حس ششم
کتابی جدید و جسورانه درباره کشوری «زودرس»
ترجمه: جواد طهماسبی
آرویند سوبرامانیان، زمانی که از سال ۲۰۱۴ تا ۲۰۱۸ اقتصاددان ارشد دولت هند بود، کشف شگفتانگیزی انجام داد. او به طرزی غیرمنتظره مخاطبان زیادی را برای «بررسی اقتصادی» سالانه خود که در آستانه بودجه هر سال نوشته میشد جلب کرد. بررسیهای او علاوه بر بهروزرسانیهای خشک و بیروح در مورد درآمدهای مالیاتی، تورم و تولید غلات، شامل نمودارهای قابلتوجه، استدلالهای تحریکآمیز و لفاظیهای زیبا میشد. او در سال ۲۰۱۶ نموداری منتشر کرد که در عین سادگی، جسورانه بود و نشان میداد که دموکراسی و توسعه معمولاً دست در دست هم پیش میروند. استثناهای بزرگ شامل چین (با فقدان دموکراسی ولی بسیار ثروتمند) و هند (با وجود نهادهای سیاسی پویا ولی نه به اندازه کافی ثروتمند) میشدند. این نمودار دو راه را نشان میداد که هند ممکن است به میانگین جهانی نزدیک شود: رشد سریع یا افول نهادی. آقای سوبرامانیان، با دلگرمی از موفقیت نظرسنجیهایش، همین رویکرد (یعنی نمودارها، استدلالها و عبارات جذاب) را در کتابی بلندپروازانه که با دِوش کاپور از دانشگاه جانز هاپکینز نوشته است، اتخاذ کرد. این کتاب، سابقه رشد، شکافهای اجتماعی و دستگاه دولتی هند را در ۷۵ سال گذشته دوباره بررسی میکند. «یکششم بشریت» کتاب کوتاهی نیست و بیش از ۶۰۰ صفحه دارد. اما کتابهای زیادی درباره آمریکا به همین تعداد صفحه نیاز دارند تا فقط یک چهارم چنین جمعیتی را پوشش دهند. دستاورد نویسندگان با توجه به پیچیدگیهای شدید هند بسیار قابلملاحظهتر است. خلاصه کردن ششمین بخش بشریت در محدوده جغرافیایی آن، از هر بخش ششم دیگری که در مرزهای ملی دیگر کشورها پراکنده شدهاند دشوارتر است. طبق یک مطالعه، هند ۳۲۵ زبان و حداقل ۲۴ خط دارد. مسیر رشد هند، مانند جمعیت آن کمی آشفته است. این کشور چیزی را دنبال کرده که نویسندگان آن را مدل «زودرس» توسعه مینامند و کارها را با نظمی عجیب انجام میدهد. دموکراسی آن از توسعهاش پیشی گرفته و صنایع خدماتی ماهرانه از تولید کاربر (Labour-intensive) آن پیشی گرفتهاند. این کشور دانشگاهها را بر مدارس، بیمارستانها را بر درمانگاهها و پیشگیری از بارداری را بر بهداشت اولویت داده است. دولت قبل از اینکه بخواهد زیرساختهای زیادی را توسعه دهد، بهطور گسترده (و با ولخرجی) وارد تجارت شد. همچنین قبل از ارائه امکانات عمومی، مانند هوای پاک یا مدارس خوب برای همه، به حسابهای بانکی شهروندان پول نقد واریز کرده است. تشکیلات دولتی که هند را یکپارچه نگه میدارد، به طرز شگفتآوری کوچک است. این کشور در مقایسه با انگلستان و ولز تنها نصف سرانه نیروی پلیس را دارد. مهندسان عمران آن در پیوند دادن کشور با جاده، پل و تونل به یکدیگر بسیار کند عمل کردهاند. لندن بیش از 50 راه برای عبور از رودخانه مشهورش دارد؛ کلکته تنها پنج راه. دولت هند همچنین در ثبت صحیح سند مالکیت یا مالیات بر زمینهای تحت مالکیت خود شکست خورده است. از سال 1911 تا دهه 2020، هیچ نقشهبرداری کاملی از زمین در بیهار، یکی از بزرگترین ایالتهای هند، انجام نشده بود. در آن زمان، تعداد کمی از افسران میتوانستند خط تقریباً منسوخشدهای را بخوانند که بسیاری از اسناد قدیمی با آن نوشته شده بودند. کتاب آقای سوبرامانیان اشاره میکند که اختلافات ارضی در سالهای اخیر کاهش یافتهاند. رشد اقتصادی به دولت پول بیشتری برای پرداخت غرامت به مالکان داده و سرمایهگذاری عمومی که با خرید زمینهای کمدردسرتر امکانپذیر شده به نوبه خود به تقویت رشد