شناسه خبر : 51288 لینک کوتاه
تاریخ انتشار:

ابرپیشگویان

چرا باید کتاب هنر پیش‌بینی را خواند؟

 

صدیقه نژادقربان / نویسنده نشریه 

55کتاب «هنر پیش‌بینی» نوشته فیلیپ تتلاک و دن گاردنر، اثری است که با نگاهی علمی و داده‌محور بدون ادعاهای بزرگ یا شعارهای توخالی به پیچیدگی‌های پیش‌بینی آینده می‌پردازد. تتلاک، روان‌شناس و پژوهشگر، با تکیه بر پروژه‌ای عظیم که در آن هزاران پیش‌بینی از کارشناسان و افراد عادی بررسی شده، نشان می‌دهد پیش‌بینی دقیق بیش از آنکه به تخصص یا شهود وابسته باشد، به طرز فکر و روش تحلیل بستگی دارد. او مفهوم «ابرپیش‌بینی‌ها» را معرفی می‌کند؛ افرادی که با ذهن باز، انعطاف‌پذیری فکری و توانایی به‌روزرسانی باورهایشان بر اساس شواهد جدید، در پیش‌بینی موفق‌ترند.

دن گاردنر با قلم روان و داستان‌گویانه‌اش، داده‌های پیچیده تتلاک را به زبانی ساده و جذاب تبدیل کرده، ‌به‌طوری که خواننده نه‌تنها با علم پیش‌بینی آشنا می‌شود، بلکه به تفکر خود درباره تصمیم‌گیری و قضاوت عمیق‌تر نگاه می‌کند. این کتاب، با استفاده از دهه‌ها تحقیق و نتایج یک تورنمنت عظیم پیش‌بینی با بودجه دولتی، شاهکاری در زمینه پیش‌بینی ارائه می‌دهد. این پروژه شامل ده‌ها هزار نفر از مردم عادی بود -از جمله یک فیلم‌ساز بروکلینی، یک لوله‌کش بازنشسته و یک رقصنده پیشین- که پیش‌بینی وقایع جهانی را بر عهده گرفتند. برخی از داوطلبان به طرز حیرت‌انگیزی موفق بودند. آنها سایر معیارها، رقبا و بازارهای پیش‌بینی را شکست دادند و حتی با دسترسی به اطلاعات طبقه‌بندی‌شده، قضاوت جمعی تحلیلگران اطلاعاتی را پشت سر گذاشتند. آنها «ابرپیش‌بین‌ها» بودند. این کتاب یادآوری می‌کند که آینده، هرچند نامطمئن، با ابزارهای درست و ذهنیت مناسب، تا حدی ‌پیش‌بینی‌پذیر است.

کتاب «هنر پیش‌بینی» اثر فیلیپ تتلاک و دن گارنر، در واقع گفتاری است درباره توانایی آینده‌نگری با روش‌های علمی که محمدحسین جعفری‌سهامیه آن را ترجمه کرده و در انتشارات «دنیای اقتصاد» به چاپ رسیده است. این کتابی مهم است که با توجه به زندگی در جهانی نامطمئن که هر لحظه با رویدادی نامنتظره مواجه می‌شود، به گفته دنیل کانمن، نویسنده کتاب اندیشه تند و کند، «راهنمایی است برای اندیشه  در جهانی نامطمئن».  

فیلیپ ای. تتلاک، استاد روان‌شناسی و علوم سیاسی در دانشگاه پنسیلوانیاست. وی مدیریت مشترک پروژه «داوری خوب» را بر عهده دارد که پژوهشی چندلایه است. وی همچنین مولف کتابی به نام مهارت داوری در امور سیاسی است. تتلاک همراه با آرون بلکین کتاب آزمون‌های اندیشه‌گری خلاف واقع در سیاست جهان را تالیف کرده است. وی بیش از 200 مقاله در نشریه‌های معتبر به چاپ رسانده و جوایز فراوانی از انجمن‌های علمی مختلف دریافت کرده است که از میان آنها می‌توان به انجمن آمریکایی پیشبرد علوم، آکادمی ملی علوم، انجمن روان‌شناسی آمریکا و انجمن علوم سیاسی آمریکا اشاره کرد. دن گاردنر نیز روزنامه‌نگار و مولف کتابی به نام «علم و سیاست ترس، هیاهوی آینده: چرا روبهان بهتر از دانشمندان می‌دانند» است.

