شناسه خبر : 51607 لینک کوتاه
تاریخ انتشار:

نقاب زنانه

آیا حضور زنان در هیات‌مدیره پایان عصر فرار مالیاتی است؟

 

فائزه مومنی / نویسنده نشریه 

60درحالی‌که نظام مالیاتی ایران در آستانه تحولات ساختاری قرار دارد و دولت بیش از هر زمان دیگری برای رهایی از اقتصاد نفتی به درآمدهای مالیاتی چشم دوخته، پرسش اساسی در راهروهای بورس تهران طنین‌انداز شده است: «چرا برخی شرکت‌ها با وجود سودآوری بالا، همچنان از پرداخت سهم عادلانه به جامعه سر باز می‌زنند؟» پاسخ به این پرسش معمولاً در خلأهای قانونی یا ضعف نظارتی جست‌وجو می‌شود. یافته‌های مطالعه جامع که در بازه زمانی سال‌های ۱۳۹۶ تا ۱۴۰۲ روی ۱۴۰ شرکت بورسی انجام شده، نشان می‌دهد کلید حل این معما ممکن است در «ترکیب جنسیتی» اتاق‌های مدیریت نهفته باشد. این گزارش تحلیلی به واکاوی پژوهشی می‌پردازد که در «پژوهشنامه اقتصاد کلان» منتشر شده و ثابت می‌کند حضور زنان در هیات‌مدیره، نه به‌عنوان اقدام نمایشی برای برابری جنسیتی، بلکه به‌عنوان استراتژی اقتصادی، باعث کاهش «اجتناب از مالیات» و تقویت «عملکرد پایدار» شرکت‌ها می‌شود.

سرزمین خاکستری

اجتناب مالیاتی در ادبیات مالی، فعالیتی کاملاً متفاوت از فرار مالیاتی غیرقانونی است؛ جایی که مدیران با استفاده از ترفندهای حسابداری و بهره‌برداری از ابهامات موجود در قوانین مالیاتی، تلاش می‌کنند بار مالیاتی شرکت را به حداقل برسانند. این کار در کوتاه‌مدت نقدینگی شرکت را حفظ می‌کند اما در بلندمدت، مشروعیت شرکت را نزد جامعه و حاکمیت زیر سوال می‌برد. در سال‌های گذشته، مفهوم «پایداری شرکتی» (Sustainability) پادزهری برای این رویکرد بوده است. پژوهش پیش‌رو نشان می‌دهد رابطه میان پایداری و مالیات مستحکم نیست؛ بلکه نیازمند «کاتالیزور انسانی» است. این کاتالیزور، حضور زنان در بالاترین سطوح تصمیم‌گیری است. داده‌های استخراج‌شده از ترازنامه‌های بورسی نشان می‌دهند شرکت‌های دارای تنوع جنسیتی، تمایل کمتری به حرکت در این نواحی خاکستری دارند. آنها پایداری را نه به‌عنوان ابزار تبلیغاتی، بلکه به‌عنوان میثاق اخلاقی می‌بینند.

