میان خشک و تر
چرا با وجود بارندگیهای خوب، بحران آب در ایران پایدار است؟
بارندگیهای خوب امسال، اگرچه امیدی برای احیای منابع آبی و طبیعت ایران ایجاد کردهاند، اما بدون مدیریت صحیح میتوانند تنها یک فرصت موقت باشند. تجربه سالهای گذشته نشان داده است که افزایش بارش لزوماً بهمعنای پایان بحران آب نیست، زیرا برداشت بیرویه از منابع زیرزمینی، مصرف ناپایدار، تخریب پوشش گیاهی و مدیریت ناکارآمد همچنان ادامه دارد. مسئله اصلی این است که چگونه میتوان این نعمت طبیعی را به فرصتی برای بازسازی تعادل محیط زیست تبدیل کرد؛ تعادلی که در آن حفظ منابع آب، اصلاح الگوی مصرف، احیای طبیعت و مسئولیتپذیری اجتماعی در کنار هم قرار گیرند تا بارندگیهای امروز، امنیت زیستمحیطی فردا را تضمین کنند. بااینحال، برخی از مناطق ایران وضعیت بهمراتب بهتری نسبت به میانگین بلندمدت دارند. مناطق جنوب و جنوب غرب در سال آبی جاری، بارندگی بسیار مناسبی داشتند. ارتفاعات زاگرس میانی عملاً رکورددار بارش هستند.
آخرین دادههای سازمان هواشناسی کشور
بر اساس آخرین دادههای سازمان هواشناسی کشور تا ۱۲ اردیبهشتماه سال آبی ۱۴۰5-۱۴۰4، میانگین بارش کشور به 1/ 225 میلیمتر رسیده که نسبت به میانگین بلندمدت 3/ 216 میلیمتری، افزایشی چهاردرصدی را نشان میدهد. این رقم در مقایسه با مدت مشابه سال گذشته که 9/ 135 میلیمتر بود، رشد حدود ۶۶درصدی داشته است. با وجود این آمار امیدوارکننده در سطح ملی، آنچه وضعیت منابع آبی کشور را پیچیدهتر میکند، توزیع عمیقاً ناهمگون و ناعادلانه بارشها در پهنه سرزمینی است.
در یک سوی این طیف، استانهای جنوبی، غربی و بخشهایی از شرق کشور شاهد جهشهای خیرهکننده بارش نسبت به نرخ نرمال بلندمدت بودهاند. هرمزگان با ۷۳ درصد افزایش، بوشهر با ۵۲ درصد، ایلام با ۴۹ درصد، کرمان با ۴۳ درصد و آذربایجان غربی با ۴۰ درصد در صدر این فهرست قرار دارند. استانهای کهگیلویه و بویراحمد، فارس، خوزستان، کردستان، کرمانشاه و خراسان جنوبی نیز همگی با ارقامی بین ۱۱ تا ۳۳ درصد بالاتر از میانگین درازمدت، وضعیتی مطلوب را تجربه کردهاند. در مواردی مانند استانهای ایلام، کهگیلویه و بویراحمد، فارس، بوشهر و سیستان و بلوچستان، بارش امسال نسبت به سال گذشته، بیش از ۱۰۰ درصد رشد داشته است؛ هرمزگان نیز رشد نزدیک به ۹برابری را ثبت کرده که آماری استثنایی محسوب میشود.
در سوی دیگر، استانهای مرکزی، شمالی و دامنههای جنوبی البرز با کسری بارش نسبت به نرمال دستوپنجه نرم میکنند. تهران با 2/ 166 میلیمتر بارش، ۲۹ درصد کمتر از میانگین بلندمدت 1/ 234میلیمتری، بارندگی داشته است. قم با ۲۹ درصد، یزد با ۱۹ درصد، مرکزی با ۱۹ درصد، اصفهان با ۱۷ درصد، البرز با ۱۵ درصد و سمنان با ۱۲ درصد کاهش نسبت به نرمال، همگی نشانگر خشکی پایدار در قلب کشور هستند. حتی گیلان و مازندران که همواره بهعنوان استانهای پربارش شناخته میشوند، به ترتیب ۱۴ و ۱۳ درصد کمتر از میانگین بلندمدت بارندگی دریافت کردهاند؛ گیلان نسبت به سال گذشته نیز ۲۵ درصد کاهش بارش را تجربه کرده است.