چرا پیش‌بینی آینده مهم است؟

نویسندگان این کتاب، پیش‌بینی را یک استراتژی مهم در این جهان با عدم قطعیت مزمن معرفی می‌کنند و به‌دنبال پاسخگویی به این پرسش هستند که «چه می‌شود اگر بتوانیم توانایی خود را برای پیش‌بینی آینده بهبود بخشیم؟» به گفته تتلاک و گاردنر، هر آنچه انجام می‌دهیم، با پیش‌بینی‌های ما درباره رخدادهای آینده گره خورده است. تفاوتی نمی‌کند که یک خانه نو بخریم یا شغل خود را عوض کنیم، محصولی جدید طراحی کنیم یا کسی را به همسری بگیریم، در هر حال تصمیم‌های ما، با گونه‌ای از پیش‌بینی آشکار و پنهان در این‌باره همراه است که کارها چگونه پیش می‌رود و اوضاع چگونه  خواهد بود.

اما مشکل اینجاست که ما «پیشگویان» خوبی نیستیم. پروفسور تتلاک، در یک پژوهش برجسته 20ساله نشان داد که در مجموع برای پیش‌بینی آینده، حتی کارشناسان در قیاس با کسانی که حدس و گمان‌هایی تصادفی درباره آینده دارند، فقط اندکی بهتر عمل می‌کنند. آخرین پروژه تتلاک نشان داد افرادی وجود دارند که پیش‌بینی‌هایی واقعی و ‌سنجش‌پذیر دارند. اینها افرادی عادی هستند که در میان آنان از اقشار مختلف جامعه می‌توان سراغ گرفت و این توان را دارند که در قیاس با پیشگویان معمولی آینده را با دقتی در حدود 60 درصد پیش‌بینی کنند. آنها همان پیشگویان برتر یا «ابرپیشگوها» هستند.  نویسندگان این کتاب، درباره درس‌هایی که می‌توان از این گروه نخبه آموخت، به بینشی خیره‌کننده دست یافته‌اند. آنها الگوها و روش‌هایی عرضه می‌کنند که به پیشگویان این توان را می‌دهد که در این زمینه، حتی تحلیلگران حرفه‌ای سازمان‌های اطلاعاتی-جاسوسی را که به اطلاعات طبقه‌بندی‌شده دسترسی دارند، پشت سر بگذارند. از این گذشته، نویسندگان کتاب، رهنمودهایی کاربردی هم ارائه می‌دهند درباره اینکه ما چگونه می‌توانیم این الگوها را در کسب‌وکار، مسائل بین‌المللی یا در زندگی روزمره به سود خویش به‌کار گیریم.

10 فرمان برای پیش‌بینی رخدادها

به‌طور کلی این کتاب را می‌توان در 10 فرمان خلاصه کرد که تتلاک و گاردنر به‌عنوان راهنمایی پیش‌روی شیفتگان پیش‌بینی قرار داده‌اند؛ سرمشق‌هایی که به‌کارگیری آنها، دقت و درستی پیش‌بینی رخدادهای جهان واقعی را بیشتر می‌کند.

اولین فرمان این است: «رده‌بندی کنید»؛ به گفته نویسندگان این کتاب، تمرکز و پشتکار خود را صرف پاسخ به پرسش‌هایی کنید که احتمال جواب دادن دارند. وقت خود را برای پرسش‌هایی ساده‌ هدر ندهید که وقوع آنها روشن و قطعی است و نه برای پرسش‌های   نفوذناپذیری که امکان موشکافی در آنها ندارید؛ آنهایی که حتی الگوهای آماری آن‌چنانی هم نمی‌تواند برای پاسخ به این پرسش‌ها، بهتر از شامپانزده دارت‌انداز عمل کنند. بر روی پرسش‌هایی تمرکز کنید که در محدوده‌ای قابل کندوکاو از دشواری قرار دارند؛ جایی که تلاش‌های شما به احتمال بیشتر، جواب می‌دهد.

