی داخلی است. ما نیازمند تلاش جدی دولت برای تامین نیازهای اولیه مردم هستیم. این موضوع بسیار حائز اهمیت است، چراکه باید از افزایش سرسامآور تورم جلوگیری شود. واقعیت این است که وضعیت اقتصادی کشور رها شده است؛ به این معنا که هر کسی هر کاری که میخواهد، انجام میدهد. برخی افراد در داخل کشور از این وضعیت سوءاستفاده کرده و قیمتهایی را که میخواهند به مردم تحمیل میکنند. دولت باید خود را ساماندهی کند و رودربایستی را کنار بگذارد و هزینهها را کاهش دهد. بسیاری از دستگاههای دولتی همچنان به ریختوپاشهای خود ادامه میدهند و حقوقهای بالا در شرکتهای دولتی و برخی وزارتخانهها باید کاهش یابد. واقعیت این است که کشور در شرایط ویژهای قرار دارد و ریختوپاشها نباید ادامه یابد.
راهکار دوم این است که همدلی در کشور ایجاد کنیم. شکافی که اکنون وجود دارد، به این صورت است که یک دسته حالا چه در پارلمان و چه خارج از آن بر این باورند که ما باید از انپیتی خارج شویم و اقداماتی از این دست انجام دهیم. اما واقعیت این است که چنین رویکردهایی هیچکدام موثر نیستند. برخی نیز میگویند دولت ضعیف عمل کرده و نتوانسته با اروپا و آمریکا به توافق برسد و به همین دلیل مشکلاتی به وجود آمده است. حالا هرکس میخواهد مقصر باشد، چه غربیها، چه دولت یا هر شخص دیگری. اکنون باید بهدنبال راهحل باشیم. این راهحل ممکن است کشور را به وضع ایدهآل نرساند، اما میتواند از بروز فاجعه جلوگیری کند و شرایط را بهگونهای مدیریت کند که اوضاع خیلی سخت نشود.
راهکار سوم ادامه مذاکرات با اروپاست. اروپاییها درنهایت زمانی را برای فعالسازی مکانیسم ماشه در اختیار داشتند و از آن زمان استفاده کردند. یعنی نمیخواستند مذاکرات آنقدر طولانی شود که آن زمان را از دست بدهند. چرا؟ چون نه ایران به آنها اعتماد داشت و نه آنها به ایران. ایران میگفت که اگر شما مکانیسم ماشه را فعال نکنید، ما اجازه میدهیم کارشناسان آژانس بینالمللی انرژی اتمی برای تعیین تکلیف اورانیوم به کشور بیایند. برعکس، آنها نیز به ایران اعتماد نداشتند و میگفتند اگر ما این امتیازها را بدهیم، از کجا معلوم که شما اجازه ورود بازرسان آژانس را خواهید داد و تکلیف اورانیوم غنیشده را مشخص خواهید کرد. درنهایت، کار به جایی رسید که مکانیسم ماشه فعال شد. بااینحال آنها ابراز تمایل کردند که مذاکرات را از طریق دیپلماسی ادامه دهند. همین موضوع نشان میدهد که مسیر دیپلماسی هنوز بسته نشده و روزنههایی برای پیشرفت وجود دارد. ایران باید بررسی کند که چه امتیازاتی میتواند ارائه دهد تا در مقابل، از طرف مقابل نیز به همان اندازه یا حتی بیشتر امتیاز دریافت کند. ما همواره نیازمند ابتکارات تازه هستیم و نباید به حرفهای تکراری و یکنواخت بسنده کنیم. بهرهگیری از کارشناسان برجسته سیاست خارجی و طراحی ابتکارات نوآورانه، بخش مهمی از این مسیر است. این اقدامات باید با شفافسازی و اطلاعرسانی درباره سایتها و فعالیتهای هستهای ایران همراه باشد؛ بهعبارت دیگر، ایران باید اعلام کند که آماده است نیروهای آژانس بینالمللی انرژی اتمی نظارت خود را در کشور انجام دهند، به شرطی که اروپاییها نیز گفتوگوهای خود را با رویکرد مثبت آغاز کنند. در همین چهارچوب، ضروری است مسیر دیپلماتیک با اروپا قطع نشود و از ناامیدی اروپاییها نسبت به توافق جلوگیری شود. ما نیازمند یک واسطه موثر (اروپاییها) هستیم که بتواند آمریکا را قانع کند که برنامه هستهای ایران کاملاً صلحآمیز است. آمریکا نیز باید وارد گفتوگویی شود که در آغاز آن، حق غنیسازی ایران تحت نظارت آژانس به رسمیت شناخته شود، گامی که میتواند پایهای برای پیشرفت مذاکرات و کاهش تنشها باشد.