این الگوی بارش که میتوان آن را «دوقطبی شدید» نامید، پیامدهای روشنی برای مدیریت منابع آبی کشور دارد. از یکسو، حوضههای آبریز غرب و جنوب -بهویژه حوضههای کارون، دز، کرخه و زهره-جرگه- از تغذیه مناسبی برخوردار شدهاند و سدهای این مناطق احتمالاً با ذخایر قابلقبولی سال آبی را به پایان خواهند برد. از سوی دیگر، حوضههای مرکزی مانند دریاچه نمک، قرهقوم و حتی بخشهایی از حوضه خزر با کسری مواجهاند. تهران، اصفهان، قم، یزد و بسیاری از شهرهای واقع در کمربند خشک مرکزی، نهتنها از بارشهای موثر محروم ماندهاند، بلکه دمای بالاتر و تبخیر بیشتر نیز مزید بر علت شده است.
نکته تاملبرانگیز دیگر این است که افزایش میانگین کشوری عمدتاً مدیون رشدهای بسیار زیاد در استانهای کمجمعیتتر و با مساحت وسیع اما خشک، مانند هرمزگان، بوشهر و سیستان و بلوچستان است، درحالیکه استانهای پرجمعیت و دارای مصرف بالای آب مانند تهران، البرز، اصفهان و مازندران در وضعیت کسری بهسر میبرند. بنابراین، میانگین مثبت ملی نمیتواند تصویر واقعی از بحران آب در مناطق مرکزی و شمالی کشور را پنهان کند. تداوم این روند نامتوازن در سالهای آتی، ضرورت بازتعریف سیاستهای توزیع آب، مدیریت مصرف در کلانشهرها و جابهجایی برنامهریزیشده فعالیتهای اقتصادی به سوی جنوب و غرب را بیشازپیش آشکار میکند. بارشهای مقطعی و حتی جهشهای آماری در برخی استانها، بدون اصلاح ساختار برداشت از سفرههای زیرزمینی و تغییر الگوی مصرف، نمیتواند مشکل مزمن کمآبی در ایران را حل کند.
خاک تشنه
بهرغم وقوع بارندگیهای نسبتاً مطلوب در برخی مناطق کشور در ماههای اخیر، هنوز خبرهای خوشایندی از بهبود وضعیت آب در بسیاری از نقاط ایران به گوش نمیرسد و نگرانیها نسبت به تنشهای آبی همچنان پابرجاست. مجتبی شوریان، استاد دانشگاه شهید بهشتی، در تشریح دلایل این پدیده میگوید: «مهمترین دلیل این است که سالها برداشت بیرویه از آبهای زیرزمینی، سفرهها را بهشدت تخلیه کرده و خاک ایران بسیار تشنه است. در شرایط عادی، انتظار میرود حدود ۳۵ تا ۴۰ درصد بارشها، به روانآب تبدیل شده و به سمت رودخانهها و سدها جریان یابد، اما این ضریب هماکنون در کشور به زیر ۱۵ و حتی ۱۲ درصد رسیده است. بیشتر بارانها جذب خاک تشنه و سفرههای فروکشکرده میشوند و روانآب چشمگیری شکل نمیگیرد.»
