عشق موفقیت
مدیران چه نقشی در تغییر قیمت سهام شرکتها دارند؟
در مورد شرکتهای معظمی که مدیرشان آنها را به خاک سیاه نشانده یا شرکتهای بزرگی که تا لبه پرتگاه ورشکستگی رفتهاند، اما خصلتهای فردی یک مدیر آنها را از خاک بلند کرده است، بسیار شنیدهایم. استیو جابز، چطور اپل را به اوج رساند، یا مدیران نوکیا، جنرالموتورز، بلکبری و... چگونه شرکتهایشان را به حضیض شکست کشاندند. مطالعات بسیاری انجام شده که نشان میدهد ریزش قیمت سهام همیشه به متغیرهای کلان اقتصادی، سیاستهای پولی یا شوکهای بیرونی نسبت داده میشود و نقش عامل انسانی کمتر در نظر گرفته میشود. مهمترین نقش عامل انسانی را مدیرعامل ایفا میکند؛ فردی که تصمیمها، رفتارها و ویژگیهای شخصیتیاش میتواند مسیر یک شرکت را تغییر دهد. رحمتالله آزاد، یحیی کامیابی و مهدی خلیلپور در پژوهشی که در فصلنامه اقتصاد مالی منتشر شده است، به این پرسش پاسخ میدهند که ویژگیهای رفتاری مدیرانعامل چگونه از خطر ریزش قیمت سهام جلوگیری میکنند؟
چه ویژگیهایی مدیران را برتری میدهد؟
هریک از ویژگیهای رفتاری مدیران عامل از جمله؛ خوشبینی، توانایی، دوره تصدی و سن مدیریت میتواند در بهبود عملکرد مالی شرکت و نوع تصمیمات آنها در سازمان تاثیرگذار باشد. سن بر پویایی اجتماعی اثر دارد که بر بازدههای سازمانی مختلف مانند عملکرد سازمانی، تعارض و ترک شغل اثرگذار است. دوره تصدی معیاری برای سنجش میزان افق تصمیمگیری مدیران عامل بهشمار میآید. در این پژوهش بر شاخصهای سن، توانایی، دوره تصدی و خوشبینی مدیریت بهعنوان ویژگیهای رفتاری مدیران تمرکز شده است.

نقش مدیران در بازار سهام
تغییر قیمت سهام در بازار امری عادی تلقی میشود، اما موضوعی که همواره به نگرانی سرمایهگذاران دامن زده است، تغییرات ناگهانی قیمت سهام است که تحت تاثیر وجود مدیرانی است که از توانایی و مهارتی بالا برخوردارند. هر چقدر مدیران تواناتر باشند بهتر میتوانند اخبار بد شرکت را در راستای دستیابی به منافع خود مدیریت کنند. غنا بخشیدن به کمیتههای حسابرسی میتواند در بازارهای نوظهور، بهویژه ایران، بیانگر ویژگیهای آن در بهبود کیفیت کنترل داخلی و تعادل قدرت مدیرعامل در شرکتهای ایرانی باشد. مدیریت جدید ممکن است فقط به دلیل اینکه شرکت در جستوجوی ایدههایی نوین است که با رویهها و سیاستهای مدیریت پیشین سازگاری ندارد، افراد جدیدی را برگزیند و همکاریاش را با افرادی ادامه دهد که از قبل با آنها کار میکرده است. خوشبینی یکی دیگر از مفاهیم مهم مالی رفتاری مدرن است که سبب میشود انسان دانش و مهارت خود را بیشازحد تخمین بزند و پیشبینی وی از احتمال وقوع پدیدهها افراطگونه یا تفریطی باشد. خوشبینی یکی از ویژگیهای مهم شخصیتی مدیران است که با ریسکپذیری نسبت دارد. مطالعات نشان دادهاند که شرکتهایی که مدیران خوشبین دارند، سیاست مالی تهاجمی در پیش میگیرند که موجب میشود نسبت اهرم مالی بیشتر باشد. خوشبینی مالی رفتاری مدرن است که هم در نظریههای مالی و هم در روانشناسی جایگاهی ویژه دارد.
