شناسه خبر : 51123 لینک کوتاه
تاریخ انتشار:

وضعیت خاکستری

چرا نگاه سیاست‌گذاران به رمزارزها محافظه‌کارانه است؟

 

محمد طاهری / سردبیر 

با گذشت ۱۷ سال از معرفی بیت‌کوین از سوی ساتوشی ناکاموتو، رمزارزها از پدیده‌ای حاشیه‌ای، ناشناخته و پرمناقشه به یکی از بازیگران اثرگذار در نظم مالی جهانی تبدیل شده‌اند. سرعت پذیرش این دارایی‌های نوظهور در سطح بین‌المللی کم‌سابقه بوده، به‌گونه‌ای که بیت‌کوین در مدت‌زمانی کوتاه‌تر از بسیاری از دارایی‌های سنتی، توانسته جایگاهی مهم در سبد دارایی سرمایه‌گذاران، محصولات مالی بانک‌ها و ابزارهای نوین بازار سرمایه پیدا کند. رشد ارزش بازار بیت‌کوین تا سطح چند تریلیون دلار، راه‌اندازی صندوق‌های قابل معامله در بازارهای سرمایه و افزایش توجه سیاستمداران، نهادهای نظارتی و بانک‌های مرکزی در کشورهای مختلف به این پدیده، نشانه‌هایی روشن از ارتقای جایگاه این دارایی دیجیتال در سبد سرمایه‌گذاری مردم هستند. بیت‌کوین که روزگاری صرفاً یک آزمایش فناورانه در میان گروهی محدود از علاقه‌مندان به رمزنگاری محسوب می‌شد، امروز به موضوعی جدی در مباحث سیاست‌گذاری پولی، ثبات مالی و آینده نظام پرداخت‌های جهانی تبدیل شده است.

همزمان با این تحول بزرگ، اکوسیستم گسترده‌تری از رمزارزها و فناوری بلاک‌چین شکل گرفته که فراتر از حوزه سرمایه‌گذاری، بخش‌هایی مانند امور مالی غیرمتمرکز، انتقال بین‌المللی ارزش و زیرساخت‌های پرداخت را نیز تحت تاثیر قرار داده است. مجموعه این تحولات نشان می‌دهد که رمزارزها، فارغ از نوسان‌های قیمتی و چالش‌های نظارتی، به بخشی جدایی‌ناپذیر از تحولات پولی و مالی آینده جهان تبدیل شده‌اند.