وی میافزاید: «برای جبران این وضعیت، بارندگیهای ممتد و پشت سر هم، طی چندین ماه یا حتی یکی، دو سال متوالی لازم است تا خاک بتواند رطوبت خود را بازیابد و سطح سفرهها تا اندازهای ترمیم شود. ضمن اینکه بارشهای اخیر بهطور یکنواخت در سراسر کشور توزیع نشده؛ غرب و شمال غرب وضعیت بهتری داشتهاند اما مرکز، شرق و مناطقی مانند تهران بارندگی چندانی دریافت نکردهاند. همین میزان محدود نیز صرفاً مخازن را در سطح حدود ۳۰ درصد پر کرده و برای جبران آثار خشکسالیهای شدید سالهای قبل کافی نیست.»
شوریان در واکنش به این پرسش که شهری مانند تهران که سال گذشته در آستانه «روز صفر آبی» بود، اکنون چه راهی پیشرو دارد، تاکید میکند: «مدیریت مصرف، تنها راه گریزناپذیر این وضعیت است. نه انتقال آب بینحوضهای و نه احداث سدهای جدید، مسئله را حل نمیکند. ما فراتر از توان اکولوژیک تهران، بارگذاری جمعیتی و شهری انجام دادهایم. این شهر مانند ساختمانی است که بیشازحد مجاز روی آن بار گذاشته شده و دارد نشانههای ریزش نشان میدهد؛ اگر بار را کم نکنیم، روزی فرو میریزد. ساخت شهرکهای اقماری و افزایش بیرویه بارگذاری، بدون مدیریت مصرف و کاهش تلفات بالای شبکه، فقط بحران را عمیقتر میکند. اصلاح الگوی مصرف و کاهش تلفات، درمان اساسی است و هر راهکار دیگری، فقط به تاخیر انداختن فوت بیمار است.»
این استاد دانشگاه با اشاره به چشمانداز درازمدت میگوید: «مناطق جنوب کشور از نظر اقلیمی مستعد پذیرش جمعیت هستند. باید با برنامهریزی دقیق، جمعیت و فعالیتهای اقتصادی را به سمت سواحل جنوب هدایت کنیم و بار سنگین تهران، اصفهان و سایر کلانشهرها را کاهش دهیم. در بلندمدت، هیچ راهکار دیگری جز این نمیتواند مسئله آب ایران را حل کند.»
وارد دوره ترسالی نشدهایم
عیسی بزرگزاده، سخنگوی صنعت آب، درباره وضعیت منابع آبی کشور تاکید کرده که با وجود نزدیک بودن میانگین بارش به نرمال، کشور به هیچوجه وارد دوره ترسالی نشده و توزیع بارشها بهشدت نامتوازن است. به گفته وی، متوسط بارش کشور تا ۲۵ اردیبهشت به ۲۲۷ میلیمتر رسیده که در مقایسه با میانگین بلندمدت ۲۲۶میلیمتری، اختلافی ناچیز و در محدوده نرمال بهشمار میرود. اما نکته حائز اهمیت آن است که این میانگین کمعدد، حاصل بارشهای قابلتوجه و بعضاً سیلآسا در یکسوم جنوبی و غربی کشور است، درحالیکه دوسوم کشور شامل استانهای تهران، قم، البرز، اصفهان، یزد، مرکزی، قزوین، سمنان، گیلان، مازندران، سیستان و بلوچستان، چهارمحال و بختیاری و اردبیل با کسری بارش بین ۱۰ تا ۳۲ درصد نسبت به نرمال مواجه هستند. بزرگزاده، با اشاره به این شکاف عمیق اقلیمی هشدار میدهد: «پربارشی مناطق غرب و جنوب به چه کار تامین آب تهران، مشهد و کرج میآید؟» بنابراین، تفسیر شرایط اقلیمی صرفاً بر پایه میانگین کشوری گمراهکننده است و باید مدیریت آب را بهصورت محلی و منطقهای دنبال کرد.