افزایش در قیمت سهام اغلب تدریجی است و رخ دادن آنها زمان زیادی طول میکشد، درحالیکه سقوط قیمت سهام اغلب در زمانی کوتاه و بهسرعت رخ میدهد، بهطوریکه اغلب تغییرات عمده و شدید در قیمت سهام مربوط به کاهش و سقوط قیمت سهام بوده تا افزایش آنها. سقوط قیمتها و دغدغههای سرمایهگذاران پیرامون افتهای سریع و ناگهانی قیمت سهام، موجب جلب توجه پژوهشگران به ریسک سقوط قیمت شد و همواره این اعتقاد وجود داشته که با شناسایی مولفههای اثرگذار و تلاش در جهت کاهش ریسک سقوط قیمت سهام؛ تعادل و توازن در بازارهای سرمایه بهبودیافته و به تقویت سرمایهگذاری منجر میشود. در دیدگاه مبتنیبر منابع که یکی از نظریههای پرکاربرد در توضیح تفاوت عملکرد و نتایج سازمانهاست، توانایی مدیریت منبعی باارزش است که دستیابی به مزیت رقابتی پایدار را برای شرکتها امکانپذیر میکند. توانایی؛ خصلتی باثبات و شمول گسترده را در بر میگیرد که موفقیت شخص را در دستیابی و نهایت عملکرد در مشاغل فیزیکی و فکری در پی دارد. در تعریفی دیگر، توانایی مدیریت را کارایی مدیران نسبت به رقبا در تبدیل منابع شرکت به درآمد توصیف میکنند. از مدیر توانمند انتظار میرود استانداردهای حسابداری را بهتر درک کند، در نتیجه نامتقارنی اطلاعات را کاهش دهد. مدیریت نقشی تعیینکننده در افزایش بازدهی و بهرهوری شرکتها دارد. در دنیای رقابتی امروز فشار زیادی برای دستیابی سریع به نتایج مطلوب و بهتبع آن تصمیمگیریهای سریع وجود دارد که مدیران در اجرای این مهم نقش مهمی ایفا میکنند و گاه در اثر نرسیدن به نتایج مطلوب در زودترین زمان ممکن تغییرات مدیریتی در سازمان صورت میگیرد. مدیران در ابتدای انتصاب به مسئولیت، دورهای غیرموثر را میگذرانند و پس از آن دوره تاثیر مثبت فعالیتهای آنان خود را نشان میدهد. حال اگر مدیران قبل از رسیدن به این دوره از سمت خود برکنار شوند هزینههای زیادی بر شرکت تحمیل خواهد شد. یکی از تضادهای میان مدیر و ذینفعان شرکت این است که افق تصمیمگیری مدیران کوتاهتر از افق سرمایهگذاری سهامداران است. ادعای مدیران نسبت به شرکت فقط محدود به دوره تصدی آنهاست. همین مسئله ممکن است موجب کاهش منافع سهامداران و ارزش شرکت شود. در این پژوهش اثر ویژگیهای رفتاری مدیران و تاثیر آن بر ریسک سقوط قیمت سهام بررسی شده است.
خوشبینی مدیران: خوشبینی یکی از انواع سوگیریهای رفتاری است که در پژوهشهای مالی رفتاری بهخوبی مستند شده است. بررسی دادههای گردآوریشده نشان میدهد هر چه سطح خوشبینی مدیران بیشتر باشد، میزان استفاده از روشهای تامین مالی خارجی نیز بیشتر میشود. خوشبینی، مدیران را از ارزیابی درست عملکرد شرکت بازمیدارد. مدیرانی که بسیار خوشبین هستند و در شرکتهای با سطح سرمایهگذاری کم فعالیت میکنند، سطح سرمایهگذاری شرکتها را بالا میبرند.