روان‌شناسی مدیریت

برای درک اینکه چرا حضور یک یا دو زن در هیات‌مدیره پنج یا هفت‌نفره می‌تواند رفتار مالیاتی غول صنعتی را تغییر دهد، باید به ریشه‌های روان‌شناسی اجتماعی رجوع کرد. پژوهش‌های بین‌المللی که در این مقاله نیز به آنها استناد شده، تاکید دارند که زنان به‌طور میانگین نسبت به مردان «ریسک‌گریزتر» هستند. این ریسک‌گریزی در دنیای مالی به معنای احتیاط بیشتر در انتخاب استراتژی‌هایی است که ممکن است تبعات قانونی داشته باشد. در دنیای مدیریت ایران، اجتناب مالیاتی تهاجمی مانند بازی با ریسک بالاست. اگر سازمان امور مالیاتی در فرآیند حسابرسی، ترفندهای شرکت را رد کند، جریمه‌های سنگین و از آن مهم‌تر، آسیب به شهرت برند، در انتظار شرکت است. مدیران زن به‌دلیل حساسیت بالاتر نسبت به ریسک‌های قانونی و اخلاقی، ترجیح می‌دهند شرکت را درگیر پروژه‌های پیچیده و خطرناک مالیاتی نکنند. آنها مالیات را نه به‌عنوان هزینه که باید از آن گریخت، بلکه به‌عنوان تعهد قانونی می‌بینند که عدم رعایت دقیق آن می‌تواند ثبات بلندمدت شرکت را به خطر بیندازد. همچنین، «نظریه مراقبت اخلاقی» بیان می‌کند که زنان در قضاوت‌هایشان به پیامدهای اجتماعی تصمیماتشان حساس‌ترند. برای مدیر زن، فرار مالیاتی تنها عدد در ترازنامه نیست، بلکه به معنای محروم شدن جامعه از خدمات عمومی و آسیب به عدالت اجتماعی است. این نگاه انسانی، سنگ بنای پایداری در شرکت‌های مدرن است.

تفکر گروهی

یکی از چالش‌های بزرگ حاکمیت شرکتی در ایران، پدیده «تفکر گروهی» (Groupthink) است. وقتی اعضای هیات‌مدیره همگی از یک جنسیت و با پیش‌زمینه فصلی مشابه باشند، احتمال نادیده گرفتن ریسک‌های اخلاقی افزایش می‌یابد. در چنین محیط‌هایی، به چالش کشیدن استراتژی‌های مالیاتی تهاجمی به‌عنوان «ناهماهنگی با تیم» تلقی می‌شود. ورود زنان به این ترکیب، یکدستی را می‌شکند. زنان تمایل دارند پرسش‌هایی را مطرح کنند که شاید برای مدیران مرد ثانویه به نظر برسد. بر اساس یافته‌های این مقاله، حضور زنان در هیات‌مدیره باعث تقویت «کیفیت افشا» می‌شود. هرچه افشای اطلاعات شفاف باشد، فرصت برای مخفی‌کاری‌های مالیاتی و دستکاری سود کاهش می‌یابد. حضور زنان «نظارت داخلی خودکار» ایجاد می‌کند که هزینه‌های نمایندگی (Agency Costs) را به‌شدت کاهش می‌دهد.

کالبدشکافی داده‌ها

پژوهشگران در این پژوهش با بررسی ۱۴۰ شرکت در بازه هفت‌ساله (۱۴۰۲-1396)، از الگوی آماری پیشرفته‌ای به نام «رگرسیون چندک» (Quantile Regression) استفاده کرده‌اند. این الگو اجازه می‌دهد اثر حضور زنان را در سطوح مختلف اجتناب مالیاتی بررسی کنیم. نتایج نشان داد حضور زنان نه‌تنها در شرکت‌های معمولی، بلکه در شرکت‌هایی که بیشترین تمایل را به فرار مالیاتی دارند (چندک‌های پایین مالیاتی)، بیشترین اثر اصلاحی را دارد. داده‌ها حاکی از آن است که شرکت‌های بورسی ایران در سال‌های گذشته به‌دلیل فشارهای اقتصادی، تمایل بیشتری به اجتناب مالیاتی پیدا کرده‌اند. بااین‌حال، شرکت‌هایی که از حکمرانی زنان بهره می‌برند، نرخ موثر مالیاتی پایدارتری داشته‌اند. این پژوهش نشان داد که به ازای هر واحد افزایش در حضور زنان، شاخص پایداری شرکت تقویت شده و رفتارهای تهاجمی مالیاتی به‌طور معناداری کاهش یافته است.