از منظر تامین آب شرب در تابستان پیشرو، بزرگزاده تصریح میکند که کشور به سمت قطعی و جیرهبندی آب نخواهد رفت، اما ناگزیر به سمت مدیریت مصرف گام برمیدارد. این تمایز از آنرو اهمیت دارد که عدم وقوع قطعی سراسری بهمعنای وفور آب نیست، بلکه نتیجه اتخاذ راهکارهای عملیاتی مانند اولویتبندی مصارف، کاهش اتلاف در شبکه و اعمال محدودیتهای هوشمندانه است. در این میان، وضعیت سدهای تهران نشاندهنده حساسیت بالای پایتخت است. حجم مخازن سدهای تهران در ۱۹ اردیبهشت، به ۴۱۹ میلیون مترمکعب رسیده که نسبت به مدت مشابه سال گذشته (۴۵۹ میلیون مترمکعب) حدود ۴۰ میلیون مترمکعب کاهش نشان میدهد. این در حالی است که سال گذشته نیز سالی خشک بود و ناگزیر از احجام مرده سدها برداشت شد. بنابراین تهران هماکنون در صدر استانهای دارای تنش آبی شرب قرار دارد و پس از آن، استانهای البرز و شهر مشهد بیشترین تنش را تجربه میکنند. سخنگوی صنعت آب، همچنین به ورودی مخازن سدها اشاره کرده و میگوید که مجموع ورودی تا ۱۹ اردیبهشت، حدود ۳۵ میلیارد و ۶۰۰ میلیون مترمکعب بوده که نسبت به سال گذشته ۶۸ درصد و نسبت به متوسط ۱۰ساله، حدود هشت درصد بهبود نشان میدهد، اما این بهبود نیز بیشتر نصیب حوضههای جنوبی و غربی شده و سدهای تامینکننده آب کلانشهرها همچنان با کمبود مواجهاند.
یکی از محورهای بنیادین در تحلیل بحران آب ایران، موضوع برداشت بیرویه از آبهای زیرزمینی از طریق چاههای غیرمجاز است. از سال گذشته تاکنون، حدود ۲۸ هزار حلقه چاه غیرمجاز در کشور مسدود شده است. این چاهها عمدتاً در استانهای اصفهان، فارس، کرمان، خراسان رضوی و تهران قرار داشتهاند. بااینحال، به گفته وی، روند شناسایی و مسدودسازی نیازمند ورود جدی دستگاه قضایی است و صرفاً با اقدامات اداری نمیتوان جلوی حفاریهای قاچاق و برداشتهای پنهان را گرفت. در کنار انسداد چاههای غیرمجاز، نصب کنتورهای هوشمند بهعنوان ابزاری برای پایش توامان آب و انرژی در دستور کار قرار گرفته است. بزرگزاده توضیح میدهد که نزدیک به ۲۰۰ هزار چاه، تحت این پایش قرار دارند که حدود ۷۰ تا ۸۰ درصد آبدهی کل چاههای کشور را پوشش میدهد. با وجود این اقدامات، هنوز فاصله زیادی تا کنترل کامل برداشتها وجود دارد و فرونشست زمین در دشتهای مرکزی و شمالی کشور، گواه این مدعاست که سفرههای زیرزمینی با سرعتی فزاینده در حال تخلیه هستند.
