شناسه خبر : 51286 لینک کوتاه
تاریخ انتشار:

رنسانس تحول

هوش مصنوعی در ایران راه به کجا می‌برد؟

 

نیلوفر نیاورانی / نویسنده نشریه 

هوش مصنوعی به‌عنوان یکی از پیشروترین فناوری‌ها با سرعتی فزاینده در حال تحول و دگرگونی است. ایران، در جایگاه کشوری در حال توسعه، نیازمند درک عمیق از مسیرهای آینـده ایـن فنـاوری و برنامـه‌ریزی راهبـردی بـرای بهره‌گیری بهینه از آن است. این مطالعه با هـدف بررسـی آینـده توسـعه هـوش مصـنوعی در ایـران، بـا رویکرد سناریونویسی ساختاری در افق ۱۴۱۴ انجام شده است. برخلاف مطالعات پیشین که بیشتر بر حوزه‌هایی خاص از هــوش مصــنوعی متمرکــز بودنــد، ایــن پــژوهش بــا نگــاهی جــامع و در ســطح ملــی، نخســتین چهــارچوب سناریونویسی مبتنی بر تحلیل ساختاری را که به تدوین چهار سـناریوی خلأ هـوش مصـنوعی، رنسـانس هوش مصنوعی، سراب هوش مصنوعی و معاملات هوش مصنوعی منجر شد ارائه می‌دهد. این سناریوها بر پایه تحلیل پیشران‌های کلیدی همچون سیاست‌ها و حمایت‌های دولتی، زیرساخت‌های پیشرفته فناوری، چالش‌های تکینگی فناورانه، تاثیرات ژئوپلیتیک، رصدخانه‌ها و شتاب‌دهنده‌های فناوری و نیز کاربردهـای هـوش مصنوعی در صنایع تدوین شده‌اند. نتایج نشان می‌دهد که آینده توسعه هوش مصنوعی در ایران تـا حد زیادی به حمایت‌های دولتی و توسعه زیرساخت‌های مناسب وابسته اسـت. سـناریوهای بحرانـی نیازمنـد مداخله‌های فوری در سیاست‌گذاری ملی است، درحالی‌که سناریوهای مطلـوب فرصـت‌هایی را بـرای توسـعه پایدار هوش مصنوعی در کشور فراهم می‌کنند. این سناریوها می‌توانند مبنای طراحی استراتژی‌های سیاستی مشخص مانند تدوین نقشه راه ملی توسعه هوش مصنوعی و بازطراحی نظام‌های حمایتی فناورانه قرار گیرنـد و چهارچوبی تحلیلی برای تصمیم‌گیری در شرایط عدم قطعیت فراهم کنند.