سبزشویی مالیاتی

در بازار سرمایه ایران، برخی مدیران تصور می‌کنند که تمرکز بر پایداری اتلاف منابع است. این نگاه باعث می‌شود که شرکت‌ها به ظاهر گزارش‌های مسئولیت اجتماعی منتشر کنند، اما برای جبران هزینه‌های آن، به‌سراغ اجتناب مالیاتی بروند. این پدیده را «سبزشویی مالیاتی» می‌نامند. اینجاست که نقش کلیدی زنان برجسته می‌شود. پژوهش خلیلی و همکاران اثبات می‌کند که در حضور مدیران زن، رابطه میان عملکرد پایدار و اجتناب مالیاتی «معکوس» می‌شود. یعنی هرچه شرکت پایدارتر می‌شود، تمایل آن به پرداخت مالیات قانونی نیز افزایش می‌یابد. این امر نشان‌دهنده «صداقت ساختاری» است که تنها با تنوع جنسیتی در لایه‌های تصمیم‌گیری محقق می‌شود. زنان اجازه نمی‌دهند شرکت با دستی شعار اجتماعی بدهد و با دستی دیگر از جیب جامعه سرقت کند.

اهرم بدهی

یکی از بخش‌های مهم مقاله، بررسی تاثیر متغیرهای کنترلی همانند «اندازه شرکت» و «اهرم مالی» است. شرکت‌های بزرگ‌تر معمولاً قدرت لابی‌گری بیشتری دارند و شرکت‌های بدهکار، فشار نقدینگی بیشتری برای فرار مالیاتی حس می‌کنند. پژوهش نشان داد که حضور زنان به‌طور مشخصی اثر مخرب «اهرم مالی بالا» بر اجتناب مالیاتی را خنثی می‌کند. مدیران زن در شرکت‌های بدهکار، به‌جای پناه بردن به ترفندهای مالیاتی برای تامین نقدینگی، به دنبال اصلاح ساختار هزینه‌ها و بهبود بهره‌وری می‌روند. این رویکرد انضباط‌گرا، سلامت مالی بلندمدت شرکت را تضمین می‌کند و مانع از انباشت جرایم مالیاتی سنگین در آینده می‌شود.

سقف‌های شیشه‌ای

با وجود مزایای اقتصادی، آمارها نشان می‌دهد که درصد حضور زنان در هیات‌مدیره شرکت‌های بورسی در کشورمان همچنان پایین است. موانع فرهنگی، شبکه‌های مردانه قدرت و فقدان قوانین حمایتی باعث شده اقتصاد ایران از این «پتانسیل نظارتی» محروم بماند. این گزارش تاکید می‌کند، تنوع جنسیتی نباید به‌عنوان موضوع تزئینی دیده شود. اگر سهامداران عمده بدانند که حضور زنان ریسک‌های قانونی شرکت را کاهش می‌دهد، احتمالاً با اشتیاق بیشتری به سمت انتخاب مدیران زن می‌روند. در واقع، این انتخاب اقتصادی عقلانی (Rational Choice) است.

توصیه‌های سیاستی

سازمان امور مالیاتی و سازمان بورس تهران می‌توانند از نتایج این پژوهش برای تدوین سیاست‌های جدید بهره ببرند. دولت می‌تواند با ارائه مشوق‌های مالیاتی به شرکت‌هایی که استانداردهای پایداری را رعایت کرده و ترکیب هیات‌مدیره متنوعی دارند، هزینه‌های وصول مالیات را کاهش دهد. ایجاد «شاخص حاکمیت شرکتی اخلاقی» در بورس می‌تواند به سرمایه‌گذاران کمک کند تا پولشان را در شرکت‌های کم‌ریسک سرمایه‌گذاری کنند. همچنین، آموزش مدیران زن و فراهم کردن بسترهای حضور آنها در صنایع استراتژیک همانند نفت و پتروشیمی (که بیشترین حجم مالیات را پرداخت می‌کنند) می‌تواند گامی بزرگ در جهت شفافیت اقتصادی در کشورمان باشد.

