شناسه خبر : 51145 لینک کوتاه
تاریخ انتشار:

خط تولید استارت‌آپ

آیا کارخانه‌های نوآوری در ایران موفق عمل کرده‌اند؟

 

مینا علیزاده / نویسنده نشریه 

78 تجربیات جهانی مانند سیلیکون‌ولی نشان می‌دهد که تجمعات صنعتی و محیط‌های باز، شبکه‌ای و اعتمادمحور، همزمان با فرهنگ خلاقیت و ریسک‌پذیری، عامل کلیدی موفقیت نوآوری و نوآفرینی هستند. در کشور ما هم کارخانه‌های نوآوری زیادی به فعالیت مشغول هستند، اما هنوز گزارشی درباره عملکردشان منتشر نشده است. به عقیده ناظران در کشور ما نوآوری و نوآفرینی هنوز به‌صورت گسترده و نظام‌مند در اقتصاد و اجتماع، نهادینه نشده‌اند و عمدتاً به تلاش‌های فردی و موردی محدود می‌شوند. بسیاری از بنگاه‌ها و سازمان‌ها، به دلیل ساختارهای نهادی و سیاسی محدود، فرهنگ سازمانی محافظه‌کار، منافع تثبیت‌شده و کمبود زیرساخت‌های حمایتی نمی‌توانند فراتر از مسیرهای مرسوم حرکت کنند و ظرفیت بالقوه نوآوری در اقتصاد کشور آزاد نمی‌شود. این محدودیت‌ها، همراه با ضعف شبکه‌های همکاری، کمبود اعتماد میان بازیگران اقتصادی و کم‌توجهی به فرآیندهای یادگیری تعاملی، مانع از شکل‌گیری یک نظام نوآوری پویا و منطقه‌ای می‌شوند که بتواند نوآوری را به‌صورت جمعی و پایدار تقویت کند.

آیا می‌توان در کشور ما هم زیرساخت‌ها و سیاست‌های حمایتی، فرهنگ سازمانی و شبکه‌های اجتماعی و اقتصادی لازم برای پرورش نوآوری و نوآفرینی ایجاد کرد، به‌طوری‌که شرکت‌ها و بنگاه‌ها بتوانند ضمن تطبیق با محدودیت‌های نهادی و ساختاری، از فرصت‌های فناوری و دانش موجود بهره ببرند و اقتصادی دانش‌بنیان و رقابتی شکل گیرد.

تجربه سیلیکون‌ولی

تجربه جهانی نشان داده است که موفقیت در عرصه نوآوری و نوآفرینی، صرفاً به سرمایه یا دانش فنی محدود نمی‌شود. محیط‌های صنعتی متمرکز، شبکه‌های اعتمادمحور و تعاملات پویا میان بازیگران مختلف، همراه با فرهنگ ریسک‌پذیری و خلاقیت، از اصلی‌ترین عوامل رشد نوآوری هستند. سیلیکون‌ولی نمونه بارزی است؛ جایی که استارت‌آپ‌ها، شرکت‌های بزرگ، سرمایه‌گذاران خطرپذیر و مراکز تحقیقاتی در فضایی باز و شبکه‌ای، یکدیگر را می‌یابند و به‌طور مستمر از هم یاد می‌گیرند. این نوع زیست‌بوم‌ها، نه‌تنها ایده‌های نوآورانه را تبدیل به محصول، بلکه چرخه یادگیری و خلق ارزش اقتصادی پایدار ایجاد می‌کنند.

در ایران نیز از اواخر دهه 90، کارخانه‌های نوآوری، گام‌های اولیه‌ای در جهت توسعه زیست‌بوم نوآوری برداشته‌اند. این مراکز که معمولاً از دل سیاست‌های شهری و بازآفرینی فضاهای صنعتی بدون استفاده شکل می‌گیرند، قرار است به هسته‌ای برای اتصال استارت‌آپ‌ها، شتاب‌دهنده‌ها، صنایع بزرگ و سرمایه‌گذاران تبدیل شوند. ایده اصلی شکل‌گیری آنها، ایجاد نقاط هم‌افزایی و کانون‌هایی است که به توسعه فناوری، شبکه‌سازی و ارتقای مهارت‌های کسب‌وکار کمک کنند و درنهایت بتوانند نقش موثری در اقتصاد منطقه‌ای ایفا کنند.