پیش‌بینی آینده

هوش مصـنوعی بـه‌عنوان یکـی از فناوری‌های کلیـدی و تحول‌آفرین در انقلاب صـنعتی چهارم، نقشی فزاینده در شکل‌دهی به آینده جوامع ایفا می‌کند. این فنـاوری بـا قابلیت‌هـای بی‌سابقه در پردازش داده، یادگیری ماشینی و تصمیم‌گیری هوشمند، در حال تغییـر بنیـادین بسیاری از عرصه‌های اجتماعی، اقتصادی، علمی و امنیتی است. برخلاف برخی از فناوری‌های نوظهور که رشد آنها تدریجی است، توسـعه هـوش مصـنوعی بـا سـرعتی نمـایی در حـال گسترش است و دولت‌ها، صنایع و نهادهای علمی جهان به‌طرزی فزاینده برای بهره‌گیری راهبردی از آن برنامه‌ریزی می‌کنند (تراجیلو کابزاس، ۲۰۲۴). تحولات فناورانه همـواره در بستری از تغییرات سیاسـی و بی‌ثبـاتی محیطـی رخ می‌دهنـد.  در این میان، ایران در جایگاه کشوری در حال توسعه، با چالش‌ها و فرصت‌های خـاص خود در مسیر بهره‌برداری از این فناوری روبه‌رو است. درحالی‌که ظرفیت‌های علمی، نیروی انسانی متخصص و برخی زیرسـاخت‌های فنـی در کشـور وجـود دارد، امـا نبـود چشـم‌انداز کلان و رویکرد آینده‌نگرانه در سیاست‌گذاری‌ها مـی‌توانـد موجـب گسسـت راهبـردی در توسعه هوش مصنوعی شود. در جهانی که با مولفـه‌هایی نظیـر بی‌ثباتی، عدم قطعیت، پیچیدگی و ابهام فزاینده روبـه‌رو اسـت، در پیش گرفتن رویکـردی فعالانـه و نظام‌مند برای مواجهـه بـا تحولات فناورانـه، بـه‌ویژه در حـوزه هـوش مصـنوعی، ضـرورتی انکارناپذیر به‌شمار می‌آید. در این راستا، توجه به عدم قطعیت‌هـا و پیش‌بینی‌ناپذیری پذیرش و توسعه هوش مصـنوعی، از مهم‌تـرین ملاحظـات در برنامـه‌ریزی آینده است. تحلیل فرصت‌ها و تهدیدهای ناشی از این عدم قطعیت‌ها، می‌تواند مسیر توسعه و اجرای موثر این فناوری را سهولت بخشد. بر اسـاس نظریـه‌های پیشـرو در آینده‌پژوهی، نظریـه سـه‌گانگی آینده‌ها (آینده‌های ممکن، محتمل و مطلوب) بر این اصل استوار است که آینـده صـرفاً امتـداد خطـی گذشـته نیســت، بلکــه نتیجه تعامــل پیچیده‌ای از رونــدهای ســاختاری، انتخاب‌های راهبــردی و ارزش‌های اجتمــاعی اســت. همچنــین، نظریــه تحلیــل لایــه‌ای علت‌هــا (CLA) با تفکیک چهار سطح تحول شـامل رویـدادها، سـاختارها، گفتمان‌ها و اسطوره‌ها امکان واکاوی لایه‌های عمیق‌تر تغییرات اجتماعی و فناورانه را فراهم مـی‌کند. در کنــار ایــن رویکردهــای مفهــومی، مــدل تحلیلــی STEEP (عوامــل اجتمــاعی، فناورانــه، اقتصــادی، زیســت‌محیطی و سیاســی) بــه‌عنوان چـهـارچوبی ســاختارمند در ادبیــات آینده‌پژوهی، بستر شناسایی پیشران‌های کلان و طراحـی سـناریوهای چندگانـه را مهیا می‌کند. ترکیب ایـن الگو‌ها بـا رویکـرد سناریونویسـی سـاختاری مبتنی