بیت‌کوین در ایران

ظهور بیت‌کوین در جهان، همزمان با سال 1387 شمسی و مصادف با دوره‌ای پرتنش در کشور بود. در سال 1387 اغلب گروه‌های سیاسی در تلاش برای پیروزی در انتخابات ریاست‌جمهوری سال 1388 بودند. در آن فضای سیاست‌زده، نه‌تنها عموم مردم، بلکه نخبگان اقتصادی و رسانه‌ای نیز شناخت دقیقی از بیت‌کوین نداشتند و نشانه‌ای واضح از توجه رسانه‌ای به این پدیده در آن دوران پرتنش دیده نمی‌شود. از سوی دیگر، تا امروز سابقه مستند و روشنی وجود ندارد که نشان دهد کدام فرد یا رسانه برای نخستین‌بار بیت‌کوین را به جامعه ایرانی معرفی کرده و کارکردش را توضیح داده است. بااین‌حال، از اواخر دهه ۱۳۸۰، معدود رسانه‌ها و نشریاتی تلاش کردند این پدیده ناشناخته را برای مخاطبان خود توضیح دهند. برای مثال، روزنامه اعتماد ملی در سال ۱۳۸۸ و در اوج دعواهای سیاسی، گزارشی کوتاه درباره این پدیده منتشر کرد. مجله مهرنامه در اواخر همین سال، از زاویه نظری و اقتصادی، دیدگاه اندیشمندان مکتب اتریشی را درباره بیت‌کوین و پول غیرمتمرکز بررسی کرد. روزنامه دنیای اقتصاد نیز در اوایل دهه ۱۳۹۰ به‌تدریج خبرها و یادداشت‌های کوتاهی درباره بیت‌کوین و تحولات مرتبط با آن منتشر می‌کرد. در این میان، هفته‌نامه تجارت فردا از زمان آغاز انتشار خود در سال ۱۳۹۱ نقش پررنگ‌تری برای معرفی این پدیده ایفا کرده است. این نشریه با نگاهی تحلیلی و اقتصادی، بارها ابعاد مختلف بیت‌کوین، فناوری بلاک‌چین و پیامدهای آن برای اقتصاد ایران و جهان را بررسی کرد و به یکی از نخستین رسانه‌هایی تبدیل شد که این موضوع را به‌طور جدی وارد گفتمان اقتصادی کشور کرد. توضیح این پدیده از آن‌‌رو اهمیت داشت که پدیده‌های نوظهور مالی می‌توانستند یادآور تجربه‌های تلخ گذشته، یعنی شرکت‌های هرمی و بازاریابی شبکه‌ای باشند. این بدبینی بی‌دلیل نبود؛ در سال‌های نه‌چندان دور، بخش قابل‌توجهی از مردم ایران از فعالیت شرکت‌هایی مانند پنتاگون، گلدکوئست و نمونه‌های مشابه متحمل ضررهای مالی سنگین شده بودند. این شرکت‌ها در اواخر دهه 1370 و اوایل دهه ۱۳۸۰ به‌سرعت گسترش یافتند و طی سال‌ها، به‌صورت رسمی یا غیررسمی فعالیت کردند. آسیب‌های مالی گسترده و بی‌اعتمادی عمیقی که به‌جا گذاشتند، سبب شد هر طرح تازه‌ای که وعده سود، سرمایه‌گذاری یا مدل اقتصادی جدید می‌داد، با سوءظن جدی روبه‌رو شود. همین سابقه تاریخی سبب شد وقتی در اوایل دهه ۱۳۹۰ نام بیت‌کوین به‌تدریج وارد فضای رسانه‌ای و گفت‌وگوی عمومی ایران شد، بخش بزرگی از جامعه آن را جدی نگیرد یا در چهارچوب طرح‌های پرریسک و زیان‌بار تفسیر کند. در نتیجه، اگرچه بیت‌کوین از اوایل دهه ۱۳۹۰ به‌صورت محدود در برخی رسانه‌ها مطرح شده بود، اما تا اواخر این دهه به شکل فراگیر مورد توجه قرار نگرفت. تنها زمانی که بیت‌کوین در سطح جهانی به شهرت بیشتری رسید و رسانه‌های بین‌المللی و نهادهای مالی بزرگ به آن پرداختند، نگاه ایرانیان نیز به‌تدریج تغییر کرد و کنجکاوی عمومی نسبت به آن افزایش یافت.

نسل جوان ایرانی

روندی که شرح داده شد، در میان نسل جوان شمایلی متفاوت داشت، به این شکل که افراد مسن‌تر با تردید و بدبینی به این پدیده می‌نگریستند، اما جوانان با سرعت بیشتری آن را پذیرفتند و با آن همراه شدند.

در حال حاضر حدود ۲۲ تا ۲۵ درصد مردم ایران رمزارز دارند یا دست‌کم یک‌بار در بازار رمزارز معامله کرده‌اند. یعنی چیزی در حدود ۱۰ تا ۱۲ میلیون نفر از جمعیت کشور در بازار ارزهای دیجیتال حضور دارند. این آمار نشان می‌دهد که بیش از یک‌پنجم جمعیت ایران به نوعی با رمزارزها درگیر هستند که نسبت قابل‌توجهی نسبت به بسیاری دیگر از کشورها محسوب می‌شود. به‌طور مشخص بازار ارزهای دیجیتال در سال‌های اخیر تبدیل به یکی از پدیده‌های مهم میان نسل جوان شده است؛ پدیده‌ای که نه‌تنها سرمایه‌گذاری در آن رشد قابل‌توجهی داشته، بلکه می‌تواند نشانه‌ای از تغییر نگرش اقتصادی در نسل جدید نیز تلقی شود. نکته مهم این است که بین سن سرمایه‌گذاران و میزان خوش‌بینی به مسیر آینده رمزارزها، رابطه معکوس وجود دارد. یعنی هرچه سن کمتر باشد، امید به آینده این بازار بیشتر است که نشان می‌دهد نسل جوان توجه جدی به این بازار دارد.