بااین‌حال، واقعیت آن است که داده‌های عینی و گزارش‌های عملکردی درباره اثربخشی کارخانه‌های نوآوری در ایران بسیار محدود است. بسیاری از مشاهدات میدانی و گزارش‌های بین‌المللی حاکی از آن است که این مراکز هنوز نتوانسته‌اند جایگاه واقعی خود را در زیست‌بوم نوآوری کشور پیدا کنند و کارکردهایشان، به ارائه فضاهای فیزیکی و فعالیت‌های اجاره‌ای محدود شده است. درواقع، شکل‌گیری از بالا به پایین، فقدان تمرکز بر حل مسائل کلیدی منطقه و نبود برنامه عملیاتی دقیق، باعث شده است خروجی این مراکز در مقیاس صنعتی و اقتصادی کم‌اثر باشد.

یکی از چالش‌های اصلی، تمرکز بیش از حد حمایت‌ها بر مرحله شکل‌گیری ایده و توسعه نمونه اولیه است. در ایران، زیرساخت‌های حمایتی عمدتاً در فازهای ابتدایی چرخه نوآوری فعال هستند و از مرحله صنعتی‌سازی، شبکه‌های سرمایه‌گذاری و ورود به بازار، حمایت چشمگیری وجود ندارد. این شکاف سبب می‌شود بسیاری از طرح‌های فناورانه، پس از تولید نمونه اولیه، به دلیل نبود ظرفیت‌های صنعتی و محدودیت دسترسی به بازار، نتوانند تجاری‌سازی شوند. در نتیجه، تولید دانش و خلق ارزش اقتصادی از هم جدا شده و زیست‌بوم نوآوری، با چالشی بنیادین مواجه است.

بی‌اعتمادی میان بازیگران اقتصادی

یکی دیگر از مشکلات، ضعف شبکه‌های همکاری و کمبود اعتماد میان بازیگران اقتصادی است. کارخانه‌های نوآوری موفق در جهان، بر پایه تعاملات متقابل، شبکه‌سازی و ایجاد اعتماد شکل گرفته‌اند، اما در ایران، محدودیت‌های نهادی و ساختاری، فرهنگ سازمانی محافظه‌کار و منافع تثبیت‌شده، مانع از شکل‌گیری چنین روابطی می‌شود. بدون وجود اعتماد و همکاری موثر، انتقال دانش و هم‌افزایی میان استارت‌آپ‌ها، صنایع و دانشگاه‌ها کند یا ناکارآمد خواهد بود.

با وجود این محدودیت‌ها، کارخانه‌های نوآوری در ایران می‌توانند نقشی کلیدی در توسعه زیست‌بوم فناوری ایفا کنند، به شرط آنکه ماموریت‌ها و سیاست‌های آنها بازطراحی شود. یکی از محورهای مهم این بازطراحی، تمرکز بر حل مسائل منطقه‌ای و نیازهای واقعی صنایع است. کارخانه‌های نوآوری باید به‌جای فعالیت صرفاً فضایی، به‌مثابه حلقه اتصال میان فناوری، صنعت و دولت عمل کنند و پروژه‌هایی با هدف تجاری‌سازی و ایجاد ارزش اقتصادی واقعی را دنبال کند.

علاوه بر این، نقش بخش خصوصی در توسعه کارخانه‌های نوآوری باید تقویت شود. در بسیاری از کشورها، نهادهای نوآورانه موفق، ساختاری نیمه‌مستقل دارند و از ترکیب متوازنی از منابع دولتی و خصوصی بهره می‌برند. دولت در این مدل‌ها، به‌جای مدیریت مستقیم با حمایت هدفمند و ایجاد بسترهای مناسب، ریسک پروژه‌های نوآورانه را کاهش می‌دهد و اجازه می‌دهد که بازار و نیروهای بخش خصوصی، نقشی فعال در توسعه فناوری داشته باشند. در شرایط اقتصادی ایران که بنگاه‌های بزرگ با نوسان بازار، محدودیت واردات فناوری و رقابت منطقه‌ای مواجه‌اند، مشارکت بخش خصوصی می‌تواند عامل تسریع توسعه زیست‌بوم نوآوری باشد و ظرفیت بالقوه نوآوری در اقتصاد کشور آزاد شود. کارخانه‌های نوآوری، همچنین می‌توانند با تمرکز بر شبکه‌های سرمایه‌گذاری خطرپذیر ارتباط با صنایع و حمایت از پروژه‌های دانشگاه و صنعت، شکاف میان ایده و محصول تجاری را کاهش دهند. ایجاد صندوق‌های خطرپذیر شرکتی، بهره‌مندی از مشوق‌های مالیاتی برای سرمایه‌گذاری فناورانه و سیاست‌های تشویقی برای همکاری دانشگاه و صنعت، از جمله اقداماتی هستند که می‌توانند نقش این مراکز را در تجاری‌سازی ایده‌ها پررنگ کنند و وابستگی به بودجه دولتی را کاهش دهند.