بر تحلیل روابط متقابل پیشران‌ها، امکان مواجهه راهبردی با عدم قطعیت‌های محیطـی را فراهم می‌کند. رویکرد سناریونویسی روشی سیسـتماتیک و مشارکتی برای شناسایی، تحلیل و آمادگی در برابر آینده‌های محتمل است. این رویکرد نـه برای پیش‌بینی آینده، بلکه برای کـاهش غافـلگیـری و افـزایش تاب‌آوری در برابـر عـدم قطعیت‌ها طراحی شده است. این رویکرد بستر ترسـیم طیـف گسترده‌ای از آینده‌های باورپذیر را مهیا می‌کند و سیاست‌گذاری و برنامه‌ریزی مبتنـی بـر چنین سناریوهایی، موجب افزایش دقت و قابلیت اطمینان تصمیمات خواهـد شـد. از سـوی دیگــر، بهره‌گیری از آینده‌نگاری ســناریومحور، پژوهشــگران را در تــدوین راهبردهــای کارآمد برای مواجهه با تحولات آینده یـاری خواهـد کـرد. ازاین‌رو، بررسی آینده توسعه هـوش مصـنوعی در ایـران و شناسـایی مسـیرهای محتمـل آن می‌تواند به سیاست‌گذاران و تصمیم‌گیران در برنامه‌ریزی برای آینده‌ای پایـدار و کارآمـد کمک کند. با وجود پژوهش‌های متعدد بین‌المللـی دربـاره آینـده هـوش مصـنوعی کـه نقـش ایـن فناوری را در دگرگونی ساختارهای اقتصادی، اجتماعی و صنعتی کشورها تحلیل کرده‌اند، در ادبیـات داخلی هنوز رویکردی یکپارچه و مبتنی بر سناریونویسی برای آینده توسعه هوش مصنوعی در سطح ملی دیده نمی‌شود.   حال، با توجه به اینکه مطالعـات محـدودی در حوزه‌های مـرتبط بـا آینده‌پژوهی هـوش مصنوعی در ایران انجام شده است، اما بررسی‌های انجام‌شده حـاکی از آن اسـت کـه تـاکنون پژوهشی که به‌طور خاص، یـک چهـارچوب آینده‌پژوهی جـامع را بـا رویکـرد سناریونویسـی ساختاری، به‌منظور تحلیل مسیرهای محتمل توسعه هوش مصنوعی در سطح ملـی مطرح کند، در ادبیات پژوهشی یافت نشده است. ازاین‌رو، مطالعه حاضر با نگاهی جامع بـه آینـده توسـعه هوش مصنوعی در ایـران و بـا بهره‌گیری از رویکـرد سناریونویسـی، سـعی در پر کردن ایـن شکاف تحقیقاتی دارد؛ بنـابراین، هـدف اصـلی ایـن مطالعه، شناسـایی و تعیـین پیشران‌های کلیدی و اثرگذار در 10 سال آتی توسعه هوش مصنوعی در ایران، بـه‌منظور تعریـف سـناریوهای محوری و ترسیم آینده‌ای بدیل برای توسعه هوش مصنوعی در کشور است. این کار با هـدف نهایی حرکت به سمت فناوری‌های نوظهور و پیشرفته در ایـران و کمـک بـه توسـعه پایـدار و همه‌جانبه کشور صورت می‌گیرد؛ به‌عبارت‌دیگر، ایـن مطلب تلاش می‌کند بـا ارائـه یـک چهارچوب پیشنهادی و سـناریوهای مبتنـی بـر آن، بسـتری را بـرای برنامـه‌ریزی اسـتراتژیک و سیاست‌گذاری آگاهانه در حوزه هوش مصنوعی فراهم کند تا از این طریـق، ضـمن کـاهش عدم قطعیت‌ها، به توسعه هدفمند و اثرگذار این فناوری در راستای منافع ملی کمک کند. 