برای مثال، پرسشی مانند «چه کسی انتخابات ریاست‌جمهوری 2028 میلادی، 12 سال دیگر آمریکا را خواهد برد؟»، در حال حاضر یک پیش‌بینی ناممکن است. حتی به سراغ آن هم نروید. آیا ممکن بود در سال 1940، پیش‌بینی کرد که در سال 1952 چه کسی به ریاست‌جمهوری آمریکا می‌رسد؟ اگر فکر می‌کنید که می‌توانستید پیش‌بینی کنید که یک سرهنگ آن زمان ارتش آمریکا به نام دوایت آیزنهاور، رئیس‌جمهور خواهد شد، دچار یکی از بدترین سوگیری‌های پسارویدادی شده‌اید که تاکنون روان‌شناسان شناسایی کرده‌اند.

دومین فرمان: «مسائلی را که به ظاهر غیرقابل‌ردیابی هستند به مسئله‌های کوچک‌تر قابل‌ردیابی خُرد کنید.» از راه و روش خوشایند، اما منظم انریکو فِرمی، البته زمانی که وی در حال ساخت بمب هسته‌ای نبود، پیروی کنید؛ فردی که عاشق پاسخ‌هایی به پرسش‌های مغزخراش است و مشکل را به اجزای شناخته‌شده و شناخته‌نشده آن تجزیه کنید. چشم بر روی نادانی خود ببندید، تصورات خود را پروبال دهید و ارزیابی کنید. جسارت اشتباه کردن را با بهترین گمانه‌ها به خود بدهید. اینکه خطاهای خود را زودتر دریابید، بهتر از آن است که این اشتباه‌ها برای همیشه پشت لفاظی‌ها پنهان بمانند. ابرپیشگویان، فِرمی‌سازی را بخشی از شغل خود به‌حساب می‌آورند. چه راه دیگری وجود داشت تا آنها بتوانند پاسخ‌هایی سنجش‌پذیر به پرسش‌های به‌ظاهر غیرقابل‌سنجشی همانند عرفات-پلوتونیوم، بیماری واگیر وبای پرندگان، بوکو حرام، نبرد حلب و امثال آن بدهند. حتی از روح فِرمی‌سازی می‌توان در سوژه‌های عشقی که انتهای سنجش‌ناپذیری است، استفاده کرد.

فرمان سوم: «موازنه درستی میان نگرش‌های درونی و بیرونی برقرار کنید.» در این کتاب آمده، ابرپیشگویان می‌دانند که زیر این آسمان، چیزی کاملاً جدید و تازه وجود ندارد. هیچ‌چیز وجود ندارد که 100 درصد «یگانه» باشد. کمال‌گرایی مفاهیم زبانی، گمراهی است: «یگانگی»، مفهومی مدرج است. بنابراین ابرپیشگویان جست‌وجوهای خلاقی را برای مقوله‌های مقایسه‌ای صورت می‌دهند، حتی برای رخدادهایی که انحصاری به‌نظر می‌آیند؛ همچون برون‌داد جست‌وجو برای یک تروریست تمام‌عیار (جوزف کُنی) یا بن‌بست میان یک دولت تازه‌سوسیالیست و وام‌دهندگان به یونان. ابرپیشگویان عادت به طرح پرسش درباره نگرش بیرونی دارند: رخدادهایی از این دست، در شرایطی اینچنینی،  چقدر اتفاق می‌افتند؟

فرمان چهارم: «موازنه‌ای درست میان واکنش کند و تند نسبت به شواهد برقرار کنید.» به‌روزرسانی باورها، به همان اندازه برای پیشگویی مناسب است که مسواک زدن و شست‌وشوی دهان برای سلامتی دندان‌ها مفید هستند. این کار می‌تواند خسته‌کننده و گاه نخواستنی باشد، اما در درازمدت جواب می‌دهد. بااین‌حال گمان نکنید که به‌روزرسانی باورها، چون برخی اوقات ساده است، همیشه کاری آسان خواهد بود. به‌روزرسانی ماهرانه نیازمند کشف نشانه‌های ظریف از جریان‌های خبری پرسروصداست. پیشگویان آگاه می‌آموزند که زودتر از ما سرنخ‌های گمراه‌کننده را غربال کنند. آنها به‌دنبال سرنخ‌های ناروشن اما کارساز هستند: پیش از آنکه X بتواند رخ دهد، چه چیزی باید اتفاق بیفتد، و X هم می‌تواند هرچیزی باشد؛ از گسترش سطح یخ قطب شمال تا جنگ هسته‌ای در شبه‌جزیره کره. به مرز باریکی توجه کنید که در اینجا میان «کشف سرنخ‌های ظریف پیش از دیگران» با «سرگرم شدن با سرنخ‌های گمراه‌کننده» وجود دارد.