تحلیل داده‌های موجود نشان می‌دهد که 5 /67 درصد از کاربران زیر ۲۰ سال علاقه دارند فعالیت خود در بازار رمزارزها را افزایش دهند، درحالی‌که این نسبت در گروه سنی ۲۰ تا ۳۰ سال حدود 3 /60 درصد است. حتی در گروه ۳۰ تا ۴۰ سال و ۴۰ تا ۵۰ سال نیز بیش از ۵۲ درصد افراد تمایل به گسترش سرمایه‌گذاری در این بازار دارند، اما سهم افراد بالای ۵۰ سال که قصد افزایش فعالیت دارند به 7 /43 درصد می‌رسد. این الگوی رفتاری نشان می‌دهد که نسل‌های جوان‌تر با اشتیاق بیشتری به آینده ارزهای دیجیتال نگاه می‌کنند.

یکی از عوامل اصلی این تفاوت نسلی، آشنایی ذاتی نسل جوان با فناوری‌های دیجیتال است. جوانان ایرانی که در دوران دیجیتال رشد کرده‌اند، با مفاهیمی مانند بلاک‌چین، پلت‌فرم‌های آنلاین و اقتصاد دیجیتال آشنایی بیشتری دارند و همین آشنایی باعث شده که ترس از ورود به بازارهای نوظهور کاهش یابد. برای این نسل، رمزارزها صرفاً یک ابزار سرمایه‌گذاری نیستند، بلکه بخشی از زندگی اقتصادی روزمره تلقی می‌شوند.

عامل دیگر، تمایل جوانان به ریسک‌پذیری است. نسل جوان‌تر معمولاً نسبت به نوسان‌های قیمتی و ریسک‌های بازار کریپتو، دید مثبت دارد و آن را به فرصتی برای کسب بازدهی بالا تبدیل می‌کند. این نوع نگرش به سرمایه‌گذاری، در تضاد با رویکرد محافظه‌کارانه‌تر نسل‌های مسن‌تر است. نقش عدم وابستگی به سیستم‌های مالی سنتی نیز در این گرایش قابل‌توجه است. جوانان معمولاً تجربه کمتری با ساختارهای بانکی رسمی دارند، بنابراین آمادگی بیشتری برای پذیرش روش‌های جایگزین مالی، از جمله رمزارزها، نشان می‌دهند. در اقتصاد ایران که با محدودیت‌های بانکی و تحریم‌های بین‌المللی مواجه است، ارزهای دیجیتال برای نسل جدید فرصتی برای دسترسی به اقتصاد جهانی بدون محدودیت‌های سنتی فراهم می‌کنند. از سوی دیگر، دسترسی گسترده به منابع آموزشی و چرخه یادگیری آنلاین نقش پررنگی در شکل‌گیری این گرایش دارد. جوانان فعال در شبکه‌های اجتماعی و پلت‌فرم‌های آموزشی آنلاین می‌توانند به سرعت اطلاعات و استراتژی‌های سرمایه‌گذاری در بازارهای دیجیتال را فرا بگیرند و در شبکه‌های تخصصی مشارکت کنند؛ عاملی که موجب افزایش اعتمادبه‌نفس آنها برای ورود به این بازار شده است.

تحلیل رفتار سرمایه‌گذاران همچنین نشان می‌دهد افرادی که سابقه فعالیت بین شش ماه تا یک سال در حوزه رمزارزها دارند، بیشترین اشتیاق را برای افزایش سرمایه‌گذاری نشان داده‌اند. این موضوع حاکی از آن است که تجربه اولیه و یادگیری سریع در بازار می‌تواند تمایل به توسعه فعالیت را افزایش دهد، درحالی‌که سرمایه‌گذاران باسابقه‌تر، تمایل بیشتری به حفظ وضعیت موجود دارند و کمتر به گسترش سرمایه‌گذاری رو می‌آورند. جالب اینکه رابطه موفقیت مالی با خوش‌بینی به آینده بازار نیز قابل مشاهده است. به این معنی که کسانی که سود قابل‌توجهی در رمزارزها کسب کرده‌اند تمایل بیشتری به افزایش سرمایه‌گذاری دارند، در مقابل آنهایی که با زیان مواجه شده‌اند، گرچه دید محتاطانه‌تری اتخاذ می‌کنند اما بخش زیادی از آنها همچنان امیدوار به ادامه فعالیت هستند. حتی در میان کاربران زیان‌دیده، حدود ۸۰ درصد قصد ادامه یا افزایش سرمایه‌گذاری خود را دارند.