رفع چالش‌های منطقه‌ای

یکی از نکات مهم در تحلیل زیست‌بوم نوآوری ایران، مقیاس‌بندی و منطقه‌ای کردن فعالیت‌هاست. کارخانه‌های نوآوری، به‌مثابه زیست‌بوم‌های کوچک و تخصصی می‌توانند با تمرکز بر نیازها و ظرفیت‌های منطقه‌ای، کسب‌وکارهای نوآورانه را توسعه و حضور موثر بخش خصوصی را در منطقه افزایش دهند. این تمرکز، علاوه بر ارتقای کارکرد صنعتی و اقتصادی کارخانه‌ها، امکان پاسخ‌دهی به مسائل محلی و چالش‌های منطقه‌ای را با بهره‌گیری از فناوری و نوآوری فراهم می‌کند.

با نگاهی به عملکرد کارخانه‌های نوآوری در ایران می‌توان گفت که این مراکز هنوز به نقطه‌ای که بتوانند نقش واقعی خود را در اقتصاد دانش‌بنیان ایفا کنند، نرسیده‌اند. عواملی مانند نبود شفافیت در اهداف و خروجی‌ها، طراحی از بالا به پایین، نبود تمرکز بر حل مسائل کلیدی، محدودیت‌های نهادی و عدم هماهنگی با اولویت‌های فناورانه سبب شده است بسیاری از این مراکز، تنها نقش تامین فضای فیزیکی را ایفا کنند. برای تغییر این وضعیت، ضروری است ساختار و ماموریت کارخانه‌های نوآوری بازطراحی شود و تمرکز ویژه‌ای بر بازارسازی و مقیاس‌پذیری صنعتی صورت بگیرد تا ایده‌های فناورانه بتوانند به محصولات رقابتی و ارزش‌آفرین تبدیل شوند.

درنهایت، تجربه جهانی و وضعیت موجود ایران نشان می‌دهد که موفقیت کارخانه‌های نوآوری تنها به ایجاد فضا و سرمایه محدود نمی‌شود. شکل‌دهی یک زیست‌بوم نوآوری پویا، نیازمند شبکه‌های اجتماعی و اقتصادی فعال، اعتماد میان بازیگران، فرهنگ ریسک‌پذیری و خلاقیت، حمایت هدفمند دولت و مشارکت فعال بخش خصوصی است. بدون این عناصر، حتی مراکز مجهز و مدرن نیز نمی‌توانند نقش واقعی خود را در ارتقای اقتصاد دانش‌بنیان ایفا کنند.

بنابراین، پرسش اصلی این است که آیا می‌توان در ایران زیرساخت‌ها و سیاست‌های حمایتی لازم، فرهنگ سازمانی و شبکه‌های اجتماعی و اقتصادی موثر برای پرورش نوآوری و نوآفرینی ایجاد کرد؟ به‌طوری‌که شرکت‌ها و بنگاه‌ها ضمن تطبیق با محدودیت‌های نهادی، از فرصت‌های فناوری و دانش موجود بهره ببرند و اقتصادی رقابتی و دانش‌بنیان شکل بگیرد. پاسخ به این پرسش، نیازمند تحلیل دقیق عملکرد کارخانه‌های نوآوری، بازطراحی ماموریت‌ها، تقویت نقش بخش خصوصی و تمرکز بر مقیاس‌پذیری و بازارسازی است؛ گامی که می‌تواند مسیر تحقق اقتصاد نوآور و دانش‌بنیان را هموار کند و زیست‌بوم نوآوری ایران را از مرحله شکل‌گیری اولیه، به سطح بلوغ و اثرگذاری واقعی برساند.

