مصاحبه شغلی
بدترین راه برای انتخاب افراد
اگر مجبورید راهی بسیار بد برای اتخاذ یک تصمیم مهم انتخاب کنید، احتمالاً به سراغ مصاحبههای شغلی رایج میروید. شما باید در یک پنجره زمانی کوچک تواناییها و شخصیت یک فرد کاملاً غریبه را بشناسید و سپس تعهد بدهید که چند دهه دوام میآورد. برخی داوطلبان آنقدر عصبی هستند که اگر از آنها بپرسید سفرشان چگونه بوده است دچار حمله عصبی خواهند شد. همه وانمود میکنند کسی دیگر هستند.
بیشتر پرسشهای شما کاملاً پیشبینیپذیر هستند و اکثر پاسخها از قبل تمرین شدهاند. ممکن است برای خارج کردن داوطلبان از محیط امنشان یک یا دو سوال بپرسید که به هیچ چیز ربط ندارند. مثلاً میپرسید اگر شما یک گربه بودید که داخل ماشین لباسشویی گیر افتاده است چگونه از آن فرار میکردید؟ یا اگر از عیسی مسیح بپرسند دوست دارد با چه کسی در ضیافت شام باشد چرا او باید شما را انتخاب کند؟ حتی با وجود این پرسشهای عجیب، گسترش هوش مصنوعی باعث میشود شما نتوانید مطمئن باشید کسی که به شما پاسخ میدهد واقعاً یک انسان است. جاناتان بلک، مدیر واحد خدمات اشتغال در دانشگاه آکسفورد، داستان دانشجویی را نقل میکند که از کارفرما خواسته بود سوالش را تکرار کند، چون کامپیوتر آن را نشنیده است. علاوه بر همه اینها، یادتان میآید که هنوز ناهار نخوردهاید، درحالیکه پنج مصاحبه دیگر پیشرو دارید. شاید مصاحبه فرآیندی ناموفق به نظر برسد، اما واقعیت پیچیدهتر از اینهاست. هنوز ادعا میشود که مصاحبهها مفیدترین بخش یک فرآیند استخدام هستند. اما باید مصاحبه را بهدرستی انجام داد و نقایص آنها را برطرف کرد. پژوهشگران تلاش میکنند اعتبار روایی فرآیندهای انتخاب را اندازه بگیرند. آنها به این منظور نمراتی را که داوطلبان موفق در جریان تقاضای شغل گرفتهاند با عملکردشان در شغل جدید پیوند میزنند. تحلیل کلی اینگونه پژوهشها که از سوی پل ساکت از دانشگاه مینهسوتا و همکارانش در سال ۲۰۲۲ انتشار یافت به این نتیجه میرسد که مصاحبههای شغلی ساختاربندیشده بیشترین قابلیت پیشبینی را در میان دیگر روشهای استخدام دارند و حتی جلوتر از مراکز ارزیابی یا آزمونهای روانسنجی عمل میکنند.
اما برای تایید مصاحبهها باید دو مورد احتیاطی را در نظر گرفت. اولین مورد به اهمیت کلمه «ساختاربندیشده» مربوط میشود. طبق گفته وینفرد آرتور از دانشگاه تگزاس، این عبارت اغلب بهمعنای مجموعهای استانداردشده از پرسشهای مرتبط با شغل است که در اختیار داوطلب قرار میگیرند و هرکدام براساس یک نظام پذیرفتهشده نمرهای دارند (به عبارت دیگر، شما هنوز میتوانید پرسش مربوط به گرفتاری گربه در ماشین لباسشویی را مطرح کنید، اما بهتر است بهخوبی بدانید پاسخ خوب چیست و چرا). یک مصاحبه بدون ساختاربندی که در آن مدیر استخدامکننده بیهدف مطالب را مطرح میکند و سپس از روی هوا و هوس تصمیم میگیرد حتی به اندازه نصف یک مصاحبه ساختاربندیشده قابلیت پیشبینی ندارد. افراد آنقدر درباره مزایای مصاحبههای ساختاربندیشده میگویند که نمیدانیم چرا این مصاحبهها بیشتر از این فراگیر نشدهاند. شاید مصاحبهکنندگان نگران آناند که پرسشهای پیشبینیپذیر احتمالاً اطلاعات کمتری را استخراج میکنند. با وجود این، حتی بنگاههای موفق مانند آمازون از طریق متعارف خارج میشوند و به داوطلبان میگویند که در مصاحبه باید منتظر چه پرسشهایی باشند. شاید هم مدیران زمان و اندیشه کافی را برای یک فرآیند واقعاً جدی صرف نمیکنند، هرچند یک استخدام بد از هر تصمیم غلط دیگر بیشتر مایه تاسف خواهد شد. آقای آرتور در توضیح میگوید که مصاحبههای ساختاربندیشده احساس عاملیت را از مصاحبهکنندگان میگیرد. آنها میگویند: «شما به ما میگویید که نمیتوانید پرسشهای مورد نظرتان را مطرح کنید. این چه حرفی است؟ پس من چرا مدیر شدهام؟»
دومین مورد احتیاط آن است که حتی مصاحبههای نظاممند هم نمیتوانند چگونگی عملکرد آینده داوطلبان را پیشبینی کنند. طبق گفته کریس هارتول از دانشگاه ایالتی یوتا، پژوهشها نشان میدهند که کمتر از ۲۰ درصد از عملکرد واقعی شغلی فرد را میتوان به نمراتش در یک مصاحبه ساختاربندیشده نسبت داد. بنابراین منطقی است که ارزیابیهای دیگری مانند آزمونهای خاص شخصیتی، نمونههای کاری و موارد مشابه مورد ارزیابی قرار گیرند. آقای هارتول میگوید که مجموعهای از مقیاسها میتوانند ۳۰ تا ۴۰ درصد از عملکرد نهایی داوطلب را پیشبینی کنند. او این نتیجه را «نه عالی و نه بد» میداند. دلیل این کار آن است که هیچ روش قطعی برای قضاوت درباره یک داوطلب شغلی غریبه وجود ندارد. بنگاهها میتوانند پس از استخدام فرد با آموزشهای صحیح و در حین کار او را به سمت موفقیت سوق دهند. آنها میتوانند در برنامههای کارآموزی سرمایهگذاری کمتری داشته باشند، یا کارکنان موجود را تشویق کنند که موقعیتهای خالی را پر کنند. به این ترتیب آنها مطمئن میشوند که افرادی آشنا متقاضی شغل هستند. اما اگر شما با یک غریبه مصاحبه میکنید بهتر است که یک متن مشخص، یک نظام نمرهدهی و حس زیاد واقعگرایی داشته باشید. تردید نکنید.