عصر نااطمینانی
بازارهای مالی هفته گذشته را چگونه سپری کردند؟
بازارهای مالی که هفته گذشته را با اخبار تنشهای نظامی و سیاسی آغاز کرده بودند، در میانه هفته با پالس مثبت مذاکرات هستهای میان ایران و آمریکا مواجه شدند. سطح نااطمینانیها روبه افزایش است. طلا از سقف قیمتی 22 میلیونتومانی عقبنشینی کرد. دلار تا 152 هزار تومان سقوط کرد و نفت برنت در سایه تنشها رفتاری باثبات از خود نشان داد. این در حالی است که شاخصهای بورس تهران نیز با نوسان اندک، هفته گذشته را به پایان رساندند.
احتیاط بورسبازان
بازار سهام که در آغاز معاملات هفته گذشته، دوباره شاهد صفهای فروش گسترده بود، با انتشار اخبار مربوط به مذاکرات، چرخش قیمتی را تجربه کرد. بهطوریکه شاخص کل بورس تنها سه روز در زیر مرز حساس چهار میلیونواحدی ایستاد و دوباره به بالای چهار میلیون واحد بازگشت. این نماگر در مقیاس هفتگی بازدهی 93 /1درصدی را به نمایش گذاشت. نماگر هموزن با وجود آنکه از شاخص اصلی بورس عقب مانده است، اما همچنان بازدهی منفی را به ثبت رسانده است. شاخص ثانویه بازار در هفته گذشته با کاهش 2 /1درصدی همچنان سطح یک میلیونواحدی را حفظ کرده است. نسبت شاخص کل به شاخص هموزن اکنون به بیش از چهار واحد رسیده که در مقایسه با روند تاریخی، عدد بسیار بالایی است. درصورتیکه خبر مربوط به مذاکرات، به شکلگیری انتظارات مثبت در خصوص صنایع ریالی منجر شود، احتمالاً صنایع کوچک و متوسط عملکردی بهتر از شاخصسازها خواهند داشت.
البته حقیقیها همچنان ترجیح میدهند، پولهای خود را وارد نمادهای بزرگ کنند. هرچند در هفته گذشته هم بهرغم نوسانات در ورود و خروج پول حقیقی، درنهایت بازار سهام شاهد کوچ بیش از دو همت از سوی اشخاص حقیقی بود. این موضوع نشان میدهد برخلاف دفعات گذشته که خبر آغاز مذاکرات، پولهای درشتی را روانه بازار میکرد، اینبار سرمایهگذاران به دنبال اطمینان بیشتری برای دستیابی به یک توافق میان ایران و آمریکا هستند تا دست از احتیاط بردارند. این موضوع بهخوبی در ارزش معاملات نیز نمایان است. هرچند بازار سهام در هفته گذشته سعی داشت تا به کانال چهار میلیون واحد برگردد، اما ارزش دادوستدها بین 12 تا 15 همت به ثبت رسید که همچنان رقم بسیار ناچیزی است.
بازار سرمایه در هفته گذشته شاهد خروج دستهجمعی پول از همه بازارهای مالی بود. حتی صندوقهای درآمد ثابت بهعنوان کمریسکترین ابزار موجود در بازار، در کانون توجه بورسیها قرار نداشتند. صندوقهای طلا نیز به واسطه نوسانات طلای جهانی و کاهش قیمت دلار، با خروج قابلتوجه پول توسط حقیقیها همراه شدند. به نظر میرسد تا زمانی که سایه تنشهای سیاسی بر بازارهای مالی سنگینی کند، همچنان سرمایهگذاران ترجیح میدهند در بازارها حضور نداشته باشند.
سقوط دلار
بازار ارز در هفته گذشته نمونه فشردهای از نحوه اثرگذاری انتظارات سیاسی، تورم انتظاری و تحولات بازارهای جهانی بر قیمت دلار را به نمایش گذاشته است. در این مقطع، دلار نمایی از سطح ریسک منطقهای بود. ریسکی که ابتدا تشدید شد، سپس به اوج رسید و درنهایت با سیگنالهای دیپلماتیک و تغییر فضای روانی، وارد فاز اصلاحی شد.
فضای بازار تحت تاثیر تشدید تهدیدهای ژئوپلیتیک و افزایش نااطمینانیهای خارجی قرار داشت. دلار حتی به بالای 165 هزار تومان رسید و سقف تاریخی جدیدی ثبت کرد. همزمان، جهش سنگین قیمت سکه و طلا نشان میداد فعالان اقتصادی و خانوارها برای حفظ ارزش داراییهای خود به بازارهای ارز و طلا پناه آوردهاند. این رفتار ناشی از فعال شدن تب انتظارات تورمی در واکنش به ریسکهای سیاسی است.