 تدوین سناریوها

در ایـن بخش تلاش شـده اسـت، توصیف و روایـت داسـتانی هـر سـناریو، بــا بهره‌گیری از یافته‌هـای مطالعات نهایــی شــود. در نگـارش ســناریوها کوشـش شـد، تحلیلـی نظام‌مند از وضعیــت هــر یــک از پیشران‌ها و عوامــل کلیــدی مرتبـط بـا آن پیشـران، در فضـای هـر یـک از سـناریوها به‌دسـت آیـد.

سناریوی اول: خلأ هوش مصنوعی  

 این سناریو ترسیم‌گر آینده‌ای نگران‌کننده برای توسعه هوش مصنوعی در ایران تا افق ۱۴۱۴ است. در این چشـم‌انداز، مجموعـه‌ای از موانـع سـاختاری، نهـادی و فناورانـه موجب توقف روند رشد هوش مصنوعی می‌شـوند. در بـازه زمـانی ابتـدایی (۱۴۰۴ تا ۱۴۰۶)، بـا کاهش حمایت‌های دولتی و نبود سیاست‌های هماهنـگ، سرمایه‌گذاری‌ها کـاهش‌یافتـه و مراکز نوآوری با بحران مالی مواجه مـی‌شـوند. تـا سـال ۱۴۰۸، مهـاجرت نخبگـان فنـاوری شدت می‌گیرد و گسست همکاری‌های بین‌بخشـی‌ِ نـوآوری را تضـعیف مـی‌کنـد. از سـال ۱۴۰۹ به بعد، به‌واسطه نبود راهبرد ملی منسجم، ایران از پروژه‌های جهانی هـوش مصـنوعی حذف ‌شده و محدودیت‌های ژئوپلیتیک، انزوای فناورانه کشور را تشدید می‌کند. در همین بازه، زیرساخت‌های کلیدی همچون فضای ابری و توان پردازشی ملی به حد بحرانی رسیده و توسعه هوش مصنوعی در صنایع به‌ویژه بهداشت، انرژی و امنیت با کنـدی شـدید مواجـه می‌شود. چالش‌های تکینگی فناوری، مانند نبود چارچوب‌های اخلاقی و امنیتـی، خطراتـی همچون نقض حریم خصوصی و پذیرش پایین را در پی دارند. نقطه چـرخش منفـی اصـلی این سناریو در سال ۱۴۱۰ رخ می‌دهد، زمـانی کـه بـا تـداوم ضـعف زیرسـاختی و سیاسـی، پذیرش هوش مصنوعی در بخش عمومی و صنعتی به حداقل می‌رسـد. ایـن نقطـه شکسـت موجب می‌شود اکوسیستم نوآوری کشور به حالت رکود سـاختاری برسـد. تـا سـال ۱۴۱۴، ایران در مقایسه با کشورهای جهان در توسعه هوش مصنوعی دچار عقب‌ماندگی راهبـردی می‌شود. این سناریو هشداردهنده است و لزوم مـداخلات سـریع سیاسـت‌گذارانه را برجسـته می‌کند.  

سناریوی دوم: رنسانس هوش مصنوعی  

این سناریو، بازه زمانی ۱۴۰۴ تا ۱۴۱۴ را پوشش می‌دهد و نمایانگر آینده‌ای مطلـوب و پیشرفته برای توسعه هوش مصنوعی در ایران است. در این مسیر، مجموعـه‌ای از تحولات هماهنگ و سیاست‌گذاری‌های دقیق موجب جهش فناورانـه در سـطح ملـی شده‌اند. نقطـه آغاز این سناریو از سال ۱۴۰۴ با تـدوین راهبـرد ملـی تحـول دیجیتـال و تخصـیص بودجـه هدفمند به حوزه هوش مصنوعی شکل می‌گیرد. نقطه چرخش اصلی سناریو در سـال ۱۴۰۸ روی می‌دهد؛ جایی که با شکل‌گیری یک ائتلاف بین‌المللـی فناورانـه، ایـران بـه عضـویت شبکه‌های جهانی داده و استانداردهای اخلاقی هوش مصنوعی درآمـده و مـوج دوم توسـعه به‌واســطه انتقــال فنــاوری و جــذب نخبگــان آغــاز مــی‌شــود. شــش پیشــران کلیــدی شــامل سیاست‌های حمایتی قوی دولت، زیرساخت‌های فناوری مدرن (ابررایانه، 5G، پلت‌فرم‌های پــردازش داده)، مــدیریت هوشــمند چالش‌هــای تکینگــی، تعاملات ژئــوپلیتیک مثبــت، رصدخانه‌های ملـی و مراکـز شتاب‌دهی نـوآوری و کـاربرد گسـترده هـوش مصـنوعی در صنایع اولویت‌دار (بهداشت، مالی، انرژی، تولید) بستر را بـرای شـکل‌گیری یـک اکوسیســـتم باثبـــات فـــراهم مـــی‌کننـــد. در ایـــن دوره، سیاســـت‌های دولـــت به سمت سرمایه‌گذاری‌های کلان و حمایت از پروژه‌های کاربردی هـدایت مـی‌شـوند؛ شـرکت‌های نوپا در فضای امن حقوقی و اقتصادی رشد کرده و بازارهـای منطقـه‌ای و جهـانی را هـدف قرار می‌دهند. تا سال ۱۴۱۲، ایـران بـا بـه‌کارگیری هـوش مصـنوعی در زنجیره‌های تـامین، مدیریت منابع، خدمات عمومی و مراقبت‌های سلامت توانسته است بهره‌وری ملی را بـه‌طور محسوس بالا ببرد. افق نهایی این سناریو در سال ۱۴۱۴ تحقـق جایگـاه ایـران بـه‌عنوان یک قدرت نوظهور فناورانه در منطقه است. این سـناریو بـا تکیـه بـر منطـق سیاسـتی توسـعه پایدار، هماهنگی میان پیشران‌ها و مدیریت هوشمند چالش‌های فناورانه، الگویی آرمان و الهام‌بخش برای تصمیم‌گیران در سطوح ملی و بخشی ارائه می‌دهد.