بسیاری از تحلیلگران و متخصصان و متولیان آب میگویند، شاید عمیقترین ریشه بحران آب در ایران، نه در اقلیم، بلکه در اقتصاد آب نهفته باشد. سخنگوی صنعت آب، با صراحت تمام از غیرواقعی بودن قیمت آب در ایران انتقاد میکند. به گفته وی، متوسط ارزش افزوده هر مترمکعب آب در جهان حدود ۲۲ دلار است، درحالیکه این رقم در ایران تنها پنج دلار برآورد میشود. این اختلاف فاحش نشان میدهد که آب در ایران کالایی بهشدت کمارزشسازیشده است. پایین بودن تعرفهها، بهویژه در بخش کشاورزی که بیش از ۹۰ درصد آب کشور را مصرف میکند، باعث شده نهتنها انگیزهای برای صرفهجویی وجود نداشته باشد، بلکه الگوهای کشت پرمصرف و غیربومی توسعه یابند. بزرگزاده تاکید میکند که این وضعیت ناشی از قوانین موجود از جمله ماده ۳۳ قانون توزیع عادلانه آب و همچنین تصمیمات بودجهای سالانه است که مانع از اصلاح قیمت میشود. وزارت نیرو بارها پیشنهاد واقعیسازی قیمت آب را ارائه داده، اما در بودجه سال ۱۴۰۵ نیز مورد پذیرش قرار نگرفته است. به گفته وی، «یارانه پنهان بسیار بزرگی در بخش آب وجود دارد». اگر قیمت هر مترمکعب آب مصرفی را حتی نیمدلار در نظر بگیریم، ارزش کل آب مصرفی سالانه کشور به دهها میلیارد دلار میرسد، درحالیکه درآمد حاصل از فروش آب بسیار ناچیز است. بزرگزاده هشدار میدهد که یارانه دادن به نهادههایی مانند آب، برق پمپاژ، کود و سم، بهجای حمایت از محصول نهایی، دقیقاً عامل اصلی بدمصرفی و هدررفت منابع است. این موضوع در برنامه هفتم توسعه در بخش تکالیف امنیت غذایی و کشاورزی پیشبینی شده، اما هنوز به مرحله اجرا نرسیده است.
در مورد دریاچه ارومیه، سخنگوی صنعت آب، وضعیت را نسبت به سال گذشته «بهبودیافته» توصیف میکند. حجم آب دریاچه در حال حاضر به حدود سه میلیارد و ۸۹۰ میلیون مترمکعب رسیده که در مقایسه با یک میلیارد و ۶۳۰ میلیون مترمکعب در مدت مشابه سال قبل، بیش از دو میلیارد مترمکعب افزایش نشان میدهد. عیسی بزرگزاده بلافاصله تاکید میکند که این بهبود موقتی و ناشی از بارشهای خوب منطقه بوده و نباید موجب غفلت از اقدامات ساختاری شود. مهمترین این اقدامات، کاهش ۴۰درصدی مصرف آب در بخش کشاورزی حوضه دریاچه و کاهش سطح زیرکشت است؛ اهدافی که هنوز بهطور کامل محقق نشدهاند. بدون اجرای این اصلاحات، با پایان یافتن دوره بارندگی مناسب، دریاچه بار دیگر به سوی خشکی و بحران زیستمحیطی پیشین بازخواهد گشت.
تامل در نظر متخصصان و کارشناسان آب این واقعیت را برملا میکند که کشور با وجود میانگین بارش نرمال، به دلایل ساختاری چندگانه هنوز فاصله زیادی با عبور از بحران مزمن آب دارد. بزرگزاده بر این باور است که توزیع نامتوازن بارشها، کاهش ذخایر سدهای حیاتی مانند سدهای تهران، برداشت بیرویه از آبهای زیرزمینی از طریق چاههای غیرمجاز، قیمتگذاری غیرواقعی آب بهویژه در بخش کشاورزی، تداوم الگوی مصرف نادرست و هدررفت بالای شبکه، همگی دستبهدست هم دادهاند تا هر سال آبی نسبتاً خوب نیز نتواند احیای پایدار منابع آبی را به ارمغان آورد. تابستان امسال نیز بدون مدیریت فشرده و هوشمندانه مصرف، بهویژه در کلانشهرهایی مانند تهران، کرج و مشهد، امکان بروز تنشهای جدی وجود دارد. به عبارت دیگر، آنچه کشور را از وضعیت شکننده کنونی به سمت ایمنی نسبی میبرد، نه افزایش مقطعی بارش، بلکه اصلاح عمیق سیاستهای قیمتگذاری، نظارت بر برداشتهای زیرزمینی، بازآرایی جمعیتی و اقتصادی به سمت سواحل جنوب، و درنهایت، تغییر بنیادین الگوی مصرف در همه بخشهاست. تا آن زمان، هر بارش خوبی فقط یک مسکن موقتی خواهد بود و هر تابستانی، تکرار نگرانیهای سال پیش.