در مجموع، داده‌های گزارش ارزدیجیتال نشان می‌دهد حدود ۵۵ درصد از کاربران ایرانی مایل به افزایش فعالیت در بازار رمزارزها هستند و 4 /39 درصد قصد دارند سطح فعلی سرمایه‌گذاری خود را حفظ کنند. تنها 6 /5 درصد از جامعه آماری به‌دنبال کاهش یا توقف فعالیت در این حوزه هستند؛ آماری که نشان می‌دهد با وجود نوسان‌ها و چالش‌های بازار، اکثریت کاربران نسبت به چشم‌انداز بلندمدت رمزارزها در ایران خوش‌بین باقی مانده‌اند. این داده‌ها نمایانگر تحول نسلی در نگرش اقتصادی جوانان ایرانی است.

43

چشم‌انداز رمزارزها

معمولاً سال‌ها زمان لازم است تا جوامع به نوآوری‌های مالی اعتماد کنند، اما همان‌طور که اشاره شد، جامعه ایران تقریباً همزمان با کشورهای غربی با پدیده بیت‌کوین و رمزارزها آشنا شد. بااین‌حال، نگاه سیاست‌گذاران ایرانی به این پدیده همچنان محتاطانه و مبتنی بر تردید است. در بسیاری از کشورها نیز تصمیم‌گیران از به‌رسمیت شناختن رمزارزها به‌مثابه ابزار پرداخت رسمی یا جایگزین پول ملی خودداری کرده و با وضع مقررات احتیاطی، در پی مهار ریسک‌های آن هستند. این دوگانگی میان پذیرش رمزارزها به‌مثابه دارایی سرمایه‌ای و محدودسازی آنها در جایگاه ابزار پولی، به یکی از چالش‌های اصلی سیاست‌گذاری در این حوزه تبدیل شده است. در کشور ما، این چالش با حساسیت بیشتری مطرح است. به‌طور مشخص، مواضع رئیس‌کل بانک مرکزی نشان می‌دهد که نگاه سیاست‌گذار پولی به رمزارزها عمدتاً مبتنی بر نگرانی از تضعیف حاکمیت پولی، بی‌ثباتی اقتصادی و افزایش ریسک‌های کلان است. تاکید بر استفاده از واژه «رمزپول» به‌جای رمزارز، ممنوعیت به‌کارگیری دارایی‌های دیجیتال به‌عنوان ابزار پرداخت، و اصرار بر انحصار بانک مرکزی در تنظیم‌گری این حوزه، همگی نشانه رویکردی محافظه‌کارانه و کنترل‌محور هستند. در این چهارچوب، رمزارزها بیش از آنکه فرصتی برای نوآوری مالی یا توسعه بازارها تلقی شوند، به‌مثابه تهدیدی بالقوه برای نظم پولی کشور تلقی می‌شوند. در مقابل، بخشی از بدنه سیاست‌گذاری اقتصادی، به‌ویژه در وزارت امور اقتصادی و دارایی، نگاه متفاوتی به این پدیده دارد و بر امکان بازتعریف نقش رمزارزها در قالب یک چهارچوب تنظیم‌گری‌شده و اصلاحی تاکید می‌کند. این تفاوت دیدگاه‌ها نشان‌دهنده نبود اجماع روشن در سطح سیاست‌گذاری کلان، درباره نحوه مواجهه با رمزپول‌هاست.

رئیس‌کل بانک مرکزی در سال‌های مسئولیت خود کمتر به‌صورت علنی درباره رمزارزها سخن گفته، اما اظهارات او در محافل محدود -از جمله جلسه‌هایی که نویسنده این گزارش نیز در آن حضور داشته- نشان می‌دهد محمدرضا فرزین در زمره بانکدارانی است که به این مقوله با دیده تردید می‌نگرند. او ترجیح می‌دهد از واژه «رمزپول» استفاده کند، چرا که به اعتقادش ترجمه دقیق این مفهوم «پول» است نه «ارز». بر همین اساس، سیاست‌گذاری و نظارت بر این حوزه را وظیفه ذاتی بانک مرکزی می‌داند و در یک سال و نیم گذشته نیز به‌صراحت بر این انحصار تاکید کرده است. آقای فرزین معتقد است: «اگرچه در مقاطع مختلف، نهادهای گوناگونی به این حوزه ورود کرده و گاه مداخلاتی صورت گرفته، اما موضع بانک مرکزی همواره روشن بوده است. به دلیل ریسک‌های بالای رمزپول‌ها برای اقتصاد کلان، بانک مرکزی تنها مرجع مسئول در مواجهه با این پدیده است. در شرایط کنونی نیز چهارچوب قانونی مشخص بوده و کلیه مجوزها و اطلاعات لازم در اختیار بانک مرکزی قرار دارد.»