سناریوی سوم: سـراب هـوش مصـنوعی  

این سناریو، آینده‌ای محتمل، اما چالش‌برانگیز را برای توسعه هوش مصنوعی در ایران ترسیم می‌کند که از سال ۱۴۰۴ آغازشده و تا افق ۱۴۱۴ ادامه می‌یابد. ایـن مسـیر، نمایـانگر حالتی است که در آن هوش مصنوعی در ایران نـه بـا فروپاشـی مواجـه اسـت و نـه جهشـی بــزرگ را تجربــه مــی‌کنــد، بلکــه به‌صــورت تــدریجی، نــامتوازن و همــراه بــا نوســانات و وابستگی‌های خارجی گسترش می‌یابد. نقطه آغاز این سناریو، اجرای پراکنده سیاسـت‌های حمایتی دولت در اوایل دهه ۱۴۰۰ است؛ سیاست‌هایی که بدون انسجام و بدون وجود یک نقشه راه ملی، به‌صورت مقطعی و بدون ارتباط ساختاری با یکـدیگر اجرایی مـی‌شـوند. این وضعیت، موجب کـاهش اثربخشـی اقـدامات شـده و شکاف‌های زیرسـاختی را در کشور تشـدید مـی‌کنـد. بین سال‌های ۱۴۰۷ تـا ۱۴۰۹، برخـی سرمایه‌گذاری‌های محــدود داخلــی و پروژه‌های آزمایشــی در حوزه‌های خــاص ماننــد کشاورزی، سلامت و خودروسازی آغاز مـی‌شـوند. ایـن پروژه‌ها اغلب در کلانشـهرها و مراکز رشد فناوری متمرکز بوده و سایر مناطق کشور از دسترسـی برابـر محـروم مـی‌ماننـد. وابســتگی بــه شــرکت‌ها و فناوری‌های خــارجی، بــه‌ویژه در بخــش نرم‌افزار و داده‌های آموزش‌یافته همچنان ادامـه دارد. چالش‌هـای مربـوط بـه تکینگـی فناورانـه در ایـن سـناریو به‌طور نسبی و از طریق نظارت‌های موضعی مدیریت می‌شوند، اما چهارچوب‌های اخلاقی و قانونی فراگیر شکل نمی‌گیرند. درنتیجه، ایمنی و اعتماد عمومی نسبت به برخی کاربردهای هوش مصنوعی پایین باقی می‌مانـد. در افـق نهـایی (۱۴۱۴)، ایـران بـا چشـم‌اندازی مـبهم از هــوش مصــنوعی مواجــه اســت: در برخــی صــنایع خــاص پیشــرفت‌هایی به‌دست می‌آید، امــا زیرساخت ملی، دسترسی به داده، سیاست‌گذاری و حکمرانی یکپارچه بر هـوش مصـنوعی هنوز شکل نگرفته است. ازنظر منطقه‌ای، رقابت‌پذیری ایران در این حوزه محـدود مانـده و توســعه هــوش مصــنوعی بیشــتر جنبــه کــاربردی دارد، نــه راهبــردی. ایــن ســناریو بــرای سیاست‌گذاران یادآور این نکته است که رشد تدریجی بدون انسجام و زیرساخت منسـجم، ممکن است به‌نوعی از «سراب پیشرفت» بینجامد که در آن حرکت وجود دارد، امـا مقصـد روشــنی دیده نمــی‌شــود. بــرای اجتنــاب از ایــن موضوع، نیــاز بــه یــک بــازطراحی عمیــق در سیاست‌های حکمرانی دیجیتال و بازمهندسی زیرساخت‌های پشتیبان احساس می‌شود.