چندک‌های مالیاتی

یکی از نقاط قوت فنی پژوهش منتشرشده در پژوهشنامه اقتصاد کلان، استفاده از روش «رگرسیون چندکی» است؛ روشی که به‌جای تمرکز صرف بر میانگین، رفتار شرکت‌ها را در سطوح مختلف توزیع نرخ موثر مالیات بررسی می‌کند. این انتخاب روش‌شناختی اتفاقی نیست. نتایج نشان می‌دهد اثر حضور زنان در هیات‌مدیره در چندک‌های پایین نرخ موثر مالیات (یعنی شرکت‌هایی که کمترین مالیات را نسبت به سود خودشان پرداخت می‌کنند) معنادار و پررنگ است. به بیان ساده، حضور زنان بیشترین اثر اصلاحی را در همان شرکت‌هایی دارد که بیشترین تمایل را به رفتارهای تهاجمی مالیاتی دارند.

سازوکار اثرگذاری

پژوهش تنها به گزارش ضرایب آماری بسنده نکرده، بلکه تلاش کرده سازوکار اثرگذاری را نیز توضیح دهد. بر اساس چهارچوب نظری مقاله، سه مسیر اصلی برای اثر زنان بر رفتار مالیاتی قابل‌شناسایی است: نخست، تقویت نظارت هیات‌مدیره بر مدیریت اجرایی است. زنان در جلسات هیات‌مدیره تمایل بیشتری به طرح پرسش‌های جزئی‌نگر دارند. این امر باعث می‌شود پروژه‌های مالیاتی پیچیده پیش از اجرا، با دقت بیشتری ارزیابی شوند. دوم، افزایش کیفیت افشای اطلاعات مالی است. یافته‌ها نشان می‌دهد شرکت‌های دارای تنوع جنسیتی، گزارشگری شفاف‌تری دارند. شفافیت بالاتر به معنای کاهش امکان دستکاری سود و محدود شدن فضای اجتناب مالیاتی است. سوم، تغییر فرهنگ سازمانی به سمت افق بلندمدت است. حضور زنان باعث می‌شود نگاه کوتاه‌مدت به سودآوری تعدیل و تصمیم‌ها در چهارچوب پایداری بلندمدت ارزیابی شود. 

61

نقشه مالیات

اگرچه این مطالعه بر شرکت‌های پذیرفته‌شده در بورس اوراق بهادار تهران متمرکز است، اما نتایج آن در خلأ قرار ندارد. در سال‌های گذشته، پژوهش‌های متعددی در اروپا و شرق آسیا به نتایجی مشابه رسیده‌اند. تنوع جنسیتی با کاهش ریسک‌های مالی، بهبود کیفیت سود و کاهش رفتارهای فرصت‌طلبانه مرتبط است. بااین‌حال، ویژگی خاص مطالعه ایرانی در این است که داده‌ها مربوط به دوره‌ای پرتنش (۱۳۹۶ تا ۱۴۰۲) است؛ دوره‌ای که اقتصاد ایران با شوک‌های ارزی، تحریم‌های گسترده و محدودیت‌های مالی شدید مواجه بوده است. در چنین شرایطی، انگیزه برای کاهش هزینه‌ها (از جمله مالیات) افزایش می‌یابد. اینکه حتی در این محیط پرریسک نیز حضور زنان اثر مهارکننده داشته، اهمیت یافته‌ها را دوچندان می‌کند. به بیان دیگر، اگر تنوع جنسیتی بتواند در سخت‌ترین سال‌های اقتصادی چنین نقشی ایفا کند، در شرایط ثبات نسبی اثر آن احتمالاً پایدار است.

اقتصاد مالیات

یافته‌های پژوهش نشان می‌دهد بخشی از مسئله نه‌فقط در قوانین، بلکه در کیفیت حکمرانی داخلی شرکت‌ها ریشه دارد. اگر ساختار تصمیم‌گیری متنوع و شفاف باشد، رفتار مالیاتی نیز مسئولانه است. این نکته از منظر اقتصاد سیاسی اهمیت دارد. زیرا اصلاح ساختار مالیاتی صرفاً از مسیر افزایش نرخ‌ها یا تشدید نظارت حاصل نمی‌شود. گاهی اصلاح «اتاق تصمیم‌گیری» می‌تواند اثری ماندگارتر از اصلاح متن قانون داشته باشد.