در همین روز، شکاف میان دلار رسمی و آزاد به حدود ۲۷ درصد رسید؛ فاصلهای که پیامدهایی فراتر از اختلاف قیمت دارد و به تضعیف عرضه رسمی ارز و تقویت فشار بازار آزاد منجر میشود. این شکاف نشان میداد سیاست تکنرخیسازی ارز با اخلال جدی مواجه شده و انتظارات تورمی، کنترل بازار را دشوارتر کرده است.
در میانه هفته گذشته چرخش جدی در روند قیمت دلار شکل گرفت. با انتشار اخبار مربوط به احتمال آغاز مذاکرات و ورود بازیگران منطقهای مانند ترکیه، قطر و مصر به فرآیند تسهیل گفتوگوها، انتظارات بازار بهطور محسوسی تعدیل شد. دلار با افت سه هزار و 500تومانی به ۱۵۷ هزار و ۹۵۰ تومان رسید و در ادامه حتی تا ۱۵۲ هزار و ۵۰۰ تومان عقب نشست. سکه به ۱۸۰ میلیون تومان و طلای ۱۸ عیار به ۱۸ میلیون تومان کاهش یافت. این همزمانی افت در سه بازار، نشانه تغییر فضای روانی و کاهش تقاضای سفتهبازانه بود.
دلار در اقتصاد ایران بیش از هر زمان دیگری به انتظارات سیاسی و روانی وابسته شده است. بازار اسکناس آمریکایی ابتدا با تشدید ریسکها سقف قیمتی جدیدی را ثبت کرد. سپس تحت تاثیر تورم انتظاری از طلا جدا شد و درنهایت با سیگنالهای مذاکراتی وارد فاز اصلاح شد. بااینحال، پایداری این روند کاهشی، وابسته به تداوم سیگنالهای سیاسی مثبت و تقویت بنیانهای اقتصادی است؛ در غیر این صورت، بازار ارز میتواند بهسرعت به مسیر صعودی بازگردد.
عقبنشینی طلا از اوج
همزمان با افت قیمت جهانی طلا از قله پنج هزار و 600دلاری به کف چهار هزار و 400 دلار، نرخ طلای داخلی نیز، روند کاهشی را آغاز کرد. بهطوریکه هر گرم طلای 18 عیار از سقف 22 میلیونتومانی خود به کف 18 میلیون رسید. هرچند نوسانات قیمت دلار بهدلیل آغاز مذاکرات هستهای با آمریکا، بر بازار فلز زرد اثری مضاعف گذاشت.
با بازگشایی بازارهای جهانی، فلز زرد طبق گزارشها وارد یکی از پرنوسانترین مقاطع خود در ماههای اخیر شد؛ این فرازوفرودها، اغلب بهواسطه رفتار معاملهگران و خروج موقعیتهای سفتهبازی سنگین شکل گرفت.
بلومبرگ در گزارش روز دوشنبه، از سقوط شدید قیمت طلا و نقره خبر داد؛ سقوطی که بخش بزرگی از رشد سریع هفتههای قبل را معکوس کرد. طی هفتههای منتهی به فوریه، طلا وارد یک رالی قدرتمند شده بود و بسیاری از سرمایهگذاران و صندوقها با این فرض که روند صعودی ادامهدار خواهد بود، موقعیتهای خرید قابلتوجهی گرفته بودند. اما همین تمرکز بیش از حد بازار روی موقعیتهای خرید زمینهساز اصلاح شدید شد.
با آغاز فشار فروش، این موقعیتهای پرتراکم بهسرعت شروع به بسته شدن کردند. در نتیجه، افت قیمت طلا صرفاً ناشی از معاملات نرمال بازار نبود، بلکه نتیجه واکنش زنجیرهای خروج معاملهگران از موقعیتهای خرید بود. بلومبرگ اشاره کرد که طلا در معاملات آسیایی در روز دوشنبه حتی تا حدود ۱۰ درصد افت را تجربه کرد و به کف چهار هزار و 400 دلار رسید. هرچند بخشی از این کاهش در ادامه جبران شد. این حرکت نزولی یکی از شدیدترین بازگشتهای قیمتی طلا در بیش از یک دهه اخیر بهشمار میآید.
در روز سهشنبه، پس از سقوط شدید روز قبل، طلا مجدداً وارد مسیر صعودی شد. بهطوریکه دوباره هر اونس طلای جهانی به چهار هزار و 900 دلار رسید. به نظر میرسد با افت قیمت دلار به کانال 155 هزار تومان همچنان بازار طلای داخلی رفتاری باثباتتر را از خود نشان دهد. بهخصوص آنکه صندوقهای طلا در روز گذشته بهطور هیجانی با حباب منفی قابلتوجهی معامله شدند.