کمک کرده است. اما «معمای عمیق» توسعه هند این است که چرا صنعتی شدن بهسرعت پیش نمیرود. کارخانههای تولیدی هند بسیار کوچک باقی ماندهاند. نویسندگان در توصیف آنها از عبارت «کوتولههایی که ابزارک میسازند» استفاده میکنند که تعداد بسیار کمی از کارگران غیرماهر کشور را به کار گرفتهاند. هند در تقلید از مدل رشد امتحانشده و آزمایششده شرق آسیا شکست خورده است. در عوض، هند مجموعهای از مدلهای اقتصادی را تجربه کرده است. پیشرفت در تولید تا حد زیادی محدود به سه ایالت ساحلی -گجرات، ماهاراشترا و تامیل نادو- و همچنین هاریانا بوده است که از یک سرمایهگذاری مشترک اولیه با شرکت خودروساز ژاپنی سوزوکی بهرهمند شد. همچنین دو نمونه از موفقیت از طریق مسیرهایی جایگزین حاصل شد: ایالت منحصربهفرد جنوبی کرالا شهروندانش را به کشورهای حوزه خلیج فارس فرستاد، درحالیکه بنگلور، حیدرآباد و سایر شهرها مغزهایشان را از طریق خدمات مبتنی بر فناوری اطلاعات صادر کردند. کتاب «یکششم بشریت» اشاره میکند که بخشهای موفق هند، گفتار تولستوی درباره خانوادهها را به چالش میکشند چرا که هر کدام به روش خود خوشحال هستند. در کنار این الگوهای موفقیت، سه «مدل» شکست نیز وجود دارد. به نظر میرسد ایالتهای پرجمعیت و محصور در خشکی بیهار و اوتار پرادش در «تله کمدرآمد» گیر افتادهاند و به انتقالهای مالی از جاهای دیگر هند متکی هستند که انگیزه داخلی آنها برای اصلاحات را کند میکند. بنگال غربی، با وجود نهادهای علمی و پایگاه صنعتی قوی خود، 34 سال حکومت بیوقفه کمونیستی را تجربه کرد. این ایالت بین سالهای 2009 تا 2013 و بهدلیل درگیریهای کارگری، 57 درصد از کل روزهای کاری ازدسترفته هند را به خود اختصاص داد. بختبرگشتگی دیگر در پنجاب مشاهده میشود. این ایالت بیش از هر ایالت دیگری از «انقلاب سبز» در کشاورزی بهرهمند شد. اما یارانههای سنگین کشاورزی که دریافت میکند، «نفرین منابع» را به وجود آورده است. تزریق پول نقد از بیرون، قیمت زمین و نیروی کار را افزایش داده و ایالت را در دام یک مدل کشاورزی آببر گرفتار کرده است که هم سفرههای آب زیرزمینی و هم خزانه دولت را تخلیه میکند.
بده بستان
کتاب استدلال میکند که شکاف فزاینده بین این ایالتهای مختلف میتواند فدرالیسم مالی کشور را تحت فشار قرار دهد. در حال حاضر ایالتهای موفقتر هند حدود 6 /2 درصد از تولید ناخالص داخلی خود را به همسایگان کمتر موفق خود، از جمله سرزمین اصلی هندیزبان، واگذار میکنند. اگر سرشماری بعدی هند به ایالتهای پرجمعیت و فقیرتر آن کمک کند تا نفوذ سیاسی بیشتری بهدست آورند، ممکن است آنها مطالبات بیشتری را بر بودجه اعمال کنند. ترکیب آن با سیاست متعصبانه و تفرقهانگیز سرزمین اصلی نسخهای برای تشکیل برای کینه «سمی» بین ایالتها خواهد بود. آقای سوبرامانیان در مطالعه 10 سال پیش خود مطمئن بود که استثناگرایی هند به شکلی بیخطر از بین خواهد رفت و این کشور بهسرعت به تولید ناخالص داخلی سرانهای دست خواهد یافت که شایسته نهادهای پویای آن باشد. اما توسعه آن کندتر و دموکراسی آن ناامنتر از آن چیزی بوده که او امید داشت. «خشمهای ویرانگر بومیگرایی و غیرلیبرالیسم» همانطور که بقیه جهان را آزار میدهد، به سیاستهای هند نیز آسیب میرساند. اکنون به نظر میرسد که هند احتمالاً رشد را با اندکی افول نهادی ترکیب خواهد کرد. این کشور از طریق پیشرفت در توسعه اما سقوط در دموکراسی، تا حدی از انزوای جهانی خارج خواهد شد. اما مسیر هند برای خروج از بلوغ زودرس به وضعیت عادی احتمالاً مسیری مستقیم نخواهد بود.