راهکار سهامداران

برای سهامداران، پیام این پژوهش روشن است. حضور زنان در هیات‌مدیره فقط مطالبه اجتماعی نیست، ابزار مدیریت ریسک است. شرکت‌هایی که وارد بازی‌های پرریسک مالیاتی می‌شوند، در معرض جریمه‌های سنگین، دعاوی حقوقی و آسیب شهرتی قرار می‌گیرند. این ریسک‌ها به طور مستقیم ارزش سهام را تهدید می‌کند. در بازارهای پیشرفته، صندوق‌های سرمایه‌گذاری مسئولانه (Responsible Investment Funds) بر همین مبنا عمل می‌کنند. یافته‌های این مطالعه نشان می‌دهد بازار سرمایه در کشورمان نیز می‌تواند به این سمت حرکت کند.

 راه‌حل سهمیه‌بندی

پرسشی که ناگزیر مطرح می‌شود این است: آیا باید برای افزایش حضور زنان سهمیه تعیین کرد؟ مقاله به شکل مستقیم وارد این بحث سیاستی نمی‌شود، اما نتایج آن خوراک فکری برای چنین گفت‌وگویی فراهم می‌کند. اگر هدف، کاهش اجتناب مالیاتی و تقویت پایداری باشد، سیاست‌گذاران می‌توانند از ابزارهای نرم استفاده کنند. آنچه مسلم است، بی‌تفاوتی نسبت به ترکیب جنسیتی، به معنای چشم‌پوشی از اهرم اصلاحی مهم است.

نتیجه‌گیری

آیا حضور زنان در هیات‌مدیره، پایان عصر اجتناب مالیاتی است؟ پاسخ قطعاً مطلق نیست. مالیات پدیده‌ای پیچیده است که تحت تاثیر قوانین، ساختار مالکیت، کیفیت حسابرسی و محیط نهادی قرار دارد. داده‌های این پژوهش نشان می‌دهد تنوع جنسیتی یکی از قطعات مهم پازل است. در اقتصادی که به‌دنبال عبور از وابستگی نفتی و تقویت درآمدهای پایدار است، هر عاملی که بتواند رفتار مالیاتی را شفاف و مسئولانه کند، اهمیت راهبردی دارد. حضور زنان در اتاق‌های مدیریت، از منظر این مطالعه، چنین نقشی ایفا می‌کند. شاید اصلاح ساختار مالیاتی ایران از مجلس و دولت آغاز شود، اما تکمیل آن در هیات‌مدیره شرکت‌ها صورت می‌گیرد؛ جایی که تصمیم گرفته می‌شود مالیات به‌عنوان هزینه مزاحم یا به‌عنوان سهمی از قرارداد اجتماعی دیده شود.

اگر صدای زنان در این اتاق‌ها بلند شود، احتمالاً رنگ خاکستری رفتار مالیاتی نیز کمرنگ می‌شود. رابطه میان زنان، پایداری و مالیات، قطعات پازلی بزرگ‌تر به نام «اقتصاد اخلاقی» هستند. یافته‌های پژوهش سال ۱۴۰۴ می‌گوید، برای اصلاح اقتصاد ایران، نیاز به قوانین پیچیده نیست، گاهی کافی است فضایی برای «صداهای متفاوت» در لایه‌های قدرت باز کنیم. زنان با رویکرد بلندمدت، ریسک‌گریز و اخلاق‌مدار به اتاق‌های مدیریت، نه‌تنها ترازنامه‌ها را شفاف می‌کنند، بلکه اعتماد آسیب‌دیده میان بخش خصوصی و دولت را نیز ترمیم می‌کنند. 

دراین پرونده بخوانید ...