فرمان پنجم: «برای بررسی هر مشکل و بحران، نیروهای درگیر معمول را شناسایی کنید.» برای هر استدلال خوب درباره یک سیاست، معمولاً یک ضداستدلال وجود دارد که دست‌کم ارزش توجه را دارد. برای مثال، اگر شما آن کبوتر صلحی هستید که باور دارد تهدید به اقدام نظامی، هرگز صلح را به ارمغان نمی‌آورد، در قبال این احتمال که شاید در مورد یک کشور خاص اشتباه می‌کنید، ذهنی پذیرا داشته باشید. همچنین است اگر یک باز دوآتشه هستید که باور دارد سیاست‌های نرم و آشتی‌جویانه هرگز جواب نمی‌دهد. هر طرف باید از پیش، نشانه‌هایی را فهرست کند که او را به سمت دیگر هل می‌دهد. اکنون به مرحله واقعاً دشوار کار می‌رسیم. در دیالکتیک کلاسیک، تز با آنتی‌تز برخورد می‌کند و سنتز را به وجود می‌آورد. سنتز، هنری است که نیازمند آشتی دادن داوری‌های ذهنیِ کاهش‌ناپذیر است. اگر این کار را درست انجام دهید، پرداختن به این فرآیند آمیختگی، باید شما را از یک کبوتر یا باز به یک موجود ترکیبی تازه تبدیل کند؛ یک باز- کبوتری که می‌تواند این بینش ظریف را داشته باشد که چه زمانی سیاست‌های شدیدتر یا نرم‌تر، احتمال کارایی بهتری دارند.

فرمان ششم: «تلاش کنید تا جایی که یک مسئله امکان می‌دهد، نه فراتر از ظرفیت آن، تردید بیشتری داشته باشید.» چیزهای اندکی وجود دارند که یا حتمی هستند یا ناممکن و مفهوم «شاید» هم چندان که باید آگاهی‌بخش نیست. بنابراین، صفحه کلید عدم قطعیت شما، نیازمند چیزی بیش از سه حالت است. درجه‌بندی در اینجا اهمیت دارد. هرچه بتوانید درجه‌های بیشتری از عدم قطعیت را تفکیک کنید، احتمال اینکه پیشگوی بهتری باشید بیشتر می‌شود. برگرداندن گمانه‌های مبهم واژگانی به احتمالات عددی، در وهله نخست، غیرطبیعی به نظر می‌رسد، اما شدنی است. تنها به بردباری و تمرین نیاز است. اَبَرپیشگویان نشان داده‌اند که چه چیزی ممکن است.

فرمان هفتم: «موازنه درستی را میان اعتمادبه‌نفس کم و کاذب، میان احتیاط و قاطعیت برقرار کنید.» ابرپیشگویان هم خطر داوری شتاب‌زده را درک می‌کنند و هم به زیان معطلی بیش از اندازه به پای «شاید و باید» آگاه هستند. آنها معمولاً بده‌بستانی میان نیاز به اتخاذ مواضعی قاطع و ضرورت سنجش و ارزیابی مواضع خود برقرار می‌کنند. درک می‌کنند که دقت بلندمدت، نیازمند کسب نمراتی خوب در هر دو زمینه سنجش و قاطعیت است که به‌نوبه خود مستلزم عبور از پینگ‌پنگ سرزنش و اتهام‌زنی است. این به‌تنهایی کافی نیست که از اشتباهات اخیر خود پرهیز کنیم. ابرپیشگویان باید راه‌هایی خلاق را برای کاستن از هر دو گونه خطاهای پیشگویی یعنی ندیدن مخاطرات و هشدارهای بیهوده درباره خطرات پیش‌رو بیابند، البته تا جایی که در دنیای دگرگون‌شونده پیشگویی، چنین کاری امکان داشته باشد.

