تنش در تامین
پدرام سلطانی درباره آثار دومینویی تحولات اخیر در منطقه توضیح میدهد
ابعاد گسترده تحولات رخداده در ماههای اخیر در خاورمیانه بر هیچکس پوشیده نیست. جنگ اخیر، اختلال در مسیرهای حیاتی کشتیرانی از جمله تنگه هرمز، و تشدید محدودیتها در حملونقل دریایی، همگی موجب شدهاند که پیامدهای این تنشها نهفقط در سطح منطقه، بلکه در اقتصاد کشورهای مختلف در قارههای گوناگون نیز بازتاب پیدا کند. کشورهای اروپایی در یک ماه اخیر نگران افزایش قیمت حاملهای انرژی بودند و کشورهای منطقه هم نسبت به محدود شدن ظرفیتهای لجستیک خلیج فارس ابراز نگرانی میکنند. این در حالی است که حدود 80 درصد از صادرات و واردات کل کشور ما نیز از طریق بنادر واقع در خلیج فارس اتفاق میافتد. بنابراین بخش خصوصی و دولت توامان، برای واردات و صادرات با مشکلاتی مواجه شدهاند. به منظور بررسی آثار جنگ بر زنجیره تامین صنایع مختلف و پیامدهای تاخیر در تامین مواد اولیه بر اقتصاد ایران و کشورهای همسایه با پدرام سلطانی، نایبرئیس اسبق اتاق بازرگانی ایران، گفتوگویی انجام دادیم که مشروح آن را میخوانید.
♦♦♦
اجازه دهید ابتدا به مسئله آسیبدیدگی زیرساختهای تولیدی کشور بپردازیم؛ چراکه در جریان جنگ، بخشی از صنایع تولیدی و ساختوساز ایران با چالشها و اختلالهای جدی مواجه شدند. بهنظر شما میزان خسارت و آسیب واردشده به این بخش تا چه اندازه جدی و اثرگذار بوده است؟
در جریان جنگ، چند اتفاق رخ داده است که میتوان سرریز یا پیامدهای آن را بر روی زنجیره تامین مشاهده کرد؛ در وهله نخست به زیرساختهای تولیدی کشور در حوزه گاز پارس جنوبی و مشخصاً در حوزه پتروشیمی در عسلویه و بندر امام آسیب وارد شده است. همچنین باید توجه داشت که در بخش فولاد هم شرکتهای فولاد مبارکه و فولاد خوزستان، عملاً تولیدکننده مواد اولیه مورد نیاز صنایع پاییندستی کشور بودهاند و حال خط تولید این حوزهها دچار اختلال جدی شده است. این موضوع بهطور مشخص، در زنجیره تامین پلیمر نیز مشهود است. کشور برای تولید محصولات و مصنوعاتی مانند بطریهای پت (PET)، انواع کیسه، انواع قطعات خودرو، انواع لوله، لولههای پیویسی، کفش و مجموعه گستردهای از مصنوعات پلاستیکی و پلیمری که با مواد اولیه ساخته میشوند، در داخل کشور دچار چالش تامین شده است؛ زیرا به این واحدها اکنون تا حدی آسیب وارد شده و برخی از این محصولات مشخصاً بهسختی تولید میشوند. برای مثال، در بخش تولید پت کشور میتوان گفت حدود ۸۰ درصد و شاید حتی بیش از آن، عملاً از مدار تولید خارج شده است. در حوزه تولید پلیپروپیلن نیز بخش قابلتوجهی از ظرفیت تامین نیاز داخلی از بین رفته و در حال حاضر امکان پاسخگویی کامل به تقاضای بازار وجود ندارد. این مسئله همینطور در حوزه پیویسیها و مواد اولیه تولیدی حوزه پلیمر که صنایع پاییندستی به آنها متصل هستند، صدق میکند. این بحران تا زمانی که بخشی از نیاز این صنایع به کمک واردات تامین شود، عجالتاً موجب میشود قیمت این مواد و قیمت مصنوعات ساختهشده از آنها جهش زیادی پیدا کند.