زهرا محمدهاشمی، عضو هیات علمی موسسه تحقیقات سیاست علمی کشور، در مورد ماهیت این کارخانه‌ها معتقد است که کارخانه نوآوری، یک زیست‌بوم نوآوری کوچک با رویکرد تخصصی و منطقه‌ای است که از طریق اجزای اصلی آن نظیر شتاب‌دهنده‌های نوآوری، فضاهای کار اشتراکی، فب‌لب‌ها، دفاتر صنایع بزرگ منطقه، صندوق‌های خطرپذیر و مجموعه‌های ارائه‌دهنده انواع خدمات مشاوره کسب‌وکار، موجب گسترش ارتباطات، شبکه‌سازی، تقویت مهارت‌های توسعه کسب‌وکار شده و درنهایت، موجب ارتقای صنعت و اقتصاد منطقه بر مبنای فناوری و نوآوری می‌شود. او می‌گوید، درواقع ایجاد و تقویت زیست‌بوم نوآوری منطقه‌ای، توسعه هدفمند کسب‌وکارهای نوآورانه، با توجه به نیازها و ظرفیت‌های منطقه، افزایش حضور موثر بخش خصوصی در زیست‌بوم نوآوری منطقه و کمک به احصا و رفع مسائل و چالش‌های منطقه، با بهره‌گیری از ابزار فناوری و نوآوری از مهم‌ترین ماموریت‌های کارخانه‌های نوآوری هستند. کارخانه‌های نوآوری، غالباً از دل سیاست‌گذاری شهری و بازآفرینی فضاهای صنعتی متروکه با هدف استفاده از دارایی‌های بدون استفاده شهری و اتصال فعال آن به شبکه‌های ملی و بین‌المللی نوآوری شکل می‌گیرند. منطق شکل‌گیری آنها، ایجاد یک نقطه کانونی برای اتصال و هم‌افزایی استارت‌آپ‌ها، شتاب‌دهنده‌ها، شرکت‌های بزرگ و کوچک و سرمایه‌گذاران است. بنابراین نقش این نهادها در توسعه زیست‌بوم شهری، بر پایه فناوری و نوآوری اجتناب‌ناپذیر است.

محمدهاشمی، همچنین معتقد است که در ایران نیز از اواخر دهه 90، با توسعه کارخانه‌های نوآوری، گامی مهم در جهت توسعه زیست‌بوم نوآوری برداشته شده است و با وجود اینکه داده‌های عینی، گزارش‌های عملکردی و سنجه‌های خروجی واقعی در این حوزه منتشر نشده است یا ناکافی هستند، بر اساس اطلاعات موجود از مشاهدات میدانی و تحلیل وضعیت زیست‌بوم نوآوری ایران در گزارش‌های بین‌المللی، می‌توان تحلیلی از جایگاه و اثربخشی این نهاد در زیست‌بوم نوآوری ارائه کرد.

ابهام در جایگاه کارخانه‌های نوآوری

در این میان، برخی کارشناسان معتقدند که مفاهیم و رویکردهای شکل‌گیری کارخانه‌های نوآوری از زیست‌بوم دیگر کشورها اقتباس شده است، بدون آنکه با شرایط خاص اقتصادی، فرهنگی و فناوری ایران تطبیق داده شود. این عوامل باعث شده، ضمن ابهام در جایگاه کارخانه‌های نوآوری به موازات پارک‌های علم و فناوری در زیست‌بوم نوآوری کشور، این نهادها نتوانند نقشی موثر در توسعه فناوری ایفا کنند و در بسیاری از موارد، کارکرد واقعی آنها به ارائه فضای استقرار و فعالیت‌های اجاره‌داری تقلیل یافته است. محمدهاشمی نیز دراین‌باره می‌گوید که در کنار عدم شفافیت کارکردی، شکل‌گیری از بالا به پایین، عدم تمرکز بر حل مسائل کلیدی و فقدان برنامه عملیاتی، نبود طرح‌های فناورانه هدفمند و عدم هم‌راستایی با اولویت‌های فناورانه منطقه موجب شده است که خروجی این مراکز کم‌اثر باشد و اغلب این مراکز، به‌جای آنکه به‌مثابه حلقه وصل فناوری، صنعت و دولت در منطقه فعالیت خود عمل کنند، به نهادهایی کم‌اثر تبدیل شوند.