سناریوی چهارم: معاملات هوش مصنوعی  

این سناریو آینده‌ای میان‌مدت و نسبتاً واقع‌گرایانه از توسعه هوش مصـنوعی در ایـران ترسیم می‌کند که از سال ۱۴۰۴ آغازشده و تا افق ۱۴۱۴ ادامه پیدا می‌کند. در این مسیر، ایـران به‌جای رویکرد انزوایی یا جهش‌های فناورانه، با انتخاب راهبـرد همکاری‌های بین‌المللـی، رشد متوازن و چندلایه‌ای را تجربه می‌کند. نقطه شروع این سناریو (۱۴۰۴ تا ۱۴۰۶)، تـداوم حمایت‌های دولتی پراکنـده، امـا مـوثر در برخـی حوزه‌هاست؛ گرچـه سیاسـت‌ها هنـوز بـه انسجام کامل نرسیده‌اند، اما حمایت‌هایی همچون تخصیص بودجه‌های پروژه‌محور، تسـهیل صدور مجوزهای فناوری و معافیت‌های مالیاتی برای شرکت‌های فعال در هوش مصـنوعی، نقش‌آفرینی کرده‌اند. در میانـه راه (۱۴۰۶ تـا ۱۴۱۰)، همکاری‌های منطقـه‌ای و بین‌المللـی تقویت می‌شوند؛ ایران با پیوستن به پروژه‌های مشترک در حوزه امنیت سایبری، پلت‌فرم‌های ابری و اشتراک داده‌ها در محیط‌های دانشگاهی به‌تدریج جایگاه خود را در زنجیـره ارزش جهانی تثبیت می‌کند. در همین زمان، شتاب‌دهنده‌ها و مراکـز نـوآوری در مراکـز استان‌ها توسعه می‌یابند و حمایت هدفمند از استارت‌آپ‌های مبتنی بر هوش مصنوعی آغـاز مـی‌شـود. در مرحله تثبیت نهایی (۱۴۱۰ تـا ۱۴۱۴)، زیرسـاخت‌های فنـاوری پـردازش داده و رایـانش ابری با سرمایه‌گذاری مشـترک بخـش خصوصـی-دولتـی تقویـت مـی‌شـوند. کاربردهـای هوش مصنوعی در حوزه‌هایی نظیـر انـرژی، بهداشـت، حمل‌ونقـل و کشـاورزی بـه سـطح بهره‌برداری صنعتی مـی‌رسـند. نقـاط چـرخش کلیـدی در ایـن دوره عبارت‌اند از: امضـای توافق‌نامه‌های انتقال فناوری با کشورهای دوست؛ توسعه نخستین مرکز ملی ‌ابرپردازش ابری؛ همچنــین، تــدوین نخستین دســتورالعمل‌های حقــوقی مربــوط بــه اخلاق هــوش مصــنوعی بــا همکاری سازمان نظام صنفی رایانه‌ای. در ایـن سـناریو، برخلاف سـناریوی «سـراب هـوش مصنوعی» که رشد ناپیوسته دارد و برخلاف سناریوی «رنسانس هوش مصنوعی» که به‌نوعی آرمانی است، توسعه بر مبنای همکاری بین‌المللـی و توزیـع متـوازن منـابع در سـطح کشـور انجام می‌شود. این مسیر با توجه بـه ظرفیت‌هـای فعلـی ایـران، گزینـه‌ای محتمـل و تحقق‌پذیر به‌شمار می‌آید کـه در صـورت مـدیریت هوشـمندانه، مـی‌توانـد ایـران را بـه یکـی از بازیگران مهم در اکوسیستم منطقه‌ای هوش مصنوعی تبدیل کند.

* این متن برگرفته از متن تحقیق حسین محبی و سعید طرفی است. 

دراین پرونده بخوانید ...