صنایع فولادی نیز از آسیبها و تبعات جنگ مصون نماندند. آیا آسیب این بخش نیز به همان شدت و گستردگی است که در مورد صنایع پتروشیمی و پلیمر توضیح دادید؟
بله، در بخش زنجیره فولادی نیز همین اتفاق رخ داده است. اکنون بخش قابلتوجهی از تولید ورق در کشور که صنایع مختلفی از خودرو گرفته تا لوازم خانگی، صنایع ساختمانی و بقیه مجموعههای پاییندستی به آن وابسته هستند، دیگر امکان تامین ورق را با کیفیت و وضعیت سابق ندارند. آنچه صنعت فولاد در حال حاضر به رشتهصنایع پاییندستی خود ارائه میدهد، موجودی انبارهاست؛ بنابراین بهنظر میرسد این اختلال در درازمدت میتواند بیشتر شود. البته باید تاکید کرد که واردات میتواند تا حدی این نیاز را تامین کند.
بهنظر شما پیامدها و آسیبهای ناشی از جنگ در حوزه انرژی کشور به چه شکل بروز پیدا کرده و تا چه اندازه توانسته است زیرساختهای تامین و توزیع انرژی، از جمله برق، گاز و سوخت صنایع را تحتتاثیر قرار دهد؟
در حوزه گاز مسئله تا حدی جدیتر است، چراکه آثار نقصان در این بخش گستردهتر است. کشور تا پیش از آسیبهایی که به پارس جنوبی وارد شد، برای تامین نیاز کشور روزانه حدود 250 میلیون مترمکعب کمبود گاز داشت. این موضوع بهویژه در دورههای پیک مصرف و اوج مصرف محسوستر هم بود. این یعنی در دورههای پرمصرف مانند زمستان که مصرف خانگی گاز بالا میرفت، صنایع با مشکل مواجه میشدند. حال به واسطه حملاتی که به پارس جنوبی شد و با از مدار خارج شدن حدود 250 میلیون مترمکعب دیگر، ناترازی گاز اکنون دو برابر شده است. بهنظر میرسد که آثار این اتفاق را بهزودی و زودتر از آن دورههای پیک، بر صنایع کشور خواهیم دید. بهطور مشخص، بسیاری از پتروشیمیهایی که آسیب ندیدهاند و هنوز تولید خود را حفظ کردهاند، مصرفکننده گاز هستند. بخش بسیار اعظم این گاز در پارس جنوبی تولید میشد و بر همین اساس، تولید آنها نیز احتمالاً دچار چالش میشود. صنایع انرژیبر دیگر ما مانند صنایع سیمانی، صنایع فولادی، صنایع ریختهگری و بسیاری از صنایع دیگر که مصرف گاز دارند نیز میتوانند با این چالش مواجه شوند. درنهایت و در زمانهای پیک مصرف امکان دارد که گستره این مشکل به بخش خانوار نیز برسد. به غیر از این، صنایع پاییندستی و صنایع وابسته به انرژی کشور و زنجیره تامین آنها هم مختل شده است.
عمده صنایعی که برشمردید، صنایع ارزآور و صادراتی کشور نیز هستند. آیا این وضعیت، تراز تجاری کشور را نیز تحت تاثیر قرار میدهد؟
مسئله دقیقاً این است که این صنایع اغلب صنایع ارزآور و صادراتی کشور هستند. رشتهفعالیتهای صنعت پتروشیمی، گاز و فولاد بیشترین صادرات کشور را تشکیل میدادند. کشور اکنون دچار تشدید تراز منفی تجاری شده و آثار این وضعیت بر نرخ ارز و همچنین امکان واردات به کشور آشکار است. در حال حاضر، شرایط بهگونهای پیش رفته است که صادرات کشور به میزان قابلتوجهی کاهش یافته، درحالیکه همزمان نیاز به افزایش واردات نیز بهطور چشمگیری احساس میشود. این وضعیت به این معناست که صنایعی مانند پتروشیمی، پلیمر و فولاد که نقش تامینکننده مواد اولیه برای صنایع پاییندستی را بر عهده دارند، در مقاطعی ناچار خواهند بود برای جبران کمبودها، وابستگی بیشتری به واردات پیدا کنند. مسئله تامین مواد اولیه، وضعیت را از حیث تامین ارز نیز بیشازپیش و روزافزون خواهد کرد. یعنی اگر در شرایطی بودیم که ذخایر ارزی بالایی در دسترس داشتیم یا ذخایری که اکنون داریم به واسطه تحریمها بلوکه نشده بودند، احتمالاً ذخایر ارزی پیشین میتوانست صرف افزایش واردات و تامین مواد اولیه مورد نیاز صنایع کشور شود؛ اما اکنون وضعیت بهشکل دیگری پیش میرود و جهشهای مداوم نرخ ارز، تامین مواد اولیه مورد نیاز صنایع را بهشدت گران و پرهزینه کرده است.