در ایران، بخش قابل‌توجهی از فعالیت زیرساخت‌های فناورانه و نوآورانه، بر مرحله شکل‌گیری ایده و توسعه نمونه اولیه متمرکز است، به‌گونه‌ای که حمایت‌ها اغلب در فازهای ابتدایی چرخه نوآوری متوقف می‌شوند. این تمرکز سبب شده تا بسیاری از طرح‌های فناورانه، پس از تولید نمونه اولیه به دلیل فقدان زیرساخت‌های مناسب صنعتی‌سازی، ضعف در شبکه‌های سرمایه‌گذاری خطرپذیر، کمبود ارتباط با صنایع و محدودیت دسترسی به بازار، به مرحله تجاری‌سازی و ورود پایدار به بازار نرسند. درنتیجه، شکافی میان تولید دانش و خلق ارزش اقتصادی شکل گرفته است. ازاین‌رو ضروری است سیاست‌های حمایتی و ساختار نهادی کارخانه‌های نوآوری، به‌گونه‌ای بازطراحی شوند که ضمن پوشش این خلأ کلیدی، تمرکز ویژه‌ای بر بازارسازی و مقیاس‌پذیری صنعتی داشته باشند تا مسیر تبدیل ایده‌های فناورانه به محصولات رقابتی در بازار تسهیل شود.

نقش دولت

از سوی دیگر، در زیست‌بوم نوآوری ایران، نقش دولت در تامین مالی توسعه کارخانه‌های نوآوری، بسیار پررنگ است. در بسیاری از کشورها، نهادهای نوآورانه موفق ساختاری نیمه‌مستقل، شبکه‌ای و مبتنی بر ترکیب متوازنی از مدل‌های درآمدی (با مشارکت بخش دولتی و خصوصی) در اختیار دارند و دولت بیشتر به‌جای تصدی‌گری، از طریق حمایت هدفمند از پروژه‌های پرریسک و اثرگذار مداخله دارد. محمدهاشمی در این‌باره می‌گوید که در فضای اقتصادی کنونی ایران که بنگاه‌های بزرگ با چالش‌هایی نظیر نوسان بازار، محدودیت واردات فناوری و فشار رقابت منطقه‌ای مواجه‌اند، ایجاد کارخانه‌های نوآوری با محوریت یا مشارکت بخش خصوصی، می‌تواند پاسخی راهبردی و محرک اقتصاد دانش‌بنیان باشد.

در این راستا، در سال‌های اخیر تصویب قوانین و برنامه‌هایی نظیر ایجاد صندوق‌های خطرپذیر شرکتی، توسعه بهره‌مندی از مشوق‌های مالیاتی برای سرمایه‌گذاری فناورانه (قانون جهش تولید دانش‌بنیان) و حمایت از پروژه‌های همکاری دانشگاه و صنعت، بستر مناسبی به‌منظور کاهش وابستگی به بودجه دولتی و جذب سرمایه‌گذاری بخش خصوصی در توسعه زیست‌بوم نوآوری فراهم کرده است. بنابراین، با بازطراحی ماموریت، تمرکز بر حل مسائل منطقه‌ای و تقویت نقش بخش خصوصی، می‌توان زمینه تبدیل کارخانه‌های نوآوری به پیشران واقعی اقتصاد دانش‌بنیان را فراهم کرد.

کارخانه‌های نوآوری در ایران، نه‌تنها باید به مراکز تولید ایده تبدیل شوند، بلکه می‌توانند به موتور محرک برای توسعه ظرفیت‌های منطقه‌ای و ارتقای رقابت‌پذیری اقتصاد بدل شوند. تمرکز بر مسائل محلی، استفاده بهینه از دارایی‌های بی‌استفاده شهری و ایجاد هم‌افزایی میان بازیگران مختلف امکان می‌دهد این مراکز، به حلقه‌ای زنده برای اتصال دانش، فناوری و صنعت تبدیل شوند و نقشی فراتر از ارائه فضاهای اجاره‌ای ایفا کنند. در این میان باید یادآور شد که در آینده، بازطراحی ماموریت‌ها و تقویت مشارکت بخش خصوصی اهمیت ویژه‌ای دارد. حمایت هدفمند دولت باید در خدمت کاهش ریسک و تسهیل مسیر تجاری‌سازی باشد، نه تصدی‌گری مستقیم. تنها با این رویکرد، کارخانه‌های نوآوری می‌توانند شکاف میان ایده و بازار را پر کنند، نوآوری را به ارزش اقتصادی واقعی تبدیل کنند و پایه‌های یک اقتصاد دانش‌بنیان پایدار را در ایران بنا کنند. 

دراین پرونده بخوانید ...