توانایی مدیران: مدیریت ناکارآمد، نداشتن آموزش، تجربه، توانایی و ابتکار عمل مدیران، بقای واحد تجاری را در عرصه رقابت و فناوری با چالش روبهرو میکند. مولفههای مدیریت ناکارا که به بحران مالی در سازمان دامن میزند عبارتاند از: ناتوانی در همگام شدن با تغییرات بازار و پیشرفتهای سریع فناوری، کنترل عملیاتی نامناسب (شامل نظارت بر بودجه، هزینهیابی محصولات، تعیین ارزش داراییها، پیشبینی جریانات نقدی)، توسعه بیشازحد، فروش ناکافی، قیمتگذاری نامناسب محصولات، هزینههای سربار و عملیاتی، سرمایه در گردش ناکافی و نقدینگی ضعیف، ساختار سرمایه نامتوازن، نداشتن پوشش بیمهای کافی، روشهای نامناسب حسابداری، رشد بیشازاندازه و کنترلنشده و... . توانایی مدیریت را میتوان بهعنوان کارایی مدیران نسبت به رقبا در تبدیل منابع شرکت به درآمد تعریف کرد. منابع تولید درآمد در شرکتها عبارتاند از: بهای موجودیها، هزینههای اداری و توزیع و فروش، داراییهای ثابت، اجارههای عملیاتی، هزینههای تحقیق و توسعه و داراییهای نامشهود شرکت. توانایی مدیریتی بالا میتواند به مدیریت کاراتر عملیات روزانه شرکت بینجامد، بهویژه در دورههای بحرانی عملیات که تصمیمگیریهای مدیریتی نقش پررنگی بر عملکرد شرکت دارد. مدیریت، فرآیند بهکارگیری اثرگذار منابع انسانی و امکانات مادی برای تحقق اهداف سازمانی است. تحقق این فرآیند با انجام وظایف اساسی مدیران، یعنی برنامهریزی، سازماندهی، هدایت، رهبری و کنترل و با توجه به نظام ارزشی حاکم بر سازمان امکانپذیر میشود.
دوره تصدی مدیران: در این مطالعه تمرکز بر روی مدیران ارشد شرکتهاست؛ برای مثال مدیرعامل و ارتباط افق تصمیمگیری آنها با عملکرد شرکت. ارتباطی روشن میان دوره تصدی مدیرعامل و مشکل مربوط به افق تصمیمگیری مدیر وجود دارد که مطالعات آن را اثبات کردهاند. علاوه بر این؛ اعتقاد بر این است که هر چقدر دوره تصدی مدیرعامل در شرکت طولانیتر باشد، مشکلات حادتر خواهد شد، زیرا دوره تصدی طولانیمدت وی موجب افزایش تمایل او در حفظ وضعیت موجود و مانع از بهکارگیری روشهای جدید و نوآورانه میشود. بر اساس این دیدگاه در این تحقیق، از تعداد سالهایی که مدیرعامل در شرکت فعالیت داشته است برای تعیین معیار دوره تصدی استفاده شده است. همچنین مدیران در دوره تصدی خود افق محدود دارند و بهجای ارتقای رشد شرکت بهدنبال منافع کوتاهمدت خود هستند، بنابراین شاخص قدرت مدیرعامل با اندازهگیری تعداد سالهایی که وی تصدی این سمت را بر عهده داشته بهدست میآید.
ادعای مدیران نسبت به شرکت محدود به دوره تصدی ایشان در شرکت است. مدیران پس از اینکه به این سمت منصوب میشوند، به این دلیل که دوره تصدی بلندمدتی را برای خود پیشبینی نمیکنند صرفاً در جهت منافع سهامداران حرکت نمیکنند، بلکه به منافع خود فکر میکنند. به همین دلیل ممکن است مدیران از سرمایهگذاری در پروژههای بلندمدت، به دلیل اینکه در دوره تصدی آنها به بازدهی نمیرسد خودداری کنند. به عبارت دیگر تصمیماتی که میتواند برای منافع شخصی مدیریت سودمند باشد، ممکن است از نظر شرکت تصمیمات بهینهای نباشد. دوره تصدی مدیرانعامل بیانگر تعداد سالهایی است که آنها در سمت مدیرانعامل از زمان انتصاب به این وظیفه مشغول هستند. هرچه دوره تصدی مدیرعامل طولانیتر شود، تاثیرگذاری بر عملیات شرکت بیشتر است و با توجه به موقعیت راهبردی خود کنترل بیشتری بر تصمیمات حاکمیت شرکتی دارد. بنابراین شاخص قدرت مدیرعامل با اندازهگیری تعداد سالهایی که وی تصدی این سمت را عهدهدار بوده به دست میآید.