بهنظر شما ابعاد اقتصادی محاصره دریایی بر کشور چیست و این وضعیت چگونه میتواند بر تجارت خارجی و زنجیره تامین صنایع اثر بگذارد؟
مورد دیگری که اختلال را به سایر نهادهها و مواد اولیه تسری داده است و حوزه غذا را نیز تا حد زیادی در بر میگیرد، محاصره دریایی است. حدود 80 درصد کالای ورودی به کشور ما از مسیر دریایی و بهویژه از بندرعباس و بندر شهید رجایی وارد میشد و این روند اکنون افت محسوسی پیدا کرده است. من آمار دقیقی ندارم، ولی بهگمانم ورودی کالاها، بیش از 80 درصد افت کرده است و حدود 20درصدی کالاها اکنون بهصورت محدود از مبادی کشورهای همسایه، بارهای باقیمانده در کشورهای حاشیه جنوبی خلیج فارس و همچنین -بسیار بااحتیاط- از پاکستان و کراچی به کشور وارد میشود. این افت واردات را نمیتوان از طریق سایر مبادی ورودی کشور تامین کرد.
مبادی باقیمانده برای واردات و تامین کالاهای مورد نیاز کشور، کدام مسیرها هستند؟
این مسیرها اغلب شامل دریای خزر و مسیرهای ریلی از شمال کشور میشوند. چین و کشورهای همسایه هم کمکهایی به ایران میکنند. مسیر ترکیه یا حتی مسیر عراق و پاکستان همچنان فعال هستند. با این همه و بهطور کلی، گمان میکنم تمام این مسیرها نمیتواند حتی یکپنجم ظرفیتی را که در شرایط عادی از جنوب کشور قابلورود به کشور بود، پوشش دهد. همچنین باید درنظر داشته باشید که این مسیرها نسبت به مسیر جنوب ایران، هزینههای بسیار گزافی هم دارد. این عوامل میتواند بهتدریج سبب اختلال در نهادههای دیگر شود. بخشهایی در حوزه غذا و واردات کالاهای اساسی، نهادههای دامی و دیگر مواد اولیهای که کشور برای زنجیره تامین تولید خود به آنها نیاز دارد با مشکل مواجه است. دلیل این مسئله هم آن است که همزمان، هم مقدار واردات کاهش پیدا کرده و هم بهطور مشخص، هزینه واردات نیز بالا رفته است.
پس اگر بگوییم اغلب رشتهفعالیتهای صنعتی کشور از اتفاقات چند ماه گذشته آسیب دیدهاند، گزاره درستی است؟
ببینید، بهطور کلی میتوان گفت که تقریباً زنجیره تامین بیشتر صنایعی که در کشور وجود دارد به واسطه اتفاقات اخیر، مختل شده است. حتی اگر صنعتی با اختلال در زنجیره تامین مواجه نشده باشد هم هزینههای تامین مواد اولیه در آن صنعت، بهطور قابلملاحظهای افزایش پیدا کرده است، چراکه امکان تامین نهادهها برای صنایع بهشکل معمول و عادی فراهم نیست. اگر این وضعیت ادامه پیدا کند یا طولانی شود، باید نگران فعالیتهای صنعتی در کشور باشیم زیرا در ادامه، نرخ تورم نیز افزایشی است. افزایش نرخ ارز که ناشی از تورم و کاهش صادرات کشور است، میتواند این وضعیت را به مراتب نگرانکنندهتر کند.