فرمان هشتم: «در جست‌وجوی خطاهایی باشید که در پس اشتباهات شما نهفته است، اما مراقب سوگیری‌های پسارویدادی باشید.» ناکامی‌های خود را توجیه یا از آنها شانه خالی نکنید. آنها را بپذیرید. پیوسته به ارزیابی‌های پس از رخداد بپردازید: دقیقاً کجای کار را اشتباه کردم؟ به یاد داشته باشید که هرچند این اشتباهی رایج است که از ناکامی‌های خود کمتر می‌آموزیم و کاستی‌هایی را که در تصورات پایه ما وجود دارد، نادیده می‌گیریم، اما این امکان هم هست که از یک اشتباه، بیش‌ازحد درس بگیریم (چه‌بسا در مسیر درستی قرار داشته‌اید، اما یک اشتباه تکنیکی کوچک مرتکب شده‌اید که تاثیرات بزرگی داشته است). همچنین فراموش نکنید ارزیابی‌های پس از رخداد را درباره موفقیت‌های خود هم انجام دهید. این‌گونه نیست که هر موفقیتی، نشانگر درستی استدلال شما باشد. شاید خوش‌اقبالی شما در این بوده که خطاهایی انجام داده‌اید که یکدیگر را خنثی کرده‌اند. همچنین اگر با اطمینان به رویه‌ای استدلالی ادامه دهید، خود را در معرض یک غافلگیری شوم قرار می‌دهید.

فرمان نهم: «بهترین‌ها را از دیگران بگیرید و اجازه دهید دیگران هم بهترین‌ها را به شما بیفزایند.» بر هنرهای ظریف مدیریت تیمی مسلط شوید، به‌ویژه خود را در چشم‌انداز اعضای گروه قرار دهید (فهم استدلال‌های طرف بحث به آن خوبی که بتوانید آنها را طوری ارائه دهید که رضایت خود آن فرد را در پی داشته باشد)، پرسشگری دقیق (کمک به دیگران برای روشن کردن استدلال‌های آنها به شکلی که برای دیگران بدفهمی رخ ندهد) و هماوردی سازنده (آموختن مخالفت، بدون آنکه خود شما توافق‌ناپذیر باشید). مدیران و رهبران خردمند می‌دانند مرز باریک میان پیشنهاد مفید با دخالت در امور جزئی مدیریت و همچنین میان یک گروه نامنعطف با گروه قاطع یا میان گروهی با اذهان پراکنده و گروهی با ذهن‌های باز و پذیرا، کجاست. تامی لازوردا، مربی سابق لس‌آنجلس‌داجرز نکته‌ای ظریف دارد: «مدیریت مانند آن است که کبوتری را در دست گرفته‌اید. اگر خیلی سفت بگیرید، کبوتر را می‌کشید و اگر خیلی شُل بگیرید، کبوتر از دست شما می‌پرد.»

فرمان دهم: «بر دوچرخه موازنه‌بخش خطاها مسلط شوید.» اجرای هریک از این رهنمودها نیازمند متوازن کردن خطاهای مقابل آن است. همان‌طور که با خواندن یک کتاب درسی فیزیک نمی‌توانید دوچرخه‌سواری کنید، نمی‌توانید با خواندن جزوه‌های آموزشی ابرپیشگو شوید. آموختن نیازمند انجام دادن است و بازخورد خوبی که هیچ ابهامی باقی نمی‌گذارد که آیا در حال پیشرفت هستید یا در مسیر ناکامی قرار دارید. همچنین به خاطر داشته باشید که تمرین، فقط این نیست که مراحل کار پیشگویی را یک‌به‌یک انجام دهید یا معمولاً اخبار را بخوانید و احتمالاتی را استخراج کنید. اَبَرپیشگویی، همانند تمامی دیگر تخصص‌ها، محصول تمرینی عمیق و آگاهانه است. 

دراین پرونده بخوانید ...