سن مدیران: بهطور کلی این باور وجود دارد که سن و تجربه معیارهای خوبی برای نشان دادن رفتارهای یک مدیر هستند. در بسیاری از فرهنگها مردم سن را یکی از مولفههای تجربی میدانند. برخی مطالعات نشان دادهاند که سن، همراه با دیگر ابعاد زمانی، اثر شدیدی در شکلگیری طرز تلقی و رفتار مدیران ارشد در سازمان دارد. ازاینرو عامل جمعیتشناختی سازمانی مانند سن و مدت خدمت افراد سازمانی بهطور قابلتوجهی در شکلدهی فلسفه، طرز تلقی و رفتار رهبران در سازمان نقش دارد.
نمونههای داخلی
مطالعات بسیاری در مورد نقش رفتار مدیران بر عملکرد بورس وجود دارد؛ مثلاً در سال 1402 تحقیقی به تاثیر شاخص مدیران خرید صنعت بر شاخص قیمت سهام در ایران پرداخته است. نتایج حاکی از آن است که رابطه علیت یکطرفه از رشد شاخص مدیران خرید صنعت به رشد شاخص قیمت کل سهام و رشد شاخص قیمت سهام صنعت وجود دارد.
همچنین پژوهش «محافظهکاری حسابداری بر کوتهبینی مدیران بیشاطمینان: شواهد تجربی از شرکتهای پذیرفتهشده در بورس اوراق بهادار تهران»، نشان میدهد که محافظهکاری حسابداری در شرایط نبود اطمینان سبب رویکرد محتاطانه در سنجش درآمدها و داراییها میشود. همچنین نگرش کوتاهمدت مدیران بهمعنای دیدگاه سطحی در اندیشیدن، برنامهریزی و تصمیمگیری است که محدودیتی جدی بر سر راه تصمیمگیری ایجاد میکند. از سوی دیگر نیز بیشاطمینانی مفهومی است که بارها در تصمیمات سرمایهگذاری مشاهده میشود؛ به این معنا که افراد در مورد درستی قضاوتشان خوشبینی دارند و بهسختی ممکن است فکر کنند اشتباه میکنند. نتایج نشان داد، ارتباط معکوس و معناداری بین محافظهکاری حسابداری و نگرش کوتاهمدت مدیران بیشاطمینان وجود دارد. همچنین مطالعهای در مورد 129 شرکت از شرکتهای پذیرفتهشده در بورس اوراق بهادار تهران در بازه زمانی 1387 تا 1395 نشان میدهد که میان میزان انعطافپذیری حسابداری با رشد پیشبینی و خطای سود از سوی مدیریت رابطه مستقیم و معنادار وجود دارد. بهطوریکه شرکتهای با انعطافپذیری حسابداری بالا پیشبینی خوشبینانهتری نسبت به شرکتهای با انعطافپذیری پایین داشتهاند. همچنین شرکتهای با انعطافپذیری بالاتر از طریق دستکاری سود توانستهاند سود خالص را به بالاتر از سود پیشبینی برسانند و خطای پیشبینی سود آنها مثبت است، اما شرکتهای با انعطافپذیری حسابداری پایین به دلیل اثر تجمعی مدیریت اقلام تعهدی گذشته با محدودیت در دستکاری سود دوره جاری و دورههای آتی مواجه شدهاند، ازاینرو خطای پیشبینی سود آنها منفی است. مطالعهای به نام «تاثیر عامل رفتاری اطمینانبخش بیشازحد مدیران بر اثربخشی مدیریت ریسک» 115 شرکت پذیرفتهشده در بورس اوراق بهادار تهران را تجزیهوتحلیل میکند. نتایج این پژوهش بیانگر آن است که شیوههای مدیریت ریسک سازمانی تحت تاثیر سوگیریهای رفتاری و بیشاطمینانی مدیران بوده و اثربخشی خود را از دست خواهد داد، بنابراین اثر اطمینان بیشازحد مدیران بر مدیریت ریسک پذیرفته میشود.