فروکش کردن هیجانات در نفت برنت
با بازگشایی بازارهای جهانی، نفت برنت تحت تاثیر مجموعهای از تحولات ژئوپلیتیک و جریانهای کلان بازارهای کالایی، نوسانی قابلتوجه را تجربه کرد؛ نوسانی که از نگاه تحلیلگران بیش از هر چیز ریشه در تغییر انتظارات معاملهگران نسبت به ریسک عرضه در خاورمیانه داشت.
نفت برنت در روز دوشنبه با کاهش قیمت همراه بود. روند نزولی که همزمان با افت گسترده در سایر بازارهای کالایی رخ داد. عامل محوری این حرکت نزولی، کاهش ناگهانی پرمیوم ریسک ژئوپلیتیک بود. طی هفتههای پیش از آن، نگرانی از احتمال تشدید تنشها میان آمریکا و ایران باعث شده بود که بخشی از قیمت نفت برنت منعکسکننده احتمال اختلال در عرضه منطقهای باشد. اما اظهارات رئیسجمهور آمریکا درباره وجود کانالهای گفتوگو با ایران و کاهش احتمال درگیری مستقیم، این صرف ریسک را بهسرعت از بازار خارج کرد. به بیان دیگر، آنچه پیشتر در قیمتها بهعنوان صرف ریسک ناشی از تنش لحاظ شده بود، ناگهان بیاعتبار شد و همین موضوع موج فروش شدیدی را در معاملات نفت ایجاد کرد.
بلومبرگ در همان روز در گزارشی نوشت که این افت صرفاً حاصل اخبار سیاسی نبود، بلکه با موج فروش در کل بازارهای کالایی همراه شد. هنگامی که سرمایهگذاران بزرگ و صندوقها کاهش ریسک را برآورد میکنند، این تصمیم معمولاً بهصورت همزمان در چندین بازار نمود پیدا میکند؛ بنابراین نفت برنت علاوه بر کاهش ریسک ژئوپلیتیک، تحت فشار جریانهای مالی کلان نیز قرار گرفت.
بااینحال، در روز سهشنبه تصویر بازار اندکی تغییر کرد. بلومبرگ گزارش داد که نفت پس از بزرگترین افت خود از ماه ژوئن، به مرحلهای از تثبیت نسبی رسید. برنت در حوالی ۶۶ دلار در هر بشکه معامله شد؛ سطحی که نشان میداد بازار هنوز در حال هضم شوک روز قبل است. این تثبیت به معنای بازگشت اطمینان به بازار نبود، بلکه بیشتر بیانگر توقف موقت فشار فروش و ورود بازار به فاز ارزیابی مجدد شرایط بود.
تحلیل بلومبرگ در روز سهشنبه نشان میدهد که معاملهگران همچنان به اخبار مرتبط با ایران و آمریکا توجه ویژه دارند، اما دیگر با همان حساسیت قبلی واکنش نشان نمیدهند. بهعبارت دیگر، بازار از فاز واکنشهای هیجانی خارج شده و احتیاط بیشتری به خرج میدهد. با وجود کاهش تنشهای ژئوپلیتیک، فضای کلی بازارهای کالایی همچنان منفی باقی مانده و همین موضوع مانع از بازگشت سریع قیمتها شده است.
نکته مهمی که از کنار هم قرار دادن تحلیلهای این دو روز بهدست میآید، این است که قیمت نفت برنت در این مقطع بیش از آنکه تابع عوامل بنیادین عرضه و تقاضا باشد، تحت تاثیر ریسکپذیری سرمایهگذاران و انتظارات سیاسی قرار گرفته است. کاهش ریسک خاورمیانه بهسرعت قیمتها را پایین کشید، اما نبود محرک مثبت قوی باعث شد که بازگشت قیمت نیز محدود و محتاطانه باشد.
آنچه در دو روز معاملاتی اخیر رخ داد نشاندهنده حساسیت بالای بازار نفت به سیگنالهای ژئوپلیتیک و جریان سرمایه در بازارهای کالایی است. نفت برنت نه بهدلیل تغییر در میزان عرضه فیزیکی، بلکه بهدلیل تغییر در برداشت معاملهگران از احتمال اختلال عرضه سقوط کرد و سپس در سطحی پایینتر به تعادل موقت رسید. این رفتار نشان میدهد که در کوتاهمدت، انتظارات و فضای روانی بازار میتواند نقشی حتی پررنگتر از دادههای بنیادین ایفا کند.