او همچنین تاکید می‌کند: «در سطح جهانی نیز حساسیت نسبت به کریپتوکارنسی‌ها بسیار بالاست. ماهیت نوآورانه و درعین‌حال پرریسک این دارایی‌ها موجب شده هر تصمیم یا رفتار سیاسی بتواند بازار آنها را با نوسان شدید مواجه کند. به همین دلیل در کشورهایی مانند انگلستان، ترکیه، امارات، چین و هند مقررات محدودکننده و احتیاطی ویژه‌ای اعمال می‌شود. در ایران نیز با توجه به شرایط خاص اقتصادی، رویکردی مشابه و حتی سخت‌گیرانه‌تر اتخاذ شده است.»

در چهارچوبی که رئیس‌کل بانک مرکزی ترسیم می‌کند، دادوستد و استفاده از رمزارزها به‌مثابه ابزار پرداخت ممنوع است؛ به این معنا که نمی‌توان دارایی‌هایی مانند بیت‌کوین یا تتر را جایگزین ریال در مبادلات رسمی کرد. به گفته فرزین، این قاعده مختص ایران نیست و حتی کشورهایی مانند امارات نیز چنین جایگزینی را نمی‌پذیرند. به باور او، هیچ کشوری اجازه نمی‌دهد بیت‌کوین جایگزین پول رسمی‌اش شود. فرزین هشدار می‌دهد که نبود مقررات احتیاطی می‌تواند به سلطه رمزپول‌ها بر نظام پولی منجر شود و از این‌رو، اعمال این محدودیت‌ها را برای صیانت از حاکمیت پولی ضروری می‌داند. درعین‌حال، او به وجود دیدگاه‌های متفاوت در وزارت اقتصاد و آمادگی بانک مرکزی برای بررسی پیشنهادهای اصلاحی اشاره می‌کند.

در مجموع، جهت‌گیری رئیس‌کل بانک مرکزی، حاکمیت‌محور و مبتنی بر کنترل ریسک است. رمزارزها در این نگاه نه یک فرصت فناورانه، بلکه تهدیدی بالقوه برای ثبات پولی و اقتصادی کشور تلقی می‌شوند. تاکید مداوم بر واژه رمزپول نیز بازتاب‌دهنده حساسیت سیاست‌گذار نسبت به جنبه پولی این دارایی‌ها و نگرانی از تضعیف نقش ریال است. بر همین اساس، بانک مرکزی تلاش می‌کند انحصار خود را در تنظیم‌گری این حوزه تثبیت کرده و هرگونه مداخله سایر نهادها را عامل اخلال در مدیریت ریسک معرفی کند.

در مجموع به نظر می‌رسد برخورد سیاست‌گذاران ایرانی با رمزارزها، در نقطه‌ای میان احتیاط حداکثری و پذیرش محدود متوقف مانده است. درحالی‌که جامعه، به‌ویژه نسل جوان، این دارایی‌ها را به‌مثابه ابزاری برای سرمایه‌گذاری و پاسخ به محدودیت‌های اقتصاد داخلی پذیرفته، سیاست‌گذار پولی همچنان آنها را عمدتاً از زاویه تهدید برای حاکمیت پولی می‌بیند. نبود اجماع روشن میان نهادهای تصمیم‌گیر، باعث شده مسیر تنظیم‌گری رمزارزها نه کاملاً مسدود و نه به‌طور شفاف گشوده شود. تا زمانی که این شکاف دیدگاهی برطرف نشود، رمزارزها در کشور ما در وضعیت خاکستری باقی می‌مانند؛ وضعیتی که هم فرصت‌های نوآوری را محدود می‌کند و هم ریسک‌های پنهان را به تعویق می‌اندازد. 

دراین پرونده بخوانید ...