گریزی هم به ابعاد اقتصادی محاصره دریایی داشته باشیم. بهنظر شما این رخداد چه پیامدهایی برای کشورهای منطقه به همراه خواهد داشت؟
در وهله نخست، کشورهای حاشیه خلیج فارس، بهویژه آنهایی که دیگر دسترسی به آبهای آزاد ندارند، از این مسئله متاثر میشوند. البته باید کشوری همچون عربستان سعودی را از این امر مستثنی کرده و کنار بگذاریم؛ زیرا میتواند تا حد زیادی از طریق دریای سرخ، صادرات و واردات خود را انجام دهد و آثار بسته بودن تنگه هرمز بر این کشور بهمراتب کمتر است. کشورهای دیگر این محدوده، بهویژه امارات متحده عربی و بهترتیب کویت، قطر و نهایتاً عراق، از این وضعیت و شرایط مصون نیستند. این کشورها نیز اکنون هزینههای حملونقلشان بهواسطه هزینههای مازاد ریسک جنگ یا اصطلاحاً واریز شارژ (هزینههای اضافی بیمه و جنگ) و همچنین محدودیتی که ایران بر تنگه هرمز اعمال کرده است، سختتر و گرانتر شده است. همین توضیحاتی که در مورد اختلالهای زنجیره تامین دادیم، برای همه آنها نیز صدق میکند. با این همه باید تاکید کرد که این کشورها دچار تنگنای ارزی ایران نیستند. همچنین زیرساختهای تولیدی این کشورها به اندازه ایران آسیب ندیده است. البته قطر، در بخش گاز خود آسیب دیده است، ولی باید توجه داشت قطر کشور کوچکی است که درآمد سرانهای بهمراتب بالاتر از ایران دارد. این کشور ناچار به تحمل تحریمها نیست و از امتیازهای صندوق ذخیره ارزی که در آن پساندازی بیشتر از 400 میلیارد دلار دارد، بهرهمند است. چنین بودجهای برای کشور کوچکی مثل قطر برای دهها سال نیز کفایت میکند. در هر حال اما تورم و محدودیت، فشار را بر این کشورها نیز تشدید کرده است. باید توجه داشت که از بعد صادراتی نیز وضعیت بیشترکشورهای منطقه بسیار مشابه ایران است و مبادی صادرات کالاهایی مانند نفت، گاز مایع، اوره، آلومینیوم و محصولات پتروشیمی بسیار محدود شده است. البته اخبار حاکی از این است که با هماهنگی با ایران و با یکسری مراقبتها، بخشی از این کالاها از تنگه عبور میکند. این گزاره بهویژه درباره آن دسته از کشتیهایی که به سمت چین و کشورهای همسو با ایران حرکت میکنند، صادق است، زیرا آمدوشد کشتیها تا حدی تسهیل شده است. با این همه، حتی همین کشتیهایی که در حال تردد هستند هم هزینههای سنگینتری از صاحبان کالا میگیرند، چراکه به منطقه جنگی وارد میشوند و تعدادشان معدود است؛ یعنی عملاً استراتژی ایران این است که فشار بر تنگه را نگه دارد تا از این کارت استفاده بیشتری کند. ما آثار این رویداد را در ابعاد بزرگتر و گستردهتر نیز بر دنیا میبینیم؛ قیمت جهانی نفت در مقایسه با پیش از جنگ بیش از 50 درصد افزایش پیدا کرده است. قیمت بعضی دیگر از نهادههای وابسته به این منطقه مثل اوره افزایش قابلتوجهی داشته است. قیمت گوگرد، آلومینیوم و بهعبارتی گاز الانجی (LNG) و الپیجی (LPG)، افزایش قابلتوجهی پیدا کردهاند. منطقه ما عموماً صادرکننده انرژی و مواد اولیه زنجیره تامین صنایع یعنی صنایع پتروشیمی و صنایع فولادی و فلزی است؛ به همین دلیل هم آثار این مسئله بر قیمت تمامشده کشورهای دیگر نیز محسوس است. بهطور کلی در این مدت قیمت فولاد، محصولات پتروشیمی، اوره و کودهای کشاورزی و بهتبع آن قیمت غلات افزایش پیدا کرده است. بنابراین، این وضعیت آثار گستردهای نیز بر زنجیره تامین جهانی دارد و اقتصاددانان و صاحبنظران نیز نگران این مسئله هستند. اگر امروز هم این جنگ به پایان برسد، تنگه هرمز باز شود و شرایط به حالت عادی برگردد، این وضعیت با تاخیر در دنیا اصلاح میشود. برآوردها حاکی از این است که آثار این رخداد در دنیا، در بسیاری از حوزهها، تا دو سال طول میکشد.