نتایج چه میگویند؟
براساس تئوری نمایندگی، این امکان وجود دارد که مدیران در راستای منافع شخصی خود همچون تثبیت موقعیت شغلی، دریافت پاداش بیشتر، دریافت تسهیلات و...، بخواهند تصویر مطلوبتری از واحد تجاری به نمایش بگذارند و برای رسیدن به این هدف، اقداماتی انجام دهند که با هدف به حداکثر رساندن منافع سایر گروهها در تضاد باشد. در بازارهای با کارایی ضعیف، مدیران با محیط اطلاعاتی مبهمتری روبهرو هستند که میتوانند با ارائه اطلاعات خوشبینانهای که از نبود تقارن اطلاعاتی آنها و سرمایهگذاران ناشی میشود، اهداف از پیش تعیینشده خود را دنبال کنند. خوشبینی سبب میشود انسان، دانش و مهارت خود را بیشازحد و ریسکها را کمتر از حد تخمین زند و احساس کند بر مسائل و رویدادها نظارت دارد، درحالیکه ممکن است در واقعیت اینگونه نباشد. مرور ادبیات گذشته نشان میدهد که شفافیت اطلاعات ارائهشده از سوی شرکت، تحت تاثیر این ویژگی رفتاری مدیران قرار میگیرد و خوشبینی اغلب موجب کاهش کیفیت اطلاعات ارائهشده از سوی شرکت میشود. دانش، مهارتها و تواناییهای مدیران مهمترین سرمایه انسانی در سازمانهاست و مطالعه نقش آنها در عوامل موثر بر سازمان حائز اهمیت است و بهمنظور توسعه مهارتها و ویژگیهای موردنیاز برای ایجاد موقعیت مدیریت در سازمان انجام میشود. عملکرد مدیران یا تواناییهای مدیریتی در استفاده از منابع شرکت برای جلوگیری از کاهش قیمت سهام بسیار موثر است. یکی از مهمترین وظایف مدیریت، گرفتن تصمیمات درست است. گاهی اوقات تمام اطلاعات موردنیاز در دسترس است، اما ناتوانی مدیر برای تجزیهوتحلیل درست اطلاعات موجب گرفتن تصمیمات نادرست میشود. بنابراین، یک مدیر توانمند میتواند با استفاده از منابع تصمیمهای درست بگیرد و از منافع سازمان و بهدنبال آن، منافع همه ذینفعان شرکت حفاظت کند. انتظار میرفت که هرچه دوره تصدی مدیرعامل بیشتر شود و آنان تعداد سالهای بیشتری در سمت مدیریت حضور داشته باشند تاثیرگذاری بر عملیات شرکت بیشتر است و با توجه به موقعیت راهبردی خود نظارت بیشتری بر تصمیمات شرکتی دارد و این موضوع برای شرکت مزیت رقابتی و فرصتهای رشد را مهیا میکند و این یعنی عملکرد نامناسبی وجود ندارد که بخواهیم اطلاعات شرکتی را پنهان کنیم و به اطلاع استفادهکنندگان از اطلاعات نرسانیم. به بیان دیگر، میتوان ادعا کرد که با افزایش میزان دوره تصدی مدیرانعامل در شرکتهای پذیرفتهشده در بورس اوراق بهادار ایران، ریسک سقوط سهام در شرکت نیز کاهش یابد، البته نتایج پژوهش چنین موردی را نشان نداد که با یافتههای قبلی در تناقض است.